پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

گزارش | مواضع علما درباره عادی سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی

حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی و علوی گرگانی در پاسخ‌های جداگانه به استفتایی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی پاسخ دادند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چندی پیش خبر عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی در مجامع بین‌المللی مطرح شد. پس از رسمی شدن این موضوع کشورها به ویژه کشورهای اسلامی به سه گروه تقسیم شدند؛ 1 این کار را تقبیح و به شدت نسبت به آن انتقاد کردند. 2 از این عمل حمایت کرده و خود نیز این مسیر را ادامه دادند و 3 در برابر این اقدام سکوت کردند.

مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز در پیام‌هایی ضمن تقبیح و انتقاد شدید نسبت به عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی، هشدارهای قاطعی را به امارات و اسرائیل ارسال کردند. در این میان مراجع معظم تقلید، علما و روحانیون نیز موضع‌گیری قاطعی داشتند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود؛

 

این کار خیانت به قرآن و امت اسلامی است

حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی و علوی گرگانی در پاسخ‌های جداگانه به استفتایی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، این کار را خیانت به قرآن و امت اسلامی دانسته و خواستار تحریم روابط و ممانعت امت اسلامی از اینگونه اقدامات شدند.

 

هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی حرام است

حضرت آیت‌الله نوری همدانی از مراجع تقلید در پاسخ به استفتایی دیگر پیرامون عادی سازی روابط بعضی از سران کشورهای اسلامی با رژیم غاصب صهیونیستی پاسخ داده و تصریح کردند: ‌هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی و حامیانش حرام است و بر اساس آیات قرآن مجید و منابع اسلامی، راهی جز جهاد وجود ندارد.

 

عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی از محرمات کبیره شرعی است

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد: اقدام خیانتکارانه ی سران دو رژیم دست‌نشانده‌ی امارات و بحرین در عادی‌سازی روابط با رژیم اشغالگر فلسطین، اقدامی نامشروع و از نظر اسلام، محکوم و از محرمات کبیره شرعی است. این اقدام خیانت آمیز نه‌تنها خیانت به مردم مظلوم فلسطین و مسجدالاقصی قبله اول مسلمین است، بلکه خیانتی به همه امت اسلامی و به رسول‌الله «صلی‌الله علیه و آله و سلم» و به قرآن کریم است. بارزترین مصادیق یهود و نصاری در آیه بالا رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکاست لذا، گرویدن به یهود و نصاری و پذیرفتن آنها به عنوان دوست، صاحب اختیار و حامی موجب خروج از ملت اسلام و پیوستن به دشمنان خدا و رسول بشمار آمده است «و من یتولهم منکم فانه منهم.»

 

عادی سازی روابط با اسرائیل در هیچ زمینه‌ای جایز نیست

افزون‌بر علمای ایران، اعضای مجمع فقه اسلامی سودان نیز با صدور فتوایی اعلام کردند: عادی سازی روابط با اسرائیل در هیچ زمینه‌ای جایز نیست.

انتهای پیام/

یادداشت | استعمار ایران توسط انگلیس

انگلیسی‌ها از سال ۱۹۱۷ ایران را تحت اشغال خود درآوردند و با توجه به نیاز این قوا به آذوقه، تمام غلات و مایحتاج ایرانیان حتی زیادتر از نیاز عمداً توسط قوای انگلیس جمع‌آوری می‌شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اقدامات استعمار انگلیس در عصر قاجار.

 

امتیاز خط تلگراف ـ پستخانه اهواز به تهران

 

امتیاز خط تلگراف ـ پستخانه اهواز به تهران که ۱۰۹۰ کیلومتر طول داشت. در سال ۱۸۶۲ میلادی به مدت ۶۰ سال به انگلیسی‌ها داده شد. بر طبق این امتیاز، دولت ایران می‌پذیرفت خط تلگراف کشیده شود و اجازه می‌داد انگلیسی‌ها از آن استفاده کنند.

 

امتیاز رویتر (۱۸۷۲ میلادی)

 

طبق گزارش‌های تاریخی موجود «نخستین امتیاز عمده‌ای که در ایران برای بهره‌برداری از معادن کشور و از جمله معادن نفت به خارجیان اعطا شد، به دوره ناصرالدین شاه بازمی‌گردد.» جولیوس دو رویتر از یهودیان انگلستان در قبال اعطای وامی به ناصرالدین شاه امتیازی را کسب کرد که به موجب آن، امتیاز انحصاری راه‌سازی، ساختن راه آهن ایران و استخراج همه معادن (به جز طلا، نقره و سنگ‌های قیمتی) و ایجاد تاسیسات آبی، قنوات و کانال‌ها و استفاده و بهره‌برداری از جنگل‌هایی را به مدت هفتاد سال و استفاده و نظارت بر گمرک ایران را به مدت ۲۵ سال تصاحب می‌کرد.

گرچه این امتیاز به واسطه مخالفت‌های داخلی و فشار روس‌ها عملا به نتیجه نرسید، ولی پس از لغو این قرارداد، انگلیسی‌ها لقمه چرب‌تری به دست آوردند که امتیاز بانک بود. بانکی که تا زمان تاسیس بانک ملی، نقش بانک مرکزی را داشت و بعد از چندسال هم امتیاز استخراج معادن و هم احداث خط آهن به اسم بانک گرفته شد.

 

امتیاز کشتیرانی بر رود کارون. سال۱۳۰۶ (۱۸۸۸ میلادی)

 

بعد از مدت‌ها اصرار و فشار انگلیس برای گرفتن این حق و روابط انگلیس با صدراعظم (میرزا علی اصغرخان اتابک)، امتیاز کشتی رانی بر رود کارون به برادران لینچ داده شد. روس‌ها از این امتیاز برآشفته شدند و با تهدید توانستند حق کشتی رانی بر مرداب انزلی و رودخانه‌های منتهی به خزر را بگیرند. شرکت لینچ در ازای این امتیاز یک لنج به ناصرالدین شاه هدیه داد و در مقابل، نفوذ مالی، سیاسی و اطلاعاتی در منطقه به دست آورد.

 

امتیاز تاسیس بانک شاهنشاهی

 

رویتر به جبران خسارت لغو امتیاز قبلی، در سال ۱۸۸۹ امتیاز تاسیس بانکی با سرمایه ۴ میلیون لیره، اجازه نشر اسکناس تا۸۰۰ هزار لیره، ۶ درصد سهم از کل درآمدهای خالص ایران و بهره‌برداری از همه معادن ایران که قبلا واگذار نشده را دریافت کرد. حتی دولت ایران متعهد شد برای شعب بانک یا زمین رایگان بدهد یا به خرید زمین مناسب کمک کند. این امتیاز باعث سقوط ارزش پول ایران شد؛ زیرا تا قبل از آن معاملات در ایران بر طلا استوار بود اما با رواج اسکناس ارزش پول هم پایین آمد.

 

امتیاز لاتاری

 

در سفر ناصرالدین شاه به اروپا، یک فرانسوی به مدت ۷۵ سال هرگونه امتیاز لاتاری و وام‌های مربوطه، شرکت‌ها و بلیت‌ها و درآمد حاصل از آن را از شاه گرفت و سپس این امتیاز را به مبلغ ۱۲۰ هزار لیره به یک انگلیسی فروخت. شاه در بازگشت به ایران با مخالفت علما و البته روسها مواجه شد و امتیاز را لغو کرد اما این اقدام باعث اخراج سفیر ایران از لندن و شکایت خریدار شد.

 

امتیاز رژی (انحصار توتون و تنباکو)

 

در سال ۱۸۹۰ این امتیاز توسط ناصرالدین شاه به تالبوت داده شد و به موجب آن حق حمل و نقل و خرید فروش توتون و تنباکو در سراسر ایران به مدت پنجاه سال به تالبوت داده می‌شد. علما به زودی دریافتند که چنین وضعیتی ممکن است پس از توتون برای سایر اقلام ضروری هم پیش بیاید و اجنبی بر مملکت مسلط شود و مبالغی هم که دریافت می‌شود به جای آنکه صرف آبادی کشور شود، به سفرهای اروپا اختصاص می‌یابد. به همین دلیل میرزای شیرازی فتوای معروف حرمت استفاده از توتون و تنباکو را دادند و مردم پشت سر علما حرکت کردند و تعدادی هم کشته شدند.

در نهایت با بالاگرفتن شعله قیام، ناصرالدین شاه وادار شد امتیاز را لغو کند. اما بابت خسارت کمپانی یعنی برای معامله‌ای که اصلا رخ نداده، مجبور شد سالی ۳۰ هزار لیره نزول بپردازد و گمرکات جنوب را ودیعه این قرض بگذارد که ظرف ۴۰ سال اصل و فرع قرض پرداخت شود.

 

امتیاز دارسی (استخراج نفت)

مظفرالدین‌شاه در سال ۱۹۰۱ میلادی امتیاز اکتشاف و استخراج نفت را به دارسی داد. بر اساس این قرارداد، امتیاز استخراج و بهره‌برداری از نفت در سراسر ایران به استثنای ایالات شمالی شامل گیلان، مازندران، گرگان، خراسان و آذربایجان برای مدت ۶۰ سال به دارسی واگذار شد.

هم‌چنین بر اساس این قرارداد، دارسی متعهد شد ظرف دو سال، شرکت یا شرکت‌هایی برای بهره‌برداری از این امتیازات تأسیس کند و سالیانه مبلغ ۲۰ هزار لیره وجه نقد و معادل همین مبلغ از سهام شرکت و نیز ۱۶ درصد از منافع خالص خود را به دولت ایران بپردازد. جالب آنکه سال‌های بعد همین ثمن بخس هم به ایران پرداخت نمی‌شود و کار به لغو قرارداد توسط رضاخان و شکایت دارسی به دیوان لاهه و ... کشیده می‌شود و رضاخان قراردادی فاجعه بار‌تر از دارسی را به نام ۱۹۳۳ امضا می‌کند.

 

معاهده پاریس (جداکردن هرات از ایران)

 

دقیقا مانند دو معاهده ننگین گلستان و ترکمانچای که با فشار انگلیس و پس از دو جنگ بین ایران و روسیه تزاری بسته شد و باعث از دست رفتن قفقاز شد، در زمان ناصرالدین شاه هم پس از دو جنگ بین ایران و انگلیس، معاهده‌ای در پاریس (۱۸۵۷ میلادی) امضا شد که به موجب آن قاجار از ادعا درباره هرات دست برداشت.

 

قرارداد ۱۹۱۹

 

این قرارداد در ۹ اوت ۱۹۱۹ میلادی میان وثوق‌الدوله نخست وزیر و کاکس وزیر مختار انگلیس امضاء و محرمانه نگه داشته شد. این قرارداد که در واقع دخالت آشکار انگلیس در ساختار سیاسی ایران بود و باعث زوال استقلال مالی و نظامی ایران می‌شد، با واکنش روحانیون و مردم و مطبوعات و شاعران رو به رو شد و طبق معمول، سایر کشورهای خارجی مخصوصا آمریکا نیز با سلطه همه جانبه انگلیس مخالفت کردند. «سرانجام تحت فشار افکار عمومی وثوق ­الدوله استعفا داد و مجلس شورای ملی ایران همه مفاد این قرار داد را تقبیح و غیر قابل تصویب اعلام کرد.»

 

مساله قحطی

 

جنگ جهانی اول (۱۸-۱۹۱۴) از مهم‌ترین اتفاقاتی است که در زمان حکومت قاجار در جهان رخ می‌دهد و تاثیر این جنگ و عملکرد انگلیس بر ایران هم از عوامل پیشین بیشتر است. در نتیجه این جنگ، بین سال‌های ۱۲۹۸ ـ ۱۲۹۶ هجری شمسی (۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی) قحطی بزرگی در ایران رخ داد که از بزرگترین قحطی‌های تاریخ بود، تلفات جانی فراوانی را سبب شد و به هولوکاست ایرانی معروف گشت.

در جنگ جهانی اول، با وجود اعلام بی‌طرفی ایران، نیروهای متخاصم انگلیس و روس به دلیل دلایل ژئوپلتیک و منابع حیاتی ایران که برای ادامه جنگ ضروری بود، از نقاط مختلف وارد کشور شدند. قوای روس در شهرهای آذربایجان، اردبیل، قزوین و انزلی، حضور داشتند و بخشهایی از جنوب کشور از جمله بوشهر و بندر لنگه نیز در اشغال نیروی انگلیس بود. همچنین واحدهایی از سربازان انگلیسی به همراه نیروهای هندی، به بهانه محافظت از تأسیسات استخراج نفت در منطقه، آبادان را اشغال کرده بودند.

با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، نیروهای روس از ایران خارج شدند و انگلیس برنامه ریزی خود برای پر کردن جای این نیروها را با بزرگ نمایی خطر آلمان‌ها و عثمانی آغاز کرد. اینگونه بود که انگلیسی‌ها از سال ۱۹۱۷ ایران را تحت اشغال خود درآوردند و با توجه به نیاز این قوا به آذوقه، تمام غلات و مایحتاج ایرانیان حتی زیادتر از نیاز عمداً توسط قوای انگلیس جمع‌آوری می‌شد.

به نظر برخی متخصصان، در این قحطی نزدیک به ۴۰٪ (در برخی دیگر از منابع ۲۵ درصد) از جمعیت ایران به سبب گرسنگی و سوء تغذیه و بیماری‌های ناشی از آن نابود شدند. در کنار بی کفایتی شاهان قاجار و احتکار آذوقه توسط شخص احمدشاه قاجار، دولت بریتانیا به دلیل خرید گسترده غله و مواد غذایی در ایران، وارد نکردن غذا از هند و بین‌النهرین، ممانعت از ورود غذا از ایالات متحده و اتخاذ سیاست‌های مالی از جمله نپرداختن درآمدهای نفت به ایران مسبب اصلی این قحطی بود.

سربازان انگلیسی به دلیل عدم رعایت بهداشت موجب شیوع بیماری‌هایی نظیر آنفولانزا و وبا در ایران شدند که به دلیل قحطی و عدم توانایی مردم برای مقاومت در برابر بیماری‌ها، مبتلایان جان خود را از دست می‌دادند. به این ترتیب حدود ۹ میلیون ایرانی به شکلی دردناک از بین رفتند و پس از این قحطی چهل سال طول کشید تا ایران به جمعیت ۱۹۱۴ خود بازگردد.

انتهای پیام/

نویسنده: مریم انصاری

برشی از یک کتاب | میرزای نائینی و مشروطه

روز24 مرداد 1315، علامه میرزا محمدحسین نائینی از رهبران نهضت مشروطه در سن 78 سالگی بدرود حیات گفت. او نماینده‌‌ افکار علما و مراجع‌ طرفدار مشروطیت‌ است‌ که‌ اندیشه‌های‌ جناح‌ مشروطه‌خواه‌ را تئوریزه‌ و مدون‌ می‌کرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ آیت‌الله‌ نائینی‌ نماینده‌‌ افکار علما و مراجع‌ طرفدار مشروطیت‌ است‌ که‌ اندیشه‌های‌ جناح‌ مشروطه‌خواه‌ را تئوریزه‌ و مدون‌ می‌کرد. از نظر وی نیابت‌ فقها در عصر غیبت‌ در امور حسبه‌ از قطعیات‌ مذهب‌ است‌ و حفظ‌ نظم‌ و اساس‌ اسلام‌ را از مهم‌ترین‌ مصادیق‌ امور حسبه‌ می‌داند. علامه نائینی‌، حکومت‌ مشروطه‌ را از باب‌ اولیه‌‌ مشروع‌ نمی‌داند، بلکه‌ آن‌ را نوعی‌ حکومت‌ غاصبانه‌ می‌شمارد که‌ از باب‌ ضرورت‌ و ثانویه‌ غصب‌ آن‌ کمتر از حکومت‌ استبدادی‌ است.

روز 24 مرداد 1315، علامه میرزا محمدحسین نائینی از رهبران نهضت مشروطه در سن 78 سالگی بدرود حیات گفت. او نماینده‌‌ افکار علما و مراجع‌ طرفدار مشروطیت‌ است‌ که‌ اندیشه‌های‌ جناح‌ مشروطه‌خواه‌ را تئوریزه‌ و مدون‌ می‌کرد.

مهم‌ترین اثر آیت‌الله‌ میرزاحسین‌ نائینی‌ «تنبیه‌ الامّه‌ وتنزیه‌ الملّه‌» نام دارد. او این اثر را در زمان مشروطه تدوین کرد و دو مرجع‌ آن‌ زمان‌، آیت‌الله ‌آخوند خراسانی‌ و میرزا عبدالله‌ مازندرانی‌ بر آن‌ تقریظ‌ نوشتند. اما علامه نائینی پس‌ از مرگ‌ ‌آخوند خراسانی‌، شروع‌ به‌ جمع‌آوری‌ نسخه‌های‌ این‌ کتاب‌ حتی‌ به‌ قیمت‌ گزاف‌ کرد و سپس‌ آنها را از بین‌ برد.

مرحوم‌ نائینی‌ در کتاب‌ یاد شده، تلاش‌ می‌کند تا مبانی‌ مشروطیت‌ را به‌ اسلام‌ نزدیک‌ کند. بعضی‌ها پنداشته‌اند نظریه‌‌ حکومتی‌ مرحوم‌ نائینی‌ همان‌ حکومت‌ مشروطه‌ است‌ و این‌ برداشتی‌ اشتباه‌ است‌ که‌ متأسفانه‌ شهرت‌ یافته‌ است‌.

آیت‌الله‌ نائینی‌ تصریح‌ می‌کند که‌ نیابت‌ فقها در عصر غیبت‌ در امور حسبه‌ از قطعیات‌ مذهب‌ است‌ و حفظ‌ نظم‌ و اساس‌ اسلام‌ را از مهم‌ترین‌ مصادیق‌ امور حسبه‌ می‌داند: «ازجمله‌ قطعیات‌ مذهب‌ ما (طایفه‌‌ امامیه‌) این‌ است‌ که‌ در این‌ عصر غیبت‌ ـ علی‌ مغیبه‌السّلام‌ـ آنچه‌ از ولایات‌ نوعیه‌ را که‌ عدم‌ رضای‌ شارع‌ مقدس‌ به‌ اهمال‌ آن‌ حتی‌ ـ در این‌زمینه‌ ـ معلوم‌ باشد، وظایف‌ حسبیه‌ نامیده‌ و نیابت‌ فقها و عصر غیبت‌ را در آن‌ قدر متیقن‌ و ثابت‌ دانستیم‌؛ حتی‌ با عدم‌ ثبوت‌ نیابت‌ عامه‌ در جمیع‌ مناصب‌ و چون‌ عدم‌ رضای شارع‌ مقدس‌ به‌ اختلال‌ نظام‌ و ذهاب‌ بیضه‌‌ اسلام‌ بلکه‌ اهمیت‌ وظایف‌ راجعه‌ به‌ حفظ‌ و نظم‌ ممالک‌ اسلامیه‌ از تمام‌ امور حسبیه‌ از اوضح‌ قطعیات‌ است‌، لهذا ثبوت‌ نیابت‌ فقها و نواب‌ عام‌ عصر غیبت‌ در اقامه‌ی‌ وظایف‌ مذکوره‌ از قطعیات‌ مذهب‌ خواهد بود.علامه نائینی‌، حکومت‌ مشروطه‌ را از باب‌ اولیه‌‌ مشروع‌ نمی‌داند، بلکه‌ آن‌ را نوعی‌ حکومت‌ غاصبانه‌ می‌شمارد که‌ از باب‌ ضرورت‌ و ثانویه‌ غصب‌ آن‌ کمتر از حکومت‌ استبدادی‌ است پس: «ارجاعش‌ از نحوه‌‌ اولی‌ [استبدادی[ که‌ ظلم‌ زائد و غصب‌ اندرغصب‌ است‌ به‌ نحوه‌‌ ثانیه‌ ]مشروطه[ و تحدید استیلای‌ جوری‌ به‌ قدر ممکن‌ واجب‌است.»

نظریه‌‌ حکومتی‌ مرحوم‌ نائینی‌ همان‌ حکومت‌ اسلامی‌ یا حکومت‌ فقهاست‌. او معتقد است‌ در این‌ زمان،‌ ولایت‌ فقها توسط‌ ستمگران‌ غصب‌ شده‌ و بازگرداندن‌ آن‌ نیز فعلاً ممکن‌ نیست‌: «در این‌ عصر غیبت‌ که‌ دست‌ امت‌ از دامان‌ عصمت‌ کوتاه‌ و مقام‌ ولایت‌ و نیابت‌ نواب‌ عام‌ در اقامه‌‌ وظائف‌ مذکوره‌ هم‌ مغصوب‌ و انتزاعش‌ غیرمقدور است.»

جالب‌ این‌ است‌ که‌ میرزای نائینی‌ بدون‌ هیچ‌ تظاهری‌ آنچه‌ را که‌ در خواب‌ راجع‌ به‌ مشروطیت‌ دیده‌ بیان‌ می‌کند و می‌گوید: حضرت‌ فرمودند: «مشروطه‌ مثل‌ آن‌ است‌ که‌ کنیز سیاهی‌ را که‌ دستش‌ هم‌ آلوده‌ باشد به‌ شستن‌ وادارش‌ نمایید.» علامه‌‌ نائینی‌ تنها فرقی‌ که‌ بین‌ استبداد و مشروطه‌ قائل‌ است‌، کثیفی‌ و تمیزی‌ دست‌ این‌ دو حکومت ‌سیاه ‌است‌ و خود در تعبیر خواب‌ گوید: «سیاهی‌ کنیز، اشاره‌ به‌ غصبیت‌ اهل‌ تصدی‌ وآلودگی‌ دست‌، اشاره‌ به‌ همان‌ غصب‌ زائد است.»

مرحوم‌ نائینی‌ به‌ جای‌ اینکه‌ این‌ کنیز سیاه‌روی‌ را به پری‌‌چهره‌ای‌ بهشتی‌ صفت‌ تبدیل‌ کند، تلاش‌ کرده ‌است‌ که‌ دست‌ کثیف‌ این‌ سیه‌چرده‌ را بشوید.

ای‌ کاش‌ علما از این‌ رویای‌ صادقه‌ به‌ فکری‌ اساسی‌تر افتاده‌ بودند و این‌ همه‌ برای‌ شستن‌ دست‌ تلاش‌ نمی‌کردند. همین‌ موضوع‌ بود که‌ پس‌ از چندی‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدند که‌ این‌ سیاه‌، دستش‌ را به‌ چیزی‌ دیگر آلوده‌ می‌کند و مجبور شدند نسخه‌های‌ «تنبیه ‌الامه‌» را با قیمت‌ گزاف‌ بخرند و نابود کنند. گرچه‌ ایدئولوژی ‌مشروطه‌، نهضت‌ را به‌ انقلاب‌ تبدیل‌ کرد و نظام‌ سیاسی‌ را تغییر داد، اما چون‌ اصیل‌ نبود پس‌ از چندی‌ تبدیل‌ به‌ استبداد پهلوی‌ شد.

منبع: برگرفته از کتاب «چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه» به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین روح‌الله حسینیان، سال 91، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

یادداشت | نقش علما در شکل‌گیری نهضت مشروطیت

باور عمومی آگاهان به تاریخ ایران به درستی آن است که مهمترین نیروی پشتیبان انقلاب مشروطیت، همانا علما بودند. اگر آنان انقلاب را تایید نمی‌کردند مسلما در نطفه خفه می‌شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نهضت مشروطیت که با مشارکت اقشار و طبقات مختلف اجتماعی و با دیدگاه‌های گوناگون فکری و اهداف متفاوت شکل گرفت؛ ریشه در علل و عوامل مختلف داخلی و خارجی داشت.

سلطنت ناصرالدین شاه قاجار(١٢٢٥ ١٢٧٥ه.ش.) موجبات ناتوانی بُنیه مالی و عقب ماندگی شدید اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی را فراهم ساخته؛ در نتیجه استبداد مطلقه داخلی و گسترش روزافزون دخالت قدرت‌های خارجی را در کشور سبب گردیده بود.

این عوامل در کنار آشنایی برخی ایرانیان با بعضی از متون و آرای روشنفکران اروپایی، عامل افزایش شکل‌گیری انجمن‌ها، اندیشه‌ها، اقدامات اصلاحی و نوگرایانه گروهی از نیروهای مذهبی و آگاهان نهضت مشروطیت به رهبری روحانیت و روشنفکران گردید.(آجودانی؛ ١٣٨٣ :٦-٦٥)

هر دو نیروی مزبور که از نخبگان جامعه بودند؛ بهتر از دیگران می‌دانستند؛ سرچشمه بحران موجود - یعنی عقب ماندگی ایران و استیلای بیگانه بر آن - از کجاست. البته روشنفکران در جریانات مبارزات ضد استبدادی، در مقایسه با روحانیت از پایگاه فکری گسترده‌ای در میان جامعه برخوردار نبودند.(اکبرزاده؛١٣٨٠:٣٢)

باور عمومی آگاهان به تاریخ ایران به درستی آن است که مهمترین نیروی پشتیبان انقلاب مشروطیت، همانا علما بودند. اگر آنان انقلاب را تایید نمی‌کردند مسلما در نطفه خفه می‌شد.(حایری؛١٣٦٠ : ٢٩دیباچه)

ادوارد براون نیز معتقد است: یکی از جنبه‌های بارز انقلاب ایران  زیرا قطعاً در خور نام انقلاب است آن است که روحانیون خود را در طرفی قرار داده‌اند که پیشرو و آزادی خواه است. فکر می‌کنم که این امر تقریبا در تاریخ جهان بی بدیل است.(براون؛١٣٧٦ :١٢٨)

همچنین شکل گیری یک سلسله حوادث و دستاویزهای سیاسی و فرهنگی در آستانه انقلاب مشروطیت و اقدامات نابخردانه مظفرالدین شاه قاجار و صدراعظم وقت(عبدالمجیدخان عین الدوله) موجب گسترش مبارزات مذهبی علیه حکومت قاجار و زمینه‌های تداوم نقش سنتی علمای دینی در رهبری مبارزات مردمی بر ضد حکومت گردید.

برای نمونه انتشار تصویری از نوزبلژیکی  رئیس گمرک ایران که وی را در یکی از مجالس رقص در حالی که لباس روحانیت بر تن پوشیده بود؛ نشان می‌داد(ناظم الاسلام کرمانی؛١٣٧٥ :٢٦٨) و یا اقدام حاکم کرمان  شاهزاده ظفرالسلطنه  در دستگیری و شلاق زدن و تبعید حاج میرزا محمدرضا مجتهد در پی درگیری‌های فرقه شیخیه و متشرعه در کرمان(دولت آبادی؛١٣٧١:٦) و اصلی ترین علّت دستگیری و شلاق زدن تعدادی از تُجّار به بهانه گرانی قند(ناظم الاسلام کرمانی؛١٣٧٥:٣٢٤) در سال ١٢٨٤ش به دلیل جنگ روسیه و ژاپن، واردات قند ایران که اکثراً از روسیه تأمین می‌شد؛ بشدت کاهش یافته و قند در تهران کمیاب و گران شده بود.

علاء الدوله  حاکم تهران  این موضوع را بهانه قرارداد و دوتن از تجّار قند را  که یکی از آنان تاجر مُسن و خوشنامی به نام حاج سید‌هاشم قندی بود  در بازار تهران به دلیل احتکار و گرانفروشی در روز روشن در ملأ عام فلک نمود. روابط نزدیک علما و تجّار بر کسی پوشیده نبود.

انگیزه دولت نیز روشن بود. از یک سو می‌خواست کمبود قند و مشکلات به وجود آمده را به گردنِ تجّارِ مخالفت حکومت، بیندازد و از سوی دیگر با این تنبیه به متحدان آنان یعنی روحانیون نیز ضربه‌ای وارد سازد. این امر هرچه بود نتیجه‌ای بر خلاف انتظارات دولت به وجود آورد؛ زیرا موجب ائتلاف گسترده‌تر گروه‌های مخالف دربار به ویژه روحانیون و بازاریان به رهبری علمایی چون آقاسید محمد طباطبایی و آقا سید عبداﷲ بهبهانی شد؛ حمایتی که توسط حداقل سه تن از مجتهدان اصلی کربلا و نجف از نهضت مشروطه به عمل آمد و تکفیر عملی شاه توسط آن‌ها، کاملاًمشهور و معلوم است.(براون؛١٣٧٦:١٣٣)

معترضان ضمن ادامه مخالفت خود با تجمع در مسجد شاه، اهداف خود را مبنی بر عزل علاءالدوله  حاکم تهران  و انعقاد مجلسی از سوی پادشاه جهت رسیدگی به عرایض مردم خواستار شدند.(محمد ناظم الاسلام کرمانی؛١٣٧٥ :٣٣٤)

به دنبال این اقدامات در شوال ١٣٢٣ه.ق در ابتدا، گروهی از روحانیون و طلاب به ریاست علمایی نظیر بهبهانی و طباطبایی و سپس قریب به دو هزار نفر از مردم در اعتراض به استمرار مظالم حکومت وقت در آستانه حضرت عبدالعظیم(ع) به تحصن پرداختند.

آنان خواستار تاسیس عدالت خانه در ایران و اجرای احکام اسلام درباره آحاد جامعه و عزل علاءالدوله از حکومت تهران، عزل نوزبلژیکی از سرپرستی گمرک، عزل عسگر گاریچی، بازگشت محترمانه حاج میرزا رضا کرمانی به کرمان، باز گرداندن مدرسه خان مروی به حاج شیخ مرتضی و موقوف نمودن تومان دهشایی کسری مواجب و مستمریات مردم بودند.(کسروی؛١٣٧٠:٦٧)

و سرانجام با افزایش اعتراضات مردمی مظفرالدین شاه قاجار در ذی القعده ١٣٢٣ه.ق دستور بررسی و پذیرش درخواست متحصنین را در زمینه تاسیس عدالتخانه مطابق قوانین شرع و برای اجرای احکام شرع را تأیید کرد و بدین سان بهبهانی و طباطبایی و سایر علما و متحصنان با احترام و استقبال گروهی از مردم به تهران بازگشتند.(آجودانی؛١٣٨٣ :٧٢-٧٠)

اما با فرا رسیدن سالروز ایام شهادت حضرت فاطمه(س) در سال ١٣٢٤ه.ق و برپایی مجالس عزاداری و سخنرانی در مساجد و گسترش مبارزات علما و مردم علیه دولت، به دستور حاکم تهران، حاج شیخ محمد واعظ از روحانیون مخالف دولت در تاریخ ١٨جمادی الاول بازداشت گردید که این امر منجر به درگیری میان مردم و نیروهای دولتی و کشته شدن طلبه جوانی به نام سیدعبدالحمید شد.

بدین سبب در ابتدا جمعی از علما از جمله شیخ فضلﷲ نوری در مسجد جامع تهران اجتماع(برای اطلاع بیشتر ر.ک کسروی؛١٣٧٠ص :١٠٩-١٠٦-١٠٥) و سپس مهاجرت کبرای آنان به قم آغاز گردید و چند روز پس از مهاجرت علما و گروهی از مردم به قم، گروه‌های دیگری از مردم تهران که بیشتر تحت تاثیر روشنفکران مشروطه طلب بودند در سفارت انگلیس متحصن شدند.(همانجا : ١١٩) دیر زمانی از این گونه اقدامات نگذشته بود که در تاریخ ١٤جمادی الثانی ١٣٢٤ق سرانجام مظفرالدین شاه اولین دستخط خود مبنی بر تشکیل مجلس از منتخبین شاهزادگان، علما، قاجاریه، اعیان، اشراف، ملاکین، تُجّار، اصناف و منتخبان طبقات مرقومه را در دارالخلافه طهران صادر کرد.(ملک زاده؛١٣٦٣:٣٧٣)

اما متحصنین، فرمان شاه را به دلیل اینکه نامی از توده ملت در آن برده نشده بود، ناکافی دانسته و شاه ناچار در ١٦جمادی الثانی فرمان تشکیل مجلس شورای اسلامی را صادر کرد و بدین طریق علمای مهاجر و متحصن در قم به تهران بازگشتند. گرچه در تاریخ ١٨جمادی الثانی شاه مجدداً به دنبال درخواست متحصنین در سفارت انگلیس فرمانی صادر و مجلس شورای اسلامی به مجلس شورای ملی تغییر یافت.

سرانجام نهضت با برخی اختلافات در اندیشه‌ها و آرمآن‌ها بین روحانیون و مشروطه طلبان به پیروزی رسید. در این میان علمای ایرانی مقیم نجف، همچون آیات عظام تهرانی، خراسانی و مازندرانی نقش موثری در حمایت از نهضت مشروطه بر عهده داشتند.

برای نمونه آخوند خراسانی در یکی از نامه‌ها که به ایران ارسال می‌کند اهداف خود را در حمایت از نهضت مشروطه اینگونه بیان می‌دارد: هدف در حمایت از مشروطه این است که برای مردم زندگی راحت بیاورند، ستم را از سرشان بردارند و از ستم دیدگان پشتیبانی و به کسانی که گرفتار هستند کمک کنند و قانون خدایی را اجرا و کشور اسلامی ایران را از حمله کفار نگاهبانی کند.(حائری؛١٣٦٠ :١٢٣)

 

ابزارهای جامعه پذیری سیاسی علما

روحانیت و عالمان دینی با محور قرار دادن فعالیت‌های فرهنگی و فکری، سعی در طرح یک فرهنگ سیاسی مستقل در میان مردم به عنوان الگوی جایگزین داشتند. در این میان از ابزارهای گوناگونی برای جامعه پذیری سیاسی بهره می‌جستند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بود از؛

مرجعیت دینی: یکی از کارهای مهم روحانیت، رهبری و هدایت دینی مردم و استنباط احکام اسلامی بود که این نقش، یک رابطه ناگسستنی را در تمام مراحل زندگی بین مردم و روحانیت سبب می‌گردید. روحانیت با استفاده از این ابزار سعی در برقراری ارتباط با مردم و گروه‌های مختلف سنی داشتند و با طرح حکومت اسلامی، الگوی جدیدی را مطرح می‌کردند.

رهبری سیاسی: نقش روحانیت شیعه در مسایل سیاسی و اجتماعی کاملاً در زمآن‌های مختلف مشهود است. این نقش به پایگاه اجتماعی روحانیت، موقعیت و فضای ذهنی مردم و نظام سیاسی بر می‌گشته است.

تَعلق آنان به جنبش بیشتر به طرفداری از بینش اجتماعی و یا اصول اعتقادی خاص مربوط می‌شد که همانا اعتقادات شیعه و تبعیت آنان از مراجع بوده است که بر اساس آن برای مشارکت در فعالیت‌های سیاسی آماده می‌شدند(زهیری؛١٣٧٩:٩١-٩٠٢)

مساجد، منابر و مجالس وعظ و خطابه: از مهم‌ترین راه‌های ارتباط روحانیت با مردم مساجد بود. زیرا مسجد مکان ویژه‌ای برای ترویج، تبلیغ و تبیین مبانی فرهنگ اسلام در زمینه‌های مختلف از جمله فرهنگ سیاسی اسلام به حساب می‌آمد.

روحانیت به عنوان نیروهای اصلی و محوری مساجد، هدایت مذهبی، اجتماعی و حتی سیاسی را بر عهده داشتند. یک جنبه مهم رشد حرکت انقلابی، مشارکت دایمی و فزاینده سازمآن‌های شیعی مذهب ایرانیان در جنبش بوده است. در کشور ٣٥میلیونی ایران، تقریبا هشتاد تا نود هزار مسجد و ١٨٠تا دویست هزار روحانی وجود دارد، سریعترین و مطمئن ترین راه برای رساندن پیام از شهری به رهبران شهر دیگر از طریق شبکه مسجد انجام می‌گرفت که توسط روحانیون رده بالا صورت می‌گرفت.(استمپل؛١٣٧٨ :٦٨)

انتهای پیام/

نویسنده: حسین صفری نژاد

پرونده ویژه | نقش علما و مراجع بزرگ شیعه در مبارزه با استعمار

از آغاز سده دهم هجری ـ شانزدهم میلادی ـ به تدریج استعمارگرن اروپایی به سرزمین‌های اسلامی وارد شدند و به تحکیم مواضع و بسط نفوذ تجاری، سیاسی و نظامی خود پرداختند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ استعمار اصولاً یک پدیده اروپایی است و توسعه جهانگشائی غرب تقریباً از اواسط قرن پانزدهم میلادی آغاز گردید.[1] از آغاز سده دهم هجری ـ شانزدهم میلادی ـ به تدریج استعمارگرن اروپایی به سرزمین‌های اسلامی وارد شدند و به تحکیم مواضع و بسط نفوذ تجاری، سیاسی و نظامی خود پرداختند،[2] در همین راستا علمای شیعی نیز به مبارزه و معارضه فکری و سیاسی با استعمار و استبداد وابسته پرداخته و در طول این مدت طولانی، صدها نفر از علماء و مراجع بزرگ شیعه، به طور فردی یا جمعی در برابر اشکال گوناگون استعمار به مبارزه برخاسته‌اند که گاه به قیام‌های سیاسی بزرگ مبدل گردیده است.

در اینجا به برخی از علماء و مراجعی که با استعمار مبارزه کرده‌اند و نوع مبارزات آن‌ها در سه قسمت؛ صدور فتاوای مؤثر سیاسی جهادی و غیر جهادی، فعالیت‌های سیاسی ضد استعماری از جمله نگارش رسالات تئوریک سیاسی و ایراد سخنرانی‌های پرشور...، رهبری و فرماندهی نظامی مبارزان و جنبش‌های سیاسی اشاره می‌شود.

 

الف) صدور فتاوای مؤثر سیاسی جهادی و غیر جهادی

1. آیت‌الله العظمی میرزا محمد حسن حسینی معروف به میرزای شیرازی: وی به سال 230 هـ . ق در شیراز متولد شد، و در همان شهر فراگیری مقدمات را به اتمام رساند. در سن 18 سالگی به اصفهان رفت و به تحصیل اصول و فقه پرداخت و در سال 1259 هـ . ق عازم نجف اشرف شد و به محضر شیخ انصاری نایل آمد. مهمترین اقدام ضد استعماری این مرجع بزرگ، فتوای تحریم تنباکو است؛ که در ضمن آن امتیازی را که، ناصرالدین شاه به یک شرکت انگلیسی در مورد تجارت تنباکو داده بود لغو کرد.[3]

2. آیت‌الله العظمی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی: وی از بزرگترین فقهاء و مراجع تشیع در قرن 13 و 14 هجری است که در سال 1247 هـ ق در یکی از روستاهای یزد به دنیا آمد. از اقدامات این فقیه استعمار ستیز، صدور بیست فتوای جهاد بر ضد دول استعمارگر اروپایی است.[4]

3. آیت‌الله العظمی محمد کاظم خراسانی، معروف به آخوند خراسانی: وی به سال 1255 هـ ق در مشهد متول شد، از اقدامات ضد استعماری این مرجع، فتواهایی در تحریم کالاهای خارجی و حمایت از کالاهای داخلی به منظور رفع نیاز کشور به بیگانگان است و نیز مخالفت ایشان با اخذ وام توسط مظفرالدین شاه از روسیه تزاری است. وی به دلیل حضور قشون روس در ایران، فتوای جهاد بر ضد روسیه را صادر و خود برای بیرون راندن بیگانگان از کشور تصمیم گرفت به همراه تنی چند از مجتهدان و مجاهدان به سوی ایران حرکت کند، اما صبح روز حرکت به طور ناگهانی و مرموز در نجف اشرف درگذشت.[5]

4. آیت‌الله العظمی محمد تقی شیرازی: وی از مراجع تقلید و رهبر سیاسی نهضت استقلال طلبی عراق در قرن 13 و 14 هـ . ق است. ایشان به سال 1256ق در شیراز به دنیا آمد.[6] از مبارزات این عالم مجاهد، فتواهای جهادی وی بر لزوم مبارزه با استعمارگران است؛ از جمله مهمترین فتواهای ایشان فتوا بر لزوم مقابله با متجاوزان روس در شمال ایران، فتوای جهاد علیه متجاوزان انگلیسی در بندر فاو و فتوای تحریم انتخابات عراق(برنامه ریزی شده توسط دولت استعماری انگلیس) بود..[7]

5. آیت‌الله العظمی شیخ فتح الله شریعت اصفهانی: وی به سال 1266 ق در اصفهان متولد شد. او جهت مبارزه با استیلای استعمار بر بازارهای مسلمانان در سال 1315 ق فتوای تحریم خود را در خصوص استفاده نکردن از کالاهای فرنگی صادر کرد. از دیگر اقدامات ضد استعماری این عالم بزرگ، صدور هشت فتوای جهاد بر ضد استعمارگران می‌باشد.[8]

6. آیت‌الله العظمی سید عبدالحسین شرف الدین عاملی: وی از برجسته ترین علما و فقهای مجاهد شیعه لبنان است که درسال 1290 ق در شهر کاظمین به دنیا آمد. سید عبدالحسین وقتی که استعمارگران فرانسوی، سوریه را اشغال نمودند بر ضد آنان قیام نمود و به این منظور کنگره‌ای تشکیل و در آن لنگره بر ضد استعمار فرانسه فتوای جهاد داد. وی مبارزات خود را بعدها در شام، مصر، و.... و تا استقلال لبنان بر ضد اشغال گران ادامه داد.[9]

 

ب) فعالیت‌های عملی سیاسی چشمگیر ضد استعماری:

1. آیت‌الله العظمی حاج علی کنی: وی به سال 1220 هـ . ق در محله کن، شمال تهران متولد شد، از فعالیت‌های عملی سیاسی ضد استعماری این عالم بزرگ، ی رویارویی با فراماسونری ( تشکیلات استعماری) است که تا دستور انحلال آن از سوی شاه ادامه داشت؛ مبارزه با امتیاز رویتر دیگر نمونه رویارویی وی با استعمار بود که شاه در نهایت به لغو آن وادارشد.[10]

2. سید جمال الدین اسدآبادی: سید جمال الدین در سال 1254 ق در اسدآباد همدان متولد شد. او برای مبارزه با استعمارگران و بیداری مشرق زمین سفرهای زیادی به سرزمین‌های افغانستان، هندوستان، مصر، ترکیه و... نمود. وی با روشنگریها و خطابه‌ها و نشر جزوات و روزنامه‌ها، غارتگری و استعمار ستمگران را به گوش ملت‌ها می‌رساند.[11]

3. آیت‌الله سید حسن مدرس: شهید مدرس به سال 1287 ق در روستای سرابه، اردستان متولد شد، از جمله فعالیت‌های وی مبارزه با اغراض شوم بیگانگان و استعمارگران بود. مدرس با طرح‌های استعماری و ضد اسلامی که به مجلس ارائه می‌شد قاطعانه مخالفت می‌کرد و با دلیل و نطقهای خود آن‌ها را رد می‌نمود؛ از جمله آن، مخالفت وی با قرارداد ننگین 1919 م، وثوق الدوله با انگلستان است.[12]

4. آیت‌الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء: وی از مراجع و علمای متفکر و استعمار ستیز و ضد صهیونیسم شیعه عراق است که در سال 1294 ق در نجف اشرف به دنیا آمد. او سالهایی از عمر خود را در مسافرت به ممالک اسلامی سپری کرد و با نطق‌های آتشین خود، مسلمانان را از خطر اسرائیل و استعمارگران شرق و غرب آگاه ساخت. وی دعوت کنفرانس مربوط به اصطلاح تقارن ادیان در «بحمدون» را که توسط آمریکا و غرب طراحی شده بود، تحریم کرد و در آن شرکت ننمود. وی به سید جمال الدین عصر خویش لقب یافت.[13]

 

ج) رهبری و فرماندهی نظامی مبارزان و جنبش‌های سیاسی:

1. آیت‌الله شیخ فضل الله نوری: شیخ فضل الله در سال 1259 در روستای لاشک، در منطقه کجور مازندران متولد شد. وی در سال 1300 ق از طرف میرزای شیرازی به ایران آمد و در جریان تنباکو از رهبران نهضت شد.[14] او بعد از آن از رهبران اصلی قیام مشروطه در ایران بود که پس از مدتی به علت کشف جریانات رشنفکری انگلیسی و خط انحراف، با دقت و صلابت فوق العاده‌ای به افشاگری آنان و شفاف سازی جریان غرب گرا و وابسته پرداخت و عاقبت در این راه به شهادت رسید.

2. آیت‌الله سید عبدالحسین لاری: وی به سال 1265 در شهر دزفول متولد شد. او در جنگ جهانی اول که انگلیسی‌ها بوشهر را تصرف کردند و سپس آهنگ تصرف لارستان را کردند، بر ضد انگلیس اعلام جهاد داد و خود نیز برای جلوگیری از هجوم بیگانگان به قریه کورده لارستان رفت. وقتی که بندرعباس در تصرف انگلیس در آمد، سید عبدالحسین با اعزام نمایندگانی جهاد علیه انگلیس را رهبری می‌کند و با فراهم سازی قشون این شهر را از دست نیروهای انگلیس خارج می‌سازد.[15]

3. آیت‌الله نورالله اصفهانی: وی به سال 1278 ق در اصفهان به دنیا آمد. حاج آقا نور الله در جنگ جهانی اول که قوای انگلیس، روسیه ایران را اشغال کرده بودند، به کمک سایر مبارزین بر علیه اشغالگران اعلان جنگ داده و اصفهان را تحت تصرف خود در می‌آورد. وی در جریان قیام تنباکو فعالانه شرکت داشت از دیگر اقدامات او در مبارزه با استعمار تشکیل شرکه الاسلامیه است.[16]

4. آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی: وی به سال 1301 ق در تهران متولد شد. او از رهبران مبارز، ضد استعماری در عراق بود و در انقلاب 1920 جامعه عراق نقش یگانه داشت. (آیت‌الله کاشانی در راه مبارزه با استعمار، سازمان زیرزمینی «جمعیت نهضت اسلامی» را در عراق بنیان نهاد.[17] وی بعد از شهریور 1320 هـ . ش فعالیت خود را در ایران علیه استعمار انگلیس ادامه داد، و در ملی شدن صنعت نفت ایران نقش بسزایی داشت.[18]

5. شیخ محمد خیابانی: وی به سال 1297 هـ . ق در خامنه آذربایجان متولد شد او از اعضای برجسته انجمن ایالتی آذربایجان و از ارکان فکری و رهبری آن محسوب می‌شد در تبریز آغاز کرد و به سال 1299 ش تبریز را از لوث حضور خائنان و بیگانگان پاک کرد. و در سالهای جنگ جهانی اول علیه سیاست انگلیس،‌ روس، آلمان و ترکهای عثمانی مبارزه می‌کرد.[19]

6. میرزا کوچک خان جنگلی: میرزا کوچک، به سال 1298 هـ . ق در رشت متولد شد. او رهبری جنبش جنگل را بر عهده داشت و از جمله مبارزات ضد استعماری وی مبارزه با نیروهای متجاوز روسیه تزاری در گیلان است.[20]

7. امام خمینی : امام خمینی در بیستم جمادی الثانی سال 1320 هـ . ق در شهر خمین به دنیا آمد. امام خمینی در سال 1340 با تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی مخالفت نمود و بدین ترتیب رهبری و مبارزات ضد استعماری خود را با کشورهای استعمارگر از جمله آمریکا شروع کرد و در سال 1342 ش با لوایح ششگانه مخالفت نمود و سپس مسئله کاپیتولاسیون و موضوع مصونیت مستشاران نظامی آمریکا در ایران، در مجلس مطرح شد، ایشان مخالفت علنی خود را با این لایحه با سخنرانی آبان سال 1343 ش، اعلام کرد، ایشان در این سخنرانی، آمریکا را از انگلیس بدتر و انگلیس را از آمریکا بدتر دانستند و آمریکا را عامل اصلی همه گرفتاریهای مردم معرفی نمود. امام این قانون را «سند بردگی ملت ایران» و «اقرار به مستعمره بودن ایران» نامید.[21] امام خمینی با نصب نمایندگانی از علماء شبکه گسترده‌ای را به وجود آورد و از این طریق شبکه‌ای عظیم از علمای بلاد مختلف با رهبری واحدشکل گرفت.[22] امام خمینی با افشای مطامع استعماری، دفاع از کیان اسلام، مبارزه با بی‌بندوباری‌ها، مبارزه‌ای آشتی‌ناپذیر را علیه استعمار و استبداد شکل دادند که سرانجام با سقوط رژیم شاهنشاهی، ایران را از وابستگی و سلطه رهایی داد.

پی نوشت‌ها:

[1] . س ـ ن ، فربد، عصر استعمار زدایی، (تهران: امیرکبیر، چاپ دوم، بی‌تا)، ص 4.

[2] . رجبی، محمد حسن، علمای مجاهد، (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1382 ش)، ص 9.

[3] . حسینیان، روح الله، چهارده قرن تلاش شیعه، (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، 1382 ش)، ص 226 ـ 238.

[4] . رجبی، محمد حسن، علمای مجاهد، پیشین، ص 310.

[5] . سماک امانی، آخوند خراسانی، آفتاب نیمه شب، (تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، 1373 ش)، ص 28 ـ 90.

[6] . جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار (قم: نشر معروف، چاپ اول، 1379 ش)، ج 1، ص 452.

[7] . رجبی، محمد حسن، پیشین، ص 492.

[8] . رهیمی، عبدالحلیم، تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ترجمه جعفر دلشاد، (اصفهان، چهارباغ، 1380 ش)، ص 145 ـ 219.

[9] . حکیمی، محمد رضا، ‌شرف الدین، (تهران: دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، چاپ اول 1362 ش)، ص 231 ـ 233؛ رجبی، محمد حسن، پیشین، ص 256 ـ 258.

[10] . مدنی، دکتر سید جلال الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران (قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ یازدهم، 1383 ش)، پاورقی، ص 100.

[11] . م ـ جرفادقانی، علمای بزرگ شیعه (قم: انتشارات معارف اسلامی، چاپ اول، 1364 ش)، ص 312.

[12] . حسینیان، روح الله، پیشین، ص 380.

[13] . شکوری، ابوالفضل، فرهنگ رجال و مشاهیر تاریخ معاصر ایران، (انتشارات عالمه، چاپ اول 1377 ش)، ج 1، ص 145.

[14] . انصاری، مهدی، شیخ فضل الله نوری و مشروطیت، (تهران: امیرکبیر، چاپ اول، 1369 ش)، ص 19 ـ 34.

[15] . رجبی، محمد حسن، پیشین، ص 419 ـ 422؛ و جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، پیشین، ج 2، ص 536 ـ 540.

[16] . نجفی، موسی، اندیشه سیاسی و تاریخی نهضت بیدارگرانه حاج آقا نورالله (کلینی، 1369 ش)، ص 26 ـ 53.

[17] . رجبی، محمد حسن، پیشین، ص 370 ـ 374.

[18] . آذری، علی، قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، (تهران: بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه، چاپ چهارم، 1354 ش)، ص 10 ـ 263. [19] . ر. ک: مدنی، دکتر سید جلال الدین، پیشین، ج 1، ص 284 ـ 369.

[20] . همان مأخذ، دکتر سید جلال الدین مدنی، پیشین، ج 1، ص 153 ـ 155.

[21] . رجبی، محمد حسن، زندگینامه سیاسی امام خمینی، (تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1369 ش)، ص 3 ـ 257؛ و ابوالفضل شکوری، پیشین، ج 2، ص 73.

[22] . حسینیان روح الله، سه سال ستیز مرجعیت، (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1382 ش)، ص 391.

خبر| برگزاری نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم

نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم برگزار خواهد شد تا ظرفیت‌های حوزه در این مسئله شناسایی شود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ امروز بیست و نهم اردیبهشت ماه، نشستی تحت عنوان «نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» در شهر قم برگزار خواهد شد. در راستای آشنایی با اهداف و بخش‌های مختلف این نشست، «دکتر محسن محمدی»، دبیر نشست مزبور توضیحاتی را ارائه کرده است.

دکتر محمدی در تشریح هدف از برگزاری نشست امروز، بیان داشت: «مبارزه با صهیونیسم یکی از اصول اساسی و پراهمیت موجود در جمهوری اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی است، و لذا حوزه علمیه نیز بایستی در این مسئلة مهم مشارکت داشته باشد. باتوجه به بیانات مقام معظم رهبری در مورد حوزة انقلابی، بخشی از تحقق شعار «حوزة انقلابی» در گرو فعالیت در زمینة مبارزه با صهیونیسم در جمهوری اسلامی است. حوزه بایستی فضای ضدصهیونیستی را درون خودش تقویت کند، چراکه یکی از ارکان حوزة انقلابی، توجه ویژه به مسئلة دشمن‌شناسی است. بخش مهمی از بحث دشمن‌شناسی نیز مربوط به رژیم صهیونیستی است که مورد تأکید و توجه رهبر معظم انقلاب قرار دارد.

از طرف دیگر حوزه علمیه بُعد تبلیغی دارد و در این راستا بایستی نکات بیان‌شده توسط رهبری معظم را تبیین و تبلیغ کند. همچنین کارکرد حوزه در حقیقت گفتمان‌سازی و جریان‌سازی است و بخشی از این کار به مبارزه با صهیونیسم اختصاص دارد. بنابراین حوزه علمیه بایستی با ورود به این جریان مهم، تمام تلاش خود را به کار گیرد.»

محمدی ضمن اشاره به شروع مبارزات ضد صهیونیستی از حوزه علمیه، تصریح کرد: «نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم برگزار خواهد شد تا ظرفیت‌های حوزه در این مسئله شناسایی شود. با توجه به اینکه اساس مبارزات ضد صهیونیستی در ابتدا توسط علمای حوزه علمیه در جهان اسلام آغاز شد، الان نیز این روند در حوزه ادامه دارد؛ بنابراین بایستی حوزه همچنان با قدرت و با ابتکار این فعالیت را ادامه بدهد و به نتیجه برساند. در واقع این جلسه برگزار می‌شود تا فرصت‌ها و ظرفیت‌های موجود در این موضوع بررسی شود و نهادها و سازمان‌های مرتبط، فعالیت‌های صورت‌گرفته در گذشته و افراد فعال در این حوزه شناسایی شوند و در کنار همدیگر قرار بگیرند.»

دبیر نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم با اشاره به ادامه‌داشتن نشست در طول سال، گفت: «بنای کار بر این است که نشست ادامه داشته باشد و به یک دبیرخانة دائمی تبدیل شود که موضوعات را رصد و پیگیری کند و پیش ببرد. در واقع این نشست به مناسبت فرارسیدن روز جهانی قدس، نیست و قرار است که ادامه داشته باشد.»

دکتر محمدی برنامه‌های نشست امروز را این‌چنین اعلام کرد: «برخی از اساتید و شخصیت‌های حوزوی در جلسه حضور دارند و صحبت می‌کنند. بخش دیگر برنامه، رونمایی از سه جلد کتاب «اقتصاد صهیونیسم»، «منبع‌شناسی توصیفی اسرائیل و صهیونیسم در زبان انگلیسی» و کتاب شعری درمورد فلسطین که به چند زبان ترجمه شده، است.»

محمدی همچنین اعلام کرد: «حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، حجت‌الاسلام والمسلمین لطفی نیاسر، رئیس مرکز صداوسیمای قم، حجت‌الاسلام والمسلمین عزت زمانی، رئیس سازمان تبلیغات قم در نشست امروز حضور خواهند داشت.»

گفتنی است؛ نشست «عملکرد حوزه علمیه در مقابله با صهیونیسم»  روز دوشنبه 29 اردیبهشت امسال از ساعت 16 تا 18:30 در اداره کل تبلیغات اسلامی قم واقع در خیابان جمهوری، روبروی موسسه امام خمینی (ره) برگزار خواهد شد.

منبع: پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

گفت‌وگو | رفت‌وآمد رئیس دفتر آیت‌الله شریعتمداری با ساواک(بخش دوم و پایانی)

من آشیخ غلام‌رضا زنجانی را زیاد دیده بودم. ، احتمالاً گرفتاری ما در سال ۵۱ به وسیله ایشان بود. ما ملاقاتی با آقای شریعتمداری کردیم راجع به لغو حکم اعدام مجاهدین، با این‌که خیلی هم احتیاط می‌کردیم که موقعی برویم که او نباشد.

برشی از یک کتاب | ایجاد اختلاف میان علما توسط شاهان قاجار

از آنجا که معمولاً در شهرهای بزرگ مجتهدین متعددی وجود داشتند، صدر اعظم‌ها و حتی خود شاه برای تحت سلطه در آوردن آن‌ها، گاه بین‌شان اختلاف انداخته و جانب یکی را می‌گرفتند.

یادداشت| پیشگامی و پیشتازی علما در مبارزه با خطر صهیونیسم

همواره در مواقعی که خطر جوامع اسلامی را تهدید می‌کرده، این عالمان دین بوده و هستند که آن را شناسایی و برطرف می‌کنند. به هنگام بروز خطر صهیونیسم و اشغال فلسطین نیز این عالمان دین بودند که امّت اسلامی را متوجه خطر کرده و موج بیداری اسلامی را به راه انداختند.

برشی از یک کتاب| علما و جنبش مشروطه(بخش دوم)

در سفرنامه‌های دیپلمات‌ها و ناظران خارجی، اغلب به تضاد بین روحانیون و دولتی‌ها اشاره شده است، البته نوعاً به دلیل بی اعتقادی نویسندگان آن‌ها تنها به ظاهر قضیه توجه شده ولی در عین حال در حد معمول نیز گاه اعترافات جالبی دارند.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.