پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

گزارش | اسرائیل مثل «دوال‌پاست» که بر دوش استعمار سوار شده است

اسرائیل مثل دوال‌پاست. در افسانه‌های علاءالدین دوال‌پایی هست که خودش را گوشه جاده می‌اندازد و احساس عجز می‌کند. شخصی دلش برای او می‌سوزد و روی دوشش سوارش می‌کند. وقتی او سوار دوش او می‌شود، دوال‌پا پاهایش را دور گردن او حلقه می‌کند و این‌قدر او را راه می‌برد تا او را می‌کشد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ بیست و نهم اردیبهشت ماه سال جاری در شهر مقدس قم برگزار شد.

در ادامه سخنان دکتر محمود مهتدی، دیپلمات سابق ایران در کشورهای اروپایی تقدیم می‌گردد:

در اوایل انقلاب نهضتی برای نزدیکی حوزه و دانشگاه شکل‌گرفت که بعد از مدتی به فراموشی سپرده و محتوایش گم شد. حس می‌کردم که خیلی حرفِ نزده جمع شده است. بحث من این نبود ولی این جمع مرا به سمت آرزوهایی برد که از دیرباز در سینه‌‌ام نهفته بود. زمانی که حضرت امام در پاریس تشریف داشتند، بنده دانشجوی آنجا بودم. در آن زمان می‌توانستیم چندین رشته را در دانشگاه بخوانیم؛ بنابراین بنده ادبیات مدرن و جامعه‌شناسی در سوربن و ونسن می‌خواندم. دانشجوی دو رشته در دو دانشگاه با دو دیدگاه مختلف بودم.

در جامعه‌شناسی واحدی وجود داشت که برای ما ارائه نمی‌شد. یکی از دوستان فرانسوی‌ام آن واحد را داشت. او جزواتش را به من ‌‌داد. بعد از بررسی جزوات متوجه شدم در آنجا جامعه‌شناسی امنیتی درس می‌دهند. ما فرانسوی نبودیم، به‌همین‌دلیل آن درس‌ها برای ما ممنوع بود و جامعه‌شناسی به شکل تئوری می‌خواندیم. در‌حالی‌که در آنجا تکنولوژی جامعه‌شناسی تدریس می‌شد؛ یعنی آموزش می‌دادند شما چطور از جامعه‌شناسی در فلان مورد یا فلان موضوعِ خاص استفاده کنید.

بعد از اینکه جزوات آن‌ها را دیدیم و با رفتار امام آشنا شدیم، تصور می‌کردیم که حوزه پر از این رفتارها باشد. برای شما مثالی می‌زنم که چطور می‌توان در جامعه‌ای حرکت سیاسی مخالف ایجاد کرد؛ چگونه می‌توان حرکت سیاسی مخالف را خنثی کرد. در آن درس‌ها اطلاع و اخبار تبدیل به عقیده می‌شد. با خبر و شایعه عقیده به وجود می‌آمد. از عقیده، قضیه به وجود می‌آید. اگر جامعه‌ای صاحب قضیه شود، حرکت می‌کند و این عملکرد، جامعه‌شناسیِ حرکتی نام دارد. در تاریخ، هیچ فیلسوفی حرکت ایجاد نکرده، یعنی نهضتی به وجود نیاورده است. هیچ‌کدام از حکما و فلاسفه این نهضت‌ها را ایجاد نکردند، مثلاً علامه طباطبایی نهضتی را ایجاد نکردند.

می‌گویند «الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ»[1]، پس علمی که می‌خواهد از نبی به عالم منتقل شود چه علمی است که انبیا حرکت ایجاد می‌کنند؟ ولی علما این حرکت را ایجاد نمی‌کنند، بلکه برعکس فریب می‌خورند و حرکتی که در دست دارند را از دست می‌دهند. مالکیت با عقیده است. اگر شخصی این را از من بگیرد و به من پس‌گردنی بزند، در وضعیت مظلوم قرار می‌گیرم. اگر جلوی او بایستم و همه شما پشت سر من بایستید، متوجه می‌شوم که حوزه علمیه با ایشان هست، با اینکه مالکیت رفته است.

در اینجا اصول قضیه به وجود می‌آید، یعنی به جایی می‌رسم که می‌گویم اگر این است ببین چکار می‌کنم! جامعه‌ یا جمع حاضر از عقیده‌ای درباره مالکیت به چنین وضعی می‌رسد. در آیه‌ای از قرآن نام تعدادی از انبیاء آمده،[2] بعد گفته می‌شود که خدا یکی است، اما به لوط گفت که چرا شما به جای زنان، مردان را انتخاب کردید؟ به دیگری می‌گوید چرا کم از میزان می‌گذارید؟ برای هر کدام مسئله‌ای را مطرح می‌کند، یعنی می‌خواهد برای پیامبران با توحید ایجاد قضیه کند و تا ایجاد قضیه نکند کسی کاری نمی‌کند.

از بزرگترین هنرهای قرآن در جامعه‌شناسی امنیتی «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّه‏» است. قرآن توانسته از جمله «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّه‏» قضیه به وجود آورد. درحالی‌که «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّه‏» بدین معناست که خدایی جز خداوند نیست. بعد از صدر اسلام، این مطالب وارد علم کلام و فلسفه شد. فلاسفه می‌نشستند و در این باره با هم بحث می‌کردند، یعنی قضیه در اصل خودش قضیه نیست، بحثی است که می‌توان در فلسفه هم بحث شود. اگر از این موضوع بتوان قضیه در آورد خیلی کار سختی می‌شود.

در اوایل اسلام، تصور بعضی این بوده که مردم با معجزاتی ایمان می‌آورند، ولی قضیه به این شکل پیش نرفت. آیه می‌فرماید اگر می‌توانی نردبانی بگذار و به آسمان برو یا زمین را بکن و آیه بیاور، بعد می‌فرماید اگر خداوند بخواهد همه این‌ها را بر هدایت جمع می‌کند؛ سپس می‌فرماید: «إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلین‏»[3] مواظب باش که از جاهلین نباشی. پروردگار عالم پروسه‌های منازعه و جنگ دارد، این حس موجود است که باید برخورد پیش بیاید؛ باید حق را به باطل بکوبیم.

اسلام به دنبال قضیه‌سازی است. ما مایل هستیم که حوزه علمیه مباحثی را از متون بیرون بکشد. چگونه قرآن قضیه‌سازی می‌کند؟ چگونه می‌توان با «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّه‏» قضیه ساخت؟ امیرالمؤمنین (ع) چهار سال حاکمیت را در دست داشتند. سه جنگ در چهار سال اتفاق افتاد. ابن عباس فکر می‌کرد که حضرت خلافت را نمی‌پذیرند ولی حضرت پذیرفت. ابن عباس در مدینه می‌دوید، به او گفتند چرا می‌دوی؟ گفت می‌خواهم به امیرالمؤمنین بگویم که نامه عزل معاویه را ندهد. کسی که امیرالمؤمنین را می‌شناخت به ابن عباس گفت: نامه را داد و رفت؛ یعنی صبر نکرد که فردا یا پس‌فردا شود و حکما بر سر نوشتن نامه عزل بحث کنند.

چرا امیرالمؤمنین این کار را انجام داد؟ کار به جایی رسید که عده‌ای گفتند امام سیاست نمی‌داند. این‌ها علومی است که باید از حوزه بیرون بیاید. چرا در حوزه جامعه‌شناسی حرکتی نداریم؟ باید حوزه وارد دانشگاه شود. چرا جامعه‌شناسی امنیتی در حوزه نداریم؟ ما این مطالب را در دانشگاه‌های کفر خواندیم، ولی دیدیم که موارد زیبا و زیرکانه‌ای در اسلام و تشیع وجود دارد. این‌ها دانش مدرن و کاربردی و تکنولوژی جامعه‌شناسی است، نه اینکه جامعه‌شناسی در تئوری و فرضیه و این‌ها باشد. این بحث خارج از موضوع بود، ولی هیئت مدرسین حوزه در اینجا حضور داشتند و این بحث را مطرح کردم.

چرا عده‌ای از حوزه برای تدریس وارد دانشگاه‌ها می‌شوند؟ چرا یکی از دانشگاهی‌ها برای تدریس به حوزه نمی‌آید؟ چرا حوزه دعوت نمی‌کند که بعضی از اساتید درباره مسئله‌ای صحبت کنند؟ بسیاری از حوزویان در دانشگاه وارد شدند و تدریس کردند. آیا جای این مسئله خالی نیست؟ تمام ظرایف هنری قرآن را بیان کرده‌ایم. تمام مسائل مربوط به بلاغت و فصاحت گفته شده، در‌حالی‌که اصول هنر ادبیات عوض شده است.

من می‌بینم که قرآن سرشار از ادبیات مدرن است. قرآن سرشار از نکات ادبی مدرن است، چون یکی از رشته‌هایی که بنده خواندم ادبیات مدرن است. چرا در حوزه این‌ کار انجام نمی‌شود؟ چه کسی باید این کارها را انجام دهد؟ بیان شد کسانی که کارهایی انجام دادند خارج از حوزه بودند. این خیلی بد است. اولین بار که به وارد مؤسسه بعثت شدم، درباره فقه سیاسی مطالبی نوشته‌ شده بود. ما دوست داریم که روحانیون بالا باشند، «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْهِ»؛[4] اگر روحانیت نمادِ اسلام است، نباید بالای آن چیزی باشد. نباید دانشی باشد که آن‌ها ندانند.

اما راجع به بحث اسرائیل: هیچ کلمه‌ای جای اسرائیل را نمی‌گیرد. وقتی می‌گوییم رژیم اشغالگر قدس از معانی اسرائیل زده‌ایم و از آن کاسته‌ایم. وقتی صهیونیسم را به کار می‌بریم، کلمه ایسم بستر فکری را مطرح می‌کند. شیعه می‌تواند به عنوان مکتب فکری مطرح شود، ولی وقتی از امام خمینی بحث می‌شود، تشیع ساده به میان نمی‌آید.

کلمه اسرائیل معنای خودش را دارد. بعضی فکر می‌کنند که اسرائیل با وعده بالفور[5] در سال 1917 تشکیل شده است. متن بیانیه بالفور را همه خوانده‌اند. در آنجا آمده است که ملکه انگلیس به پاس خدماتی که صهیونیست‌ها انجام داده‌اند با «ایجاد خانه ملی برای یهودیان در سرزمین فلسطین» موافقت کرده است. آن‌ها می‌خواستند برای یهودیان National Home در نظر بگیرند. بعد قید می‌کند National Home به معنای وطن نیست، بلکه سرزمینی است که آن‌ها می‌توانند در آن خانه‌سازی کنند، اما معلوم بوده است که National Home را انگلیس به آن‌ها می‌‌دهد تا صهیونیست‌ها زیر سلطه انگلیس راحت باشند.

البته شرطی در بیانیه بالفور وجود داشت: یکی اینکه این اوضاع در تضاد با نهادهای موجود و سازه‌های فرهنگی و اجتماعی سرزمین فلسطین قرار نگیرد. از ۱۹۱۷ تا ۱۹۳۹ جنگ جهانی شروع می‌شود ولی در این باره اتفاقی نمی‌افتد. در واقع، در ۲۳ سال هیچ اتفاقی نیفتاد چون انگلستان فهمیده بود که چنین چیزی با سازه‌های فرهنگی و اجتماعی آنجا سازگار نیست. بعد از اینکه معامله قرن مطرح شد، ابوزمان نقشه‌هایی را نشان داد. در سال 1939، هیتلر شروع به کشتن یهودیان می‌کند، اما تعداد یهودیان در شمال غرب فلسطین بسیار کم بود. این مهاجرت در اوج کشتار یهودیان اتفاق افتاده است، چطور می‌شود که اسرائیل بعد از سال 45 به وجود می‌آید؟ یعنی جنگ در سال 1945 به پایان می‌رسد و سه سال بعد و با تشکیل سازمان ملل، اسرائیل هم به وجود می‌آید. ارکان وجودی سازمان ملل مربوط به یهود است. در جایی که می‌گوید حقوق بشر، مقصود یهود است. چه حادثه‌ای اتفاق افتاد؟ این‌ها از رموز جنگ جهانی دوم است، انگلیس در حال تسلیم‌شدن بود؛ چرچیل رفت تا نطق تسلیم را بخواند و... .

جمع‌بندی من این است که اسرائیل را خوب بشناسیم. فکر نکنیم که اسرائیل یک کشور یا گروه است. اسرائیل مثل دوال‌پاست. در افسانه‌های علاءالدین دوال‌پایی هست که خودش را گوشه جاده می‌اندازد و احساس عجز می‌کند. شخصی دلش برای او می‌سوزد و روی دوشش سوارش می‌کند. وقتی او سوار دوش او می‌شود، دوال‌پا پاهایش را دور گردن او حلقه می‌کند و این‌قدر او را راه می‌برد تا او را می‌کشد. بعد از مرگ آن شخص، دوال‌پا دوباره کنار جاده می‌آید تا شخص دیگری را به دام بیندازد.

اسرائیل عبارت است از هویتی یهودی که مثل دوال‌پا سوار بر دوش استعمار است. در قدیم استعمار وجود داشت، الان خیلی پیچیده‌تر شده است. شما با استعماری مبارزه می‌کنید که دوال‌پا بر آن حاکم شده و این دوال‌پا اسرائیل است.

اسرائیل سه مرحله دارد: 1917، بعد از پایان جنگ جهانی دوم و تشکیل اسرائیل در 1948 و سال 1982، زمانی که تاچر به قدرت رسید و در آمریکا ریگان رئیس‌جمهور شد. در اینجا نهضت جدیدی روی کار آمد. پیش از روی کار آمدن، ریگان معتقد به عقاید اقتصاددان بزرگی به نام میلتون فریدمن بود. یکسال بعد، فریدمن مشاور اقتصادی ریگان می‌شود. نهضتی جهانی به وجود می‌آید که ریشه آن در آنجا قرار دارد: کوچک‌کردن دولت‌ها و بزرگ‌کردن بخش خصوصی. بزرگ‌کردن بخش خصوصی باعث شد یهود امتیازات بیشتری را به دست بیاورد. همین الان بانک مرکزی آمریکا دست یهود است و آن‌ها اسکناس‌های آمریکا را چاپ می‌کنند.

 انتهای پیام/

پی نوشت؛

[1]. بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد صلى الله علیهم، ج‏1، ص 10.

 [2]. یکی از حضار آیۀ 73 سورۀ اعراف را قرائت کرد: «وَ إِلى‏ ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً»

[3]. سورۀ هود، آیۀ 46.

[4]. من لا یحضر الفقیه، ج 4، ص 324.

[5]. The Balfour Declaration

گزارش| تشیع انگلیسی و لیبرال‌های حوزوی در اردوگاه‌ صهیونیسم

واقعیت امر این است که هم شیعه انگلیسی و هم لیبرال‌های حوزوی در اردوگاه‌ صهیونیسم قرار دارند و کسی که با آن‌ها مبارزه کند در حقیقت با صهیونیسم مبارزه کرده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ بیست و نهم اردیبهشت ماه سال جاری در شهر مقدس قم برگزار شد.

در ادامه سخنان دکتر ابراهیم‌زاده، کارشناس مسائل سیاسی تقدیم می‌گردد:

من، سه وظیفه را در سه دقیقه عرض می‌کنم. یک، جایگاه قدس و فلسطین در نظام آموزشی؛ نظام پژوهشی و تبلیغ حوزه کجاست؟ بارها حضرت آقا فرمودند که از کارهای ویترینی پرهیز کنید. بیشتر کارهای ویترینی را در نظام پژوهشی، نظام آموزشی و نظام تبلیغی می‌بینیم.

دو نکته به بدنه انقلابی برمی‌گردد. مسئله فلسطین با شاخص‌های انقلاب، با مسئله وحدت، با مسئله تقریب، با مسئله فرآیند تمدن اسلامی و خیلی چیزهای دیگر گره خورده است. در حوزه شاهد هستیم که شیعه انگلیسی کاری انجام می‌دهد که راهبرد اصلی آن نجات اسرائیل و رژیم صهیونیستی است. در روز قدس سال ۸۸ با شعارهایی روبه‌رو شدیم که امروز در حوزه لیبرال‌ها و خصوصاً معممین لیبرال به دنبال تئوریزه کردن نظام جمهوری اسلامی هستند.

کوتاه سخن، واقعیت امر این است که هم شیعه انگلیسی و هم لیبرال‌های حوزوی در اردوگاه‌ صهیونیسم قرار دارند و کسی که با آن‌ها مبارزه کند در حقیقت با صهیونیسم مبارزه کرده است. کسانی هم که به هر نحوی به شیعه انگلیسی و لیبرال‌ها مشروعیت و مقبولیت می‌دهند و در نشست‌هایشان شرکت می‌کنند، بدانند که بدنه انقلابی حوزه هیچ‌گاه برنمی‌تابد که نامِ مقدس قدس بر زبان این‌ها جاری شود.

گزارش| مروجان دیدگاه‌های صهیونیست در حوزه

صهیونیسم بین‌الملل شامل مسیحیت، یهودیت و اسلام می‌شود، یعنی در شیعیان افرادی هستند که از آن‌ها دفاع می‌کنند، یعنی در همین حوزه کسانی هستند که مروج نظرات آن‌ها هستند. آیا در این زمینه کار شده است؟

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ بیست و نهم اردیبهشت ماه سال جاری در شهر مقدس قم برگزار شد.

در ادامه سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین صحرایی اردکانی، استاد حوزه و دانشگاه تقدیم می‌گردد:

محور مطالبی که نوشتم را با سؤالی مطرح می‌کنم. ۴۱ سال است که مسیری طی می‌شود، جایگاه حوزه کجای این مسیر است؟ اگر عملکرد حضرت امام راحل و رهنمودهای حضرت آقا را بگیریم، حوزه به‌خودیِ‌خود چکار کرده است؟ قرار شد که موضوع این نشست بررسی جایگاه و عملکرد حوزه باشد؛ آیا واقعاً عملکرد خاصی داریم که قابل دفاع باشد؟ آقای اسکندری فرمودند که اسرائیلی‌ها خوب کار می‌کنند. آن کتاب‌‌ها را حتماً بخوانید. آن‌ها کار می‌کنند، تحقیق می‌کنند، برنامه‌ریزی می‌کنند و عمل می‌کنند، ولی ما تحقیق می‌کنیم برای تحقیق، تحقیق می‌کنیم برای نوشتن، سمینار می‌گیریم ولی باید عمل کنیم. خروجی این جلسه‌ چه می‌شود؟ اگر خروجی سمینارها کتاب باشد که کتاب فایده‌ای ندارد، باید به عمل برسیم. در حوزه علمیه گفته می‌شود که واجب است به نظرات آقا عمل کنیم. حضرت آقا فرمودند «صهیونیسم بین‌الملل». صهیونیسم بین‌الملل شامل مسیحیت، یهودیت و اسلام می‌شود، یعنی در شیعیان افرادی هستند که از آن‌ها دفاع می‌کنند، یعنی در همین حوزه کسانی هستند که مروج نظرات آن‌ها هستند. آیا در این زمینه کار شده است؟

در اسرائیل، دانشکده‌ها و پژوهشکده‌هایی وجود دارد که شیعه را بهتر از ما می‌شناسند. افرادی را به ایران می‌فرستند و خوب کار می‌کنند. دوستان ما در موضوع نفوذ چکار کردند؟ چگونه دشمن در زیرزمین خانه‌ای واقع در منطقه نیروگاه می‌نشیند و اطلاعاتی از حوزه به دست می‌آورد که خیلی از مراجع و بزرگان و مدیران حوزه اطلاعی از آن‌ها ندارند؟ او ضعف‌ها و قوت‌ها و آسیب‌ها و تهدیدات را احساس می‌کند ولی مدیر حوزه چنین تسلطی ندارد ولی او نفوذِ خوبی دارد. چقدر روی این مباحث کار کردیم؟

آقا فرمودند: «این اسناد لانه جاسوسی را بخوانید»؛ آیا اسناد لانه جاسوسی در حوزه تدریس می‌شود؟ دانشگاهیان اقداماتی کردند و نتایج آن به صورت کتاب منتشر شد ولی نمی‌توانید آن کتاب‌ها را پیدا کنید. بحث نفوذ مهم است و ما باید کار کنیم. چطور قائم مقام رهبری را به جایی رساندند که همه ما می‌دانیم؛ آیا این تیم از بین رفته است؟ در جایی خواندم که وقتی کِری می‌خواست با ایران مذاکره کند، اول با یکی از مهره‌های سید مهدی هاشمی در خارج صحبت می‌کند تا راهکارهای تعامل با ایران را یاد بگیرد.

آیا تیم نفوذی که می‌بینیم تمام شده یا هنوز هم وجود دارند؟ کدیور را داشتیم ببینید الان کجاست؛ سروش را داشتیم الان ببینید کجاست. همه صداوسیما را به دست سروش داده بودیم، الان کجاست؟ نکند الان همان اتفاقات بیفتد. نکند صداوسیما به دست کسانی باشد که صحبت‌های خلافی را به خورد مردم دهند. خلاصه اینکه باید کار کنیم.

مطلبی از صحبت‌های آقای لطفی یادداشت کردم. دشمن کاری می‌کند که معادلات به هم می‌ریزد. همه جهان درگیر کرونا شدند. بعداً کشف خواهد شد که همه این‌ها سرکاری بوده است. در رابطه با سیگار، سالانه ۱۱ هزار کشته یعنی روزی سی نفر کشته می‌دهیم، هیچ‌کسی حساسیت نشان نمی‌دهد. به خاطر پول و درآمد آن هیچ‌کسی حرفی نمی‌زند. آمار تصادفات پارسال بین ۴۵ تا ۵۵ نفر در روز بود؛ اگر میانگین 50 نفر را در نظر بگیریم سالانه هجده‌هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. روزانه 700 جنین در ایران سقط می‌شود که سالانه 255 هزار نفر می‌شود. آیا کاری می‌کنیم؟

نباید دشمن بر فکر و اندیشه ما سوار شود. به‌جز بعضی، همه دولتی‌های ما تحصیل‌کرده خارج و دوست‌دار مذاکره با کری و نشستن با آن‌ها و فالوده خوردن هستند. بیایید در حوزه کاری کنیم و واقعاً وظیفه را تشخیص بدهیم. اگر وظیفه ما پیروی از مقام معظم رهبری است در این نشست‌ها بگوییم که حضرت آقا در رابطه با صهیونیسم چه سیری را برای ما مشخص کرده است و در این ۴۱ سال کجا بودیم. نشستن در جلسات و سمینارها، بررسی آیات و روایاتی که مفسرین توضیح دادند و گفتند که لات قوم یهود است جزو مسلمات ماست. باید ما به‌روز شویم و حوزه را به‌روز کنیم.

گزارش| آموزش زبان عبری به طلاب

خواهش می‌کنم واحدی برای آموزش زبان عبری برای طلبه‌هایی که تسلط بر تبلیغ دارند تأسیس شود. بیشترین قوت رژیم صهیونیستی در جنگ رسانه‌ای است؛ گفته می‌شود افرادی آموزش زبان فارسی می‌بینند و جلسات ما را رصد می‌کنند تا بدانند که باید چه کارهایی انجام شود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ بیست و نهم اردیبهشت ماه سال جاری در شهر مقدس قم برگزار شد.

در ادامه سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی لیالی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی تقدیم می‌گردد:

عرض سلام و ادب و احترام دارم؛ از بیانات اساتید محترم استفاده کردیم. بیشتر صحبت‌های بنده را دوستان بیان کردند. تشکر می‌کنم از شورای عالی حوزه، حضرت آقای اعرافی و نهاد روحانیت و کارهایی که تا به حال انجام شده است. مقداری به آقای اعرافی امید داشتیم، فضای رسانه‌ای را شروع کردند، نامه به جناب آقای پاپ و رهبران مذهبی جهان و ارتباطات و تعاملات بین‌المللی بسیار مثبت است. ان‌شاءالله تداوم پیدا کند.

بنده از اقدامات انجام‌شده حوزه‌های علمیه نسبت به مسئله فلسطین اطلاع ندارم. متأسفانه این ضعف در حوزه وجود دارد. کارهای بسیار خوبی در انقلاب اسلامی انجام شده؛ پیشنهاد می‌دهم فراخوانی بزنید که چه کارهایی نسبت به مسئله فلسطین و آزادی و قدس عزیز و نابودی رژیم جعلی صهیونیستی انجام شده است تا معلوم شود که باید چه کارهایی انجام شود.

من بخشی از اقداماتی را که حوزه‌های علمیه می‌توانند در بخش آموزش، پژوهش و تبلیغ انجام دهند را ذکر می‌کنم.

شناسایی ظرفیت‌ها و رصد تحولات فلسطین و رژیم‌صهیونیستی: امروز در جریان‌های مقاومت و گروه‌های فلسطینی چه خبر است و چه پدیده‌هایی اتفاق می‌افتد؟ شناسایی رهبرانشان، مبانی فکری و ذهنی و مالیشان، پشتیبانی از وضعیت آن‌ها و قوت و ضعف آن‌ها مهم است. اطلاعاتی از رژیم صهیونیستی و جریان‌های حاکم بر رژیم صهیونیستی از پیدایش تا به حال نداریم، اما می‌دانیم که گروه‌های مهاجری جمع شدند و رژیم را تشکیل دادند؛ اما مبانی فکری و معرفتی و جریان‌هایشان، تعارض‌ها و قوت و ضعف جریان‌های درون رژیم صهیونیستی روشن نیست. در معاونت بین‌الملل نمی‌دانم کمیته فلسطین وجود دارد و آیا فعالیت دائمی دارد؟

الحمدلله هر سال‌ کنگره‌های بین‌المللی حمایت از فلسطین برگزار می‌شود، ان‌شاءالله گسترش پیدا کند. در بسیاری از موارد نیازی نیست که کنگره به اسم حوزه برگزار شود، مثلاً در کشورهای عربی تشکیل کنگره به گروه‌های مقاومت سپرده شود. تشکیل دبیرخانه دائمی حمایت از انتفاضه فلسطین و به‌روز رسانی از کارهای مهم است.

ارتباط مستمر و مداوم با علما و مراکز جهان اسلام، ارتباطی که با الازهر دارید خیلی کارها را انجام می‌دهد. گاهی نظام و دولت و حاکمیت در مسئله فلسطین با علما ارتباط دارند ولی گاهی علما و نهاد مرجعیت ما با برخی از علمای جهان اسلام در مسئله فلسطین ارتباط دارد. حمایت‌های مادی و موشکی مهم است، اما حمایت معنوی و فکری از جنبش‌های مقاومت و نهضت‌های اسلامی کار حوزه علمیه است.

خواهش می‌کنم واحدی برای آموزش زبان عبری برای طلبه‌هایی که تسلط بر تبلیغ دارند تأسیس شود. بیشترین قوت رژیم صهیونیستی در جنگ رسانه‌ای است؛ گفته می‌شود افرادی آموزش زبان فارسی می‌بینند و جلسات ما را رصد می‌کنند تا بدانند که باید چه کارهایی انجام شود. تشکیل واحد فلسطین و زبان عبری در حوزه علمیه قم برای استفاده از زبان عبری در فضای رسانه و سایبری لازم است.

باز هم تأکید می‌کنم که بنده اطلاعی ندارم برای طلاب سطح یک و دو درس دو واحدی شناخت فلسطین دارید یا ندارید. ظاهراً چنین درسی وجود ندارد. با این درس، آشنایی حداقلی با فضای پیدایش صهیونیسم و عملکرد و جهت‌دهی آن رخ می‌دهد.

جهت‌دهی پایان‌نامه‌های سطح ۳ و ۴ در موضوع فلسطین و صهیونیسم، ظاهراً به صورت تکی و فردی کارهایی انجام شده اما از اینکه در مدارک حوزوی این پایان‌نامه‌ها به عنوان موضوع مستقلی پذیرفته شود اطلاع نداریم.

در سال‌های اخیر کارهای خوبی انجام شده، و معاونت پژوهشی حوزه هم می‌تواند در این بخش‌ها حضور پیدا کند. بحث پیدایش اسرائیل از آغاز تاکنون؛ بحث ابزارهای تسلط و سلطه یهود بر جهان اسلام؛ بحث مبارزه روحانیت و امام با اسرائیل از آغاز نهضت تاکنون؛ قدس و محوریت جهان اسلام و وحدت اسلام و پیدایش تمدن اسلامی - قدس در نظام خلقت به عنوان قبله مطرح شده است - قدس در گفتمان امام و رهبری و قدس در گفتمان‌سازی و جریان‌سازی در مسئله فلسطین؛ تحلیل گُردان‌ها و ارتش سایبری رژیم صهیونیستی؛ تحلیل سینمای هالیوود و فیلم آخرالزمانی. نکته بسیار جالبی که در فیلم‌های هالیوود می‌بینید این است که آن‌ها با مهدویت آشنایی دارند و مهدویت را شناختند. شاید پایگاه‌های شیعه‌شناسی آن‌ها از پایگاه‌های ما بیشتر باشد.

جریانی تحت عنوان صهیونیسم‌مسیحی (اونجلیست)[1] که بر آمریکا تسلط دارند، مسیحیانی هستند که عملاً صهیونیست‌اند. جریان‌های مقاومت نیروهای خیلی خوبی دارند، اما باید جریان مقاومت تحلیل و قوت و ضعفشان شناخته شود. آنچه گفته شد، باید منجر به پایان عمر رژیم صهیونیستی شود. حضرت آقا هم گفتند که پایان عمر رژیم صهیونیستی 25 سال است. در این عبارت نکته‌ای وجود دارد. آیا رژیم صهیونیستی از بیرون فروخواهد پاشید یا از درون؟ ضعف لایه‌های درونی رژیم صهیونیستی کجاست و چگونه باید از آن استفاده کرد؟

متأسفانه بر روی بحث تحریم کالاهای اسرائیلی در جهان اسلام کار نشده است. چرا جهان اسلام تصمیم نگرفت که کالاهای اسرائیلی را تحریم کند؟

نکته پایانی بحث تروریسم دولتیِ رژیم صهیونیستی است. هر تروری که در جهان اتفاق می‌افتد بی‌شک دست یهود در آن هویداست. وزارت امور خارجه و نهادهای مرتبط خیلی روی این بحث کار نکردند. خوب است که حوزه کارهای پژوهشی درباره تروریسم انجام دهد.

[1]. مسیحیت انجیلی یا اونجلیسم (به انگلیسی: Evangelicalism)

گزارش | کم کاری روحانیت در مبارزه با صهیونیست

متأسفانه، بعد از انقلاب روحانیون کمی کم‌کاری کردند و وظیفه خودشان را گردن نظام گذاشتند. برای نمونه، خدمت شما عرض کنم که الان ۲۹ مؤسسه در کشور راجع به فلسطین فعالیت می‌کنند. دو مؤسسه در این ۲۹ مؤسسه رئیسشان روحانی است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ بیست و نهم اردیبهشت ماه سال جاری در شهر مقدس قم برگزار شد.

در ادامه سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین اسکندری، استاد حوزه علمیه تقدیم می‌گردد:

سرزمین مقدس قدس 72 سال است که تصرف شده؛ خداوند درباره آن می‌فرماید: «سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیر»[1] این سرزمین مبارک 72 سال است که در اشغال مشتی آدم وحشی قرار دارد. به فلسطین می‌توان سه نوع کمک کرد: کمک نظامی در درجه اول؛ کمک مالی و بعد هم کمک معرفتی و علمی.

به صورت مستقیم، کمک نظامی از عهده حوزه برنمی‌آید. راه اساسی نجات فلسطین مبارزه است که با کمک نظامی محقق می‌شود وگرنه با شعار نمی‌توان رژیم صهیونیستی را کنار زد. تجربه نشان داده که وقتی مقاومت قدرت گرفت توانست در بعضی از جاها بر رژیم صهیونیستی چیره شود. در اینجا نقش دولت‌های اسلامی برجسته است. نقش حوزه عمدتاً زمینه‌سازی برای حمایت و ایجاد معرفت در ضرورت مقاومت نظامی در برابر رژیم صهیونیستی است. حمایت نظامی مستقیماً به عهده حوزه نیست.

کمک مالی هم به همین صورت است. حوزه در زمینه دوم موفق بوده است. به لحاظ مادی طلبه‌ها وضعیت معیشتی خوبی ندارند. اولین ستاد کمک‌رسانی جنگ در فیضیه تشکیل شد و بعد از دوران دفاع مقدس به فلسطین کمک می‌کرد. آقای سجادی مسئول این کار بود. در واقع، حوزه در حد توانش کمک کرده است.

وظیفه سوم که مستقیماً به حوزه ربط دارد، کار معرفتی و علمی است. منظور از حوزه، روحانیون هستند. این وظیفه به دو بخش تقسیم می‌شود. امام، رهبر معظم انقلاب، مرحوم هاشمی رفسنجانی، شهید مطهری، مرحوم نواب صفوی، مرحوم آیت‌الله طالقانی، مرحوم سید هادی خسروشاهی، مرحوم آیت‌الله کاشانی و شخصیت‌هایی دیگر اقدامات علمی داشتند. بعضی از علما اقدامات عملی انجام دادند. نواب صفوی تعداد زیادی از رهبران کشورهای اسلامی را به مرز سرزمین‌های اشغالی برد؛ او می‌خواست کاری کند تا اسرائیلی‌ها بعضی از آن‌ها را بکشند و خون مسلمانان به جوش بیاید و یورشی به رژیم اشغالگر داشته باشند، اما نشد. پس آن‌ها فعالیت‌هایی داشتند.

متأسفانه، بعد از انقلاب روحانیون کمی کم‌کاری کردند و وظیفه خودشان را گردن نظام گذاشتند. برای نمونه، خدمت شما عرض کنم که الان ۲۹ مؤسسه در کشور راجع به فلسطین فعالیت می‌کنند. دو مؤسسه در این ۲۹ مؤسسه رئیسشان روحانی است. یکی مرکز مطالعات فلسطین در ریاست‌جمهوری که آقای اختری مسئول آن است. این مرکز دولتی است. بین دولت و نظام ایران تفاوت‌هایی وجود دارد. همه دولت‌های ایران می‌خواهند در چارچوب نظام بین‌الملل کار کنند. آن‌ها انقلابی نیستند. رهبر انقلاب فرمود من دیپلمات نیستم. منظور رهبری از این جمله ندانستن دیپلماسی نیست، بلکه در چارچوب روابط دیپلماتیک عمل نمی‌کنند. ایشان انقلابی است و می‌خواهد در چارچوب انقلاب کار کند.

از مؤسسات دولتی انتظار معجزه نداشته باشید. شما دیدید آقای عبدالله نوری گفت یعنی چه ما پول ایران را خرج فلسطینی‌ها کنیم. دیگران هم چنین صحبت‌هایی داشتند. مؤسسه دیگری هم با نام اتحادیه رادیوتلویزیون‌های کشورهای اسلامی وجود دارد که رئیس آن آقای کریمیان است. مؤسسه بعثت از همه این مؤسسات فعال‌تر است ولی اسمش در میان آن‌ها نیست.

در میان حوزویان، مؤسسه‌ای نداریم که رسماً در این میان فعالیت کند. به نظر من، اینجا جایی است که روحانیون می‌توانند بیشترین نقش را داشته باشند. چند سال پیش مرکز مطالعات فلسطین تحقیقی در زمینه کتاب‌شناسی فلسطین انجام داد و 620 عنوان کتاب فارسی درباره فلسطین جمع‌آوری شد. به تعداد انگشتان دست، میان نویسندگان آن‌ها روحانی نبود. حوزه در این زمینه می‌تواند چند کار انجام دهد:

- ایجاد بینش نسبت به فلسطین در خود حوزه: متأسفانه امروزه عده‌ای از حوزویان نمی‌دانند فلسطین چیست.

- ایجاد بینش در مردم فلسطین: چند سال پیش لبنان بودم، فعالیت‌هایی با حزب‌الله انجام می‌‌دادیم. روزی تصمیم گرفتم به اردوگاه برج البراجنة در بیروت بروم. به هیچ عنوان حزب‌اللهی‌ها اجازه ندادند و گفتند آنجا فسادخانه است، دروغ هم نمی‌گفتند. وقتی صدام 25 موشک به سمت اسرائیل زد، انتفاضه فلسطین تعطیل شد؛ یعنی مغز آن‌ها کوچک است و بینشی ندارند پس باید در آن‌ها بینش ایجاد شود.

- ایجاد بینش در کشورهای مسلمان که یکی از آن‌ها ایران است. چند سال پیش یادمان هست که گروهی شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران سرمی‌دادند، گرچه کسانی که این شعار را می‌دادند در طول هشت سال دفاع مقدس یک تار مویشان برای ایران نیفتاد.

اگر بخواهیم این کارها را انجام دهیم موانعی بر سر راه وجود دارد. عده‌ای از روحانیون حاضر نیستند در این زمینه قدم بگذارند؛ تحلیل‌های غلطی دارند. باید این تحلیل‌ها شکسته شود. باید به حوزویان این بینش را بدهیم که ما کاری به سنی‌ها نداریم، اینجا قبله اول ما بوده است. اینجا سرزمین بارَکْنا حَوْلَهُ است. بینشی ایجاد کردند که فلسطینی‌ها چنان‌اند درحالی‌که همه آن‌ها به این شکل نیستند. نوشتار و گفتار خیلی نقش مهمی دارد. بهترین راه برای الگوگیری رژیم صهیونیستی است. در سخت‌کوشی مثل این‌ها پیدا نمی‌کنید. وقتی داستان سفرای آن‌ها را می‌خواندم می‌گفتم ای کاش به اندازه عدسی اِرق آن‌ها در وزارت امور خارجه ما آمده بود.

شما کتاب مئیر عزری را ببینید. او اولین سفیر اسرائیل در ایران بوده است. این کتاب را بخوانید، ببینید چطور در همه کارهای مسئولین ایران نفوذ می‌کند. خاطرات آنتونی پارسونز سفیر انگلیس در ایران را بخوانید. ببینید چکار می‌کرد. شما سری به کفرخانه‌های[2] آن‌ها بزنید. ببینید چقدر سخت‌کوش هستند. همان‌طور که در راه باطل تلاش می‌کنند ما هم در راه حق به این شکل تلاش کنیم.

انتهای پیام/

پی نوشت؛

[1]. سورۀ اسراء، آیۀ 1.

[2] . به این دلیل آنجا را کفرخانه می‌گویم چون در مسائل جنسی مشترک هستند.

گزارش | نقش علما در اسقاط رژیم صهیونیستی

بهترین و معتبرترین نهادی که می‌تواند بر ابطال و اسقاط این رژیم نامشروع حکم دهد علمای دین هستند و آن هم با تأسی از آیات قرآن است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ بیست و نهم اردیبهشت ماه سال جاری در شهر مقدس قم برگزار شد.

در ادامه سخنان حجت‌الاسلام والمسمین مهدی سلیمانی، امام جمعه مشهد اردهال کاشان تقدیم می‌گردد:

به روح طراح مبارزه با رژیم اشغالگر قدس، امام راحل و استمراربخش این مبارزه، رهبر حکیم انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای درود می‌فرستیم. طراحی امام در مبارزه با رژیم صهیونیستی منشأ قرآنی دارد چون رژیم صهیونیستی غیرمشروع، سارق و متجاوز است و ما وظیفه قرآنی داریم که با آن‌ها مبارزه کنیم «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏»[1]

آیه بعدی می‌فرماید: «وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدین‏»[2]. آیه بعدی نیز می‌فرماید: «وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ».[3]یکی از دلایل مبارزه با رژیم صهیونیستی فتنه آن‌هاست یعنی ماهیت وجودی آن‌ها فتنه در عالم است. «الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» و ما باید با این رژیم فتنه‌گر مبارزه کنیم. «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمین‏»[4] مبارزه کنید تا فتنه از بین برود و دینی که برای خداست بماند.

به نظر من خداوند تشری به گل سر سبد هستی حضرت محمد مصطفی زده است، خداوند در آیه 120 سوره بقره می‌فرماید: «وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ» یهود و نصاری از شما راضی نمی‌شوند تا از آن‌ها پیروی کنید.

تشر اینجاست «قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیر» اگر از آن‌ها پیروی کنید نصرت حق را نخواهید داشت. «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فی‏ خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ»[5] این‌ها رقیب خداوند هستند و از مسجد منع می‌کنند و در کنار مسجد دکان باز کردند و تلاش می‌کنند که مساجد را خراب کنند.

شاید تعطیلی مساجد به همین منظور صورت گرفته و ویروس وسیله‌ای برای تعطیلی مساجد باشد. در ادامه آیه آمده است «لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیم‏». تفسیر و مطالعه آیات بر عهده حضرات است. باید بخش علمی حوزه علمیه متصدی این کار باشد. الحمدالله درس‌های تفسیر در حوزه علمیه فراوان شده اما نباید رمی به سیاسی شود چون این دین ماست «وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّه‏»[6] باید برخورد دینی با این مسئله کنیم. تمام مشکلات جهان اسلام ممنوعیت تفسیر بود.

آنچه باعث خانه‌نشینی علی بن ابی طالب(ع) و صلح امام حسن و شهادت امام حسین(علیهما السلام) و زندانی‌شدن موسی بن جعفر(ع) و غیبت امام زمان(عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) شد، عمل‌نکردن به قرآن است. بهترین و معتبرترین نهادی که می‌تواند بر ابطال و اسقاط این رژیم نامشروع حکم دهد علمای دین هستند و آن هم با تأسی از آیات قرآن است. رسول خدا با کفار و مشرکین و بعضی از یهودیانی که سر جنگ با اسلام و قرآن داشتند مبارزه و مقاتله می‌کردند.

دکتر عباسیان فرمودند: استکبار تمام تلاشش را بر این قرار داده که رژیم صهیونیستی یعنی دشمن خدا باقی و حاکم بر روی زمین باشد. خداوند از ما می‌خواهد که دین خدا حاکم باشد. پس اگر بخواهیم صداقت در دینداری‌مان را اثبات کنیم عالماً و متعلماً، توده مردم و علما و بزرگان و فقها و همه ما و دانشگاهیان باید به فرمان خدا گردن بگذاریم و گردن‌گذاریِ فرمان خدا فقط و فقط با تأسی و عمل به قرآن خواهد بود.

بعضی از آیات قرآن به صراحت چنین رژیمی را نفی می‌کنند و دستور به مبارزه با آن می‌دهند. باید در حوزه‌های علمیه برنامه داشته باشیم. رژیم‌صهیونیستی برای خودش برنامه دارد. سیاست خارجی آن‌ها بر رفع تنش و رسمیت و اعتبار همه‌جانبه و سرآمد در دنیا قرار داده شده است. آن‌ها تلاش می‌کنند که کشورهای اسلامیِ به‌اصطلاح مخالف با اسرائیل را متقاعد و مطیع فرمان خودشان کنند.

در مناسبات با اسرائیل کشورها به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

گروهی از کشورها مناسبات علنی با اسرائیل دارند، مثل کشورهای آسیای میانه و کشورهای تاجیکستان گرجستان، قرقیزستان، قزاقستان و آذربایجان؛

بعضی از کشورها هم روابط محرمانه دارند مثل عربستان سعودی و امارات و بحرین؛

بعضی از کشورها هم در این قسمت ورود نمی‌کنند مثل عراق، قطر، کویت؛

بعضی از کشورها یا شاید می‌توان گفت دو کشور مثل ایران و سوریه و حزب‌الله لبنان و گروه حماس با تأسی بر منویات امام راحل و مطالبات امام حاضر سر ستیز با رژیم صهیونیستی دارند.

اسرائیلی‌ها می‌دانند که سوریه قلب و آخرین جبهه استراتژیک برای تهدید رژیم صهیونیستی است. همچنین معتقدند که اگر عراق با ایران متحد شود می‌تواند خطری استراتژیک برای رژیم اسرائیل باشد. برنامه کاری رژیم صهیونیستی، تقویت مناسبات محرمانه با رهبران کردهای عراق است. آن‌ها می‌خواهند کردها را با خود همراه و عراق را تجزیه کنند. همچنین با صادرات کالا و اطلاعات نظامی و اهرم‌های اطلاعاتی به بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس نفوذ کرده‌اند.

اسرائیل روی نقش متمایز و روزافزون عربستان در منطقه و ضدیت آن‌ها با ایران کار می‌کند و فعالیت‌هایی در راستای دامن‌زدن به اختلافات بین مصر و سودان انجام می‌دهد. جبهه ما بحمدالله شکل‌گرفته و باید با دو بال نظامی و علمی برای ریشه‌کنی اسرائیل کار کنیم. در بعد نظامی بحمدالله با زحمات سپاه و حاج قاسم سلیمانی موفقیت‌های بسیار خوبی در صحنه جهانی داشتیم. به روح حاج قاسم سلیمانی و روح همه شهدا و روح شهید لطفی نیاسری صلوات می‌فرستیم. در اوج تحریم و کرونا پرتاب ماهواره نور را داشتیم که چشم دشمنان اسلام را خیره و کور کرد.

حوزه علمیه بسیار خدمت کرده است. حوزه علمیه قم و علامه طباطبایی خدمتی بسیار عالی به قرآن و تفسیر آن کرده‌اند، اما در رساندن تبلیغ و ترویج روحیه امام ضعیف بودیم. در دل مملکت اسلامی و درون حوزه علمیه افرادی هستند که با روحیه بی‌اعتنایی به اسرائیل زندگی می‌کنند؛ اسرائیل به ما چه ربطی دارد؛ چرا باید به فلسطینی‌ها کمک کنیم؛ چرا باید با اسرائیل مبارزه کنیم؟ جناب آقای زمانی به حضرت آیت‌الله اعرافی این مطلب را برسانید که باید روحیه ضداستکباریِ برگرفته از نظرات معمار کبیر انقلاب روزبه‌روز در حوزه مرور و تقریر و تقویت و تصویب شود.

ما طالب جنگ نیستیم. نظام جمهوری اسلامی ایران نشان داد که بیش از چهل سال است که دست تعرض به سوی هیچ کشوری دراز نکرده و یک وجب از خاک هیچ کشوری را نگرفته است اما باید قوی باشیم و ان‌شاءالله طرح دشمنان را بخوانیم. آقا رسول‌الله (ص) فرمودند: «اللهم بارک لنا فی یمننا»؛ گفتند: «ما حجازی‌ها چطور؟»، حضرت فرمودند: «الله بارک لنا فی شامنا». گفتند: «ما چه؟»، حضرت فرمودند: «اللهم بارک لنا فی یمننا»؛‌ گفتند: «ما حجازی‌ها چطور؟»، حضرت فرمودند: «در آخرالزمان شاخ شیطان به واسطه یمنی‌ها شکسته خواهد شد». ما باید وظیفه خودمان را انجام دهیم.

آخرین حرف من این که امام وظیفه خود را انجام داد، رهبر معظم انقلاب ۳۰ سال است به اعتراف دوست و دشمن بهترین رهبری و راهبری و طرح راهبرد را در جهان برای اعتلای کلمه‌الله و عزت اسلام و قرآن و دین داشته است. باید از خودمان سوال کنیم ما برای این نظام و انقلاب چکار کردیم؟ البته کارهایی انجام داده‌ایم ولی در مقابل زحمات امام راحل و امام حاضر چیزی نیست. ان‌شاءالله بتوانیم به آبروی همه شهدا، فردای قیامت شرمنده شهدا نباشیم.

[1]. سورۀ بقره، آیۀ 216.

[2]. سورۀ بقره، آیۀ 190.

[3]. سورۀ بقره، آیۀ 191.

[4]. سورۀ بقره، آیۀ 193.

[5]. سورۀ بقره، آیۀ 114.

[6]. سورۀ بقره، آیۀ 193.

گزارش | عملکرد حوزه در تقابل با صهیونیسم

وقتی بنده به سوربن فرانسه رفته بودم دیدم که بسیاری از موضوعاتی که کار کردند راجع به اسلام‌شناسی، شیعه‌شناسی، قم‌شناسی و حوزه‌شناسی بود. بر روی موضوعات متعددی کار کرده بودند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ بیست و نهم اردیبهشت ماه سال جاری در شهر مقدس قم برگزار شد.

در ادامه سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی، مسئول دفتر اجتماعی و سیاسی حوزه‌های علمیه تقدیم می‌گردد:

«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا»[1]

دکتر عباسی بیانات ارزشمندی فرمودند و حضرت استاد لطفی نیاسر پیشکسوت در این زمینه دو دغدغه را مطرح کردند. دغدغه فلسطین و دغدغه حفظ شعائر دینی که تا بدین‌جا انجام نشد. همه اساتید بزرگوار مستحضر هستند که جرقه اصلی این فتنه‌ای که به نام صهیونیسم و غده سرطانی به وجود آمد، از سال ۱۹۰۴ زده شد. تئودور هرتزل اولین کتاب را با عنوان دولت صهیونیسم و دولت یهود نوشت. در سال ۱۹۱۷ و در جریان جنگ جهانی اول، اقدامات دولت‌های روسیه و انگلیس آغاز شد و نهایتاً در سال ۱۹۴۸ با اشغال فلسطین و تحقق اسرائیل غاصب خودش را نشان داد و الان شاهدیم که بیش از ۷۲ سال است که چندین میلیون مسلمان فلسطینی تبعید شده‌اند و در مناطق مختلفی از جهان زندگی می‌کنند.

گاهی یاد حدیث پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌افتم که می‌فرمایند: «مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ:[2] مسلمانی که فریاد شخصی را بشنود و به فریاد او نرسد مسلمان نیست.» این یک نفر نبود که ندا داده، چندین میلیون مسلمان هستند که فریاد می‌زنند. فریاد آن‌ها هم یک بار نبوده و هفتاد سال است که فریاد می‌زنند و ما ملت‌های مسلمان دین خودمان را نسبت به نجات فلسطینی‌ها انجام ندادیم و امت اسلامی این کار را انجام ندادند؛ واقعاً احساس می‌کنیم که تکلیف زمین مانده است.

در دو محور، صحبت‌هایم را خدمت اساتید بزرگوار عرض می‌کنم: محور اول از نگاه قرآن است، چون تمام معارفمان را از قرآن کریم می‌گیریم. بنده دیدم ده‌ها آیه شریفه قرآن می‌تواند الهام‌بخش تکلیف شرعی ما نسبت به فلسطین باشد. به ذهنم رسید فقط یک واژه را انتخاب کنم و دیدم که برای مسلمانانی که از دیارشان اخراج شدند «الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ»[3]، رهنمود‌های متعددی وجود دارد که فقط به چهار مورد آن اشاره می‌کنم:

اول: قتال، مقاومت، مبارزه، پیکار و سازش‌ناپذیری مردم فلسطین در برابر حاکمیت اسرائیل. در انتخاب سازش یا مقاومت، قرآن راه مقاومت را اعلام کرده است؛

دوم: وجوب حمایت و قتال و جهاد بر بقیه ملت‌ها برای دفاع از فلسطینیان مظلوم؛

سوم: حرمت و عدم اجازه برقراری روابط دوستانه دول اسلامی با اسرائیل غاصب و ظالم؛

چهارم: لزوم حمایت مالی همه دولت‌های اسلامی و پشتیبانی مالی از نهضت فلسطین.

این چهار موضوع را از چهار آیه شریفه الهام گرفتم؛ اما نسبت به مسئله وجوب مقاومت و قتال و عدم سازش در آیات 39 و 40 سورۀ حج آمده است: «أُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدیر* الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ»؛ تنها جرمشان استقامت و پایداری بر دیانت اسلامی بود. البته در ادامه آیه می‌فرماید: «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیز»؛ باید مبارزه کنید و گروهی از شما گروه ظالم را از بین ببرد وگرنه آن‌ها مساجد و سوابق و بقیه را نابود می‌کند.

خداوند به ملت‌های ساکت تشر می‌زند که چرا مبارزه نمی‌کنید: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیرا»[4]. فریاد مسلمانان مظلوم فلسطینی بلند است که ما داریم در این زندان‌ها از بین می‌رویم و ما را از دست این‌ها نجات دهید.

سوم، عدم جواز برقراری روابط دوستانه کشورهای اسلامی با اسرائیل. متأسفانه الان تعدادی از دول اسلامی با اسرائیل رابطه دوستانه دارند. در آیه ۹ سوره ممتحنه آمده است: «إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون‏»؛ اجازه ندارید با آن‌ها رابطه دوستانه برقرار کنید، چون شما را از سرزمینتان اخراج کردند. منظور آیه محدود به اخراج‌کنندگان نیست بلکه رابطه با دولت‌هایی که از آن‌ها پشتیبانی کرده‌اند هم نهی شده است.

چهارم، حمایت مالی در آیات 7 و 8 سوره حشر[5] آمده است که فیء و اموال بیت‌المالی که در اختیار دولت اسلامی قرار می‌گیرد باید به «لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرینَ الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ» داده شود. مسلمانانی که مهاجرند و از سرزمینشان اخراج شدند و سرمایه‌هایشان را از دست داده‌اند. گاهی شنیده می‌شود چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است؛ این مفهوم غلط با دستور صریح قرآن ناسازگاری دارد. در مسئله بیت‌المال دو وظیفه داریم: رسیدگی به ملتی که صاحب بیت‌المال است و رسیدگی به نیازهای امت اسلامی و جامعه بشری.

ده‌ها آیه دیگر در قرآن کریم در این راستا وجود دارد. یکی از کارهایی که حوزه علمیه مقداری انجام داده، این است که مقداری از آیات و روایات مربوط به نجات فلسطین جمع‌آوری شده است، ولی این کار نیاز به تکمیل دارد. پیشنهاد می‌کنم که این کارها انجام شود تا این تلقی غلط از بین برود. بعضی فکر می‌کنند که حمایت از فلسطین کاری سیاسی است و‌ ماهیت قرآنی و شرعی ندارد، درحالی‌که فرقی بین وجوب نماز و دفاع از مسلمانان مظلوم اخراج شده از سرزمینشان نیست. چطور است که این واجب قرآنی تکلیف شرعی است ولی آن یکی سیاست نامیده می‌شود؟ جای تعجب است از کسانی که خودشان را عالمان و مجتهدان دینی می‌دانند، اما این کار را واجب شرعی و تکلیف شرعی نمی‌دانند.

سخن دوم راجع به خدمات حوزه است. اگر نگاهی به عالمان بزرگوار و پیشوایان دینی در دهه اول انقلاب داشته باشیم، می‌بینیم امام بزرگوار در رأس آن‌هاست. موردی را نقل می‌کنم: حدود ده سال قبل، از طرف معاونت بین‌الملل حوزه به جلسه‌ای در اردوگاه‌های فلسطینی رفتیم تا همکاری‌های بین حوزه و فلسطین را شروع کنیم. در آنجا کمیته مشترک علمای ایران و فلسطین تشکیل شده بود. رئیس جلسه دکتر عبدالله تتمت‌تو بود. در این جلسات از رهبران گروه‌های مجاهد فلسطینی دعوت کردیم. یکی از آن‌ها سخن جالبی گفت: «وقتی نوجوان بودم تازه جریان غصب فلسطین اتفاق افتاده بود. ما خیال می‌کردیم ناسیونالیسم راه نجات فلسطین است. برای ملی-عربی‌گرایی سال‌ها زحمت کشیدیم، به زندان افتادیم ولی نتیجه نداد، چون در ناسیونالیسم کسی حاضر نبود جانش را بدهد. سوسیالیسم را انتخاب کردیم آن هم نتیجه نداد. احساس کردیم باید دین راهنما باشد. مراکز دینی در الازهر و عربستان بود. به الازهر نامه‌نگاری کردیم، جواب آن‌ها متزلزل بود. آن‌ها حاضر نبودند کشته راه فلسطین را شهید شرعی اعلام کنند. هر چه تلاش کردیم دیدیم که نام شهید را به کار نمی‌برند. احساس کردیم که تزلزل دارند».

ایشان می‌گوید: «به عربستان رفتیم و با مفتیان عربستان صحبت کردیم، دیدیم که آن‌ها بدتر از الازهر هستند و در اصل مجاهده و قتال تردید دارند. احساس کردیم که احتمالاً دین نمی‌تواند جواب ما را بدهد. دوستانمان را به مرکز دیگری در نجف فرستادیم. خدمت امام بزرگوار رفتند و امام گفته بود که جهاد و قتال شما مصداق جهاد شرعی و کشته‌شدگان شما مصداق شهید شرعی است. این فتوا جان جدیدی به ما بخشید. این فتوا را در فلسطین ترویج کردیم و گروه‌ها راه افتادند». تعبیر ایشان این بود که: «اگر الهام‌بخشی امام نبود، قیام فلسطین به جایی راه نمی‌برد». بقیه اقدامات امام را نام نمی‌برم.

نکته بعدی درباره شهید مطهری است. ایشان تغییر رویکردی در نگاه مذهبی شیعه داد و آن در عزاداری امام حسین (علیه‌السلام) بود. او فرمود: «شمر آن زمان مرد، یزید مرد، اما باید پای عزاداری بایستیم و با شمر و یزید زمان مبارزه کنیم و شمر زمان اسرائیل غاصب است». این تغییر رویکردی در جریان عزاداری بود که به عنوان یکی از اصالت‌های تشیع معرفی می‌شود.

من در بعضی از درس‌های ایشان شرکت می‌کردم. بعد از پیروزی انقلاب، تصمیم گرفتم که وارد کار شوم. نذری کردم و فکر کردم که خداوند چه چیزی را دوست دارد که من درباره آن کار کنم. دیدم بهترین کاری که خداوند دوست دارد نذر فلسطین است، لذا اولین حقوقم را در ماه‌های اول، به صندوق حمایت از نهضت فلسطین واریز کردم. این مسئله برای همیشه در بین روحانیون و حوزه‌های علمیه نهادینه شده است.

در جریان‌های اخیر، جنگ 33‌روزه و جنگ 22روزه حوزویان کار کردند، اما اجازه نداریم خیلی از حرف‌ها را بزنیم، ولی به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنم. پشتوانه فکری رزمندگان دلاور فلسطینی برگزاری کلاس‌هایی به دست علمای حوزه علمیه قم در قم یا تهران یا سوریه و... است. در بعضی از جلسات، شاهد همکاری این بزرگواران بودم.

یک مورد را عرض می‌کنم: ارتباط با انقلاب اسلامی ایران آن‌چنان در فلسطین اثر گذاشت که فلسطینیان به این جمع‌بندی رسیدند که تنها منجی و حامیان آن‌ها، انقلاب اسلامی ایران است. زمانی که در قاهره بودم، جنگ‌های چند روزه بین فلسطینیان در نوار غزه و اسرائیل اتفاق افتاد. تلویزیون‌های مصر به صورت زنده بمباران‌ها را نشان می‌دادند. دولت مصر برای نشان‌دادن حمایتش از فلسطین، در روزهای آخر جنگ تعدادی از مجروحان فلسطینی را برای درمان به مصر آورد. در رسانه‌ها خبر منتشر شد. بعد از انتشار خبر، سفرای کشورهای اسلامی که در قاهره حضور داشتند، برای عیادت مجروحان فلسطینی به بیمارستان رفتند تا کار را رسانه‌ای کنند و حمایت دولت‌هایشان را از آنان اعلام بدارند.

بنده هم رفته بودم. اولین سفیر وارد اتاقی شد که در آن جوانی خون‌آلود با چشم‌هایی بسته قرار داشت. به او سلام کرد ولی جوابی نشنید. سفرا آمدند و رفتند. آخرین نفر وارد شدم و سلام کردم و گفتم من از ایران آمدم. تا صحبت مرا شنید با دستانش خون‌های روی چشمش را پاک و آغوشش را باز کرد و مرا بغل گرفت. به او گفتم اگر بیدار بودی چرا جواب آن‌ها را ندادی؟ گفت: «رازی داشت! والله همه آن‌ها دروغ می‌گویند. یک کشور راست گفته و پای نهضت فلسطین ایستاده و آن ایران است». این صحنه‌ای بود که دیدم. شروع به صحبت کردم، و بعد به او گفتم اگر کمکی می‌خواهید بفرمایید. گفت: «بله، موشک‌هایی که دادید عالی بود، من چیزی نمی‌خواهم؛ به ما موشک‌ها را برسانید».

درباره اقداماتی که قرار است انجام شود توضیحاتی می‌دهم: حوزه علمیه سمیناری در فضای مجازی با حضور حدود ۱۸ کشور دنیا برگزار می‌کند. در این سمینار، شخصیت‌های بزرگ جهان اسلام شرکت دارند. آقای سید هاشم صفی‌الدین، آقای شیخ عیسی قاسم، آقای العاصی از آمریکا، آقای احمد بدرالدین حسون مفتی سوریه، و آیت‌الله اعرافی از ایران و ده‌ها شخصیت دیگر سخنرانی دارند.

یک نکته این بود که حوزه علمیه راجع به فلسطین چه کارهایی کرده است و بنده به برخی از این فعالیت‌ها اشاره کردم، به چند مورد دیگر هم اشاره می‌کنم:

- میز فلسطین را در معاونت بین‌الملل حوزه داریم که نهادهای مختلفی عضو آن هستند.

- شورای مشترکی بین نهادهای بین‌المللی وجود دارد که معاونت بین‌الملل حوزه عضو آنجاست و حدود ده سال است که کار می‌کند.

- تعدادی از سخنران‌هایی که درباره فسلطین صحبت می‌کردند را دعوت کردیم و در حوزه‌های علمیه برای آن‌ها مراسم سخنرانی برگزار کردیم. برخی از اعضای هیئت دولت فلسطینی را دعوت کردیم و در معصومیه و جاهای دیگر برای آن‌ها برنامه سخنرانی گذاشتیم.

- درباره نفوذ صحبت‌هایی بیان و گفته شد آیا حوزه در این باره کاری می‌کند؟ از وظایف مرکز صیانت حوزه، بررسی مسئله نفوذ نسبت به صهیونیسم و غیره است.

- مطرح شد که در خصوص بحث اعتیاد و تصادفات کشته‌هایی داده‌ایم، و حوزه چه می‌کند؟ بخش همکاری حوزه با ستاد مبارزه با اعتیاد کشور تشکیل شده است، در این زمینه همکاری‌های مشترکی با آن‌ها انجام می‌دهیم. کتابی به نام «نظر دین درباره تصادفات و شیوه رانندگی» نوشته شده و تعدادی از طلبه‌ها به صورت تخصصی در این زمینه کار می‌کنند.

- اشاره فرمودند که فیلسوفان حرکتی نیافریدند. امام بزرگوار فیلسوفی بود که حرکت آفرید. رهبر انقلاب در جلسه‌ای که اساتید فلسفه در آن حضور داشتند فرمودند که فلسفه نباید عقیم باشد، باید مولد باشد. باید همه چیز از درون فلسفه در بیاید. نظام ولایت فقیه از درون فلسفه در بیاید. باید مسئله جهاد و مبارزات مولود فلسفه باشد. بنابراین باید فلسفه به عنوان خشت اساسی و بنیادینِ معرفتیِ انسان به گونه‌ای باشد که جهاد و عدالت‌خواهی از آن به دست آید.

دشمنان ما چقدر کار می‌کنند؟ وقتی بنده به سوربن فرانسه رفته بودم دیدم که بسیاری از موضوعاتی که کار کردند راجع به اسلام‌شناسی، شیعه‌شناسی، قم‌شناسی و حوزه‌شناسی بود. بر روی موضوعات متعددی کار کرده بودند. عنوان یکی از موضوعات پژوهشی «مقایسه‌ای بین متد استنباط فقهی فقه شیعه از منظر دو مرجع معاصر قم، آیت‌الله وحید خراسانی و آیت‌الله صافی گلپایگانی» بود که متد استنباطشان چه مشترکات و افتراقاتی دارد. کاری که شاگردان این دو بزرگوار در قم انجام نداده بودند، در سوربن فرانسه انجام شده بود. از این نمونه‌ها فراوان دیده‌ام.

[1] . سورۀ مائده، آیۀ 82.

[2]. کافی، ج 2، ص 164.

[3]. سورۀ حج، آیۀ 40.

[4]. سورۀ نساء، آیۀ 75.

[5]. «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ (7) لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرینَ الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ یَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ (8)».

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.