پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

برشی از یک کتاب | خطابه آتشین علیه صهیونیست

آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل، در فلسطین کوشش می‌کنند و می‌خواهند برای یهود، سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین، برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود، ذلت و مسکنت، مقرر فرموده، در پیکارند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ آیت‌الله شیخ عبدالکریم زنجانی از جمله علمای شیعه است که برای وحدت تلاش‌های فراوانی انجام داده است. ایشان به منظور ایجاد وحدت میان مسلمانان جهان و ایجاد جبهه واحد در برابر استعمارگران، راهی کشورهای اسلامی شد و در کشورهای مصر، اردن، سوریه، لبنان، فلسطین، هندوستان و مناطق قفقاز با شخصیت‌های برجسته علمی و سیاسی دیدار کرد.

نخستین سفر آیت‌الله زنجانی در سال ۱۳۵۴ ق به مصر بود که توقف او در آنجا بیش از کشورهای دیگر بود.

 

دفاع از فلسطین و مبارزه با صهیونیسم

زمانی که شیخ عبدالکریم زنجانی در مصر بود، از جانب مفتی قدس، سید امین الحسینی، از وی دعوت شد که به مسجد الاقصی مسافرت نماید.

در تلگرافی که از سوى الحسینی به مرحوم زنجانی رسیده بود، این گونه بیان شده بود که: «اعراب و مسلمانان فلسطین به شدت مشتاق زیارت امام بزرگ خود هستند».

مرحوم زنجانی این دعوت را پذیرفت و در ماه رمضان ۱۳۵۵ق وارد فلسطین شد و در آنجا استقبال بی نظیری از وی به عمل آمد؛ هزاران نفر از علما و بزرگان، سرکنسولگری‌های برخی کشورها و در راس آن‌ها مفتی بزرگ فلسطین به استقبال استاد آمدند و سپس با احترام خاصی او و هیئت همراه را در منزل بزرگی که از قبل آماده کرده بودند اسکان دادند.

در مدت اقامت شیخ عبدالکریم در شهر مقدس قدس، طبقات مختلفی از مردم به زیارت او می‌آمدند و خانه او مملو از زائرین بود تا این که روز جمعه فرا رسید و مفتی فلسطین از استاد دعوت کرد بعد از فریضه جمعه در مسجدالاقصی سخنرانی کند.

آیت‌الله زنجانی در میان جمعیت انبوه نمازگزار در مسجد الاقصی، به طور خلاصه چنین گفت: «ای مردم عرب و ای مسلمانان! فراموش نکنید که شیطان نهال‌های خود را در زمین مقدس شما کاشت و متعهد شد آن‌ها را پرورش دهد تا این که هرگاه میوه‌های مسمومش به حد خوردن رسید گلوگیر شود و راه تنفس را بندد.

آری! جنگ شما بر ضد چنین مصیبت بزرگی است. ای مردم عرب و ای مسلمانان! امروز دولت‌هایی که بر عالم سیطره دارند دندان هایشان را تیز کرده و مقاصد پلیدشان را آشکار نموده‌اند و هیچ امیدی از عدالت و انصاف آن‌ها باقی نمانده است. البته شما هیچ وسیله‌ای برای زندگی و بقای خود ندارید مگر اتفاق و همبستگی در راه دفاع از سرزمین مقدس تان، که در این صورت امید پیروزی زنده خواهد شد و خطر صهیونها به زودی رفع خواهد شد.»

 

خطابه آتشین علیه صهیونیست

این عدم اتفاق و همبستگی مردم فلسطین همان دردی است که مرحوم زنجانی قبل از تأسیس حکومت غاصب اسرائیل بدان اشاره داشته و متأسفانه تا به حال نیز همین عیب و ایراد در میان جامعه خواص فلسطینی وجود دارد. این خطبه مرحوم زنجانی را خطبه ناریه نامیده‌اند، یعنی خطابه آتشین.

وی در ادامه، خطاب به سران صهیونیسم نیز چنین گفت: ای یهودیان! بدانید که کرکس مرگ، بر گرد سرتان پرواز می‌کند. به شما اخطار می‌کنم که هرگاه فلسطین را رها نکنید، بدبختی‌ها و مرگ فلاکت بار در کمین شماست.

سپس در بخشی از سخنانش خطاب به حامیان دولت غاصب اسرائیل چنین گفت: آیا با خدا می‌جنگید؟ در حالی که پیروزی خدا حتمی است. آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل، در فلسطین کوشش می‌کنند و می‌خواهند برای یهود، سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین، برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود، ذلت و مسکنت، مقرر فرموده، در پیکارند؛ آنجا که حضرت باری می‌فرماید: «و ضربت علیهم الذله و المسکنه وباءوا بغضب من الله»(بقره/61) اما شکی نیست که در این پیکار، پیروزی با ایزد متعال است، در آن جا که می‌فرماید: « کتب الله الاغلبن انا و رسلی...»(مجادله/21)

علامه زنجانی سپس خطاب به همه کشورهای عربی گفت: بر همه حکومت‌های عربی و اسلامی واجب است قضیه فلسطین را در بالاترین مرتبه اهمیت قرار داده و در جهت استیصال رژیم صهیونیستی گام‌های موثری بردارند. امروز فریاد من باید به گوش همه جهانیان برسد و به عنوان یک حماسه در قلب‌های شان جا گیرد. لازم است فریاد گسترده مردم فلسطین در تمام روزنامه‌ها و رسانه‌های جهانی پخش گردد، به طوری که حتی کرها نیز آن را بشنوند تا همگان بر افروخته گردند:«ان تنصروا الله ینصرگم و یثبت أقدامکم»(محمد/7)

پس از سخنرانی استاد زنجانی، مفتی بزرگ فلسطین خطاب به ایشان چنین گفت: «ای امام زنجانی! درسی که شما امروز در مسجدالاقصی به مردم فلسطین داده‌اید ثمره اش بیشتر از صدهزار سرباز مسلح با تجهیزات کامل است. شما بر گردن فلسطین منتی گذاشته‌اید که هیچ گاه روزگار آن را فراموش نخواهد کرد.»

منبع: برگرفته از جلد اول کتاب طلایه داران تبلیغ بین‌المللی تاریخ تشیع، صص160-168

یادداشت | تهدیدهای توخالی اسرائیل علیه ایران

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی را دارد و نه توان مقابله. البته برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده و تهدید به حمله نظامی کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چگونگی مواجهه و رویارویی ایران اسلامی و رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که سیاستمداران درباره آن به بحث پرداخته و درباره آن تحلیل‌های مختلفی را ارائه می‌دهند. به ویژه این‌که ایران روز به روز در حال قدرتمندتر شدن به ویژه در عرصه نظامی می‌باشد. حال پرسش این است تأثیرات ایران قدرتمند نظامی بر اسرائیل چیست؟

 

حقیقت اول

نه غرب و نه اسرائیل نمی‌تواند مانع قدرت نظامی ایران شود. ایران قدرتمند منطقه خاورمیانه را قدرتمند می‌کند و منابع غرب را تهدید و سایه ترس را بر سر اسرائیل می‌افکند. ایران قدرتمند معادلات جهانی را بر هم ریخته و زندگی را برای صهیونیست‌ها به جهنم تبدیل می‌کند.

 

حقیقت دوم

نه غرب و نه اسرائیل امروز نمی‌توانند به صورت نظامی به رویارویی با ایران بیایند. جنگ علیه ایران، جنگ منطقه‌ای گسترده‌ای را به راه خواهد انداخت که جان هزاران اسرائیلی را به خطر می‌اندازد! حمله نظامی به ایران جنگی دائمی علیه دولت یهودی و به تعبیر درست‌تر رژیم صهیونیستی به دنبال خواهد داشت. همچنین حمله نظامی به ایران بحران اقتصادی جهانی را در پی خواهد داشت.

 

حقیقت سوم

غرب و اسرائیل راه دیگری را برای مهار ایران انتخاب کرده و می‌کند و آن راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی است. البته به اعتقاد خودشان این تهدید ایران را از بین نمی‌برد؛ ولی آن را به تأخیر می‌اندازد و دندان‌هایش را از کار می‌اندازد! این امر(تحریم اقتصادی و فعالیت‌های مخفی)، همکاری نزدیک و جدی میان انگلستان، فرانسه و اسرائیل را می‌طلبد. آمریکا هم سهم خود را دارد. آلمان و ایتالیا هم در پشت صحنه پشتیبان هستند.

 

حقیقت چهارم

جدای از راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی، غرب و اسرائیل به تداوم تهدید به حمله نظامی نیز ادامه می‌دهند. چون اسرائیل توان حمله نظامی به ایران را ندارد، سعی می‌کند همیشه خود را آماده جنگ نشان دهد.

 

حقیقت پنجم

مدیریت استراتژیک حاکم بر مسأله ایران در اسرائیل، نیازمند اعتماد کامل میان سطوح سیاسی و امنیتی اسرائیل است که این اعتماد حالا وجود ندارد.

 

حقیقت ششم(نتیجه)

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی به ایران را دارد و نه توان متحد کردن غرب و آمریکا برای این حمله را. البته اسرائیل برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده، ایران را تهدید به حمله نظامی کند و از ابزارهای تحریم نیز بهره ببرد، ولی حقیقت این است که روز به روز به سمت نابودی در پیش است. درست است که ایران اسلامی در پیچ تاریخی قرار داشته و روز به روز حلقه تحریم فشرده‌تر می‌شد ولی به فضل الهی این پیچ را هم عبور می‌کند ولی شکی در از بین رفتن اسرائیل نیست.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

برشی از یک کتاب | دومین انحراف بزرگ مسیحیت

دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ کلیسا و قدرت پاپ در جوامع فئودالی اروپا در قرون وسطی مانع بزرگ بر سر راه طراحان رنسانس محسوب می‌شد. از آنجا که در جوامع دینی نمی‌توان با صراحت دین مستقر را براندازی نمود همیشه بهترین راه ایجاد انحراف در آن دین بوده است، در مورد مسیحیت در آستانه رنسانس چنین اتفاقی افتاد.

پس از آنکه حزب شیطان و در قالب یهودیت یک بار پیش از این با ایجاد مسیحیت پولسی این دین الهی را به انحراف کشانده بود، اینک زمان آن رسیده بود که برای هر چه نزدیک کردن آن با یهودیتی که خود نیز پیش از این تحریف شده بود، اقدامات اساسی صورت گیرد.

پس از آنکه اروپا در طی چند دهه شاهد گسترش اعتراضات علیه پاپ و دستگاه کلیسا شد، سرانجام کشیشی آلمانی به نام مارتین لوتر(۱۴۸۳-۱۵۴۶م) مخالفت وسیعی را علیه کاتولیسیسم سازماندهی کرد و موفق شد تا نهضتی را بر مبنای جدایی و انشعاب در دین مسیحیت _ که به سبب ماهیت اعتراض‌آمیز آن «پروتستانتیزم» خوانده شد _ رهبری کند.

پاپ اگر چه لوتر را تکفیر کرد اما فرمان او به امپراتوری برای مقابله با لوتر در سال ۱۵۲۰ میلادی در آتش افکنده شد و این چنین از پاپ و کلیسا تقدس زدایی شد. کتاب معروف لوتر با عنوان «عیسی مسیح یک یهودی زاده شد» در سال ۱۵۲۳ انتشار یافت.

او که با زبان عبرانی آشنایی کامل داشت در کتاب و عقاید خویش به شدت مقید به دفاع از یهودیت و ترویج اعتقادات آنان بود. او اعلام داشت: یهودیان حامل برترین خون‌ها در رگ‌های خود هستند. روح القدس به واسطه آن‌ها کتاب مقدس را به اقصی نقاط دنیا برد. آن‌ها فرزندان خدایند. ما در مقایسه با آن‌ها بیگانه‌ایم همانطور که در داستان زن کنعانی آورده شده است ما همچون سگانی هستیم که از خرده نان‌های بر زمین ریخته اربابان خود ارتزاق می‌کنیم.(1)

این عقاید با استقبال گسترده یهودیان مواجه شد و لذا به حمایت وی پرداختند. گفته شده است لوتر با این بیانات قصد داشت تا یهودیان را به سمت مسیحیت و پروتستانتیزم تمایل کند و چون در ادامه ماجرا پایبندی یهودیان را به آیین  خویش دید، در پایان عمر تبدیل به یک ضد یهود و آنتی سمیتیست شد.

یهودیان نیز که حمایت‌های خود را برای دفاع او از یهودیت سفارش کرده بودند دست از پشتیبانی وی برداشتند. اما گذر زمان و تاریخ نشان می‌دهد که در جریان نهضت این کشیش یهودی، اولاً ماموریت اصلی برای تقدس زدایی و شکستن قدرت پاپ به طور کامل انجام شد، ثانیاً فرآیند ایجاد اختلاف و انشعاب نیز در مسیحیت با استقرار پروتستانتیزم و ادامه دشمنی با کاتولیسیسم به مرحله اجرا درآمد و ثالثاً، پیوندی ناگسستنی میان یهودیان و این جریان به ظاهر مسیحی در تاریخ ایجاد شد که هنوز ادامه دارد.

امروز آنچه در مقابل شکل‌گیری تمدن اسلامی به آخرین تلاش‌ها دست می‌زند حاصل این پیوند شوم و شیطانی است که از هیچ دین و آیینی نشات نگرفته است. تغییر موضع ناگهانی لوتر بیشتر با این تحلیل قابل توجیه است که وی با انجام کامل ماموریت خویش در پایان عمر، پروتستانتیزم را از اتهام یهودی بودن رهاند و به این مکتب جدید اجازه ادامه حیات برای سال‌های طولانی تر را داد.

به این ترتیب دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

انتهای پیام/

منبع: کتاب تاریخ تمدن و ملک مهدوی(دکتر محمد‌هادی همایون)، چاپ دوم ۱۳۹۱، انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)، صص ۵۰۷_۵۰۸

پی نوشت؛

1 - صاحب خلق، نصیر، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، صص ۲۵_۳۳

تحلیل | یهود خیبر شبیه صهیونیست‌های امروز

صهیونیست‌ها مثل اسرائیل امروز ذاتا دست به شمشیراند. یهود مستقر در فدک و خیبر چیزی شبیه صهیونیست‌های امروز بودند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج قم در تحلیل وقایع خیبر بیان داشت؛

جنگ خیبر در پیوست سه جنگ قبلی بود که یهودی‌ها علیه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) انجام داده بودند. اولین جنگ با قبیله بنی قینقاع بود که بعد از جنگ بدر انجام شد و آن‌ها شکست خوردند.

دومی جنگ با قبیله بنی نضیر بود که آن‌ها پس از جنگ احد با پیامبر اعلام جنگ کردند و سومین جنگ نیز با قبیله بنی قریظه بود که هم زمان با جنگ احزاب در همکاری با مشرکین علیه پیامبر اعلام جنگ دادند که در سال پنجم هجری آن‌ها هم شکست خوردند.

به دنبال این جنگ‌ها یهودی‌ها برای شکست پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در خیبر تجمع نیرو دادند تا در یک فرصت مناسب به مدینه حمله کنند. لذا پیامبر اکرم متوجه شدند و در یک اقدام پیش دستانه در اول ماه محرم خیبر را محاصره کردند و موجب شکست نیروی عظیم یهود در قلعه‌های پی در پی خیبر می‌شوند. یهودی‌ها گمان نمی‌کردند که پیامبر در ماه محرم اقدامی کند غافل از اینکه جنگ دفاعی در ماه‌های حرام نیز ممکن است.

 

رشادت‌های امیرمؤمنان(ع)

به طور کلی امیرالمومنین(علیه‌السلام) در تمام جنگ‌های پیامبر نقش تعیین کننده ای داشت. دلیل آن هم این بود که نوع مسلمانانی که با پیامبر اکرم بیعت می‌کردند و در کنار ایشان قرار می‌گرفتند از توانایی‌های نظامی‌بالایی برخوردار نبودند و بسیار از آن‌ها هم تازه مسلمان بودند و روحیه‌های بالایی نداشتند. علاوه بر این از اقشار مستضعف جامعه بودند، بنابراین اهل طراحی و تفکر در جنگ و... نبودند.

بر این اساس امیرالمومنین بخاطر بهره مندی از توانمندی بالای نظامی و علم امامت و ایمان، همواره در جنگ‌ها نقشی اساسی ایفا می‌کردند. مخصوصا در نبرد خیبر هم همین گونه بوده است.

این نبرد به دلیل پیچیدگی خیلی دشوار بود و قلعه‌های پی در پی و وجود کوهستان و ساختن استحکامات بسیار زیاد توسط یهود، دسترسی به این قلعه‌ها را سخت و دشوار شده بود. مخصوصا آخرین قلعه که فتح نمی‌شد.

در روزهای گذشته جنگ، امیرالمومنین به قدری تلاش کرده بودند که چشم‌های حضرت در اثر گرد و غبار و خاک شدیدی که در حین جنگ بر چشمان مبارک ایشان رفته بود، چشم حضرت دچار تورم شده بود. وقتی همه از فتح قلعه آخر مایوس شده بودند پیامبر فرمود فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که این قلعه را فتح خواهد کرد. پیامبر اوصافی را در مورد فتح کننده خیبر فرمودند که خدا و رسول او را دوست دارد و او هم خدا و رسول را دوست دارد، پیش روی می‌کند ولی اهل فرار نیست و خدا به دستان او این فتح را قرار می‌دهد.

می‌توان گفت وقتی خدا و رسول را دوست داشته باشی خودت را فدا می‌کنی. وقتی خدا و رسول هم تو را دست داشته باشند تو را نصرت می‌دهند. لذا امیرالمومنین کرار غیر فرار است. دشمن وقتی ببیند که اهل عقب نشینی نیستی و ممصم باشی، آنوقت او عقب نشینی می‌کند. لذا پیامبر فرمود «یفتح الله علی یدیه» که حاکی از این است که امیرالمومنین نقش اساسی در به ثمر رسیدن جنگ خیبر داشت.

مجموعه فدک یک مجموعه کشت و صنعت و پردرآمدی بود. یهودی‌ها از فدک به عنوان مانع و سدی در نظر گرفته بودند. یهودیانی که در آنجا م