پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

یادداشت | فرقه‌سازی غرب

عمده جریان‌‌ها و جنبش‌‌های اسلامی در واکنش به اوضاع نابسامان جوامع اسلامی شکل گرفتند. اما استعمار و به خصوص انگلستان نیز در فرقه سازی و آیین‌‌های ساختگی علیه جریان‌‌های اصیل نقش ویژه‌ای داشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در مقطع جنگ سرد به دلیل منافع قدرت‌‌های بزرگ و در راستای حمایت تمام عیار از دیکتاتور‌ها جنبش‌‌های جوامع اسلامی بدون هیچگونه استثنایی سرکوب می‌شد. تن‌ها بعد از فروپاشی شوروی، اندکی فضا برای فعالیت گروه‌های اسلامی محیا شد و بعد از آن سیاست مدیریت جنبش‌‌های اسلامی در دستور کار غرب قرار گرفت.

 

جنبش‌‌های اسلامی ضد استعمار

شکی نیست که همه جنبش‌‌های معاصر جهان اسلام بلا استثناء در ابتدای شکل­ گیری دو ویژگی اسلامی و ضد استعماری بودن را به عنوان شاخص خود معرفی کرده اند. اما بسیاری از جنبش‌‌ها بعد از مدتی به دلایل مختلف و تحت فشار کشور‌‌های استعماری تغییر رویه داده و به عامل استعمار بدل شدند. لذا مروری بر جنبش‌‌هایی که در مقابل استعمار ایستادگی کاملی داشتند حائز اهمیت است.

آنچه جنبش مهدی سودانی، جنبش حزب الله و جنبش انصار الله یمن را به شاخصی در جنبش‌‌های اسلامی تبدیل کرده؛ اتکاء به مبانی اسلامی، عدم اتکاء به حکام مستبد منطق‌های و مبارزه تمام قد با استعمار و استکبار بوده است. در نتیجه این رویکرد است که جنبش‌‌های این گروه مورد خصم حکام وابسته و کشور‌‌های استعماری قرار می‌گیرند و این مسئله در همه این جنبش‌‌ها به عینه دیده می‌شود.

 

جنبش مهدی سودانی

محمد احمد بن عبدالله ملقب به مهدی سودانی از رهبران بزرگ ضد استعمار سودان در قرن سیزدهم هجری/ نوزدهم میلادی محسوب می‌شود. مهدی سودانی با مشاهده انحطاط اخلاقی، اجتماعی و فساد جامعه اسلامی سودان و بی عدالتی و ظلم حکام مصر و استعمار انگلستان به قیام مسلحانه روی آورد. وی توانست بر اساس دعوت اصلاحی و اسلامی خود قبایل و اقوام پراکنده سودان را متحد سازد و حکومتی ملی، اسلامی و مستقل و به دور از دخالت بیگانگان تأسیس کند. لذا عدم سازش این جنبش با انگلستان ، موجب دشمنی استعمار با این قیام و نابودی آن شد.

در اهمیت این جنبش بایستی اشاره شود که ضربه این جنبش برای بریتانیا به قدری سخت و ناگوار بود که به نوشتة روزنامه انگلیسی ساندی تلگراف "ملکه ویکتوریا چند روز پس از این واقعه عزادار شد و حتی سال‌‌ها بعد که سودان مجدداً به تصرف انگلستان درآمد، باز هم تأثر حادثة نخستین به جای خویش باقی بود؛ زیرا پسر قایق ساز، اولین رهبری بود که یک ضربة توأم با پیروزی به امپراطوری بریتانیا وارد کرده بود.(1)

آنچه جنبش مهدی سودانی را به شاخصی در جنبش‌‌های اسلامی تبدیل کرده عدم اتکاء به حکام مستبد منطقه ای و مبارزه تمام قد با استعمار به خصوص انگلستان بوده است.

 

جنبش اخوان المسلمین

جنبش اخوان المسلمین بدون تردید از مهم ترین و نیرومندترین جنبش‌‌ها و حرکت‌‌های اسلامی سیاسی در تاریخ معاصر جهان است. این جنبش در سال ۱۹۲۸ م. در اسماعیلیه مصر به رهبری شیخ حسن البنا(2) تاسیس شد، اما به مرور گسترش پیدا کرد و به بسیاری از کشور‌‌های عربی تسری یافت.

بسیاری‌‌ها سید قطب اندیشمند اسلامی، محمد الغزالی مبلغ اسلامی، سید جمال‌الدین اسدآبادی و محمد عبده را بنیانگذاران فکری این جنبش می‌دانند که در پاسخ به انحطاط داخلی مسلمانان و سلطه بیگانگان بر کشور‌های اسلامی پدید آمد. این جنبش با ویژگی اسلامی و ضد استکباری خود از جمله جنبش‌‌هایی است که تا به حال در مقابل آرمان‌‌های خود سر سازش فرود نیاورده است.

 اما استثنائاتی نیز وجود دارد که جنبش اخوان المسلمین به دلیل فراملیتی بودن و وسعت جغرافیایی گسترده خود در برخی کشور‌‌ها تحت تاثیر حکام و استعمار گران قرار گرفته و در مقطعی به ابزاری برای ضربه به اسلام تبدیل شده است. با این حال با توجه به رهبری شخصیت‌‌های بزرگی که این جنبش اسلامی را راه اندازی کردند و روح استکبار ستیزی این جنبش دارای اهمیت بسیار است. لذا مشاهده می‌شود که اکثر رهبران این گروه بخصوص افرادی که موضع گیری مستقلی از دولت‌های خود و قدرت‌‌های بزرگ دارند تحت فشار‌‌های سیاسی سنگینی قرار گرفته و بعضا به عنوان افراد تروریست در کشور‌‌های غربی معرفی می‌شوند. این مسئله به خصوص در رابطه با فلسطین و حمایت از آرمان این ملت به عینه دیده می‌شود.

 

جنبش حزب الله لبنان

جنبش حزب الله لبنان در سال ۱۹۸۲ میلادی، یعنی حدود سه سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاسیس شد. شاید بتوان گفت که این جنبش اکنون مشهورترین و تاثیرگذارترین گروه اسلامی و ضد استکباری در جهان اسلام است که توانسته است با فعالیت‌ها و اقدامات خود به این مهم دست یابد. اما آنچه این جنبش و این گروه را به شاخص این نوشتار بدل کرده مبارزه بی امان با استکبار و استعمار و نماینده آن‌ها در منطقه(رژیم صهیونیستی) و عدم وابستگی به حکام وابسته و مستبد جهان عرب است.

در رابطه با استکبار ستیزی این جنبش سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان، رژیم صهیونیستی را خط مقدم قدرت‌های استکباری و استعماری جهان برای هدف قرار دادن منطقه ما به شمار می‌آید و در رابطه اسلام خود را ادامه دهنده راه بزرگان اسلام از جمله امام حسین(ع) می‌داند. با شاخص‌‌های فوق است که جنبش حزب الله لبنان مورد غصب کشور‌‌های غربی و استعماری قرار گرفته و به لیست تحریمی‌و ترویستی آن‌ها وارد شده است.

 

جنبش انصار الله یمن

خاستگاه جنبش انصارالله در یمن بوده و پایگاه عمده ای در میان مسلمانان زیدی دارد. اعضای جنبش انصارالله که به حوثی‌‌ها معروف هستند بخش قابل توجهی از ساکنان یمن، به ویژه استان صعده را تشکیل می‌دهند که طی دهه‌‌های اخیر با شعار مبارزه بااستکبار جهانی (آمریکا و اسرائیل)، مقاومت و صلابتی مثال زدنی در پافشاری بر تفکرات و مواضع خویش به تصویر کشیده اند.

رد حمایت حکام فاسد محلی و منطقه ای و مبارزه با متخاصمین محلی از جمله عربستان و... از دیگر ویژگی این گروه بر مبنای مفروض نوشتار است. لذا بلافاصله بعد از قدرت گیری و استقبال مردم از این گروه، توطئه حکام فاسد منطقه به رهبری عربستان بر علیه این گروه شروع شد و در حال حاضر یورش ده ماه‌های بر علیه این جنبش و مردم یمن در جریان است.

در جمع‌بندی مطالب فوق باید گفت جنبش انصارلله نشات گرفته شده از گفتمان انقلاب اسلامی است و در حقیقت قیامی‌است علیه فساد سیاسی و اقتصادی داخلی و توسعه‌طلبی خارجی که توانسته در قلب حوزه امنیتی تعریف شده عربستان سعودی فعالیت کند و حمایت اکثریت مردم یمن را به دست آورد. در حالی که دشمنان آن‌ها برای مبارزه با این گروه، آن‌ها را تروریسم، شورشی یا بنیادگرا خطاب می‌کنند.

 

جنبش‌‌های اسلامی تحت حمایت استعمار

همزمان با شروع استعمار و شروع مداخلات غرب در جهان اسلام تبلیغات مسیحی کاتولیک‌‌ها و پروتستان‌‌ها در این مناطق و در خود کشور‌‌های غربی شدت یافته است. لذا بسیاری از مورخین شکل گیری جنبش‌‌های افراطی فعلی و یا به عبارتی سلف داعش در منطقه را (همان سلفی‌‌ها و و‌هابی‌‌ها)، واکنشی به تحرکات افراطیون مسیحی در جهان اسلام می‌دانند که ضرورت بازگشت به ایمان و کتب مقدس را تبلیغ می‌کردند.

 

جنبش و‌هابیت (سلفی)

سلفی به گروه‌‌هایی اطلاق می‌شود که به دین اسلام تمسک جسته و خود را پیرو سلف صالح می‌دانند و در عمل و اعتقادات خود از پیامبر اسلام، صحابه و تابعین تبعیت می‌کنند. اما این ویژگی همه جنبش‌‌های اسلامی بوده و همه در تلاش به تبعیت از اسلام ناب هستند. از این نگاه بنیان‌گذاری سلفی‌گری تاریخی طولانی دارد و در تاریخ معاصر به سید جمال‌الدین اسدآبادی و محمد عبده در اوایل قرن بیستم نسبت داده می‌شود.

جنبش و‌هابی نیز در تلاش است خود را جنبش سلفی نشان دهد. در حالی که آن‌ها خودشان را سلفی می‌دانند، اما و‌هابیت نامی‌است که شیعیان و اهل سنت بر این فرقه ن‌هاده اند.(3) لذا با وجود سابقه تاریخی این جنبش و نقشی که این جنبش در دوره معاصر و تحولات فعلی ایفا کرده در زمره جنبش‌‌های تحت حمایت استعمار طبقه بندی شده است.

قوت گیری این جنبش در تاریخ معاصر به محمدبن عبدالو‌هاب نجدی تمیمی‌در سال( 1115 ه ./ 1703 م.) در نجد عربستان نسبت داده می‌شود.

با وجود آنکه اندیشه‌‌های محمد عبد الو‌هاب در منطقه ای بسیار سخت از نظر زندگی یعنی در صحرای عربستان رشد و نمو کرد بسیاری از کشور‌های همجوار از جمله کویت و یمن در اوایل دهه بیستم از قرن بیستم حاضر نشدند زیر لوای این اندیشه‌‌ها قرار گیرند، اما اکنون به طبع حمایت مالی گسترش فوق العاده ای یافته و این مسئله نیز تحت تاثیر اقدامات عبد الله عزام یکی از معروفترین نیرو‌‌های شبه نظامی‌عرب در افغانستان علیه ارتش اشغالگر شوروی و ابداعات او بوده است.

با وجود این، اهمیت روانی تجاوز شوروی در افغانستان، اقدامات ناسیونالیستی جمال عبدالناصر در مخالفت با عربستانو به طبع آن رویارویی و رقابت الازهر مصر و مذهب شافعی در مقابل روحانیون عربستان از دلایل اصلی اوج گیری این جنبش بوده است.

همکاری کامل اعضای این جنبش با آمریکا در افغانستان برای مقابله با شوروی استکبار ستیزی این گروه اسلام گرا اما دولتی، را کاملا تبلیغاتی کرده است. چرا که اکثر شخصیت‌‌ها و گروه‌های و‌هابی تحت حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت‌های غربی قرار دارند.(4)

اما اهمیت جنبش در حمایت از جریان تروریسم فعلی خاورمیانه است؛ مسئله ای که به صورت نظام مندی در راستای حمایت از افراطی گری طراحی شده و با تخریب اسلام به عاملی برای ضربه اسلام بدل شده است. لذا داعش امروز را بایستی نسخه به روز و‌هابی در منطقه نامید.

در این راستا به اذعان یکی از نویسندگان عربستانی، و‌هابی بودن داعش، نیازی به تأیید مشایخ و علما ندارد، با گشودن هر کدام از کتاب‌‌های اعتقادی و‌هابیون برنامه کار داعش را به طور مفصل و مستدل مشاهده خواهید کرد.(5)

 

جنبش سنوسی در لیبی

نام سنوسی برای این جنبش از نام موسس آن سید محمد بن علی سنوسی گرفته شده است. محمد سنوسی روحانی مسلمانی بود که در قرن نوزدهم رسالت دینی خود را پالایش دین اسلام از باور‌های نادرست و زنده کردن اصول و بنیان ‌های دینی اسلام میدانست. اما تاکید بر بازگشت به اصول اولیه دینی و حذف عقاید غلط دینی مسلمانان در اندیشه محمد سنوسی شباهت بسیاری با محمدبن عبدالو‌هاب سعودی دارد.

محمد سنوسی در مکه به تحصیل دینی پرداخت و در آنجا با تشکیل گروه‌‌هایی از مسلمانان داوطلب به عنوان هسته مرکزی آموزش‌های دینی و با نام زاویه، تلاش کرد تا با فرستادن این گروه ‌ها در میان قبایل مسلمان، و فراخواندن آنان به برادری اسلامی، به آموزش دینی قبایل بدوی بپردازد.

شعار این جنبش در الجزایر و لیبی٬ مبارزه با استعمار فرانسه بود، اما به مرور به جای مبارزه با استعمار، منازعه فرق‌های و کشتار‌های درون اسلامی در دستور کار آن‌ها قرار گرفت. لذا در ن‌هایت جنبش سنوسی نیز راه جنبش و‌هابیت را در پیش گرفت و هر دو جنبش بر خلاف شعار‌‌های اولیه در ن‌هایت به تشکیل رژیم رسیدند و سرانجام در خدمت منافع غرب قرار گرفتند.(6)

 

جنبش شاه ولی الله در هند

شاه ولی اللّه ، از رهبران شبه قاره هند بود که جنبش اصلاحی خود را در قرن هجدهم و بین سال‌‌های 1703 ـ 1762 میلادی (1176 ـ 1115) شروع کرد. تشابه نظریات شاه ولی الله با محمد بن عبدالو‌هاب و نظریه پردازان و‌هابی از این لحاظ اهمیت دارد که هردو شخص همزمان در مدینه تحصیل کرده و اساتید یکسانی داشته اند. همین شباهت شعار‌‌ها و دیدگاه‌های شاه ولی الله و ابن عبدالو‌هاب سبب شده بسیاری جنبش شاه ولی الله و فرزندانش و سید احمد بارلی و حرکت‌های دیگر پیرو آن‌ها در هند را متاثر از جنبش و‌هابیون بدانند.

لازم به ذکر است که هم ابن عبدالو‌هاب و هم شاه ولی الله اقدامات خود را در واکنش به مسائل داخلی جوامع اسلامی شروع کردند و با تفکر و تمدن جدید غربی و سیاست و استعمار غربیان و مساله غرب برخورد مخالف سختی نداشتند. در حالی که موضع خصمانه شاه ولی الله نسبت به شیعیان با دیدگاه‌‌های بنیاد گرایانه کاملا شبیه و‌هابیون بود.

 

جنبش‌‌های ابداعی استعمار

همانطور که اشاره شد عمده جریان‌‌ها و جنبش‌‌های اسلامی در واکنش به اوضاع نابسامان جوامع اسلامی شکل گرفتند. اما استعمار و به خصوص انگلستان نیز در فرقه سازی و آیین‌‌های ساختگی علیه جریان‌‌های اصیل نقش ویژه ای داشتند. چراکه جریان‌‌هایی مانند بابیت و بهائیت مستقیما توسط استعمار غربی به خصوص روسیه و انگلیس ایجاد شد و به عاملی برای ضربه جنبش‌‌های اصلی و واقعی مورد بهره برداری قرار گرفتند.

حمایت دولت‌‌های استعماری از فرق ظاله ب‌هائیت و فرقه بابیه و بسیاری از فرقه‌‌های مقدم بر این فرق، از جمله بر کشور‌‌های انگلستان و روسیه امری بدیهی است و حتی برخی منتقدین تاسیس بابی گری و ب‌هایی گری را چه در عقاید و چه درعمل ساخته و پرداخته روسیه و انگلستان می‌دانند.

 این دیدگاه بر اساس کتابی موسوم به «خاطرات کینیاز دالگورگی جاسوس روس در ایران» استوار است که در سال‌های آغازین ۱۳۰۰ شمسی در تهران منتشر شد و برخی ب‌هائیان سابق نیز آنرا تایید کردند.

 اما گروهی نیز عقاید بابیه و ب‌هائیت را ادامه دیدگاه‌های شیخیه بر بستر اجتماعی ایران در دوران قاجار می‌دانند، اما هیچ گروهی حمایت دولت‌های استعماری از جمله روسیه و انگلستان در ادامه حیات بابیه و ب‌هائیه را رد نکرده اند.

دلیل این امر نیز وجود اسناد غیر قابل انکار روابط گرم ب‌هائیان با استعمار و حتی اعطای القاب متعدد از سوی استعمارگران به این جنبش‌‌ها می‌باشد. همه این‌ها در حالی است که گروه متاخر دو فرقه ظاله بابیه و ب‌هائیه، یعنی فرقه شیخیه نیز وابستگی غیر قابل انگاری به دولت‌‌های استعماری داشته است.(7) حال اینکه نسخه به روز این فرق امروز عرفان‌‌های نوظهور و مورد حمایت غرب است.

نویسنده: محمد راد

پی نوشت:

1 - http://daneshnameh.irdc.ir/?p=757

2 - شیخ حسن بن احمد بن عبدالرحمن البنا(۱۳۲۴-۱۳۶۸ ه.ق/۱۹۰۰-۱۹۴۸ م.)

3 - جریان سلفی گری را در قرن چ‌هارم هجری (323 ه . ق) گروهی از اهل حدیث به وجود آوردند. آنان، خود را «سلفیه» نامیدند، به این اعتبار که خودشان را پیرو سلف صالح می‌شمردند و در رفتار‌ها و باور‌هایشان، خود را تابع پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اصحاب و تابعین می‌دانستند. اما ابن تیمیه از شخصیت‌‌های قرن هشتم هجری نقش ویژه ای در عقاید این گروه دارد.

4 - سید احمد موثقی، جنبش‌‌های اسلامی معاصر، سازمان سمت، تهران 1374، صفحه 112

5 -  http://fa.alalam.ir/news/1624932

6 -  http://revolution.pchi.ir/show.php?page=contents&id=7451

7 - آسف حسین، مترجم احمد موثقی ، جهان اسلام از منظر‌‌های سیاسی مختلف ، موسسه مطالعات اندیشه سازان نور، 1387

یادداشت | اقتصاد ترکیه؛ امنیت اسرائیل

ترکیه از طریق قرابت‌های فرهنگی و موقعیت ترانزیت، و اسرائیل نیز با پشتوانه قدرت اقتصادی و تکنولوژیک، زمینه‌‌های حضور در آسیای میانه را فراهم کردند. هیچکدام از این دو کشور به‌تن‌هایی قادر به ایفای نقش محوری در این منطقه نبودند و برهمین‌اساس محور آنکارا ــ تل‌آویو تشکیل گردید تا این مقصود فراهم شود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ با فروپاشی شوروی، از اهمیت منطقه‌ای دو کشور ترکیه و اسرائیل برای غرب کاسته شد اما برای این دو کشور فرصت‌های جدیدی فراهم گردید تا به تقویت موضع و جایگاه خود بپردازند. افزایش استحکام و قدرت جمهوری اسلامی و پیدایش جنبش‌‌های اسلامی منطقه، از جمله این فرصت‌ها بود اما مهم‌ترین آن‌ها پیدایش خلأ قدرت در حوزه قفقاز و آسیای مرکزی است.

ترکیه از طریق قرابت‌های فرهنگی و موقعیت ترانزیت، و اسرائیل نیز با پشتوانه قدرت اقتصادی و تکنولوژیک، زمینه‌‌های حضور در آسیای میانه را فراهم کردند. هیچکدام از این دو کشور به‌تن‌هایی قادر به ایفای نقش محوری در این منطقه نبودند و برهمین‌اساس محور آنکارا ــ تل‌آویو تشکیل گردید تا این مقصود فراهم شود.

بدون‌شک نفوذ اسرائیل در میان همسایگان شمالی ایران و مناسبات اقتصادی و فرهنگی ترکیه و اسرائیل با کشور‌های حوزه قفقاز، هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ امنیتی، ایران را با تنگنا‌های فراوانی روبرو می‌کند که انرژی، تجارت، فرهنگ و مسائل استراتژیک نظامی از جمله آن‌ها است.

با توجه به منافع مشترک روسیه و ایران در منطقه، ایران توانست از طریق گسترش همکاری‌های همه‌جانبه با روسیه، محور قدرتمندی را در مقابل آن‌ها ایجاد کند تا موازنه قدرت را تاحدودی برقرار نماید.

کشور‌های ترکیه و اسرائیل، پس از پایان جنگ سرد، تحت تاثیر تحولات بین‌المللی و منطقه‌ای و نیز بر اثر شرایط داخلی کشور‌های خود، همکاری‌های همه‌جانبه خود را در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و نظامی‌گسترش دادند و به روابط فیمابین، بعد استراتژیک بخشیدند.

اوج این همکاری‌ها، انعقاد پیمان استراتژیک ۱۹۹۶ میان دو کشور ترکیه و اسرائیل بود. شکل‌گیری محور ترکیه ــ اسرائیل، باعث همسویی اقدامات و جهت‌گیری‌های این دو کشور در آسیای مرکزی و قفقاز گردید و حضور سیاسی، نظامی‌و اقتصادی این دو کشور را در منطقه تقویت نمود.

کشور‌های ترکیه و اسرائیل، در حوزه خزر منافع و اهداف مشترکی را دنبال می‌کنند و درصدد برآمد‌هاند با تلفیق امکانات و توانایی‌ها، مواضع خود را در منطقه تقویت نمایند و دراین‌راستا از حمایت‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی ایالات‌متحده نیز بهره می‌برند. آمریکا، در حوزه خزر، با دنبال‌کردن سیاست مهار و انزوای جمهوری اسلامی‌ایران، با هر نوع حضور و نفوذ ایران در این ناحیه مقابله می‌کند.

به‌عبارت‌دیگر هر اقدامی‌که به انزوا و تضعیف منافع ملی ایران در منطقه بینجامد، مطلوب ایالات‌متحده است و در این راستا دولت آمریکا از فعالیت‌های متحدان منطق‌های خود حمایت می‌کند.

دراین‌میان، اقدامات و جهت‌گیری‌های کشور‌های ترکیه و اسرائیل در آسیای مرکزی و قفقاز با استراتژی منطق‌های ایالات‌متحده همخوانی بیشتری دارد؛ ضمن‌آنکه مسیر حضور و نفوذ ایالات‌متحده را نیز در منطقه هموار می‌سازد.(1)

شکل‌گیری مثلث ترکیه ــ اسرائیل ــ ایالات‌متحده در حوزه خزر، ضمن تضعیف حضور ایران در این حوزه، کشور‌های منطقه را به پایگاه دشمنان جمهوری اسلامی‌ایران تبدیل نموده است. این مساله، تهدید بزرگی برای امنیت ملی ایران تلقی می‌شود. ازاین‌رو جمهوری اسلامی‌ایران نیز درصدد برآمده است از طریق نزدیکی به کشور‌های منطق‌های همسو با منافع خود، با پیامد‌های شکل‌گیری این محور جدید مقابله نماید.

علاوه بر ایران، تقویت حضور آمریکا و متحدان منطق‌های‌ آن در حوزه خزر با منافع روسیه نیز که این ناحیه را حیات خلوت خود می‌شناسد، در تقابل است. بنابراین کشور‌های ایران و روسیه به منظور مقابله با آثار و پیامد‌های منفی ناشی از نفوذ بیشتر کشور‌های ترکیه، اسرائیل و آمریکا در مناطق آسیای مرکزی و قفقاز، با اقدام به تقویت روابط استراتژیک فیمابین، همکاری‌های همه‌جانبه خود را در سطوح مختلف داخلی، منطق‌های و بین‌المللی گسترش داد‌ه‌اند.

در چارچوب تئوری اتحاد، هنگامی‌که دو یا چند دولت برای تامین بهتر منافع ملی خود به اتحاد یا همکاری با یکدیگر مبادرت می‌ورزند و درصدد تعقیب اهداف تجدیدنظرطلبانه برمی‌آیند، این امر باعث به‌مخاطر‌هافتادن امنیت و منافع ملی دولت‌های دیگر می‌گردد و طبعا این دولت‌ها نیز، برای حفظ وضع موجود، به عکس‌العمل می‌پردازند. درواقع طبق نظریه موازنه قدرت، یکی از مهم‌ترین انگیزه‌‌های شکل‌گیری اتحاد‌ها، جلوگیری از دستیابی یک کشور یا مجموع‌های از کشور‌ها به موقعیت مسلط می‌باشد.(2)

درکل، کشور‌ها هنگامی به سمت همکاری‌های دوجانبه و یا چندجانبه روی می‌آورند که احساس ‌کنند به‌تنهایی نمی‌توانند اهداف و منافع خود را در داخل یا خارج تامین کنند و یا خطر مشترکی آن‌ها را تهدید می‌کند که با اتکا به منافع ملی قابل دفع نیست. بنابراین باید گفت: بنیان اتحاد و همکاری میان کشور‌ها، بر اشتراک در منافع و تهدید‌ها استوار است.(3)

ازاین‌رو، بدون‌شک، اتحاد ترکیه و اسرائیل و همکاری‌های همه‌جانبه این دو کشور در آسیای مرکزی و قفقاز و همچنین همکاری‌های همه‌جانبه جمهوری اسلامی ایران و روسیه در این منطقه، نیز ناشی از منافع و تهدیدات مشترک است و باید این فرایند را نوعی یارگیری سیاسی، اقتصادی و نظامی‌در منطقه به منظور مقابله با تهدیدات و یا تامین منافع ملی مشترک تلقی کرد.

پس از فروپاشی شوروی، کشور‌های ایران و روسیه مناسبات خود را در سطوح مختلف داخلی،‌ منطق‌های و بین‌المللی افزایش دادند. عوامل موثر بر ارتقای این روابط در سطوح سه‌گانه را چنین می‌توان برشمرد:

 

۱) در سطح داخلی:

نیاز‌های تکنولوژیک ایران و منافع اقتصادی روسیه

۲) در سطح منطقه‌ای:

شکل‌گیری اتحادیه‌‌های منطق‌های و تلاش قدرت‌های منطق‌های و فرامنطق‌های برای تحدید نفوذ ایران و روسیه در حوزه خزر (همکاری‌های همه‌جانبه ترکیه و اسرائیل در آسیای مرکزی و قفقاز که تهدیدی برای منافع ملی ایران و روسیه محسوب می‌شود، از جمله عوامل تاثیرگذار در این زمینه به‌شمار می‌رود.)

۳) در سطح بین‌المللی:

مواضع مشترک ایران و روسیه در مخالفت با نظام تک‌قطبی در جهان به رهبری ایالات‌متحده.

 

نتیجه‌

آسیای مرکزی و قفقاز، برای جمهوری اسلامی ایران محدود‌های امنیتی محسوب می‌شود که ژئوپلتیک این کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهد. پس از فروپاشی شوروی، قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطق‌های به تلاش زیادی برای نفوذ در منطقه و پرکردن خلأ قدرت در این ناحیه مبادرت ورزیدند که عمده‌ترین این تلاش‌ها تاکنون از سوی کشور‌های ترکیه، روسیه، ایران، آمریکا و اسرائیل صورت گرفته و دراین‌راستا برخی کشور‌های دارای اهداف و منافع مشترک، به‌منظور تقویت موضع خود در منطقه، به یارگیری سیاسی، اقتصادی و نظامی‌روی آورد‌ه‌اند که اتحاد ترکیه و اسرائیل و همکاری‌های استراتژیک ایران و روسیه در این راستا قابل ارزیابی است.

کشور‌های ترکیه و اسرائیل که در دوران جنگ سرد به‌عنوان عاملی برای مهار کمونیسم عمل می‌کردند، پس از پایان جنگ سرد اهمیت استراتژیک خود را نزد غرب و به‌ویژه ایالات‌متحده آمریکا، از دست دادند و ازطرف‌دیگر شکل‌گیری کشور‌های تازه‌تاسیس در آسیای مرکزی و قفقاز، فرصت‌های عمد‌ه‌ای را برای نفوذ این کشور‌ها در این منطقه فراهم آورد. جمهوری‌های جدید در این مناطق، از قرابت‌های زبانی و فرهنگی با ترکیه برخوردارند و ترکیه از این امتیاز به‌عنوان ابزار نفوذ در منطقه استفاده می‌کند.

ازسوی‌دیگر این جمهوری‌های نوپای منطقه با بحران‌های اقتصادی متعددی مواجه هستند و به‌ناچار برای بهبود اقتصاد نابسامان خود، به سرمایه‌گذاری و تکنولوژی جدید نیاز دارند. گرچه ترکیه دراین‌زمینه با محدودیت‌هایی مواجه است اما اسرائیل به‌عنوان کشوری با پتانسیل اقتصادی و صنعتی بالا، می‌تواند ضعف‌های ترکیه را در این زمینه به منظور کمک به کشور‌های مذکور جبران کند. در کل کشور‌های ترکیه و اسرائیل با انعقاد پیمان‌های استراتژیک، تلاش می‌کنند امکانات و توانایی‌های‌شان را به منظور نفوذ بیشتر در منطقه با یکدیگر تلفیق کنند.

این دو کشور، در حوزه خزر در زمینه‌‌هایی از قبیل انتقال انرژی از حوزه خزر به غرب، مشارکت در پروژه‌‌های نفتی منطقه و از جمله کنسرسیوم نفتی جمهوری آذربایجان، دستیابی به منابع مواد خام و بازار مصرف آسیای مرکزی و قفقاز، اشتراک منافع دارند. دراین‌راستا آن‌ها حضور و نفوذ ایران در منطقه و مشارکت جمهوری اسلامی‌ایران در طرح‌های عظیم مربوط به انرژی در منطقه را مغایر با منافع خود می‌دانند و سعی می‌کنند از تقویت موضع ایران در منطقه جلوگیری به عمل آورند. ازسوی‌دیگر پروژه‌‌های عظیم نفت و گاز در منطقه خزر، پای شرکت‌های غربی و آمریکایی را به منطقه باز کرده است.

حضور این شرکت‌ها، بنا به تبعات خاصی که دارد و از جمله حضور آمریکا، ترکیه و اسرائیل را در منطقه تشدید می‌کند، امنیت و منافع ملی ایران را به‌ خطر می‌اندازد و ضرورت تدوین استراتژی‌های مناسب برای مقابله با این وضعیت را بیشتر روشن می‌سازد.

اتحاد کشور‌های ترکیه و اسرائیل برای نفوذ بیشتر و تقویت موقعیت راهبردی‌شان در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز که تاکنون از حمایت‌های همه‌جانبه آمریکا برخوردار بوده است، تبعاتی را به همراه داشته، چنانکه موازنه قدرت را در این منطقه به نفع کشور‌های مذکور برهم زده است و ازاین‌رو، علاوه بر ایران، منافع و امنیت ملی روسیه نیز به مخاطره افتاده است.

بنابراین دو کشور ایران و روسیه نیز به نوبه خود و به منظور مقابله با آثار و پیامد‌های این مساله و تقویت مواضعشان در مقابل همکاری‌های آن کشور‌ها، همکاری‌های استراتژیک خود را گسترش داد‌هاند تا موقعیت راهبردی خود را در مقابل کشور‌های مزبور تقویت نمایند و موازنه قدرت را در منطقه حفظ کنند.

نویسنده: سخاوت‌ رضازاده

منبع: ماهنامه زمانه

پی نوشت؛

1 - [i] - Robert. J. Libert, the USA – Israeli relation after ۵۰ years, Israel affair, Vol. ۵, No. ۷, Autumn ۱۹۹۸, pp ۲۳-۲۴

2 - امیرمحمد حاجی‌یوسفی، ایران و رژیم صهیونیستی: از همکاری تا منازعه، تهران، دانشگاه امام‌صادق(ع)، ۱۳۸۲، ص۹۰

3 - همان.

برشی از یک کتاب | صهیونیزم؛ حزب جدید شیطان

با این وجود صهیونیست تا سال ۱۸۸۱ هیچ پیوندی با توده‌های یهود نداشت. برای غلبه بر این سکوت شرایطی لازم بود تا یهودیان را وادار به مهاجرت به فلسطین کند. همانند همیشه یک ترور سبب شکستن سد شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اگرچه با جریان مشروطه از حوادث قرن نوزدهم خارج و به قرن بیستم وارد شدیم، اما در بازگشتی آخرین به قرن پرحادثه و پیچیده نوزدهم یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این قرن را برای تمدن شیطانی غرب مورد بررسی قرار می‌دهیم.

در سال ۱۸۳۹ میلادی و همزمان با آغاز سلطنت عبدالمجید اول که با مداخله دول اروپایی و جریان‌های فراماسونری به قدرت رسید، انگلستان نخستین کنسولگری غرب را در قدس برای حمایت از یهودیان مهاجر پایه گذاشت.

این جریان یکی از مهم‌ترین پیامدهای «تنظیمات» در عثمانی و برقراری حق کاپیتولاسیون بود. تلاش انگلستان در این دوره برای مهاجرت و اسکان تعداد بیشتری از یهودیان در فلسطین در نامه وایکنت پالمرستون، نخست وزیر وقت انگلستان به سفیر این کشور در استانبول آشکارا بیان شده است.(1)

به دنبال این اقدامات سیاسی در اوایل دهه ۶۰ قرن نوزدهم اقداماتی فرهنگی و تبلیغی نیز در میان یهودیان مبنی بر دعوت برای «بازگشت» به فلسطین آغاز شد. هیرش کالیشر، خاخام یهودی نخستین کسی بود که این دعوت را در کتاب «در جستجوی صهیون» در سال 1861 آغاز کرد و پس از او موج گسترده‌ای در این خصوص افکار او را ادامه داد.

با این وجود صهیونیست تا سال ۱۸۸۱ هیچ پیوندی با توده‌های یهود نداشت. برای غلبه بر این سکوت شرایطی لازم بود تا یهودیان را وادار به مهاجرت به فلسطین کند. همانند همیشه یک ترور سبب شکستن سد شد. در این سال تزار الکساندر دوم در روسیه ترور شد و در پی آن یهودیان این کشور که عمده‌ترین جمعیت یهودی جهان بودند، در معرض کشتار قرار گرفتند.

نتیجه این اقدامات، خروج یهودیان از روسیه و تشکیل چند جمعیت صهیونیستی محلی به نام «دوستداران صهیون» بود. مسئله اسکان یهودیان در فلسطین از سوی این جمعیت‌ها دنبال شد و برای احیای زبان عبری به جای زبان ییدیش که زبان یهودیان اروپای مرکزی بود، تاکید شد.

این شرایط زمینه را برای پیدایش جنبش «بیلو» متشکل از صدها جوان صهیونیست فراهم کرد که در راه اسکان یهودیان در فلسطین تلاش می‌کردند. این جنبش پس از تلاش بسیار و حتی ورود انگلستان به صحنه و مواجه شدن با مخالفت عثمانی برای فروش فلسطین، سرانجام توانست بیست یهودی را به این کشور بفرستد و بدین گونه نطفه نخستین مهاجران یهودی را در فلسطین منعقد سازد.

در ادامه این اشغال و در آستانه شکست آن، سرمایه روچیلد یهودی به کار آمد و با خرید دو روستای «عاقر» و «قطره» کار اشغال ادامه یافت. در پی این تحولات بود که سرانجام تئودور هرتزل یهودی، کتاب خود را با عنوان «دولت یهود» در سال ۱۸۹۵ منتشر ساخت.

وی در این کتاب بیان کرد که مسئله یهود، مسئله اجتماعی یا دینی نیست، مسأله‌ای است قومی که جز از طریق تبدیل شدن به یک مسئله سیاسی جهانی که باید به دسته قدرت‌های بزرگ حل شود، از راه دیگری قابل حل نیست.

به نظر هرتزل معنی مشخص این حرف این است که یهودیان حق داشته باشند بر نقطه‌ای از کره زمین حکومت کنند. البته وی بیان کرد که این نقطه لزوماً فلسطین نیست. سرانجام و پس از مجادلات بسیار، هرتزل توانست نخستین کنگره صهیونیستی را با شرکت ۲۰۴ نماینده از سوی جمعیت‌های صهیونیستی در ۲۷ اوت ۱۸۹۷ در شهر بال سوئیس برگزار کند.

در این کنگره اهداف صهیونیزم که به «برنامه بال» معروف شد و سازمان اجرایی آن یعنی «سازمان صهیونیزم جهانی» مورد تصویب قرار گرفت. البته علیرغم اصرار بسیاری از شرکت کنندگان مبنی بر تاسیس دولت یهودی در فلسطین و درج نهایی آن در بیانیه هدف، این امر مورد توافق همگان واقع نشد و منشاء بروز اختلافات و انشعاباتی در جنبش صهیونیزم شد.

این چنین بود که در پایان قرن نوزدهم محصول جدیدی از حزب شیطان به نام «صهیونیزم» شکل گرفت که توانست تمامی قرن بیستم را تا حال حاضر تحت تأثیر خود قرار دهد.

منبع: تاریخ تمدن و ملک مهدوی(دکتر محمدهادی همایون)، ناشر دانشگاه امام صادق(ع) و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، چاپ دوم، 1391، صص542-544

پی نوشت؛

1 کیالی، عبدالوهاب، تاریخ نوین فلسطین، مترجم: محمد جواهر کلام، ص31

یادداشت | تبعات فتوای تحریم تنباکو بر سیاست انگلستان

بعد از انعقاد قرارداد رژی، مرجعیت شیعه با تلاش مجدانه به عرصه پیکار وارد شد و فتوای تحریم استعمال توتون و تنباکو نقطه اوج آن رویارویی بود. این فتوا چنان نافذ بود که مرزهای جامعه را درنوردید و امواج آن به دربار نیز رسید. طولی نکشید که قرارداد با فتوای مراجع و همراهی و پیروی همگانی مردم، لغو شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ برخی از مورخان، نهضت اصیل تنباکو و شورش علیه امتیاز رژی را از دسیسه‌های روس پنداشته‌ و بیهوده کوشیده‌اند با برجسته‌کردن نقش روسیه در مخالفت و لغو امتیاز رژی، نقشِ پیشگام نیروهای مذهبی و به‌ویژه مرجعیت شیعه را در تحولات عصر جدید ایران کمرنگ جلوه دهند. در این نوشتار ابتدا به علل و انگیزه‌های مخالفت روس‌ با امتیاز رژی می‌پردازیم و سپس تبعات فتوای تحریم تنباکو بر سیاست انگلستان را بررسی می‌کنیم. فتوایی که موجب برچیده شدن بساط استثمار این کمپانی در ایران و عقب‌نشینی دربار قاجار از کرنش در مقابل سیاست انگلستان شد و به تعبیر ادوارد براون ادیب و مورخ انگلیسی «سال نحس»ی را برای سیاست انگلستان رقم زد.

تحریف حقیقتِ تاریخی نهضت تنباکو

ازجمله کسانی که می‌کوشید به انحای مختلف ماجرای فتوا علیه امتیازنامه را تحریف کند امین‌السلطان صدراعظم ناصرالدین‌شاه بود. او در نامه‌اش به شاه و در گزارش‌هایش به نماینده‌ی انگلیس، قیام و نهضت اسلامی تنباکو را در نتیجه تحریکات روس‌ها می‌دانست و از فتوا تعبیر به حکم می‌کرد و بدین‌سان به تحریف واقعیت و اغفال دربار می‌پرداخت.[1] ابراهیم صفایی مورخ نیز با استناد به نامه‌ها و گزارش‌های امین‌السلطان می‌نویسد: «از محتوای مندرجات بعضی از اسناد به خوبی دانسته می‌شود که در غوغای رژی سررشته تحریکات در دست روس‌ها بوده است.».[2]

علل و انگیزه‌های مخالفت روس‌ با امتیاز رژی

درست است که روسیه برمبنای سیاست رقابتی خود با انگلستان از نفوذ بیش از حد بریتانیا از دریچه این امتیاز به‌ویژه در منطقه شمال ایران ناراحت بود، ولی این ناراحتی هرگز او را بر آن نمی‌داشت که جانب احتیاط را از دست داده و در تحریک مردم علیه قرارداد رژی بکوشد؛ چرا که شورش مردم علیه دربار و کمپانی رژی آن هم با رهبری عالمان دینی با توجه به تجربه تاریخی روزگار فتحعلی‌شاه مسئله‌ای نبود که منافع دولت روسیه را تأمین کند. بر فرض که دولت روس خواستار لغو این امتیاز بود، هرگز راضی نبود این کار به دست مردم و با رهبری عالمان دینی صورت پذیرد. افزون بر این هیچ‌گونه سند معتبر تاریخی که حضور جدی و یا تحرک روس را در این نهضت اثبات کند وجود ندارد. ولی دولت تزاری روس بنا به علل دیگر با اعطای امتیاز مخالف بود و این جز از آن است که لغو امتیاز را به روس‌ها نسبت دهیم. این دلایل عبارتند از:

1ـ تجاوز به «پیمان مقدس» (عهدنامه ترکمانچای): در سال 1307 ق وزیر مختار جدید روسیه اوگنی کارلوویچ بوتزوف به تهران وارد شد و همچنان سیاست دور نگه‌داشتن نقاط شمالی ایران از نفوذ تجاری انگلیس را دنبال کرد. وجود کمپانی دخانیات رژی که قرار بود در هر شهر و دهکده دست‌به‌کار شود نه به مذاق بازرگانان روسی، بلکه در کام وزارت امور خارجه روسیه نیز تلخ بود.

بوتزوف نخستین اعتراض خود را علیه رژی مطرح کرد و مدعی شد که وضع انحصارجویانه آن قرارداد، ناقض ماده یک منضم به عهدنامه ترکمن‌چای است و خواستار الغای امتیازنامه شد.[3] پس از چند روز وزیرمختار روسیه اعتراض رسمیِ کتبی علیه رژی به وزیر امور خارجه تسلیم و تقاضای الغای امتیازنامه را کرد.

بوتزوف اصرار داشت که امتیازنامه رژی ناقض عهدنامه ترکمانچای است، زیرا در آن به یک کمپانی خارجی امتیاز انحصاری واگذار و رعایای روسیه را از تجارت آزاد در ایران مانع کرده است. و در این زمینه به مفاد عهدنامه ترکمن‌چای اشاره می‌کند و با اتکا به آن می‌نویسد: «البته دولت ایران حق دارد که برای استفاده در امر زراعت و علوم و غیره ترتیباتی بدهد، اما این ترتیبات به هیج‌وجه من‌الوجوه نباید مخالف با آزادی تجارت مصرح در عهدنامه مقدس [ترکمانچای] باشد. یکی از شرایط آزادی تجارت آن است که بدون دخالت یا مزاحمت کسی در جایی هرنوع متاع از هر قبیل را بتوان خرید و فروش و حمل و نقل کرد و اگر دولت ایران امتیاز مخصوصی به یک فرد یا شرکت برای داد و ستد یک کالای تجارتی اعطا کند و در آن واحد مشغول اجرای مواد امتیازنامه باشد بقیه مردم از داد و ستد آن کالا ممنوع خواهند بود.»

بوتزوف در طی مذاکرات خود با مصباح‌الملک یکی از مأموران عالی‌رتبه وزارت امورخارجه در این‌باره شفاهاً به‌ جر و بحث پرداخت. وقتی که مصباح‌الملک یادآور شد که تنباکو مانند دیگر کالاها نیست، زیرا تمام دولت‌ها در تهیه و فروش آن نظارت می‌کنند، بوتزوف بی‌درنگ پاسخ داد که من کاری به کار دیگر کشورها ندارم و تنها چیزی که مورد توجه من است آنکه به‌پیمان روس و ایران تجاوز نشود..[4]

2 - براندازی نرم صدراعظم انگلوفیل: انگلستان از سال‌ها پیش نفوذ قابل‌توجهی در میان رجال و سیاست‌گزاران قاجاری داشت و روس‌ها نیز در این عرصه به رقابت با آنان برخاسته بودند. کارگزاران سیاست روسیه می‌کوشیدند با امین‌السلطان ـ که دلال قرارداد رژی بود ـ دوستی ظاهری به‌هم رساند، زیرا بر این کار سه فایده مترتب بود: اولاً این دوستی صمیمانه سوءظن انگلیس‌ها را نسبت به امین‌السلطان تحریک می‌کرد و این هدف اصلی بود. ثانیاً این کار باعث می‌شد که امور جاری دوستانه و به آسانی حل و فصل گردد، و ثالثاً به‌علت همین دوستی صمیمانه، امین‌السلطان به هر پیشنهادی که در آینده ممکن بود روسیه به ایران بدهد زودتر حاضر به تسلیم می‌شد.

سفارت روسیه توانست عده‌ای از دشمنان نیرومند امین‌السلطان را به خدمت خود درآورد، از جمله فرزند محبوب شاه کامران میرزا نایب‌السلطنه، وزیر جنگ و حاکم تهران و همچنین حاجی‌میرزا علی خان امین‌الدوله، یحیی خان‌مشیرالدوله. در این زمینه کاردار سفارت انگلیس مستر ر. ح. کندی گزارش می‌کند روش محتاط و پرمعنی مشیرالدوله در طی دوبار گفتگویی که نزد من از امین‌السلطان به میان آورده است تا حدی اطلاعات امین‌السلطان را تأیید می‌کند.[5]

تبعات فتوای تحریم تنباکو بر سیاست انگلستان

با اعتراض علما و بازرگانان ایرانی بر خسارت‌های قرارداد رژی و دستگیری و زندانی‌شدن گروهی از آنها در پایتخت و ایالت‌های مختلف مملکت، مرجعیت شیعه با تلاش مجدانه به عرصه پیکار وارد شد و فتوای تحریم استعمال توتون و تنباکو نقطه اوج آن رویارویی بود. این فتوا چنان نافذ بود که مرزهای جامعه را درنوردید و امواج آن به دربار نیز رسید. طولی نکشید که قرارداد با فتوای مراجع و همراهی و پیروی همگانی مردم، لغو شد. اما لغو این قرارداد در عرصه بین‌المللی و داخلی تبعاتی برای انگلستان داشت که آنها را می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی کرد:

1ـ شکست هیمنه انگلستان: مهم‌ترین اثر این فتوا، شکست اقتدار انگلستان در دنیا بود. انگلیس که خود را در دربار قاجار و میان رجال سیاسی صاحب نفوذ می‌دانست، در برابر یک فتوای مذهبی ناچار به عقب‌نشینی شد. این موضوع یک شکست تاریخی برای استعمار بریتانیا محسوب می‌شود و هنوز بعد از گذشت سال‌های طولانی از آن واقعه همچنان تعبیر «سال نحس» برای سیاست انگلستان در ایران بیراهه نیست. علاوه بر این، انگلستان در مقابل رقیب سنتی خود روسیه نیز متحمل خفت و خواری شد.

2ـ ناکامی بلندپروازی کمپانی: شواهد تاریخی برآنند که رویای الحاق ایران به مستعمرات انگلستان دراین دوره به سرعت به دست کمپانی رژی در حال تعبیر بوده است. کمپانی رژی در ایران دقیقاً همان مسیری را در پیش داشت که انگلیسی‌ها در تصرف هند و ایجاد کمپانی هند شرقی و سپس حضور نظامی به بهانه حفظ امنیت این کمپانی طی کرده بود. با لغو این قرارداد به پایمردی مراجع، رویای کمپانی و به تبع آن دولت بریتانیا برباد رفت.

3ـ خسارت‌های مادی: انگلیس طبعاً با لغو قرارداد رژی زیان‌های مادی قابل‌ملاحظه‌ای متحمل شد و سود احتمالی را نیز از دست داد. عوامل کمپانی که به طمع سود کلان به محض انعقاد قرارداد به سرمایه‌گذاری در ایران پرداخته بودند، موفق نشدند کار را به سرانجام برسانند. به نقل از شیخ حسن کربلایی: «نخست نقطه‌ای خیلی عمده و خیلی مرغوبی را در حوالی ارک دولت معروف به باغ ایلخانی است به معادل چهل و پنج هزار تومان عین اشرفی خریده و به معادل یکصد و پنجاه هزار و ... تومان عمارت عالی خیلی ممتازی بنا کردند. دورادور عمارت را به سور خیلی مستحکم بسیار بلندی که مُشرف و مسلط بر ارگ دولت و سایر نقاط شهر است با گچ و آجر در قطر قریب چهار ذرع ساخته به طوری که این عمارت مانند کشتی ذره پوش توپ بر دورادور و آن تواند گردش نمود...».[6] به اذعان شیخ ذبیح‌الله محلاتی: «... عده زیادی از فرنگیان از لندن وارد تهران شدند و از آنجا به شهرهای مختلف ایران تقسیم گردیدند. وارد شوندگان به هر شهر، جهت پیشرفت کار خود، زمین‌ها خریدند، ساختمان‌های بسیار عالی بنا کردند...». اما با لغو امتیاز توتون و تنباکو، انگلیس که این همه سرمایه‌گذاری را نابودشده می‌دید از دولت ایران درخواست غرامت کرد. علاوه بر این، رشوه‌های پرداخت‌شده به درباریان، کارچاق‌کن‌ها و دلال‌های حاشیه‌ای برای گرفتن امتیاز نیز بی‌اثر شد و آنان قادر به عودت پول‌های کمپانی نبودند.

4 - شکست سیاست‌های فرهنگی: با لغو قرارداد رژی، سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی انگلیس در حوزه اجتماعی و فرهنگی ایران نیز با شکست مواجه شد. آنها قصد داشتند با ایجاد تغییر در طبقات و قشرهای مختلف اجتماعی در ایران، زمینه مساعدی برای تغییر اجتماع ایران فراهم کنند.[7]

نهضت تنباکو به‌عنوان تجربه موفق در مبارزه با استعمار خارجی، نشان داد که صف‌آرایی مردم به رهبری روحانیت و مرجعیت قادر است استعمار خارجی و استبداد داخلی را به زانو درآورد. لذا ملت ایران با آگاهی از این ظرفیت و کسب اعتماد به نفس مضاعف، در سال‌های بعد انقلاب مشروطه را رقم زدند که نهضت تنباکو پیش‌درآمد آن تحول بزرگ و جریان‌ساز محسوب می‌شود. اگرچه آرمان‌های نهضت تنباکو و انقلاب مشروطه در ستیز با استبداد و استعمار به طور کامل به ثمر ننشست ولی پیروزی انقلاب اسلامی به آرمان تمامی نهضت‌های ضداستعماری جامه عمل پوشاند.

انتهای پیام/

نویسنده: نادر خبازی

پی‌نوشت‌ها:

1 - برای اطلاعات کافی درباره تلاش‌های امین‌السلطان نک به فیروز کاظم‌زاده، روس و انگلیس در ایران، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1372، صص249ـ 250

2 - ابراهیم صفایی، اسناد سیاسی دوره قاجار، ص 87

3 - معاهدات و قراردادهای تاریخی در دوره قاجار، به کوشش غلامرضا مجد طباطبایی، تهران، موقوفات افشار، 1373، ص 142 و 143

4 - فیروز کاظم‌زاده، پیشین، صص 233ـ 235

5 - ر ک به همان، صص 237ـ 237

6 - شیخ حسن اصفهانی کربلایی، تاریخ دخانیه یا تاریخ وقایع تحریم تنباکو، به کوشش رسول جعفریان، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص89

7 - همان، صص44ـ46 و 82ـ 87

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.