پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

صوت | جلسه پنجم درس تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ فایل صوتی پنجمین جلسه درس تاریخ تطبیقی با موضوع تاریخ فرزندان حضرت آدم(ع).

 

 

 

صوت | جلسه چهارم درس تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ فایل صوتی چهارمین جلسه درس تاریخ تطبیقی با موضوع عملیات روانی شیطان علیه حضرت آدم(ع).

 

 

 

صوت | جلسه سوم درس تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ فایل صوتی سومین جلسه درس تاریخ تطبیقی با موضوع تاریخ خلقت حضرت آدم(ع).

 

 

 

صوت | جلسه دوم درس تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ فایل صوتی دومین جلسه درس تاریخ تطبیقی با موضوع تاریخ‌های معتبر.

 

 

 

صوت | جلسه اول درس تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ فایل صوتی اولین جلسه درس تاریخ تطبیقی با موضوع کلیاتی در تاریخ.

 

 

 

اطلاعیه | بارگذاری صوت دروس تاریخ تطبیقی

مجموعه آرشیو صوت‌های دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب از سال 93 تاکنون آماده و به صورت دوره‌ای بارگذاری می‌شود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ بنا بر درخواست‌های مکرر طلاب، فضلا و تاریخ پژوهان مبنی بر بارگذاری تمامی صوت‌های دروس تاریخ تطبیقی حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب در سایت و کانال، صوت مجموعه دروس استاد از سال 1393 تاکنون پس از بازبینی و ویرایش، آماده گردیده و از این پس به صورت دوره‌ای در سایت و کانال(ایتا) بارگذاری خواهد شد.

انتهای پیام/

 

برشی از یک کتاب | تدوین صلح‌نامه

مردم، معاویه را مظهر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌دانستند و در صورت تخلف او از عهدنامه، تمام بافته‌هایش پنبه می‌شد. بنابراین، امام با قرار دادن نکات حساس و مهم، سرنوشت معاویه و به تبع او بنی امیه را دستخوش تغییر کرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های حضرت در تدوین این چنینی صلح نامه، آن است که مردم شام را نسبت به باطن غیر دینی و غیر مذهبی معاویه آگاه کند. ایشان با قرار دادن این بند که معاویه نباید برای بعد از خود جانشین انتخاب نماید، ذهن‌ها را منتظر اقدامات بعدی معاویه می‌کند. معاویه اگر مسلمان بود، باید به عهدی که داده بود، وفادار می‌ماند.

در اینجا ذکر این نکته لازم است که نباید تصور شود همه ی اطرافیان معاویه فاسد بودند. برای نمونه، ضحاک بن قیس که یکی از فرماندهان عالی رتبه ی معاویه است، به قدری اهل روزه و نماز شب بود که امام صادق(علیه‌السلام) به یکی از اصحاب _قریب به این مضامین_ می‌فرماید: اگر نماز شب نشانه ی رستگاری بود، ضحاک بن قیس باید با آن زهدش رستگار می‌شد که نشد.(1)

مردم، معاویه را مظهر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌دانستند و در صورت تخلف او از عهدنامه، تمام بافته‌هایش پنبه می‌شد. بنابراین، امام با قرار دادن نکات حساس و مهم، سرنوشت معاویه و به تبع او بنی امیه را دستخوش تغییر کرد.

 

پس از صلح

از اینجا به بعد است که موقعیت تاکتیک اختفاء سازمان شیعه به وجود می‌آید. وقتی قرار است کار مخفیانه صورت بگیرد، طبیعتا سرعت آن کند می‌شود. حضرت پس از امضای صلح نامه به کوفه بازگشت. معاویه هم با سپاهش وارد کوفه شد. با ورود او، بسیاری از فرماندهان حضرت که در جنگ صفین در مقابل معاویه می‌جنگیدند، جزو علمداران سپاه اون شدند.

اکنون کوفه برای معاویه است و امام حسن(علیه‌السلام) و امام حسین(علیه‌السلام) باید مثل مردمان معمولی رفتار کنند. تمام سعی معاویه این است که امام مجتبی(علیه‌السلام) را تحقیر کند. او نمی‌تواند حضرت را علنی از بین ببرد، بنابراین سعی می‌کند شان اجتماعی او را پایین بیاورد.(2)

وضعیت علی(علیه‌السلام) در زمان خلفا در مدینه بسیار بهتر از وضعیت حسنین(علیه‌السلام) در کوفه است، زیرا حضرت امیر(علیه‌السلام) با این قید با خلفا بیعت کرد که موظف به شرکت در نماز جمعه و جماعات آن‌ها نباشد. به همین دلیل اگر آن حضرت در نماز جمعه یا جماعتی شرکت کرده، اختیاری بوده است. اما در این جا حسنین موظفند طبق دستور حکومتی عمل کنند. معاویه اولین زهرش را به خاندان اهل بیت علیهم السلام هنگام ورودش به شهر می‌ریزد.

او می‌خواهد در مسجد سخنرانی کند و همه ی مردم شهر جمع شده اند؛ حسنین علیها السلام هم آمده اند. بعد از این که سخنرانی اش تمام می‌شود، می‌گوید من از حسن می‌خواهم چند کلمه ای حرف بزند؛ یعنی بر امام منت می‌گذارد و اجازه حرف زدن به ایشان می‌دهد. هدف دیگری هم از این کار دارد. مشاوران او توصیه کرده اند که اجازه دهد امام مجتبی(علیه‌السلام) سخنرانی کند؛ تحلیلشان هم این بوده است که چون امام اهل سخنوری نیست، در مقابل این جمعیت انبوه تحقیر می‌شود. حضرت نمی‌پذیرد، اما معاویه با اصرار بالاخره ایشان را راضی می‌کند.

امام حسن(علیه‌السلام) رشته ی سخن را به سمت معاویه و نسل او می‌برد. معاویه هر چه سعی می‌کند بحث را عوض نماید، امام اجازه نمی‌دهد. برای مثال از حضرت می‌خواهد درباره ی رطب مطلبی بگوید. حضرت دو سه کلمه درباره ی رطب می‌گوید و دوباره مسیر حرف قبل را ادامه می‌دهد، تا جایی که معاویه مجبور می‌شود که از ادامه ی سخن ایشان جلوگیری کند.(3)

این صحنه به ضرر معاویه تمام می‌شود. بنابراین، به محض استقرار در کوفه و تعیین فرماندار، دستور به خروج حضرت از کوفه می‌دهد. از شهادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) تا خروج امام مجتبی(علیه‌السلام) از کوفه، فقط شش ماه طول کشید.(4)

انتهای پیام/

منبع: تبار انحراف3(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، جریان شناسی انحرافات تاریخی، از پایان حکومت حضرت امیرمؤمنان(ع) تا پایان قیام مختار، صص42-44(ناشر: کتابستان معرفت.)

پی نوشت؛

1_ المحاسن، ج1، ص168 ؛ بحارالانوار، ج27، ص185-

2_ الاحتجاج، ج1، صص401_415

3_ عیون الاخبار، ج2، ص188 ؛ مناقب آل ابی طالب، ج3، صص178_179 ؛ بحارالانوار، ج43، صص355_356

4_ انساب الاشراف، ج3، ص54 ؛ اختیار معرفه الرجال، ج1، صص329_330 ؛ بحارالانوار، ج44، ص/

برشی از یک کتاب | حامیان مختار

حرکت مختار باعث سرد شدن التهابات ناشی از حادثه‌ی عاشورا شد. این حادثه برای از بین بردن مبنا و اساس کفر و انحراف به وجود آمده بود و این تقابل با از بین رفتن چند شخص فاسق، به نتیجه‌ی خود نمی‌رسید.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اکنون باید دید وقتی نام اهل‌بیت(علیهم‌السلام) از فهرست حامیان این ترورها و قتل‌ها حذف شود، چه کسانی به عنوان پشتوانه و پشتیبان، از این اقدامات حمایت کرده‌اند؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال، باید دید سود چه کسانی در این نوع فعالیت‌ها بوده است؟

باز در اینجا می‌توان دست یهود را دید. حرکت مختار باعث سرد شدن التهابات ناشی از حادثه‌ی عاشورا شد. احساسات مردمی که با شنیدن نحوه‌ی قتل طفل شیرخوار سیدالشهدا(علیه‌السلام) آزرده شده بود، با خبر نحوه‌ی کشته شدن حرمله تسکین پیدا کرد؛ در حالی که حادثه عاشورا برای از بین بردن مبنا و اساس کفر و انحراف به وجود آمده بود و این تقابل با از بین رفتن چند شخص فاسق، به نتیجه‌ی خود نمی‌رسید.

علاوه بر این‌که این ترورها موجب خطر بزرگتری را برای جامعه اسلامی شد و آن هرج و مرج در ارکان حکومت و حاکمیت بود.

از زمان رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا زمان بحث ما، همواره سیره‌ی ائمه(علیهم‌السلام) این بوده است که خان سالاری به وجود نیاید. حضرت امیر(علیه‌السلام) در جریان جنگ‌های رده، هیچ دخالتی نکرد؛ جنگ‌هایی که به دلیل امتناع برخی از شهر‌ها از دادن زکات به غاصبان خلافت به وجود آمده بود.

در جریان جنگ با ایران نیز حضرت امیر(علیه‌السلام) در مقام مشورت، خلیفه‌ی دوم را از خارج شدن شهر نهی کرد، زیرا باعث تضعیف حکومت مرکزی می‌شد.(1)

در زمان امام مجتبی(علیه‌السلام) نیز حضرت اگر چه با معاویه در جنگ بود، اما هرگز خوارج مخالف با معاویه را تایید و تقویت نکرد. در جریان حرکت‌ها و قیام‌های پس از کربلا نیز حضرت سجاد(علیه‌السلام) همین موضع گیری را داشت. ایده‌ی حضرات معصومین(علیهم‌السلام) در این درگیری‌ها، دفع افسد به فاسد بود.

آن‌ها با حفظ اتحاد، دو مقصود را پیگیری می‌کردند:

1 - صیانت از اصل حکومت اسلامی و جلوگیری از تقویت دشمنان اسلام؛

2 - ثانیا، هنگامی که فرصت حکومت برای اهل‌بیت(علیهم‌السلام) پیش بیاید، ایشان با در دست گرفتن زمام حکومت مرکزی، برای ادامه‌ی کار مشکلی نخواهند داشت. اما در صورتی که هرج و مرج در جامعه به وجود بیاید، کار بسیار دشوار خواهد بود.

انتهای پیام/

منبع: تبار انحراف3(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، جریان شناسی انحرافات تاریخی، از پایان حکومت حضرت امیرمؤمنان(ع) تا پایان قیام مختار، صص180-182(ناشر: کتابستان معرفت.)

پی نوشت؛

1 - الاخبار الطوال، ص134_135

برشی از یک کتاب | تحریف احادیث ناظر به یهود

رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اصرار عجیبی بر کوبیدن یهودیان دارد. در برابر، شاهد آن هستیم که جریان باطل، تمام تلاش‌های خود را برای آبروبخشی به این شجره ملعونه به کار می‌گیرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ از مطالب مختلف این کتاب، به خوبی روشن است که رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اصرار عجیبی بر کوبیدن یهودیان دارد. در برابر، شاهد آن هستیم که جریان باطل، تمام تلاش‌های خود را برای آبروبخشی به این شجره ملعونه به کار می‌گیرد.

در گوشه دیگری از این فعالیت، برخی افراد جریان حاکم در حد توان خود، به دنبال پاک نمودن ساحت یهود از روایاتی است که شامل نکوهش و کاستن از موقعیت آن‌ها در اذهان مسلمانان است. موارد متعددی از این دست فعالیت را می‌توان یافت که در اینجا به ذکر برخی موارد مشهود، بسنده می‌شود.

نمونه نخست:

یکی از صحابه پس از مجروح شدن، وقتی دید برخی به حال او گریه می‌کنند، به آن‌ها گفت: تو را به خدا، مگر نمیدانی رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: هر کس که بر او گریه شود، عذاب می‌شود؟ راوی گوید: این ماجرا را برای موسی بن طلحه گفتم؛ او از برخی همسران پیامبر برایم نقل کرد این کلام رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، درباره یهودیان بود!(نه هر کسی که بر او گریه شود).(1)

نمونه دوم:

به یکی از همسران پیامبر گفتند که ابوهریره می‌گوید: رسول‌الله فرمود: نحوست در سه چیز است؛ خانه، زن و اسب. وی گفت: ابوهریره سخن رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را کامل نشنیده است. او وقتی پیش رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد که آن حضرت داشت می‌فرمود: خداوند یهود را بکشد؛ آن‌ها می‌گویند: نحوست، در سه چیز است؛ خانه، زن و اسب.(2) اما ابوهریره فقط آخر این حدیث را شنید!(3)

نمونه سوم:

یک بار، وقتی جنازه مردی یهودی را از برای رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تشییع می‌کردند، حضرت برخاست. بر اساس گزارش‌های موجود، این برخاستن یا به خاطر کراهت از بوی بد جنازه بود؛(4) و یا این که حضرت خوش نداشت جنازه یهودی از بالای سر ایشان رد شود.(5)

ولی باز شاهد آن هستیم که برخی برای تلطیف این فضا، علت برخاستن رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به خاطر ترس و فزع از مرگ؛(6) و یا به خاطر حضور ملائکه دانسته اند!(7) بر پایه گزارشی دیگر، عده‌ای تلاش داشتند این مسئله را به عنوان یک سیره نبوی معرفی کنند!

ولی امیرالمومنین(علیه‌السلام) پاسخ داد: رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فقط یک بار در مقابل جنازه یهودی بلند شد و قبل یا بعد از آن، هیچ وقت این کار را تکرار نکرد.(8) آنگاه از پشت پرده ی این تلاش همگانی آگاه می‌شویم که بدانیم، امیرالمومنین(علیه‌السلام) این افراد را یهودیان مسلمان شده معرفی فرمود.

زید بن وهب می‌گوید: در حضور امیر المومنین(علیه‌السلام) از برخاستن در مقابل جنازه صحبت کردیم. ابو مسعود گفت: ما همواره این کار را انجام می‌دادیم. حضرت فرمود: راست گفتی؛ این کار مربوط به زمانی بود که یهودی بودید.(9)

نمونه چهارم:

برخی به دنبال آن بودند تا پاره‌ای از آیات مربوط به یهود را به دیگران نسبت دهند. از ابن وهب روایت شده است: ابن زید در مورد آیه 61 سوره بقره«ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ؛ و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند.»(10) گفت: منظور از این عده، یهودیان بنی اسرائیلند. به او گفتم: آیه، درباره قبطیان مصر است[نه یهود بنی اسرائیل]. ابن زید گفت: این آیه چه ربطی به قبطیان نصر دارد؟! نه، به خدا قسم آن‌ها قبطیان مصر نبودند؛ بلکه یهودیان بنی اسرائیل بودند.(11)

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب) به کوشش سید محمدمهدی حسین پور و مجتبی رضایی، چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، صص83-85

پی نوشت؛

1_ مسلم، ج3، ص42

2_ این روایت را عبدالله عمر نیز از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کرده است.(بخاری، ج7، ص31؛ و...)

3_ مسند ابوداود، ص215 ؛ مسند الشامیین، ج4، ص343

4_ مسند احمد، ج1، ص 201 ؛ مجمع الزوائد، ج3، ص 28

5_ السنن الکبری نسائی، ج1، ص627 و 628

6_ مسند ابویعلی، ج3، ص454 ؛ مسند احمد، ج3، ص319

7_ السنن الکبری نسائی، ج1، ص627 و 628

8_ امالی محاملی، ص186 و 187 ؛ ناسخ الحدیث و منسوخه ابن شاهین، ص395 و 396

9_ مجمع الزوائد، ج3، ص28

10_ سوره بقره، آیه 61

11_ جامع البیان، ج1، ص449و 450

برشی از یک کتاب | سو استفاده عبدالله بن زبیر از عاشورا

از سوء استفاده کنندگان از نهضت عاشورا و شهادت سیدالشهدا(علیه‌السلام) عبدالله بن زبیر در مکه بود. او به شدت از حضور امام(علیه‌السلام) در مکه ناراحت و نگران بود و حضور امام حسین(علیه‌السلام) در مکه، سنگین‌ترین مردم برای او(اَثقَلَ النَّاسِ عَلَی اِبنِ زُبَیر) محسوب می‌شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پس از اتمام واقعه عاشورا و حوادث متاثر از آن، که کل بلاد اسلامی را تحت‌الشعاع خود قرار داد، عده‌ای در صدد سوءاستفاده از عاشورا و تحولات بعد از آن برآمدند که اشاره به آن جریانات لازم و بخش پایانی مباحث این دوران را تشکیل می‌دهد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت:

بعد از واقعه عاشورا و تحقق اهداف امام حسین(علیه‌السلام) با افشاگری آن حضرت از آغاز نهضت امام(علیه‌السلام) تا شهادت ایشان و تداوم آن با فداکاری زینب سلام الله علیها و افشاگری امام سجاد(علیه‌السلام) در کوفه، شام و مدینه، گرچه دشمن در رسیدن به اهداف خود ناکام گردید، اما عده ای با سوار شدن بر موج احساسات مردمی ناشی از مظلومیت سیدالشهدا(علیه‌السلام) در کربلا، تمام تلاش خود را در رسیدن به قدرت به کار بردند که یکی از آنان عبدالله بن زبیر در مکه و سپس قیام بن عباس از ایران بود که به شرح مختصر آن جریانات و سرانجام آنها در این قسمت می‌پردازیم:(۱)

 

عبدالله بن زبیر

از سوء استفاده کنندگان از نهضت عاشورا و شهادت سیدالشهدا(علیه‌السلام) عبدالله بن زبیر در مکه بود و چنانچه قبلا اشاره کردیم، او به شدت از حضور امام(علیه‌السلام) در مکه ناراحت و نگران بود و حضور امام حسین(علیه‌السلام) در مکه، سنگین‌ترین مردم برای او(اَثقَلَ النَّاسِ عَلَی اِبنِ زُبَیر) محسوب می‌شد و به همین جهت هم او، خوشحال ترین مردم در زمان خروج امام حسین(علیه‌السلام) از مکه بود، زیرا تا زمانی که امام(علیه‌السلام) در مکه حضور داشتند، کسی به ابن زبیر چندان اعتنایی نداشت، اما با شنیدن خبر شهادت امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا، نقاب نفاق به چهره زد و به یکی از مدعیان خونخواهی خون سیدالشهدا(علیه‌السلام) تبدیل شد و اعلام کرد که حسین بن علی(علیه‌السلام) مظلوم کشته شده است.

البته این اظهارات او به این معنا نیست که ادعا داشته باشد که به خونخواهی امام(علیه‌السلام)، قصد قیام یا شورش بر ضد یزید را دارد، بلکه با طرح مظلومیت امام(علیه‌السلام) مرتب در مکه القا می کرد امام حسین(علیه‌السلام) مظلوم کشته شده است و او هم به سبب یاری نرساندن به امام(علیه‌السلام)، به شدت پشیمان است و در ظاهر هم مرتب خود را سرزنش می کرد که چرا برای یاری حضرت(علیه‌السلام) اقدامی نکرد و چرا برای یاری ایشان به کربلا نرفت؟ او از همین مسئله برای اعتراض به یزید استفاده کرد و به گونه‌ای مدعیانه رفتار نمود که افراد با شنیدن اخبار کربلا و جنایتی که یزید مرتکب شده بود، فکر کنند که تنها مدعی اوست و به او بپیوندند تا بر ضد یزید قیام نمایند، زیرا در مکه، کسی جز عبدالله بن زبیر، فرزند زبیر و صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله، مدعی مظلومیت سیدالشهداء(علیه‌السلام) نبود که در بین مردم هم صاحب جایگاه بلندی داشت. این بهترین فرصت برای او بود که با سوء استفاده از موقعیت به دست آمده، با بیرون کردن حاکم مکه، بر آن شهر مسلط شود و بعد هم به همین بهانه، مدینه و سپس کوفه و بسته را هم به تصرف خود در می آورد و در نهایت هم بر کل منطقه عظیم عراق و حجاز و یمن حاکم شود.

از دیگر سو استفاده کنندگان از واقعه عاشورا، بنی عباس و قیام آنان از ایران بود که در آینده و در جای خود به آن خواهیم پرداخت.(۲)

انتهای پیام/

منبع: کتاب ثاقب جلد1، نگاهی تحلیلی به تاریخ صدر اسلام، مؤلف حجت‌الاسلام والمسلمین طائب، تحقیق و نگارش محمدمهدی حامدی، چاپ اول سال 95، انتشارات رشید، صص 152-154

پی نوشت؛

1 به شرح مفصل جریانات و تحولات سیاسی اجتماعی دوران امام سجاد، امام باقر، و امام صادق(علیهم‌السلام) در کتاب ثاقب دو پرداخته شده است.

2 - شرح و تفصیل آن را می‌توان در کتاب ثاقب ۲ را مشاهده کرد.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.