پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

گزارش | مواضع علما درباره عادی سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی

حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی و علوی گرگانی در پاسخ‌های جداگانه به استفتایی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی پاسخ دادند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چندی پیش خبر عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی در مجامع بین‌المللی مطرح شد. پس از رسمی شدن این موضوع کشورها به ویژه کشورهای اسلامی به سه گروه تقسیم شدند؛ 1 این کار را تقبیح و به شدت نسبت به آن انتقاد کردند. 2 از این عمل حمایت کرده و خود نیز این مسیر را ادامه دادند و 3 در برابر این اقدام سکوت کردند.

مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز در پیام‌هایی ضمن تقبیح و انتقاد شدید نسبت به عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی، هشدارهای قاطعی را به امارات و اسرائیل ارسال کردند. در این میان مراجع معظم تقلید، علما و روحانیون نیز موضع‌گیری قاطعی داشتند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود؛

 

این کار خیانت به قرآن و امت اسلامی است

حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی و علوی گرگانی در پاسخ‌های جداگانه به استفتایی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، این کار را خیانت به قرآن و امت اسلامی دانسته و خواستار تحریم روابط و ممانعت امت اسلامی از اینگونه اقدامات شدند.

 

هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی حرام است

حضرت آیت‌الله نوری همدانی از مراجع تقلید در پاسخ به استفتایی دیگر پیرامون عادی سازی روابط بعضی از سران کشورهای اسلامی با رژیم غاصب صهیونیستی پاسخ داده و تصریح کردند: ‌هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی و حامیانش حرام است و بر اساس آیات قرآن مجید و منابع اسلامی، راهی جز جهاد وجود ندارد.

 

عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی از محرمات کبیره شرعی است

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد: اقدام خیانتکارانه ی سران دو رژیم دست‌نشانده‌ی امارات و بحرین در عادی‌سازی روابط با رژیم اشغالگر فلسطین، اقدامی نامشروع و از نظر اسلام، محکوم و از محرمات کبیره شرعی است. این اقدام خیانت آمیز نه‌تنها خیانت به مردم مظلوم فلسطین و مسجدالاقصی قبله اول مسلمین است، بلکه خیانتی به همه امت اسلامی و به رسول‌الله «صلی‌الله علیه و آله و سلم» و به قرآن کریم است. بارزترین مصادیق یهود و نصاری در آیه بالا رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکاست لذا، گرویدن به یهود و نصاری و پذیرفتن آنها به عنوان دوست، صاحب اختیار و حامی موجب خروج از ملت اسلام و پیوستن به دشمنان خدا و رسول بشمار آمده است «و من یتولهم منکم فانه منهم.»

 

عادی سازی روابط با اسرائیل در هیچ زمینه‌ای جایز نیست

افزون‌بر علمای ایران، اعضای مجمع فقه اسلامی سودان نیز با صدور فتوایی اعلام کردند: عادی سازی روابط با اسرائیل در هیچ زمینه‌ای جایز نیست.

انتهای پیام/

یادداشت | یهودیان ایران در زمان پهلوی

فعالیت سیاسی یهودیان ایران در دوران پهلوی بیشتر در راستای تقویت دولت اسرائیل بود؛ زیر فعالیت‌های صهیونیستی در ایران قانونی اعلام شده بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ ایران همواره مورد توجه یهودیان بوده است. در حکومت پهلوی(1979-1925) دولت ایران بر ارزش‌های ملی و دوران پیش از اسلام تأکید کرد و نام پارس، در مجامع بین‌المللی به ایران تبدیل شد. این جریانات سبب افزایش قدرت یهودیان ایران را به همراه داشت و اولین یهودی به مجلس راه یافت.

اقلیت یهود به ویژه پس از رضاخان تا زمان سقوط محمدرضا پهلوی از جایگاه بسیار ممتازی در کشور ایران برخوردار بودند و در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اطلاعاتی و اقتصادی سیطره و تسلط داشته‌اند که این امر با اسناد و مدارک به راحتی قابل اثبات است.

در دهه 1350 حدود 22 شهر ایران، یهودی نشین بوده‌اند و جمعیت آنان صدهزار نفر تخمین زده می‌شد. پس از روی کار آمدن حکومت پهلوی، مؤسسه آلیانس اسرائیل شعبه‌هایی در تهران و اصفهان ایجاد کرد و وضع یهودیان بهتر از قبل شد.

وضعیت اقتصادی یهودیان خوب بود و سرمایه داران عمده ایران، یهودیان بودند. در تهران دارای کنیسه‌هایی بودند و نشریاتی از مرداد سال 1320 به بعد انتشار می‌دادند که به زبان فارسی چاپ می‌شد.

فعالیت‌های مذهبی یهودیان ایران، در دهه پنجاه در مراسم مذهبی خودشان منحصر بود. یهودیان ایران نسبت به دین خود شناخت کمی داشتند؛ زیرا آنان از مراکز اصلی یهودیت جدا شده بودند.

در دهه 1960 معلمان دینی از اسرائیل برای تقویت آموزش دینی به ایران آمدند. فعالیت سیاسی یهودیان ایران در دوران پهلوی بیشتر در راستای تقویت دولت اسرائیل بود؛ زیر فعالیت‌های صهیونیستی در ایران قانونی اعلام شده بود. فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی یهودیان، شامل محافل و انجمن‌ها و مؤسسات فرهنگی می‌شد.

یهودیان در دوران سلطنت پهلوی در عرصه اقتصادی کشور ما بسیاری از شرکت‌ها، کارخانه‌ها، مراکز صنعتی، مراکز تولیدی و بازرگانی را در دست خود داشتند. شرکت‌هایی که اسامی آن‌ها در اسناد تاریخی وجود دارد.

بسیاری از شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ داخل کشور در اختیار یهودی‌ها با نام و اسامی مشخص بود و این‌ها همگی به جز شرکت‌های صهیونیستی و یهودی غیر ایرانی بود که در کشور ما نمایندگی داشتند.

همچنین در بسیاری از مراکز بانکی و پولی ایران، یهودی‌های ایرانی نقش و حضور بسیار فعال، تاثیرگذار و قدرتمندی داشتند. بسیاری از صرافی‌ها و مراکز تبدیل و تعویض پول خصوصا در چهارراه استانبول خیابان فردوسی تهران در دست آن‌ها بود.

یهودیان به دلیل موقعیت خاص و ویژه‌ای که در دوران پهلوی داشتند و حمایت و پشتیبانی سلطنتی، آن‌ها به طور آزاد بدون هیچ مانع و مشکلی در همه حوزه‌های سیاسی، سیاست‌گذاری تا دربار نفوذ، حضور و نقش داشتند.

آن‌ها در دربار نیز رفت و آمد آزاد و کاملی داشتند. ما اسنادی داریم که بر اساس آن از سال ۱۳۲۸ که دولت پهلوی اسرائیل را به رسمیت می‌شناسد، اقتصاد ایران در دست یهودی‌ها بود و تمام این مباحث در قالب اسناد محرمانه دولتی آن زمان وجود دارد. به همین دلیل در دربار و حاکمیت می‌توانستند حضور آزادانه‌ای داشته باشند.

یهودی‌ها از این دوران طلایی به شکل‌های مختلف و در راستای اهداف فرهنگی، مطالبات سیاسی و اقتصادی خود استفاده می‌کردند و در این مسیر از طریق بورس‌بازی‌ها و دلال‌بازی‌ها بهره می‌بردند.

سازمان «آلیانس» از زمان قاجار در ایران فعالیت خود را آغاز کرد و در دوران پهلوی نیز به حیات خود ادامه داد و مدارس آلیانس که بعد‌ها به نام اتحاد مشهور شدند، در سراسر ایران شعبه داشتند که از طریق پرورش یهودی‌ها و غیریهودی‌ها نیرو تربیت می‌کردند.

آژانس یهود که بازوی اجرایی سازمان جهانی صهیونیزم بود، انجمن کلیمیان تهران، سازمان بانوان یهود ایران، سازمان دانشجویان یهود ایران، کانون کِرمِل، انجمن اتفاق، انجمن علمی پزشکان ایران و... نیز از دیگر این سازمان‌های یهودی است که این سازمان‌ها به بهانه‌ فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در داخل جامعه یهود مجوز فعالیت داشتند اما بر اساس اسناد موجود این سازمان‌ها با اسرائیل در راستای آرمان صهیونیزم و اهداف رژیم صهیونیستی و ماشین جنگی در ارتباط بودند و همکاری داشتند و کمک‌های مالی به حساب اسرائیل واریز می‌کردند.

یهودیان در ایران کاملا فعال بودند به گونه‌ای که اسرائیل در ایران سه پایگاه جاسوسی و اطلاعاتی در شمال، غرب و جنوب کشور داشت که در این پایگاه‌ها صد‌ها جاسوس کارکشته را آزادانه در ایران آموزش می‌دادند، سپس این افراد را برای جاسوسی به کشورهای عربی می‌فرستادند. بسیاری از یهودی‌های ایرانی با عناصر اسرائیلی شامل اشخاص، کانون‌ها و پایگاه‌های اسرائیلی در درون‌مرزی و برون مرزی ارتباط و همکاری آزادانه‌ای داشتند.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

منابع:

1 - مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، سازمان‌های یهودی و صهیونیستی در ایران

2 محمدعلی تاج پور، تاریخ دو اقلیت مذهبی یهود و مسیحیت در ایران

یادداشت | تهدیدهای توخالی اسرائیل علیه ایران

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی را دارد و نه توان مقابله. البته برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده و تهدید به حمله نظامی کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چگونگی مواجهه و رویارویی ایران اسلامی و رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که سیاستمداران درباره آن به بحث پرداخته و درباره آن تحلیل‌های مختلفی را ارائه می‌دهند. به ویژه این‌که ایران روز به روز در حال قدرتمندتر شدن به ویژه در عرصه نظامی می‌باشد. حال پرسش این است تأثیرات ایران قدرتمند نظامی بر اسرائیل چیست؟

 

حقیقت اول

نه غرب و نه اسرائیل نمی‌تواند مانع قدرت نظامی ایران شود. ایران قدرتمند منطقه خاورمیانه را قدرتمند می‌کند و منابع غرب را تهدید و سایه ترس را بر سر اسرائیل می‌افکند. ایران قدرتمند معادلات جهانی را بر هم ریخته و زندگی را برای صهیونیست‌ها به جهنم تبدیل می‌کند.

 

حقیقت دوم

نه غرب و نه اسرائیل امروز نمی‌توانند به صورت نظامی به رویارویی با ایران بیایند. جنگ علیه ایران، جنگ منطقه‌ای گسترده‌ای را به راه خواهد انداخت که جان هزاران اسرائیلی را به خطر می‌اندازد! حمله نظامی به ایران جنگی دائمی علیه دولت یهودی و به تعبیر درست‌تر رژیم صهیونیستی به دنبال خواهد داشت. همچنین حمله نظامی به ایران بحران اقتصادی جهانی را در پی خواهد داشت.

 

حقیقت سوم

غرب و اسرائیل راه دیگری را برای مهار ایران انتخاب کرده و می‌کند و آن راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی است. البته به اعتقاد خودشان این تهدید ایران را از بین نمی‌برد؛ ولی آن را به تأخیر می‌اندازد و دندان‌هایش را از کار می‌اندازد! این امر(تحریم اقتصادی و فعالیت‌های مخفی)، همکاری نزدیک و جدی میان انگلستان، فرانسه و اسرائیل را می‌طلبد. آمریکا هم سهم خود را دارد. آلمان و ایتالیا هم در پشت صحنه پشتیبان هستند.

 

حقیقت چهارم

جدای از راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی، غرب و اسرائیل به تداوم تهدید به حمله نظامی نیز ادامه می‌دهند. چون اسرائیل توان حمله نظامی به ایران را ندارد، سعی می‌کند همیشه خود را آماده جنگ نشان دهد.

 

حقیقت پنجم

مدیریت استراتژیک حاکم بر مسأله ایران در اسرائیل، نیازمند اعتماد کامل میان سطوح سیاسی و امنیتی اسرائیل است که این اعتماد حالا وجود ندارد.

 

حقیقت ششم(نتیجه)

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی به ایران را دارد و نه توان متحد کردن غرب و آمریکا برای این حمله را. البته اسرائیل برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده، ایران را تهدید به حمله نظامی کند و از ابزارهای تحریم نیز بهره ببرد، ولی حقیقت این است که روز به روز به سمت نابودی در پیش است. درست است که ایران اسلامی در پیچ تاریخی قرار داشته و روز به روز حلقه تحریم فشرده‌تر می‌شد ولی به فضل الهی این پیچ را هم عبور می‌کند ولی شکی در از بین رفتن اسرائیل نیست.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

برشی از یک کتاب | اهمیت قدس برای یهود

اگر پیامبر اسلام(ص) به قدس دست می‌یافت، یهود می‌بایست از حکومت جهانی چشم می‌پوشید، به همین دلیل خاکریز و سنگرهای یهودی، بنی قینقاع، بنی نضیر، بنی قریظه، خیبر و... در مدینه تا قدس ایجاد شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ یهودیان از مدینه تا دیوار قدس را مانع گذاری کرده بودند، زیرا اگر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) قدس را می‌گرفت سازمان یهود از رسیدن به آرزوی بزرگ خود که حاکمیت جهانی بود ناامید می‌شد و آتش این فتنه بزرگ که جهان را در خود می‌سوزاند خاموش می‌گشت.

قدس مرکز اصلی آن‌ها بود و در کتاب مقدس آن‌ها اهمیت ویژه‌ای داشت. یهود برای جهانی‌شدن باید سه مرحله را پشت سر می‌گذاشت؛ فتح قدس، فتح نیل تا فرات و نهایتاً فتح بقیه جهان.

نیل تا فرات در مباحث جغرافیای سیاسی و سوق الجیشی اهمیت فراوانی دارد. این منطقه که بخش اعظمی از خاورمیانه در آن قرار دارد قسمت عمده‌ای از انرژی دنیا را تامین می‌کند.

خاورمیانه شاهراه انرژی دنیاست، افزون بر آن این منطقه زادگاه تمدن‌های عظیمی چون اسلام مسیحیت و یهودیت بوده و از نظر فرهنگی نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. در طول تاریخ حتی زمانی که نفت هم نبود خاورمیانه محور سیاست بقیه دنیا بوده است.

عملیات انحرافی از اهداف اصلی نبرد است تمام حرکت‌ها در سطح سال اخیر برای این بوده است که دولت یهودی اسرائیل به وجود بیاید. نتیجه جنگ جهانی دوم پیدایش دولت اسرائیل بود.

ملت‌ها و دولت‌ها تازه از کمای کشتار عظیم جنگ جهانی درآمده و همه خسته و فرتوت بودند که یک بار دولت اسرائیل پدید آمد. جهان اسلام نیز دچار رکود بود. جنگ تا آفریقا پیش رفته بود و کشورهای عربی قدرت چندانی نداشتند. بلکه حکومت‌های دست‌نشانده بر آن حاکم بود.

گذر ارتش‌های غربی از ایران این کشور را نیز خسته کرده بود. باید حرکت‌های جهانی را بررسی کنیم تا ببینیم گره و مانع یهود از رسیدن به هدف اصلی چه بوده است.

این‌که بعضی هدف اصلی جنگ جهانی را فتح شوروی یا نابود هیتلر می‌دانند، گم کردن بحث اصلی است. آیا در زمان هیتلر، یهود و سیستم صهیونیست تصمیم داشتم به حاکمیت جهانی برسند یا درصدد اجرای مقدمات بودند؟

ترمز جهانی شدن صهیونیست کیست؟ آیا غیر از مسلمانان به ویژه شیعیان مانعی بر سر راه صهیونیست وجود دارد؟ آنان اقتضائات حرکت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را کاملا می‌شناختند و می‌دانستند ادامه دهندگان حرکت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یعنی ائمه(علیهم‌السلام) و شیعیان مانعی بر سر راه آنان هستند.

وجود شیعیان در خاورمیانه مشکلی است که باید با تدبیری قوی حل شود. کوچکترین اشتباه درباره نیل تا فرات موجب می‌شود یهودیان و صهیونیست‌ها همه چیز را از دست بدهند. جهانی‌شدن باید از قدس آغاز شود و راهی جز این ندارد، پس قدس برای یهود موضوعیت دارد و اگر آنان بر قدس مسلط شوند قفل دنیا گشوده خواهد شد.

اینان در پی حاکمیت شکل یافته هستند. پس از نابودی فرعونیان حضرت موسی(علیه‌السلام) می‌توانست به مصر بازگردد و حاکمیت آن‌ها را به دست گیرد، اما چنان نکرد چون امر خدا این بود که موحدان قدس را بگیرند.

یهودیان تنها بر محور نیل تا فرات تاکید می‌کند چرا که اگر نیل تا فرات را بگیرند همه جا را گرفتند. البته پس از ایجاد انحرافات اساسی در سازمان بنی اسرائیل دیگر یهودیان دنیا پرست حق تصرف قدس را نداشتند، بلکه مأموریت تصرف قدس از جانب خدا به موحدان داده شد.(1)

از همین روی حرکت‌های پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به سمت قدس بود. قدس منطقه کشاورزی خوبی بود اما این برای یهودیان مهم نبود. اهمیت سوق‌الجیشی قدس در این نکته نهفته بود که طبق اخبار منابع یهودی اگر پیامبر آخرالزمان سرزمینی را می‌گرفت یا در آن مستقر می‌شد، دیگر آن را از دست نمی‌داد.

بر این اساس اگر پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به قدس دست می‌یافت، یهود می‌بایست از حکومت جهانی چشم می‌پوشید، به همین دلیل خاکریز و سنگرهای یهودی، بنی قینقاع، بنی نضیر، بنی قریظه، خیبر و... در مدینه تا قدس ایجاد شد.

این استحکامات طی سالیان متمادی پدید آمده بود. استحکامات خیبر در کوه بود. در کوه خندق کندند و بالای خندق دیوار کشیدند و آن سوی دیوار قلعه ساختند. در حالی که اینان در مدینه دشمن نداشتند.

بنابراین آنان از پیش برای دفاع سنگین در مقابل پیامبر آخرالزمان برنامه‌ریزی کرده بودند. در جنگ با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز از همین قلعه‌ها نهایت استفاده را بردند. سپس در تبوک پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) معطل کردند تا در نتیجه این تلاش‌ها، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در آخرین نبرد خود در موته شکست خورد.

سپاه اسامه آخرین سپاهی بود که حضرت برای حرکت به سمت مرزهای روم و فلسطین کنونی تجهیز می‌کرد ولی با رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و کارشکنی افرادی که در تاریخ مشخصند، این سپاه از حرکت ایستاد و متاسفانه عملیات تاخیری یهود توانست پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را از رسیدن به قدس بازدارد.

انتهای پیام/

منبع: کتاب دشمن شدید، دفتر اول(جریان شناسی انحراف در تاریخ با محوریت یهود) حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، چاپ دوم، زمستان95، انتشارات شهید کاظمی، صص 242-245

پی نوشت؛

1 ر.ک: عهد عتیق، تثنیه، باب های 26 تا 30

گفت‌وگو | رویکرد تأسیس رژیم صهیونیستی

امپریالیسم غربی همچنان به تلاش خود برای تقسیم و تفرقه جهان عرب و اسلام ادامه می‌دهد تا جهان را ضعیف، عقب‌مانده و از هم جدا نگه دارد و به نوعی قادر به انجام هیچ گونه عمل، وحدت، تشکیل اتحادیه یا پیشرفت نباشند و مطیع امپریالیسم غربی باقی بمانند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین پرواز تجاری میان رژیم صهیونیستی و امارات، با عبور از آسمان عربستان سعودی روز گذشته در فرودگاه بین‌المللی ابوظبی بر زمین نشست.

رئیس‌جمهور آمریکا ۲۳ مرداد در بیانیه‌ای اعلام کرد رژیم صهیونیستی و امارات به توافقی برای «عادی‌سازی کامل روابط» دست پیدا کرده‌اند که بر اساس آن اسرائیل اعلام حاکمیت بر مناطق اعلام‌شده در چشم‌انداز صلح رئیس‌جمهور ترامپ را تعلیق کرده و تلاش‌های خودش را بر توسعه روابط با سایر کشورها در جهان عرب و اسلام متمرکز خواهد کرد.

با توجه به نزدیک شدن اسرائیل برای ایجاد رابطه با کشورهای منطقه و اعراب، مسعود دریس، کارشناس و تحلیلگر منطقه غرب آسیا به نحوه تشکیل رژیم صهیونیستی در منطقه و همچنین اهداف آن اشاره کرد و اظهار داشت: در سال ۱۹۰۵، حزب محافظه کار انگلیس، به طور مخفیانه خواستار برگزاری کنفرانس لندن شامل کشورهای استعمارگر در آن زمان یعنی انگلیس، فرانسه، هلند، بلژیک، اسپانیا و ایتالیا شد. جلسات و مباحث این کنفرانس تا سال ۱۹۰۷ با حضور فیلسوفان، مورخان مشهور و محققان شرق‌شناسی، جامعه‌شناسی، جغرافیا و اقتصاد، علاوه بر کارشناسان امور نفت، کشاورزی و استعمار ادامه داشت.

وی افزود: از برجسته‌ترین شخصیت‌هایی که در این کنفرانس شرکت کرده‌اند، استاد جیمز، نویسنده کتاب «افول امپراتوری روم»، پروفسور لوئیز مادلین، نویسنده «ظهور و رهایی امپراتوری ناپلئون»، استادان لستر، اسمیت، ترنیچ و زهروف و سایر محققان و همچنین رهبران سیاسی و نظامی از این کشورهای استعماری بودند.

دریس با اشاره به نحوه برپایی این کنفرانس خاطرنشان کرد: کمپبل پنرمن کنفرانس را با سخنرانی طولانی آغاز کرد و در آن گفت: امپراتوری‌ها تا حدی تشکیل می‌شوند، بزرگ شده، تقویت و تثبیت می‌شوند، سپس به آرامی منحل و سپس ناپدید می‌شوند. تاریخ پر از چنین تحولاتی است، و برای هر کشور تغییر نمی‌کند. امپراتوری‌های روم، آتن، هند و چین وجود دارد، و پیش از آنها، بابل، آشور، فرعونی‌ها و دیگران، آیا دلایل یا وسیله ای دارید که بتواند از سقوط استعمار اروپا و فروپاشی آن جلوگیری کند یا سرنوشت آن را به تاخیر بیندازد؟ این امپراتوری اکنون به اوج خود رسیده است و اروپا به قاره ای باستان تبدیل شده است. منابع آن به پایان رسیده و منافع آن پیر شده است، در حالی که جهان دیگر (جهان اسلام) هنوز در بنای جوان خود به دنبال دانش، سازمان و شکوفایی بیشتر است. موفقیت و عدم موفقیت آنان به موفقیت و میزان تسلط و کنترل ما بستگی دارد.

دریس با بیان اینکه پس از بحث‌های طولانی، داوطلبان به این نتیجه رسیدند که مدیترانه شریان حیاتی استعمار است، اما این پلی است که شرق را به غرب و مسیر طبیعی به قاره‌های آسیا و آفریقا و تقاطع جهان متصل می‌کند، گفت: در این نشست مدیترانه مهد ادیان و تمدن‌ها عنوان و مطرح شد که مشکل این است مردم آن در سواحل خود زندگی می‌کنند. به ویژه مناطق جنوبی و شرقی و اینکه یک قوم با وحدت تاریخ، دین و زبان مشترک هستند.

وی با اشاره به توصیه‌های مطرح شده در کنفرانس لندن تصریح کرد: بر همین اساس مقرر شد با سلب حمایت و کسب علم و دانش فنی و حمایت نکردن از آنها در این زمینه و مبارزه با هرگونه تمایل این کشورها به داشتن علوم فنی، مردم این منطقه را از هم جدا کرده و نادان و جنگ طلب نگه دارند. همچنین برای مقابله با هر روند واحدی در آن و دستیابی به وحدت میان آنان، قرار شد فلسطین همانند سد انسانی قوی، عجیب و خصمانه باشد و قسمت آفریقایی این منطقه را از قسمت آسیایی جدا کند و(اسرائیل) از تحقق وحدت این مردم جلوگیری کند.

وی ادامه داد: متن نهایی توسط کمیته استعمار تصویب شد که در بخشی از آن آمده است: «کشورهای دارای علاقه باید برای تداوم عقب ماندگی منطقه و تفرقه کردن آن و نگه داشتن مردم این منطقه گمراه، نادان و متخاصم تلاش کنند. ما باید با اتحاد این مردم و ارتباط آنها با هر نوع ارتباط فکری، معنوی یا تاریخی بجنگیم و ابزارهای عملی قوی برای جدا کردن آنها از یکدیگر پیدا کنیم. این کمیته به عنوان ابزاری اساسی و فوری برای جلوگیری از خطر، لزوم کار برای جدا کردن بخش آفریقایی این منطقه از قسمت آسیایی خود را توصیه می‌کند و برای این امر ایجاد یک سد انسانی نیرومند و عجیب و غریب «دولت اسرائیل» را پیشنهاد می‌کند تا در این منطقه شکل بگیرد و نزدیک کانال سوئز، یک نیروی استعماری دوستانه و دشمن ساکنان منطقه باشد».

دریس با بیان اینکه بر اساس توصیه‌های این کنفرانس، توافقنامه سایکس ـ پیکو در سال ۱۹۱۶ منعقد شد، ادامه داد: پس از آن منطقه را تقسیم و مرزهایی را تعیین کردند که این منطقه قبلاً این مرزها را نمی‌شناخت و سپس بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷ (وعده دادن به چیزی که مال خودش نیست به کسانی که مستحق آن نیستند) آمد و مراحل کاشت غده سرطانی  بدخیم صهیونیست در قلب جهان عرب و اسلام آغاز شد.

کارشناس و تحلیلگر منطقه غرب آسیا با اشاره به اینکه جهان عرب و اسلام هنوز از عواقب این کنفرانس رنج می‌برند، گفت: امپریالیسم غربی همچنان به تلاش خود برای تقسیم و تفرقه جهان عرب و اسلام ادامه می‌دهد تا جهان را ضعیف، عقب‌مانده و از هم جدا نگه دارد و به نوعی قادر به انجام هیچ گونه عمل، وحدت، تشکیل اتحادیه یا پیشرفت نباشند و مطیع امپریالیسم غربی باقی بمانند.

دریس با بیان اینکه تاریخ آینه ملل است که گذشته آنها را منعکس می‌کند، خاطرنشان کرد: مردمی که تاریخ را نمی‌خوانند و از آن بهره نمی‌گیرند، حال و روز خود و آینده خود را از دست می‌دهند و اسیر دشمنان خود می‌شوند در این همایش بیش از ۱۰۰ سال ویژگی‌ها و شکل منطقه و همه بحران‌ها و تجزیه آن را ترسیم و تعریف کرده است. بنابراین می‌توان با آگاهی از نحوه تشکیل غده سرطانی اسرائیل که در مقابله با توطئه‌هایی که برای منطقه ما در این مرحله دشوار طراحی کرده‌اند، سهیم باشیم.

انتهای پیام/

منبع: فارس

یادداشت | انتفاضه فلسطین

در بررسی سیر مبارزات فکری، سیاسی و اجتماعی امام خمینی(ره)، مسئله فلسطین یکی از موارد اساسی در ملاحظات ایشان و انقلاب اسلامی بوده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شاهد الگوبرداری­‌های نهضت انتفاضه از انقلاب اسلامی ایران بوده‌ایم.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در بررسی سیر مبارزات فکری، سیاسی و اجتماعی امام خمینی(ره)، مسئله فلسطین یکی از موارد اساسی در ملاحظات ایشان و انقلاب اسلامی بوده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شاهد الگوبرداری­‌های نهضت انتفاضه از انقلاب اسلامی ایران بوده‌ایم.

در کتاب«امام خمینی و انتفاضه فلسطین» در این رابطه می‌خوانیم: روش مبارزه در انتفاضه فلسطین ملهم از تجربه عینی و عملی انقلاب اسلامی ایران است. امام رمز و راز پیروزی بر رژیم صهیونیستی و راه نجات فلسطین را تنها در قیام امت اسلامی و ملتها دانسته، خطاب به آنها می‌فرماید: «اگر بخواهید قدس را نجات بدهید، اگر بخواهید فلسطین را نجات بدهید، اگر بخواهید مصر را نجات بدهید و سایر ممالک عربی را نجات بدهید از دست این عمال، از دست اجانب، ملتها باید قیام کنند، باید ملت‌ها این کار را انجام بدهند. ننشینند که دولتها در این مسائل وارد بشوند. آنها روی مسائلی که برای خودشان صرفه دارد عمل می‌کنند. ملتها باید قیام کنند و ملت‌ها باید رمز را بفهمند که رمز پیروزی این است که شهادت را آرزو بکنند و به حیات، حیات مادی و دنیای حیوانی ارزش قائل نباشند؛ این رمز است که ملت‌ها را می‌تواند پیش بیرد، این رمزی است که قرآن آورده است.»

تأثیرگذاری مبارزات مردم ایران در دوران نهضت اسلامی بر انتفاضه فلسطین نیز کاملا مشهود است که در آن میان می‌توان بر سازمان‌دهی انقلابی و بسیج عمومی، شیوه مبارزه و جهاد و کسب تجربه از انقلاب اسلامی اشاره کرد.

 

سازمان‌دهی انقلابی و بسیج عمومی

مردمی کردن مبارزه در نهضت‌­ها، یکی از بزرگترین اهداف مبارزان و انقلابیون است که از طریق آن سایر اهداف به سهولت محقق می‌گردد. به بیان دیگر کارآمدترین سازمان‌دهی انقلابی، بسیج توده‌هاست. امام خمینی در مسیر انقلاب اسلامی با توجه به وجود زمینه رهبری سنتی، مبارزه را با شیوه‌های مبارزاتی مرسوم سیاسی در دنیا از طریق تشکیل حزب و تشکیلات منضبط سیاسی و چریکی و نظامی دنبال نکرد بلکه گسترش ارتباطات ساده و سنتی موجود در متن جامعه را از طریق آگاهی دادن نسبت به علل و هدف مبارزه‌اش پیگیر بود.

ظهور و حضور رهبران مذهبی در انتفاضه فلسطین هم که خارج از سازمان‌های متعدد فلسطینی سالیان متمادی در امور مختلف بوده و در نهایت از آن مسیر به اقدامات اجتماعی روآورده بودند، اعتماد و مشروعیت لازم را برای در دست گرفتن رهبری مبارزه در میان مردم مناطق اشغالی به وجود آورده بود که این رهبری در واقع به دست آن دسته از رهبران مذهبی فلسطینی افتاد که پس از انقلاب اسلامی ایران بیشترین ارتباطات معنوی و فیزیکی را نیز با آن برقرار کرده بودند. صاحب‌نظران تردیدی ندارند که این نوع سازماندهی مبتنی بر اراده مردمی از جمله ویژگی‌هایی است که انتفاضه از انقلاب اسلامی ایران وام گرفته است.

 

روش مبارزه و جهاد

در روش عملی مبارزه امام در طول انقلاب اسلامی، از مسالمت آمیزترین شیوه‌ها، یعنی اصل «دعوت» و «تبلیغ» تا غیرمسالمت آمیزترین آنها، یعنی جهاد و شهادت مشاهده می‌شود. روش فرهنگی و تبلیغی مبارزه امام، دیگر روشی است که سبب می شود مردم به خود و منابع مادی و معنوی خود اعتماد کنند و در عین حال از مظالم و مفاسد رژیم آگاه شوند. هدف امام از روش فرهنگی مبارزه، علاوه بر اینکه آگاهی و بیداری تودهها بود به دنبال تغییر روحیه مردم و ایجاد ویژگی‌هایی چون شجاعت، روح تعاون، استقلال روحی، روحیه مقاومت و وحدت کلمه نیز در آنها بود. خلاصه اینکه از جمله برجستگی‌ها و امتیازات انقلاب اسلامی ایران نسبت به سایر انقلابهای معاصر، تبلور شیوهای از مبارزه فراگیر، ایدئولوژیک و کم خشونت در آن است که مشی «پیروزی خون بر شمشیر» را اثبات کرده، نیز به منزله الگوی مبارزه و جهاد بر آن تاکید داشته است.

مرحله بیداری اسلامی در قیام مردم فلسطین نیز بلافاصله پس از حدوث انقلاب اسلامی ایران آغاز شد و گروه‌های مختلف اسلامی در قالب فعالیتهای مختلف فرهنگی و مذهبی و با موضع‌گیری سیاسی در محله‌ها، مساجد و دانشگاه‌ها دوباره مردم را به مبارزه با ظلم و تجاوز دشمنان فراخواندند.

 

کسب امید و اعتماد از تجربه پیروزی انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، نسل سوم جنبش فلسطین که نیروهای اصلی انتفاضه را شکل داده‌اند و از گذشته تجربه‌ای عینی ندارند، آثار گذشته را در زندگی مملُوّ از حقارت خود منفی یافتند. تنها پدیده ای که در برابر چشمان آنان طعم شکست را حتی برای یک بار به غرب و صهیونیسم چشانده بود، انقلاب اسلامی ایران بود. این نسل از مبارزان فلسطینی نمونه مبارزه مردمی را تجربه کردند که برای مبارزاتشان از وجوه مختلف آن می توانستند بهره‌مند شوند.

بدین ترتیب مجاهدان فلسطینی با الگوگیری از انقلاب اسلامی و مبارزات مردم ایران، به مبارزه سازمان‌دهی شده با رژیم صهیونیستی پرداخته و در جهت نابودی آن گام برمی‌دارند.

انتهای پیام/

یادداشت | حزب‌الله و لبنان

حزب الله لبنان پس از پیمان طائف درخصوص مشارکت در انتخابات پارلمانی تصمیم بسیار مهم و حیاتی گرفت که به نقطه عطفی در تاریخ حزب الله بدل گشت.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ ماهیت مواضع حزب‌الله نسبت به نظام سیاسی لبنان پس از پیمان طائف در مقایسه با نظام سیاسی پیش از پیمان طائف، تحول و تغییرات چشمگیری یافته است. در دیدگاه حزب‌الله نظام سیاسی پیش از پیمان طائف و دولت آن (دولت امین جمیل)، نظامی وابسته به اسرائیل بوده که وجود حزب‌الله را در معرض خطر قرار می‌داد.

در کتاب «انقلاب اسلامی ایران و شیعیان لبنان» به چگونگی ورود حزب‌الله در عرصه‌های سیاسی لبنان اشاره شده و در بخشی از این کتاب آمده است: حزب‌الله لبنان پس از پیمان طائف در خصوص مشارکت در انتخابات پارلمانی تصمیم بسیار مهم و حیاتی گرفت که به نقطه عطفی در تاریخ حزب‌الله بدل گشت. حزب‌الله پس از کسب اجازه از ولی‌فقیه آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، جهت مشروعیت شرکت در انتخابات، در انتخابات پارلمانی ۱۹۹۲ که پس از بیست سال فترت برگزار شد، شرکت کرد.

در انتخابات فوق، «فراکسیون وفاداری به مقاومت» توانست ۱۲ کرسی از مجموع ۱۲۸ کرسی پارلمان را کسب کند. حزب‌الله در انتخابات پارلمانی دوره‌های بعدی در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ حضوری فعال داشته و با تشکیل ائتلاف‌های انتخاباتی در رقابت‌های انتخاباتی شرکت جسته و همواره کرسی‌های متعددی را کسب کرده است. حزب‌الله علاوه بر انتخابات پارلمانی، در انتخابات شوراهای شهر و روستا و انتخابات شهرداری‌ها نیز حضوری فعال داشته است.

دیدگاه و موضع حزب‌الله لبنان نسبت به دولت‌ها و حضور در کابینه‌های آن‌ها پس از پیمان طائف، متفاوت از مشارکت در انتخابات بوده است. حزب‌الله پس از پیمان طائف نسبت به دولت‌های لبنان همواره رویکردی انتقادی و مخالفتی سازنده داشته است. حزب‌الله در پارلمان لبنان دو بار در سال‌های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۹ به دولت رفیق حریری رأی عدم اعتماد داد. حزب‌الله مخالفت خود را نسبت به دولت رفیق حریری به صورت انتقاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و بر موضوع‌هایی چون لغو طایفه‌گرایی سیاسی، برقراری عدالت اجتماعی به سود ستمدیدگان، استقرار آزادی عمومی، گسترش توسعه سیاسی و شفافیت در امور سیاسی روی موافق نشان می‌داد.

در سال ۱۹۹۳ اتفاقی هولناک رخ داد که رابطه دولت رفیق حریری با حزب‌الله را به شدت تیره نمود. در سال ۱۹۹۳ پس از علنی شدن قرارداد اسلو و تصمیم ساف به رهبری یاسر عرفات به امضای این قرارداد با اسرائیل، حزب‌الله لبنان با همکاری برخی از گروه‌های فلسطینی در روز امضای این قرارداد یعنی ۱۳ سپتامبر، تظاهراتی عظیم در بیروت برپا کرد. با وجود هماهنگی قبلی جهت برگزاری راهپیمایی محدود در بیروت با دولت لبنان، ارتش لبنان بر روی تظاهرکنندگان آتش گشود. در این حادثه فجیع هشت نفر به شهادت رسیدند که دو نفر از آنان زن بودند.

دولت علت این حادثه را به خطایی مرتبط دانست که در ابلاغ مسئله به ارتش رخ داده بود. بر اثر این حادثه، میان حزب‌الله و دولت رفیق حریری تشنج و تیرگی روابط به مدت یک سال و هشت ماه تداوم یافت ولی با دوراندیشی و شکیبایی حزب‌الله، درگیری نظامی میان حزب‌الله و دولت به وجود نیامد و فتنه‌ای که می‌خواست حزب‌الله را به جنگ داخلی بکشاند، شکست خورد. سرانجام پرونده این حادثه در سال ۱۹۹۵ بسته شد؛ بدین صورت که هیئت عالی امداد به ریاست رئیس دولت (رفیق حریری) در بیانیه‌ای اعلام کرد که هیئت، قربانیان حادثه اسفبار ۱۳ سپتامبر را در شمار کاروان شهیدان میهن و مقاومت تلقی می‌کند که به دفاع از سرزمین و خاک و میهن و مقدسات ایمان داشتند.

حزب‌الله نیز در بیانیه‌ای چنین پاسخ داد: «پس از تأمل در مفاهیم سیاسی این تصمیم، ما آن را اقدامی نیک و در راه بسته شدن این پرونده تلقی می‌کنیم و بی‌گمان این اقدام آرزوها و اهداف این شهیدان مطهر را برآورده می‌کند».

حزب‌الله نسبت به دولت سلیم‌الحص که در سال ۱۹۹۸/ ۱۳۷۷ روی کار آمد، نگاه مثبتی داشت. در سال ۱۹۹۸ امیل لحود به ریاست‌جمهوری و سلیم‌الحص به نخست‌وزیری رسیدند که هر دو موضع کاملا بی‌سابقه‌ای در برابر جبهه مقاومت اسلامی اتخاذ کردند. دولت حاکم در این دوره از دیدگاه حزب‌الله ویژگی‌های مثبت دیگری نظیر توجه به مناطق محروم، شایستگی، اهلیت و پاکی اخلاقی و مالی وزیران را دارا بود. ولی با وجود حمایت صریح حزب‌الله از دولت سلیم‌الحص، در هنگام رأی‌گیری به آن رأی ممتنع داد. دلیل حزب برای توجیه این اقدام آن بود که نمی‌تواند به نفع دولتی رأی دهد که هنوز کارآیی عملی خود را نشان نداده است، هر چند مورد خاتمه نخواهد یافت.

در این ماجرا نیز لبنان به دو جناح اصلی تبدیل شد: گروه ۱۶ مارس که از مخالفان مقاومت و حزب‌الله بود، از مصوبات دولت حمایت کرده و خواهان خلع سلاح حزب‌الله بودند. این گروه شامل حزب‌ المستقبل به رهبری سعد حریری، حزب مسیحی نیروهای لبنانی (فالانژها)، حزب سوسیالیست ترقی‌خواه به رهبری ولید جنبلاط، فؤاد سینیوره نخست‌وزیر و جریان سلفی فتح‌الاسلام بود که از سوی کشورهای آمریکا، اسرائیل، فرانسه، انگلیس، مصر، اردن و عربستان حمایت می‌شدند. از سوی دیگر گروه ۸ مارس خواهان لغو مصوبات دولت و حفظ سلاح مقاومت بود. این گروه شامل حزب‌الله لبنان، جنبش امل، جریان ملی آزاد به رهبری میشل عون، امیل لحود رئیس‌جمهور لبنان و بعضی از گروه‌های کوچک سنی و مسیحی بودند.

در این ماجرا مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان و شیخ عبدالامیر قبل نایب رئیس آن، تصمیمات دولت فؤاد سینیوره و بی‌احترامی گروه 14 مارس به نقش جمهوری اسلامی ایران در لبنان را محکوم کرد. سید حسن نصرالله رهبر حزب‌الله لبنان خطاب به گروه 14 مارس و مخالفان، اینگونه گفت: «پاسخ ما به این مصوبات این است که هرکس را که علیه ما اعلام جنگ کرده و آن را شروع کند، می‌خواهد برادر یا پدر باشد، برای ما فرقی نداشته و ما با دفاع از خود به مواجهه با آن برمی‌خیزیم. شبکه مخابرات مهم‌ترین بخش از سلاح مقاومت است. ما به دنبال دولت و حکومت نیستیم و همه دنیا هم از ما بخواهند که دولت را در اختیار بگیرید ما نمی‌خواهیم. این شما هستید که رؤیاهایتان متلاشی می‌شود، ما نمی‌خواهیم تجاوز یا کودتا کنیم و بر حکومت سیطره یابیم. اگر می‌خواستیم این کار را بکنیم شما صبح از خواب بیدار می‌شدید یا در اسارت ما و یا در دریا بودید. ما امروز می‌گوییم که درگیری سیاسی وجود دارد و راهی سیاسی نیز می‌خواهد و ما هیچ وقت از سلاح سخن نگفتیم.»

سرانجام با دخالت ارتش لبنان این دو مصوبه دولت لغو شد و اعتراض مدنی و سیاسی حزب‌الله به نتیجه رسید. پس از پیروزی حزب‌الله در این ماجرا و لغو تصمیمات دولت، حزب‌الله با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد: «بزرگ و کوچک می‌دانند که حزب‌الله دشمن خود را اسرائیل معرفی کرده است و به ترور و درگیری نظامی در امور داخلی باور ندارد و لوله تفنگ ما به سوی دشمن صهیونیستی باقی خواهد ماند و آنچه انجام دادیم، تدابیری محدود برای دفاع از سلاح مقاومت بود.»

انتهای پیام/

منبع: کتاب انقلاب اسلامی ایران و شیعیان لبنان

گفت‌وگو | پشت پرده توافق ابوظبی و رژیم‌‌صهیونیستی

اگر به پشت صحنه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که کشور امارات به‌هیچ‌عنوان مهم نیست، اما آمریکا سعی دارد با نشان دادن پی‌درپی تصاویر توافق از آن به‌عنوان یک موفقیت یاد کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ سعدالله زارعی، کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به تبعات امنیتی و اقتصادی توافق امارات با رژیم‌صهیونیستی برای کشورمان اظهار داشت: «جزئیات زیادی تاکنون از این توافق بیرون نیامده و به‌نظر می‌رسد این سازش بیشتر به‌دلیل کمک امارات به وضعیت متزلزل ترامپ و نتانیاهو بوده است، از این رو نمی‌دانیم که آیا این وضعیت فعلی استمرار خواهد داشت یا خیر.»

زارعی با بیان اینکه وضعیت نتانیاهو و ترامپ در داخل رژیم‌صهیونیستی و آمریکا بسیار ضعیف شده است، ادامه داد: «ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که از امکان وقوع تقلب و آشوب در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده صحبت می‌کند؛ از این رو ممکن است نتیجه انتخابات را به‌رسمیت نشناسد که همه این قضایا نشان‌دهنده وضعیت متزلزل ترامپ در فضای داخلی آمریکاست.»

این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به وضعیت نتانیاهو در رژیم‌صهیونیستی نیز گفت: «وضعیت رژیم‌صهیونیستی به قدری شکننده است که آنها مجبور شدند در طول یک سال سه بار انتخابات مجلس برگزار کنند که این امر در تاریخ رژیم منحوس صهیونیستی بی‌سابقه بوده است.»

وی شرایط شکننده ترامپ و نتانیاهو را به‌معنای ضعف آمریکا و رژیم‌صهیونیستی دانست و تصریح کرد: «باید بررسی شود غیر از نکاتی که در رسانه‌ها مطرح شده است آیا واقعا قرار است در امارات اتفاق جدیدی رخ دهد یا خیر لذا درحال حاضر نمی‌توان به‌صورت دقیق درباره این موضوعات صحبت کرد.»

زارعی با اشاره به کاهش اعتبار آمریکا و رژیم‌صهیونیستی و کمک کردن امارات به آنها در این زمینه یادآور شد: «کاهش اعتبار آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به‌معنای سیاسی است، یعنی اعتبار ترامپ در جامعه آمریکا و نتانیاهو در جامعه رژیم‌صهیونیستی مخدوش شده است و آنها به‌عنوان دو دولت ناکارآمد و  افراط‌گرا که به صلح اعتقادی ندارند، شناخته می‌شوند.»

این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه کمک حکومت «بن‌ زاید» نمای ناتوان بودن آمریکا را تا حدودی پوشش داده است، متذکر شد: «این درحالی است که اگر به پشت صحنه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که کشور امارات به‌هیچ‌عنوان مهم نیست، اما آمریکا سعی دارد با نشان دادن پی‌درپی تصاویر توافق از آن به‌عنوان یک موفقیت یاد کند.»

وی درخصوص نزدیکی امارات به ایران و حضور در منطقه خلیج‌فارس و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور نیز گفت: «این مساله فعلا در حد کلیات مطرح شده و هیچ جزئیات بیشتری از آن منتشر نشده که بتوان براساس آن حرف قطعی زد، اما مهم این است که در منطقه ما یک صخره سخت به‌نام جمهوری اسلامی وجود دارد.»

«جمهوری اسلامی در منطقه از یک جبهه برخوردار است و تاکنون ده‌ها حادثه بزرگ را با موفقیت پشت‌سر گذاشته است؛ حال سوال این است که آیا توافق آمریکا و رژیم‌صهیونیستی با امارات می‌تواند حقیقت این صخره سخت را تحت‌تاثیر قرار دهد یا صهیونیست‌ها می‌توانند ضمانت به کسی بدهند؟ جواب این سوالات کاملا روشن است.»

به گفته زارعی ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه با توافق امارات و رژیم‌صهیونیستی هیچ تغییری نخواهد کرد اگرچه این توافق یک خیانت بزرگ به اسلام محسوب می‌شود.

این کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به این سوال که اگر صهیونیست‌ها بتوانند بر بندر دبی مسلط شوند و نفوذ خود را در آن منطقه بیشتر کنند، آیا ممکن است فضای اقتصادی ایران تحت تاثیر قرار بگیرد، اظهار داشت: «درحال حاضر بیش از ۳۰ سال است که رژیم‌صهیونیستی در این منطقه حضور دارد، لذا آنچه هفته گذشته اتفاق افتاد صرفا رونمایی از یک رابطه 30 ساله بود و بنابراین از این جهت اتفاقی برای ایران نخواهد افتاد.»

وی با تاکید بر اینکه همان‌طور که در پیام سرلشکر باقری نیز آمده بود از این پس ما به امارات جور دیگری نگاه خواهیم کرد، گفت: «توافق با رژیم‌صهیونیستی می‌تواند برای اماراتی‌ها نیز یک خطر تلقی شود.»

زارعی در تشریح این موضوع خاطرنشان کرد: «به‌محض اینکه ما رفت‌وآمد آزاد صهیونیست‌‌ها در منطقه را مشاهده کنیم، دست به کار خواهیم شد چراکه اینجا منطقه ماست و اجازه نمی‌دهیم این منطقه تبدیل به جولانگاه صهیونیست‌ها شود.»

وی درخصوص نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با امارات نیز تصریح کرد: «ما هنوز این قضیه را به‌صورت کامل بررسی نکرده‌ایم که درحال حاضر وارد اتاق عملیات شویم تا ببینیم دقیقا چه کاری می‌خواهیم انجام دهیم، اما مسلما ایران روی رفت‌وآمد صهیونیست‌ها بسیار حساس خواهد بود.»

انتهای پیام/

منبع: روزنامه فرهیختگان

یادداشت | تاثیر لابی صهیونیستی بر شورای امنیت

ترور دردناک دبیر کل سازمان ملل[داگ هامر شولد] هر چند در هاله ای از ابهام باقی ماند اما سایر دبیران کل سازمان ملل از پیام ترور داگ هامر شولد رمز گشائی کردند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در یک بامداد تابستان سال 1961" ایسار هرئیل" رئیس وقت موساد رژیم صهیونیستی، عناصرزیر مجموعه خود را برای شرکت دریک نشست فوق العاده در زیر زمین ساختمان موساد در شمال شرق تل آویو دعوت کرد. جلسه مقامات موساد به بررسی و تحلیل شخصیت "داگ هامر شولد" دبیر کل وقت سازمان ملل اختصاص داشت زیرا مواضع سیاسی هامر شولد، آنتی سیمیتیزم"ضد یهودی" تشخیص داده شد.

داگ هامر شولد در سال 1905 در یک خانواده آریستوکرات وریشه دار سوئدی متولد شده و در سال 1953 به عنوان دبیر کل سازمان ملل انتخاب شد. انتقاد هامر شولد از آمریکا به خاطر وتوی قطعنامه های ضد اسرائیلی و مخالفت رژیم صهیونیستی با حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین محبوبیت زیادی برای وی در سطح کشورهای جهان سوم جلب کرد.

در این نشست رئیس موساد پس از ارائه پیشینه ای از فعالیت ضد یهودی پدر داگ هامر شولد که دردوره ای نخست وزیر سوئد بود ترور دبیر کل سازمان ملل را در دستور کار قرار داد . مقامات موساد به این جمع بندی رسیدند که داگ هامر شولد گرایش محسوسی به مردم فلسطین دارد و ادامه فعالیت وی در پست دبیر کلی سازمان ملل خطر بالقوه ای برای اسرائیل تلقی می شود.

حکم ترور داگ هامر شولد برای تایید وامضاء در اختیار دیوید بن گوریون نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی قرار گرفت. در قوانین داخلی موساد معمولا پس از تصمیم گیری در باره ترور یک شخصیت ضد یهودی و تعیین تیم ترور، حکم صادره برای تایید و امضاء در اختیار نخست وزیر رژیم اسرائیل قرار می گیرد.

انجام عملیات ترور دبیر کل سازمان ملل به یک تیم زبده موساد واگذار شد و در نهایت این تیم گزینه بمب گذاری در هواپیمای داگ هامر شولد را مناسب تر تشخیص داد. هنگامی که داگ هامرشولد در 18 سپتامبر 1961 برای حل بحران کنگو عازم افریقا بود هواپیمای حامل وی در نزدیکی فرودگاه رودزیای شمالی "زیمبابوه" در هوا منفجر شد وکلیه سرنشینیان آن از جمله هامر شولد جان باختند.

ترور دردناک دبیر کل سازمان ملل[داگ هامر شولد] هر چند در هاله ای از ابهام باقی ماند اما سایر دبیران کل سازمان ملل از پیام ترور داگ هامر شولد رمز گشائی کردند. پیام اسرائیل و لابی صهیونیستی به دبیران کل بعدی سازمان ملل این بود: هرگزبه خطوط قرمز اسرائیل نزدیک نشوید و برای ملت فلسطین جان خود را به خطر نیاندازید!.

زمانی که دولت وقت سوئد قصد داشت تا در باره انفجار هواپیمای حامل داگ هاکر شولد تحقیق کند پیام های تهدید آمیزی از سوی امریکا دریافت کرد. اسرائیل معمولا حساسیت فوق العاده ای نسبت به شخصیت های ضد یهودی کشور سوئد دارد ودر فوریه سال 1986 اولاف پالمه نخست وزیر وقت سوئد نیز به دلیل داشتن مواضع ضد یهودی توسط موساد ترور شد. حضورقدرتمندانه لابی صهیونیستی در جنبه های سیاسی واقتصادی واجتماعی امریکا موجب شده تا نهادهای بین المللی بدون در نظر گرفتن منافع رژیم صهیونیستی نتوانند خارج از اراده این لابی تصمیمی اتخاذ کنند.

لابی صهیونیستی که یکی از قدیمی ترین سازمان های یهودی در امریکا تلقی می شود حتی در انتخاب رئیس جمهوری واعضاء کنگره آمریکا دخالت دارد. این لابی از جمعیت وحدت یهودیان،شورای روابط امریکا ویهود، جمعیت کمیته امور عمومی آمریکا واسرائیل" ایپک" وسازمان یهودیان آمریکا تشکیل شده است.

برآیند گزارش ها نشان میدهد که یهودیان مقیم امریکا بیش از 1800 میلیارد دلار از سهام وال استریت آمریکا را در اختیار دارند که این امر از نفوذ فوق العاده اقتصادی یهودیان آمریکا حکایت دارد. بیشترین سهام کارخانجات اسلحه سازی، صنایع سنگین امریکا مانند بوئینگ و بانک های مهم ونیز رسانه های دیداری ومکتوب متعلق به یهودیان امریکا است .هررئیس جمهوری چه از حزب دموکرات وچه از حزب جمهوریخواه قبل ازنامزدی رسمی معمولا سیاست های خارجی خود در باره رژیم اسرائیل را به لابی صهیونیستی تسلیم می کند. به همین دلیل انتخاب دبیر کل سازمان ملل که هر 5 سال یک بارصورت می گیرد بدون مشورت با لابی صهیونیستی امکان پذیر نیست.

شورای امنیت که از 15 عضو دائم و موقت تشکیل می شود تابعی از اراده آمریکا و لابی صهیونیستی است و نمی توانند در خصوص وضعیت مربوط به اراضی اشغالی تصمیم سرنوشت سازی اتخاذ کنند.

از سال 1948 تا کنون حدود 85 قطعنامه مربوط به اراضی اشغالی توسط آمریکا وتو شده ولذا اسرائیل به خوبی می داند که شورای امنیت نمی تواند بدون رضایت امریکا ولابی صهیوینستی اقدامی به سود ملت فلسطین انجام دهد. از سال 1945 که شورای امنیت به صورت فعلی خود شکل گرفت 5 قدرت اتمی و پیروز جنگ دوم جهانی از جمله آمریکا، انگلیس، فرنسه، روسیه و چین با بر خورداری از حق وتو بر مقدرات جهان سیطره پیدا کردند. همچنین نهادهای زیر مجموعه سازمان ملل از جمله آژانس بین المللی انرژی هسته ای، سازمان اونروا، دادگاه لاهه، یونسکو، شورای حقوق بشر، کمیته خلع سلاح کشتار جمعی تحت تسلط این 5 قدرت بویژه آمریکا قرار گرفتند. هر یک از این نهادها بدون در نظر گرفتن منافع امریکا وسایر قدرت های دارای حق وتو قادر به اتخاذ تصمیمات مستقل نیستند.

از سال 2001 تا کنون که حادثه 11 سپتامبر رخداد، نقش شورای امنیت سازمان ملل در اتخاذ مواضع کلان جهانی به سود کشورهای مستقل بشدت تضعیف شد. از آنجائی که انتخاب دبیر کل سازمان ملل با اجماع مجمع عمومی وموافقت 5 کشور دارای حق وتو صورت می گیرد لذا امریکا در گزینش نهائی دبیرکل نقشی فرا دستی دارد.

هر دبیرکلی که منافع امریکا و رژیم صهیونیستی را مورد توجه قرار ندهد قطعا با مشکلاتی جدی مواجه می شود و امریکا اجازه نخواهد داد برای دوره دوم انتخاب شود. نمونه ان مخالفت امریکا با انتخاب مجدد پطرس غالی دبیر کل سابق سازمان ملل برای دور دوم بود. در سال 1995 زمانی که رژیم صهیونیستی منطقه قانا درجنوب لبنانت را بمباران کرد و یکصد کودک لبنانی را به شهادت رساند پطرس غالی هیاتی را مامور بر رسی کشتار کودکان جنوب لبنان کرد.

پطرس غالی یک مسیحی قبطی اهل مصر است که سال های زیادی در دستگاه دیپلماسی مصر سمت وزیر مشاور در امور خارجی را به عهده داشت. وی پس از پایان دوره 10 ساله خاویر پرز دوکویار به عنوان دبیرکل سازمان ملل انتخاب شد اما بر خلاف سایر دبیران کل موضعی غیر همسوبا سیاست های اسرائیل داشت.

پطرس غالی در سال 1995 زمانی که گزارش تکاندهنده کشتار کودکان قانا توسط هواپیماهای رژیم صهیونیستی را دریافت کرد بشدت تحت تاثیر قرار گرفت. اما قبل از انتشاراین گزارش، خانم مادلین اولبرایت نماینده وقت امریکا در سازمان ملل ووزیر خارجه آمریکا دردوران بیل کلینتون در گفتگوئی با غالی وی را تهدید کرد که اگر گزارش بمباران روستای قانا را منتشر کند، امریکا اجازه نخواهد داد وی برای بار دوم به عنوان دبیر کل سازمان ملل انتخاب شود.

اما پطرس غالی بدون توجه به تهدیدات وزیر خارجه وقت امریکا این گزارش را منتشر کرد و نیتجه آن شد که پطرس غالی تنها دبیر کلی بود که فقط یک دوره 5 ساله به عنوان دبیرکل سازمان ملل شد. از سوی دیگر معرفی نمایندگان 1922 کشور عضو سازمان ملل به این نهاد نیز تابع ضوابط خاصی است و آمریکا معمولا به هرنماینده ای که دارای سابقه ضد امریکائی باشد ویزای ورود به خاک آمریکا را نمی دهد. لذا به نظر می رسد جایگاه وشان سازمان ملل به عنوان بالاترین نهاد بین المللی به دلیل نفوذ غیر قابل توجیه امریکا ولابی صهیونیستی بشدت تنزل کرده است.

از این رو سازمان ملل برای حفظ جایگاه قانونی و بین المللی خود به عنوان حافظ صلح جهانی باید در ترکیب فعلی خود بویژه نهاد شورای امنیت تغییراتی ایجاد کند. این تغییرات باید بر اساس ساختار جغرافیائی و تحولات جهانی صورت گیرد و حق وتو از 55 قدرت جهان گرفته شود وتصمیم گیری نهائی وصدور قطعنامه هابه مجمع عمومی سازمان ملل واگذار شود.

نویسنده: حسن هانی زاده

گفت‌وگو | نقش علما در مبارزه با صهیونیزم جهانی

قدس نقطه کلیدی در جهان است. اگر نبود نقش علما و در رأس آن امام راحل، سپس حضرت آقا و روشنگری که علمای شیعه و سنی انجام داده‌اند، امروز یقیناً محور مقاومت و فلسطین شکست خورده و مسجد الاقصی ویران شده بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ صهیونیزم جهانی جریانیست از گذشته دور وجود داشته و تنها یک هدف را دنبال می‌کند آن هم اجازه ندادن بر حکمرانی دین خدا بر روی زمین. هر چند در ادبیات رایج، صهیونیزم بیشتر به قوم یهود نسبت داده می‌شود، ولی این تفکر چیزیست که در میان ادیان مسیحی و اسلامی‌نیز یافت می‌شود.

به منظور بررسی بیشتر این تفکر با حجت‌الاسلام دکتر محمدحسین طاهری آکردی، عضو هیأت علمی‌مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه متن آن تقدیم حضورتان می‌گردد؛

 

تاریخ: نقش امام راحل و انقلاب اسلامی را در مبارزه با صهیونیزم چگونه ارزیابی می‌کنید؟

صهیونیزم جهانی برنامه‌های مختلفی برای دنیا طراحی کرده و در حال پیش روی بود. آن‌ها گام به گام پیش روی می‌کردند.

گام نخستشان این بود که یهودیان را در عالم پخش کنند. برای این کار حتی دولت انگلستان از دولت وقت هلند تقاضا می‌کند که تعدادی از یهودیان آن کشور را به او تحویل دهد، چون در انگلستان یهودیان کم بودند، هدف انگلستان از جمع آوری یهودیان این بود که آن‌ها را به آمریکا بفرستد. دولت انگلستان در آن زمان از یهودیان حمایت می‌کرد.

گام دوم صهیونیزم جهانی این بود که یهودیان را راضی کند تا به فلسطین رفته و دولت تشکیل دهند، چون یهودیان راضی نبودند قبل از ماشیه، خودشان دولت بسازند. جالب است وقتی هرتزل این را مطرح کرد بسیاری از خاخام‌های یهودی با او مخالفت کردند که در نتیجه یا کشته، یا تهدید، یا تبعید و یا تطمیع شدند.

یهودیان ابتدا برای رفتن به فلسطین استقبال نکردند، ولی وقتی خاندانی مثل رچیلد و یهودیان پولدار وارد میدان شدند تا زمین‌های فلسطینیان را بخرند، این موضوع سبب تسریع مهاجرت آن‌ها شد تا این‌که در سال 1948 که ما به آن روز نکبت می‌گوییم، کشور غاصب اسرائیل ساخته شد.

پس از ساختن دولت یهودی، گام بعدی صهیونیزم این بود که به جای مسجد الاقصی، معبد بسازد. قرار بود این کار را تا سال 2000 انجام دهند. سپس در سال 2000 معبد خراب شده و جنگ آرماگدون شروع شود و تا سال 2007 ادامه یابد، پس از آن نیز مسیح ظهور کند.

انقلاب اسلامی که پیروز شد، حضرت امام(ره) متوجه این نقشه شدند، لذا همان زمان علیه اسرائیل، انگلستان و آمریکا موضع گرفت، لذا وقتی امام(ره) را دستگیر کردند به ایشان گفتند: تو به شاه هر چه دوست داری بگو، ولی به اسرائیل و آمریکا کاری نداشته باش.

ولی چون امام راحل نقشه راه را دیده بودند، اعلام کردند اسرائیل غده سرطانی است که باید جلوی آن گرفته شود. همچنین به محض این‌که انقلاب اسلامی پیروز شد، روز جهانی قدس را بنیانگذاری کردند تا مسلمانان بیدار باشند. از نظر ما این نقشه، نقشه تسلط شیطان بر جهان بود. لذا حمایت ما از فلسطین یک حمایت دینی و سیاسی است. همانگونه که حمایت آمریکا از اسرائیل دینی و سیاسی و البته تجاری است.

صهیونیزم دو گام نخست یعنی پخش کردن یهودیان در عالم و تشکیل دولت یهودی را به خوبی انجام داد، ولی وقتی قرار بود گام سوم را برداشته و به جای مسجد الاقصی، معبد بسازد، انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) مانع شدند.

شاید روز نخست افراد می‌گفتند شعار دادن در روز قدس چه دردی از ما دوا می‌کند؟ اتفاقاً دشمنان می‌خواستند مسلمانان صهیونیست شوند؛ یعنی مسلمان معتقد باشند که ساخت دولت یهودی در فلسطین باید صورت گیرد ولی حضرت امام راحل مانع شدند و امروز کار به جایی رسیده که پلیس لندن و نیویورک می‌ایستد تا مسلمانان علیه اسرائیل شعار دهند و این یک پیروزی برای امام است.

همچنین برخی خیال می‌کنند مقابله صهیونیست جهانی و دولت‌های مستکبر با ایران به سبب انرژی هسته‌ای، برنامه موشکی و... است، در حالی که مگر ابتدای انقلاب این مسائل را داشتیم که این قدر علیه ما کار می‌کردند؟ ایدئولوژی که امام(ره) آورد و ملت‌ها را بیدار کرد، این‌ها را در گام سوم متوقف کرد و موفق نشدند ایده‌ای که داشتند را پیش ببرند.

البته این‌ها می‌خواستند میانبر بزنند، گفتند بدون ساخت معبد ما جنگ جهانی آرماگدون را راه می‌اندازیم، به همین دلیل برج‌های دوقلو را تخریب کردند تا جنگ جهانی کلید بخورد و آن جا هم ایران نگذاشت. لذا در سال 2007 جرج بوش در مصاحبه‌ای اعلام کرد: ایران محور شرارت است و نگذاشت ما به صلح جهانی برسیم. چون به اعتقاد آن‌ها اگر جنگ جهانی انجام می‌شد، 2007 مسیح می‌آمد و جهان به صلح می‌رسید.

 

تاریخ: علمای جهان اعم از شیعه و سنی چه نقشی در مقابله با رژیم صهیونیستی دارند؟

علمای اسلام چه سنی و چه شیعه از روز نخست مخالف تشکیل رژیم صهیونیستی بودند. علمای عثمانی، عربستان، نجف، قم، الازهر و... مخالف بودند ولی قدرت حرف زدن را نداشتند. از سوی دیگر دولت‌های مسلمان طرفدار تشکیل رژیم صهیونیستی بودند.

ولی انقلاب اسلامی کاری کرد که علمای شیعه توانستند حرف بزنند و علمایی از اهل‌سنت نیز با آن‌ها همراه شوند، به همین دلیل امروز می‌بینیم در روز جهانی قدس علمای شیعه و سنی حضور پیدا می‌کنند.

البته هم در شیعه و هم اهل‌سنت علمای خود فروخته منصوب به انگلستان هستند که ما در شیعه به آن شیعه انگلیسی می‌گوییم، وجود دارند. این‌ها برای کوچک‌ترین مسأله بیانیه داده و وارد میدان می‌شوند، ولی برای روز قدس، کشتار مسلمانان بی گناه و... بیانیه نمی‌دهند.

این نفوذی که جریان استکبار انجام داده، گاهی اجازه نمی‌دهد کارها پیش برود، ولی علمای واقعی چه در شیعه و چه در سنی مخالف رژیم صهیونیستی بوده و ابراز وجود می‌کنند، به همین دلیل تاکنون صهیونیست‌ها نتوانستند مسجد الاقصی را خراب کرده و به جای آن معبد سلیمان را بسازند.

قدس نقطه کلیدی در جهان است. اگر نبود نقش علما و در رأس آن امام راحل، سپس حضرت آقا و روشنگری که علمای شیعه و سنی انجام داده‌اند، امروز یقیناً محور مقاومت و فلسطین شکست خورده و مسجد الاقصی ویران شده بود.

امروز محور مقاومت در همه جای دنیا طرفدار پیدا کرده است. همه بیدار شده و فهمیده‌اند که نباید ساکت بنشینند و اجازه دهند این جریان شکل گیرد. جریان خزنده‌ای که از قرن 17 میلادی شروع شد و کم کم در انگلستان و آمریکا رشد پیدا کرد و جریان عثمانی را زمین زد.

این جریان سپس هیتلر را شکست داد و به بهانه یهود ستیزی دولت یهودی را ساخت. این‌ها با موفقیت در حال پیش روی بودند ولی ناگهان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران حرکتشان متوقف شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این تفکر تلاش کرد میان شیعه و سنی تقابل و اختلاف ایجاد کند، ولی سیاست‌هایی که حضرت امام(ره) و حضرت آقا داشتند سبب همراهی علمای شیعه و سنی در راه مبارزه با رژیم صهیونیستی شد.

امروز نیز یک وحدتی میان مردم و علمای جهان اسلام برای مقابله با استکبار جهانی وجود دارد که ما اسم آن را محور مقاومت قرار داده‌ایم. این محور مانع از تخریب مسجد الاقصی شده والا صهیونیزم بارها این مسجد را تخریب کرده بود.

 

تاریخ: آینده جهان اسلام و صهیونیست جهانی را چگونه پیش بینی می‌کنید و وظیفه ما در این دوران چیست؟

ما افول جریان و تفکر صهیونیزم را در جهان می‌بینیم. حضرت آقا نیز گفتند: اسرائیل 25 سال آینده را نمی‌بیند، حتی زودتر از آن را. جالب است بدانید بسیاری از صهیونیست‌ها پیش بینی می‌کنند 2020 آمریکا متلاشی می‌شود و صهیونیست‌های مسیحی این موضوع را از علائم ظهور می‌دانند.

البته برخی از این‌ها معتقدند اگر ما نتوانیم زودتر در اسرائیل کاری کنیم که مسیح ظهور کند، ظهور هزار سال به تاخیر می‌افتد، لذا باید هر طور شده از فروپاشی اسرائیل و آمریکا جلوگیری کنیم. این مطالب جزء گفتمان‌هایی است که در میان بزرگان صهیونیستی در آمریکا مطرح است.

خودشان نیز به این موضوع پی بردند که اسرائیل بسیار ضعیف است. اسرائیل برخلاف تبلیغاتی که انجام می‌دهد، بسیار ضعیف است، در جنگ‌های 22 روزه و 33 روزه شکست خورد. نتوانست غزه را بگیرد، گنبد آهنین را ساخت ولی نتوانست مقاومت کند، به همین دلیل اسرائیل به سمت اضمحلال در حال حرکت است.

حمایت‌های سیاسی، مالی و مادی آمریکا و اروپا از اسرائیل به خاطر این است که این‌ها قرار گرفتن اسرائیل در سراشیبی سقوط را دیده‌اند. اسرائیل امروز از درون در حال تهی شدن است. چون تفکری است که براساس نگاه اعتقادی شکل گرفته بود، امروز به یک حرکت سیاسی صرف تبدیل شده که در مقابل چالش‌های اجتماعی و سیاسی پاسخی برای گفتن ندارد. امروزه حاکمان لیبرال و لائیک اسرائیل هیچ علقه‌ای به ارض موعود ندارند، بلکه تنها نگاه سیاسی دارند، به همین دلیل فسادهای سیاسی، اخلاقی و... از درون در حال از بین بردن اسرائیل است.

امروز بحث مهاجرت معکوس مطرح است. بیشتر مهاجران به اسرائیل افراد دینداری بودند که از روسیه و... به آنجا مهاجرت کرده بودند و از غرب اروپا و آمریکا تعداد محدودی به آن جا آمده بودند، بیشتر دینداری بودند که به دنبال ارض موعود رفتند، ولی امروز سرخورده شده‌اند. وقتی جنایت اسرائیل را می‌بینند، ناراحت شده و می‌گویند ما می‌خواهیم با مسلمانان در کنار یک دیگر با صلح زندگی کنیم.

لذا اسرائیل در حال از بین رفتن است و آینده به شدت به سمت محور مقاومت است؛ محوری که معتقد است در اسرائیل باید یک دولت فلسطینی شکل بگیرد. چه یهودی، چه مسلمان و چه مسیحی باید با رأی خود دولت تشکیل دهند.

وظیفه ما نیز این است که به نسل‌های بعد بگوییم فلسطین جزو اسلام است. رژیم صهیونیستی یک جریان استکباری است برای ایجاد تفرقه، فساد و رسیدن به مطامع خودش. نقشه‌شان نیز تجزیه کشورهای اسلامی است. ما باید این مسائل را برای مردم روشنگری کنیم. وظیفه ما این است که از قبله خود دفاع کنیم، مسأله فلسطین را مسأله عرب و عجم نبینیم. مسأله فلسطین مسأله اسلام است.

انتهای پیام/

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.