پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

برشی از یک کتاب | نقش عملیات روانی در پیشبرد نبرد

جبرئیل نازل شد و به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: بازگرد که خداوند رعبی از شما در دل قریش افکنده است و آنان برگشته‌اند. در برگشت نیز کاروان مسلمانان، در بین راهشان به کاروانی تجاری برخوردند و خرید و فروشی با آنان کرده و سود خوبی بردند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پس از نبرد احد، به پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خبر رسید که مشرکان تصمیم گرفته‌اند به مدینه بازگردند و آن جا را غارت کنند. آن‌ها از این‌که به آسانی از پیروزی قطعی خود دست کشیده و در حالی که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هنوز زنده بود، جنگ را رها کرده بودند، پشیمان شدند.

در حالی که سپاهیان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مدینه بازگشته و مشغول دفن جنازه‌ها بودند، منادی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اعلام کرد: فقط کسانی که دیروز در جنگ زخمی‌شدند، آماده تعقیب دشمن شوند. این 70 نفر، افرادی بودند که از میدان جنگ فرار نکردند و زخم برداشتند.

انصار پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در حالی که بیشترشان زخمی‌بودند و خون از زخم‌هایشان جاری بود، آهنگ قریش کردند.(1) به نظر می‌رسد اصرار به حضور زحمی‌های احد، منحصرا برای نبرد حمراءالاسد، به نوعی رسوا کردن فراریان روز احد بود که اغلب از بزرگان مهاجران بودند.

 

نقش عملیات روانی در پیشبرد نبرد

در راه بازگشت مشرکان، شخصی به ایشان رسید که از مدینه به مکه می‌رفت. از او اخبار مدینه را پرسیدند؛ گفت: محمد و اصحابش را در حمراءالاسد دیدم. سربازانش در نهایت خشم از مدینه خارج شده‌اند و در پی شمایند.

آن‌ها از نتیجه نبرد دیروز، به شدت پشیمانند. او به قدری از وضعیت روحی سپاه اسلام سخن گفت که ابوسفیان از ادامه راه منصرف شد و گفت: ما به پیروزی بزرگی دست یافته‌ایم؛ اگر بازگردیم، تن به شکست داده‌ایم.

وی به نعیم بن موسی اشجعی که از تجار مکه بود و به مدینه می‌رفت، گفت: اگر از راه حمراءالاسد بروی و با محمد و اصحابش ملاقات کنی و آنان را از تعقیب ما بازداری، من ده شتر پر بار از خرما و مویز به تو می‌دهم.

نعیم پذیرفت و هنگامی‌که به سپاه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسید، به آنان گفت: بازگردید که هم سوگندان قریش و هر کس به جنگ احد نیامده بود، با ایشان متحد شده‌اند و شما تاب رویارویی با آنان را ندارید. مسلمانان با ایمانی استوار در پاسخ گفتند: ما پروای آنان نداریم.

«الَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ. الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ؛ آن‌ها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند؛ (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان «حمرار الاسد» حرکت نمودند؛) برای کسانی از آن‌ها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است.  این‌ها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آن‌ها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»(2)

جبرئیل نازل شد و به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: بازگرد که خداوند رعبی از شما در دل قریش افکنده است و آنان برگشته‌اند. در برگشت نیز کاروان مسلمانان، در بین راهشان به کاروانی تجاری برخوردند و خرید و فروشی با آنان کرده و سود خوبی بردند. این چنین خداوند جزای پرهیزکاران و متوکلان را در دنیا و آخرت عطا می‌کند.(3)

«فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّه وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ؛ به همین جهت، آن‌ها(از این میدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند؛ در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید؛ و از رضای خدا، پیروی کردند؛ و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است.

انتهای پیام/

منبع: کتاب دشمن شدید، دفتر اول(جریان شناسی انحراف در تاریخ با محوریت یهود) حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، چاپ دوم، زمستان95، انتشارات شهید کاظمی، صص 284-286

1_ شرح نهج البلاغه، ج20، صص184و185 ؛ تفسیرالقمی، ج1، صص124 و125

2_ سوره آل عمران، آیات 172 و 173

3_ تفسیرالقمی، ج1، ص125 ؛ مجمع البیان، ج1، ص447

4_ سوره آل عمران، آیه174

برشی از یک کتاب | تلاش برای جامعه پذیری یهودیان

متاسفانه شاهد آن هستیم که برخی از سران صحابه در موارد متعددی، با جانب داری از یهود به دنبال قصاص از مسلمانان به نفع یهودیان و اهل کتاب بوده و تا زمانی که مخالفت خاصی در این زمینه نمی‌دیدند، حاضر به کوتاه آمدن از حکم خود نبودند!

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ برخی افراد جریان حاکم، به دنبال بازگرداندن آبروی از دست رفته یهودیان و جایگاه اجتماعی آن‌ها است. نمونه‌های متعددی از این رفتار، در گفتارهای فرهنگی و سیاسی، ذکر شد. در اینجا به ذکر نمونه‌های دیگری در این زمینه می‌پردازیم.

متاسفانه شاهد آن هستیم که برخی از سران صحابه در موارد متعددی، با جانب داری از یهود به دنبال قصاص از مسلمانان به نفع یهودیان و اهل کتاب بوده و تا زمانی که مخالفت خاصی در این زمینه نمی‌دیدند، حاضر به کوتاه آمدن از حکم خود نبودند! تاریخ، با تمام جانب داری‌هایش، گوشه‌ای از این تلاش‌ها  برای جامعه پذیری یهودیان و اهل کتاب را به ما رسانیده است. به عنوان نمونه:

خلیفه‌ی وقت، یک بار تصمیم به قصاص مسلمانانی داشت که مردی از اهل ذمه را مجروح کرده بود و وقتی با اعتراض عمومی‌رو به رو شد، هر چند دست از قصاص برداشت ولی دیه آن را دو برابر کرد!(1) بار دیگر تصمیم گرفت قاتل یکی از اهل ذمه را قصاص کند، ولی با مخالفت دیگر صحابه رو به رو شد. وی هر چند از تصمیم خود کوتاه آمد ولی در عوض، دیه مقتول را به اندازه دیه مسلمان قرار داد!(2)

بار سوم، وقتی در شام تصمیم داشت مردی را به حرم کشتن یکی از اهل ذمه بکشد، زید بن ثابت مانع این کار شد و لذا تن به دیه داد.(3) بار چهارم وقتی مردی از اهل ذمه به وسیله مسلمانی زخمی‌شده بود، این صحابی تصمیم به قصاص داشت ولی معاذ بن جبل به استناد روایت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در برابر وی ایستاد و او حاضر به دیه شد.(4)

بار پنجم وقتی خبر کشته شدن مردی یهودی را به این صحابی دادند، دستور دادبه عنوان دیه دوازده هزار درهم به خانواده اش بدهند.(5) بار ششم وقتی مردی از بکر بن وائل، مردی مسیحی از اهل حیره را کشت، او دستور داد او را برای قصاص به اولیای دم مقتول بدهند. پس از کشته شدن قاتل، وی به فرماندارش نامه نوشت که اگر قاتل هنوز زنده است، او را نکشند!(6)

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب) به کوشش سید محمدمهدی حسین پور و مجتبی رضایی، چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، صص224-225

پی نوشت؛

1 _ السنن الکبری بیهقی، ج8، ص32

2_ همان، ص32 ؛ کنزالعمال، ج15، ص96 از ابن جریر

3_ المنصف عبدالرزاق، ج10، ص100

4_ کنزالعمال، ج15، ص97

5_ المنصف عبدالرزاق، ج10، ص 97

6_ کتاب الام، ج7، ص339 ؛ السنن الکبری، ج8، ص 32، و...

برشی از یک کتاب | از مدینه تا قدس؛ استحکامات نظامی یهود

با توجه به نقشه سکونت یهودیان در حجاز، آن‌ها از مدینه تا دیوار قدس را خاکریز زده و استحکامات نظامی فوق العاده و موانعی عظیم در این مسیر فراهم آورده بودند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پس از بیان اقدامات تروریستی یهود در جلوگیری از تولد پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، مهم ترین مطلب، تلاش آنان برای ایجاد استحکامات و موانع، در مسیر رسیدن پیامبر صلی الله علیه وآله به قدس است.

با نگاهی به نبردهای پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با یهود و با بررسی زمانی و مکانی این نبردها، به نقشه‌های عجیب و زیرکانه آنان می‌توان پی برد. در قدم اول، نیازمند بررسی پیشینه تاریخی مدینه، نخستین پایتخت حکومت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هستیم. در تاریخ آورده‌اند که نخست، یهود به یثرب آمدند و این شهر را بنیان گذاردند. آنان پیش از هجرت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به صورت گروهی در این منطقه ساکن شدند.

 

دروغ تاریخی یهود

یهودیان شنیده بودند که پیامبر آخرالزمان به یثرب می‌رود و در این باره اطلاعات کامل داشتند.(۱) آنان ادعا می‌کردند که برای یافتن پیامبر آخرالزمان و ایمان آوردن به او به مدینه رفته‌اند، ولی اگر چنین بود، چرا به عیسی علیه السلام که معجزات بسیار نشان داد، ایمان نیاوردند؟

خبر ظهور حضرت عیسی علیه السلام به صراحت در کتب مقدس یهود بود؛ به گونه‌ای که هنوز هم آن‌ها به دنبال مسیح راستین یا مسیح جدید بودند. پس دست کم گروهی از یهودیان در این ادعا که ما آمدیم تا ایمان بیاوریم،دروغ می‌گفتند. قرآن نیز یهودیان را به دو گروه امینان و دروغگویان تقسیم کرده است:

«وَمِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینَارٍ لَا یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَیْهِ قَائِمًا ۗ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَیْسَ عَلَیْنَا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ وَیَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛ و در میان اهل کتاب، کسانی هستند که اگر ثروت زیادی به رسم امانت به آنها بسپاری، به تو باز می‌گردانند؛ و کسانی هستند که اگر یک دینار هم به آنان بسپاری، به تو باز نمی‌گردانند؛ مگر تا زمانی که بالای سر آنها ایستاده (و بر آنها مسلّط) باشی! این بخاطر آن است که می‌گویند: «ما در برابر امّیّین [= غیر یهود]، مسؤول نیستیم.» و بر خدا دروغ می‌بندند؛ در حالی که می‌دانند (این سخن دروغ است).(2)

افزون بر این، جای این پرسش است که چرا یهودیان که می‌دانستند پیامبر آخرالزمان در مکه مبعوث می‌شود، به مکه نرفتند؟ چرا در منطقه‌ای مستقر شدند که خالی از سکنه بود؟ یهودیان چون می‌دانستند پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بین دو کوه عیر و احد مستقر خواهد شد، در این محدوده ساکن شدند.(۳)

در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که چرا یهود در سرزمین حجاز پراکنده شدند در حالی که منطقه میان این دو کوه منطقه محدود است؟ آنان ادعا می‌کردند که در یافتن مصداق این منطقه دچار خطا شدند و برخی در خیبر، برخی در تبوک و برخی نیز در مناطق دیگر ساکن گشته‌اند. اما این ادعا دروغی بیش نبود

با نگاهی به نقشه این مناطق در می‌یابیم که آن‌ها درست در راه‌های مدینه به قدس بودند. آنان با استقرار در این مناطق در حقیقت راه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به بیت المقدس را بستند. آن حضرت اگر می‌خواست از هر راهی از مدینه به سرزمین کنعان(فلسطین) برود یهودیان در برابر او بودند.

اگر از مسیر عراق می‌رفت به فدک و اگر از مسیر مدینه می‌رفت به خیبر می‌رسید. چگونه بپذیریم که آنان تصادفی و اتفاقی در پایتخت حکومتی او مستقر شدند؟

13 سال پیش پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مکه بود و یهودیان از بعثت او آگاه بودند. حتی یکی از عالمان یهود، در روز میلاد حضرت(صلی‌الله‌علیه‌وآله) او را شناخته بود.(4) چطور یهودیان مدینه نمی‌دانستند که پیامبر موعود در مکه به دنیا آمده است؟ به ویژه که یهود انسجام درونی قوی داشت و حتی بارها به حضرت(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یا اجداد ایشان نیز اقدام کرده بود.

اگر آنان برای یاری پیامبر آخرالزمان به مدینه رفته بودند چرا در حالی که او را به دقت می‌شناختند در مکه به او ایمان نمی‌آوردند؟ یهودیان مدینه پیشتر در هنگام درگیری با عرب وعده پیروزی خود به همراه پیامبر موعود را می‌دادند.

«وَلَمَّا جَاءَهُمْ کِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَکَانُوا مِنْ قَبْلُ یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ ۚ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکَافِرِینَ؛ و هنگامی که از طرف خداوند، کتابی برای آنها آمد که موافق نشانه‌هایی بود که با خود داشتند، و پیش از این، به خود نوید پیروزی بر کافران می‌دادند (که با کمک آن، بر دشمنان پیروز گردند.) با این همه، هنگامی که این کتاب، و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد، به او کافر شدند؛ لعنت خدا بر کافران باد!»(5)

بسیار پیش‌تر از میلاد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، ‌هاشم هنگام عبور از مدینه به همسرش گفت: اگر یهود این کودک(عبدالمطلب) را بیابند، می‌کشند.(6) این همان زمانی بود که یهودیان به مردم مدینه می‌گفتند: این پیامبر برای ماست و آمده‌ایم که به او ایمان آوریم؛ بنابراین یهود در واقع برای جلوگیری از ورود پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به قدس به مدینه و اطراف آن آمده بود.

با توجه به نقشه سکونت یهودیان در حجاز، آن‌ها از مدینه تا دیوار قدس را خاکریز زده و استحکامات نظامی فوق العاده و موانعی عظیم در این مسیر فراهم آورده بودند. پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای رسیدن به قدس باید از هفت خاکریز عبور می‌کرد: بنی قریظه، بنی مصطلق، بنی نضیر، خیبر، تبوک، موته و قدس.

سه خاکریز نخست در مدینه بود و یهودیان مستقر در آن‌ها، هر یک در زمانی خاص به جنگ با رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرداختند. در خاکریز‌های بعدی، حضرت(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در جنگ‌های مختلف تا موته پیش رفت ولی با مکر یهودیان به قدس نرسید.

انتهای پیام/

منبع: کتاب دشمن شدید، دفتر اول(جریان شناسی انحراف در تاریخ با محوریت یهود) حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، چاپ دوم، زمستان95، انتشارات شهید کاظمی، صص 239-242

پی نوشت؛

1 ر.ک: الکافی، ج8، ص308

2 آل عمران،75

3 الکافی، ج8، ص309

4 ر.ک: همان، ص300

5 بقره،89

6 ر.ک: بحارالانوار، ج15، ص51

یادداشت | دشمنی عربستان با ایران

دشمنی عربستان سعودی با جمهوری اسلامی‌ایران با فاجعه منا به اوج خود رسیده و مقامات این کشور به جای واقع بینی و پاسخگویی به فاجعه مدیریتی خود در منا همچنان به دشمنی خود اصرار دارند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ همه اینها در حالی است که رابطه خصمانه عربستان سعودی با کشورمان دارای سابقه طولانی بوده و از زمان شکل گیری این کشور در چند ده سال اخیر ادامه داشته است.

در این راستا بررسی تاریخ دشمنی عربستان با جمهوری اسلامی‌ایران بسیار اهمیت دارد:

 

تلاش برای تغییر نام خلیج فارس

یکی از قدیمی‌ترین نمونه دشمنی عربستان سعودی در رابطه با ایران ورود این رژیم به بازی انگلیسی‌ها برای تغییر نام واقعی خلیج فارس است. این بازی که با طراحی انگلیسی‌ها در دستور کار کشورهای عرب خلیج فارس قرار گرفته، درفاصله سالهای 1900 میلادی ابتدا توسط مطبوعات و رسانه‌های عربی تبلیغ شد و در اوایل دهه 19700م به اوج خود رسید.

 

نقش عربستان در جدایی بحرین از ایران

یکی دیگر از موارد اختلاف بین ایران و عربستان که دارای ریشه‌های تاریخی بوده و به ابتدای تاسیس این رژیم مربوط است دخالت‌های عربستان سعودی در بحرین شیعه نشین آخرین بخش جدا شده از ایران است. بحرینی که تا 13366 جزئی از خاک ایران بود و با دخالت‌های استعماری انگلستان و بازی سازی آن‌ها از کشورمان جدا شد.

در همان زمان دولت عربستان تلاش خود برای جدایی بحرین از ایران را با تاسیس اتحادیهای که بحرین به عنوان کشوری مستقل نیز در آن عضو خواهد بود ادامه داد. تنها چند ماه بعد از این تلاش‌های مخفیانه عربستان، دولت عربستان با حاکم بحرین موافقتنامهای را در مورد اکتشاف و بهرهبرداری از منابع نفت خلیج فارس امضاء کرد. وزیر امورخارجه ایران نسبت به این موضوع اعتراض کرد و آن را تجاوز به حقوق ایران و غیر معتبر خواند؛ ولی هیچگاه این اعتراضات و شعارها به قطع رابطه با عربستان منجر نشد. همچنین در سال 1347ه.ش پادشاه عربستان از امیر بحرین به عنوان رئیس یک کشور استقبال کرد.

 

دشمنی عربستان در رابطه با جزایر سه گانه

عربستان سعودی در حالی که هر ساله از ادعاهای واهی امارات در عربی بودن این جرایر حمایت می‌کند، در تمام سال‌های پس از امضای توافقنامه سال ۱۹۷۱ و حتی تا سال ۱۹۹۲هیچ‌گونه اعتراضی به وضع موجود جزایر نداشت و تنها در این سال بود که از سوی عربستان سعودی، امارات و مصر ادعاهای جدیدی درباره این جزایر مطرح شد.

آنها ادعا کردند که اقدام ایران در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱ در پس گرفتن جزایر تنب و ابوموسی از انگلیس اقدامی‌ناگهانی بوده و جنبه توسعه طلبانه‌داشته است و آنان از پیش چگونگی مذاکرات ۱۹۷۱ ایران و انگلیس در زمینه تجدید حاکمیت ایران بر جزایر یاد شده آگاهی نداشته‌اند. بدین ترتیب ادعاهای واهی امارات که با حمایت‌های حکام عرب نیز همراه بود، کلید خورد و هر ساله تکرار می‌شود.

 

دشمنی تمام عیار عربستان با جمهوری اسلامی‌ایران

با پیروزی انقلاب اسلامی تبلیغات اعراب به ویژه محافظ کاران مسلمانان طرفدار عربستان سعودی در مورد شیعی بودن انقلاب ایران و نیز اخبار مربوط به عدم رعایت حقوق بشر در ایران تأثیر مهمی بر افکار عملی جهان عرب گذاشت.

پس از انقلاب زمانی که کشورهای محافظه‌کار و ارتجاعی عرب به رهبری عربستان و اردن قصد داشتند تا با برپایی کنفرانس‌ها، نشستها و تبلیغات گسترده حمایت اعراب در مبارزه با جمهوری اسلامی‌ایران را جلب کرده و جبهه واحدی را بر علیه کشورمان شکل دهند. عربستان با کنفرانس عمان در تلاش بود حمایت اعراب در جنگ علیه ایران را جلب کرده و آن‌ها را علیه ایران بسیج کند، اقدامی‌که با مخالفت سوریه به عنوان رهبر کشورهای جبهه پایداری عربی مواجه شد.

 

مبارزه با آرمان‌های انقلاب اسلامی

تلاش گسترده در جهت تبلیغ وهابیت و تربیت طلاب وهابی و اعزام آنها به کشورهای اسلامی، موضوعی است که علما و روحانیان حاکم بر عربستان همگی در رابطه با تبلیغ و رواج وهابیت در داخل و خارج از کشور خود توافق دارند. رژیم آل سعود هم به واسطه درآمدهای نفت و درآمدهای ناشی از حج، پول‌های هنگفتی را در رابطه با رواج ایدئولوژی وهابیت که چهره ای محافظه کارانه از اسلام ارائه می‌نماید، هزینه کرده است. علما و روحانیان عربستان با ایده تلطیف پدیده‌های رادیکال سعی کرده اند با استفاده از اشاعه وهابیت به خنثی سازی اسلام ناب (محمدی) که توسط جمهوری اسلامی‌ایران ترویج می‌شود، بپردازند و در این راه نیز از حمایت دولت عربستان و غرب برخوردار بوده اند.

 

همکاری با آمریکا در حمله به طبس

در پی ناکامی‌دولت ایالات متحده آمریکا در اعمال فشار سیاسی و اقتصادی برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در تهران که در ماجرای تسخیر سفارت آمریکا بازداشت شده بودند، جیمی‌کارتر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا دستور انجام عملیات آزادسازی گروگانهای آمریکایی را صادر کرد. عملیات نظامی‌طبس که نام عملیاتی آن در ارتش آمریکا عملیات پنجه عقاب بود، توسط نیروی دلتا با هدف آزادسازی آمریکایی‌های گروگان گرفته‌شده توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، در تهران بود.

سربازان آمریکایی برای این تجاوز، متشکل از افراد تعلیم یافته نیروی زمینی و چتربازان نیروی دریایی بودند که از بین اعضای نخبه یک گروه داوطلب انتخاب شدند. این گروه تحت نظارت سرهنگ ”چارلزبک ویث" که در جنگ ویتنام از شهرت ویژه ای برخوردار شده بود، آموزش دیدند... این تیم نجات، کمی‌پیش از آغاز عملیات در ایران، ظاهراً به عنوان شرکت در یک مانور نظامی‌مشترک میان مصر، آمریکا و عربستان سعودی، عازم مصر شدند و در پنجم اردیبهشت ماه شش هواپیمای باری غول پیکر ”هرلوکس سی-130"، با 90 نفر کماندو و 90 نفر خدمه هواپیما، مصر را به سوی باند فرودگاهی در دشت کویر ایران ترک کردند... هواپیماهای سی-130 می‌بایست با هشت هلی کوپتر”سیکورسکی.آر.اچ.53" نیروی دریایی آمریکا که به اسب دریایی معروف بودند، و از ناو هواپیمابر ”نیمیتز" واقع در دریای عمان پرواز کرده بودند، ملاقات می‌کردند.

 

بی احترامی‌به زائران ایرانی و قتل زائر ایرانی در سال 1322

در سال 1320ه.ش دولت ایران رفتن به حج را برای ایرانیان ممنوع اعلام کرده بود، با این وجود برخی از مردم پنهانی در حج حضور داشتند. در سال 1322ه.ش ماجرایی روی داد که منجر به قطع رابطه سیاسی بین دو کشور ایران و عربستان شد و آن قتل یکی از حجاج ایرانی به نام ابوطالب یزدی(از اهالی اردکان یزد) در ملاعام بود. این زائر که به علت بدی مزاج در کعبه دچار استفراغ شده بود، به دست شرطه‌های امر به معروف عربستان دستگیر شد و در نهایت به جرم ملوث (آلوده) کردن خانه خدا و بدون توجه به دفاعیات و سخنانش به شکلی کاملاً بدوی و غیر انسانی سر بریده شد.

 

کشتار حجاج ایرانی در سال1366

در جریان حج این سال ماموران امنیتی عربستان سعودی با کشتار 400 حاجی ایرانی و غیرایرانی (9مرداد 1366) فاجعه بی سابقه ای را رقم زدند. در این مقطع ضدیت ایران و عربستان به نهایت خود می‌رسد و امام خمینی (ره) عربستان را مظهر اسلام آمریکایی و اسلام درباری معرفی می‌نماید و شدیدترین حملات تبلیغاتی ایران متوجه عربستان می‌گردد و حتی سفارتخانه عربستان در ایران مورد حمله عده ای که بیشتر دانشجو بودند قرار می‌گیرد.

این حادثه بزرگترین ضربه را به روابط دو کشور وارد نمود. امام خمینی (ره) در آن زمان اعلام فرمودند که حتی اگر از جنایات صدام بگذریم جنایت آل سعود در این حادثه غیرقابل بخشش است. پس از حادثه قتل عام 1366 رژیم سعودی با سهمیه بندی برای حجاج ایرانی و ممنوعیت راهپیمایی برائت حجاج، عملا از انجام حج حجاج ایرانی جلوگیری می‌کرد.

 

حمایت مالی و اطلاعاتی عربستان از صدام حسین

قبل از انقلاب اسلامی‌هنوز عربستان به این ثروت نرسیده بود و در مقابل ایران بسیار محتاط بود، اما حمله صدام به ایران، این فرصت را به آنها داد تا عرض اندام کنند؛ کاملا مشخص بود که خود صدام بدون حمایت عربستان و دیگر کشور‌های عربی از پس این تجاوز بزرگ که در آخر هم به شکست انجامید برنمی‌آمد. همه اینها در حالی بود که کشورمان از کمک‌های مالی و تسلیحاتی عربستان سعودی به عراق در جریان وقوع جنگ تحمیلی آن کشور علیه عراق در فاصله سال‌های 88-1980 میلادی آگاه و خشمگین بود.

با پیشرفت‌های جنگی ایران، از جمله فتح فاو، نگرانی عربستان و شیخ نشینها از قدرت ایران افزایش یافت و بر حجم کمک‌های مالی تسلیحاتی سیاسی عظیم عربستان به عراق در طول جنگ تحمیلی اضافه شد.

 

سیاست‌های ضد ایرانی عربستان در بازار نقت

عربستان سعودی با تولید روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز به عنوان بزرگترین صادر کننده نفت در جهان شناخته می‌شود و البته تنها کشوری است که می‌تواند با افزایش سریع تولید نفت خود مانع افزایش ناگهانی قیمت نفت شود. عربستان با سوء استفاده از قابلیت خود، دارای سابقه تاریخی بسیاری بوده و بارها از این امتیاز خود علیه جمهوری اسلامی‌ایران استفاده کرده است.

آنچه که نقش عربستان را در رابطه با سیاست نفتی این کشور برجسته ساخته است، مواضع اخیر عربستان و تمایل این کشور در همراهی با غرب برای فشار بر ایران است، امری که با تحلیل‌های موجود و واقعیت‌هایی که پس از تحولات موسوم به بهار عربی در منطقه و بخصوص در حوزه پیرامونی عربستان رخ داد، بیش از پیش این گزاره را تصدیق می‌کند.

 

همکاری کامل عربستان با تحریم­های آمریکا علیه جمهوری اسلامی‌ایران

عربستان سعودی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی‌ایران دشمنی روشنی با جمهوری اسلامی‌ایران داشته و در حوادث مختلف این مسئله را به اثبات رسانده است. ریاض از حامیان تحریم‌های ضد ایرانی بوده وسیاست‌های آمریکا را در منطقه اجرا کرده است. به بیان دیگر همزمان با تحریم ظالمانه علیه جمهوری اسلامی‌ایران، عربستان با استفاده از فرصت پیش آمده و به دلیل ضعف درونی خود بر موضع نابجای آمریکا پافشاری ‌کرده و بیش از پیش بر طبل دشمنی با ایران می‌کوبید.

 

طرح مبحث هلال شیعی و مبارزه با دولتها و گروه‌های حامی‌ایران

یکی از راهبردهای عربستان در منطقه، تلاش برای دخالت در لبنان در راستای تضعیف و از بین بردن قدرت و نفوذ حزب الله و تقویت رقبای آن است. در سال 2006 میلادی جنگ میان نیروهای حزب الله لبنان و اسرائیل درگرفت. در این جنگ ریاض در کنار صهیونیست‌ها علیه رزمندگان حزب الله موضع‌گیری ‌کرد ولی در نهایت حزب الله پیروز شد. عمده نگرانی عربستان سعودی، ائتلاف جدید منطقه‌ای با محوریت ایران علیه حکومت ریاض است.

 

عربستان و ترغیب آمریکا برای حمله به ایران (همزمان با بحران هسته ای)

یکی از کدهایی که دشمنی عربستان با جمهوری اسلامی‌ایران را بسیار روشن نشان می‌دهد، درخواست عربستان سعودی از آمریکا برای حمله به ایران است. بر مبنای اسنادی که سایت افشاگر "ویکی لیکس" ارائه کرده، ملک عبدالله در سال 2008 میلادی از امریکا درخواست حمله به ایران را کرده است. در این در خواست که از طریق یکی از سفارتخانه‌های آمریکا دریافت شده، پادشاه عربستان به آمریکا می‌گوید: «سر مار را قطع کنید

 

همکاری اطلاعاتی با اسرائیل برای حمله به مراکز هسته ای ایران

عربستان سعودی از ابتدا جزء مخالفان سرسخت حل مسئله هسته‌ای ایران و گروه 1+5 بود و از بر هم خوردن توازن قوا در منطقه به نفع ایران، بسیار هراس دارد. این مسئله در موضع گیری‌ها و همراهی کامل آنها با مواضع سیاسی غربی‌ها کاملا مشهور بوده و تا به امروز نیز ادامه داشته است. علاوه بر موضع گیری‌های سیاسی، بر مبنای اطلاعاتی که از طریق اسناد محرمانه منتشر شده، عربستان سعودی طرح مشترکی را با رژیم صهیونیستی برای حمله به سایت‌های هسته ای ایران در دست بررسی داشته‌اند. علاوه بر این شواهدی وجود دارد که موساد و سازمان‌های اطلاعاتی عربستان ارتباطات گسترده ای در رابطه با برنامه‌های هسته ای کشورمان برقرار کرده بودند.

 

فاجعه منا و عدم پاسخگویی عربستان

روز پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۹۴ برابر با ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۵ میلادی و ۱۰ ذیحجه ۱۴۳۶ قمری همزمان با عید قربان در مراسم رمی‌جمرات در منطقه منا، حادثه ای رخ داد علاوه بر هزاران کشته، تعداد زیادی از حجاج مفقود شدند. در میان قربانیان حجاج صدها نفر ایرانی شهید شدند و از سرنوشت تعداد زیادی از هموطنانمان اطلاعی در دسترس نیست. همه اینها در حالی است که دولت عربستان سعودی مسئولیت بی تدبیری در قبال این حادثه را نشان نداده و در مقطعی نشانه‌های روشنی از دشمنی و عمدی بودن این حادثه را بروز داده است.

نویسنده: حسین مولایی

گفت‌وگو | تفاوت یهودیت نبوی با یهودیت متعصب سیاسی

مواجهه دنیای اسلام با یهودیت و صهیونیسم فقط سیاسی نیست بلکه تمدنی است و اگر مسلمانان به آن توجه نکنند ممکن است در چالش با صهیونیسم به مقابله‌های سیاسی یا نظامی اکتفا کنند و از ابعاد فرهنگی آن غافل شوند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ امروزه برخی از محققان تاریخ اسلامی درباره یهود در صدر اسلام و تعامل آن با مسلمانان تحقیق می‌کنند. ممکن است به نظر آید که این موضوع مورد علاقه و پژوهش و مسئله تحقیقاتی اندیشمندان اسلامی است و یهودیان این موضوع را پیگیری نمی‌کنند ولی جالب است بدانیم این موضوع مورد علاقه و مسئله پژوهشی مشترک مسلمانان و یهود است. امروز برخی یهودیان نیز این موضوعات را با دقت و جزئیات پیگیری می‌کنند و مقالات و پایان‌نامه‌های دانشگاهی خود را به این موضوعات اختصاص میدهند.

درباره موضوع یادشده با حجت‌الاسلام محسن محمدی، معاون علمی موسسه تاریخ تطبیقی، مدرس دانشگاه فرهنگیان و پژوهشگر همکار پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص) گفت‌وگو کردیم.

 

در ابتدا در مورد اهمیت و جایگاه مباحث یهود در تاریخ صدر اسلام مطالبی را بیان بفرمایید تا با جایگاه این مباحث در تاریخ اسلام آشنا شویم.

یکی از مهمترین مباحث تاریخ صدر اسلام در مورد جریان‌های فکری و عقیدتی است که اسلام رقیب آنها حساب می‌شد. گاهی این رقابت به مواجهه میدانی نیز کشیده می‌شد. این مواجهات و رقابت‌ها در کنار مجاهدت‌های پیامبر اسلام در تبیین و تبلیغ اسلام، تاریخ صدر اسلام را تشکیل داده‌اند.

به نظرم مهمترین و اصلی‌ترین منبع اسلامی در مورد یهود، قرآن است. با اینکه قرآن کتاب آسمانی مسلمانان است ولی بسیاری از مطالب آن در مورد یهود و قوم بنی‌اسرائیل است. البته این موضوع از این جهت نیز توجیه‌پذیر است که اسلام دین خاتم و قرآن، آخرین کتاب آسمانی است و از این جهت به نوعی نمی‌توان آن را به دینی خاص محدود کرد ولی به هر حال این کتاب هدیه‌ای الهی است که توسط پیامبر اسلام برای بشریت هدیه آورده شد. البته تعبیر رسول الله(ص) که نشانگر جهانی بودن رسالت اسلام است از تعبیر پیامبر اسلام که حیطه محدود دینی را ترسیم می‌کند، بلیغ‌تر است.

به هر حال قرآن بخش زیادی از آیات خود را به بررسی تاریخ یهود و یا مواجهات یهود و اسلام اختصاص داده است، به طوری که اگر این آیات را در غالب سورهای به نام سوره موسی قرار دهیم؛ آن سوره با هزار آیه بزرگترین سوره قرآن می‌شود. نام حضرت موسی علیه السلام در قرآن پرتکرارترین نام در میان انبیاء است. قرآن از این جهت که کلام خداست و تاریخ را فراتر از هر سندی بررسی میکند برای ما بسیار مهم است. قرآن منبعی است که هیچ کس در اعتبار آن شک ندارد و کسی در مورد راوی آن گمان دروغگویی نمی‌برد چراکه در قرآن راوی تاریخ خداوند متعال است که همه تاریخ بشریت در محضر اوست.

البته در تعالیم قرآن در مورد یهود، بین یهودیت نبوی که پیروان واقعی حضرت موسی علیه السلام هستند با زرسالاران یهود و صهیونیست‌های نژادپرست فرق گذاشته است. این منش مختص مسلمانان نیست و برخی اندیشمندان یهود نیز میان یهودیت نبوی و یهودیت سیاسی متعصب دنیوی، تفاوت قائل‌اند. مانند «خاخام موشه منوهین» از بزرگان یهود که متولد روسیه و از منتقدین صهیونیسم بود. «دکتر اسرائیل شاهاک» استاد شیمی دانشگاه اورشلیم و رئیس جمعیت حقوق مدنی و حقوق بشر اسرائیل نیز از این افراد است که ضمن تعصب شدید نسبت به یهودیت نبوی، منتقد سرسخت دنیاطلبان یهود و صهیونیست‌های غاصب بود.

از قرآن نیز که به عنوان مهمترین منبع اسلامی بگذریم، سنت نبوی مهمترین بخش تاریخ اسلام در تعالم با یهود را به ما نشان می‌دهد. بخش قابل توجهی از مراودات و مباحثات پیامبر نیز در مورد یهود است. این موضوع از پیش از رسالت آغاز می‌شود؛ در آنجا که یهود نژادپرست قصد نداشت بپذیرد پیامبر آخرالزمان از نسل اسماعیل است. آنها نژاد اسحاق را بر نژاد اسماعیل -که پیامبر کنیززاده بود- ترجیح می‌دادند و به دلیل همین روحیه نژادپرستی اکثر یهودیان نپذیرفتند اسماعیل ذبیح‌الله است و اسحاق را به این ویژگی متصف کردند. بر اساس چنین نگرش‌هایی یهود علی رغم اینکه به تصریح قرآن بیشترین شناخت را از پیامبر اخرالزمان داشتند به او ایمان نیاوردند بلکه نسبت به قتل آن اقدام کردند. پس از اسلام نیز ردپای یهود به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در همه جنگ‌های پیامبر با کفار مشاهده می‌شود. با پایان یافتن جنگ‌های اسلام و کفر در جنگ احزاب، جنگ‌های مستقیم پیامبر با یهود آغاز شد. جنگ خیبر، جنگ تبوک، جنگ موته و لشکرکشی پیامبر به سوی روم در این فضا انجام شد. به این ترتیب مشاهده میکنیم که مواجهات اسلام و یهود بخش مهمی از تاریخ صدر اسلام را به خود اختصاص میدهد.

در مورد مطالعاتی که در ایران در مورد رژیم یهود در صدر اسلام انجام می‌شود، چطور؟ اجازه بدهید سوال را کمی گسترش دهیم. برای ما جالب است بدانیم به طور کلی مطالعات انجام شده در ایران در زمان کنونی در مورد اسرائیل و رژیم اشغالگر قدس در چه حیطه‌هایی است؟ به نوعی به دنبال نوعی جریانشناسی این مطالعات هستیم.

در ایران مطالعات زیادی درباره اسرائیل انجام می‌شود. برخی از آنها رویکرد تاریخی دارد و تاریخ ملل و تمدن‌ها را بررسی می‌کند. بخشی نیز در حیطه روابط بین‌الملل است. برخی هم جنبه سیاسی دارد. این موضوعات، گسترده و آثار زیاد است. البته با توجه به مواجهات سیاسی و رویکرد انقلاب اسلامی ایران به روابط و نظم بین‌الملل این نوع مطالعات در ایران طبیعی است و بیشتر ناظر به مسائل جاری است که بحث فلسطین بر ابعاد آن افزوده است.

اما بحث ما در مورد تاریخ صدر اسلام با محوریت یهود است. این مورد نیز آثار زیادی را در ایران به خود اختصاص داده است. برخی رویکرد تاریخی دارند. سیدجعفر عارف‌کشفی در کتاب «رسول خدا (ص) و یهود» و آقای علی جدید‌بناب در کتاب «تحلیلی بر عملکرد یهود در عصر نبوی» و همچنین آقای مصطفی صادقی در کتاب «پ‍ی‍ام‍ب‍ر(ص) و ی‍ه‍ود ح‍ج‍از»،  تلاش‌های قابل تقدیری در بررسی یهود در صدر اسلام انجام داده‌اند. این کتاب‌ها رویکردی تاریخی دارند یا بهتر است بگوییم رویکردی توصیفی که یهود را در ظرف همان زمان و بر اساس مؤیدات و گزاره‌های تاریخی بررسی می‌کنند.

اما برخی از پژوهشگران تاریخ اسلام در ایران بحث یهود در صدر اسلام را صرفاً تاریخی بررسی نمی‌کنند. آنها تاریخ را با نگاهی جریانشناسانه بررسی می‌کنند. پژوهشگرانی همچون حجت‌الاسلام مهدی طائب، با ترسیم جریان حق و باطل در تاریخ، جریانی از یهود را که با تفکرات صهیونیستی در تحریف یهود و سپس مسیح همت گماردند در مسیر باطل تحلیل می‌کنند. تداوم این مسیر در صدر اسلام در صدد جلوگیری از ایجاد، تقویت و گسترش اسلام بود. بنابراین در این سیستم فکری، یهود در صدر اسلام به عنوان یک بازیگر فعال با برنامه تحلیل می‌شود که بخش زیادی از توان رسول‌الله صرف مهار تخریب‌گری آنها شد. طبیعی است این جریان پس از رحلت شهادت‌گونه پیامبر(ص) دست از فعالیت بر نمی‌دارد و به تحریفگری خود ادامه می‌دهد، به خصوص که تجربه تحریف در دین مسیح را در کارنامه خود دارد. پژوهشگرانی مانند عبدالله شهبازی، علی‌اکبر رائفی‌پور، محمدحسین فرج‌نژاد و رضا مصطفوی نیز چنین نگرشی به تاریخ یهود دارند البته موضوع مطالعات این افراد محدود به تاریخ صدر اسلام نیست.

 

‏در مقابل این حجم و نوع مطالعات در جهان اسلام، در جهان غرب و اسرائیل چه مطالعاتی در مورد یهود در صدر اسلام انجام شده است؟

به طور کلی مطالعات و مراکز پژوهشی متعددی در دنیا در مورد یهود فعالیت می‌کنند. بسیاری از دانشگاه‌ها در غرب و آمریکا مطالعات دین‌پژوهانه در مورد یهود دارند. حتی برخی از این مراکز، یهود و اسلام را به صورت همزمان بررسی می‌کنند. آنها هدف از این کار را مقایسه تطبیقی و یافتن مشترکات ادیان اعلام می‌کنند در راستای برقراری تقریب بین ادیان!

اما افزون بر این مراکز متعدد در جهان، در فلسطین اشغالی نیز مراکز متعدد یهودپژوهی وجود دارد. هر ساله در بیت‌المقدس کنگره جهانی مطالعات یهود برگزار می‌شود. این کنگره که توسط اتحادیه جهانی مطالعات یهود برگزار می‌شود، بزرگترین مجمع بین‌المللی مطالعات یهود است. این کنگره مهمترین رخداد آکادمیک در مطالعات یهود در غرب و اسرائیل است که بیش از هزار شرکت‌کننده از سراسر جهان در آن شرکت می‌کنند.

بخشی از مطالعات یهودپژوهی در اسرائیل در مورد یهود در صدر اسلام است. چنانکه در ایران برخی مطالعات در مورد یهود در صدر اسلام با نگرش جریان‌شناسانه انجام می‌شود در اسرائیل نیز برخی افراد با چنین نگرشی تاریخ اسلام را بررسی کرده‌اند. «میخائیل لکر» یکی از این افراد است. وی استاد دانشگاه عبری اورشلیم (بیت‌المقدس) است که در سال 1951 میلادی در شهر حیفا اسرائیل به دنیا آمده و در همان جا تحصیلات عالیه خود را گذرانده و دارای درجه پرفسوری در رشته عربی است. رساله وی در مقطع کارشناسی ارشد با عنوان «سکونت یهودیان در بابل در دوران تشکیل تلمود» و در مقطع دکتری با عنوان «فعالیت‌های محمد پیامبر در مدینه» بوده است.

وی مقالات متعددی را در مورد یهود و اسلام نوشته است؛ مانند: حدیبیه، محمد در مدینه، بازارهای مدینه، ازدواج میان یهودیان و قریش، حکومت عمرو بن عاص در فلسطین، فریب محمد توسط یهودیان، حذیفه بن یمان و عمر بن یاسر، ابومالک عبدالله بن سام از کِنده، یهودیانی که به اسلام گرویدند، فتوح شام، کِنده در دوران اسلامی، گزارش واقدی راجع به یهودیان مدینه، یهود در کِنده، یهودیان بنی قریظه، مرگ پدر محمد، ابوعبید معمر بن مَثنی، گرایش حِمیَر به یهودیت، ابن شهاب زُهری، عتبۀ بن ابی وقاص، عمرو بن حزم انصاری، انجمن عقبه، رفتار پیامبر با یهودیان، زید بن ثابت، قریش، شهید، عمر بن خطاب. البته از او مقالات دیگری نیز در موضوع مطالعات تاریخ صدر اسلام منتشر شده که در مورد یهود نیست؛ مانند بت پرستی در مدینه قبل از اسلام، خراج و مالیات در دوران اولیه اسلام.

وی علاوه بر این مقالات، کتابهایی نیز نوشته است که رویکرد مطالعات او در بررسی تاریخ صدر اسلام را بهتر نشان می‌دهد. «مسلمانان، یهود و مشرکان»، «یهود و اعراب در دوران اسلام اولیه» و «مردم، قبیله و جامعه در زمان پیامبر» از این قبیل است.

لکر در دانشگاه عبری اورشلیم، در موضوعات محمد پیامبر اسلام، قرائت در اسلام، یهود عرب در اسلام اولیه و آموزش زبان عربی تدریس می‌کند.

یکی از مقالات وی، با عنوان «زید بن ثابت با دو زلف آویخته از کنار گوش‌هایش؛ یهود و کتابت در مدینه قبل از اسلام» در هفتمین هم‌اندیشی بین‌المللی «از جاهلیت تا اسلام» در بیست و هشتم جولای سال 1996میلادی در اورشلیم ارائه شد. او در این مقاله با طرح اختلاف نظرات و روابط تیره میان زید بن ثابت با دیگر صحابیان معروف و کاتبان وحی مانند ابن مسعود و ابی ابن کعب، بر نقش یهودیان مدینه در باسواد کردن مردم مدینه در قبل و حتی بعد اسلام تاکید دارد.

در حقیقت هدف لکر از نگارش این مقاله آن است که نشان دهد زید بن ثابت و دیگر افراد باسواد مدینه به چه میزان از یهودیان تأثیر پذیرفته و چه ارتباطی با آنان داشته‌اند. در واقع نویسنده در صدد است این مدعا را به کرسی بنشاند که مسلمانان از یهود بهره برده‌اند و یهود را به عنوان یک طبقه برتر علمی و فرهنگی معرفی کند که اسلام تربیت طبقه تحصیلکرده خود را مدیون آن است. از این جهت یهود نقشی تعیین‌کننده و اثرگذار در اسلام دارد.

اما این باور، غلط است و حاکی از شیطنت مستشرقان یهودی در تحلیل تاریخ اسلام است. چرا که مکه از طرفی شهر شعر و ادب و از طرفی شهر تجارت است. در این شرایط خط و کتابت جهت نوشتن اشعار و قرارداد تجاری لازم است. در جریان جنگ بدر پیامبر دستور دادند اسیرانی که باسوادند، پس از تعلیم خواندن و نوشتن به ده کودک مسلمان آزاد شوند. این مطالب حاکی از روحیه علمی در اسلام و مکه و مدینه و خلاف ادعای میخائیل لکر است.

 

از مطالب قبلی که بیان کردید مشخص شد در ایران مطالعات و تحقیقات زیادی در مورد یهود و صهیونیست انجام می‌شود که البته رویکردهای متفاوتی در مورد آن وجود دارد. آیا در غرب و اسرائیل هم تحقیقاتی در مورد اسلام، ایران و تشیع انجام می‌شود یا اینکه این مسائل فقط مسئله پژوهشی ماست و آنها در این مورد فعالیتی ندارند.

در مراکز مطالعاتی و دانشگاه‌های غربی مطالعات اسلام‏شناسی و ایران‌شناسی بسیاری انجام می‌شود. در دانشگاه‌های اسرائیل نیز این مطالعات از گسترده‌ترین این مطالعات در میان نمونه‌های مشابه در سایر دانشگاه‌های کشورهای غربی است به طوری که بسیاری از مقالات دانشنامه‌های اسلامیکا و ایرانیکا توسط محققان دانشگاه‌های اسرائیل نوشته شده و تحقیقات متعددی در مورد شیعه، روحانیت و مرجعیت در دانشگاه‌های اسرائیل انجام می‌شود.

موضوع تشیع و ایران از موضوعات اصلی پژوهش‌های این موسسات است که مسائل سیاسی در تعارض شدید میان ایران و اسرائیل، سبب شده است توجه بیشتری به این موضوعات شود و این پژوهش‌ها با اهمیت بیشتری پیش رود.

یکی از پرکارترین محققان در موضوع تاریخ تشیع نه در ایران و نه در جهان اسلام بلکه در اسرائیل قرار دارد. «ایتان کُلبرگ» خاورشناس معاصر و شیعه شناس، متولد 1943 در اسرائیل، در سال 1971 موفق به اخذ دکترا از دانشگاه آکسفورد شد. او استاد دانشگاه عبری اورشلیم در اورشلیم است. کلبرگ مقالات متعددی در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی دارد که عمدتاً پیرامون موضوعات شیعی است و در سال 2006 بازنشسته شد. او موضوعاتی درباره‏ تاریخ تشیع را مورد مطالعه قرار داده که بخش زیادی از آنها در اثری به نام «عقیده و فقه در تشیع امامی» منتشر شده است. از کلبرگ چند مقاله هم به فارسی‏ ترجمه شده که عمدتاً رویکردی کلامی و در حیطه تاریخ تشیع است.

کلبرگ، اثری کتاب‌شناسانه در مورد فقیه برجسته‌ شیعی، ابن‌طاووس دارد که با عنوان کتابخانه ابن‌طاووس توسط حجت‌الاسلام رسول جعفریان و علی‌قلی قرائی به فارسی ترجمه شده است. او در این کتاب همه کتاب‌هایی را که در کتابخانه سید بن طاووس بوده بررسی کرده است. او این کار را با مراجعه به آثار سید بن طاووس انجام داده است و فرض را بر این گذاشته است که هر کتابی را که سید بن طاووس در اثارش به آنها استناد کرده است در کتابخانه‌اش داشته است. پس از اینکه این کتابها را استخراج کرده در مورد آنها کتابشناسی انجام داده است.

«ژورف الیاش» نیز از دیگر محققان اسرائیلی است که در مورد شیعه و ایران تحقیق می‌کند. او دکترای مطالعات اسلامی خود را در سال 1966 از دانشگاه لندن گرفت. الیاش آثار متعددی در مورد اسلام دارد که ترجمه بخش‌هایی از الکافی و کتاب «شیعه امامیه با نگاه به سنت روایی آنان» از مهمترین آنهاست. از او مقالات متعددی در نشریات غربی چاپ شده است مانند «سوءتفاهماتی درباره جایگاه فقهی علمای ایرانی» و «درباره پیدایش و تکامل شهادت ثالثه در تشیع». این موارد به خوبی جهت‌دار بودن این تحقیقات در راستای اختلافات مذهبی اسلامی را نشان می‌دهد.

موضوعات دیگری نیز در مطالعات شیعی در مراکز اسرائیل به چشم می‌خورد مانند «شیعه در تاریخ اسلام، اثر برنارد لویس»، «مطالعات غرب در خصوص اسلام شیعی اثر ایتان کلبرگ» و «شیعیان دوازده امامی و اختلافات آن‏ها با اهل تسنن اثر دوین استوارت».

جالب است در این بین برخی موضوعات در مورد ایران است مانند «تشیع به روایت امام خمینی نوعی ایدئولوژی انقلابی اثر ماروین زونیس»، «رویدادهای تکراری در انقلاب ایران اثر  مایکل فیشر» و «انتفای نظام سیاسی ایران به سمت مدل جدید اثر بولنت آراس».

برای آگاهی بیشتر در مورد این موضوعات می‌توانید به سایت دانشگاه تل‌آویو و دانشگاه عبری اورشلیم سری بزنید. البته آقای حسینی‌زاده در مقاله «مطالعات اسلام شناسی و شیعه‌شناسی در دانشگاه‌های فلسطین اشغالی» که در شماره 2 مجله شیعه‌شناسی در تابستان 1382 چاپ شد و همچنین آقای رحمتی در مقاله «مطالعات اسلامی در فلسطین اشغالی: بررسی کتابشناختی» که در شماره 13 مجله پانزده خرداد در پاییز 1386 چاپ شد اطلاعات خوبی را در مورد این پژوهشها ارائه کردهاند که مطالعه آنها خالی از لطف نیست.

 

یهودیان در این موطالعات دنبال چه چیزی هستند و چه مطلبی را می‌خواهند اثبات کنند. یا بهتر است بگویم دال مرکزی آنها چیست؟

فکر می‌کنم هم در ایران و هم در غرب به ویژه در اسرائیل نوعی نگاه تمدن‌گرایانه نسبت به مطالعات اسلام و یهود وجود دارد که این مواجهات را از سطح فردی و تاریخی بالاتر می‌برد و در سطحی کلان با نوعی نگاه جریان‌شناسانه موضوع را بررسی می‌کند. برخی فکر می‌کنند فقط ما هستیم که با چنین نگرشی به یهود و صهیونیسم می‌نگریم و با تعریف نوعی جایگاه و کارکرد تمدنی در گفتمان دشمن‌شناسی خود برای یهود صهیونیستی جایگاه ویژهای قائل هستیم، در حالی که برخی یهودیان نیز با چنین دیدی تعاملاتشان را با ما تحلیل می‌کنند. کتاب «یهودیت به مثابه یک تمدن» نوشته «مرادخای کاپلان» است که در سال 2001 در آمریکا چاپ شده است.

این نوع مواجهه یهودیان با معضلات هویتی و زیست تمدنی‌شان، نشان می‌دهد مواجهه دنیای اسلام با یهودیت و صهیونیسم، صرفا یک مواجهه سیاسی نیست بلکه یک مواجهه تمدنی است که اگر مسلمانان به آن توجه نکنند، ممکن است در چالش با صهیونیسم به مقابله‌های سیاسی و یا نظامی اکتفا کنند و از ابعاد فرهنگی و هجمه‌های تمدنی آن غافل شوند. در حقیقت اسرائیل فقط نماینده یک جریان سیاسی در یهودیت نیست، بلکه از یک جریان تمدن‌گرای یهودی، نمایندگی می‌کند که تحقق آن نه برای ایران و لبنان و سوریه بلکه برای دیگر نقاط دنیای اسلام که به ظاهر مشکلی با اسرائیل ندارند نیز می‌تواند چالش‌برانگیز باشد و معضلات هویتی تازه‌ای را خلق کند. البته برخی از یهودیان با نگرش یهودیت به عنوان یک تمدن مخالفند و آن را نوعی تفکر سکولاریستی می‌دانند که به جای اینکه مشکلات یهودیت را از منظر الهیاتی مطالعه کند، آنها را از منظر اجتماعی و دنیوی پی می‌گیرد.

از این جهت مطالعات یهود و صهیونیست در ایران این قدر اهمیت یافته است. وقتی در سطح کلان جهانی می‌نگریم ظاهرا اسرائیل با اسلام مشکلی ندارد فقط با شیعه مشکل دارد. به خصوص که گاهی احساس می‌شود منازعه اسرائیل با جهان اسلام نوعی منازعه عربی است نه اسلامی. وقوع انقلاب اسلامی ایران با رویکردهای تمدنی که در مقام عمل و نظر به سلب تمدن رقیب یعنی تمدن غربی منجر شد، مواجهه ایران و صهیونیست را تشدید کرد و از مواجهات و تخاصمات سیاسی به تقابل‌های بنیادین تمدنی کشاند. ریشه‌های این مواجهه را باید در تفاوت جهان‌بینی و ایدئولوژی خدامحور اسلامی با جریان پیامبرکش دنیاطلب صهیونیسم جستجو کرد. همین تقابل در دین مسیح با علمای دنیاگرای یهود نیز مشاهده می‌شود؛ آنجا که حضرت مسیح قصد داشت دین یهود را از انحرافاتی که برخی علمای قدرتطلب دنیاگرای یهود ایجاد کرده بودند پاک کند اما با مخالفت آنها مواجه شد و سرانجام جریان مسیحیت پولسی، برنامه یهود برای انحراف و تحریف در مسیحیت شد.

انتهای پیام/

گزارش | توطئه یهود علیه پیامبر(ص)

یهودیان طبق اطلاعاتی که داشتند، پس از عدم توانایی در سوء قصد نسبت به عبدالمطّلب، به سراغ فرزند وی، جناب عبدالله رفتند. طرح اولیه آن‌ها این بود که اگر بتوانند، نسل پیغمبر (ص) را به خودشان منتقل کرده و در آن‌جا از بین ببرند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ برنامه اول یهود در این زمینه که در مجموعه اقداماتشان مفهوم می‌شود، مانع شدن در راه ظهوراسلام، با جلوگیری از به دنیا آمدن پیامبر اسلام (ص) بود. قبر جد اعلای پیامبر اکرم (ص)، جناب هاشم در غزه فلسطین است. غزه فلسطین را غزةالهاشم هم می‌گویند. جای سؤال است که قبر ایشان به چه مناسبتی در آن منطقه می‌باشد؟

آنچه که در تاریخ وجود دارد، این است که ایشان با کاروان تجارتی از مکه به سمت شام می‌رفتند و بین راه هم خریدوفروش می‌کردند. یکی از مراکز خریدوفروش مدینه بود. در آن‌جا جناب هاشم به عنوان رئیس کاروان تجاری که برای مدینه سود فراوانی داشت، مهمان شخصی می‌شد که رئیس مدینه و در ضمن، رئیس خزرج بود. از طرفی خضرجی‌ها در کنار یهودی‌ها زندگی‌ می‌کردند و به این سبب، اطلاعات مربوط به پیامبر اسلام (ص) از بین یهودی‌ها به خزرجی‌ها منتقل می‌شد. بر اساس آن اطلاعات، رئیس مدینه به هاشم پیشنهاد می‌کند که شما داماد ما شوید و در پی این پیشنهاد، دخترش سلما را به ازدواج وی درمی‌آورد.

زمانی که کاروان برای تجارت از مدینه به سمت شام حرکت می‌کند، جناب هاشم به همسرش می‌گوید: تو از ازدواج با من پسری به دنیا می‌آوری و من هم احتمالاً از این سفر جان سالم به در نمی‌برم؛ اگر برنگشتم، مراقب باش تا یهودی‌ها فرزند متولد شده را نبینند، وگرنه او را خواهند ‌کشت.

جناب هاشم به سمت شام رفت و همان طور که عدم برگشتش را پیش‌بینی کرده بود (چون می‌دانست که تحت تعقیب است)، از آن سفر برنگشت. (البته از دنیا رفتنش نمی‌تواند به سبب مریضی باشد، زیرا کسی که مریض است برای تجارت 1000 کیلومتری نمی‌رود).

9 سال پس از آن، کاروان تجاری مشابهی به سمت شام رفت که رئیس آن برادر هاشم، جناب مطّلب بود. مطّلب هم مهمان همان خانه رئیس خزرجیان می‌شود. در آن‌جا می‌بیند که بچه‌ای با بقیه بازی می‌کند و در بازی کُشتی بر آن‌ها غلبه پیدا کرده و می‌گوید من بچه هاشم هستم. زمانی که از قضیه پرس‌وجو می‌کند، در گفتن استنکاف می‌کنند؛ اما بالأخره به ما وقع پی برده و تصمیم می‌گیرد که آن بچه را به همراه خود ببرد. در تاریخ اختلاف است که با توافق بچه را از آن‌جا می‌برد یا به زور؟ به اعتقاد ما توافقی بوده و اکراهی بودنش ساختگی است.

مطّلب بچه را به مکه ‌آورد و به همه گفت که این، برده من است؛ و به این ترتیب، فرزند هاشم به عبدالمطّلب (برده مطّلب) معروف شد. به همین روال بود تا این‌که عبدالمطّلب بزرگ شده و فاش می‌شود که او برادرزاده مطّلب است نه بنده او.  پس از آن، عبدالمطّلب به سیادت ‌رسیده و رئیس قوم می‌شود، و به این ترتیب از گزند یهودیان در امان می‌ماند.

 

پیروان ادیان در انتظار ظهور پیامبر اسلام (ص)

اطلاعات مربوط به ظهور پیامبر اسلام (ص)، در سده قبل از آن حضرت، تمام مکه را فراگرفته بود و مکه در حال انتظار به سر می‌برد. دلیل پخش شدن اخبار مزبور این بود که مکه به مرکز رفت‌وآمد کاروان‌های تجاری تبدیل شده بود؛ همچنان‌که پیروان ادیان الهی نیز به آن‌جا رفت‌وآمد داشتند، زیرا کعبه برای همه مسیحی‌ها، یهودی‌ها و مشرکین معتبر بود. دلیل دیگر برای آمدن علمای مسیحی و یهودی به آن سرزمین، این بود که آن‌ها  می‌دانستند محل ظهور پیامبر اسلام (ص)، مکه است و دو هدف متفاوت در این زمینه دنبال می‌شد: یهودی‌ها می‌خواستند او را بکشند، اما مسیحی‌های اصیل می‌خواستند به او ایمان بیاورند، زیرا سختی‌های دوران جاهلیت به آن‌ها فشار می‌آورد.

جناب عبدالمطّلب بعد از مطّلب، رئیس‌التجار شده بود. او در یک سفر تجاری به یمن رفت و مهمان سیف بن یزن، حاکم یمن شد. او به عبدالمطّلب می‌گوید که آیا در شهرتان خبر جدیدی اتفاق نیفتاده است؟ عبدالمطّلب پاسخ منفی می‌دهد. سیف دوباره می‌پرسد: آیا از پیغمبر آخرالزمان که قرار است بیاید، خبری نشده است؟ عبدالمطّلب ظاهراً اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. حاکم یمن به عبدالمطّلب می‌گوید: علی‌الظاهر، آن پیغمبر با شما نسبتی دارد و او به دنیا آمده است. جناب عبدالمطّلب چیزی بروز نمی‌دهد. حاکم یمن سخنش را تکرار کرده و از عبدالمطّلب می‌خواهد که از آن مولود مراقبت کند؛ وگرنه اگر یهود او را ببینند، خواهند کشت.

از امثال این قضایا معلوم می‌شود این‌که جریان یهود به دنبال کشتن پیامبر اسلام (ص) بودند، برای جهان مسیحیت آن روز و حتی برای مشرکان، کاملاً معلوم بوده است.

 

توطئه یهود علیه جناب عبدالله

یهودیان طبق اطلاعاتی که داشتند، پس از عدم توانایی در سوء قصد نسبت به عبدالمطّلب، به سراغ فرزند وی، جناب عبدالله رفتند. طرح اولیه آن‌ها این بود که اگر بتوانند، نسل پیغمبر (ص) را به خودشان منتقل کرده و در آن‌جا از بین ببرند. روی همین اساس، می‌خواستند زنی را به همسری عبدالله درآورند، و چون آن‌ها نسل را از طرف مادر می‌دانند، در نتیجه، پیغمبر از نسل آن‌ها می‌شد.

زن زیبایی از طرف یهودیان مأمور شد که تلاش نموده و با عبدالله ازدواج کند؛ اما چون عبدالله با آمنه ازدواج کرد، این مأموریت هم به موفقیت نینجامید.

نحوه ازدواج عبدالله با آمنه هم به این صورت بود که روزی جناب عبدالله و پدر آمنه مشغول شکار بودند. ناگهان پدر آمنه متوجه شد که چند نفر از پشت تپه‌ای حمله کردند تا جناب عبدالله را بکشند. او تلاش کرد که برود و به عبدالله کمک کند، اما دید که آن‌ها از چیزی ترسیده و فرار کردند. بی‌درنگ به مکه و خانه عبدالمطّلب رفت و به او پیشنهاد ازدواج دختر خودش با عبدالله را مطرح کرد. این پیشنهاد مورد قبول قرار گرفته و بدین ترتیب، ازدواج عبدالله با آمنه صورت گرفت.

رسمی در آن زمان بود که کسی که ازدواج می‌کرد، باید به تجارت می‌رفت. بر اساس همین رسم، عبدالله هم پس از ازدواج، مال‌التجاره‌ای از عبدالمطّلب گرفته و برای تجارت، به سمت منطقه شام حرکت کرد. موقعی که به مدینه رسید، او را زدند؛ اما همچنان‌که هاشم را دیر زده بودند، عبدالله را هم دیر زدند، چون نطفه فرزندش (پیامبر اسلام) در مکه بسته شده بود.

 

مطلع شدن علمای یهود از تولد پیامبر (ص) و عکس‌العمل آن‌ها

شبی که پیامبر اسلام (ص) متولد شد، صبحش در مکه، یکی از علمای یهود به دارالندوه که محل اجتماع بزرگان قریش بود، می‌رود و در آن اجتماع می‌پرسد: دیشب کدام یک از شما صاحب فرزند شدید؟ همه آن‌ها پاسخ منفی می‌دهند. عالم یهودی می‌گوید: پس حتماً در شام به دنیا آمده است. عبدالمطّلب در آن جلسه حضور نداشت، اما بعد متوجه می‌شوند که او صاحب نوه شده است. عالم یهودی تقاضا می‌کند که مرا ببرید تا این بچه را ببینم. زمانی که چشمش به بچه می‌افتد، ناگهان بیهوش می‌شود. پس از مدتی به هوش آمده و می‌گوید: این همان شخصی است که می‌خواهد بساط ما را از روی زمین جمع کند.

 

دور نگه داشتن پیامبر (ص) از محیط مکه

بعد از تولد پیامبر اسلام (ص)، آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا ایشان را بربایند. در مکه به راحتی می‌توانستند این اقدام را انجام دهند، چون  آن‌جا شهر توریستی بود و ورودوخروج کنترل نمی‌شد. بر همین اساس و جهت محفوظ ماندن پیامبر (ص) از توطئه یهود، عبدالمطّلب آن حضرت را به بهانه سپردن به دایه از مکه دور کرد.

این‌که گفته‌اند: مادر پیامبر (ص) شیر نداشت و به این جهت او را به دایه دادند، سخن صحیحی نیست؛ چون اگر علت، این بود، دایه‌ای می‌گرفتند تا در همان مکه به آن حضرت شیر دهد.

گاهی هم می‌گویند: رسم عرب این بود که بچه‌ها را به دلیل بدی آب و هوای مکه یا به دلایل دیگر به دایه می‌دادند. سؤال ما این است که آیا غیر از پیامبر (ص) هم بچه‌ای را آن زمان می‌توان پیدا کرد که او را به دایه سپرده باشند؟ مگر علی بن ابی‌طالب (ع) یا جناب حمزه را که یک ماه از پیامبر (ص) بزرگ‌تر بود، به دایه دادند؟ در بنی‌هاشم و بنی‌عباس حتی یک بچه را آن زمان پیدا نمی‌کنیم که به دایه سپرده، و او را از شهر بیرون برده باشد.

بالأخره پس از پنج سال، حلیمه از افراد غریبه‌ای که اطراف چادرها می‌گشتند، احساس خطر کرده و پیامبر (ص) را به مکه، نزد عبدالمطّلب بازگرداند.

انتهای پیام/

منبع: جلسه پانزدهم تاریخ تطبیقی(1393/09/18)

گزارش | هیتلر و آوارگان یهودی

پدر هیتلر نیمه یهودی بود، همچنین در میان اطرافیان و مأموران وی تعداد قابل توجهی یهودی وجود داشت. اگرچه هیتلر به خاطر مسائل زیادی باید محکوم شود، ولی ۶ میلیون یهودی را نکشته است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ وقتی در انگلستان تحصیل می‌کردم، بیشتر در مورد شوروی کار می‌کردم و دوستان یهودی بسیاری نیز داشتم. من در مورد اصل کشتار خیلی شک ندارم، بلکه مسئله تعداد ۶ میلیون نفر است که مورد تردید می‌باشد.

در سال ۱۹۷۸ یکی از دوستان من که وزیر سابق اطلاعات سوریه بود به من گفت یکی از افسران نازی گفته، ۲۰۰ هزار نفر یهودی به دست نازی‌ها کشته شده‌اند و بقیه توسط خود یهودیان به قتل رسیده‌اند.

در سال ۱۹۸۰ بی بی سی گزارش داد که عبدالحق یکی از مجاهدین افغانی است که ۱۳ هزار نیرو را رهبری می‌کند در حالی که آن‌ها فقط ۱۹ نفر بودند. اگر بی بی سی می‌تواند تا این اندازه اغراق کند، ۶۸۴ برابر کردن تعداد کشته‌های یهودیان به دست نازی‌ها که با هدف جلب توجه جهانی صورت می‌گیرد، خیلی عجیب نیست.

در فاصله سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰ مامور سابق نازی و صلیب سرخ اعلام کرد که در طول جنگ جهانی دوم ۲۰۰ هزار نفر یهودی در اثر مرگ طبیعی از بین رفته‌اند، نه 6 میلیون نفر. هیتلر و نازی‌ها با حمایت چند سازمان صهیونیستی به منظور از بین بردن احساسات ضد یهودی تعدادی از یهودیان را کشتند تا به این ترتیب بتوانند نظر جهانی را نسبت به یهودیان جلب کرده و دلیل موجه‌ای باشد برای تشکیل اسرائیل و همچنین اخذ غرامت. می‌بینیم که فقط در سال ۱۹۸۸ غرامتی به میزان 37 میلیارد دلار از دولت آلمان گرفته شده است.

پدر هیتلر نیمه یهودی بود، همچنین در میان اطرافیان و مأموران وی تعداد قابل توجهی یهودی وجود داشت. اگرچه هیتلر به خاطر مسائل زیادی باید محکوم شود، ولی ۶ میلیون یهودی را نکشته است.

9 قرن پیش که صلیبیون مسیحی، یهودیان اورشلیم را در کنیسه‌هایشان زنده سوزاندند، صلاح الدین ایوبی بود که یهودیان را به اورشلیم برگرداند. حالا که 9 قرن از آن زمان می‌گذرد، اعراب مسلمان بایستی تاوان لطف و مهربانی گذشتگان خود نسبت به یهودیان را بپردازند.

مردم فلسطین به اجبار از سرزمین و حقوق خود دور مانده‌اند. در فاصله سال‌های ۱۸۹۱ تا ۱۹۲۰ حاصل‌خیزترین سرزمین‌ها به همراه روستاییان فلسطینی به صهیونیست‌ها فروخته شدند.

از طرف دیگر بانکی انگلیسی - فلسطینی که یک بانک صهیونیستی بود، زمین‌ها را از دست کشاورزان فقیر و مغروض فلسطینی در آورد. سلطان عبدالحمید دوم، خلیفه عثمانی به خاطر این‌که در سال ۱۹۰۷ با اسکان ۵۰ هزار یهودی در فلسطین موافقت نکرد، از کار برکنار شد.

آمریکا نیز بر اساس سیاست استاندارد دوگانه در طول ۸ ماه در سال ۱۹۴۶ فقط پناهندگی ۴۷۶۷ یهودی را پذیرفت، در حالی که فلسطین را مجبور به پذیرش ۲۵۰ هزار مهاجر یهودی کرد، در سال ۱۹۴۷ دولت آمریکا اعضای سازمان ملل را تهدید کرد تا به نفع فلسطین رأی دهند.

بعضی معتقدند خود یهودیان اغراق کرده‌اند تا به اصطلاح دل دنیا به حال آن‌ها بسوزد. من در تشییع جنازه یک هندو شرکت داشتم، مشاهده کردم برای سوزاندن بدن یک هندو حدود یک ساعت زمان لازم است، حالا شما در نظر بگیرید اگر بخواهند ۶ میلیون نفر را بسوزاند نیاز به ۶۸۴ کوره و همچنین ۶۰۰ گور دسته جمعی هست. با توجه به این‌که چنین شرایطی وجود نداشته نشان از اغراق یهودیان دارد.

با بررسی تاریخ در می‌یابیم که یهودیان تنها کسانی نبودند که در جنگ جهانی دوم مورد آزار قرار گرفتند. بلکه حدود ۲۰۰ هزار نفر چینی نیز توسط ژاپنی‌ها قتل عام شدند، اما دلیل نمی‌شود که چینی‌ها اغراق کنند و شبانه روز گریه و زاری کند. حتی پدر من نیز توسط ژاپنی‌ها کشته شده است، اما این باعث نمی‌شود که من همیشه نالان باشم.

اسرائیلی‌ها از انتشار و فروش کتاب من و امثال آن جلوگیری می‌کنند. دلیل این سختگیری چه می‌تواند باشد. همچنین مشاهده می‌کنیم که یکی از معلمان یک شهر کوچک در کانادا به خاطر صحبت درباره هولوکاست به سه سال زندان محکوم می‌شود.

در فرانسه و آلمان نیز افراد برای اظهارنظرهای ضد هولوکاستی خود محکوم و جریمه می‌شود. این چه آزادی بیان است که غرب از آن دم می‌زند. از برخی مسئولان جمهوری اسلامی ایران انتقاد شده، ولی من معتقدم ایشان با یهودیان مسأله‌ای ندارند، بلکه مشکل ایشان صهیونیست‌ها هستند. اگر این طور بود شرایط کلیمیان ایران به گونه‌ای دیگر بود.

منبع: سخنان خانم عبدرحمن زریانی، محقق و نویسنده مالزی در همایش «بررسی هولوکاست؛ دیدگاه جهانی(20 و 21 آذرماه سال 85).»

گفت‌وگو | جنایت‌های یهود علیه اسلام

یهودیت منحرف انواع و اقسام دشمنی‌ها و کارشکنی‌ها را داشتند. ولی از وقتی که حکومت در مدینه تشکیل می‌شود و دین می‌خواهد مدیریت دنیا و زندگی و شئونات مردم آن منطقه را به عهده بگیرد، کارشکنی‌ها اوج می‌گیرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ آقای محمدی‌نیا از پژوهشگران و محققان این مؤسسه است که از دروس تاریخ تطبیقی استاد طائب بهره برده و در این زمینه به تحقیق مشغول است. در گفت‌وگو با وی به بررسی چگونگی شناخت یهود از پیامبر اسلام پرداختیم که در ادامه متن آن را از نظر می‌گذارنید؛

 

پرسش: بعد از حضرت موسی(ع) بنی اسرائیل تاریخ جدیدی را آغاز می‌کنند که به نظر می‌رسد جنایت‌گری تاریخ یهود از این مقطع آغاز می‌شود. این جنایت‌گری با غلبه بر دنیا و قدرت‌طلبانه به دست می‌آید. می‌خواستم نظر و تحلیل شما در رابطه با این موضوع را بدانم.

رحلت حضرت موسی(ع) یک نقطه عطف در تاریخ بنی اسرائیل به حساب می‌آید. تاریخ بنی‌اسرائیل را به دوره‌هایی تقسیم‌بندی می‌کنند. یکی از سرفصل‌های مهم تاریخ بنی‌اسرائیل، خروج حضرت موسی به همراه بنی‌اسرائیل از مصر به سمت فلسطین است و این از سرفصل‌های مهم تاریخ بنی‌اسرائیل به شمار می‌آید. سرفصل مهم بعدی در تاریخ بنی‌اسرائیل، رحلت حضرت موسی(ع) است. در واقع حضرت موسی(ع) در دوران سرگردانی بنی اسرائیل در بیرون از بیت‌المقدس و در دوران نافرمانی آنان از حضرت موسی(ع) رحلت می‌کند. در واقع این طور که بعضی از بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد، وقتی حضرت موسی از دنیا رفت، وضع به گونه‌ای بود که بنی‌اسرائیل حتی محل دفن حضرت موسی(ع) را هم پیدا نکرد. برخی از انبیاء بنی‌اسرائیل که شناخته شده‌تر هستند، مانند حضرت یوسف، حضرت یعقوب و حضرت اسحاق، دارای مقبره هستند، ولی هیچ مقبره‌ای برای حضرت موسی(ع) وجود ندارد.

کسی هم ادعا نمی‌کند که جایی مقبره حضرت موسی(ع) وجود دارد. پس رحلت حضرت موسی(ع) در دوران سرگردانی و در دوران تبعید چهل ساله‌ای که خدا آن‌ها را به خاطر نافرمانی مجازات کرده بود، رخ می‌دهد. در قرآن به چالش‌هایی که حضرت موسی(ع) با بنی‌اسرائیل داشت،‌ بیش از همه انبیاء نسبت به امت خودشان پرداخته شده است. به غیر از پیامبر ما به هیچ پیامبری به اندازه حضرت موسی در قرآن پرداخته نشده است. آن چالش‌های بیان شده در قرآن به روشنی نشان می‌دهد که رگه‌های دنیاپرستی، نافرمانی و شرک و گرایش به فرهنگ جاهلی و بت‌پرستی در بنی‌اسرائیل وجود داشته است. شاید قرآن به عمد این تقابل بین بنی اسرائیل و امت پیامبر خاتم را به نمایش می‌گذارد تا به آن مواضعی که در دوران پیامبر آخرالزمان پیش می‌آید و امتش همین سرنوشت را می‌تواند داشته باشند، اشاره کند.

یکی از آن مهم‌ترین کلید واژه‌ها در مورد بنی اسرائیل، قتل انبیاء است. قتل انبیاء آن عاملی است که خدا بسیاری از عذاب‌های بعدی چه عذا‌ب‌های آشکار و چه پنهان و به قول قرآن در یک مسیر استدراجی این‌ها را قرار داده است و ذلت و بی‌برکتی را برایشان مقرر کرده است. قتل انبیاء‌ از بعد از دوران رحلت حضرت موسی(ع) شروع شده است. چون ما تا قبل از آن، بنی اسرائیل را به حضرت یعقوب، فرزند اسحاق متصل می‌کنیم. در زمان حضرت ابراهیم، اسحاق و یعقوب، قتل انبیاء وجود ندارد. اما زمانی که به حضرت یوسف می‌رسیم، اقدام به قتل کاملاً روشن است. اقدام به قتل هم می‌تواند مستقیم باشد، مانند سربریدن و ... و هم می‌تواند به این‌گونه باشد که کودک و نوجوانی را در یک بیابان در چاه بیاندازید.

قطعاً این فرد در این موقعیت از بین می‌رود. چون بدون آب و غذا نمی‌تواند زندگی کند. خدا هم آنجا می‌گوید که اگر رحمت ما نبود، یوسف از دنیا رفته بود، ولی رحمت خدا شاملش می‌شود و خدا این‌گونه مقرر کرده بود که همین یوسف حاکم و مسلط بر بقیه قبائل بنی اسرائیل شود. آن زمان هنوز بنی اسرائیل به معنای یک قبیله شکل نگرفته بود. هر کدام از پسران یعقوب، یکی سران قبائل می‌شوند. 12 قبیله بنی اسرائیل داریم که هر کدام از فرزندان یعقوب از جمله حضرت یوسف از سران قبیله می‌شوند و آن قبیله به اسم این 12فرزند است.

مشخصاً چند فرزند یعقوب اصرار بیشتری به قتل یوسف داشتند و برخی هم با این کار مخالفت کردند یا در دل راضی نبودند یا زورشان نرسیده است که ممانعت کنند. این طور که تاریخ‌نگاری اسلامی نشان می‌دهد بیش از همه یهودا یکی از فرزندان یعقوب عامل این قتل بوده و بقیه را تحریک و مجاب به این کار کرده است. یهودا رئیس پرتعدادترین قبیله در بین فرزندان یعقوب می‌شود و همین قبیله هستند که وقتی در زمان حضرت یوسف به مصر کوچ می‌کنند، در آنجا گسترش پیدا می‌کنند. آن‌ها به عنوان موحدین آن دوران، توسعه پیدا می‌کنند و جمعیتشان بیشتر می‌شود و امکانات و پول بیشتری پیدا می‌کنند.

از این فاصله زمانی گذر می‌کنیم تا به حضرت موسی(ع) برسیم. ایشان وقتی وارد قصر فرعون می‌شود تا بنی‌اسرائیل را از او بگیرد و به سمت فلسطین برگرداند، در آن دوره بنی اسرائیل تحولات بسیاری را گذراندند. اولاً این که از اوج عزت به ذلت بردگی و فرومایگی اجتماعی رسیدند. سطح اجتماعیشان از آن عزتی که در زمان یوسف داشته‌اند به سطح کارگری دستگاه فرعون رسیده بود و مثل برده‌ها در بیرون شهر زندگی می‌کردند. در واقع یهودیان شهروند درجه دوم آنجا به حساب می‌آمدند. این قبائل 12گانه در آنجا هستند. وقتی حضرت موسی(ع) این‌ها را به سمت بیت‌المقدس حرکت می‌دهد، همه این قبائل همراه ایشان هستند.

پس ما اولین نشانه‌ قتل پیامبران را در یوسف می‌توانیم جستجو کنیم. نسبت به خود موسی هم هیچ تعرضی نشده است که اقدام به قتل محسوب شود. اما بعد از حضرت موسی، قتل پیامبران در میان بنی‌اسرائیل به یک عمل رایجی تبدیل شد. قرآن در زمینه قتل پیامبران بنی‌اسرائیل به عدد خاصی اشاره نکرده است. ولی‌ منابع روایی-تاریخی در این زمینه عددهای شگفت‌آوری را گفته‌اند. مثلاً در یک روز صد نبی کشته شده است. برخی از این رقم‌ها آن قدر شگفت‌آور است که باورش سخت است. اگر بخواهیم مانند قرآن از عدد و رقم صرف نظر کنیم و کلیتش را بگوییم،‌ آن قدر قتل انبیاء شاخص بوده است که بیش از همه گناهان بنی اسرائیل (چون این‌ها گناهان بسیاری مرتکب می‌شدند زنا و ربا و فساد اقتصادی در بینشان رایج بود.) باعث عذاب برای آن‌ها شد.

خدای متعال فرمود که ذلت برای این‌ها تا آخر حیاتشان ثبت شده است  و این مجازات به خاطر قتل انبیاء است. این فاصله‌ای است که بسیاری از انبیاء به دست اشراف بنی اسرائیل کشته می‌شوند. واضح‌ترین مصداق برای اقدام به قتل یک نبی، خود حضرت عیسی(ع) است که عامل اصلی به صلیب کشیده شدن و اعدامش همین بنی اسرائیل هستند. آن‌ها فشار اصلی را به دستگاه روم آوردند و اگر خدا به یک اعجازی عیسی(ع) را نجات نمی‌داد، ایشان به طور طبیعی به صلیب کشیده می‌شد و این جنایت به کارنامه سیاه بنی‌اسرائیل اضافه می‌شد. در هر صورت اقدام به قتل حضرت عیسی(ع) کاملاً روشن است.

پس قتل انبیاء مهم‌ترین سرفصل گناهانی است که بنی‌اسرائیل مرتکب شدند. تا قرن‌ها بعد از حضرت عیسی(ع) و تا قرون وسطا، یهودیان به دلیل اقدامشان نسبت به حضرت عیسی(ع) منفور مسیحیان بودند.

 

پرسش: به نظر شما تفکیک مفهوم یهود و صهیونیست را از چه زمانی و با چه توجیهی می‌توانیم آغاز کنیم و این که آیا همین دوران پس از حضرت موسی را می‌توانیم آغازی برای ایجاد صهیونیست بدانیم یا خیر؟

یک تفکیک خوبی بین مفهوم یهودیت و مفهوم بنی اسرائیل وجود دارد و می‌شود برایش شواهد و قرائن قرآنی هم پیدا کرد. من ابتدا آن تفکیکی که در قرآن به آن اشاره شده و مهم هم هست را باز می‌کنم و بعد به تفکیک بین یهودیت و صهیونیست می‌رسیم. بنی اسرائیل فرزندان یعقوب و قبائل فرزندان یعقوب هستند. یک نقطه عطف تاریخی در حد فاصل حضرت موسی(ع) تا حضرت عیسی(ع) و بعد از حضرت سلیمان در میان بنی‌اسرائیل اتفاق افتاده است. در این حد فاصل اتفاقی می‌افتد که ما بعد از آن بنی اسرائیل را به عنوان قبائل 12 گانه در طول تاریخ نمی‌بینیم و فقط قبیله یهودا است که به قدرت و ثروت برتر از طریق خیانت و حیله به برادران خودش می‌رسد. چون این قبائل 11گانه برادرانش حساب می‌شوند.

قوم بنی اسرائیل از طریق کشتار دسته‌جمعی و نسل کشی به قوم یهودا تبدیل می‌شود. این مسئله در همین فاصله بعد از حضرت سلیمان اتفاق می‌افتد. چون حضرت سلیمان نقطه وحدت این قبائل بود. یک حکومت و یک سرزمین و یک حاکمیت سیاسی داشتند. بعد از حضرت سلیمان حاکمیت دوپاره شد و به قسمت جنوبی و شمالی تقسیم شد. بخش جنوبی، سرزمین یهودیه یا یهودا شد و بخش شمالی افرائیم یا اسرائیل. آن قبائل 10 گانه‌ای که بیشتر به توحید گرایش داشتند و به انبیاء بعد از حضرت موسی گرایش داشتند در بخش شمالی زندگی می‌کردند و آن قبیله یهودا که پرتعداد هم بود و سرچشمه فرهنگ مشرکان بنی اسرائیل به حساب می‌رود، در یهودیه زندگی می‌کردند.

قبیله یهودا با خیانت بر قبائل ده‌گانه و کمک‌گیری از قدرت‌های همسایه، قبائل 10‌ گانه را قتل عام کردند. و اسباط 10 گانه از اینجای تاریخ گم می‌شوند. تقریباً همه مردان کشته می‌شوند و زن‌ها به کنیزی می‌روند. بچه‌ها هم به بردگی گرفته می‌شوند. اتفاقی که در بنی اسرائیل سابقه نداشته است. شاید بر اساس کتاب مقدس یهود بتوان کفار و مشرکین را به بردگی و کنیزی گرفت، ولی خود یهودی را نمی‌شود به بردگی و کنیزی گرفت. اما در اینجا یک بدعت عینی و عملی اتفاق می‌افتد. از اینجا بنی‌اسرائیل به یهودیت تبدیل می‌شود.

به این معنا که قبیله یهودا برتری سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بر بقیه قبائل پیدا می‌کند و فرهنگ خودش را به خاطر این برتری سیاسی تا سال‌ها بر همه آن‌ها تحمیل می‌کند. وقتی شاه یهودی گرایش‌های مشرکانه دارد، این مسئله را به قبیله‌اش تحمیل می‌کند. شاید در بین آن‌ها موحدینی هم باشند. حتی انبیائی هم ظهور کردند و چالش اصلی آن‌ها با همین شاهان یهودی بوده است. اینجا مفهوم یهودیت از بنی اسرائیل جدا می‌شود. بنی اسرائیل همان قبائل فرزندان حضرت یعقوب هستند.

یهودیت‌ آن فرهنگ مادی، مشرکانه و ضد انبیاء است که انبیاء برای اصلاح آن‌ها قیام می‌کردند. در واقع اصلاح‌گران امت بنی‌ اسرائیل انبیائی بودند که علیه شاهان یهودی و اشرافیت یهودی و فرهنگ جاهلی یهودی قیام می‌کردند و غالباً هم کشته می‌شدند. در بعضی از حوزه‌ها موفق می‌شدند اما در بعضی از حوزه‌ها موفق نمی‌شدند. قرآن شواهد و قرائن زیادی دارد تا این تحلیل را تأیید کند. قرآن بعضاً نسبت به بنی اسرائیل تمجید‌هایی هم می‌کند. آن تمجیدها را می‌توان به کلیت بنی اسرائیل گرفت که فرزندان یعقوب هستند و پیروان قبیله یوسف بودند.

قرآن آن‌ها را تمجید می‌کند و می‌گوید: «فضلناهم علی العالمین». آن آیه‌ای که ما برای آخرالزمان می‌خوانیم که زمین بالاخره به کسانی ارث می‌رسد که بندگان ما هستند، در ادامه تفضیل بنی اسرائیل در همان آیه آمده است. در هر صورت مواردی داریم که خدا بنی اسرائیل را تمجید کرده است یا آن‌ها را بر دیگران تفضیل داده است. اما قرآن به یهودیت هیچ روی خوشی نشان نداده است. شاید بشود برای این تحلیل از قرآن هم تأییدی داشته باشیم.

اما مفهوم صهیونیست و یهودیت می‌تواند اشاره به آن آرمان‌های مرتبط با زمین مقدس و موعود منجی و آرمان صهیون‌گری و موعودگرایی باشد. چون همه یهودیان حتی در دوره‌های بعدی، این آرمان‌ها را نداشته‌اند. صهیونیست به عنوان یک جنبش، مربوط به قرن نوزدهم است. صهیونیسم به عنوان یک رژیم مربوط به قرن بیستم است. اما رگه‌های آرمان‌های صهیونیستی خیلی زودتر وجود داشته است. هر جا که یهودیت به یک ذلتی دچار می‌شد (مثلاً‌ تحت سیطره یک دولت دیگری قرار می‌گرفتند یا به بردگی گرفته می‌شدند و یا تبعید می‌شدند) این رگه‌های موعودگرایی تقویت می‌شد که این عرض و سرزمین مقدسی است و موعود و منجی می‌آید و یهود را نجات می‌شود و شاه عالمین می‌شود و بر همه دنیا سیطره پیدا می‌کند و یهود به خاطر آن شاه به اوج عزت می‌رسند.

بعد از حضرت عیسی در دوره جنگ‌های صلیبی این آرمان‌ها شدت گرفت. یکی از عوامل شکل‌گیری ادامه جنگ‌های صلیبی که 200 سال به طول انجامید، همین آرمان‌های موعودگرایانه و سرزمین مقدسی است که به آن جامعه تزریق می‌شد که آمادگی داشت به سمت غرب دنیای اسلام و شرق اروپا حمله کند. البته ما می‌توانیم بگوییم که این نوع آرمان‌ها در همه جوامع و فرقه‌های یهودی وجود نداشت. این گرایش‌ها در یک بخشی از یهود وجود داشت که آن بخش توانست در قرن نوزدهم خودش را به یک کانون‌های قدرت در اروپا نزدیک‌تر کند و از این نزدیک‌تر شدن توانست یک رژیمی را برای جنبش خودش در قلب دنیای اسلام یعنی فلسطین تأسیس کند و به رژیم صهیونیستی به عنوان نظام سیاسی برسد. حتی تا اواخر قرن نوزدهم ما جنبش سیاسی- اجتماعی صهیونیست به این معنا نداشته‌ایم. ما می‌توانیم که رگه‌هایی از صهیونیسم را در قبل هم پیدا کنیم، اما جنبش اصلی از اواخر قرن نوزدهم شروع شد.

 

پرسش: شما گفتید یکسری رگه‌های صهیونیست از قبل بوده است. از نظر تاریخ اسلام و پیش از تاریخ اسلام، صهیونیست به عنوان دشمن اسلام مطرح بوده‌ است. می‌خواستم بپرسم که دشمنی یهود علیه اسلام پیش از آغاز بعثت پیامبر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در اینجا یک معضل وجود دارد و آن هم بحث تاریخ‌نگاری است. این بخش در تاریخ خوب باز نشده است. درباره حدفاصل بعد از حضرت عیسی(ع) تا دوران اسلام، منابع تاریخی خوبی وجود ندارد. دوران قبل از بعثت و شدیدتر از آن قبل از تولد پیامبر، دوره‌ای است که فقر تاریخی داریم یا اگر هم تاریخ‌نگار داریم، فقر تحقیق در تاریخ داریم و این یک معضل است. همین مشکل باعث می‌شود که دست ما در تحلیل‌ها باز نباشد. گاهی وقت‌ها شواهد روایی ولو اخبار ضعیف، یک گمانه‌ زنی‌هایی را ایجاد می‌کند، اما این که بخواهم به طور صد در صد مطلبی را عرض کنم، کمی سخت است.

بعضی از محققین شواهدی را ارائه داده‌اند که پیامبر قبل از به دنیا آمدن مورد توجه گروهی از یهودیان و هدف ترور آن‌ها بوده‌ است. چگونه می‌شود کسی قبل از این که به دنیا بیاید، هدف ترور باشد؟  می‌توان از طریق ترور پدران یک شخص، او را قبل از تولد ترور کرد. این در صورتی اتفاق می‌افتد که تبار آن شخص را کاملاً ‌بشناسید. برخی از محققین ادعا می‌کنند که گروهی از یهودی‌های دنیاطلب به هدف ترور پیامبر(یعنی پدرانشان و بعد خودشان) به سمت حجاز کوچ کردند و در حجاز ساکن شدند. به خاطر اطلاعات و اخباری که از دوران آخرالزمان به این‌ها رسیده بود، به منطقه حجاز کوچ کردند. طبق آن اخبار می‌دانستند که کدام شجره است که پیامبر خاتم در آن ظهور می‌کند و آن شجره بنی‌اسماعیل است که در مقابل شجره بنی‌اسرائیل قرار می‌گیرد.

یعنی فرزندان اسماعیل که در زمان حیات حضرت ابراهیم و به دست حضرت ابراهیم کوچ کرده و به حجاز آمده و در مکه ساکن شده بودند. یهودیان می‌دانستند که از این تبار، پیامبر آخر به دنیا می‌آید. بعضی از محققین ادعا می‌کنند که حتی در مواردی هم این ترور صورت گرفته است. مثلاً در مورد حضرت عبدالله پدر پیامبر ادعا می‌کنند که علت وفات ایشان ترور بوده است و ایشان به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است. شواهدی هم می‌آورند. شاید من زیاد روی این مسئله کار نکرده‌ام و شاید آن شواهد من را قانع نکرده است.

من زیاد روی این موضوع اصرار نمی‌کنم که حتماً ترور بوده است، ولی می‌توانیم این را از عملکرد بعدیشان کشف کنیم. بعد از این که پیامبر دعوت خود را علنی کرد و حکومتی تشکیل داد، از عملکرد بعدی یهودیان می‌توانیم کشف کنیم که حداقل گروهی در میان اشراف یهودی وجود داشتند که با اصل دعوت به توحید و اصل فرهنگ نبوی مشکل داشتند. می‌دانستند که آخرین پرچم انبیاء‌ به دست این نبی است و تعصبات قبیله‌ای، حسادت به بنی اسماعیل، همه این انگیزه‌ها می‌تواند جمع شود تا واقعاً یک ترور را رقم بزند.

بنابراین می‌توانیم یک تحلیل روانشناسانه‌ای از قوم یهود داشته باشیم که حسادتشان به بنی اسرائیل و تعصبات قومی و در عین حال چالش اصلی آن‌ها با فرهنگ الهی و توحیدی می‌تواند یک ترور را رقم بزند. این‌ها نمونه‌هایی است که قبل از بعثت یا حتی قبل از تولد پیامبر ایجاد مشکل کرده است.

 

پرسش: جنایت و توطئه یهود علیه اسلام در قبل از دوران بعثت را چگونه تحلیل می‌کنید و یهودیان از کجا این اطلاعات را کسب کردند و انگیزه آن‌ها چه بوده است؟

منبعشان عموماً کتبی بوده که به دست علمای یهود رسیده بود. بخشی از این اطلاعات از طریق انبیاء به دستشان رسیده و بخشی پیشگویی‌هایی است که با همین اسم در تاریخ گفته شده است. البته واژه پیشگویی واژه مشترک اخبار غیبی انبیاء و پیشگویی ساحران و کهنه یهود بوده است. ولی کهانت یهودی به اضافه اخباری که از انبیاء به دستشان رسیده بود، اخباری که نشان می‌داد پیامبر خاتم از کدام تبار است، در کدام قبیله و تیره است و پدرانش چه کسانی هستند و چه خصوصیات جسمانی و اخلاقی دارد، چه رویدادهایی قبل از تولدش به وقوع می‌پیوندد، باعث شده بود که یهودیان به اطلاعات مربوط به پیامبر(ص) دسترسی داشته باشند.

همان طور که در این پیش‌گویی‌ها از آمدن عیسی خبر داده شده بود. اساساً هر کدام از پیامبران بشارت‌دهنده بعدی بودند و همچنین بشارت‌دهنده پیامبر خاتم. موسی مبشر به عیسی و پیامبر خاتم بود. همین طور عیسی به پیامبر بعد از خودش بشارت داده بود. این ویژگی‌ها در دست احبار و علمای یهود بوده است و همه علمای یهود هم از این دانسته‌هایشان سوءاستفاده نکردند. به خاطر این که قرآن اشاره می‌کند بخشی از آن‌ها به پیامبری که آمد، کفر ورزیدند و بخشی هم ایمان آوردند.

یعنی این طور نبود که علما و مردم یهود همه به مبارزه و مخالفت با پیامبر اقدام کنند. همان طور که قرآن می‌گوید یهود به دو بخش تقسیم شدند؛ بخشی که ایمان آوردند و بخشی که ایمان نیاوردند و آنچه را که می‌دانستند کتمان کردند. به غیر از آنچه که در دست یهودیان بوده است در شاخه‌های دیگر هم این بشارت‌ها موجود بوده است. مثلاً در بین اهل کتاب از مسیحی‌ها، آن‌ها هم بشارت‌های بسیاری نسبت به پیامبر خاتم داشتند و به خاطر ایمانی که به مسیح داشتند، منتظر بودند که پیامبر آخرالزمانی که عیسی به آن بشارت داده بود، بیاید و به او ایمان آوردند.

به همین دلیل خدا وقتی می‌خواهد در مورد اهل کتاب به مؤمنین گزارش دهد، بدانید که مسیحی‌ها بیشتر دلشان با شما نرم است. اما آن‌هایی که سرسختی و دشمنی بیشتری با شما دارند، یهودی‌ها هستند. پس  یکی از منابع اطلاعاتی یهود می‌تواند آثاری باشد که در دست مسیحی‌ها بوده است.

 

پرسش: می‌بینیم که در تاریخ بعد از آغاز بعثت، دشمنی یهود وارد مرحله جدیدی می‌شود. می‌خواستم بدانم که جنایت صهیونیستی یهودیان در این دوران به چه شکلی بوده است؟

در واقع دشمن شناسی قرآنی به همین دوره معطوف شده است. بخش قابل توجهی از آیات قرآن و در یک سوم قرآن، به دشمن شناسی قرآنی اختصاص پیدا کرده است. موضوع اصلی حکومت نبوی است. یعنی یک حکومت مبتنی بر دین و معنویت، حکومتی که در آن عدالت اجتماعی و اقتصادی و فکری اجرا می‌شود و توحید در آن اصل است و آنجا فرهنگ جاهلی چه فرهنگ جاهلی عربی و چه فرهنگ جاهلی اهل کتاب نفی می‌شود. یعنی جاهلیت در آنجا فقط به معنای فرهنگ بادیه نشینی نیست.

جاهلیت نقطه مقابل روشن‌بینی الهی و توحیدی است. اهل کتاب خود را باسواد می‌دانستند و بادیه نشین و اهل حجاز را بی‌سواد. فرهنگ الهی هم جاهلیت عرب بادیه نشین را نفی کرد و هم جاهلیت عرب اشرافی و اهل کتاب اشرافی را نفی کرد. این نفی جاهلیت و نفی طاغوت نتیجه‌اش یک مبارزه تمام عیار بین جریان حق و جریان باطل است. در آن دوران جریان باطل به چند دسته تقسیم می‌شود. یک دسته قابل توجه همین اشراف یهودی و علمای یهودی هستند. شاید حتی در بعضی از جنبه‌ها بتوانیم این دسته را در اولین ردیف قرار دهیم. یعنی بتوانیم بگوییم مهم‌ترین و تأثیرگذارترین دشمنی با اسلام و مهم‌ترین جریانی که با اسلام دشمنی می‌کرد، همین یهودیت منحرف است.

یهودیت منحرف انواع و اقسام دشمنی‌ها و کارشکنی‌ها را داشتند. از وقتی که حکومت در مدینه تشکیل می‌شود و دین می‌خواهد مدیریت دنیا و زندگی و شئونات مردم آن منطقه را به عهده بگیرد، کارشکنی‌ها اوج می‌گیرد. این کارشکنی‌ها با جنگ‌هایی است که گاهی مستقیماً یهود‌ی‌ها عاملش بودند و گاهی اوقات با پشتیبانی و تجهیز و تحریک دیگران با پیامبر می‌جنگیدند. از طرف دیگر این کارشکنی‌ها فقط به موارد نظامی محدود نمی‌شد. بلکه یهودیان کارشکنی‌های اقتصادی هم برای مسلمین ایجاد کردند. تا قبل از این که پیامبر به مدینه هجرت کند، منابع تجاری و اقتصادی در شهر مدینه در دست یهودیان منطقه است.

وقتی مسلمین به آنجا مهاجرت کردند و وارد جامعه‌ای شدند که ارکان اقتصادی آن در دست یهودی‌ها بود، یهودی‌ها با انواع و اقسام امکاناتی که داشتند برای پیامبر کارشکنی کردند مهم‌ترین کارشکنی و مخالفتی که یهود به جهت تأثیرات روی مردم و جامعه اسلامی کرد، مقوله فرهنگی بود. یعنی از طریق تردید افکنی، ایجاد و تزلزل در دل مؤمنین و ایجاد شبهه در آنچه که پیامبر می‌گوید برای پیامبر چالش ایجاد می‌‌کردند. کارشکنی یهود شامل مسائل فرهنگی و اقتصادی و نظامی و امنیتی می‌شود. پیامبر در بیرون از شهر با مشرکان در حال جنگ است و از درون هم به ایشان خیانت  و عهدشکنی می‌شود.

چون پیامبر با یهود عهدی بسته بود تا از پشت به ساکنین داخل مدینه خنجر نزنند و این عهدشکنی رخ می‌دهد و پیامبر مجبور می‌شود این‌ها را از سرزمین‌هایشان اخراج کند. آن قدر این عهدشکنی‌ها ادامه پیدا می‌کند که پیامبر مجبور می‌شود در سه مرحله یهودیان را از سرزمین خود اخراج کند. خیبر آخرین جایی است که پیامبر آنجا را هم تسخیر می‌کند و افرادی که لازم است را می‌کشد و بقیه با شرط پرداخت جزیه عهد می‌کنند که در شمشیرشان را علیه اسلام زمین بگذارند در اینجا زندگی کنند و جزیه‌شان را هم پرداخت کنند. عامل جنگ با یهودیان همین عهدشکنی آن‌ها بوده است.

ادامه دارد...

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.