پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

برشی از یک کتاب | خطابه آتشین علیه صهیونیست

آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل، در فلسطین کوشش می‌کنند و می‌خواهند برای یهود، سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین، برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود، ذلت و مسکنت، مقرر فرموده، در پیکارند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ آیت‌الله شیخ عبدالکریم زنجانی از جمله علمای شیعه است که برای وحدت تلاش‌های فراوانی انجام داده است. ایشان به منظور ایجاد وحدت میان مسلمانان جهان و ایجاد جبهه واحد در برابر استعمارگران، راهی کشورهای اسلامی شد و در کشورهای مصر، اردن، سوریه، لبنان، فلسطین، هندوستان و مناطق قفقاز با شخصیت‌های برجسته علمی و سیاسی دیدار کرد.

نخستین سفر آیت‌الله زنجانی در سال ۱۳۵۴ ق به مصر بود که توقف او در آنجا بیش از کشورهای دیگر بود.

 

دفاع از فلسطین و مبارزه با صهیونیسم

زمانی که شیخ عبدالکریم زنجانی در مصر بود، از جانب مفتی قدس، سید امین الحسینی، از وی دعوت شد که به مسجد الاقصی مسافرت نماید.

در تلگرافی که از سوى الحسینی به مرحوم زنجانی رسیده بود، این گونه بیان شده بود که: «اعراب و مسلمانان فلسطین به شدت مشتاق زیارت امام بزرگ خود هستند».

مرحوم زنجانی این دعوت را پذیرفت و در ماه رمضان ۱۳۵۵ق وارد فلسطین شد و در آنجا استقبال بی نظیری از وی به عمل آمد؛ هزاران نفر از علما و بزرگان، سرکنسولگری‌های برخی کشورها و در راس آن‌ها مفتی بزرگ فلسطین به استقبال استاد آمدند و سپس با احترام خاصی او و هیئت همراه را در منزل بزرگی که از قبل آماده کرده بودند اسکان دادند.

در مدت اقامت شیخ عبدالکریم در شهر مقدس قدس، طبقات مختلفی از مردم به زیارت او می‌آمدند و خانه او مملو از زائرین بود تا این که روز جمعه فرا رسید و مفتی فلسطین از استاد دعوت کرد بعد از فریضه جمعه در مسجدالاقصی سخنرانی کند.

آیت‌الله زنجانی در میان جمعیت انبوه نمازگزار در مسجد الاقصی، به طور خلاصه چنین گفت: «ای مردم عرب و ای مسلمانان! فراموش نکنید که شیطان نهال‌های خود را در زمین مقدس شما کاشت و متعهد شد آن‌ها را پرورش دهد تا این که هرگاه میوه‌های مسمومش به حد خوردن رسید گلوگیر شود و راه تنفس را بندد.

آری! جنگ شما بر ضد چنین مصیبت بزرگی است. ای مردم عرب و ای مسلمانان! امروز دولت‌هایی که بر عالم سیطره دارند دندان هایشان را تیز کرده و مقاصد پلیدشان را آشکار نموده‌اند و هیچ امیدی از عدالت و انصاف آن‌ها باقی نمانده است. البته شما هیچ وسیله‌ای برای زندگی و بقای خود ندارید مگر اتفاق و همبستگی در راه دفاع از سرزمین مقدس تان، که در این صورت امید پیروزی زنده خواهد شد و خطر صهیونها به زودی رفع خواهد شد.»

 

خطابه آتشین علیه صهیونیست

این عدم اتفاق و همبستگی مردم فلسطین همان دردی است که مرحوم زنجانی قبل از تأسیس حکومت غاصب اسرائیل بدان اشاره داشته و متأسفانه تا به حال نیز همین عیب و ایراد در میان جامعه خواص فلسطینی وجود دارد. این خطبه مرحوم زنجانی را خطبه ناریه نامیده‌اند، یعنی خطابه آتشین.

وی در ادامه، خطاب به سران صهیونیسم نیز چنین گفت: ای یهودیان! بدانید که کرکس مرگ، بر گرد سرتان پرواز می‌کند. به شما اخطار می‌کنم که هرگاه فلسطین را رها نکنید، بدبختی‌ها و مرگ فلاکت بار در کمین شماست.

سپس در بخشی از سخنانش خطاب به حامیان دولت غاصب اسرائیل چنین گفت: آیا با خدا می‌جنگید؟ در حالی که پیروزی خدا حتمی است. آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل، در فلسطین کوشش می‌کنند و می‌خواهند برای یهود، سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین، برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود، ذلت و مسکنت، مقرر فرموده، در پیکارند؛ آنجا که حضرت باری می‌فرماید: «و ضربت علیهم الذله و المسکنه وباءوا بغضب من الله»(بقره/61) اما شکی نیست که در این پیکار، پیروزی با ایزد متعال است، در آن جا که می‌فرماید: « کتب الله الاغلبن انا و رسلی...»(مجادله/21)

علامه زنجانی سپس خطاب به همه کشورهای عربی گفت: بر همه حکومت‌های عربی و اسلامی واجب است قضیه فلسطین را در بالاترین مرتبه اهمیت قرار داده و در جهت استیصال رژیم صهیونیستی گام‌های موثری بردارند. امروز فریاد من باید به گوش همه جهانیان برسد و به عنوان یک حماسه در قلب‌های شان جا گیرد. لازم است فریاد گسترده مردم فلسطین در تمام روزنامه‌ها و رسانه‌های جهانی پخش گردد، به طوری که حتی کرها نیز آن را بشنوند تا همگان بر افروخته گردند:«ان تنصروا الله ینصرگم و یثبت أقدامکم»(محمد/7)

پس از سخنرانی استاد زنجانی، مفتی بزرگ فلسطین خطاب به ایشان چنین گفت: «ای امام زنجانی! درسی که شما امروز در مسجدالاقصی به مردم فلسطین داده‌اید ثمره اش بیشتر از صدهزار سرباز مسلح با تجهیزات کامل است. شما بر گردن فلسطین منتی گذاشته‌اید که هیچ گاه روزگار آن را فراموش نخواهد کرد.»

منبع: برگرفته از جلد اول کتاب طلایه داران تبلیغ بین‌المللی تاریخ تشیع، صص160-168

برشی از یک کتاب | دومین انحراف بزرگ مسیحیت

دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ کلیسا و قدرت پاپ در جوامع فئودالی اروپا در قرون وسطی مانع بزرگ بر سر راه طراحان رنسانس محسوب می‌شد. از آنجا که در جوامع دینی نمی‌توان با صراحت دین مستقر را براندازی نمود همیشه بهترین راه ایجاد انحراف در آن دین بوده است، در مورد مسیحیت در آستانه رنسانس چنین اتفاقی افتاد.

پس از آنکه حزب شیطان و در قالب یهودیت یک بار پیش از این با ایجاد مسیحیت پولسی این دین الهی را به انحراف کشانده بود، اینک زمان آن رسیده بود که برای هر چه نزدیک کردن آن با یهودیتی که خود نیز پیش از این تحریف شده بود، اقدامات اساسی صورت گیرد.

پس از آنکه اروپا در طی چند دهه شاهد گسترش اعتراضات علیه پاپ و دستگاه کلیسا شد، سرانجام کشیشی آلمانی به نام مارتین لوتر(۱۴۸۳-۱۵۴۶م) مخالفت وسیعی را علیه کاتولیسیسم سازماندهی کرد و موفق شد تا نهضتی را بر مبنای جدایی و انشعاب در دین مسیحیت _ که به سبب ماهیت اعتراض‌آمیز آن «پروتستانتیزم» خوانده شد _ رهبری کند.

پاپ اگر چه لوتر را تکفیر کرد اما فرمان او به امپراتوری برای مقابله با لوتر در سال ۱۵۲۰ میلادی در آتش افکنده شد و این چنین از پاپ و کلیسا تقدس زدایی شد. کتاب معروف لوتر با عنوان «عیسی مسیح یک یهودی زاده شد» در سال ۱۵۲۳ انتشار یافت.

او که با زبان عبرانی آشنایی کامل داشت در کتاب و عقاید خویش به شدت مقید به دفاع از یهودیت و ترویج اعتقادات آنان بود. او اعلام داشت: یهودیان حامل برترین خون‌ها در رگ‌های خود هستند. روح القدس به واسطه آن‌ها کتاب مقدس را به اقصی نقاط دنیا برد. آن‌ها فرزندان خدایند. ما در مقایسه با آن‌ها بیگانه‌ایم همانطور که در داستان زن کنعانی آورده شده است ما همچون سگانی هستیم که از خرده نان‌های بر زمین ریخته اربابان خود ارتزاق می‌کنیم.(1)

این عقاید با استقبال گسترده یهودیان مواجه شد و لذا به حمایت وی پرداختند. گفته شده است لوتر با این بیانات قصد داشت تا یهودیان را به سمت مسیحیت و پروتستانتیزم تمایل کند و چون در ادامه ماجرا پایبندی یهودیان را به آیین  خویش دید، در پایان عمر تبدیل به یک ضد یهود و آنتی سمیتیست شد.

یهودیان نیز که حمایت‌های خود را برای دفاع او از یهودیت سفارش کرده بودند دست از پشتیبانی وی برداشتند. اما گذر زمان و تاریخ نشان می‌دهد که در جریان نهضت این کشیش یهودی، اولاً ماموریت اصلی برای تقدس زدایی و شکستن قدرت پاپ به طور کامل انجام شد، ثانیاً فرآیند ایجاد اختلاف و انشعاب نیز در مسیحیت با استقرار پروتستانتیزم و ادامه دشمنی با کاتولیسیسم به مرحله اجرا درآمد و ثالثاً، پیوندی ناگسستنی میان یهودیان و این جریان به ظاهر مسیحی در تاریخ ایجاد شد که هنوز ادامه دارد.

امروز آنچه در مقابل شکل‌گیری تمدن اسلامی به آخرین تلاش‌ها دست می‌زند حاصل این پیوند شوم و شیطانی است که از هیچ دین و آیینی نشات نگرفته است. تغییر موضع ناگهانی لوتر بیشتر با این تحلیل قابل توجیه است که وی با انجام کامل ماموریت خویش در پایان عمر، پروتستانتیزم را از اتهام یهودی بودن رهاند و به این مکتب جدید اجازه ادامه حیات برای سال‌های طولانی تر را داد.

به این ترتیب دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

انتهای پیام/

منبع: کتاب تاریخ تمدن و ملک مهدوی(دکتر محمد‌هادی همایون)، چاپ دوم ۱۳۹۱، انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)، صص ۵۰۷_۵۰۸

پی نوشت؛

1 - صاحب خلق، نصیر، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، صص ۲۵_۳۳

تحلیل | یهود خیبر شبیه صهیونیست‌های امروز

صهیونیست‌ها مثل اسرائیل امروز ذاتا دست به شمشیراند. یهود مستقر در فدک و خیبر چیزی شبیه صهیونیست‌های امروز بودند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج قم در تحلیل وقایع خیبر بیان داشت؛

جنگ خیبر در پیوست سه جنگ قبلی بود که یهودی‌ها علیه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) انجام داده بودند. اولین جنگ با قبیله بنی قینقاع بود که بعد از جنگ بدر انجام شد و آن‌ها شکست خوردند.

دومی جنگ با قبیله بنی نضیر بود که آن‌ها پس از جنگ احد با پیامبر اعلام جنگ کردند و سومین جنگ نیز با قبیله بنی قریظه بود که هم زمان با جنگ احزاب در همکاری با مشرکین علیه پیامبر اعلام جنگ دادند که در سال پنجم هجری آن‌ها هم شکست خوردند.

به دنبال این جنگ‌ها یهودی‌ها برای شکست پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در خیبر تجمع نیرو دادند تا در یک فرصت مناسب به مدینه حمله کنند. لذا پیامبر اکرم متوجه شدند و در یک اقدام پیش دستانه در اول ماه محرم خیبر را محاصره کردند و موجب شکست نیروی عظیم یهود در قلعه‌های پی در پی خیبر می‌شوند. یهودی‌ها گمان نمی‌کردند که پیامبر در ماه محرم اقدامی کند غافل از اینکه جنگ دفاعی در ماه‌های حرام نیز ممکن است.

 

رشادت‌های امیرمؤمنان(ع)

به طور کلی امیرالمومنین(علیه‌السلام) در تمام جنگ‌های پیامبر نقش تعیین کننده ای داشت. دلیل آن هم این بود که نوع مسلمانانی که با پیامبر اکرم بیعت می‌کردند و در کنار ایشان قرار می‌گرفتند از توانایی‌های نظامی‌بالایی برخوردار نبودند و بسیار از آن‌ها هم تازه مسلمان بودند و روحیه‌های بالایی نداشتند. علاوه بر این از اقشار مستضعف جامعه بودند، بنابراین اهل طراحی و تفکر در جنگ و... نبودند.

بر این اساس امیرالمومنین بخاطر بهره مندی از توانمندی بالای نظامی و علم امامت و ایمان، همواره در جنگ‌ها نقشی اساسی ایفا می‌کردند. مخصوصا در نبرد خیبر هم همین گونه بوده است.

این نبرد به دلیل پیچیدگی خیلی دشوار بود و قلعه‌های پی در پی و وجود کوهستان و ساختن استحکامات بسیار زیاد توسط یهود، دسترسی به این قلعه‌ها را سخت و دشوار شده بود. مخصوصا آخرین قلعه که فتح نمی‌شد.

در روزهای گذشته جنگ، امیرالمومنین به قدری تلاش کرده بودند که چشم‌های حضرت در اثر گرد و غبار و خاک شدیدی که در حین جنگ بر چشمان مبارک ایشان رفته بود، چشم حضرت دچار تورم شده بود. وقتی همه از فتح قلعه آخر مایوس شده بودند پیامبر فرمود فردا پرچم را به دست کسی می‌دهم که این قلعه را فتح خواهد کرد. پیامبر اوصافی را در مورد فتح کننده خیبر فرمودند که خدا و رسول او را دوست دارد و او هم خدا و رسول را دوست دارد، پیش روی می‌کند ولی اهل فرار نیست و خدا به دستان او این فتح را قرار می‌دهد.

می‌توان گفت وقتی خدا و رسول را دوست داشته باشی خودت را فدا می‌کنی. وقتی خدا و رسول هم تو را دست داشته باشند تو را نصرت می‌دهند. لذا امیرالمومنین کرار غیر فرار است. دشمن وقتی ببیند که اهل عقب نشینی نیستی و ممصم باشی، آنوقت او عقب نشینی می‌کند. لذا پیامبر فرمود «یفتح الله علی یدیه» که حاکی از این است که امیرالمومنین نقش اساسی در به ثمر رسیدن جنگ خیبر داشت.

مجموعه فدک یک مجموعه کشت و صنعت و پردرآمدی بود. یهودی‌ها از فدک به عنوان مانع و سدی در نظر گرفته بودند. یهودیانی که در آنجا مشغول کار بودند هنگامی‌که سپاه پیامبر می‌خواست از آنجا رد شود، می‌توانستند با مسلمانان وارد جنگ شوند. صهیونیست‌ها مثل اسرائیل امروز ذاتا دست به شمشیراند. یهود مستقر در فدک و خیبر چیزی شبیه صهیونیست‌های امروز بودند.

بنابراین وقتی پیامبر اکرم توانستند خیبر را با تمام معضلات آن فتح کنند در نتیجه فدکی‌ها دیدند که هیچ مقاومتی نمی‌توانند بکنند و برای اینکه جان خود را حفظ کنند و بتوانند در باطن برای عملیات بعدی به نقاط دیگری کوچ بکنند، آمدند و به پیامبر گفتند ما دیگر نمی‌جنگیم. لذا فدک بدون جنگ فتح شد و در نتیجه در اختیار پیامبر گرفت و جز انفال بود. تصمیم گیرنده در مورد انفال نیز پیامبر اکرم بود.

بعد از اینکه پیامبر از جنگ بازگشتند، حضرت زهرای مرضیه از پیامبر تقاضایی می‌کنند که اگر ممکن است از غنائم خیبر برای علی(علیه‌السلام) کنیزی را سهم بدهید که در کارهای خانه ما را کمک کند. پیامبر فرمودند که بجای کنیز بعد از نمازها این تسبیحات را بگو که به تسبیحات حضرت زهرا معروف شد.

بعد از اینکه حضرت زهرا این مسئله را پذیرفت و رفت، جبرئیل نازل شد که «آت ذی القربی حقه» یعنی حق او را بده. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از جبرئیل سوال کرد چه کنم؟ فرمود که فدک را به حضرت زهرا(س) بده. لذا فدک هدیه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به صدیقه طاهره(س) بر اساس دستور الهی بود.

انتهای پیام/

تحلیل | لابی صهیونیسم در آمریکا

اختلافات یا تفاوت منافع بخشی از یهودیان آمریکا با اسراییل که اساسا نوع نگاه و عملکرد اسراییل را مناسب منافع آمریکا و اسراییل نمی‌دانستند و عملا تفکراتی لیبرال و مسالمت آمیز تر نسبت به تفکرات داخل اسراییل داشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ با مطالعه و بررسی‌‌های انجام شده می‌توان گفت لابی صهیونیسم در ایالات متحده آمریکا یکی از لابی‌‌های پر نفوذ و موثر در دستگاه هیئت حاکمه است و یهودیان در آمریکا دیگر اقلیت نیستند بلکه بخشی از اکثریت هستند و اکنون در جامعه آمریکا پذیرفته شده و توانایی دستیابی و پیشرفت دارند. این بررسی نشان داد که یهودیان ایالات متحده از دوران بعد از جنگ ج‌هانی دوم در آمریکا به شکل منظم و تشکیلاتی و با استفاده از پتانسیل‌‌های اکتسابی چون ویژگی انسجام، سازماندهی و سطح نخبگی که وام گرفته از عملکرد و فعالیت ایشان بوده، خاستگاه لابی یهودیان با اعمال نفوذ و تخصیص منابع مادی و معنوی لازم، خاستگاه رسانه ای که به عنوان بازوی قدرتمند اقناع افکار عمومی‌در آمریکا و خاستگاه قدرت یهودیان در حضور در قوای مقننه و مجریه به قدرت موثر در آمریکا دست یافتند.

خصوصیات جامعه یهودی که حاکی از اتحاد و همدلی و حمایت از همدیگر بود، استراتژیک بودن حمایت آمریکا از اسراییل که البته در دوران نیکسون مفهوم جدیدی به خود گرفت. دسترسی آن به منابع قدرت که در حوزه‌‌های سیاست، اقتصاد، رسانه و فرهنگ پراکنده بود، وجود افراد و بروکراسی لایق و کارآمد و مشارکت سیاسی 90 درصدی جامعه یهودی در انتخابات،از عوامل تقویت کننده و قدرت بخش لابی صهیونیسم در ایالات متحده است. هرچند که راهبردی بودن منافع اسراییل و ایالات متحده مهم‌ترین عامل در اثر بخشی توصیه‌‌های لابی در ایالات متحده به شمار می‌رود.

این تعلق استراتژیک با ظهور دولت‌‌های کندی و جانسون و تصدی پست‌‌های حساس توسط یهودیان کم کم زمینه پیدا کرد تا آنجا که در دوران نیکسون از این تعلق به عنوان سرمایه استراتژیک یاد شد. لذا لابی صهیونیست بعد از این دوره است که به سرعت رشد می‌کند و به عنوان عامل تاثیر گذار در صحنه سیاسی، اقتصادی و... ایالات متحده مطرح می‌شود.

شایان ذکر است؛ ایالات متحده آمریکا به صورت رسمی‌فعالیت گروه‌‌های ذی نفوذ (لابی ) را پذیرفته است در این کشور گروه‌‌های فشار متعددی وجود دارند که اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خارجی، هنری و... را دنبال می‌کنند. این گروه‌‌ها خواسته‌‌های خود را به سیاستمداران منتقل کرده و خواستار لحاظ شدن آن در تصمیم گیری‌‌های رسمی‌و سیاسی هستند. البته این گروه‌‌ها براساس قانون آمریکا باید به ثبت هم برسند و کاملا قانونی باشند. حتی کاندیدا‌های ریاست جمهوری آمریکا پیش از برگزاری انتخابات به دیدار چنین گروه‌‌هایی می‌روند و سعی می‌کنند با دادن وعده‌‌هایی مبنی بر تحقق خواسته‌‌هایشان نظر مساعد آنان را برای گرفتن رای جلب کنند. البته باید یادآور شد که این دسته با موجودیت رژیم صهیونیستی مخالف نیستند و به همین دلیل برخی‌‌ها تشکیل این سازمان‌ها را حربه ای از سوی صهیونیسم بین الملل برای حمایت از رژیم صهیونستی تفسیر می‌کنند.

به هر حال در موج جدیدی که طی سال‌های اخیر برای تشکیل سازمان‌های صهیونیستی منتقد رژیم صهیونیستی ایجاد شد، لابی جی استریت در آمریکا از دل لابی بزرگ آیپک به وجود آمده است. پیدایش این سازمان را می‌توان به نوعی در تحولات سال‌های اخیر آمریکا ریشه یابی کرد.

تحولاتی که درباره پیامد‌های منفی حمایت بی قید و شرط امریکا از اسراییل برای منافع ملی امریکا به دنبال آورده است در موارد زیر خلاصه می‌شود:

1 - اختلافات یا تفاوت منافع بخشی از یهودیان آمریکا با اسراییل که اساسا نوع نگاه و عملکرد اسراییل را مناسب منافع آمریکا و اسراییل نمی‌دانستند و عملا تفکراتی لیبرال و مسالمت آمیز تر نسبت به تفکرات داخل اسراییل داشتند.

2 - فشار افکار عمومی‌ناشی از رفتار‌های ضد انسانی و ضد بشری دولت حاکم اسراییل در برخورد با فلسطینیان که هرچه بیشتر صدای سازمان‌‌های حقوق بشر و وجدان بیدار بشری را به درد آورده بود و بیش از پیش رژیم صهیونیستی را منزوی و منفور می‌ساخت.

3 - شکست اسراییل در جنگ 33 روزه، شکست اسراییل در جنگ 22 روزه، گزارش گلدستون، محاصره غزه، حمله به کشتی آزادی و منزوی شدن بیش از حد اسراییل در محافل بین المللی، بحران مشروعیت و هویت اسراییل.

4 - تغییر نگاه دولت مردان آمریکایی با روی کار آمدن اوباما با شعار تغییر و حل بحران خاورمیانه (اسراییل فلسطین ) و مطرح ساختن طرح دو دولت (اسراییلی فلسطینی ) برای پایان دادن به بحران خاورمیانه از جمله عواملی بودند که سبب ایجاد تحول درلابی‌‌های مخالف و لیبرال یهودی در آمریکا و اروپا گشت.

5 - ظهور لابی جی کال در اروپا با همان منطق جی استریت و پیوستن حدود چ‌هار هزار یهودی سرشناس به آن شاخص دیگری بر این تحول است.

6 - مواضع دولت راستگرای بنیامین نتانیاهو مطابق با دیدگاه آیپک و سایر سازمان‌های صهیونیستی راستگرا در امریکاست. این درحالی است که دولت باراک اوباما با چنین دیدگاهی موافق نیست و علت عدم حضور نخست وزیر اسراییل در کنفراس سالانه آیپک که در آن مقامات ارشد امریکایی از تشکیل دو دولت صحبت می‌کردند، به همین موضوع بر می‌گردد. جرمی‌بن عامی‌درباره نتانیاهو می‌گوید: وی راهش را تغییر نمی‌دهد و ممکن است در ظاهر برای جلب نظر مقامات آمریکا از تشکیل دو دولت حمایت کند ولی راهی که او می‌رود نه به سود امریکا و نه اسراییل است، به هر حال تشکیل جی استریت متاثر از شرایط داخلی امریکا و نیز اقدامات رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر است و این سازمان با توجه به بستر نسبتا مساعد در امریکا در آینده نزدیک گام‌هایی برای رسیدن به اهداف خود بر می‌دارد.

انتهای پیام/

یادداشت | کابوس صهیونیست‌ها

آنچه که صهیونیست‌ها و حامیان آن‌ها در کاخ سفید نباید در آن تردید داشته باشند این واقعیت است که بر خلاف خواست آن‌ها، سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین است و هرگز محل امنی برای اشغالگران نخواهد بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ از «دیوید بن گوریون» اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی جمله معروفی در تاریخ ثبت است که وی گفته بود «اگر یهودیان می‌خواهند در امن زندگی کنند باید سرزمین موعود(فلسطین اشغالی) برای غیر یهود، ناامن باشد.»

این جمله که مقدمه ای برای سیاست‌های تروریستی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی بوده است، در تمام طول پنجاه و چند سال حاکمیت رژیم اشغالگر علیه صاحبان اصلی سرزمین فلسطین به کار گرفته شده ولی امروز پس از گذشت بیش از نیم قرن از عمر این حکومت تروریستی کمتر کسی را می‌توان یافت که معتقد به وجود امنیت در فلسطین اشغالی برای زندگی صهیونیست‌ها باشد.

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز اخیرا طی گزارشی از شهر بیت المقدس نوشت: اسرائیلی‌ها به ندرت مایل هستند که در خیابان‌ها و معابر شهر حاضر شوند، زیرا از آن بیم دارند که هدف عملیات فلسطینی‌ها قرار بگیرند. این روزنامه ضمن تشبیه این شهر به «شهر اشباح» از زبان گزارشگر خود می‌نویسد: یهودیان از سفر با وسایل نقلیه عمومی‌وحشت دارند، مراکز جهانگردی و اماکن عمومی‌عمدتا خالی است، و آن‌ها ترجیح می‌دهند که در منازل خود باقی بمانند که به نوعی زندانی شدن است.

این گزارش همچنین می‌افزاید افسردگی و بیماری‌های عصبی به طور بی سابقه در میان اسرائیلی‌ها شایع شده است و درمانگاه‌های بیماری‌های روانی عمدتا شلوغ است.

از سوی دیگر گزارش‌های جداگانه نیز حاکی است که نه تنها موج مهاجرت به فلسطین اشغالی به طور بی سابقه ای کاهش یافته است بلکه اخبار رسیده حکایت از موج فرار اسرائیلی‌ها به خارج از فلسطین اشغالی دارند. بر اساس این گزارش‌ها طی 22 ماه گذشته یعنی از آغاز قیام موسوم به انتفاضه دوم فلسطینی‌ها حدود نیم میلیون اسرائیلی فلسطین اشغالی رابه مقصد کشورهای خارجی و عمدتا اروپایی و آمریکا ترک کرده‌اند.

در همین حال وضع در شهرک‌های یهودی نشین حتی بدتر از مناطق دیگر است. کمتر یهودی مهاجر حاضر می‌شود در این شهرک‌ها ساکن شود. به اذعان مقامات رژیم صهیونیستی، حتی با اعطای امتیازات و امکانات فوق العاده، از بیم حمله فلسطینی‌ها کمتر یهودی مهاجر حاضر است در این شهرک‌ها ساکن شود.

از سوی دیگر کشته شدن بیش از 600 اسرائیلی در طول دو سال گذشته یک واقعیت تکان دهنده برای جامعه اسرائیل و سردمداران صهیونیست محسوب می‌شود.

طبق آمارهای موجود تا پیش از انتفاضه دوم یعنی قیام دو سال اخیر فلسطینی‌ها وضع به گونه ای بود که به طور میانگین در برابر هر یک اسرائیلی 12 فلسطینی کشته می‌شدند ولی این رقم در حال حاضر به نسبت یک اسرائیلی در برابر 3 فلسطینی رسیده است که برای جامعه ای مانند اسرائیل، با توجه به محدودیت جمعیت و در عین حال امکانات و تجهیزات نظامی‌عظیم و حمایت‌های سیاسی قوی بین المللی یک واقعیت بسیار تلخ و تکان دهنده است.

اجرای عملیات شهادت طلبانه پی در پی، توسط فلسطینی‌ها در میان تدابیر شدید امنیتی صهیونیست‌ها، آن هم در مناطق بسیار حساس اسرائیلی، با به کارگیری روش‌های پیچیده نظامی، نشان از مرحله جدیدی از رویارویی مبارزان فلسطینی با اشغالگران دارد که بدون تردید رعب و وحشت شدیدی را در میان اسرائیلی‌ها و حتی آمریکائی‌ها، به عنوان حامیان این رژیم افکنده است.

احداث دیوار به اصطلاح امنیتی توسط رژیم صهیونیستی با هدف جلوگیری از ورود رزمندگان فلسطینی، بدون تردید تایید بر استیصال و درماندگی صهیونیست‌ها در مقابله با ملت فلسطین می‌باشد.

نکته حائض اهمیت آن که این دیوار هم اکنون توسط کسی همچون شارون احداث می‌شود که در میان اسرائیلی‌ها به عنوان به اصطلاح «مرد آهنین» در سرکوب فلسطینی‌ها شهرت دارد.

این گونه تدابیر امنیتی پر هزینه در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از سردمداران صهیونیست به بیهوده بودن آن اذعان کرده‌اند.

به هر حال آنچه که صهیونیست‌ها و حامیان آن‌ها در کاخ سفید نباید در آن تردید داشته باشند این واقعیت است که بر خلاف خواست آن‌ها، سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین است و هرگز محل امنی برای اشغالگران نخواهد بود. بدیهی است اظهارات «بن گوریون» نیز یک خیال واهی بیش نیست(1).

انتهای پیام/

منبع: مجله: مبلغان، مهر 1381 - شماره 33‏(3 صفحه - از 81 تا 83)

پی نوشت:

1) جمهوری اسلامی، 1381/05/08

گفت‌وگو | رویکرد تأسیس رژیم صهیونیستی

امپریالیسم غربی همچنان به تلاش خود برای تقسیم و تفرقه جهان عرب و اسلام ادامه می‌دهد تا جهان را ضعیف، عقب‌مانده و از هم جدا نگه دارد و به نوعی قادر به انجام هیچ گونه عمل، وحدت، تشکیل اتحادیه یا پیشرفت نباشند و مطیع امپریالیسم غربی باقی بمانند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین پرواز تجاری میان رژیم صهیونیستی و امارات، با عبور از آسمان عربستان سعودی روز گذشته در فرودگاه بین‌المللی ابوظبی بر زمین نشست.

رئیس‌جمهور آمریکا ۲۳ مرداد در بیانیه‌ای اعلام کرد رژیم صهیونیستی و امارات به توافقی برای «عادی‌سازی کامل روابط» دست پیدا کرده‌اند که بر اساس آن اسرائیل اعلام حاکمیت بر مناطق اعلام‌شده در چشم‌انداز صلح رئیس‌جمهور ترامپ را تعلیق کرده و تلاش‌های خودش را بر توسعه روابط با سایر کشورها در جهان عرب و اسلام متمرکز خواهد کرد.

با توجه به نزدیک شدن اسرائیل برای ایجاد رابطه با کشورهای منطقه و اعراب، مسعود دریس، کارشناس و تحلیلگر منطقه غرب آسیا به نحوه تشکیل رژیم صهیونیستی در منطقه و همچنین اهداف آن اشاره کرد و اظهار داشت: در سال ۱۹۰۵، حزب محافظه کار انگلیس، به طور مخفیانه خواستار برگزاری کنفرانس لندن شامل کشورهای استعمارگر در آن زمان یعنی انگلیس، فرانسه، هلند، بلژیک، اسپانیا و ایتالیا شد. جلسات و مباحث این کنفرانس تا سال ۱۹۰۷ با حضور فیلسوفان، مورخان مشهور و محققان شرق‌شناسی، جامعه‌شناسی، جغرافیا و اقتصاد، علاوه بر کارشناسان امور نفت، کشاورزی و استعمار ادامه داشت.

وی افزود: از برجسته‌ترین شخصیت‌هایی که در این کنفرانس شرکت کرده‌اند، استاد جیمز، نویسنده کتاب «افول امپراتوری روم»، پروفسور لوئیز مادلین، نویسنده «ظهور و رهایی امپراتوری ناپلئون»، استادان لستر، اسمیت، ترنیچ و زهروف و سایر محققان و همچنین رهبران سیاسی و نظامی از این کشورهای استعماری بودند.

دریس با اشاره به نحوه برپایی این کنفرانس خاطرنشان کرد: کمپبل پنرمن کنفرانس را با سخنرانی طولانی آغاز کرد و در آن گفت: امپراتوری‌ها تا حدی تشکیل می‌شوند، بزرگ شده، تقویت و تثبیت می‌شوند، سپس به آرامی منحل و سپس ناپدید می‌شوند. تاریخ پر از چنین تحولاتی است، و برای هر کشور تغییر نمی‌کند. امپراتوری‌های روم، آتن، هند و چین وجود دارد، و پیش از آنها، بابل، آشور، فرعونی‌ها و دیگران، آیا دلایل یا وسیله ای دارید که بتواند از سقوط استعمار اروپا و فروپاشی آن جلوگیری کند یا سرنوشت آن را به تاخیر بیندازد؟ این امپراتوری اکنون به اوج خود رسیده است و اروپا به قاره ای باستان تبدیل شده است. منابع آن به پایان رسیده و منافع آن پیر شده است، در حالی که جهان دیگر (جهان اسلام) هنوز در بنای جوان خود به دنبال دانش، سازمان و شکوفایی بیشتر است. موفقیت و عدم موفقیت آنان به موفقیت و میزان تسلط و کنترل ما بستگی دارد.

دریس با بیان اینکه پس از بحث‌های طولانی، داوطلبان به این نتیجه رسیدند که مدیترانه شریان حیاتی استعمار است، اما این پلی است که شرق را به غرب و مسیر طبیعی به قاره‌های آسیا و آفریقا و تقاطع جهان متصل می‌کند، گفت: در این نشست مدیترانه مهد ادیان و تمدن‌ها عنوان و مطرح شد که مشکل این است مردم آن در سواحل خود زندگی می‌کنند. به ویژه مناطق جنوبی و شرقی و اینکه یک قوم با وحدت تاریخ، دین و زبان مشترک هستند.

وی با اشاره به توصیه‌های مطرح شده در کنفرانس لندن تصریح کرد: بر همین اساس مقرر شد با سلب حمایت و کسب علم و دانش فنی و حمایت نکردن از آنها در این زمینه و مبارزه با هرگونه تمایل این کشورها به داشتن علوم فنی، مردم این منطقه را از هم جدا کرده و نادان و جنگ طلب نگه دارند. همچنین برای مقابله با هر روند واحدی در آن و دستیابی به وحدت میان آنان، قرار شد فلسطین همانند سد انسانی قوی، عجیب و خصمانه باشد و قسمت آفریقایی این منطقه را از قسمت آسیایی جدا کند و(اسرائیل) از تحقق وحدت این مردم جلوگیری کند.

وی ادامه داد: متن نهایی توسط کمیته استعمار تصویب شد که در بخشی از آن آمده است: «کشورهای دارای علاقه باید برای تداوم عقب ماندگی منطقه و تفرقه کردن آن و نگه داشتن مردم این منطقه گمراه، نادان و متخاصم تلاش کنند. ما باید با اتحاد این مردم و ارتباط آنها با هر نوع ارتباط فکری، معنوی یا تاریخی بجنگیم و ابزارهای عملی قوی برای جدا کردن آنها از یکدیگر پیدا کنیم. این کمیته به عنوان ابزاری اساسی و فوری برای جلوگیری از خطر، لزوم کار برای جدا کردن بخش آفریقایی این منطقه از قسمت آسیایی خود را توصیه می‌کند و برای این امر ایجاد یک سد انسانی نیرومند و عجیب و غریب «دولت اسرائیل» را پیشنهاد می‌کند تا در این منطقه شکل بگیرد و نزدیک کانال سوئز، یک نیروی استعماری دوستانه و دشمن ساکنان منطقه باشد».

دریس با بیان اینکه بر اساس توصیه‌های این کنفرانس، توافقنامه سایکس ـ پیکو در سال ۱۹۱۶ منعقد شد، ادامه داد: پس از آن منطقه را تقسیم و مرزهایی را تعیین کردند که این منطقه قبلاً این مرزها را نمی‌شناخت و سپس بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷ (وعده دادن به چیزی که مال خودش نیست به کسانی که مستحق آن نیستند) آمد و مراحل کاشت غده سرطانی  بدخیم صهیونیست در قلب جهان عرب و اسلام آغاز شد.

کارشناس و تحلیلگر منطقه غرب آسیا با اشاره به اینکه جهان عرب و اسلام هنوز از عواقب این کنفرانس رنج می‌برند، گفت: امپریالیسم غربی همچنان به تلاش خود برای تقسیم و تفرقه جهان عرب و اسلام ادامه می‌دهد تا جهان را ضعیف، عقب‌مانده و از هم جدا نگه دارد و به نوعی قادر به انجام هیچ گونه عمل، وحدت، تشکیل اتحادیه یا پیشرفت نباشند و مطیع امپریالیسم غربی باقی بمانند.

دریس با بیان اینکه تاریخ آینه ملل است که گذشته آنها را منعکس می‌کند، خاطرنشان کرد: مردمی که تاریخ را نمی‌خوانند و از آن بهره نمی‌گیرند، حال و روز خود و آینده خود را از دست می‌دهند و اسیر دشمنان خود می‌شوند در این همایش بیش از ۱۰۰ سال ویژگی‌ها و شکل منطقه و همه بحران‌ها و تجزیه آن را ترسیم و تعریف کرده است. بنابراین می‌توان با آگاهی از نحوه تشکیل غده سرطانی اسرائیل که در مقابله با توطئه‌هایی که برای منطقه ما در این مرحله دشوار طراحی کرده‌اند، سهیم باشیم.

انتهای پیام/

منبع: فارس

گفت‌وگو | پشت پرده توافق ابوظبی و رژیم‌‌صهیونیستی

اگر به پشت صحنه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که کشور امارات به‌هیچ‌عنوان مهم نیست، اما آمریکا سعی دارد با نشان دادن پی‌درپی تصاویر توافق از آن به‌عنوان یک موفقیت یاد کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ سعدالله زارعی، کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به تبعات امنیتی و اقتصادی توافق امارات با رژیم‌صهیونیستی برای کشورمان اظهار داشت: «جزئیات زیادی تاکنون از این توافق بیرون نیامده و به‌نظر می‌رسد این سازش بیشتر به‌دلیل کمک امارات به وضعیت متزلزل ترامپ و نتانیاهو بوده است، از این رو نمی‌دانیم که آیا این وضعیت فعلی استمرار خواهد داشت یا خیر.»

زارعی با بیان اینکه وضعیت نتانیاهو و ترامپ در داخل رژیم‌صهیونیستی و آمریکا بسیار ضعیف شده است، ادامه داد: «ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که از امکان وقوع تقلب و آشوب در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده صحبت می‌کند؛ از این رو ممکن است نتیجه انتخابات را به‌رسمیت نشناسد که همه این قضایا نشان‌دهنده وضعیت متزلزل ترامپ در فضای داخلی آمریکاست.»

این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به وضعیت نتانیاهو در رژیم‌صهیونیستی نیز گفت: «وضعیت رژیم‌صهیونیستی به قدری شکننده است که آنها مجبور شدند در طول یک سال سه بار انتخابات مجلس برگزار کنند که این امر در تاریخ رژیم منحوس صهیونیستی بی‌سابقه بوده است.»

وی شرایط شکننده ترامپ و نتانیاهو را به‌معنای ضعف آمریکا و رژیم‌صهیونیستی دانست و تصریح کرد: «باید بررسی شود غیر از نکاتی که در رسانه‌ها مطرح شده است آیا واقعا قرار است در امارات اتفاق جدیدی رخ دهد یا خیر لذا درحال حاضر نمی‌توان به‌صورت دقیق درباره این موضوعات صحبت کرد.»

زارعی با اشاره به کاهش اعتبار آمریکا و رژیم‌صهیونیستی و کمک کردن امارات به آنها در این زمینه یادآور شد: «کاهش اعتبار آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به‌معنای سیاسی است، یعنی اعتبار ترامپ در جامعه آمریکا و نتانیاهو در جامعه رژیم‌صهیونیستی مخدوش شده است و آنها به‌عنوان دو دولت ناکارآمد و  افراط‌گرا که به صلح اعتقادی ندارند، شناخته می‌شوند.»

این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه کمک حکومت «بن‌ زاید» نمای ناتوان بودن آمریکا را تا حدودی پوشش داده است، متذکر شد: «این درحالی است که اگر به پشت صحنه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که کشور امارات به‌هیچ‌عنوان مهم نیست، اما آمریکا سعی دارد با نشان دادن پی‌درپی تصاویر توافق از آن به‌عنوان یک موفقیت یاد کند.»

وی درخصوص نزدیکی امارات به ایران و حضور در منطقه خلیج‌فارس و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور نیز گفت: «این مساله فعلا در حد کلیات مطرح شده و هیچ جزئیات بیشتری از آن منتشر نشده که بتوان براساس آن حرف قطعی زد، اما مهم این است که در منطقه ما یک صخره سخت به‌نام جمهوری اسلامی وجود دارد.»

«جمهوری اسلامی در منطقه از یک جبهه برخوردار است و تاکنون ده‌ها حادثه بزرگ را با موفقیت پشت‌سر گذاشته است؛ حال سوال این است که آیا توافق آمریکا و رژیم‌صهیونیستی با امارات می‌تواند حقیقت این صخره سخت را تحت‌تاثیر قرار دهد یا صهیونیست‌ها می‌توانند ضمانت به کسی بدهند؟ جواب این سوالات کاملا روشن است.»

به گفته زارعی ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه با توافق امارات و رژیم‌صهیونیستی هیچ تغییری نخواهد کرد اگرچه این توافق یک خیانت بزرگ به اسلام محسوب می‌شود.

این کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به این سوال که اگر صهیونیست‌ها بتوانند بر بندر دبی مسلط شوند و نفوذ خود را در آن منطقه بیشتر کنند، آیا ممکن است فضای اقتصادی ایران تحت تاثیر قرار بگیرد، اظهار داشت: «درحال حاضر بیش از ۳۰ سال است که رژیم‌صهیونیستی در این منطقه حضور دارد، لذا آنچه هفته گذشته اتفاق افتاد صرفا رونمایی از یک رابطه 30 ساله بود و بنابراین از این جهت اتفاقی برای ایران نخواهد افتاد.»

وی با تاکید بر اینکه همان‌طور که در پیام سرلشکر باقری نیز آمده بود از این پس ما به امارات جور دیگری نگاه خواهیم کرد، گفت: «توافق با رژیم‌صهیونیستی می‌تواند برای اماراتی‌ها نیز یک خطر تلقی شود.»

زارعی در تشریح این موضوع خاطرنشان کرد: «به‌محض اینکه ما رفت‌وآمد آزاد صهیونیست‌‌ها در منطقه را مشاهده کنیم، دست به کار خواهیم شد چراکه اینجا منطقه ماست و اجازه نمی‌دهیم این منطقه تبدیل به جولانگاه صهیونیست‌ها شود.»

وی درخصوص نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با امارات نیز تصریح کرد: «ما هنوز این قضیه را به‌صورت کامل بررسی نکرده‌ایم که درحال حاضر وارد اتاق عملیات شویم تا ببینیم دقیقا چه کاری می‌خواهیم انجام دهیم، اما مسلما ایران روی رفت‌وآمد صهیونیست‌ها بسیار حساس خواهد بود.»

انتهای پیام/

منبع: روزنامه فرهیختگان

یادداشت | گروه سازش انتفاضه مردمی فلسطین

با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت. در پی انتفاضه امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح کرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در واکنش به شکل گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین اقدامات متعددی از نبرد مسلحانه و حملات جهادی تا توسل به نهادهای بین المللی و مذاکره با این رژیم صورت گرفته است. اما همه واکنش‌ها در دو دسته کلی "مقاومت" و "انتفاضه" در مقابل "مذاکره" یا "سازش" قابل تقسیم است.

این در حالی بود که با ناکامی گروه سازش، انتفاضه مردم فلسطین آغاز شد. طوری که با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت. در پی انتفاضه امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاده بود و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح کرد. در این بین سازمان آزادی بخش فلسطین نیز با توجه به برگ برنده‌ای که به وسیله انتفاضه به دست آمده بود، سوار بر امواج حوادث شد و از انتفاضه به عنوان برگی در مذاکرات صلح با اسرائیل استفاده کرد.

 

تاریخچه شکل گیری اسرائیل

شکل گیری رژیم صهیونیستی یکی از نمونه‌های غیر قابل انکار دخالت استعماری قدرت‌های بزرگ در جهان اسلام است. پروسه ای که با ایده پردازی‌های صورت گرفته و حمایت‌های مدام کشور‌های غربی در نهایت منجر به تاسیس رژیم صهیونیستی شد و امروز با حمایت‌های سیاسی و دخالت‌های مستمر آن‌ها ادامه حیات این رژیم میسر شده است. بنای تفکر شکل گیری رژیم صهیونیستی به تئودور هرتصل و کتاب «دولت یهود» او در سال 1898 مربوط است. لذا با تئوری پردازی‌های صورت گرفته و با حمایت‌های سیاسی و مالی کشور‌های غربی و هزاران هزاران بازی سازی‌های صورت گرفته در نهایت امر رژیم صهیونیستی تاسیس شد. اما همه اینها درست زمانی رخ داد که مقامات غربی به خصوص آمریکایی بارها و بارها در بیانیه‌های خود به بیطرفی و عدم حمایت از رژیم صهیونیستی تاکید داشتند.(1)

در پرتو حمایت کشور‌های غربی و حتی شوروی و علیرغم مخالفت اعراب و جهان اسلام رژیم صهیونیستی توانسته تا به امروز به حیات خود ادامه دهد. در واکنش به شکل گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین واکنش‌ها و اقدامات متعددی صورت گرفته که از نبرد مسلحانه و حملات جهادی تا توسل به نهاد‌های بین المللی و مذاکره با این رژیم رادر بر می‌گیرد. اما همه واکنش‌ها در دو دسته کلی "مقاومت" و "انتفاضه" در مقابل "مذاکره" یا "سازش" قابل تقسیم است. در حالی است که طرح‌های سازشکارانه که در قالب طرح‌هایی بلند مدتی مانند پروسه صلح خاور میانه و... در حال پیگیری بود و عمدتا با میانجی گری ایالات متحده پیگیری می‌شد نه تنها سودی برای فلسطینیان نداشت، بلکه در نهایت مسیری را به وجود آورد که مردم فلسطین را به اقلیتی کوچک و شایسته ترحم رساند. در حالی رژیم صهیونیستی از مجمع آوارگان به قلدر فعلی منطقه رسانده است. لذا مقایسه دو محور  مقاومت در مقابل محور سازش موضوع این نوشتار محسوب می‌گردد:

 

گزینه مقاومت و انتفاضه در مقابل رژیم صهیونیستی

انتفاضه واژه ای است که از همان سال 1987 (1366) همزمان با آغاز قیام مردم مسلمان و تحت ستم فلسطین وارد واژگان انقلابی- سیاسی جهان شد. از لحاظ لغوی انتفاضه به معنی جنبش و لرزش است که همراه با نیرو و سرعت باشد، اما از نظر انقلابیون جهان، انتفاضه حکایت از عملکرد معترضانه و شجاعانه مردم غیرمسلح فلسطین در برابر رژیم اشغالگر قدس دارد. انتفاضه حرکت توده‌های سنگ به دست فلسطینی است توده‌های که اعم از پیر و جوان و زن و مرد در برابر سربازان تا بن دندان مسلح اسراییلی ایستادگی می‌کنند تا پیام مظلومیت و اشغال سرزمین خویش را به جهانیان برسانند.(2)

انتفاضه دارای ویژگی‌هایی است که آن را از محور سازش متمایز ساخته و منجر به پیروزی و اهمیت آن شده است: چراکه با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت. در پی انتفاضه همچنین امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح ساخت.

 

شروع انتفاضه

در این خیزش عمومی‌مردم فلسطین که به انتفاظه معروف است، حوادث مهمی‌اتفاق افتاد که همگی ریشه در ماهیت نژاد پرست رژیم صهیونیستی داشت. حوادثی که از دستگیری‌ها و خون ریزی‌های مداوم رژیم صهیونیستی تا اقدام برای تصاحب و تخریب بیت المقدس را در بر می‌گیرد. در این رابطه می‌توان به حملات مداوم رژیم صهیونیستی از اکتبر 1987 و ورود یهودیان موسوم به «پاسداران جبل هیکل» اشاره کرد که به منظور تغییر هویت بیت المقدس در جریان بود اشاره کرد. در ادامه این ناآرامی‌ها «گروه جهاد اسلامی» مجموعه عملیات‌های شهادت‌طلبآن‌های را به راه انداختند و به حمایت از جنش مردمی‌فلسطین و حمایت از انتفاضه اقدام کردند.

 

علل ظهور انتفاضه

اگر چه بررسی همه علل و عوامل انتفاضه مردم فلسطین نیاز به گذشت زمان بیشتری دارد، اما چند عامل مهم بروز انتفاضه را نقش بسیار مهم داشتند. در این رایطه اولین مورد تاثیری بود که انقلاب اسلامی‌ایران بر مردم فلسطین گذاشته بود. در این‌باره شهید دکتر فتحی شقاقی رهبر سازمان جهاد اسلامی‌فلسطین توضیحات جامعی دارد: "هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آن‌ها را برانگیزد و امید را در دلهایشان زنده کند. با پیروزی انقلاب اسلامی‌، ما به خود آمدیم و دریافتیم که آمریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند. ما فهمیدیم که با الهام از دین اسلام می‌توانیم معجزه کنیم.(3)

از دیگر عوامل مهم شروع انتفاضه ناامیدی و یاس ملت فلسطین از رهبران خود بود. سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف)که در مسیر مبارزات مردمی‌تا دوران کسب هویت، به عنوان رهبر و نقطه اتکاء مردم فلسطین بخصوص ساکنان مناطق اشغالی تلقی می‌شد، در درون خود دچار تحولات بسیار زیادی شد و از یک سازمان مبارز و مدافع حقوق فلسطینی‌ها به سازمانی تبدیل گشت که برای کسب اولین و ساده‌ترین و پیش پاافتاده‌ترین حقوق مردم فلسطین هیچ‌گونه توانایی از خود نمی‌تواند بروز دهد.

اما اقدامات وحشیانه حاکمان اسرائیلی و همچنین عناصر و گروههای نژادپرست و افراطی صهیونیست نسبت به اهالی و مردم فلسطینی، از جمله قتل، شکنجه، غارت، تخریب منازل، بازداشت‌های گسترده دسته‌جمعی، حبس‌های طولانی و توهین به مقدسات، کاسه صبر فلسطینی‌ها را لبریز کرد تا اینکه باعث شد آن‌ها در مقابل تجاوزات و زورگویی‌های رژیم صهیونیستی ایستادگی کنند و منطقی ترین پاسخ به چنین سیاست‌های آغاز قیامی مردمی به دور از دخالت سیستم دولتی بود.(4)

از دلایل دیگر آغاز انتفاضه تقویت این حس در مردم فلسطین بود که انتظار هرگونه کمکی از بیرون بویژه در قالب دولتهای عربی که تا آن زمان آن‌ها انتظار آن را داشتند عبث و بیهوده است. کشورهای عربی پس از شکستهای سهمگین از ارتش اسرائیل، روحیه خود را از دست دادند و در مقابل فلسطینی‌ها بیشتر به شعار تکیه کردند تا اینکه بتواند اقدامی‌عملی انجام دهند.

 

ویژگی‌های انتفاضه

انتفاضه دارای ویژگی‌هایی است که آن را از محور سازش متمایز ساخته و منجر به پیروزی آن شده است: همین ویژگی‌ها سبب شد با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گیرند. در پی انتفاضه همچنین امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح ساختند. یکی از مهمترین ویژگیهای انتفاضه فلسطین نسبت به حرکتهای مشابه پیشین خمیر مایه اسلامی آن بود.

در این حرکت مردم در متن انتفاضه قرار داشتند و گرچه دولتمردان سعی داشتند در برخی از برهه‌ها از این مسئله- به درست یا به غلط - به عنوان برگی چانه زنی در فرایند گفتگوها سود ببرند اما به عنوان ابزاری در دست رهبران فلسطینی نبودند و شاید به جرات بتوان این را گفت که در برخی اوقات این حرکت انتفاضه بود که راهبرد گفتگوها را تعیین می‌کرد تا اینکه ورود به مذاکرات بتواند چنین خواسته ای را بر آن تحمیل کند.(5)

مردمی‌که در بتن مبارزه قرار گرفتند روش مبارزه را نیز عوض کردند. مبارزات فلسطینی همواره متکی به عملیاتهای چریکی و سلاح و سازمان بوده است، اما این بار زنان و کودکان فلسطینی به همراه جوانان این مرز و بوم با سلاحی نامتعارف به لحاظ شیوه‌های مدرن جنگ- سنگ در برابر گلوله به مبارزه با اشغالگران خانه‌ها و سرزمین خود پرداختند.

در حالی که شهادت طلبی و از جان گذشتگی، یکی دیگر از خصوصیاتی بود که در قیام نخستین انتفاضه جایگاهی ویژه بخود گرفت. این خصوصیت که اوج آن در عملیات استشهادی بویژه در سوی زنان و دختران فلسطینی متجلی گردید سبب آن شد تا دولت عبری بر این باور برسد که ملت فلسطین خطوط قرمزی را بین خود و مقامات مذاکره کننده ترسیم می‌کنند و درصورت عبور این مقامات از این خطوط آن را نخواهند پذیرفت.

 

محور سازش در مقابل رژیم صهیونیستی

اگر بخواهیم به تشریح محور سازش و فجایعی که بعد از شکل گیری این تفکر به جهان اسلام تحمیل شد، بپردازیم، بایستی به انور سادات به عنوان تئوریسن این دیدگاه اشاره کنیم. چرا که با انور سادات بود که ایده سازش با رژیم صهیونیستی وارد تفکر دولتمردان و حکام اسلامی‌شد و ضربه محکمی‌بر مردم فلسطین و حقوق آن‌ها وارد کرد. لذا در میان فلسطینیان افرادی که کسانی که تمایل به سازش و مذاکره با رژیم صهیونیستی داشتند تحت تاثیر اقدامات انور سادات هستند. این در حالی است که ظهور این طیف افراد نقش بسیار مهمی‌در تقویت و قدرت گیری محور مقاومت و انتفاضه فلسطینیان داشت. و خود این امر از دلایل شکل گیری انتفاضه بود. لذا محور سازش دارای ویژگی‌هایی است که به آن اشاره می‌شود:

 

عدم وجود روحیه انقلابی

از عوامل مهم شروع انتفاضه ناامیدی و یاس ملت فلسطین از رهبران خود بود. سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف)که در مسیر مبارزات مردمی‌تا دوران کسب هویت، به عنوان رهبر و نقطه اتکاء مردم فلسطین بخصوص ساکنان مناطق اشغالی تلقی می‌شد، در درون خود دچار تحولات بسیار زیادی شد و از یک سازمان مبارز و مدافع حقوق فلسطینی‌ها به سازمانی تبدیل گشت که برای کسب اولین و ساده‌ترین و پیش پاافتاده‌ترین حقوق مردم فلسطین هیچ‌گونه توانایی از خود نمی‌تواند بروز دهد.

 

وابستگی گروه سازش به حکام عربی وابسته به غرب

کشورهای عربی پس از شکستهای سهمگین از ارتش اسرائیل، روحیه خود را از دست دادند و در مقابل فلسطینی‌ها بیشتر به شعار تکیه کردند. این کشور‌ها با ابداع انور سادات مسیر مذاکره و سازش با رژین صهیونیستی را در پیش گرفتند. لذا گروهها و مبارزان بسیاری در فلسطین به دلیل وابستگی به این کشور‌ها و به این تفکرات، تفکر و باور انقلابی خود را از دست دادند. واین مسئله خود یکی از دلایل مهم آغاز انتفاضه تقویت این حس در مردم فلسطین بود که انتظار هرگونه کمکی از بیرون بویژه در قالب دولتهای عربی و گروههای وابسته به آن‌ها عبث و بیهوده است. این در حالی بود که بسیاری از این گروه با مردم عادی که انتفاضه را به راه انداخته بودند متفاوت بودند و بسیاری از درد و رنج مردم عادی را تجربه نکرده بودند.

 

خیانت کشور‌های عربی در رکود انتفاضه و صعود سازش

واقعیت این بود که با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت و چنین بعدی سبب شد تا این تفکر در برخی طیف‌ها ایجاد شود که موضع تدافعی اتخاذ شده از سوی دولت اسرائیل را می‌توان در روند گفتگوها شاهد بود و در نتیجه آن می‌توان از طریق گفتگوها به برخی از مطالبات ملت فلسطین جامعه عمل پوشاند. این در حالی بود که در پی انتفاضه امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاده بود و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح ساخت.(6)

در این بین ساف با توجه به برگ برنده‌ای که به وسیله انتفاضه به دست آمده بود، سوار بر امواج حوادث شد و از انتفاضه به عنوان برگی در مذاکرات صلح با اسرائیل استفاده کرد. یک سال بعد از انتفاضه، ساف در نوزدهمین اجلاس ملی فلسطین در الجزایر، تأسیس کشور فلسطینی در کنار اسرائیل را تصویب کرد و قطعنامه‌های 242و338 که موجودیت اسرائیل را به رسمیت می‌شناخت و از فلسطینیان به عنوان آوارگان عرب سخن می‌گفت، مورد قبول قرار داد.

به هر رو برگزاری اجلاس الجزایر و تصمیمات آن اولین ضربه را بر وحدت فلسطینیان در مبارزه مردمی‌وارد آورد. مدتی بعد طرح گفتگوهای سیاسی صلح و موافقت ساف و کشورهای عربی با شرکت در آن، عامل دیگری در جدایی و اختلاف گروههای فلسطینی شرکت‌کننده در انتفاضه شد.

در آستانه امضای پیمان غزه ـ اریحا، که منجر به خاموش شدن انتفاضه شد، اسحاق رابین بار دیگر به گسترش موج اسلام‌گرایی در سرزمینهای اشغالی فلسطین اعتراف کرد و در پاسخ به پرسشهای چند تن از اعضای کمیسیون دفاع اسرائیل، تأکید کرد که نفوذ گروههای اسلامی‌در سرزمینهای اشغالی، هر روز گسترش بیشتری می‌یابد و این برای اسرائیل خطرناک خواهد بود. رابین گفت: "طرفداران فلسطینی (امام) خمینی می‌کوشند تا جناههای معتدل جنبش فتح را از صحنه مبارزه خارج سازند."

به اعتقاد «جرج حبش»، پیشنهاد اسرائیل برای خارج کردن نیروهایش از نوار غزه صرفاً بدین خاطر بود که انتفاضه در آنجا ابتکار عمل را در دست گرفته بود و میزان تلفات اشغالگران همواره بیشتر می‌شد و آن‌ها دریافتند که نمی‌توانند « آهن داغی» چون نوار غزه را برای همیشه در دست خود نگاه دارند. از طرفی خطر اسلامگرایی به گونه‌ای برای مقامهای صهیونیستی و به تبع آن برای مقامهای آمریکایی مخاطره آفرین بود که بناگزیر حاضر شدند به برخی از مواضعی که طی سالها از آن‌ها اجتناب می‌کردند، روی آورند. از جمله این مواضع، مذاکره و نزدیکی با سازمان آزادیبخش فلسطین بود.

نویسنده: حسین مولایی

پی نوشت‌ها :

1 - اعراب در اسرائیل (مجموعه کرامه شماره 5) صبری گری (جریس)، تهران، انتشارات البرز، بی تا، 196ص، قطع رقعی.

2 - اعراب و اسرائیل و اینده، ناصر پورقمی، تهران، انتشارات جاویدان، 1357، 404ص.

3 - اعراب و اسرائیل، علی اصغر حاج سید جوادی، تهران، انتشارات رواق، چاپ ششم 1356، 186ص.

4 -  الفتح سخن می‌گوید (مجموعه کرامه شماره 2)، ژیلبر دنوایان خبرنگار فرانسوی، ترجمه و انتشار: کمیته فلسطین، 205، 1356ص، با نقشه، قطع وزیری.

5 - امروز ایران، فردا فلسطین، (فتح بحث را آغاز می‌کند)، تهران، نشر فرهنگ انقلاب، 87ص.

6 -  امام در برابر صهیونیسم (مجموعه دیدگاهها و سخنان امام خمینی درباره رژیم اشغالگر قدس)، تهران، انتشارات: دفتر سیاسی سپاه پاسداران، 1361، 250ص، حاوی فهرست اعلام، اشخاص، اماکن و کتب.

گفت‌وگو | نقش علما در مبارزه با صهیونیزم جهانی

قدس نقطه کلیدی در جهان است. اگر نبود نقش علما و در رأس آن امام راحل، سپس حضرت آقا و روشنگری که علمای شیعه و سنی انجام داده‌اند، امروز یقیناً محور مقاومت و فلسطین شکست خورده و مسجد الاقصی ویران شده بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ صهیونیزم جهانی جریانیست از گذشته دور وجود داشته و تنها یک هدف را دنبال می‌کند آن هم اجازه ندادن بر حکمرانی دین خدا بر روی زمین. هر چند در ادبیات رایج، صهیونیزم بیشتر به قوم یهود نسبت داده می‌شود، ولی این تفکر چیزیست که در میان ادیان مسیحی و اسلامی‌نیز یافت می‌شود.

به منظور بررسی بیشتر این تفکر با حجت‌الاسلام دکتر محمدحسین طاهری آکردی، عضو هیأت علمی‌مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه متن آن تقدیم حضورتان می‌گردد؛

 

تاریخ: نقش امام راحل و انقلاب اسلامی را در مبارزه با صهیونیزم چگونه ارزیابی می‌کنید؟

صهیونیزم جهانی برنامه‌های مختلفی برای دنیا طراحی کرده و در حال پیش روی بود. آن‌ها گام به گام پیش روی می‌کردند.

گام نخستشان این بود که یهودیان را در عالم پخش کنند. برای این کار حتی دولت انگلستان از دولت وقت هلند تقاضا می‌کند که تعدادی از یهودیان آن کشور را به او تحویل دهد، چون در انگلستان یهودیان کم بودند، هدف انگلستان از جمع آوری یهودیان این بود که آن‌ها را به آمریکا بفرستد. دولت انگلستان در آن زمان از یهودیان حمایت می‌کرد.

گام دوم صهیونیزم جهانی این بود که یهودیان را راضی کند تا به فلسطین رفته و دولت تشکیل دهند، چون یهودیان راضی نبودند قبل از ماشیه، خودشان دولت بسازند. جالب است وقتی هرتزل این را مطرح کرد بسیاری از خاخام‌های یهودی با او مخالفت کردند که در نتیجه یا کشته، یا تهدید، یا تبعید و یا تطمیع شدند.

یهودیان ابتدا برای رفتن به فلسطین استقبال نکردند، ولی وقتی خاندانی مثل رچیلد و یهودیان پولدار وارد میدان شدند تا زمین‌های فلسطینیان را بخرند، این موضوع سبب تسریع مهاجرت آن‌ها شد تا این‌که در سال 1948 که ما به آن روز نکبت می‌گوییم، کشور غاصب اسرائیل ساخته شد.

پس از ساختن دولت یهودی، گام بعدی صهیونیزم این بود که به جای مسجد الاقصی، معبد بسازد. قرار بود این کار را تا سال 2000 انجام دهند. سپس در سال 2000 معبد خراب شده و جنگ آرماگدون شروع شود و تا سال 2007 ادامه یابد، پس از آن نیز مسیح ظهور کند.

انقلاب اسلامی که پیروز شد، حضرت امام(ره) متوجه این نقشه شدند، لذا همان زمان علیه اسرائیل، انگلستان و آمریکا موضع گرفت، لذا وقتی امام(ره) را دستگیر کردند به ایشان گفتند: تو به شاه هر چه دوست داری بگو، ولی به اسرائیل و آمریکا کاری نداشته باش.

ولی چون امام راحل نقشه راه را دیده بودند، اعلام کردند اسرائیل غده سرطانی است که باید جلوی آن گرفته شود. همچنین به محض این‌که انقلاب اسلامی پیروز شد، روز جهانی قدس را بنیانگذاری کردند تا مسلمانان بیدار باشند. از نظر ما این نقشه، نقشه تسلط شیطان بر جهان بود. لذا حمایت ما از فلسطین یک حمایت دینی و سیاسی است. همانگونه که حمایت آمریکا از اسرائیل دینی و سیاسی و البته تجاری است.

صهیونیزم دو گام نخست یعنی پخش کردن یهودیان در عالم و تشکیل دولت یهودی را به خوبی انجام داد، ولی وقتی قرار بود گام سوم را برداشته و به جای مسجد الاقصی، معبد بسازد، انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) مانع شدند.

شاید روز نخست افراد می‌گفتند شعار دادن در روز قدس چه دردی از ما دوا می‌کند؟ اتفاقاً دشمنان می‌خواستند مسلمانان صهیونیست شوند؛ یعنی مسلمان معتقد باشند که ساخت دولت یهودی در فلسطین باید صورت گیرد ولی حضرت امام راحل مانع شدند و امروز کار به جایی رسیده که پلیس لندن و نیویورک می‌ایستد تا مسلمانان علیه اسرائیل شعار دهند و این یک پیروزی برای امام است.

همچنین برخی خیال می‌کنند مقابله صهیونیست جهانی و دولت‌های مستکبر با ایران به سبب انرژی هسته‌ای، برنامه موشکی و... است، در حالی که مگر ابتدای انقلاب این مسائل را داشتیم که این قدر علیه ما کار می‌کردند؟ ایدئولوژی که امام(ره) آورد و ملت‌ها را بیدار کرد، این‌ها را در گام سوم متوقف کرد و موفق نشدند ایده‌ای که داشتند را پیش ببرند.

البته این‌ها می‌خواستند میانبر بزنند، گفتند بدون ساخت معبد ما جنگ جهانی آرماگدون را راه می‌اندازیم، به همین دلیل برج‌های دوقلو را تخریب کردند تا جنگ جهانی کلید بخورد و آن جا هم ایران نگذاشت. لذا در سال 2007 جرج بوش در مصاحبه‌ای اعلام کرد: ایران محور شرارت است و نگذاشت ما به صلح جهانی برسیم. چون به اعتقاد آن‌ها اگر جنگ جهانی انجام می‌شد، 2007 مسیح می‌آمد و جهان به صلح می‌رسید.

 

تاریخ: علمای جهان اعم از شیعه و سنی چه نقشی در مقابله با رژیم صهیونیستی دارند؟

علمای اسلام چه سنی و چه شیعه از روز نخست مخالف تشکیل رژیم صهیونیستی بودند. علمای عثمانی، عربستان، نجف، قم، الازهر و... مخالف بودند ولی قدرت حرف زدن را نداشتند. از سوی دیگر دولت‌های مسلمان طرفدار تشکیل رژیم صهیونیستی بودند.

ولی انقلاب اسلامی کاری کرد که علمای شیعه توانستند حرف بزنند و علمایی از اهل‌سنت نیز با آن‌ها همراه شوند، به همین دلیل امروز می‌بینیم در روز جهانی قدس علمای شیعه و سنی حضور پیدا می‌کنند.

البته هم در شیعه و هم اهل‌سنت علمای خود فروخته منصوب به انگلستان هستند که ما در شیعه به آن شیعه انگلیسی می‌گوییم، وجود دارند. این‌ها برای کوچک‌ترین مسأله بیانیه داده و وارد میدان می‌شوند، ولی برای روز قدس، کشتار مسلمانان بی گناه و... بیانیه نمی‌دهند.

این نفوذی که جریان استکبار انجام داده، گاهی اجازه نمی‌دهد کارها پیش برود، ولی علمای واقعی چه در شیعه و چه در سنی مخالف رژیم صهیونیستی بوده و ابراز وجود می‌کنند، به همین دلیل تاکنون صهیونیست‌ها نتوانستند مسجد الاقصی را خراب کرده و به جای آن معبد سلیمان را بسازند.

قدس نقطه کلیدی در جهان است. اگر نبود نقش علما و در رأس آن امام راحل، سپس حضرت آقا و روشنگری که علمای شیعه و سنی انجام داده‌اند، امروز یقیناً محور مقاومت و فلسطین شکست خورده و مسجد الاقصی ویران شده بود.

امروز محور مقاومت در همه جای دنیا طرفدار پیدا کرده است. همه بیدار شده و فهمیده‌اند که نباید ساکت بنشینند و اجازه دهند این جریان شکل گیرد. جریان خزنده‌ای که از قرن 17 میلادی شروع شد و کم کم در انگلستان و آمریکا رشد پیدا کرد و جریان عثمانی را زمین زد.

این جریان سپس هیتلر را شکست داد و به بهانه یهود ستیزی دولت یهودی را ساخت. این‌ها با موفقیت در حال پیش روی بودند ولی ناگهان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران حرکتشان متوقف شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این تفکر تلاش کرد میان شیعه و سنی تقابل و اختلاف ایجاد کند، ولی سیاست‌هایی که حضرت امام(ره) و حضرت آقا داشتند سبب همراهی علمای شیعه و سنی در راه مبارزه با رژیم صهیونیستی شد.

امروز نیز یک وحدتی میان مردم و علمای جهان اسلام برای مقابله با استکبار جهانی وجود دارد که ما اسم آن را محور مقاومت قرار داده‌ایم. این محور مانع از تخریب مسجد الاقصی شده والا صهیونیزم بارها این مسجد را تخریب کرده بود.

 

تاریخ: آینده جهان اسلام و صهیونیست جهانی را چگونه پیش بینی می‌کنید و وظیفه ما در این دوران چیست؟

ما افول جریان و تفکر صهیونیزم را در جهان می‌بینیم. حضرت آقا نیز گفتند: اسرائیل 25 سال آینده را نمی‌بیند، حتی زودتر از آن را. جالب است بدانید بسیاری از صهیونیست‌ها پیش بینی می‌کنند 2020 آمریکا متلاشی می‌شود و صهیونیست‌های مسیحی این موضوع را از علائم ظهور می‌دانند.

البته برخی از این‌ها معتقدند اگر ما نتوانیم زودتر در اسرائیل کاری کنیم که مسیح ظهور کند، ظهور هزار سال به تاخیر می‌افتد، لذا باید هر طور شده از فروپاشی اسرائیل و آمریکا جلوگیری کنیم. این مطالب جزء گفتمان‌هایی است که در میان بزرگان صهیونیستی در آمریکا مطرح است.

خودشان نیز به این موضوع پی بردند که اسرائیل بسیار ضعیف است. اسرائیل برخلاف تبلیغاتی که انجام می‌دهد، بسیار ضعیف است، در جنگ‌های 22 روزه و 33 روزه شکست خورد. نتوانست غزه را بگیرد، گنبد آهنین را ساخت ولی نتوانست مقاومت کند، به همین دلیل اسرائیل به سمت اضمحلال در حال حرکت است.

حمایت‌های سیاسی، مالی و مادی آمریکا و اروپا از اسرائیل به خاطر این است که این‌ها قرار گرفتن اسرائیل در سراشیبی سقوط را دیده‌اند. اسرائیل امروز از درون در حال تهی شدن است. چون تفکری است که براساس نگاه اعتقادی شکل گرفته بود، امروز به یک حرکت سیاسی صرف تبدیل شده که در مقابل چالش‌های اجتماعی و سیاسی پاسخی برای گفتن ندارد. امروزه حاکمان لیبرال و لائیک اسرائیل هیچ علقه‌ای به ارض موعود ندارند، بلکه تنها نگاه سیاسی دارند، به همین دلیل فسادهای سیاسی، اخلاقی و... از درون در حال از بین بردن اسرائیل است.

امروز بحث مهاجرت معکوس مطرح است. بیشتر مهاجران به اسرائیل افراد دینداری بودند که از روسیه و... به آنجا مهاجرت کرده بودند و از غرب اروپا و آمریکا تعداد محدودی به آن جا آمده بودند، بیشتر دینداری بودند که به دنبال ارض موعود رفتند، ولی امروز سرخورده شده‌اند. وقتی جنایت اسرائیل را می‌بینند، ناراحت شده و می‌گویند ما می‌خواهیم با مسلمانان در کنار یک دیگر با صلح زندگی کنیم.

لذا اسرائیل در حال از بین رفتن است و آینده به شدت به سمت محور مقاومت است؛ محوری که معتقد است در اسرائیل باید یک دولت فلسطینی شکل بگیرد. چه یهودی، چه مسلمان و چه مسیحی باید با رأی خود دولت تشکیل دهند.

وظیفه ما نیز این است که به نسل‌های بعد بگوییم فلسطین جزو اسلام است. رژیم صهیونیستی یک جریان استکباری است برای ایجاد تفرقه، فساد و رسیدن به مطامع خودش. نقشه‌شان نیز تجزیه کشورهای اسلامی است. ما باید این مسائل را برای مردم روشنگری کنیم. وظیفه ما این است که از قبله خود دفاع کنیم، مسأله فلسطین را مسأله عرب و عجم نبینیم. مسأله فلسطین مسأله اسلام است.

انتهای پیام/

برشی از یک کتاب | هالیوود صهیونیستی

با بررسی اسطوره‌های قدیم و جدید صهیونیستی می‌توان اسطوره‌های سینمایی هالیوود و سینمای غرب را شناخت، زیرا به گفته‌ی کارشناسان، حدود نود درصد هالیوود، یهودی صهیونیستی است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ شاید بتوان گفت به دلیل اهمیت فراوان سینما و تلویزیون در دوره‌ی معاصر بود که صهیونیست‌ها، اصلی‌ترین شرکت‌های فیلم‌سازی را در «آمریکا» پدید آوردند؛ سپس هالیوود را به عنوان پایتخت سینمای جهان معرفی کردند و با سرمایه‌گذاری گسترده‌ای، یهودیان سینماگر فعال را از سراسر جهان به هالیوود آوردند و اسطوره‌ها را وارد دنیای سینما کردند. با بررسی اسطوره‌های قدیم و جدید صهیونیستی می‌توان اسطوره‌های سینمایی هالیوود و سینمای غرب را شناخت، زیرا به گفته‌ی کارشناسان، حدود نود درصد هالیوود، یهودی صهیونیستی است.(1)

نام برخی از مهم‌ترین کارگردانان و تولید کنندگان قدیم و جدید یهودی صهیونیستی هالیوود را می‌آوریم تا بیشتر با این افراد آشنا شوید:

استیون اسپیلبرگ، رومن پولانسکی، استنلی کوبریک، تیم برتون، وودی آلن(با نام یهودی: آلن کونیگسبرگ)(2) مل بروکس(با نام یهودی: ملوین کامینسکای)، بیلی وایلدر، سیدنی پولاک، ژوزف فون اشترنبرگ، جوئل سیلور، برانکو لاستینگ، آدولف زوکر، ساموئل زلتسر، رابرت مردوخ، میشل ایزنر، سام گلدوین، جفری کاتزنبرگ، کارل لامل، مارکوس لوی، لوئیس بی‌مایر، جک وارنر، لی وازِرمن، دارلی زانوک، سامنر رداستون(با نام یهودی: موری راث استاین)، میشل شلموف، چارلی چاپلین(با نام یهودی: چارلز اسپنسر چاپلین)، جری لوئیس، پل نیومن، سام ریمی، اُلیور استون، اریک فون اشتروهایم، دیوید زوکر، جری زوکر، جری بروکهایمر، لئونارد گلدبرگ، دیوید کوهن، برایان سینگر، هارون اسپلینگ و…(3)

با توجه به سیاست‌های حاکم بر هالیوود که توسط این کارگردانان و تهیه کنندگان و بازیگران اجرا می‌شوند، هیچ شکی نمی‌ماند که تقریباً هیچ خبری از مخالفان صهیونیسم در بین این عوامل سینمایی نیست. صهیونیست‌ها در سینمای «آمریکا» آن‌چنان نفوذ دارند که مصطفی عقاد کارگردان فیلم الرّساله / محمّد رسول‌الله(ص) از معدود سینماگران مسلمانی که توانست سال‌ها محیط هالیوود و آمریکا را تجربه کند و در آنجا چندین فیلم بسازد، این راز را این چنین برملا کرده است:

در هالیوود همه چیز کنترل می‌شود، حتی سوژه‌ی فیلم‌ها. در آنجا همه‌کاره، تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان مالی صهیونیست هستند که هرگز حتی اجازه‌ی مطرح کردن سوژه‌ی کاری خلاف نظرشان را به کارگردانان [مستقل] نمی‌دهند.(4)

برای تبیین مطلب فوق، لازم است نگاه مختصری به تسلط زیاد صهیونیست‌ها در ارکان حکومت و فرهنگ «آمریکا» که هالیوود در آنجا قرار دارد، داشته باشیم:

از سال 1898م. که اتحاد صهیونیست‌های آمریکا در «نیویورک» شکل گرفت، تا زمان روی کار آمدن فرانکلین روزولت(1945 1939م.) در ریاست جمهوری «آمریکا» و حمایت از تشکیل اسرائیل در «فلسطین»(در ژوئن 1939م. توسط نماینده‌ی دولت آمریکا) و اقدامات رئیس‌جمهور بعدی آمریکا، ترومن در فشار به دولت «انگلستان» در جهت مهاجرت یک صد هزار نفر یهودی به فلسطین در سال 1946م، قدرت صهیونیست‌های یهودی در آمریکا بیشتر می‌شد تا حدی که در سال 1948م. بعد از اعلان سازمان ملل مبنی بر اتحاد کشور اسرائیل در فلسطین، دولت آمریکا یازده دقیقه بعد، اسرائیل را به رسمیت شناخت!(5)

لابی بسیار قدرتمند رسمی صهیونیسم در آمریکا با نام بنیاد امور عمومی آمریکا و اسرائیل(American Israel public Affairs committee) که به اختصار ایپاک AIPAC نامیده می‌شود، امروزه آن‌چنان در سیاست و هالیوود تأثیرگذار است که برخی آن را سلطان واشنگتن(6) نامیده‌اند و پل فیندلی نویسنده‌ی جنجالی مغضوبِ صهیونیست‌ها در کتاب معروفش، «آنها بی‌پرده سخن می‌گویند»، می‌نویسد:

تمامی نمایندگان در مجلس آمریکا، بدون استثنا می‌کوشند از دستورهای این بنیاد فرمان برند؛ زیرا بیشترشان ایپاک را نماینده‌ی سیستم «کاپیستون هیل»(کاخ کنگره) و دارای چنان قدرت سیاسی می‌دانند که آنها را در مقابل موقعیت‌های پیروزی یا شکست در انتخابات قرار می‌دهد.(7)

نصیر صاحب خلق در کتاب «تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا» فصلی به مغضوبان ایپاک اختصاص داده و عاقبت سیاست‌مدارانی چون چارلز پرسی(8)، آدلای استیونسن(9)، جورج بال(10)، جی. ویلیام فول برایت(11)، پاول مک کلوسکی و پل فیندلی را بررسی کرده است که پس از مخالفت با سیاست‌های رسانه‌‌ای سیاسی ایپاک، مورد هجوم گسترده‌ی رسانه‌های صهیونیستی، مؤسسات مالی، سیاسی و یهودی صهیونیست قرار گرفته‌اند.

از دیگر سازمان‌های قدرتمند صهیونیستی آمریکا فقط، به نام ADL شاخه‌ای از سازمان یهودی بنای بریث و JDL یا همان ائتلاف دفاع از یهود(12) و سازمان‌های مختلف فراماسونری اشاره می‌کنیم، گرچه سازمان‌های یهودی «آمریکا» که اکثریت قریب به اتفاق آنها صهیونیستی هستند، بیش از دویست سازمان مهم(همراه با شعبات مختلف) هستند.(13) یهودیان هالیوود، خصوصاً تهیه‌کنندگان و پشتیبانان مالی اصلی، کاملاً به لابی‌های مختلف صهیونیستی و اسرائیلی وابسته هستند.

نمونه‌ی کاملاً واضح آن رابرت مردوخ(روپرت مرداک) یهودی استرالیایی الاصل است که در «انگلیس» و «آمریکا» و «استرالیا» نفوذ بسیار گسترده‌ای دارد. وی صاحب چندین کمپانی معظم رسانه‌ای، انتشاراتی و فیلم‌سازی است. مهم‌ترین دارایی رسانه‌ای مرداک، شرکت عظیم نیوز کرپوریشن(14) است. این اَبَر شرکت فقط در سال 1996م. حدود 10 میلیارد دلار سود کرد.(15) در حال حاضر، این شرکت بیش از 130 روزنامه را در جهان تحت سلطه دارد و با مراجعه به دایرةالمعارف‌های اینترنتی مانند «ویکی پدیا»، نام چندین شرکت و رسانه‌ی تابع آن خودنمایی می‌کند(16)

شرکت فیلم‌سازی فاکس قرن بیستم(17) که تسلط او بر هالیوود را هموار می‌کند، شبکه‌ی تلویزیونی ماهواره‌ای فاکس و فاکس نیوز(18) که نزدیک به سیاست‌های نومحافظه‌کاران صهیونیست آمریکایی است؛ همچنین نیوزکروپ در «انگلستان»، شبکه‌ی تلویزیونی «اسکای»(19) و سه روزنامه‌ی کثیرالانتشار «تایمز»، «ساندی تایمز» و «سان»(20) را در اختیار دارد و رقیب بسیار قدرتمند تلویزیون «B.B.C» محسوب می‌شود. به طور کلی، «نیوزکروپ» به تنهایی حدود یک چهارم کل رسانه‌های شنیداری و دیداری و چاپی جهان را تحت تملّک خود دارد.(21)

بسیاری از مجلات زرد و نشریات مبتذل را نیز او تحت سلطه‌ی خود دارد و اهداف صهیونیستی خود را با این حجم انبوه از رسانه‌ها به مخاطبانش در «آمریکا»، «استرالیا»، «چین»، «هند»، «هنگ‌کنگ»، «ژاپن»، «آمریکای لاتین» و منتقل می‌کند.

یکی دیگر از معروف‌ترین صهیونیست‌های پرنفوذ هالیوود، استیون اسپیلبرگ است که پس از ساخت فیلم‌هایی با حمایت دولت نژاد‌پرست صهیونیست مانند فهرست شیندلر و تصاحب جوایز فراوانی که صهیونیست‌ها به دلیل مظلوم‌نمایی فراوان اسپیلبرگ از یهودیان در جریان جنگ جهانی دوم، در این فیلم سه ساعته، به او دادند،(22) توانست شرکت بزرگ «دریم ورکز»(23) را تأسیس کند.

این شرکت تا سال 2006م. حدود 80 فیلم و انیمیشن تولید کرده است. انیمیشن شاهزاده‌ی مصر(24) و فرار جوجه‌ای(25) دو نمونه از آنها هستند که با قرائت‌های صهیونیستی داستان زندگی حضرت موسی(ع)، داستان خروج بنی‌اسرائیل از ستم فرعونیان، مظلومیت یهود، جنگ جهانی دوم و زندان‌های مخوف آلمان‌ها را به تصویر کشیده‌اند. اسپیلبرگ روابط بسیار گرمی هم با سران اسرائیل دارد.(26) اینها تنها دو تن از قدرتمندان یهودی هالیوود هستند که در تفکرات صهیونیستی غوطه‌ور بوده و عوامل و افراد زیادی را به دنبال خود می‌کشند.

منبع: محمدحسین فرج‌نژاد ، اسطوره‌های صهیونیستی در سینما ، تهران: هلال، چاپ اول

پی‌نوشت‌ها:

1 - برای مطالعه‌ی بیشتر نک: دکتر مجید صفاتاج، «سلطه‌ی پنهانی، سیطره‌ی نامرئی صهیونیسم بر سیاست، فرهنگ و افکار ملّت‌ها»، تهران، نشرآرون، 1383، ج1، صص 108 و 125؛ زیاد ابوغنیمه. «یهود در فرهنگ تبلیغات و رسانه‌های غرب»، ترجمه: عبدالفتّاح احمدی، تهران، نشر مؤسسّه‌ی فرهنگی پژوهشی ضیاء اندیشه، 1380، ص108.

2 - تغییر نام به نام‌های مأنوس در جامعه‌های در حال استعمار و تغییر چهره با جراحی پلاستیک و حتی تغییر تاکتیکی و موقتی دین، از روش‌های قدیمی صهیونیست‌ها برای تأثیرگذاری بیشتر است.

3 - برای دست‌یابی به نام بازیگران، تهیه‌کنندگان، کارگردانان و دیگر عوامل یهودی سینما می‌توانید در دایرةالمعارف اینترنتی www.Thefreedictionary.com یا «Wikipedia» عبارت «list of noted jewish» را جست‌وجو کنید تا به فهرست کاملی(بیش از هزار نفر) از یهودیان دست یابید.

4 - مجله «سوره»، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، ش3.

5 - محسن اسلامی، لابی صهیونیسم در ایالات متحده آمریکا»، قم، نشر فقاهت، 1384، چ1، ص108 به بعد، فصل پیدایش و و نحوه ظهور لابی صهیونیسم در آمریکا.

6 - هارون یحیی(عدنان اکتار)؛ «تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا»، ترجمه و تدوین: نصیر صاحب خلق، تهران، نشر هلال، 1385، چ2، ص104.

7 - پل فیندلی، «آنها بی‌پرده سخن می‌گویند»، ترجمه: حیدر سهیلی اصفهانی، تهران، نشر قدر 1372، ص33.

8 - Charles percy.

9 -. Adlai stevensen.

10 -. George ball.

11 -. William Full bright.

12 -. Leagve JDL. Jewish Defence.

13 - سالنامه یهودیان آمریکایی». نک: سازمان‌های یهودیان آمریکا(بنای بریث، لابی‌ها، کنگره‌ی یهودیان)، لی اویرین، ترجمه: ع. ناصری، نشر مؤسسه تحقیقاتی انتشاراتی نور، 1375، چ2.

14 -. News corporation یا newscrop.

15 - نک. ویلیام شاوکراس، امپراتوری رسانه‌ای روبرت مردوخ، ترجمه: امیرحسین بابایی، تهران، نشر ساقی.

16 - به این آدرس مراجعه کنید: www.wiki pedia.org/wiki/news corporation

17 -. Fox 20 contery

18. Fox news.

19. Sky.

20 -. Sun

21 نک: مقاله «مرزهای ناپیدای امپریالیسم رسانه‌ای(6 خواهران امپریالیستی)»، اثر مهدی علیخانی از سایت روزنامه جام‌جم: www.jamjamonline.ir و هم‌چنین علی‌رضا سلطان‌شاهی، مقاله «امپراتوری تباهی و فساد صهیون، از رابرت مورداک چه می‌دانید؟» روزنامه‌ی «کیهان»، 1385/5/8.

22 - از جمله بانک معروف صهیونیستی «چیس مانهاتان»، سه میلیارد دلار برای حمایت از اسپیلبرگ اختصاص داد و AIPAC(بزرگ‌ترین و قوی‌ترین لابی صهیونیسم در آمریکا) در اوایل سال 1995 م. طی بیانیه‌ای از تمام شرکت‌های عظیم یهودی خواست که اسپیلبرگ را مورد حمایت مادی و معنوی خود قرار دهند. نک: دکتر مجید صفاتاج، «سلطه‌ی پنهانی» ص143.

23 -. Dreamwoks S.K.J.

24 -. Prince of egyp.

25 -. Chicken Run.

26 - نک: سلطه‌ی پنهانی، ص133.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.