تاریخ تطبیقی

تاریخ بصیرت افزا

نقش نفوذی‌ها در شهادت امیرمؤمنان(ع)

کسانی از ترور حضرت امیر(ع) اطلاع داشتند، عده‌ای چشمشان را بستند. چون کسانی که اطراف حضرت را گرفته بودند، دشمنان حضرت(ع) بودند، زیرا دوستان حضرت(ع) در اردوگاه نخیله جمع شده بودند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ هر روز خبر حملات بنی امیه به حضرت علی(ع) می‌رسید، یمن، انبار، مکه، مدینه و شهرهای دیگر، یکی پس از دیگری مورد هجوم عمال معاویه قرار می‌گرفت. آرام آرام پهنه حکومت حضرت رو به ناامنی می‌رفت. پس از حمله به انبار و در پی اعلان عمومی حضرت، عده‌ای با اکراه، داوطلب مقابله با مهاجمان شدند. اما وقتی به انبار رسیدند که افراد معاویه خود را به شام رسانده بودند.(1)

پس از غارت مکه و مدینه، حضرت دوباره مردم را جمع کرد ولی نتیجه‌ای نداشت. حضرت فرمود: دیگر نمی‌توان بر شما مردم حکومت کرد؛ چرا که حکومت بر شما مثل لباس کهنه‌ای است که با دوختن هر سوی آن، سمت دیگرش دچار آسیب می‌شود. حملات ادامه داشت و حضرت هر جمعه فرمایش‌های خود را تکرار می‌کرد و آن‌ها نیز پاسخ‌هایشان را یک بار می‌گفتند: خسته شده‌ایم و توان جنگ کردن نداریم؛ بار دیگر می‌گفتند: الان وقتش نیست.

حضرت در جواب فرمود: اگر خستگی وجود داشته باشد، برای دشمن شما نیز هست. ما در مواضع تدافعی قرار گرفته‌ایم و این باعث می‌شود که تمام گزینه‌ها علیه ما باشد. دفاع، راه حل نیست و تا زمانی که مرکز فتنه و مغز آشوب‌ها فعال است، نباید انتظار بهبود اوضاع را داشت. ما باید اصل را بزنیم تا فروع از کار بیفتند.

پاسخ آنان سکوت بود. مردم نباید جواب می‌دادند، چون آن‌ها تابع بزرگانشان بودند و بزرگان قوم و خواص هم جواب حضرت را با سکوت می‌دادند؛ سکوت تلخی که نشان از تنهایی حضرت داشت.

نقل شده است که حضرت در حالی که می‌گریست، شروع کرد به صدا زدن شهدا؛ عمار کجاست؟! مالک کجاست؟! ابوالهیثم کجاست؟! چه شدند مردانی که هرگاه آن‌ها را صدا می‌کردم، شمشیر به دوش آماده بودند.(2) در سخنرانی دیگر نیز فرمودند: خدایا! این مردم از من خسته شده‌اند، من هم از این‌ها خسته شده‌ام؛ علی را از این‌ها بگیر.(3)

تشکیل سپاه

وقتی سخن حضرت رنگ عاطفی گرفت، عده‌ای از میان جمعیت بلند شدند و اعلام آمادگی کردند. آرام آرام اردوگاه کوچکی در نخیله تشکیل شد.(4) در همین زمان که حضرت(ع) دارد نیروها را جمع می‌کند، معاویه به صورت پنهانی مشغول زمینه سازی برای ترور حضرت(ع) است و بقایای خوارج را برای این کار تجهیز و آماده می‌کند.

سازمان او خوارج را تا صف اول نماز حضرت(ع) نفوذ می‌دهد. در این صورت محال نیست که یک نفر بتواند به تنهایی رئیس یک مملکت را ترور کند. مسائل حفاظتی تازه و بدیع نیست، اما شرایط حاکم به شکلی است که بالطبع گروهی برای مراقبت و محافظت از ایشان شکل می‌گیرند.

این مسأله در مورد عمر، ابوبکر، عثمان، معاویه و حتی ولید بن عقبه که در کوفه حکومت می‌کند هم وجود داشت. امیرمومنان(ع) محافظ نداشتند، اما اطرافیان حضرت(ع) از خطرهایی که ایشان را تهدید می‌کرد، بی اطلاع نبودند.

در اینجا نشانه‌هایی وجود دارد که حکایت از جریانی منسجم و منظم برای ترور دارد. وارد شدن کسی به مسجد که مسلح به شمشیر باشد، جز برای محافظان و مأموران امری غیر عادی محسوب میشود و شمشیر وسیله‌ای نیست که بتوان آن را زیر لباس پنهان کرد.

بر فرض هم بتوان پنهان کرد، اما این مسأله برای اطرافیان نزدیک حضرت(ع) قابل تشخیص بود. به هر حال این افراد اهل جنگ و نبرد نبودند و تمام این مسائل را می‌دانستند. مسجد هم آن قدر تاریک نبود که افراد قادر نباشند این فرد را ببینند.

بنابراین در این میان کسانی بودند که از ترور اطلاع داشتند، اما چشمشان را بستند. دلیل این مسأله هم کاملاً روشن است. کسانی که اطراف حضرت را گرفتهاند، دشمنان حضرت(ع) هستند، زیرا دوستان حضرت(ع) نیز در اردوگاه نخیله(برای جنگ با معاویه) جمع شده بودند. البته بسیاری از کسانی که در اردوگاه نیز بودند، به کشته شدن حضرت(ع) رضایت داشتند. نارضایتی حضرت امیر(ع) از آن‌ها مؤید این مطلب است.

منبع: کتاب تبار انحراف3،(پژوهش در جریان شناسی انحرافات تاریخی، زیر نظر استاد مهدی طائب)، تابستان 94، 15 الی 18

پی نوشت؛

1 – الغارات، ج2، صص464 و 472؛ یعقوبی، ج2، ص195

2 – نهج البلاغه، خطبه‌ی 182، ج2، صص103-109؛ شرح نهج البلاغه، ج10، صص99-100؛ بحار الانوار، ج34، صص124-127

3 – نهج البلاغه، خطبه‌ی25، ج1، صص63-66؛ کنز العمال، ج13، ص194؛ بحارالانوار، ج34، صص159-160

4- نهج البلاغه، خطبه‌ی 182، ص244

نژاد پرستی؛ باور مهم یهود

اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده هستند، مقوله‌ای اساسی در آیین آن‌ها است و در تلمود آمده که اسرائیل به دانه زیتون شباهت دارد، چون زیتون امکان آمیختن به دیگر مواد را ندارد.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در آیاتی از قرآن کریم و منابع یهود، به نژاد پرستی و ادعای برتری این قوم اشاره شده است. «قوم برگزیده» عنوانی است که در تورات و تلمود فراوان به چشم می‌خورد. به گونه‌ای که مردم جهان به دو بخش اسرائیلی و غیر اسرائیلی تقسیم شده‌اند. به اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده‌اند، مقوله‌ای اساسی در آیین یهود است و در تلمود آمده است که یسرائیل(1) به دانه زیتون شباهت دارد، چون زیتون امکان آمیختن به دیگر مواد را ندارد.(2)

در سفر تثنیه7/6 آمده است: شما قوم مقدسی هستید که خداوند از میان دیگر ملت‌های روی زمین شما را انتخاب کرده است و این به جهت فزونی شما نیست بلکه تعداد شما کم است ولی این انتخاب به جهت محبت خدا به شما و سوگندی است که برای پدرانتان یاد کرده است. در سفر تثنیه14/2 و لاویان20/24 و 26 نیز شبیه این مطلب آمده است.

در تلمود که کتاب احکام یهودیان به شمار می‌رود، می‌خوانیم: ذات قدوس متبارک به ملت اسرائیل چنین فرمود: من خدای همه عالم هستم لکن نامم را فقط بر شما نهاده‌ام، مرا خدای بت پرستان نمی‌خوانند بلکه به عنوان خدای اسرائیل شناخته شده‌ام.(3) البته موضوع برتری یهود بر دیگر اقوام و برگزیده بودن آن در قرآن هم اشاره شده است(4) اما پیداست که ملاک این برتری، دینداری بوده و این طور نیست که یهود برای همیشه این فضیلت را داشته باشند. البته اگر شرایطی که در کتاب مقدس و قرآن آمده است، رعایت می‌کردند همچنان قوم برگزیده و برتر بودند.(5)

شگفت آن که در تلمود آمده است: اعتبار اسرائیلی بیش از ملائکه است و یهودی جزئی از خداست! آن که یهود را بزند، گویی عزت الهی را زده است. قوم برگزیده تنها یهود است و بقیه مردم حیوانند! غیر یهودی که باشد دشمن است و نباید به او رحم کرد. یهودی حق دارد در اموال دیگران تصرف نماید(6) به همین جهت است که قرآن می‌فرماید «اگر دیناری به آنان بدهی به تو باز نمی‌گردانند. چون معتقدند که در برابر غیر یهودی مسئولیتی ندارند.»(7)

قرآن کریم می‌فرماید «یهود و نصاری می‌گویند ما فرزندان خدا و دوستان اوییم»(8) گرچه در این آیه نصاری هم آمده است، لیکن در آیات دیگر قرآن تنها بر نژاد پرستی یهود تکیه شده است؛ مثلاً در سوره جمعه روی سخن تنها با یهودیان است و در جواب این‌که گفته‌اند «تنها ما دوستان خداییم» می‌فرماید «اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید.»(9)

همچنین در آیه 94 سوره بقره خطاب به یهود آمده است «اگر بهشت را مخصوص خود می‌دانید آرزوی مرگ کنید»(10) گویا این مطلب جواب گفته یهودیان است که «آتش جهنم جز چند روز به ما نخواهد رسید»(11) این‌که بنی اسرائیل تنها خود را دوستان خدا و بدون هیچ قید و شرطی مستحق بهشت می‌داند، ناشی از نژاد پرستی آنان است؛ ضمن این‌که رفتار این قوم نشان آن است که برتری طلبی هیچ قومی به اندازه آنان نیست، زیرا یکی از دلایل ایمان نیاوردن به پیامبر خدا را غیر اسرائیلی بودن او به عنوان می‌کردند.(12)

منبع: کتاب پیامبر(ص) و یهود حجاز، نوشته مصطفی صادقی، نوبت چاپ دوم، سال 85، ص37 الی 39

پی نوشت:

1 در متن چنین آمده که ظاهراً همان بنی اسرائیل است.

2 موسوعه الیهود، ج5، ص72

3- گنجینه ای از تلمود، ص79

4 دخان32، بقره47 و122، جاثیه16، اعراف140

5 بقره آیه 40 و 80؛ سفر خروج، 19/3 و سفر ملوک9/6

6 نک به دو کتاب الکنز الموصود فی قواعد التلمود. همچنین الصحیح، ج6، ص24

7 آل عمران، آیه 75

8 مائده، آیه 18؛ سیره ابن هشام، ج 1، ص563

9 جمعه، آیه 6

10 بقره 94

11 بقره، آیه 80؛ آل عمران، آیه 24

12 المغازی، ج1، ص365