پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

صوت سخنرانی‌ها| دوره علمی آموزشی صهیونیسم‌شناسی(بخش دوم)

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در نخستین دوره علمی آموزشی صهیونیسم‌شناسی که در تاریخ 1397/04/20 در شهر مقدس قم برگزار شد، به بررسی «ابعاد تاریخی صهیونیسم»، «اوضاع سیاسی امروز رژیم صهیونیستی» و... پرداخت.

 

 

 

صوت سخنرانی‌ها| دوره علمی آموزشی صهیونیسم‌شناسی(بخش نخست)

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در نخستین دوره علمی آموزشی صهیونیسم‌شناسی که در تاریخ 1397/04/20 در شهر مقدس قم برگزار شد، به بررسی «ابعاد تاریخی صهیونیسم»، «اوضاع سیاسی امروز رژیم صهیونیستی» و... پرداخت.

 

 

 

گزارش | مواضع علما درباره عادی سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی

حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی و علوی گرگانی در پاسخ‌های جداگانه به استفتایی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی پاسخ دادند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چندی پیش خبر عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی در مجامع بین‌المللی مطرح شد. پس از رسمی شدن این موضوع کشورها به ویژه کشورهای اسلامی به سه گروه تقسیم شدند؛ 1 این کار را تقبیح و به شدت نسبت به آن انتقاد کردند. 2 از این عمل حمایت کرده و خود نیز این مسیر را ادامه دادند و 3 در برابر این اقدام سکوت کردند.

مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز در پیام‌هایی ضمن تقبیح و انتقاد شدید نسبت به عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی، هشدارهای قاطعی را به امارات و اسرائیل ارسال کردند. در این میان مراجع معظم تقلید، علما و روحانیون نیز موضع‌گیری قاطعی داشتند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود؛

 

این کار خیانت به قرآن و امت اسلامی است

حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی و علوی گرگانی در پاسخ‌های جداگانه به استفتایی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، این کار را خیانت به قرآن و امت اسلامی دانسته و خواستار تحریم روابط و ممانعت امت اسلامی از اینگونه اقدامات شدند.

 

هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی حرام است

حضرت آیت‌الله نوری همدانی از مراجع تقلید در پاسخ به استفتایی دیگر پیرامون عادی سازی روابط بعضی از سران کشورهای اسلامی با رژیم غاصب صهیونیستی پاسخ داده و تصریح کردند: ‌هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی و حامیانش حرام است و بر اساس آیات قرآن مجید و منابع اسلامی، راهی جز جهاد وجود ندارد.

 

عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی از محرمات کبیره شرعی است

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد: اقدام خیانتکارانه ی سران دو رژیم دست‌نشانده‌ی امارات و بحرین در عادی‌سازی روابط با رژیم اشغالگر فلسطین، اقدامی نامشروع و از نظر اسلام، محکوم و از محرمات کبیره شرعی است. این اقدام خیانت آمیز نه‌تنها خیانت به مردم مظلوم فلسطین و مسجدالاقصی قبله اول مسلمین است، بلکه خیانتی به همه امت اسلامی و به رسول‌الله «صلی‌الله علیه و آله و سلم» و به قرآن کریم است. بارزترین مصادیق یهود و نصاری در آیه بالا رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکاست لذا، گرویدن به یهود و نصاری و پذیرفتن آنها به عنوان دوست، صاحب اختیار و حامی موجب خروج از ملت اسلام و پیوستن به دشمنان خدا و رسول بشمار آمده است «و من یتولهم منکم فانه منهم.»

 

عادی سازی روابط با اسرائیل در هیچ زمینه‌ای جایز نیست

افزون‌بر علمای ایران، اعضای مجمع فقه اسلامی سودان نیز با صدور فتوایی اعلام کردند: عادی سازی روابط با اسرائیل در هیچ زمینه‌ای جایز نیست.

انتهای پیام/

یادداشت | جنگ نرم صهیونیست علیه ایران

رژیم صهیونیستی نه قادر به ضربه و اقدام آشکار سخت است و نه حاضر به تداوم اقدام نرم. بلکه در قالب ضربه هوشمند در هنگام ضرورت وارد اقدامات آشکار، خشنونت بار و عریان می‌شود و به موازات آن به گفتمان سازی علیه شیعه و ایران مبادرت نموده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ رژیم اشغالگر قدس در صدد گفتمان سازی است تا فلسفه وجودی جمهوری اسلامی ایران و مبانی اعتقادی مردم و جامعه را از بین ببرد و سپس با برداشتن موانع موجود در سر راه خود به راحتی بتواند به ایران ضربه بزند و در همین راستا با جاسوسی از افراد خاص، مراکز و اماکن حیاتی و حساس نیز استفاده مطلوب را می‌برد تا پشتوانه لازم را در اقدامات مورد نظر در عرصه جنگ نرم ایجاد نماید و هم افزایی لازم را داشته باشد.

رژیم اشغالگر قدس، انقلاب اسلامی ایران را بنا به سه دلیل منافی امنیت ملی خود قلمداد می‌کند؛

1 جمهوری اسلامی ایران پشتیبان اصیل و پایدار محور مقاومت و تجربه حزب الله لبنان و گروه‌های فلسطینی شاهد این مدعاست.

2 - جمهوری اسلامی ایران نه به حکم مصلحت که طبق اصول اولیه خود(از 15 خرداد 42) تاکنون مدافع آرمان فلسلطین بوده است.

3 - جمهوری اسلامی ایران در فضای منطقه‌ای و نزد بازیگران فرا منطقه ای وجهه‌ای مقبول و منزلتی فزاینده یافته است.

بنابراین رژیم اشغالگر قدس هر گونه توفیق و برد جمهوری اسلامی ایران را باخت خود قلمداد می‌کند و برای تعریف فضایی بدون ایران و علیه ایرانف انواع فنون و تدابیر را به کار گرفته است.

فعالیت بی سابقه لابی صهیونیسم در کریدورهای قدرت غربی‌ها(بخصوص کنگره آمریکا و کاخ سفید) برای اعمال شدیدترین و پیچیده‌ترین تحریم‌ها را علیه ایران تدارک دیده و در راستای مقابله با انقلاب اسلامی ایران مسیرهای بسیار پرمخاطره و حساسی را طی نموده که عمده‌ترین آن‌ها عبارتند از:

1 - کمک به سازمان دهی و توان رزمی گروه‌های ایدئولوژیک و تکفیری مانند داعش و النصره.

2 - ترور مستقیم دانشمندان هسته‌ای و ربایش محققان و اسناد و اطلاعات آنان.

3 - حمایت از حرکت‌های براندازانه و آشوب‌های خیابانی.

4 - نبرد سایبری و کاربست بدافزارهای مخرب در تأسیسات فنی حیاتی ایران.

5 - همسویی با محورسازی با رژیم اشغالگر قدس با هدف انزوای دیپلماتیک ایران.

رژیم صهیونیستی به دلیل ناکامی در مهار مقاومت و نیز عطف توجه به وجود و گستردگی سوژه‌ها آسیب پذیر در ایران، تمرکز و شدت اقدام خود را از تبلیغات صرفا رسانه‌ای، به ضربه هوشمند تبدیل کرده است.

بدین منظور که این رژیم نه قادر به ضربه و اقدام آشکار سخت است و نه حاضر به تداوم اقدام نرم. بلکه در قالب ضربه هوشمند در هنگام ضرورت وارد اقدامات آشکار، خشنونت بار و عریان می‌شود و به موازات آن به گفتمان سازی علیه شیعه و ایران مبادرت نموده است. بدین ترتیب در صدد تحول رفتار و ساختار در ایران بوده است.

خبرگان منتخب با اکثریت قاطع این فرضیه را تأیید کردند که اصلی‌ترین راهبرد و اقدام اطلاعاتی رژیم اشغالگر قدس، نه حمله گسترده زمین(نمونه لبنان) یا حمله هوایی برق آسا(از نوع اوزیراک علیه عراق) بلکه گفتمان سازی اجتماعی علیه منزلت شیعه در جهان اسلام به ویژه در جهان عرب است.

این رژیم از مرحله تبلیغ صرفا رسانه‌ای به سمت ایران هراسی هوشمند تغییر تاکتیک داده است تا شیعیان را به مثابه خصمی فعال، جایگزین صهیونیسم نماید. علاوه بر آن رژیم صهیونیستی اسرائیل به حمایت رسانه‌های خوش مخاطب در صدد راهبرد سه مرحله ای انگشت نماسازی، رسواسازی و سرنگون سازی علیه منافع حیاتی و موجودیت جمهوری اسلامی ایران بوده است.

مهم‌ترین زمینه‌ها و محرکه‌هایی که رژیم صهیونیستی را ترغیب به سیاست ایران هراسی و شیعه گریزی می‌کند، نفوذپذیری آسان و فراوان حوزه اقدام رژیم صهیونیستی اسرائیل است. بخشی از این نفوذپذیری، طبیعی است و به منطق و آهنگ شبکه‌های مجازی بر می‌گردد، اما برخی دیگر از اقدامات و تدارکات این رژیم، معلول سه رویه معیوب زیر است.

1 گستردگی سوژه‌های حساس و مراقبت ناکافی نظام حفاظتی ایران از آن‌ها

2 توجیه اندک سوژه‌ها.

3 ضعف گفتمان سازی نهادهای مسئول برای ارتقای مشروعیت سیاسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.

واقعیت این است که رژیم اشغالگر قدس به دنبال براندازی حکومت جمهوری اسلامی ایران است و این موضوع را بارها از طریق تریبون‌های رسمی و غیر رسمی این رژیم عنوان و مطرح شده است، لذا امری پوشیده و نهان نیست؛ چرا که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حکومت جمهوری اسلامی ایران به صراحت رژیم اشغالگر قدس را رژیمی غاصب و فاقد وجاهت قانونی اعلام نمود. امام راحل نیز این رژیم را غده سرطانی برشمرده است که باید از صحنه روزگار محو شود.

چنین موضع‌گیری‌هایی که برخواسته از عمق باورهای دینی و اسلامی و استراتژیک بوده است، باعث گردیده تا رژیم صهیونیستی اسرائیل در صدد اقدامات تلافی جویانه برآید و اقدامات همه جانبه‌ای را علیه ایران برنامه ریزی و تدارک ببیند.

نویسنده: محمد راد

انتهای پیام/

برشی از یک کتاب | خطابه آتشین علیه صهیونیست

آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل، در فلسطین کوشش می‌کنند و می‌خواهند برای یهود، سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین، برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود، ذلت و مسکنت، مقرر فرموده، در پیکارند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ آیت‌الله شیخ عبدالکریم زنجانی از جمله علمای شیعه است که برای وحدت تلاش‌های فراوانی انجام داده است. ایشان به منظور ایجاد وحدت میان مسلمانان جهان و ایجاد جبهه واحد در برابر استعمارگران، راهی کشورهای اسلامی شد و در کشورهای مصر، اردن، سوریه، لبنان، فلسطین، هندوستان و مناطق قفقاز با شخصیت‌های برجسته علمی و سیاسی دیدار کرد.

نخستین سفر آیت‌الله زنجانی در سال ۱۳۵۴ ق به مصر بود که توقف او در آنجا بیش از کشورهای دیگر بود.

 

دفاع از فلسطین و مبارزه با صهیونیسم

زمانی که شیخ عبدالکریم زنجانی در مصر بود، از جانب مفتی قدس، سید امین الحسینی، از وی دعوت شد که به مسجد الاقصی مسافرت نماید.

در تلگرافی که از سوى الحسینی به مرحوم زنجانی رسیده بود، این گونه بیان شده بود که: «اعراب و مسلمانان فلسطین به شدت مشتاق زیارت امام بزرگ خود هستند».

مرحوم زنجانی این دعوت را پذیرفت و در ماه رمضان ۱۳۵۵ق وارد فلسطین شد و در آنجا استقبال بی نظیری از وی به عمل آمد؛ هزاران نفر از علما و بزرگان، سرکنسولگری‌های برخی کشورها و در راس آن‌ها مفتی بزرگ فلسطین به استقبال استاد آمدند و سپس با احترام خاصی او و هیئت همراه را در منزل بزرگی که از قبل آماده کرده بودند اسکان دادند.

در مدت اقامت شیخ عبدالکریم در شهر مقدس قدس، طبقات مختلفی از مردم به زیارت او می‌آمدند و خانه او مملو از زائرین بود تا این که روز جمعه فرا رسید و مفتی فلسطین از استاد دعوت کرد بعد از فریضه جمعه در مسجدالاقصی سخنرانی کند.

آیت‌الله زنجانی در میان جمعیت انبوه نمازگزار در مسجد الاقصی، به طور خلاصه چنین گفت: «ای مردم عرب و ای مسلمانان! فراموش نکنید که شیطان نهال‌های خود را در زمین مقدس شما کاشت و متعهد شد آن‌ها را پرورش دهد تا این که هرگاه میوه‌های مسمومش به حد خوردن رسید گلوگیر شود و راه تنفس را بندد.

آری! جنگ شما بر ضد چنین مصیبت بزرگی است. ای مردم عرب و ای مسلمانان! امروز دولت‌هایی که بر عالم سیطره دارند دندان هایشان را تیز کرده و مقاصد پلیدشان را آشکار نموده‌اند و هیچ امیدی از عدالت و انصاف آن‌ها باقی نمانده است. البته شما هیچ وسیله‌ای برای زندگی و بقای خود ندارید مگر اتفاق و همبستگی در راه دفاع از سرزمین مقدس تان، که در این صورت امید پیروزی زنده خواهد شد و خطر صهیونها به زودی رفع خواهد شد.»

 

خطابه آتشین علیه صهیونیست

این عدم اتفاق و همبستگی مردم فلسطین همان دردی است که مرحوم زنجانی قبل از تأسیس حکومت غاصب اسرائیل بدان اشاره داشته و متأسفانه تا به حال نیز همین عیب و ایراد در میان جامعه خواص فلسطینی وجود دارد. این خطبه مرحوم زنجانی را خطبه ناریه نامیده‌اند، یعنی خطابه آتشین.

وی در ادامه، خطاب به سران صهیونیسم نیز چنین گفت: ای یهودیان! بدانید که کرکس مرگ، بر گرد سرتان پرواز می‌کند. به شما اخطار می‌کنم که هرگاه فلسطین را رها نکنید، بدبختی‌ها و مرگ فلاکت بار در کمین شماست.

سپس در بخشی از سخنانش خطاب به حامیان دولت غاصب اسرائیل چنین گفت: آیا با خدا می‌جنگید؟ در حالی که پیروزی خدا حتمی است. آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل، در فلسطین کوشش می‌کنند و می‌خواهند برای یهود، سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین، برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود، ذلت و مسکنت، مقرر فرموده، در پیکارند؛ آنجا که حضرت باری می‌فرماید: «و ضربت علیهم الذله و المسکنه وباءوا بغضب من الله»(بقره/61) اما شکی نیست که در این پیکار، پیروزی با ایزد متعال است، در آن جا که می‌فرماید: « کتب الله الاغلبن انا و رسلی...»(مجادله/21)

علامه زنجانی سپس خطاب به همه کشورهای عربی گفت: بر همه حکومت‌های عربی و اسلامی واجب است قضیه فلسطین را در بالاترین مرتبه اهمیت قرار داده و در جهت استیصال رژیم صهیونیستی گام‌های موثری بردارند. امروز فریاد من باید به گوش همه جهانیان برسد و به عنوان یک حماسه در قلب‌های شان جا گیرد. لازم است فریاد گسترده مردم فلسطین در تمام روزنامه‌ها و رسانه‌های جهانی پخش گردد، به طوری که حتی کرها نیز آن را بشنوند تا همگان بر افروخته گردند:«ان تنصروا الله ینصرگم و یثبت أقدامکم»(محمد/7)

پس از سخنرانی استاد زنجانی، مفتی بزرگ فلسطین خطاب به ایشان چنین گفت: «ای امام زنجانی! درسی که شما امروز در مسجدالاقصی به مردم فلسطین داده‌اید ثمره اش بیشتر از صدهزار سرباز مسلح با تجهیزات کامل است. شما بر گردن فلسطین منتی گذاشته‌اید که هیچ گاه روزگار آن را فراموش نخواهد کرد.»

منبع: برگرفته از جلد اول کتاب طلایه داران تبلیغ بین‌المللی تاریخ تشیع، صص160-168

برشی از یک کتاب | دومین انحراف بزرگ مسیحیت

دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ کلیسا و قدرت پاپ در جوامع فئودالی اروپا در قرون وسطی مانع بزرگ بر سر راه طراحان رنسانس محسوب می‌شد. از آنجا که در جوامع دینی نمی‌توان با صراحت دین مستقر را براندازی نمود همیشه بهترین راه ایجاد انحراف در آن دین بوده است، در مورد مسیحیت در آستانه رنسانس چنین اتفاقی افتاد.

پس از آنکه حزب شیطان و در قالب یهودیت یک بار پیش از این با ایجاد مسیحیت پولسی این دین الهی را به انحراف کشانده بود، اینک زمان آن رسیده بود که برای هر چه نزدیک کردن آن با یهودیتی که خود نیز پیش از این تحریف شده بود، اقدامات اساسی صورت گیرد.

پس از آنکه اروپا در طی چند دهه شاهد گسترش اعتراضات علیه پاپ و دستگاه کلیسا شد، سرانجام کشیشی آلمانی به نام مارتین لوتر(۱۴۸۳-۱۵۴۶م) مخالفت وسیعی را علیه کاتولیسیسم سازماندهی کرد و موفق شد تا نهضتی را بر مبنای جدایی و انشعاب در دین مسیحیت _ که به سبب ماهیت اعتراض‌آمیز آن «پروتستانتیزم» خوانده شد _ رهبری کند.

پاپ اگر چه لوتر را تکفیر کرد اما فرمان او به امپراتوری برای مقابله با لوتر در سال ۱۵۲۰ میلادی در آتش افکنده شد و این چنین از پاپ و کلیسا تقدس زدایی شد. کتاب معروف لوتر با عنوان «عیسی مسیح یک یهودی زاده شد» در سال ۱۵۲۳ انتشار یافت.

او که با زبان عبرانی آشنایی کامل داشت در کتاب و عقاید خویش به شدت مقید به دفاع از یهودیت و ترویج اعتقادات آنان بود. او اعلام داشت: یهودیان حامل برترین خون‌ها در رگ‌های خود هستند. روح القدس به واسطه آن‌ها کتاب مقدس را به اقصی نقاط دنیا برد. آن‌ها فرزندان خدایند. ما در مقایسه با آن‌ها بیگانه‌ایم همانطور که در داستان زن کنعانی آورده شده است ما همچون سگانی هستیم که از خرده نان‌های بر زمین ریخته اربابان خود ارتزاق می‌کنیم.(1)

این عقاید با استقبال گسترده یهودیان مواجه شد و لذا به حمایت وی پرداختند. گفته شده است لوتر با این بیانات قصد داشت تا یهودیان را به سمت مسیحیت و پروتستانتیزم تمایل کند و چون در ادامه ماجرا پایبندی یهودیان را به آیین  خویش دید، در پایان عمر تبدیل به یک ضد یهود و آنتی سمیتیست شد.

یهودیان نیز که حمایت‌های خود را برای دفاع او از یهودیت سفارش کرده بودند دست از پشتیبانی وی برداشتند. اما گذر زمان و تاریخ نشان می‌دهد که در جریان نهضت این کشیش یهودی، اولاً ماموریت اصلی برای تقدس زدایی و شکستن قدرت پاپ به طور کامل انجام شد، ثانیاً فرآیند ایجاد اختلاف و انشعاب نیز در مسیحیت با استقرار پروتستانتیزم و ادامه دشمنی با کاتولیسیسم به مرحله اجرا درآمد و ثالثاً، پیوندی ناگسستنی میان یهودیان و این جریان به ظاهر مسیحی در تاریخ ایجاد شد که هنوز ادامه دارد.

امروز آنچه در مقابل شکل‌گیری تمدن اسلامی به آخرین تلاش‌ها دست می‌زند حاصل این پیوند شوم و شیطانی است که از هیچ دین و آیینی نشات نگرفته است. تغییر موضع ناگهانی لوتر بیشتر با این تحلیل قابل توجیه است که وی با انجام کامل ماموریت خویش در پایان عمر، پروتستانتیزم را از اتهام یهودی بودن رهاند و به این مکتب جدید اجازه ادامه حیات برای سال‌های طولانی تر را داد.

به این ترتیب دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

انتهای پیام/

منبع: کتاب تاریخ تمدن و ملک مهدوی(دکتر محمد‌هادی همایون)، چاپ دوم ۱۳۹۱، انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)، صص ۵۰۷_۵۰۸

پی نوشت؛

1 - صاحب خلق، نصیر، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، صص ۲۵_۳۳

تحلیل | لابی صهیونیسم در آمریکا

اختلافات یا تفاوت منافع بخشی از یهودیان آمریکا با اسراییل که اساسا نوع نگاه و عملکرد اسراییل را مناسب منافع آمریکا و اسراییل نمی‌دانستند و عملا تفکراتی لیبرال و مسالمت آمیز تر نسبت به تفکرات داخل اسراییل داشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ با مطالعه و بررسی‌‌های انجام شده می‌توان گفت لابی صهیونیسم در ایالات متحده آمریکا یکی از لابی‌‌های پر نفوذ و موثر در دستگاه هیئت حاکمه است و یهودیان در آمریکا دیگر اقلیت نیستند بلکه بخشی از اکثریت هستند و اکنون در جامعه آمریکا پذیرفته شده و توانایی دستیابی و پیشرفت دارند. این بررسی نشان داد که یهودیان ایالات متحده از دوران بعد از جنگ ج‌هانی دوم در آمریکا به شکل منظم و تشکیلاتی و با استفاده از پتانسیل‌‌های اکتسابی چون ویژگی انسجام، سازماندهی و سطح نخبگی که وام گرفته از عملکرد و فعالیت ایشان بوده، خاستگاه لابی یهودیان با اعمال نفوذ و تخصیص منابع مادی و معنوی لازم، خاستگاه رسانه ای که به عنوان بازوی قدرتمند اقناع افکار عمومی‌در آمریکا و خاستگاه قدرت یهودیان در حضور در قوای مقننه و مجریه به قدرت موثر در آمریکا دست یافتند.

خصوصیات جامعه یهودی که حاکی از اتحاد و همدلی و حمایت از همدیگر بود، استراتژیک بودن حمایت آمریکا از اسراییل که البته در دوران نیکسون مفهوم جدیدی به خود گرفت. دسترسی آن به منابع قدرت که در حوزه‌‌های سیاست، اقتصاد، رسانه و فرهنگ پراکنده بود، وجود افراد و بروکراسی لایق و کارآمد و مشارکت سیاسی 90 درصدی جامعه یهودی در انتخابات،از عوامل تقویت کننده و قدرت بخش لابی صهیونیسم در ایالات متحده است. هرچند که راهبردی بودن منافع اسراییل و ایالات متحده مهم‌ترین عامل در اثر بخشی توصیه‌‌های لابی در ایالات متحده به شمار می‌رود.

این تعلق استراتژیک با ظهور دولت‌‌های کندی و جانسون و تصدی پست‌‌های حساس توسط یهودیان کم کم زمینه پیدا کرد تا آنجا که در دوران نیکسون از این تعلق به عنوان سرمایه استراتژیک یاد شد. لذا لابی صهیونیست بعد از این دوره است که به سرعت رشد می‌کند و به عنوان عامل تاثیر گذار در صحنه سیاسی، اقتصادی و... ایالات متحده مطرح می‌شود.

شایان ذکر است؛ ایالات متحده آمریکا به صورت رسمی‌فعالیت گروه‌‌های ذی نفوذ (لابی ) را پذیرفته است در این کشور گروه‌‌های فشار متعددی وجود دارند که اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خارجی، هنری و... را دنبال می‌کنند. این گروه‌‌ها خواسته‌‌های خود را به سیاستمداران منتقل کرده و خواستار لحاظ شدن آن در تصمیم گیری‌‌های رسمی‌و سیاسی هستند. البته این گروه‌‌ها براساس قانون آمریکا باید به ثبت هم برسند و کاملا قانونی باشند. حتی کاندیدا‌های ریاست جمهوری آمریکا پیش از برگزاری انتخابات به دیدار چنین گروه‌‌هایی می‌روند و سعی می‌کنند با دادن وعده‌‌هایی مبنی بر تحقق خواسته‌‌هایشان نظر مساعد آنان را برای گرفتن رای جلب کنند. البته باید یادآور شد که این دسته با موجودیت رژیم صهیونیستی مخالف نیستند و به همین دلیل برخی‌‌ها تشکیل این سازمان‌ها را حربه ای از سوی صهیونیسم بین الملل برای حمایت از رژیم صهیونستی تفسیر می‌کنند.

به هر حال در موج جدیدی که طی سال‌های اخیر برای تشکیل سازمان‌های صهیونیستی منتقد رژیم صهیونیستی ایجاد شد، لابی جی استریت در آمریکا از دل لابی بزرگ آیپک به وجود آمده است. پیدایش این سازمان را می‌توان به نوعی در تحولات سال‌های اخیر آمریکا ریشه یابی کرد.

تحولاتی که درباره پیامد‌های منفی حمایت بی قید و شرط امریکا از اسراییل برای منافع ملی امریکا به دنبال آورده است در موارد زیر خلاصه می‌شود:

1 - اختلافات یا تفاوت منافع بخشی از یهودیان آمریکا با اسراییل که اساسا نوع نگاه و عملکرد اسراییل را مناسب منافع آمریکا و اسراییل نمی‌دانستند و عملا تفکراتی لیبرال و مسالمت آمیز تر نسبت به تفکرات داخل اسراییل داشتند.

2 - فشار افکار عمومی‌ناشی از رفتار‌های ضد انسانی و ضد بشری دولت حاکم اسراییل در برخورد با فلسطینیان که هرچه بیشتر صدای سازمان‌‌های حقوق بشر و وجدان بیدار بشری را به درد آورده بود و بیش از پیش رژیم صهیونیستی را منزوی و منفور می‌ساخت.

3 - شکست اسراییل در جنگ 33 روزه، شکست اسراییل در جنگ 22 روزه، گزارش گلدستون، محاصره غزه، حمله به کشتی آزادی و منزوی شدن بیش از حد اسراییل در محافل بین المللی، بحران مشروعیت و هویت اسراییل.

4 - تغییر نگاه دولت مردان آمریکایی با روی کار آمدن اوباما با شعار تغییر و حل بحران خاورمیانه (اسراییل فلسطین ) و مطرح ساختن طرح دو دولت (اسراییلی فلسطینی ) برای پایان دادن به بحران خاورمیانه از جمله عواملی بودند که سبب ایجاد تحول درلابی‌‌های مخالف و لیبرال یهودی در آمریکا و اروپا گشت.

5 - ظهور لابی جی کال در اروپا با همان منطق جی استریت و پیوستن حدود چ‌هار هزار یهودی سرشناس به آن شاخص دیگری بر این تحول است.

6 - مواضع دولت راستگرای بنیامین نتانیاهو مطابق با دیدگاه آیپک و سایر سازمان‌های صهیونیستی راستگرا در امریکاست. این درحالی است که دولت باراک اوباما با چنین دیدگاهی موافق نیست و علت عدم حضور نخست وزیر اسراییل در کنفراس سالانه آیپک که در آن مقامات ارشد امریکایی از تشکیل دو دولت صحبت می‌کردند، به همین موضوع بر می‌گردد. جرمی‌بن عامی‌درباره نتانیاهو می‌گوید: وی راهش را تغییر نمی‌دهد و ممکن است در ظاهر برای جلب نظر مقامات آمریکا از تشکیل دو دولت حمایت کند ولی راهی که او می‌رود نه به سود امریکا و نه اسراییل است، به هر حال تشکیل جی استریت متاثر از شرایط داخلی امریکا و نیز اقدامات رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر است و این سازمان با توجه به بستر نسبتا مساعد در امریکا در آینده نزدیک گام‌هایی برای رسیدن به اهداف خود بر می‌دارد.

انتهای پیام/

گفت‌وگو | رویکرد تأسیس رژیم صهیونیستی

امپریالیسم غربی همچنان به تلاش خود برای تقسیم و تفرقه جهان عرب و اسلام ادامه می‌دهد تا جهان را ضعیف، عقب‌مانده و از هم جدا نگه دارد و به نوعی قادر به انجام هیچ گونه عمل، وحدت، تشکیل اتحادیه یا پیشرفت نباشند و مطیع امپریالیسم غربی باقی بمانند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین پرواز تجاری میان رژیم صهیونیستی و امارات، با عبور از آسمان عربستان سعودی روز گذشته در فرودگاه بین‌المللی ابوظبی بر زمین نشست.

رئیس‌جمهور آمریکا ۲۳ مرداد در بیانیه‌ای اعلام کرد رژیم صهیونیستی و امارات به توافقی برای «عادی‌سازی کامل روابط» دست پیدا کرده‌اند که بر اساس آن اسرائیل اعلام حاکمیت بر مناطق اعلام‌شده در چشم‌انداز صلح رئیس‌جمهور ترامپ را تعلیق کرده و تلاش‌های خودش را بر توسعه روابط با سایر کشورها در جهان عرب و اسلام متمرکز خواهد کرد.

با توجه به نزدیک شدن اسرائیل برای ایجاد رابطه با کشورهای منطقه و اعراب، مسعود دریس، کارشناس و تحلیلگر منطقه غرب آسیا به نحوه تشکیل رژیم صهیونیستی در منطقه و همچنین اهداف آن اشاره کرد و اظهار داشت: در سال ۱۹۰۵، حزب محافظه کار انگلیس، به طور مخفیانه خواستار برگزاری کنفرانس لندن شامل کشورهای استعمارگر در آن زمان یعنی انگلیس، فرانسه، هلند، بلژیک، اسپانیا و ایتالیا شد. جلسات و مباحث این کنفرانس تا سال ۱۹۰۷ با حضور فیلسوفان، مورخان مشهور و محققان شرق‌شناسی، جامعه‌شناسی، جغرافیا و اقتصاد، علاوه بر کارشناسان امور نفت، کشاورزی و استعمار ادامه داشت.

وی افزود: از برجسته‌ترین شخصیت‌هایی که در این کنفرانس شرکت کرده‌اند، استاد جیمز، نویسنده کتاب «افول امپراتوری روم»، پروفسور لوئیز مادلین، نویسنده «ظهور و رهایی امپراتوری ناپلئون»، استادان لستر، اسمیت، ترنیچ و زهروف و سایر محققان و همچنین رهبران سیاسی و نظامی از این کشورهای استعماری بودند.

دریس با اشاره به نحوه برپایی این کنفرانس خاطرنشان کرد: کمپبل پنرمن کنفرانس را با سخنرانی طولانی آغاز کرد و در آن گفت: امپراتوری‌ها تا حدی تشکیل می‌شوند، بزرگ شده، تقویت و تثبیت می‌شوند، سپس به آرامی منحل و سپس ناپدید می‌شوند. تاریخ پر از چنین تحولاتی است، و برای هر کشور تغییر نمی‌کند. امپراتوری‌های روم، آتن، هند و چین وجود دارد، و پیش از آنها، بابل، آشور، فرعونی‌ها و دیگران، آیا دلایل یا وسیله ای دارید که بتواند از سقوط استعمار اروپا و فروپاشی آن جلوگیری کند یا سرنوشت آن را به تاخیر بیندازد؟ این امپراتوری اکنون به اوج خود رسیده است و اروپا به قاره ای باستان تبدیل شده است. منابع آن به پایان رسیده و منافع آن پیر شده است، در حالی که جهان دیگر (جهان اسلام) هنوز در بنای جوان خود به دنبال دانش، سازمان و شکوفایی بیشتر است. موفقیت و عدم موفقیت آنان به موفقیت و میزان تسلط و کنترل ما بستگی دارد.

دریس با بیان اینکه پس از بحث‌های طولانی، داوطلبان به این نتیجه رسیدند که مدیترانه شریان حیاتی استعمار است، اما این پلی است که شرق را به غرب و مسیر طبیعی به قاره‌های آسیا و آفریقا و تقاطع جهان متصل می‌کند، گفت: در این نشست مدیترانه مهد ادیان و تمدن‌ها عنوان و مطرح شد که مشکل این است مردم آن در سواحل خود زندگی می‌کنند. به ویژه مناطق جنوبی و شرقی و اینکه یک قوم با وحدت تاریخ، دین و زبان مشترک هستند.

وی با اشاره به توصیه‌های مطرح شده در کنفرانس لندن تصریح کرد: بر همین اساس مقرر شد با سلب حمایت و کسب علم و دانش فنی و حمایت نکردن از آنها در این زمینه و مبارزه با هرگونه تمایل این کشورها به داشتن علوم فنی، مردم این منطقه را از هم جدا کرده و نادان و جنگ طلب نگه دارند. همچنین برای مقابله با هر روند واحدی در آن و دستیابی به وحدت میان آنان، قرار شد فلسطین همانند سد انسانی قوی، عجیب و خصمانه باشد و قسمت آفریقایی این منطقه را از قسمت آسیایی جدا کند و(اسرائیل) از تحقق وحدت این مردم جلوگیری کند.

وی ادامه داد: متن نهایی توسط کمیته استعمار تصویب شد که در بخشی از آن آمده است: «کشورهای دارای علاقه باید برای تداوم عقب ماندگی منطقه و تفرقه کردن آن و نگه داشتن مردم این منطقه گمراه، نادان و متخاصم تلاش کنند. ما باید با اتحاد این مردم و ارتباط آنها با هر نوع ارتباط فکری، معنوی یا تاریخی بجنگیم و ابزارهای عملی قوی برای جدا کردن آنها از یکدیگر پیدا کنیم. این کمیته به عنوان ابزاری اساسی و فوری برای جلوگیری از خطر، لزوم کار برای جدا کردن بخش آفریقایی این منطقه از قسمت آسیایی خود را توصیه می‌کند و برای این امر ایجاد یک سد انسانی نیرومند و عجیب و غریب «دولت اسرائیل» را پیشنهاد می‌کند تا در این منطقه شکل بگیرد و نزدیک کانال سوئز، یک نیروی استعماری دوستانه و دشمن ساکنان منطقه باشد».

دریس با بیان اینکه بر اساس توصیه‌های این کنفرانس، توافقنامه سایکس ـ پیکو در سال ۱۹۱۶ منعقد شد، ادامه داد: پس از آن منطقه را تقسیم و مرزهایی را تعیین کردند که این منطقه قبلاً این مرزها را نمی‌شناخت و سپس بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷ (وعده دادن به چیزی که مال خودش نیست به کسانی که مستحق آن نیستند) آمد و مراحل کاشت غده سرطانی  بدخیم صهیونیست در قلب جهان عرب و اسلام آغاز شد.

کارشناس و تحلیلگر منطقه غرب آسیا با اشاره به اینکه جهان عرب و اسلام هنوز از عواقب این کنفرانس رنج می‌برند، گفت: امپریالیسم غربی همچنان به تلاش خود برای تقسیم و تفرقه جهان عرب و اسلام ادامه می‌دهد تا جهان را ضعیف، عقب‌مانده و از هم جدا نگه دارد و به نوعی قادر به انجام هیچ گونه عمل، وحدت، تشکیل اتحادیه یا پیشرفت نباشند و مطیع امپریالیسم غربی باقی بمانند.

دریس با بیان اینکه تاریخ آینه ملل است که گذشته آنها را منعکس می‌کند، خاطرنشان کرد: مردمی که تاریخ را نمی‌خوانند و از آن بهره نمی‌گیرند، حال و روز خود و آینده خود را از دست می‌دهند و اسیر دشمنان خود می‌شوند در این همایش بیش از ۱۰۰ سال ویژگی‌ها و شکل منطقه و همه بحران‌ها و تجزیه آن را ترسیم و تعریف کرده است. بنابراین می‌توان با آگاهی از نحوه تشکیل غده سرطانی اسرائیل که در مقابله با توطئه‌هایی که برای منطقه ما در این مرحله دشوار طراحی کرده‌اند، سهیم باشیم.

انتهای پیام/

منبع: فارس

یادداشت | گروه سازش انتفاضه مردمی فلسطین

با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت. در پی انتفاضه امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح کرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در واکنش به شکل گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین اقدامات متعددی از نبرد مسلحانه و حملات جهادی تا توسل به نهادهای بین المللی و مذاکره با این رژیم صورت گرفته است. اما همه واکنش‌ها در دو دسته کلی "مقاومت" و "انتفاضه" در مقابل "مذاکره" یا "سازش" قابل تقسیم است.

این در حالی بود که با ناکامی گروه سازش، انتفاضه مردم فلسطین آغاز شد. طوری که با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت. در پی انتفاضه امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاده بود و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح کرد. در این بین سازمان آزادی بخش فلسطین نیز با توجه به برگ برنده‌ای که به وسیله انتفاضه به دست آمده بود، سوار بر امواج حوادث شد و از انتفاضه به عنوان برگی در مذاکرات صلح با اسرائیل استفاده کرد.

 

تاریخچه شکل گیری اسرائیل

شکل گیری رژیم صهیونیستی یکی از نمونه‌های غیر قابل انکار دخالت استعماری قدرت‌های بزرگ در جهان اسلام است. پروسه ای که با ایده پردازی‌های صورت گرفته و حمایت‌های مدام کشور‌های غربی در نهایت منجر به تاسیس رژیم صهیونیستی شد و امروز با حمایت‌های سیاسی و دخالت‌های مستمر آن‌ها ادامه حیات این رژیم میسر شده است. بنای تفکر شکل گیری رژیم صهیونیستی به تئودور هرتصل و کتاب «دولت یهود» او در سال 1898 مربوط است. لذا با تئوری پردازی‌های صورت گرفته و با حمایت‌های سیاسی و مالی کشور‌های غربی و هزاران هزاران بازی سازی‌های صورت گرفته در نهایت امر رژیم صهیونیستی تاسیس شد. اما همه اینها درست زمانی رخ داد که مقامات غربی به خصوص آمریکایی بارها و بارها در بیانیه‌های خود به بیطرفی و عدم حمایت از رژیم صهیونیستی تاکید داشتند.(1)

در پرتو حمایت کشور‌های غربی و حتی شوروی و علیرغم مخالفت اعراب و جهان اسلام رژیم صهیونیستی توانسته تا به امروز به حیات خود ادامه دهد. در واکنش به شکل گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین واکنش‌ها و اقدامات متعددی صورت گرفته که از نبرد مسلحانه و حملات جهادی تا توسل به نهاد‌های بین المللی و مذاکره با این رژیم رادر بر می‌گیرد. اما همه واکنش‌ها در دو دسته کلی "مقاومت" و "انتفاضه" در مقابل "مذاکره" یا "سازش" قابل تقسیم است. در حالی است که طرح‌های سازشکارانه که در قالب طرح‌هایی بلند مدتی مانند پروسه صلح خاور میانه و... در حال پیگیری بود و عمدتا با میانجی گری ایالات متحده پیگیری می‌شد نه تنها سودی برای فلسطینیان نداشت، بلکه در نهایت مسیری را به وجود آورد که مردم فلسطین را به اقلیتی کوچک و شایسته ترحم رساند. در حالی رژیم صهیونیستی از مجمع آوارگان به قلدر فعلی منطقه رسانده است. لذا مقایسه دو محور  مقاومت در مقابل محور سازش موضوع این نوشتار محسوب می‌گردد:

 

گزینه مقاومت و انتفاضه در مقابل رژیم صهیونیستی

انتفاضه واژه ای است که از همان سال 1987 (1366) همزمان با آغاز قیام مردم مسلمان و تحت ستم فلسطین وارد واژگان انقلابی- سیاسی جهان شد. از لحاظ لغوی انتفاضه به معنی جنبش و لرزش است که همراه با نیرو و سرعت باشد، اما از نظر انقلابیون جهان، انتفاضه حکایت از عملکرد معترضانه و شجاعانه مردم غیرمسلح فلسطین در برابر رژیم اشغالگر قدس دارد. انتفاضه حرکت توده‌های سنگ به دست فلسطینی است توده‌های که اعم از پیر و جوان و زن و مرد در برابر سربازان تا بن دندان مسلح اسراییلی ایستادگی می‌کنند تا پیام مظلومیت و اشغال سرزمین خویش را به جهانیان برسانند.(2)

انتفاضه دارای ویژگی‌هایی است که آن را از محور سازش متمایز ساخته و منجر به پیروزی و اهمیت آن شده است: چراکه با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت. در پی انتفاضه همچنین امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح ساخت.

 

شروع انتفاضه

در این خیزش عمومی‌مردم فلسطین که به انتفاظه معروف است، حوادث مهمی‌اتفاق افتاد که همگی ریشه در ماهیت نژاد پرست رژیم صهیونیستی داشت. حوادثی که از دستگیری‌ها و خون ریزی‌های مداوم رژیم صهیونیستی تا اقدام برای تصاحب و تخریب بیت المقدس را در بر می‌گیرد. در این رابطه می‌توان به حملات مداوم رژیم صهیونیستی از اکتبر 1987 و ورود یهودیان موسوم به «پاسداران جبل هیکل» اشاره کرد که به منظور تغییر هویت بیت المقدس در جریان بود اشاره کرد. در ادامه این ناآرامی‌ها «گروه جهاد اسلامی» مجموعه عملیات‌های شهادت‌طلبآن‌های را به راه انداختند و به حمایت از جنش مردمی‌فلسطین و حمایت از انتفاضه اقدام کردند.

 

علل ظهور انتفاضه

اگر چه بررسی همه علل و عوامل انتفاضه مردم فلسطین نیاز به گذشت زمان بیشتری دارد، اما چند عامل مهم بروز انتفاضه را نقش بسیار مهم داشتند. در این رایطه اولین مورد تاثیری بود که انقلاب اسلامی‌ایران بر مردم فلسطین گذاشته بود. در این‌باره شهید دکتر فتحی شقاقی رهبر سازمان جهاد اسلامی‌فلسطین توضیحات جامعی دارد: "هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آن‌ها را برانگیزد و امید را در دلهایشان زنده کند. با پیروزی انقلاب اسلامی‌، ما به خود آمدیم و دریافتیم که آمریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند. ما فهمیدیم که با الهام از دین اسلام می‌توانیم معجزه کنیم.(3)

از دیگر عوامل مهم شروع انتفاضه ناامیدی و یاس ملت فلسطین از رهبران خود بود. سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف)که در مسیر مبارزات مردمی‌تا دوران کسب هویت، به عنوان رهبر و نقطه اتکاء مردم فلسطین بخصوص ساکنان مناطق اشغالی تلقی می‌شد، در درون خود دچار تحولات بسیار زیادی شد و از یک سازمان مبارز و مدافع حقوق فلسطینی‌ها به سازمانی تبدیل گشت که برای کسب اولین و ساده‌ترین و پیش پاافتاده‌ترین حقوق مردم فلسطین هیچ‌گونه توانایی از خود نمی‌تواند بروز دهد.

اما اقدامات وحشیانه حاکمان اسرائیلی و همچنین عناصر و گروههای نژادپرست و افراطی صهیونیست نسبت به اهالی و مردم فلسطینی، از جمله قتل، شکنجه، غارت، تخریب منازل، بازداشت‌های گسترده دسته‌جمعی، حبس‌های طولانی و توهین به مقدسات، کاسه صبر فلسطینی‌ها را لبریز کرد تا اینکه باعث شد آن‌ها در مقابل تجاوزات و زورگویی‌های رژیم صهیونیستی ایستادگی کنند و منطقی ترین پاسخ به چنین سیاست‌های آغاز قیامی مردمی به دور از دخالت سیستم دولتی بود.(4)

از دلایل دیگر آغاز انتفاضه تقویت این حس در مردم فلسطین بود که انتظار هرگونه کمکی از بیرون بویژه در قالب دولتهای عربی که تا آن زمان آن‌ها انتظار آن را داشتند عبث و بیهوده است. کشورهای عربی پس از شکستهای سهمگین از ارتش اسرائیل، روحیه خود را از دست دادند و در مقابل فلسطینی‌ها بیشتر به شعار تکیه کردند تا اینکه بتواند اقدامی‌عملی انجام دهند.

 

ویژگی‌های انتفاضه

انتفاضه دارای ویژگی‌هایی است که آن را از محور سازش متمایز ساخته و منجر به پیروزی آن شده است: همین ویژگی‌ها سبب شد با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گیرند. در پی انتفاضه همچنین امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح ساختند. یکی از مهمترین ویژگیهای انتفاضه فلسطین نسبت به حرکتهای مشابه پیشین خمیر مایه اسلامی آن بود.

در این حرکت مردم در متن انتفاضه قرار داشتند و گرچه دولتمردان سعی داشتند در برخی از برهه‌ها از این مسئله- به درست یا به غلط - به عنوان برگی چانه زنی در فرایند گفتگوها سود ببرند اما به عنوان ابزاری در دست رهبران فلسطینی نبودند و شاید به جرات بتوان این را گفت که در برخی اوقات این حرکت انتفاضه بود که راهبرد گفتگوها را تعیین می‌کرد تا اینکه ورود به مذاکرات بتواند چنین خواسته ای را بر آن تحمیل کند.(5)

مردمی‌که در بتن مبارزه قرار گرفتند روش مبارزه را نیز عوض کردند. مبارزات فلسطینی همواره متکی به عملیاتهای چریکی و سلاح و سازمان بوده است، اما این بار زنان و کودکان فلسطینی به همراه جوانان این مرز و بوم با سلاحی نامتعارف به لحاظ شیوه‌های مدرن جنگ- سنگ در برابر گلوله به مبارزه با اشغالگران خانه‌ها و سرزمین خود پرداختند.

در حالی که شهادت طلبی و از جان گذشتگی، یکی دیگر از خصوصیاتی بود که در قیام نخستین انتفاضه جایگاهی ویژه بخود گرفت. این خصوصیت که اوج آن در عملیات استشهادی بویژه در سوی زنان و دختران فلسطینی متجلی گردید سبب آن شد تا دولت عبری بر این باور برسد که ملت فلسطین خطوط قرمزی را بین خود و مقامات مذاکره کننده ترسیم می‌کنند و درصورت عبور این مقامات از این خطوط آن را نخواهند پذیرفت.

 

محور سازش در مقابل رژیم صهیونیستی

اگر بخواهیم به تشریح محور سازش و فجایعی که بعد از شکل گیری این تفکر به جهان اسلام تحمیل شد، بپردازیم، بایستی به انور سادات به عنوان تئوریسن این دیدگاه اشاره کنیم. چرا که با انور سادات بود که ایده سازش با رژیم صهیونیستی وارد تفکر دولتمردان و حکام اسلامی‌شد و ضربه محکمی‌بر مردم فلسطین و حقوق آن‌ها وارد کرد. لذا در میان فلسطینیان افرادی که کسانی که تمایل به سازش و مذاکره با رژیم صهیونیستی داشتند تحت تاثیر اقدامات انور سادات هستند. این در حالی است که ظهور این طیف افراد نقش بسیار مهمی‌در تقویت و قدرت گیری محور مقاومت و انتفاضه فلسطینیان داشت. و خود این امر از دلایل شکل گیری انتفاضه بود. لذا محور سازش دارای ویژگی‌هایی است که به آن اشاره می‌شود:

 

عدم وجود روحیه انقلابی

از عوامل مهم شروع انتفاضه ناامیدی و یاس ملت فلسطین از رهبران خود بود. سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف)که در مسیر مبارزات مردمی‌تا دوران کسب هویت، به عنوان رهبر و نقطه اتکاء مردم فلسطین بخصوص ساکنان مناطق اشغالی تلقی می‌شد، در درون خود دچار تحولات بسیار زیادی شد و از یک سازمان مبارز و مدافع حقوق فلسطینی‌ها به سازمانی تبدیل گشت که برای کسب اولین و ساده‌ترین و پیش پاافتاده‌ترین حقوق مردم فلسطین هیچ‌گونه توانایی از خود نمی‌تواند بروز دهد.

 

وابستگی گروه سازش به حکام عربی وابسته به غرب

کشورهای عربی پس از شکستهای سهمگین از ارتش اسرائیل، روحیه خود را از دست دادند و در مقابل فلسطینی‌ها بیشتر به شعار تکیه کردند. این کشور‌ها با ابداع انور سادات مسیر مذاکره و سازش با رژین صهیونیستی را در پیش گرفتند. لذا گروهها و مبارزان بسیاری در فلسطین به دلیل وابستگی به این کشور‌ها و به این تفکرات، تفکر و باور انقلابی خود را از دست دادند. واین مسئله خود یکی از دلایل مهم آغاز انتفاضه تقویت این حس در مردم فلسطین بود که انتظار هرگونه کمکی از بیرون بویژه در قالب دولتهای عربی و گروههای وابسته به آن‌ها عبث و بیهوده است. این در حالی بود که بسیاری از این گروه با مردم عادی که انتفاضه را به راه انداخته بودند متفاوت بودند و بسیاری از درد و رنج مردم عادی را تجربه نکرده بودند.

 

خیانت کشور‌های عربی در رکود انتفاضه و صعود سازش

واقعیت این بود که با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت و چنین بعدی سبب شد تا این تفکر در برخی طیف‌ها ایجاد شود که موضع تدافعی اتخاذ شده از سوی دولت اسرائیل را می‌توان در روند گفتگوها شاهد بود و در نتیجه آن می‌توان از طریق گفتگوها به برخی از مطالبات ملت فلسطین جامعه عمل پوشاند. این در حالی بود که در پی انتفاضه امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاده بود و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح ساخت.(6)

در این بین ساف با توجه به برگ برنده‌ای که به وسیله انتفاضه به دست آمده بود، سوار بر امواج حوادث شد و از انتفاضه به عنوان برگی در مذاکرات صلح با اسرائیل استفاده کرد. یک سال بعد از انتفاضه، ساف در نوزدهمین اجلاس ملی فلسطین در الجزایر، تأسیس کشور فلسطینی در کنار اسرائیل را تصویب کرد و قطعنامه‌های 242و338 که موجودیت اسرائیل را به رسمیت می‌شناخت و از فلسطینیان به عنوان آوارگان عرب سخن می‌گفت، مورد قبول قرار داد.

به هر رو برگزاری اجلاس الجزایر و تصمیمات آن اولین ضربه را بر وحدت فلسطینیان در مبارزه مردمی‌وارد آورد. مدتی بعد طرح گفتگوهای سیاسی صلح و موافقت ساف و کشورهای عربی با شرکت در آن، عامل دیگری در جدایی و اختلاف گروههای فلسطینی شرکت‌کننده در انتفاضه شد.

در آستانه امضای پیمان غزه ـ اریحا، که منجر به خاموش شدن انتفاضه شد، اسحاق رابین بار دیگر به گسترش موج اسلام‌گرایی در سرزمینهای اشغالی فلسطین اعتراف کرد و در پاسخ به پرسشهای چند تن از اعضای کمیسیون دفاع اسرائیل، تأکید کرد که نفوذ گروههای اسلامی‌در سرزمینهای اشغالی، هر روز گسترش بیشتری می‌یابد و این برای اسرائیل خطرناک خواهد بود. رابین گفت: "طرفداران فلسطینی (امام) خمینی می‌کوشند تا جناههای معتدل جنبش فتح را از صحنه مبارزه خارج سازند."

به اعتقاد «جرج حبش»، پیشنهاد اسرائیل برای خارج کردن نیروهایش از نوار غزه صرفاً بدین خاطر بود که انتفاضه در آنجا ابتکار عمل را در دست گرفته بود و میزان تلفات اشغالگران همواره بیشتر می‌شد و آن‌ها دریافتند که نمی‌توانند « آهن داغی» چون نوار غزه را برای همیشه در دست خود نگاه دارند. از طرفی خطر اسلامگرایی به گونه‌ای برای مقامهای صهیونیستی و به تبع آن برای مقامهای آمریکایی مخاطره آفرین بود که بناگزیر حاضر شدند به برخی از مواضعی که طی سالها از آن‌ها اجتناب می‌کردند، روی آورند. از جمله این مواضع، مذاکره و نزدیکی با سازمان آزادیبخش فلسطین بود.

نویسنده: حسین مولایی

پی نوشت‌ها :

1 - اعراب در اسرائیل (مجموعه کرامه شماره 5) صبری گری (جریس)، تهران، انتشارات البرز، بی تا، 196ص، قطع رقعی.

2 - اعراب و اسرائیل و اینده، ناصر پورقمی، تهران، انتشارات جاویدان، 1357، 404ص.

3 - اعراب و اسرائیل، علی اصغر حاج سید جوادی، تهران، انتشارات رواق، چاپ ششم 1356، 186ص.

4 -  الفتح سخن می‌گوید (مجموعه کرامه شماره 2)، ژیلبر دنوایان خبرنگار فرانسوی، ترجمه و انتشار: کمیته فلسطین، 205، 1356ص، با نقشه، قطع وزیری.

5 - امروز ایران، فردا فلسطین، (فتح بحث را آغاز می‌کند)، تهران، نشر فرهنگ انقلاب، 87ص.

6 -  امام در برابر صهیونیسم (مجموعه دیدگاهها و سخنان امام خمینی درباره رژیم اشغالگر قدس)، تهران، انتشارات: دفتر سیاسی سپاه پاسداران، 1361، 250ص، حاوی فهرست اعلام، اشخاص، اماکن و کتب.

پرسش از استاد| تعریف صهیونیسم

پرسش شما: صهیون و صهیونیسم به چه معناست؟

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.