پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

یادداشت | جنگ نرم صهیونیست علیه ایران

رژیم صهیونیستی نه قادر به ضربه و اقدام آشکار سخت است و نه حاضر به تداوم اقدام نرم. بلکه در قالب ضربه هوشمند در هنگام ضرورت وارد اقدامات آشکار، خشنونت بار و عریان می‌شود و به موازات آن به گفتمان سازی علیه شیعه و ایران مبادرت نموده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ رژیم اشغالگر قدس در صدد گفتمان سازی است تا فلسفه وجودی جمهوری اسلامی ایران و مبانی اعتقادی مردم و جامعه را از بین ببرد و سپس با برداشتن موانع موجود در سر راه خود به راحتی بتواند به ایران ضربه بزند و در همین راستا با جاسوسی از افراد خاص، مراکز و اماکن حیاتی و حساس نیز استفاده مطلوب را می‌برد تا پشتوانه لازم را در اقدامات مورد نظر در عرصه جنگ نرم ایجاد نماید و هم افزایی لازم را داشته باشد.

رژیم اشغالگر قدس، انقلاب اسلامی ایران را بنا به سه دلیل منافی امنیت ملی خود قلمداد می‌کند؛

1 جمهوری اسلامی ایران پشتیبان اصیل و پایدار محور مقاومت و تجربه حزب الله لبنان و گروه‌های فلسطینی شاهد این مدعاست.

2 - جمهوری اسلامی ایران نه به حکم مصلحت که طبق اصول اولیه خود(از 15 خرداد 42) تاکنون مدافع آرمان فلسلطین بوده است.

3 - جمهوری اسلامی ایران در فضای منطقه‌ای و نزد بازیگران فرا منطقه ای وجهه‌ای مقبول و منزلتی فزاینده یافته است.

بنابراین رژیم اشغالگر قدس هر گونه توفیق و برد جمهوری اسلامی ایران را باخت خود قلمداد می‌کند و برای تعریف فضایی بدون ایران و علیه ایرانف انواع فنون و تدابیر را به کار گرفته است.

فعالیت بی سابقه لابی صهیونیسم در کریدورهای قدرت غربی‌ها(بخصوص کنگره آمریکا و کاخ سفید) برای اعمال شدیدترین و پیچیده‌ترین تحریم‌ها را علیه ایران تدارک دیده و در راستای مقابله با انقلاب اسلامی ایران مسیرهای بسیار پرمخاطره و حساسی را طی نموده که عمده‌ترین آن‌ها عبارتند از:

1 - کمک به سازمان دهی و توان رزمی گروه‌های ایدئولوژیک و تکفیری مانند داعش و النصره.

2 - ترور مستقیم دانشمندان هسته‌ای و ربایش محققان و اسناد و اطلاعات آنان.

3 - حمایت از حرکت‌های براندازانه و آشوب‌های خیابانی.

4 - نبرد سایبری و کاربست بدافزارهای مخرب در تأسیسات فنی حیاتی ایران.

5 - همسویی با محورسازی با رژیم اشغالگر قدس با هدف انزوای دیپلماتیک ایران.

رژیم صهیونیستی به دلیل ناکامی در مهار مقاومت و نیز عطف توجه به وجود و گستردگی سوژه‌ها آسیب پذیر در ایران، تمرکز و شدت اقدام خود را از تبلیغات صرفا رسانه‌ای، به ضربه هوشمند تبدیل کرده است.

بدین منظور که این رژیم نه قادر به ضربه و اقدام آشکار سخت است و نه حاضر به تداوم اقدام نرم. بلکه در قالب ضربه هوشمند در هنگام ضرورت وارد اقدامات آشکار، خشنونت بار و عریان می‌شود و به موازات آن به گفتمان سازی علیه شیعه و ایران مبادرت نموده است. بدین ترتیب در صدد تحول رفتار و ساختار در ایران بوده است.

خبرگان منتخب با اکثریت قاطع این فرضیه را تأیید کردند که اصلی‌ترین راهبرد و اقدام اطلاعاتی رژیم اشغالگر قدس، نه حمله گسترده زمین(نمونه لبنان) یا حمله هوایی برق آسا(از نوع اوزیراک علیه عراق) بلکه گفتمان سازی اجتماعی علیه منزلت شیعه در جهان اسلام به ویژه در جهان عرب است.

این رژیم از مرحله تبلیغ صرفا رسانه‌ای به سمت ایران هراسی هوشمند تغییر تاکتیک داده است تا شیعیان را به مثابه خصمی فعال، جایگزین صهیونیسم نماید. علاوه بر آن رژیم صهیونیستی اسرائیل به حمایت رسانه‌های خوش مخاطب در صدد راهبرد سه مرحله ای انگشت نماسازی، رسواسازی و سرنگون سازی علیه منافع حیاتی و موجودیت جمهوری اسلامی ایران بوده است.

مهم‌ترین زمینه‌ها و محرکه‌هایی که رژیم صهیونیستی را ترغیب به سیاست ایران هراسی و شیعه گریزی می‌کند، نفوذپذیری آسان و فراوان حوزه اقدام رژیم صهیونیستی اسرائیل است. بخشی از این نفوذپذیری، طبیعی است و به منطق و آهنگ شبکه‌های مجازی بر می‌گردد، اما برخی دیگر از اقدامات و تدارکات این رژیم، معلول سه رویه معیوب زیر است.

1 گستردگی سوژه‌های حساس و مراقبت ناکافی نظام حفاظتی ایران از آن‌ها

2 توجیه اندک سوژه‌ها.

3 ضعف گفتمان سازی نهادهای مسئول برای ارتقای مشروعیت سیاسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.

واقعیت این است که رژیم اشغالگر قدس به دنبال براندازی حکومت جمهوری اسلامی ایران است و این موضوع را بارها از طریق تریبون‌های رسمی و غیر رسمی این رژیم عنوان و مطرح شده است، لذا امری پوشیده و نهان نیست؛ چرا که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حکومت جمهوری اسلامی ایران به صراحت رژیم اشغالگر قدس را رژیمی غاصب و فاقد وجاهت قانونی اعلام نمود. امام راحل نیز این رژیم را غده سرطانی برشمرده است که باید از صحنه روزگار محو شود.

چنین موضع‌گیری‌هایی که برخواسته از عمق باورهای دینی و اسلامی و استراتژیک بوده است، باعث گردیده تا رژیم صهیونیستی اسرائیل در صدد اقدامات تلافی جویانه برآید و اقدامات همه جانبه‌ای را علیه ایران برنامه ریزی و تدارک ببیند.

نویسنده: محمد راد

انتهای پیام/

برشی از یک کتاب | خطابه آتشین علیه صهیونیست

آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل، در فلسطین کوشش می‌کنند و می‌خواهند برای یهود، سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین، برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود، ذلت و مسکنت، مقرر فرموده، در پیکارند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ آیت‌الله شیخ عبدالکریم زنجانی از جمله علمای شیعه است که برای وحدت تلاش‌های فراوانی انجام داده است. ایشان به منظور ایجاد وحدت میان مسلمانان جهان و ایجاد جبهه واحد در برابر استعمارگران، راهی کشورهای اسلامی شد و در کشورهای مصر، اردن، سوریه، لبنان، فلسطین، هندوستان و مناطق قفقاز با شخصیت‌های برجسته علمی و سیاسی دیدار کرد.

نخستین سفر آیت‌الله زنجانی در سال ۱۳۵۴ ق به مصر بود که توقف او در آنجا بیش از کشورهای دیگر بود.

 

دفاع از فلسطین و مبارزه با صهیونیسم

زمانی که شیخ عبدالکریم زنجانی در مصر بود، از جانب مفتی قدس، سید امین الحسینی، از وی دعوت شد که به مسجد الاقصی مسافرت نماید.

در تلگرافی که از سوى الحسینی به مرحوم زنجانی رسیده بود، این گونه بیان شده بود که: «اعراب و مسلمانان فلسطین به شدت مشتاق زیارت امام بزرگ خود هستند».

مرحوم زنجانی این دعوت را پذیرفت و در ماه رمضان ۱۳۵۵ق وارد فلسطین شد و در آنجا استقبال بی نظیری از وی به عمل آمد؛ هزاران نفر از علما و بزرگان، سرکنسولگری‌های برخی کشورها و در راس آن‌ها مفتی بزرگ فلسطین به استقبال استاد آمدند و سپس با احترام خاصی او و هیئت همراه را در منزل بزرگی که از قبل آماده کرده بودند اسکان دادند.

در مدت اقامت شیخ عبدالکریم در شهر مقدس قدس، طبقات مختلفی از مردم به زیارت او می‌آمدند و خانه او مملو از زائرین بود تا این که روز جمعه فرا رسید و مفتی فلسطین از استاد دعوت کرد بعد از فریضه جمعه در مسجدالاقصی سخنرانی کند.

آیت‌الله زنجانی در میان جمعیت انبوه نمازگزار در مسجد الاقصی، به طور خلاصه چنین گفت: «ای مردم عرب و ای مسلمانان! فراموش نکنید که شیطان نهال‌های خود را در زمین مقدس شما کاشت و متعهد شد آن‌ها را پرورش دهد تا این که هرگاه میوه‌های مسمومش به حد خوردن رسید گلوگیر شود و راه تنفس را بندد.

آری! جنگ شما بر ضد چنین مصیبت بزرگی است. ای مردم عرب و ای مسلمانان! امروز دولت‌هایی که بر عالم سیطره دارند دندان هایشان را تیز کرده و مقاصد پلیدشان را آشکار نموده‌اند و هیچ امیدی از عدالت و انصاف آن‌ها باقی نمانده است. البته شما هیچ وسیله‌ای برای زندگی و بقای خود ندارید مگر اتفاق و همبستگی در راه دفاع از سرزمین مقدس تان، که در این صورت امید پیروزی زنده خواهد شد و خطر صهیونها به زودی رفع خواهد شد.»

 

خطابه آتشین علیه صهیونیست

این عدم اتفاق و همبستگی مردم فلسطین همان دردی است که مرحوم زنجانی قبل از تأسیس حکومت غاصب اسرائیل بدان اشاره داشته و متأسفانه تا به حال نیز همین عیب و ایراد در میان جامعه خواص فلسطینی وجود دارد. این خطبه مرحوم زنجانی را خطبه ناریه نامیده‌اند، یعنی خطابه آتشین.

وی در ادامه، خطاب به سران صهیونیسم نیز چنین گفت: ای یهودیان! بدانید که کرکس مرگ، بر گرد سرتان پرواز می‌کند. به شما اخطار می‌کنم که هرگاه فلسطین را رها نکنید، بدبختی‌ها و مرگ فلاکت بار در کمین شماست.

سپس در بخشی از سخنانش خطاب به حامیان دولت غاصب اسرائیل چنین گفت: آیا با خدا می‌جنگید؟ در حالی که پیروزی خدا حتمی است. آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل، در فلسطین کوشش می‌کنند و می‌خواهند برای یهود، سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین، برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود، ذلت و مسکنت، مقرر فرموده، در پیکارند؛ آنجا که حضرت باری می‌فرماید: «و ضربت علیهم الذله و المسکنه وباءوا بغضب من الله»(بقره/61) اما شکی نیست که در این پیکار، پیروزی با ایزد متعال است، در آن جا که می‌فرماید: « کتب الله الاغلبن انا و رسلی...»(مجادله/21)

علامه زنجانی سپس خطاب به همه کشورهای عربی گفت: بر همه حکومت‌های عربی و اسلامی واجب است قضیه فلسطین را در بالاترین مرتبه اهمیت قرار داده و در جهت استیصال رژیم صهیونیستی گام‌های موثری بردارند. امروز فریاد من باید به گوش همه جهانیان برسد و به عنوان یک حماسه در قلب‌های شان جا گیرد. لازم است فریاد گسترده مردم فلسطین در تمام روزنامه‌ها و رسانه‌های جهانی پخش گردد، به طوری که حتی کرها نیز آن را بشنوند تا همگان بر افروخته گردند:«ان تنصروا الله ینصرگم و یثبت أقدامکم»(محمد/7)

پس از سخنرانی استاد زنجانی، مفتی بزرگ فلسطین خطاب به ایشان چنین گفت: «ای امام زنجانی! درسی که شما امروز در مسجدالاقصی به مردم فلسطین داده‌اید ثمره اش بیشتر از صدهزار سرباز مسلح با تجهیزات کامل است. شما بر گردن فلسطین منتی گذاشته‌اید که هیچ گاه روزگار آن را فراموش نخواهد کرد.»

منبع: برگرفته از جلد اول کتاب طلایه داران تبلیغ بین‌المللی تاریخ تشیع، صص160-168

یادداشت | تهدیدهای توخالی اسرائیل علیه ایران

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی را دارد و نه توان مقابله. البته برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده و تهدید به حمله نظامی کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چگونگی مواجهه و رویارویی ایران اسلامی و رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که سیاستمداران درباره آن به بحث پرداخته و درباره آن تحلیل‌های مختلفی را ارائه می‌دهند. به ویژه این‌که ایران روز به روز در حال قدرتمندتر شدن به ویژه در عرصه نظامی می‌باشد. حال پرسش این است تأثیرات ایران قدرتمند نظامی بر اسرائیل چیست؟

 

حقیقت اول

نه غرب و نه اسرائیل نمی‌تواند مانع قدرت نظامی ایران شود. ایران قدرتمند منطقه خاورمیانه را قدرتمند می‌کند و منابع غرب را تهدید و سایه ترس را بر سر اسرائیل می‌افکند. ایران قدرتمند معادلات جهانی را بر هم ریخته و زندگی را برای صهیونیست‌ها به جهنم تبدیل می‌کند.

 

حقیقت دوم

نه غرب و نه اسرائیل امروز نمی‌توانند به صورت نظامی به رویارویی با ایران بیایند. جنگ علیه ایران، جنگ منطقه‌ای گسترده‌ای را به راه خواهد انداخت که جان هزاران اسرائیلی را به خطر می‌اندازد! حمله نظامی به ایران جنگی دائمی علیه دولت یهودی و به تعبیر درست‌تر رژیم صهیونیستی به دنبال خواهد داشت. همچنین حمله نظامی به ایران بحران اقتصادی جهانی را در پی خواهد داشت.

 

حقیقت سوم

غرب و اسرائیل راه دیگری را برای مهار ایران انتخاب کرده و می‌کند و آن راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی است. البته به اعتقاد خودشان این تهدید ایران را از بین نمی‌برد؛ ولی آن را به تأخیر می‌اندازد و دندان‌هایش را از کار می‌اندازد! این امر(تحریم اقتصادی و فعالیت‌های مخفی)، همکاری نزدیک و جدی میان انگلستان، فرانسه و اسرائیل را می‌طلبد. آمریکا هم سهم خود را دارد. آلمان و ایتالیا هم در پشت صحنه پشتیبان هستند.

 

حقیقت چهارم

جدای از راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی، غرب و اسرائیل به تداوم تهدید به حمله نظامی نیز ادامه می‌دهند. چون اسرائیل توان حمله نظامی به ایران را ندارد، سعی می‌کند همیشه خود را آماده جنگ نشان دهد.

 

حقیقت پنجم

مدیریت استراتژیک حاکم بر مسأله ایران در اسرائیل، نیازمند اعتماد کامل میان سطوح سیاسی و امنیتی اسرائیل است که این اعتماد حالا وجود ندارد.

 

حقیقت ششم(نتیجه)

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی به ایران را دارد و نه توان متحد کردن غرب و آمریکا برای این حمله را. البته اسرائیل برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده، ایران را تهدید به حمله نظامی کند و از ابزارهای تحریم نیز بهره ببرد، ولی حقیقت این است که روز به روز به سمت نابودی در پیش است. درست است که ایران اسلامی در پیچ تاریخی قرار داشته و روز به روز حلقه تحریم فشرده‌تر می‌شد ولی به فضل الهی این پیچ را هم عبور می‌کند ولی شکی در از بین رفتن اسرائیل نیست.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

برشی از یک کتاب | دومین انحراف بزرگ مسیحیت

دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ کلیسا و قدرت پاپ در جوامع فئودالی اروپا در قرون وسطی مانع بزرگ بر سر راه طراحان رنسانس محسوب می‌شد. از آنجا که در جوامع دینی نمی‌توان با صراحت دین مستقر را براندازی نمود همیشه بهترین راه ایجاد انحراف در آن دین بوده است، در مورد مسیحیت در آستانه رنسانس چنین اتفاقی افتاد.

پس از آنکه حزب شیطان و در قالب یهودیت یک بار پیش از این با ایجاد مسیحیت پولسی این دین الهی را به انحراف کشانده بود، اینک زمان آن رسیده بود که برای هر چه نزدیک کردن آن با یهودیتی که خود نیز پیش از این تحریف شده بود، اقدامات اساسی صورت گیرد.

پس از آنکه اروپا در طی چند دهه شاهد گسترش اعتراضات علیه پاپ و دستگاه کلیسا شد، سرانجام کشیشی آلمانی به نام مارتین لوتر(۱۴۸۳-۱۵۴۶م) مخالفت وسیعی را علیه کاتولیسیسم سازماندهی کرد و موفق شد تا نهضتی را بر مبنای جدایی و انشعاب در دین مسیحیت _ که به سبب ماهیت اعتراض‌آمیز آن «پروتستانتیزم» خوانده شد _ رهبری کند.

پاپ اگر چه لوتر را تکفیر کرد اما فرمان او به امپراتوری برای مقابله با لوتر در سال ۱۵۲۰ میلادی در آتش افکنده شد و این چنین از پاپ و کلیسا تقدس زدایی شد. کتاب معروف لوتر با عنوان «عیسی مسیح یک یهودی زاده شد» در سال ۱۵۲۳ انتشار یافت.

او که با زبان عبرانی آشنایی کامل داشت در کتاب و عقاید خویش به شدت مقید به دفاع از یهودیت و ترویج اعتقادات آنان بود. او اعلام داشت: یهودیان حامل برترین خون‌ها در رگ‌های خود هستند. روح القدس به واسطه آن‌ها کتاب مقدس را به اقصی نقاط دنیا برد. آن‌ها فرزندان خدایند. ما در مقایسه با آن‌ها بیگانه‌ایم همانطور که در داستان زن کنعانی آورده شده است ما همچون سگانی هستیم که از خرده نان‌های بر زمین ریخته اربابان خود ارتزاق می‌کنیم.(1)

این عقاید با استقبال گسترده یهودیان مواجه شد و لذا به حمایت وی پرداختند. گفته شده است لوتر با این بیانات قصد داشت تا یهودیان را به سمت مسیحیت و پروتستانتیزم تمایل کند و چون در ادامه ماجرا پایبندی یهودیان را به آیین  خویش دید، در پایان عمر تبدیل به یک ضد یهود و آنتی سمیتیست شد.

یهودیان نیز که حمایت‌های خود را برای دفاع او از یهودیت سفارش کرده بودند دست از پشتیبانی وی برداشتند. اما گذر زمان و تاریخ نشان می‌دهد که در جریان نهضت این کشیش یهودی، اولاً ماموریت اصلی برای تقدس زدایی و شکستن قدرت پاپ به طور کامل انجام شد، ثانیاً فرآیند ایجاد اختلاف و انشعاب نیز در مسیحیت با استقرار پروتستانتیزم و ادامه دشمنی با کاتولیسیسم به مرحله اجرا درآمد و ثالثاً، پیوندی ناگسستنی میان یهودیان و این جریان به ظاهر مسیحی در تاریخ ایجاد شد که هنوز ادامه دارد.

امروز آنچه در مقابل شکل‌گیری تمدن اسلامی به آخرین تلاش‌ها دست می‌زند حاصل این پیوند شوم و شیطانی است که از هیچ دین و آیینی نشات نگرفته است. تغییر موضع ناگهانی لوتر بیشتر با این تحلیل قابل توجیه است که وی با انجام کامل ماموریت خویش در پایان عمر، پروتستانتیزم را از اتهام یهودی بودن رهاند و به این مکتب جدید اجازه ادامه حیات برای سال‌های طولانی تر را داد.

به این ترتیب دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

انتهای پیام/

منبع: کتاب تاریخ تمدن و ملک مهدوی(دکتر محمد‌هادی همایون)، چاپ دوم ۱۳۹۱، انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)، صص ۵۰۷_۵۰۸

پی نوشت؛

1 - صاحب خلق، نصیر، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، صص ۲۵_۳۳

تحلیل | یهود خیبر شبیه صهیونیست‌های امروز

صهیونیست‌ها مثل اسرائیل امروز ذاتا دست به شمشیراند. یهود مستقر در فدک و خیبر چیزی شبیه صهیونیست‌های امروز بودند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج قم در تحلیل وقایع خیبر بیان داشت؛

جنگ خیبر در پیوست سه جنگ قبلی بود که یهودی‌ها علیه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) انجام داده بودند. اولین جنگ با قبیله بنی قینقاع بود که بعد از جنگ بدر انجام شد و آن‌ها شکست خوردند.

دومی جنگ با قبیله بنی نضیر بود که آن‌ها پس از جنگ احد با پیامبر اعلام جنگ کردند و سومین جنگ نیز با قبیله بنی قریظه بود که هم زمان با جنگ احزاب در همکاری با مشرکین علیه پیامبر اعلام جنگ دادند که در سال پنجم هجری آن‌ها هم شکست خوردند.

به دنبال این جنگ‌ها یهودی‌ها برای شکست پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در خیبر تجمع نیرو دادند تا در یک فرصت مناسب به مدینه حمله کنند. لذا پیامبر اکرم متوجه شدند و در یک اقدام پیش دستانه در اول ماه محرم خیبر را محاصره کردند و موجب شکست نیروی عظیم یهود در قلعه‌های پی در پی خیبر می‌شوند. یهودی‌ها گمان نمی‌کردند که پیامبر در ماه محرم اقدامی کند غافل از اینکه جنگ دفاعی در ماه‌های حرام نیز ممکن است.

 

رشادت‌های امیرمؤمنان(ع)

به طور کلی امیرالمومنین(علیه‌السلام) در تمام جنگ‌های پیامبر نقش تعیین کننده ای داشت. دلیل آن هم این بود که نوع مسلمانانی که با پیامبر اکرم بیعت می‌کردند و در کنار ایشان قرار می‌گرفتند از توانایی‌های نظامی‌بالایی برخوردار نبودند و بسیار از آن‌ها هم تازه مسلمان بودند و روحیه‌های بالایی نداشتند. علاوه بر این از اقشار مستضعف جامعه بودند، بنابراین اهل طراحی و تفکر در جنگ و... نبودند.

بر این اساس امیرالمومنین بخاطر بهره مندی از توانمندی بالای نظامی و علم امامت و ایمان، همواره در جنگ‌ها نقشی اساسی ایفا می‌کردند. مخصوصا در نبرد خیبر هم همین گونه بوده است.

این نبرد به دلیل پیچیدگی خیلی دشوار بود و قلعه‌های پی در پی و وجود کوهستان و ساختن استحکامات بسیار زیاد توسط یهود، دسترسی به این قلعه‌ها را سخت و دشوار شده بود. مخصوصا آخرین قلعه که فتح نمی‌شد.

در روزهای گذشته جنگ، امیرالمومنین به قدری تلاش کرده بودند که چشم‌های حضرت در اثر گرد و غبار و خاک شدیدی که در حین جنگ بر چشمان مبارک ایشان رفته بود، چشم حضرت دچار تورم شده بود. وقتی همه از فتح قلعه آخر مایوس شده بودند پیامبر فرمود فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که این قلعه را فتح خواهد کرد. پیامبر اوصافی را در مورد فتح کننده خیبر فرمودند که خدا و رسول او را دوست دارد و او هم خدا و رسول را دوست دارد، پیش روی می‌کند ولی اهل فرار نیست و خدا به دستان او این فتح را قرار می‌دهد.

می‌توان گفت وقتی خدا و رسول را دوست داشته باشی خودت را فدا می‌کنی. وقتی خدا و رسول هم تو را دست داشته باشند تو را نصرت می‌دهند. لذا امیرالمومنین کرار غیر فرار است. دشمن وقتی ببیند که اهل عقب نشینی نیستی و ممصم باشی، آنوقت او عقب نشینی می‌کند. لذا پیامبر فرمود «یفتح الله علی یدیه» که حاکی از این است که امیرالمومنین نقش اساسی در به ثمر رسیدن جنگ خیبر داشت.

مجموعه فدک یک مجموعه کشت و صنعت و پردرآمدی بود. یهودی‌ها از فدک به عنوان مانع و سدی در نظر گرفته بودند. یهودیانی که در آنجا مشغول کار بودند هنگامی‌که سپاه پیامبر می‌خواست از آنجا رد شود، می‌توانستند با مسلمانان وارد جنگ شوند. صهیونیست‌ها مثل اسرائیل امروز ذاتا دست به شمشیراند. یهود مستقر در فدک و خیبر چیزی شبیه صهیونیست‌های امروز بودند.

بنابراین وقتی پیامبر اکرم توانستند خیبر را با تمام معضلات آن فتح کنند در نتیجه فدکی‌ها دیدند که هیچ مقاومتی نمی‌توانند بکنند و برای اینکه جان خود را حفظ کنند و بتوانند در باطن برای عملیات بعدی به نقاط دیگری کوچ بکنند، آمدند و به پیامبر گفتند ما دیگر نمی‌جنگیم. لذا فدک بدون جنگ فتح شد و در نتیجه در اختیار پیامبر گرفت و جز انفال بود. تصمیم گیرنده در مورد انفال نیز پیامبر اکرم بود.

بعد از اینکه پیامبر از جنگ بازگشتند، حضرت زهرای مرضیه از پیامبر تقاضایی می‌کنند که اگر ممکن است از غنائم خیبر برای علی(علیه‌السلام) کنیزی را سهم بدهید که در کارهای خانه ما را کمک کند. پیامبر فرمودند که بجای کنیز بعد از نمازها این تسبیحات را بگو که به تسبیحات حضرت زهرا معروف شد.

بعد از اینکه حضرت زهرا این مسئله را پذیرفت و رفت، جبرئیل نازل شد که «آت ذی القربی حقه» یعنی حق او را بده. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از جبرئیل سوال کرد چه کنم؟ فرمود که فدک را به حضرت زهرا(س) بده. لذا فدک هدیه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به صدیقه طاهره(س) بر اساس دستور الهی بود.

انتهای پیام/

یادداشت | اهداف اهانت به مقدسات

معمولاً هدف از ا‌هانت این است که با ایجاد وضعیتی ناراحت کننده، باعث شوند که مسلمانان از اصول خود یا راه صحیح خود منصرف شوند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در طول تاریخ مسلمانان و مؤمنان شاهد ا‌هانت به مقام شامخ پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومان(ع) و دیگر اولیاء دین بوده و هستند. در برابر این موج از تخریب‌ها و ا‌هانت‌ها چه باید کرد؟ این سوالی است که بسیاری از مؤمنان با آن مواجه شد‌ه‌اند.

هنوز هم با وقوع این ا‌هانت‌های رذیلانه و تبلیغاتی که بر روی آن صورت می‌گیرد، شاهد هستیم که خیل عظیمی‌ از متدینان دچار حالتی از سردرگمی‌ می‌شوند. بخشی از این حیرت از این روست که باور نمی‌کنند، کسی اینچنین در مراتب انسانیت نزول کند که حاضر باشد به مقدسترین و پاکترین جلوه‌های ارزش‌های الهی ا‌هانت کند.

اما بخش دیگری از این سردرگمی‌ حاصل آن است که ایشان نمی‌دانند که در این شرایط بغرنج، وظیفه آن‌ها چیست. به دلیل ندانستن همین وظیفه دینی است که گاهی برخورد‌هایی نابجا صورت می‌گیرد که اهداف دشمن را تقویت کرده و جلو می‌برد و مؤمنان بدون این‌که متوجه باشند، برنامه هوشمندانه دشمن را تکمیل می‌نمایند.

 

1 - سابقه ا‌هانت به اولیاء الهی

در حدیث و تاریخ مسئله ا‌هانت به اولیاء الهی از جمله پیامبران خدا و معصومان(ع) امری جدید نیست و سابق‌های طولانی دارد. امام صادق(ع) در ضمن روایتی طولانی به این مطلب اشاره می‌نماید که ا‌هانت از سوی مخالفان سابق‌های طولانی از زمان انبیاء دارد. انبیاء و حجج الهی هیچ گاه از شرّ زبان مردم زمان خویش در امان نبود‌ه‌اند.

 

2 - سیره معصومان(ع) در مواجهه با ا‌هانت کنندگان

بررسی کامل سیره و سنت اهل‌بیت(ع) در برخورد با ا‌هانت کنندگان، نیازمند مجالی واسع و فرصتی مفصل است که در آن باید به همه موارد نقل شده در تاریخ در این زمینه دست یافت و سپس به تحلیل و بررسی و درس گرفتن از آن پرداخت. اما اگر بخواهیم با توجه به مجال حاضر به ذکر برخی از نکات این سیره شریف بپردازیم، می‌توان موارد زیر را در سیره و سنت اهل‌بیت(ع) در مقابله با جریان ا‌هانت مشاهده کرد.

پرهیز از دامن زدن به اهانت: اولین وظیفه این است که به اهانت دشمن دامن نزده و اقدامات هیجان زده و شتاب آلود انجام ندهیم.

نفی رویکرد تلافی جویانه: از جمله روش‌های غلط برخورد با اهانت، عصبانی شدن و در پیش گرفتن رویکرد تلافی جویانه است.

تفکیک میان اهانت کننده نادان و مغرض: یکی از راهبردهای اصلی موجود در سیره اهل‌بیت(ع) در مقابله با اهانت، تفکیک میان اهانت کننده نادان از اهانت کننده مغرض است

.رفع بهانه‌های اهانت: در مقابله با مسئله اهانت به اولیاء الهی یکی از مسائلی مهمی که باید رعایت شود این است که بهانه‌های اهانت زدوده شود.

شناخت اهداف دشمن: یکی از روش‌های مهم متخذ از سیره معصومان(ع) در مواجهه با اهانت، شناسایی اهداف دشمن در ایجاد و مانور تبلیغاتی بر روی این اهانت‌هاست.

 

3 - معرفی برخی از اهداف دشمن در ا‌هانت به مقدسات

با توجه به روایات متعدد و گزارش‌های تاریخی فراوانی که ذکر شد، می‌توان چنین نتیجه گرفت که برخی از اهدافی که دشمن می‌تواند به دنبال آن باشد چنین است

1 - ایجاد سرخوردگی و پشیمانی و تزریق روحیه یأس در میان متدینان و جلوگیری از تداوم راه صحیح، همانند ا‌هانت‌هایی که دشمنان پیامبران به ایشان روا می‌داشتند تا آنان و اطرافیان آن‌ها را از تداوم راه حق باز دارند.

2 - گریزان کردن دیگران از راه حق و کریه جلوه دادن مسیر هدایت و دور کردن افراد از مسیر حق، همانند ا‌هانت‌هایی که مخالفان راه انبیاء، علیه انبیاء روا می‌داشتند و انبیاء الهی را به سحر و جادو متهم می‌نمودند.

3 - خراب کردن چهره و خشونت طلب نشان دادن مؤمنان با وارد کردن آن‌ها به دور مقابله و برخورد عملی، همانند روش جاری در بسیاری از روزنامه‌ها و رسانه‌های غربی که ا‌هانت به مقدسات و اولیاء دین را به عنوان آزادی بیان معرفی می‌کنند و مخالفت با آن را خشونت طلبی می‌دانند.

4 - ایجاد درگیری داخلی میان مسلمانان خصوصاً در ا‌هانت به نماد‌ها و بزرگان فرقه‌ها، همانند زمینه‌سازی بسیاری از شبکه‌های ماهوار‌های که در آن به مقدسات و اولیاء دین و فرقه‌های گوناگون ا‌هانت می‌شود، تا میان این گروه‌ها درگیری ایجاد شود.

5 - ایجاد بحران‌ها و حاشیه‌هایی برای ایجاد انحراف در اذ‌هان عمومی‌، همانند مواردی که دشمن برای سرپوش گذاشتن بر مسائل اساسی موجود در میان مسلمین از ا‌هانت به عنوان ابزاری برای منحرف کردن اذ‌هان عمومی‌ استفاده می‌کند و مثلا در حالی که رژیم صهیونیستی خطر جدی علیه اسلام است، با ترویج ا‌هانت به مقدسات فرقه‌های مختلف،مسلمین را به یکدیگر مشغول می‌سازد.

 

4 - استقامت و پایداری؛ مهمترین راهکار مقابله با ا‌هانت

پس از شناخت اهداف اصلی دشمن و اتخاذ تصمیمات همراه با درایت و حزم، باید راه اصلی خود را با قدرت ادامه دهیم. معمولاً هدف از ا‌هانت این است که با ایجاد وضعیتی ناراحت کننده، باعث شوند که مسلمانان از اصول خود یا راه صحیح خود منصرف شوند.

انتهای پیام/

نویسنده: سید مجتبی عزیزی

تحلیل | لابی صهیونیسم در آمریکا

اختلافات یا تفاوت منافع بخشی از یهودیان آمریکا با اسراییل که اساسا نوع نگاه و عملکرد اسراییل را مناسب منافع آمریکا و اسراییل نمی‌دانستند و عملا تفکراتی لیبرال و مسالمت آمیز تر نسبت به تفکرات داخل اسراییل داشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ با مطالعه و بررسی‌‌های انجام شده می‌توان گفت لابی صهیونیسم در ایالات متحده آمریکا یکی از لابی‌‌های پر نفوذ و موثر در دستگاه هیئت حاکمه است و یهودیان در آمریکا دیگر اقلیت نیستند بلکه بخشی از اکثریت هستند و اکنون در جامعه آمریکا پذیرفته شده و توانایی دستیابی و پیشرفت دارند. این بررسی نشان داد که یهودیان ایالات متحده از دوران بعد از جنگ ج‌هانی دوم در آمریکا به شکل منظم و تشکیلاتی و با استفاده از پتانسیل‌‌های اکتسابی چون ویژگی انسجام، سازماندهی و سطح نخبگی که وام گرفته از عملکرد و فعالیت ایشان بوده، خاستگاه لابی یهودیان با اعمال نفوذ و تخصیص منابع مادی و معنوی لازم، خاستگاه رسانه ای که به عنوان بازوی قدرتمند اقناع افکار عمومی‌در آمریکا و خاستگاه قدرت یهودیان در حضور در قوای مقننه و مجریه به قدرت موثر در آمریکا دست یافتند.

خصوصیات جامعه یهودی که حاکی از اتحاد و همدلی و حمایت از همدیگر بود، استراتژیک بودن حمایت آمریکا از اسراییل که البته در دوران نیکسون مفهوم جدیدی به خود گرفت. دسترسی آن به منابع قدرت که در حوزه‌‌های سیاست، اقتصاد، رسانه و فرهنگ پراکنده بود، وجود افراد و بروکراسی لایق و کارآمد و مشارکت سیاسی 90 درصدی جامعه یهودی در انتخابات،از عوامل تقویت کننده و قدرت بخش لابی صهیونیسم در ایالات متحده است. هرچند که راهبردی بودن منافع اسراییل و ایالات متحده مهم‌ترین عامل در اثر بخشی توصیه‌‌های لابی در ایالات متحده به شمار می‌رود.

این تعلق استراتژیک با ظهور دولت‌‌های کندی و جانسون و تصدی پست‌‌های حساس توسط یهودیان کم کم زمینه پیدا کرد تا آنجا که در دوران نیکسون از این تعلق به عنوان سرمایه استراتژیک یاد شد. لذا لابی صهیونیست بعد از این دوره است که به سرعت رشد می‌کند و به عنوان عامل تاثیر گذار در صحنه سیاسی، اقتصادی و... ایالات متحده مطرح می‌شود.

شایان ذکر است؛ ایالات متحده آمریکا به صورت رسمی‌فعالیت گروه‌‌های ذی نفوذ (لابی ) را پذیرفته است در این کشور گروه‌‌های فشار متعددی وجود دارند که اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خارجی، هنری و... را دنبال می‌کنند. این گروه‌‌ها خواسته‌‌های خود را به سیاستمداران منتقل کرده و خواستار لحاظ شدن آن در تصمیم گیری‌‌های رسمی‌و سیاسی هستند. البته این گروه‌‌ها براساس قانون آمریکا باید به ثبت هم برسند و کاملا قانونی باشند. حتی کاندیدا‌های ریاست جمهوری آمریکا پیش از برگزاری انتخابات به دیدار چنین گروه‌‌هایی می‌روند و سعی می‌کنند با دادن وعده‌‌هایی مبنی بر تحقق خواسته‌‌هایشان نظر مساعد آنان را برای گرفتن رای جلب کنند. البته باید یادآور شد که این دسته با موجودیت رژیم صهیونیستی مخالف نیستند و به همین دلیل برخی‌‌ها تشکیل این سازمان‌ها را حربه ای از سوی صهیونیسم بین الملل برای حمایت از رژیم صهیونستی تفسیر می‌کنند.

به هر حال در موج جدیدی که طی سال‌های اخیر برای تشکیل سازمان‌های صهیونیستی منتقد رژیم صهیونیستی ایجاد شد، لابی جی استریت در آمریکا از دل لابی بزرگ آیپک به وجود آمده است. پیدایش این سازمان را می‌توان به نوعی در تحولات سال‌های اخیر آمریکا ریشه یابی کرد.

تحولاتی که درباره پیامد‌های منفی حمایت بی قید و شرط امریکا از اسراییل برای منافع ملی امریکا به دنبال آورده است در موارد زیر خلاصه می‌شود:

1 - اختلافات یا تفاوت منافع بخشی از یهودیان آمریکا با اسراییل که اساسا نوع نگاه و عملکرد اسراییل را مناسب منافع آمریکا و اسراییل نمی‌دانستند و عملا تفکراتی لیبرال و مسالمت آمیز تر نسبت به تفکرات داخل اسراییل داشتند.

2 - فشار افکار عمومی‌ناشی از رفتار‌های ضد انسانی و ضد بشری دولت حاکم اسراییل در برخورد با فلسطینیان که هرچه بیشتر صدای سازمان‌‌های حقوق بشر و وجدان بیدار بشری را به درد آورده بود و بیش از پیش رژیم صهیونیستی را منزوی و منفور می‌ساخت.

3 - شکست اسراییل در جنگ 33 روزه، شکست اسراییل در جنگ 22 روزه، گزارش گلدستون، محاصره غزه، حمله به کشتی آزادی و منزوی شدن بیش از حد اسراییل در محافل بین المللی، بحران مشروعیت و هویت اسراییل.

4 - تغییر نگاه دولت مردان آمریکایی با روی کار آمدن اوباما با شعار تغییر و حل بحران خاورمیانه (اسراییل فلسطین ) و مطرح ساختن طرح دو دولت (اسراییلی فلسطینی ) برای پایان دادن به بحران خاورمیانه از جمله عواملی بودند که سبب ایجاد تحول درلابی‌‌های مخالف و لیبرال یهودی در آمریکا و اروپا گشت.

5 - ظهور لابی جی کال در اروپا با همان منطق جی استریت و پیوستن حدود چ‌هار هزار یهودی سرشناس به آن شاخص دیگری بر این تحول است.

6 - مواضع دولت راستگرای بنیامین نتانیاهو مطابق با دیدگاه آیپک و سایر سازمان‌های صهیونیستی راستگرا در امریکاست. این درحالی است که دولت باراک اوباما با چنین دیدگاهی موافق نیست و علت عدم حضور نخست وزیر اسراییل در کنفراس سالانه آیپک که در آن مقامات ارشد امریکایی از تشکیل دو دولت صحبت می‌کردند، به همین موضوع بر می‌گردد. جرمی‌بن عامی‌درباره نتانیاهو می‌گوید: وی راهش را تغییر نمی‌دهد و ممکن است در ظاهر برای جلب نظر مقامات آمریکا از تشکیل دو دولت حمایت کند ولی راهی که او می‌رود نه به سود امریکا و نه اسراییل است، به هر حال تشکیل جی استریت متاثر از شرایط داخلی امریکا و نیز اقدامات رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر است و این سازمان با توجه به بستر نسبتا مساعد در امریکا در آینده نزدیک گام‌هایی برای رسیدن به اهداف خود بر می‌دارد.

انتهای پیام/

یادداشت | کابوس صهیونیست‌ها

آنچه که صهیونیست‌ها و حامیان آن‌ها در کاخ سفید نباید در آن تردید داشته باشند این واقعیت است که بر خلاف خواست آن‌ها، سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین است و هرگز محل امنی برای اشغالگران نخواهد بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ از «دیوید بن گوریون» اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی جمله معروفی در تاریخ ثبت است که وی گفته بود «اگر یهودیان می‌خواهند در امن زندگی کنند باید سرزمین موعود(فلسطین اشغالی) برای غیر یهود، ناامن باشد.»

این جمله که مقدمه ای برای سیاست‌های تروریستی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی بوده است، در تمام طول پنجاه و چند سال حاکمیت رژیم اشغالگر علیه صاحبان اصلی سرزمین فلسطین به کار گرفته شده ولی امروز پس از گذشت بیش از نیم قرن از عمر این حکومت تروریستی کمتر کسی را می‌توان یافت که معتقد به وجود امنیت در فلسطین اشغالی برای زندگی صهیونیست‌ها باشد.

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز اخیرا طی گزارشی از شهر بیت المقدس نوشت: اسرائیلی‌ها به ندرت مایل هستند که در خیابان‌ها و معابر شهر حاضر شوند، زیرا از آن بیم دارند که هدف عملیات فلسطینی‌ها قرار بگیرند. این روزنامه ضمن تشبیه این شهر به «شهر اشباح» از زبان گزارشگر خود می‌نویسد: یهودیان از سفر با وسایل نقلیه عمومی‌وحشت دارند، مراکز جهانگردی و اماکن عمومی‌عمدتا خالی است، و آن‌ها ترجیح می‌دهند که در منازل خود باقی بمانند که به نوعی زندانی شدن است.

این گزارش همچنین می‌افزاید افسردگی و بیماری‌های عصبی به طور بی سابقه در میان اسرائیلی‌ها شایع شده است و درمانگاه‌های بیماری‌های روانی عمدتا شلوغ است.

از سوی دیگر گزارش‌های جداگانه نیز حاکی است که نه تنها موج مهاجرت به فلسطین اشغالی به طور بی سابقه ای کاهش یافته است بلکه اخبار رسیده حکایت از موج فرار اسرائیلی‌ها به خارج از فلسطین اشغالی دارند. بر اساس این گزارش‌ها طی 22 ماه گذشته یعنی از آغاز قیام موسوم به انتفاضه دوم فلسطینی‌ها حدود نیم میلیون اسرائیلی فلسطین اشغالی رابه مقصد کشورهای خارجی و عمدتا اروپایی و آمریکا ترک کرده‌اند.

در همین حال وضع در شهرک‌های یهودی نشین حتی بدتر از مناطق دیگر است. کمتر یهودی مهاجر حاضر می‌شود در این شهرک‌ها ساکن شود. به اذعان مقامات رژیم صهیونیستی، حتی با اعطای امتیازات و امکانات فوق العاده، از بیم حمله فلسطینی‌ها کمتر یهودی مهاجر حاضر است در این شهرک‌ها ساکن شود.

از سوی دیگر کشته شدن بیش از 600 اسرائیلی در طول دو سال گذشته یک واقعیت تکان دهنده برای جامعه اسرائیل و سردمداران صهیونیست محسوب می‌شود.

طبق آمارهای موجود تا پیش از انتفاضه دوم یعنی قیام دو سال اخیر فلسطینی‌ها وضع به گونه ای بود که به طور میانگین در برابر هر یک اسرائیلی 12 فلسطینی کشته می‌شدند ولی این رقم در حال حاضر به نسبت یک اسرائیلی در برابر 3 فلسطینی رسیده است که برای جامعه ای مانند اسرائیل، با توجه به محدودیت جمعیت و در عین حال امکانات و تجهیزات نظامی‌عظیم و حمایت‌های سیاسی قوی بین المللی یک واقعیت بسیار تلخ و تکان دهنده است.

اجرای عملیات شهادت طلبانه پی در پی، توسط فلسطینی‌ها در میان تدابیر شدید امنیتی صهیونیست‌ها، آن هم در مناطق بسیار حساس اسرائیلی، با به کارگیری روش‌های پیچیده نظامی، نشان از مرحله جدیدی از رویارویی مبارزان فلسطینی با اشغالگران دارد که بدون تردید رعب و وحشت شدیدی را در میان اسرائیلی‌ها و حتی آمریکائی‌ها، به عنوان حامیان این رژیم افکنده است.

احداث دیوار به اصطلاح امنیتی توسط رژیم صهیونیستی با هدف جلوگیری از ورود رزمندگان فلسطینی، بدون تردید تایید بر استیصال و درماندگی صهیونیست‌ها در مقابله با ملت فلسطین می‌باشد.

نکته حائض اهمیت آن که این دیوار هم اکنون توسط کسی همچون شارون احداث می‌شود که در میان اسرائیلی‌ها به عنوان به اصطلاح «مرد آهنین» در سرکوب فلسطینی‌ها شهرت دارد.

این گونه تدابیر امنیتی پر هزینه در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از سردمداران صهیونیست به بیهوده بودن آن اذعان کرده‌اند.

به هر حال آنچه که صهیونیست‌ها و حامیان آن‌ها در کاخ سفید نباید در آن تردید داشته باشند این واقعیت است که بر خلاف خواست آن‌ها، سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین است و هرگز محل امنی برای اشغالگران نخواهد بود. بدیهی است اظهارات «بن گوریون» نیز یک خیال واهی بیش نیست(1).

انتهای پیام/

منبع: مجله: مبلغان، مهر 1381 - شماره 33‏(3 صفحه - از 81 تا 83)

پی نوشت:

1) جمهوری اسلامی، 1381/05/08

گفت‌وگو | رویکرد تأسیس رژیم صهیونیستی

امپریالیسم غربی همچنان به تلاش خود برای تقسیم و تفرقه جهان عرب و اسلام ادامه می‌دهد تا جهان را ضعیف، عقب‌مانده و از هم جدا نگه دارد و به نوعی قادر به انجام هیچ گونه عمل، وحدت، تشکیل اتحادیه یا پیشرفت نباشند و مطیع امپریالیسم غربی باقی بمانند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین پرواز تجاری میان رژیم صهیونیستی و امارات، با عبور از آسمان عربستان سعودی روز گذشته در فرودگاه بین‌المللی ابوظبی بر زمین نشست.

رئیس‌جمهور آمریکا ۲۳ مرداد در بیانیه‌ای اعلام کرد رژیم صهیونیستی و امارات به توافقی برای «عادی‌سازی کامل روابط» دست پیدا کرده‌اند که بر اساس آن اسرائیل اعلام حاکمیت بر مناطق اعلام‌شده در چشم‌انداز صلح رئیس‌جمهور ترامپ را تعلیق کرده و تلاش‌های خودش را بر توسعه روابط با سایر کشورها در جهان عرب و اسلام متمرکز خواهد کرد.

با توجه به نزدیک شدن اسرائیل برای ایجاد رابطه با کشورهای منطقه و اعراب، مسعود دریس، کارشناس و تحلیلگر منطقه غرب آسیا به نحوه تشکیل رژیم صهیونیستی در منطقه و همچنین اهداف آن اشاره کرد و اظهار داشت: در سال ۱۹۰۵، حزب محافظه کار انگلیس، به طور مخفیانه خواستار برگزاری کنفرانس لندن شامل کشورهای استعمارگر در آن زمان یعنی انگلیس، فرانسه، هلند، بلژیک، اسپانیا و ایتالیا شد. جلسات و مباحث این کنفرانس تا سال ۱۹۰۷ با حضور فیلسوفان، مورخان مشهور و محققان شرق‌شناسی، جامعه‌شناسی، جغرافیا و اقتصاد، علاوه بر کارشناسان امور نفت، کشاورزی و استعمار ادامه داشت.

وی افزود: از برجسته‌ترین شخصیت‌هایی که در این کنفرانس شرکت کرده‌اند، استاد جیمز، نویسنده کتاب «افول امپراتوری روم»، پروفسور لوئیز مادلین، نویسنده «ظهور و رهایی امپراتوری ناپلئون»، استادان لستر، اسمیت، ترنیچ و زهروف و سایر محققان و همچنین رهبران سیاسی و نظامی از این کشورهای استعماری بودند.

دریس با اشاره به نحوه برپایی این کنفرانس خاطرنشان کرد: کمپبل پنرمن کنفرانس را با سخنرانی طولانی آغاز کرد و در آن گفت: امپراتوری‌ها تا حدی تشکیل می‌شوند، بزرگ شده، تقویت و تثبیت می‌شوند، سپس به آرامی منحل و سپس ناپدید می‌شوند. تاریخ پر از چنین تحولاتی است، و برای هر کشور تغییر نمی‌کند. امپراتوری‌های روم، آتن، هند و چین وجود دارد، و پیش از آنها، بابل، آشور، فرعونی‌ها و دیگران، آیا دلایل یا وسیله ای دارید که بتواند از سقوط استعمار اروپا و فروپاشی آن جلوگیری کند یا سرنوشت آن را به تاخیر بیندازد؟ این امپراتوری اکنون به اوج خود رسیده است و اروپا به قاره ای باستان تبدیل شده است. منابع آن به پایان رسیده و منافع آن پیر شده است، در حالی که جهان دیگر (جهان اسلام) هنوز در بنای جوان خود به دنبال دانش، سازمان و شکوفایی بیشتر است. موفقیت و عدم موفقیت آنان به موفقیت و میزان تسلط و کنترل ما بستگی دارد.

دریس با بیان اینکه پس از بحث‌های طولانی، داوطلبان به این نتیجه رسیدند که مدیترانه شریان حیاتی استعمار است، اما این پلی است که شرق را به غرب و مسیر طبیعی به قاره‌های آسیا و آفریقا و تقاطع جهان متصل می‌کند، گفت: در این نشست مدیترانه مهد ادیان و تمدن‌ها عنوان و مطرح شد که مشکل این است مردم آن در سواحل خود زندگی می‌کنند. به ویژه مناطق جنوبی و شرقی و اینکه یک قوم با وحدت تاریخ، دین و زبان مشترک هستند.

وی با اشاره به توصیه‌های مطرح شده در کنفرانس لندن تصریح کرد: بر همین اساس مقرر شد با سلب حمایت و کسب علم و دانش فنی و حمایت نکردن از آنها در این زمینه و مبارزه با هرگونه تمایل این کشورها به داشتن علوم فنی، مردم این منطقه را از هم جدا کرده و نادان و جنگ طلب نگه دارند. همچنین برای مقابله با هر روند واحدی در آن و دستیابی به وحدت میان آنان، قرار شد فلسطین همانند سد انسانی قوی، عجیب و خصمانه باشد و قسمت آفریقایی این منطقه را از قسمت آسیایی جدا کند و(اسرائیل) از تحقق وحدت این مردم جلوگیری کند.

وی ادامه داد: متن نهایی توسط کمیته استعمار تصویب شد که در بخشی از آن آمده است: «کشورهای دارای علاقه باید برای تداوم عقب ماندگی منطقه و تفرقه کردن آن و نگه داشتن مردم این منطقه گمراه، نادان و متخاصم تلاش کنند. ما باید با اتحاد این مردم و ارتباط آنها با هر نوع ارتباط فکری، معنوی یا تاریخی بجنگیم و ابزارهای عملی قوی برای جدا کردن آنها از یکدیگر پیدا کنیم. این کمیته به عنوان ابزاری اساسی و فوری برای جلوگیری از خطر، لزوم کار برای جدا کردن بخش آفریقایی این منطقه از قسمت آسیایی خود را توصیه می‌کند و برای این امر ایجاد یک سد انسانی نیرومند و عجیب و غریب «دولت اسرائیل» را پیشنهاد می‌کند تا در این منطقه شکل بگیرد و نزدیک کانال سوئز، یک نیروی استعماری دوستانه و دشمن ساکنان منطقه باشد».

دریس با بیان اینکه بر اساس توصیه‌های این کنفرانس، توافقنامه سایکس ـ پیکو در سال ۱۹۱۶ منعقد شد، ادامه داد: پس از آن منطقه را تقسیم و مرزهایی را تعیین کردند که این منطقه قبلاً این مرزها را نمی‌شناخت و سپس بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷ (وعده دادن به چیزی که مال خودش نیست به کسانی که مستحق آن نیستند) آمد و مراحل کاشت غده سرطانی  بدخیم صهیونیست در قلب جهان عرب و اسلام آغاز شد.

کارشناس و تحلیلگر منطقه غرب آسیا با اشاره به اینکه جهان عرب و اسلام هنوز از عواقب این کنفرانس رنج می‌برند، گفت: امپریالیسم غربی همچنان به تلاش خود برای تقسیم و تفرقه جهان عرب و اسلام ادامه می‌دهد تا جهان را ضعیف، عقب‌مانده و از هم جدا نگه دارد و به نوعی قادر به انجام هیچ گونه عمل، وحدت، تشکیل اتحادیه یا پیشرفت نباشند و مطیع امپریالیسم غربی باقی بمانند.

دریس با بیان اینکه تاریخ آینه ملل است که گذشته آنها را منعکس می‌کند، خاطرنشان کرد: مردمی که تاریخ را نمی‌خوانند و از آن بهره نمی‌گیرند، حال و روز خود و آینده خود را از دست می‌دهند و اسیر دشمنان خود می‌شوند در این همایش بیش از ۱۰۰ سال ویژگی‌ها و شکل منطقه و همه بحران‌ها و تجزیه آن را ترسیم و تعریف کرده است. بنابراین می‌توان با آگاهی از نحوه تشکیل غده سرطانی اسرائیل که در مقابله با توطئه‌هایی که برای منطقه ما در این مرحله دشوار طراحی کرده‌اند، سهیم باشیم.

انتهای پیام/

منبع: فارس

گفت‌وگو | پشت پرده توافق ابوظبی و رژیم‌‌صهیونیستی

اگر به پشت صحنه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که کشور امارات به‌هیچ‌عنوان مهم نیست، اما آمریکا سعی دارد با نشان دادن پی‌درپی تصاویر توافق از آن به‌عنوان یک موفقیت یاد کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ سعدالله زارعی، کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به تبعات امنیتی و اقتصادی توافق امارات با رژیم‌صهیونیستی برای کشورمان اظهار داشت: «جزئیات زیادی تاکنون از این توافق بیرون نیامده و به‌نظر می‌رسد این سازش بیشتر به‌دلیل کمک امارات به وضعیت متزلزل ترامپ و نتانیاهو بوده است، از این رو نمی‌دانیم که آیا این وضعیت فعلی استمرار خواهد داشت یا خیر.»

زارعی با بیان اینکه وضعیت نتانیاهو و ترامپ در داخل رژیم‌صهیونیستی و آمریکا بسیار ضعیف شده است، ادامه داد: «ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که از امکان وقوع تقلب و آشوب در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده صحبت می‌کند؛ از این رو ممکن است نتیجه انتخابات را به‌رسمیت نشناسد که همه این قضایا نشان‌دهنده وضعیت متزلزل ترامپ در فضای داخلی آمریکاست.»

این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به وضعیت نتانیاهو در رژیم‌صهیونیستی نیز گفت: «وضعیت رژیم‌صهیونیستی به قدری شکننده است که آنها مجبور شدند در طول یک سال سه بار انتخابات مجلس برگزار کنند که این امر در تاریخ رژیم منحوس صهیونیستی بی‌سابقه بوده است.»

وی شرایط شکننده ترامپ و نتانیاهو را به‌معنای ضعف آمریکا و رژیم‌صهیونیستی دانست و تصریح کرد: «باید بررسی شود غیر از نکاتی که در رسانه‌ها مطرح شده است آیا واقعا قرار است در امارات اتفاق جدیدی رخ دهد یا خیر لذا درحال حاضر نمی‌توان به‌صورت دقیق درباره این موضوعات صحبت کرد.»

زارعی با اشاره به کاهش اعتبار آمریکا و رژیم‌صهیونیستی و کمک کردن امارات به آنها در این زمینه یادآور شد: «کاهش اعتبار آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به‌معنای سیاسی است، یعنی اعتبار ترامپ در جامعه آمریکا و نتانیاهو در جامعه رژیم‌صهیونیستی مخدوش شده است و آنها به‌عنوان دو دولت ناکارآمد و  افراط‌گرا که به صلح اعتقادی ندارند، شناخته می‌شوند.»

این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه کمک حکومت «بن‌ زاید» نمای ناتوان بودن آمریکا را تا حدودی پوشش داده است، متذکر شد: «این درحالی است که اگر به پشت صحنه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که کشور امارات به‌هیچ‌عنوان مهم نیست، اما آمریکا سعی دارد با نشان دادن پی‌درپی تصاویر توافق از آن به‌عنوان یک موفقیت یاد کند.»

وی درخصوص نزدیکی امارات به ایران و حضور در منطقه خلیج‌فارس و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور نیز گفت: «این مساله فعلا در حد کلیات مطرح شده و هیچ جزئیات بیشتری از آن منتشر نشده که بتوان براساس آن حرف قطعی زد، اما مهم این است که در منطقه ما یک صخره سخت به‌نام جمهوری اسلامی وجود دارد.»

«جمهوری اسلامی در منطقه از یک جبهه برخوردار است و تاکنون ده‌ها حادثه بزرگ را با موفقیت پشت‌سر گذاشته است؛ حال سوال این است که آیا توافق آمریکا و رژیم‌صهیونیستی با امارات می‌تواند حقیقت این صخره سخت را تحت‌تاثیر قرار دهد یا صهیونیست‌ها می‌توانند ضمانت به کسی بدهند؟ جواب این سوالات کاملا روشن است.»

به گفته زارعی ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه با توافق امارات و رژیم‌صهیونیستی هیچ تغییری نخواهد کرد اگرچه این توافق یک خیانت بزرگ به اسلام محسوب می‌شود.

این کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به این سوال که اگر صهیونیست‌ها بتوانند بر بندر دبی مسلط شوند و نفوذ خود را در آن منطقه بیشتر کنند، آیا ممکن است فضای اقتصادی ایران تحت تاثیر قرار بگیرد، اظهار داشت: «درحال حاضر بیش از ۳۰ سال است که رژیم‌صهیونیستی در این منطقه حضور دارد، لذا آنچه هفته گذشته اتفاق افتاد صرفا رونمایی از یک رابطه 30 ساله بود و بنابراین از این جهت اتفاقی برای ایران نخواهد افتاد.»

وی با تاکید بر اینکه همان‌طور که در پیام سرلشکر باقری نیز آمده بود از این پس ما به امارات جور دیگری نگاه خواهیم کرد، گفت: «توافق با رژیم‌صهیونیستی می‌تواند برای اماراتی‌ها نیز یک خطر تلقی شود.»

زارعی در تشریح این موضوع خاطرنشان کرد: «به‌محض اینکه ما رفت‌وآمد آزاد صهیونیست‌‌ها در منطقه را مشاهده کنیم، دست به کار خواهیم شد چراکه اینجا منطقه ماست و اجازه نمی‌دهیم این منطقه تبدیل به جولانگاه صهیونیست‌ها شود.»

وی درخصوص نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با امارات نیز تصریح کرد: «ما هنوز این قضیه را به‌صورت کامل بررسی نکرده‌ایم که درحال حاضر وارد اتاق عملیات شویم تا ببینیم دقیقا چه کاری می‌خواهیم انجام دهیم، اما مسلما ایران روی رفت‌وآمد صهیونیست‌ها بسیار حساس خواهد بود.»

انتهای پیام/

منبع: روزنامه فرهیختگان

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.