پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

گزارش | توطئه یهود علیه پیامبر(ص)

یهودیان طبق اطلاعاتی که داشتند، پس از عدم توانایی در سوء قصد نسبت به عبدالمطّلب، به سراغ فرزند وی، جناب عبدالله رفتند. طرح اولیه آن‌ها این بود که اگر بتوانند، نسل پیغمبر (ص) را به خودشان منتقل کرده و در آن‌جا از بین ببرند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ برنامه اول یهود در این زمینه که در مجموعه اقداماتشان مفهوم می‌شود، مانع شدن در راه ظهوراسلام، با جلوگیری از به دنیا آمدن پیامبر اسلام (ص) بود. قبر جد اعلای پیامبر اکرم (ص)، جناب هاشم در غزه فلسطین است. غزه فلسطین را غزةالهاشم هم می‌گویند. جای سؤال است که قبر ایشان به چه مناسبتی در آن منطقه می‌باشد؟

آنچه که در تاریخ وجود دارد، این است که ایشان با کاروان تجارتی از مکه به سمت شام می‌رفتند و بین راه هم خریدوفروش می‌کردند. یکی از مراکز خریدوفروش مدینه بود. در آن‌جا جناب هاشم به عنوان رئیس کاروان تجاری که برای مدینه سود فراوانی داشت، مهمان شخصی می‌شد که رئیس مدینه و در ضمن، رئیس خزرج بود. از طرفی خضرجی‌ها در کنار یهودی‌ها زندگی‌ می‌کردند و به این سبب، اطلاعات مربوط به پیامبر اسلام (ص) از بین یهودی‌ها به خزرجی‌ها منتقل می‌شد. بر اساس آن اطلاعات، رئیس مدینه به هاشم پیشنهاد می‌کند که شما داماد ما شوید و در پی این پیشنهاد، دخترش سلما را به ازدواج وی درمی‌آورد.

زمانی که کاروان برای تجارت از مدینه به سمت شام حرکت می‌کند، جناب هاشم به همسرش می‌گوید: تو از ازدواج با من پسری به دنیا می‌آوری و من هم احتمالاً از این سفر جان سالم به در نمی‌برم؛ اگر برنگشتم، مراقب باش تا یهودی‌ها فرزند متولد شده را نبینند، وگرنه او را خواهند ‌کشت.

جناب هاشم به سمت شام رفت و همان طور که عدم برگشتش را پیش‌بینی کرده بود (چون می‌دانست که تحت تعقیب است)، از آن سفر برنگشت. (البته از دنیا رفتنش نمی‌تواند به سبب مریضی باشد، زیرا کسی که مریض است برای تجارت 1000 کیلومتری نمی‌رود).

9 سال پس از آن، کاروان تجاری مشابهی به سمت شام رفت که رئیس آن برادر هاشم، جناب مطّلب بود. مطّلب هم مهمان همان خانه رئیس خزرجیان می‌شود. در آن‌جا می‌بیند که بچه‌ای با بقیه بازی می‌کند و در بازی کُشتی بر آن‌ها غلبه پیدا کرده و می‌گوید من بچه هاشم هستم. زمانی که از قضیه پرس‌وجو می‌کند، در گفتن استنکاف می‌کنند؛ اما بالأخره به ما وقع پی برده و تصمیم می‌گیرد که آن بچه را به همراه خود ببرد. در تاریخ اختلاف است که با توافق بچه را از آن‌جا می‌برد یا به زور؟ به اعتقاد ما توافقی بوده و اکراهی بودنش ساختگی است.

مطّلب بچه را به مکه ‌آورد و به همه گفت که این، برده من است؛ و به این ترتیب، فرزند هاشم به عبدالمطّلب (برده مطّلب) معروف شد. به همین روال بود تا این‌که عبدالمطّلب بزرگ شده و فاش می‌شود که او برادرزاده مطّلب است نه بنده او.  پس از آن، عبدالمطّلب به سیادت ‌رسیده و رئیس قوم می‌شود، و به این ترتیب از گزند یهودیان در امان می‌ماند.

 

پیروان ادیان در انتظار ظهور پیامبر اسلام (ص)

اطلاعات مربوط به ظهور پیامبر اسلام (ص)، در سده قبل از آن حضرت، تمام مکه را فراگرفته بود و مکه در حال انتظار به سر می‌برد. دلیل پخش شدن اخبار مزبور این بود که مکه به مرکز رفت‌وآمد کاروان‌های تجاری تبدیل شده بود؛ همچنان‌که پیروان ادیان الهی نیز به آن‌جا رفت‌وآمد داشتند، زیرا کعبه برای همه مسیحی‌ها، یهودی‌ها و مشرکین معتبر بود. دلیل دیگر برای آمدن علمای مسیحی و یهودی به آن سرزمین، این بود که آن‌ها  می‌دانستند محل ظهور پیامبر اسلام (ص)، مکه است و دو هدف متفاوت در این زمینه دنبال می‌شد: یهودی‌ها می‌خواستند او را بکشند، اما مسیحی‌های اصیل می‌خواستند به او ایمان بیاورند، زیرا سختی‌های دوران جاهلیت به آن‌ها فشار می‌آورد.

جناب عبدالمطّلب بعد از مطّلب، رئیس‌التجار شده بود. او در یک سفر تجاری به یمن رفت و مهمان سیف بن یزن، حاکم یمن شد. او به عبدالمطّلب می‌گوید که آیا در شهرتان خبر جدیدی اتفاق نیفتاده است؟ عبدالمطّلب پاسخ منفی می‌دهد. سیف دوباره می‌پرسد: آیا از پیغمبر آخرالزمان که قرار است بیاید، خبری نشده است؟ عبدالمطّلب ظاهراً اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. حاکم یمن به عبدالمطّلب می‌گوید: علی‌الظاهر، آن پیغمبر با شما نسبتی دارد و او به دنیا آمده است. جناب عبدالمطّلب چیزی بروز نمی‌دهد. حاکم یمن سخنش را تکرار کرده و از عبدالمطّلب می‌خواهد که از آن مولود مراقبت کند؛ وگرنه اگر یهود او را ببینند، خواهند کشت.

از امثال این قضایا معلوم می‌شود این‌که جریان یهود به دنبال کشتن پیامبر اسلام (ص) بودند، برای جهان مسیحیت آن روز و حتی برای مشرکان، کاملاً معلوم بوده است.

 

توطئه یهود علیه جناب عبدالله

یهودیان طبق اطلاعاتی که داشتند، پس از عدم توانایی در سوء قصد نسبت به عبدالمطّلب، به سراغ فرزند وی، جناب عبدالله رفتند. طرح اولیه آن‌ها این بود که اگر بتوانند، نسل پیغمبر (ص) را به خودشان منتقل کرده و در آن‌جا از بین ببرند. روی همین اساس، می‌خواستند زنی را به همسری عبدالله درآورند، و چون آن‌ها نسل را از طرف مادر می‌دانند، در نتیجه، پیغمبر از نسل آن‌ها می‌شد.

زن زیبایی از طرف یهودیان مأمور شد که تلاش نموده و با عبدالله ازدواج کند؛ اما چون عبدالله با آمنه ازدواج کرد، این مأموریت هم به موفقیت نینجامید.

نحوه ازدواج عبدالله با آمنه هم به این صورت بود که روزی جناب عبدالله و پدر آمنه مشغول شکار بودند. ناگهان پدر آمنه متوجه شد که چند نفر از پشت تپه‌ای حمله کردند تا جناب عبدالله را بکشند. او تلاش کرد که برود و به عبدالله کمک کند، اما دید که آن‌ها از چیزی ترسیده و فرار کردند. بی‌درنگ به مکه و خانه عبدالمطّلب رفت و به او پیشنهاد ازدواج دختر خودش با عبدالله را مطرح کرد. این پیشنهاد مورد قبول قرار گرفته و بدین ترتیب، ازدواج عبدالله با آمنه صورت گرفت.

رسمی در آن زمان بود که کسی که ازدواج می‌کرد، باید به تجارت می‌رفت. بر اساس همین رسم، عبدالله هم پس از ازدواج، مال‌التجاره‌ای از عبدالمطّلب گرفته و برای تجارت، به سمت منطقه شام حرکت کرد. موقعی که به مدینه رسید، او را زدند؛ اما همچنان‌که هاشم را دیر زده بودند، عبدالله را هم دیر زدند، چون نطفه فرزندش (پیامبر اسلام) در مکه بسته شده بود.

 

مطلع شدن علمای یهود از تولد پیامبر (ص) و عکس‌العمل آن‌ها

شبی که پیامبر اسلام (ص) متولد شد، صبحش در مکه، یکی از علمای یهود به دارالندوه که محل اجتماع بزرگان قریش بود، می‌رود و در آن اجتماع می‌پرسد: دیشب کدام یک از شما صاحب فرزند شدید؟ همه آن‌ها پاسخ منفی می‌دهند. عالم یهودی می‌گوید: پس حتماً در شام به دنیا آمده است. عبدالمطّلب در آن جلسه حضور نداشت، اما بعد متوجه می‌شوند که او صاحب نوه شده است. عالم یهودی تقاضا می‌کند که مرا ببرید تا این بچه را ببینم. زمانی که چشمش به بچه می‌افتد، ناگهان بیهوش می‌شود. پس از مدتی به هوش آمده و می‌گوید: این همان شخصی است که می‌خواهد بساط ما را از روی زمین جمع کند.

 

دور نگه داشتن پیامبر (ص) از محیط مکه

بعد از تولد پیامبر اسلام (ص)، آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا ایشان را بربایند. در مکه به راحتی می‌توانستند این اقدام را انجام دهند، چون  آن‌جا شهر توریستی بود و ورودوخروج کنترل نمی‌شد. بر همین اساس و جهت محفوظ ماندن پیامبر (ص) از توطئه یهود، عبدالمطّلب آن حضرت را به بهانه سپردن به دایه از مکه دور کرد.

این‌که گفته‌اند: مادر پیامبر (ص) شیر نداشت و به این جهت او را به دایه دادند، سخن صحیحی نیست؛ چون اگر علت، این بود، دایه‌ای می‌گرفتند تا در همان مکه به آن حضرت شیر دهد.

گاهی هم می‌گویند: رسم عرب این بود که بچه‌ها را به دلیل بدی آب و هوای مکه یا به دلایل دیگر به دایه می‌دادند. سؤال ما این است که آیا غیر از پیامبر (ص) هم بچه‌ای را آن زمان می‌توان پیدا کرد که او را به دایه سپرده باشند؟ مگر علی بن ابی‌طالب (ع) یا جناب حمزه را که یک ماه از پیامبر (ص) بزرگ‌تر بود، به دایه دادند؟ در بنی‌هاشم و بنی‌عباس حتی یک بچه را آن زمان پیدا نمی‌کنیم که به دایه سپرده، و او را از شهر بیرون برده باشد.

بالأخره پس از پنج سال، حلیمه از افراد غریبه‌ای که اطراف چادرها می‌گشتند، احساس خطر کرده و پیامبر (ص) را به مکه، نزد عبدالمطّلب بازگرداند.

انتهای پیام/

منبع: جلسه پانزدهم تاریخ تطبیقی(1393/09/18)

برشی از یک کتاب | عملیات‌های یهود علیه پیامبر(ص)

سازمان یهود پس از حضرت عیسی(علیه‌السلام) جز اسلام هیچ تهدیدی در برابر خود نمی‌دید. آنان درباره اسلام، اهداف آن، آورنده و ادامه دهنده آن اطلاعات جامع و کاملی داشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ بخش عمده‌ای از تاریخ قرآن به بازگویی تاریخ بنی اسرائیل و یهود و رویارویی آنان با پیامبر آخرالزمان(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اختصاص یافته و همین دلیل کافی است تا نویسندگان مسلمان به این موضوع توجه کنند. اما با نگاهی هرچند گذرا به کارنامه آثار نویسندگان شیعه چنین چیزی را نخواهیم دید. حتی در کتابخانه‌ها نیز در این زمینه آثار فراوانی یافت نمی‌شود.

در بیان علت این امر باید گفت یهود برای اثرگذاری بر تاریخ بسیار کوشیده و هزینه‌های هنگفتی برای تحریف تاریخ صرف کرده است. ایجاد سیستمی برای حذف و سانسور کتاب‌ها و نوشتارهای ضد یهودی از جمله این تلاش‌هاست.

یهود این همه توفیق در تحریف تاریخ را مدیون آموزش‌هایی است که در دوران بیابان دیده است. با جست‌وجوی اندکی در تاریخ، ردپای یهودیان را در جنگ‌هایی که ضد آن‌ها برپا شده است، خواهیم یافت.

مظلوم نمایی یکی از مهمترین ابزار آنان برای دستیابی به هدف بوده است. گویی در طول تاریخ دستی در کار بوده تا یهودیان را از سال‌های پیش از میلاد تا قرون حاضر همواره ستم‌کش و در عین حال شجاع و راسخ در عقیده نشان دهد. آمار شگفت انگیز کشتارهای یهودیان که بیشتر به صورت اعدام دسته جمعی گزارش شده است، احتمال جعل و دست‌کم تحریف را در ذهن تقویت می‌کند.(۱)

پس از عیسی(علیه‌السلام) تنها عنصر تهدید علیه یهود پیامبر آخرالزمان(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود. آن‌ها اوصاف او را که در تورات نیز آمده است، دقیق می‌دانستند ولی با تحریف معنوی، آیات مربوط به آن حضرت را به گونه‌ای دیگر تفسیر کردند.(۲)

خداوند درباره این عمل می‌فرماید «إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتَابِ وَیَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا ۙ أُولَٰئِکَ مَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلَا یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ کسانی که کتمان می‌کنند آنچه را خدا از کتاب نازل کرده، و آن را به بهای کمی می‌فروشند، آنها جز آتش چیزی نمی‌خورند؛(و هدایا و اموالی که از این رهگذر به دست می‌آورند، در حقیقت آتش سوزانی است.) و خداوند، روز قیامت، با آن‌ها سخن نمی‌گوید؛ و آنان را پاکیزه نمی‌کند؛ و برای آن‌ها عذاب دردناکی است.»(3)

سازمان یهود که مجموعه گسترده‌ای از اطلاعات را در اختیار داشت، پیامبر آخرالزمان(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را همانند فرزندان خویش می‌شناخت.(4) این سازمان که عیسی(علیه‌السلام) را به پیامبر مفقودالاثر تاریخ تبدیل و در حواریون او نیز نفوذ کرد، برای نابودی تهدید نهایی چه کرد؟

سازمان یهود پس از حضرت عیسی(علیه‌السلام) جز اسلام هیچ تهدیدی در برابر خود نمی‌دید. آنان درباره اسلام، اهداف آن، آورنده و ادامه دهنده آن اطلاعات جامع و کاملی داشتند.

با توجه به آموزش‌های پیشین و تجربه عملی آن‌ها و نیز با توجه به تاکید و پشتکار این سازمان در رسیدن به حکومت جهانی، طبیعی بود که در برابر این تهدید به برنامه‌ریزی و مقابل بپردازد؛ همان گونه که در برابر عیسی(علیه‌السلام) ایستاد و شایعه فحشای مریم سلام الله علیها و تصمیم به سنگسار ایشان(5) و براندازی عیسی(علیه‌السلام) از برنامه‌های یهود بود.

مجموعه عملیات یهودیان برای مبارزه با پیامبر آخرالزمان در سه مرحله طرح ریزی شده بود؛

1 - ترور پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و جلوگیری از ظهور ایشان.

2 - ایجاد موانع بر سر راه ایشان برای جلوگیری از رسیدن به قدس؛ چون قدس محور خواسته یهود بود و اگر این منطقه به دست پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فتح می‌شد، یهود برای همیشه ناامید می‌گردید.

3 - نفوذ در حکومت پیامبر خاتم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و حاکمیت بر آن.

منبع: دشمن شدید، دفتر اول(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب)، چاپ دوم، زمستان 95، انتشارات شهید کاظمی، صص211-213

پی نوشت؛

1 روژه گارودی، نویسنده و محقق فرانسوی که به دلیل تألیف کتاب‌های ضد صهیونیسم محاکمه شد، در یکی از تألیفات خود به موضوع یهود ستیزی با افسانه نژادکشی بنی اسرائیل اشاره کرده و مطالبی شگفت از منابع غربی در این زمینه آورده است.(ر.ک: تاریخ یک ارتداد، ص76)

2 در این باره: ر.ک: محضر الشهود فی رد الیهود، حاج بابا قزوینی یزدی

3 بقره، 174

4 خداوند در آیه 146 سوره بقره می‌فرماید: اهل کتاب همچنان که فرزندان خود را می‌شناسند، او را می‌شناسند ولی گروهی از ایشان در عین آگاهی، حقیقت را پنهان می‌کنند.

5 نساء، 156

پرسش از استاد | آتش به اختیار

پرسش شما: منظور از آتش به اختیار در امور فرهنگی چیست؟

 

پاسخ استاد: شرط صدور فرمان آتش به اختیار این است که نیرو به خوبی آموزش دیده باشد و دید مناسبی نسبت به اتفاقات داشته باشد.

زمانی که نیرو آموزش مناسب دید، به او می‌گویند که آغاز کند و اگر بخواهیم در حوزه فرهنگی آن را پیاده کنیم، زمانی که فرمان آتش به اختیار صادر می‌شود، به معنای صدور یک دستور همگانی است.

یعنی این کار اختصاص به سازمان خاصی یا گروه خاصی ندارد، تمام افراد را می‌گویند که بروید و کار کنید؛ این در چه صورتی است؟ در صورتی است که آموزش‌ها و بصیرت‌ها به حدی رسیده باشد و افراد به حدی فراوانی داشته باشند که وقتی به میدان بروند، دشمن نتواند به آن‌ها ضربه بزند.

آتش به اختیار احقاق تمدن اسلامی است. نقشه‌ای که از قبل طراحی و اجرا شده بوده، تا حدی موفق به تربیت افرادی شد تا بتوانند آتش به اختیار حرکت کنند و این یعنی تحولی در نقشه فرهنگی ما برای رسیدن به اهداف و فتح قله‌ها بود، اگر فرمان آتش به اختیار به خوبی عمل شود، ما فاتح قله‌ها خواهیم بود.

مخاطب این فرمان عموم مردم هستند و اجرای آن را بر همه افراد تاکید می‌کند. آتش به اختیار مدیران را هم شامل می‌شود. ما گفتیم هر کسی به اندازۀ توانی که دارد باید اقدام کند. برای آن کسی که مسؤول حوزه است، او به اندازۀ توانمند‌ی‌اش در آن جایگاه باید آتش به اختیار عمل کند و منتظر نماند تا از جایگاه‌های بالاتر بیایند و به او بگویند که آقا! برو روی طلبه‌ها کار کن؛ برو طلبه جذب کن؛ کار باید خود جوش باشد.

منبع: گفت‌وگو با رسا(1399/03/30)

برشی از یک کتاب | نفوذ فرهنگی یهود؛ کعب الاحبار

پذیرش اسلام از سوی وی همزمان با آغاز امارت و فرمانروایی معاویه در شام بود. برخی محققان از دیدار کعب الاحبار از شام و همزمانی نصب معاویه به عنوان والی آن سرزمین و پذیرش اسلام از سوی کعب سخن گفته‌اند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نفوذ فرهنگی یهود در میان جامعه مسلمانان همواره وجود داشته است. این نفوذیان برخی آشکارا و برخی به صورت ناشناس شاخه فرهنگی جبهه نفوذ را فعال کرده و از همان آغازین روزهای پس از شهادت رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به فعالیت پرداختند.

از این رو در میان محدثان و فقهای مسلمان هم باید به دنبال افراد شناخته شده و سرشناس یهودی گشت و هم با رصد روایات اسرائیلی تلاش نمود تا به لایه‌های مخفی تر این جبهه نزدیکتر شد.

در ادامه به شخصیت شناسی برخی از افراد شناخته شده و نیز متهمان به مخفی کاری جبهه نفوذ می‌پردازیم؛

1 - کعب الاحبار

ابواسحاق، کعب بن ماتع حمیری یمنی(1) معروف به کعب الاحبار از بزرگترین دانشمندان یهودی به شمار می‌آمده است. حَبر یا حِبر در اصطلاح مردم به معنای عالم یهودی بود که بعدها به هر عالمی(مسلمان، مسیحی یا یهودی) نیز اطلاق می‌شد(2)

او در زمان جاهلیت از بزرگان علمای یهود در یمن بود(2) کعب در حالی که زمان رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز زنده بود در زمان خلیفه اول و گفته شده در زمان خلیفه دوم مسلمان شد!(4)

کعب درباره مسلمان شدنش می‌گوید: پدرم از داناترین مردم به تورات بود، روزی مرا طلبید و اعلام داشت که در دو ورقه کاغذ مطالبی را نگاشته و در گوشه‌ای از خانه پنهان کرده و تا زنده است راضی نیست کعب آن‌ها را مطالعه کند.

کعب لحظه شماری می‌کرد تا بالاخره پدرش مُرد و آن کاغذها را مطالعه کرد. آن دو ورقه شامل اوصاف رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امت وی بود: محمد صلی الله علیه و آله که پس از او پیامبری نیست، در مکه زاده می‌شود و به مدینه هجرت می‌کند. اخلاقی معتدل دارد و در بازارها فحاشی نمی‌کند و اهل گذشت است؛ پیروانش همیشه خدا را سپاس می‌گذارند و عورت خود را می‌شویند و لنگ به کمر می‌بندند و انجیلشان در سینه‌هایشان است و به یک‌دیگر بسیار مهربانند...

کعب با وجود مطالعه این دو ورقه هرگز به رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ایمان نیاورد و به گفته خودش هر علامتی را که می‌دید منتظر دیدن علامت بعدی برای اطمینان خاطر بیشتر بود! تا این‌که بعد از رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در سفری که خلیفه وقت به یمن داشت، کعب پیش وی رفته اظهار اسلام کرد؛ چرا که شب قبل از آن صدای مسلمانی را شنیده بود که این آیه را تلاوت می‌کرد.

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ کَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ؛ ای کسانی که کتاب(خدا) به شما داده شده! به آنچه(بر پیامبر خود) نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه صورتهایی را محو کنیم، سپس به پشت سر بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت»[= گروهی از تبهکاران بنی اسرائیل‌] را دور ساختیم.»(5)!!

بنا بر گفته طبری و ابن اثیر، کعب الاحبار در سال ۱۷ قمری(حدود ۸۰ سالگی) در زمان خلافت خلیفه دوم در شهر مدینه اسلام را پذیرفت(6) اما ابن اعثم اسلام او را در سفر خلیفه به بیت المقدس دانسته، نه در آمدن او به مدینه(7)

پذیرش اسلام از سوی وی همزمان با آغاز امارت و فرمانروایی معاویه در شام بود. برخی محققان از دیدار کعب الاحبار از شام و همزمانی نصب معاویه به عنوان والی آن سرزمین و پذیرش اسلام از سوی کعب سخن گفته و خاطرنشان کرده‌اند که میان این دو توافقی صورت گرفته است تا بدین وسیله اهداف خویش را دنبال کنند.(8)

کعب پس از اسلام آوردن به یکی از صحابه می‌گفت «در تورات این‌گونه آمده که سرزمین‌هایی که سکنای بنی اسرائیل بوده است به دست مردی از صالحان که بر مومنان رحمت و بر کافران شدت دارد و حرف و عملش یکی است و اطرافیانش هم راهبان شب و شیران روز هستند، آزاد می‌شود.» و آن صحابی هم سپاس خدا را به جا آورد.(9)

کعب در پایان عمرش آرزو می‌کرد «کاش گوسفند خانواده‌ام بودم و آن‌ها سر مرا بریده، می‌پخته و می‌خوردند!»(10) این آرزو از آن جهت جالب است که مشابه آن از برخی سران صحابه و صاحبان قدرت(11) نیز در پایان عمرشان نقل شده است.

ادامه دارد...

منبع: کتاب دشمن شدید، دفتر دوم(برگرفته از مطالب استاد مهدی طائب)، چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، صص 120و123

پی نوشت؛

1 ذهبی، تاریخ الاسلام، ج3، ص397

2 چنانکه ابن عباس حبر الامه و حبر البحر نامیده شده است.(اسد الغابه، ج3، ص291)

3 زرکلی، الاعلام، ج5، ص228

4 تاریخ مدینه دمشق، ج50، ص151/ استاد کعب، ابومسلم جلیلی نیز از یهودیان منطقه یمن بود که بعدها ساکن شام شد.

5 نساء، 47

6 طبری، ج4، ص59

7 ابن اعثم، کتاب الفتوح، ج1، ص228

8 نجاح طائی، نظریات الخلفتین، ج2، ص291-293

9 تاریخ مدینه دمشق، ج50، ص161و162

10 همان، ص172

11 شعب الایمان، ج1، ص485 و 486

 

یادداشت | برنامه یهودیان عصر پیامبر(ص) با یهودیان عصر غیبت

در عصر غیبت امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه) وظیفه امت اسلامی آن است که با اتحاد و انسجام و بیداری و بصیرت قرآنی نقش‌های پیدا و پنهان صهیونیست بین‌الملل را شناسایی و با همان شیوه‌های تقابلی رسول الله(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) به صورت فعّال به میدان بیاید.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ مطالعات قرآنی پیرامون موضوع تمدن اسلامی، نقش رسول اکرم(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) در شکل گیری این تمدن و رویارویی آن حضرت با موانع موجود را نمایان می‌سازد.

از دیدگاه آیات قرآن، همزمان با بعثت نبی اکرم(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، فرهنگ و تمدن اسلامی با ملاک‌هایی چون الهی بودن، مبارزه با جهل و استبداد، بیداری افکار عمومی و اصلاح جامعه با تکیه بر اتحاد و تعاون مسلمانان، قابلیت بنیان گذاری دارد اما یکی از بزرگ‌ترین موانع پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) در تحقق این هدف، سران یهودند که با حربه‌های گوناگون به فتنه انگیزی می‌پردازند.

آن‌ها مبنای خود در این حرکت را بر چهار محور اصلی یعنی؛ انکار وحیانی بودن قرآن و نبوت آن حضرت، همکاری با مشرکان و منافقان، و ایجاد شکاف بین مسلمانان قرار می‌دهند. حال آن که پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، به عنوان معمار این تمدن، با حمایت‌های الهی و به کارگیری تدبیر نسبت به بسیاری از توطئه‌ها آگاهی می‌یابد و با اتخاذ شیوه‌های تقابلی مناسب و به موقع، تا آخرین لحظه حیات در خنثی سازی ترفندهای این دشمنان می‌کوشد تا همچنان پایه‌های این تمدن مستحکم باقی بماند.

در عصر غیبت امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه) عیناً صهیونیست بین الملل با همین برنامه‌ها و با استفاده از همه‌ی امکانات مکتوب و الکترونیک و سیستم‌های اطلاع رسانی بر روی همین چهار محور فعالیت می‌کنند و امروزه وظیفه امت رسول الله(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) این است که همان شیوه‌های تقابلی را به صورت فعال به میدان بیآورند و تمدن اسلامی را به منصه ظهور برسانند.

 

* انکار حقانیت نبوت پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)

تمام تجربیات تمدن ساز نشان می‌دهد که دین، هدایت کننده حرکات عظیم اجتماعی است و بدون داشتن ایدئولوژی و تلاش در جهت آن، هیچ تمدنی امکان تحقق نمی‌یابد. از آن جا که یهود می‌داند تمدن اسلامی بر پایه آیین وحیانی و با محوریت رسول اکرم(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) استوار است، از ترفندهای گوناگون برای مقابله با نبوت پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) و الهی بودن قرآن استفاده می‌کند.

علمای یهود، در آغاز به انکار پدیده وحی روی می‌آورند تا از ریشه‌دار شدن تمدن اسلامی ممانعت کنند. آن گاه با پنهان کردن حقایق وحیانی و ایجاد شبهه در باورهای مسلمین، گام‌های بعدی خود در این مسیر را طی می‌کنند.

1- انکار اصل وحی

برخلاف نظر برخی از قرآن پژوهان که معتقدند پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) در آغاز بعثت امید فراوانی به یهود مدینه دارد و پس از هجرت، متوجه دشمنی آن‌ها می‌شود(جعفری، بی‌تا، ج3، ص483 به نقل از ونسنک، دائره المعارف اسلامیه، ج1، ص28) ، مضمون برخی از آیات قرآن حاکی از آن است که یهود به دلیل باورهای نادرست خود علیه اسلام، حتی در مکه نیز مخالفتش را با آن حضرت نشان می‌دهد.

انکار وحی بر رسول خدا(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) که ناشی از اعتقاد آنان نسبت به عدم نزول کتاب آسمانی بر هر انسانی است(مکارم شیرازی، 1374، ج5، ص 339) و البته با اعتراف آن‌ها نسبت به نزول تورات بر موسی هم خوانی ندارد(مغنیه، 1424، ج3، ص223) ، نمونه‌ای از اندیشه‌های باطل آن‌ها است که در آیات مکی دنبال می‌شود «وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى بَشَرٍ مِنْ شَیءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتَابَ الَّذِی جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِیسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ کَثِیرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُکُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یلْعَبُونَ.»(انعام/91)

یهود، با عدم پذیرش نزول وحی بر پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، نه تنها قصد دارد نبوت آن حضرت را زیر سؤال برد بلکه می‌خواهد مانع از این شود که ایشان مدیریت جامعه را بر عهده گرفته، زمینه پیدایش تمدن اسلامی را در سایه رهبری خود فراهم آورد. اما مسلم است که چون این تمدن بر مبنای توحید شکل می‌گیرد و معاد، نبوت و امامت از ارکان آن به شمار می‌رود، ارتباط وحیانی پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) با پروردگار و وجهه الهی ایشان در مقام رهبر از همان بدو رسالت، چنان پشتوانه محکمی ایجاد کرده که با انکار اصل وحی نیز همچنان پابرجا می‌ماند.

2- کتمان حقایق تورات

یکی دیگر از حربه‌های یهودیان برای مردود اعلام کردن نبوت پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، کتمان وجود این حقیقت و بخصوص صفات آن حضرت در تورات است: «یا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یبَینُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیعْفُو عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ.» (مائده/15 و نیز بقره/146) که همراه با دیگر شگردهای آن‌ها، ازجمله آمیختن حق و باطل «وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ.»(بقره/42 و نیزآل عمران/71) در قرآن آمده است.

هدف یهود از کتمان حقایق و تحریف آن‌ها، جلوگیری از بیداری افکار عمومی و ایجاد مانعی در گرویدن مردم به رسول الله(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) است، آن‌ها قصد دارند تا انسآن‌های جاهل قبل از اسلام، اکنون نیز نتوانند از واقعیات آگاه شده، با شناخت حق از باطل و پیروی از مقتدایی چون پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، در ایجاد و توسعه تمدن اسلامی نقشی داشته باشند.

برخی از عالمان یهود که با پیدایش آیین جدید مخالفند، حقایق ظهور نبی اکرم(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) را که در تورات آمده، نه تنها از مسلمانان که از خود عوام یهود نیز مخفی می‌کنند چون از این می‌ترسند که اگر به رسالت آن حضرت اعتراف کنند، منزلت آنان فرو ریزد(ر.ک: مکارم شیرازی، 1374، 216/1) و در عوض، پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، تمدن اسلامی را پایه‌گذاری کند؛ تمدنی که شاید سال‌ها بعد توسعه یابد. بنابراین، تلاش یهود به این معنا نیست که در آن زمان تمدن اسلامی به تمام معنا وجود دارد، بلکه حتی از بیم شکل‌گیری آن، در آغاز بعثت نیز دست به توطئه می‌زند.

آسیب مهم دیگری که از طرف عالمان یهود متوجه اسلام است و در آیات بسیاری از قرآن با حساسیت خاصی روی این مسأله تأکید می‌شود، جعل آیات «وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِیقًا یلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْکِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْکِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْکِتَابِ وَیقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَیقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَهُمْ یعْلَمُونَ.»(آل عمران/78) و تحریف بعضى از مطالب کتاب آسمانى است: «أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ یؤْمِنُوا لَکُمْ وَقَدْ کَانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یسْمَعُونَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ یحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یعْلَمُونَ.»(بقره/75 و نیز41بقره؛ نساء/46 و55) کتمان آیات مربوط به ظهور پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، مهم‌ترین مطلبی است که یهود به تحریف آن می‌پردازد.(جعفری، بی‌تا، ج3، ص94)

این در حالی است که قوم یهود پیش از اسلام و هنگام روبه روشدن با مشرکان، با افتخار از پیامبر موعودی سخن می‌گوید که به گمانش سیادت اجتماعی آینده یهود در سایه او به دست می‌آید.(بقره/89) ولی پس از بعثت که با واقعیت دیگری مواجه می‌شود، واکنش متفاوتی از خود نشان می‌دهد.(دروزه، بی‌تا، ص458)

3- القای شک و تردید در اعتقاد مسلمانان

یکی از ترفندهای مهم تبلیغاتی و توطئه فرهنگی در مبارزه با تمدن اسلامی، ایجاد جنگ‌های روانی است که در قالب تخریب شخصیت‌های مهم دینی و کتاب آسمانی صورت می‌گیرد. سران یهود در عصر بعثت، از این راه به عنوان حربه‌ای استفاده می‌کنند تا اذهان عمومی را نسبت به رسول الله(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) که رهبر دینی است و قرآن که کتاب با اوست، دچار تشویش کرده، با ایجاد شک و تردید در اعتقاد و ایمان مسلمانان، آن‌ها را از گرویدن به آن حضرت پشیمان کنند.(ر.ک: دروزه، 1429، ج6، ص182؛ جعفری، بی‌تا، ج1، ص158)

عدم پیروزی مسلمانان در جنگ احد، بهآنه‌ای است برای یهود تا به دور از انتظار بودن شکست پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) را با طعنه بیان کرده، برای تخریب اذهان عمومی، شایعه کند که اگر او رسولی بر حق و مأموری از طرف خدا بود، شکست نمی‌خورد؛. بدین طریق افکار مردم کوته فکر را تحت تأثیر قرار می‌دهد و ذهنیت آن‌ها را نسبت به رهبر جامعه دینی دچار تشویش می‌کند. (ر.ک: طبرسی، 1372، ج2، ص706؛ مکارم شیرازی، 1374، ج2، ص449)

 

* همکاری با مشرکین

دعوت رسول الله(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) و حرکت ایشان در شکل‌دهی تمدن اسلامی، از آغاز، توأم با ندای عدالت بوده است. با این حال، آیین جدید با اندیشه‌های یهود و مشرکان سازگاری ندارد و منافع آن‌ها را به خطر می‌اندازد. از این رو علی رغم این که این دو گروه، به لحاظ عقیدتی با هم تفاوت‌هایی دارند، اما از آن جا که هر یک از آن‌ها سرسخت‌ترین دشمنان آن حضرت به حساب می‌آیند(مائده/82؛ رک: دروزه، بی‌تا، ج2، ص185) در مخالفت با پایه‌گذاری تمدن اسلامی به دست پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) ، علیه ایشان متحد شده، پیوند دوستی برقرار می‌کنند. (مائده/81 و80؛ ر.ک: مغنیه، 1412، ج3، ص114؛ دروزه، بی‌تا، ج2، صص127 و 126)

با استناد به آیات قرآن، می‌توان همکاری یهودیان و مشرکین را در سه محور حمایت فکری، اطلاعاتی و نظامی به بحث گذاشت؛

1- حمایت فکری

هنگامی که انقلابی در محیطی روی می‌دهد، مسلماً منافع گروهی ظالم و خودکامه به خطر می‌افتد؛ در این حالت، اولین اقدام آنان، پیش کشیدن جنگ سرد و تبلیغات مستمر به نفع خویش است.(ر.ک: مکارم، 1374، ج1، ص98) امروزه، دشمنان اسلام با استفاده از این روش، به دنبال ترویج سبک زندگی غیر الهی در جوامع اسلامی هستند.

قرآن سند موثقی است که به وضوح از این فعالیت‌ها پرده برداری کرده، راه کارهای متنوع یهودیان را در قالب موارد زیر نشان می‌دهد:

الف- روحیه دادن به مشرکین

درخواست مشرکین مکه از یهودیان برای داوری میان آن‌ها و مؤمنین، قضاوت علمای یهود به نفع مشرکین و تشویق آن‌ها به ادامه بت پرستی «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیبًا مِنَ الْکِتَابِ یؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَیقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلًا»(نساء/51)، حاکی از حمایت فکری سران یهود از دشمنان داخلی پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) در مکه است.

ب- طرح سؤالات پیچیده

با شکست یهود در مجادلات کلامی مقابل پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، سران این قوم تصمیم می‌گیرند تا با تحریک مشرکین، آن حضرت را به مناظره علمی فراخوانند. گروهی از سرکردگان یهود با پیش کشیدن سؤالات پیچیده دینی(اعراف/187؛ اسراء/85؛ کهف/83)، در پی خرد کردن شخصیت رسول الله(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، این نقشه را طرح می‌کنند، اما به جای رسیدن به هدف خود، با آشکار شدن مقام علمی پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، حتی برخی از یهودیان، مسلمان می‌شوند.(قمی، 1363، ج2، صص32 و 31)

2- حمایت اطلاعاتی

یکی از حربه‌های دشمن در جلوگیری از ایجاد تمدن اسلامی و یا پیشرفت آن، خیانت به نظام‌های حکومتی است.

الف- جاسوسی

یکی از اعمال نفاق آلود یهودیان که آن را در جهت همکاری با مشرکین انجام می‌دهند، حضور در مجالس مسلمانان به منظور کسب اطلاعات از وضعیت آن‌ها و جاسوسی برای سران قریش است: «یا أَیهَا الرَّسُولُ لَا یحْزُنْکَ الَّذِینَ یسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِینَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یأْتُوکَ یحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ...»(مائده/41؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1374، ج4، ص384؛ جعفری، بی‌تا، ج3، صص157 و 159)

ب- پیمان شکنی

نقض پیمان، یکی از خصلت‌های شناخته شده یهود در همه دورآن‌ها و از جمله در عصر پیامبر (صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) است. معرفی یهودیان پیمان شکن در آیات قرآن به عنوان افراد خیانت کار، این مطلب را تأیید می‌کند.(مائده/12 و 13) یکی از مهم‌ترین اقدامات سیاسی پیامبر (صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) پس از هجرت، آن است که میان مسلمانان به عنوان «امت واحده» همبستگی ایجاد کند و یهودیان را نیز در این امت جای دهد.

ج- طرح قتل پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)

خیانت یهود محدود به پیمان شکنی و افشای اطلاعات سری مسلمانان نیست. بلکه به مرور دامنه آن گسترده شده، تا حد تهدید زندگانی پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) هم پیش می‌رود و سرانجام این تهدید توسط یهود بنی نضیر آشکار می‌شود. آنان که در نتیجه همبستگی با مشرکین مکه، جسارت یافته، در پی توطئه‌ای برای قتل پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) برمی‌آیند.

با این وجود، مدیریت هوشمندانه پیامبر (صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) در حفظ موقعیت خود و نظام اسلامی، حتی بعد از افشای برخی اسرار حکومتی و پیمان شکنی از سوی یهود، جامعه را هم چنان در مسیر تحولات مربوط به شکل‌گیری تمدن اسلامی به پیش می‌برد... .

3- نظامی

علیرغم این که امروزه جنگ سخت از سوی دشمنان اسلام، جای خود را به جنگ نرم و ابزارهای تبلیغاتی داده است، اما همچنان در برخی نقاط جهان نبردهای مسلحانه ادامه داشته، تلاش می‌شود تا از هر راه ممکن، از اشاعه تمدن اسلامی جلوگیری شود. شیوه‌های برخورد با این تمدن از قرن‌ها پیش تاکنون به همین سبک بوده است، چنانکه یهود عصر پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) نیز همین روش‌ها را به کار می‌گیرد، اما سیاست آن‌ها، به مرور از نوع تبلیغاتی علیه مسلمانان به سیاست اتحاد نظامی با مشرکان مکه تغییر می‌یابد.(انفال/56 و55) پشتیبانی نظامی یهود از مشرکین در جنگ احزاب، نمادی از اتحاد دشمنان پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) است.

* هم دستی با منافقان

یکی از راه کارهای دشمنان در مقابله با تمدن اسلامی، تحریک گروه‌های مخالفی است که از داخل مناطق اسلامی، به عقاید دینی مردم ضربه وارد می‌کنند. با گسترش روزافزون اسلام در دوران حیات پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله)، یهود که خود را شکست خورده می‌بیند، بهترین ترفند در مبارزه با تمدن اسلامی را اتحاد با دیگر مخالفان آن حضرت می‌پندارد و این بار تلاش می‌کند تا با منافقان داخلی همکاری کند.

در آغاز بعثت نبی اکرم (صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) که برخی یهودیان اسلام را می‌پذیرند و برخی دیگر به صراحت به کفر خود اعتراف می‌کنند، گروهی از مشرکان نیز به ظاهر در جرگه مسلمانان درمی‌آیند. نحوه پشتیبانی سران یهود از منافقان همانند حمایت آن‌ها از مشرکین است.

*تفرقه افکنی

اتحاد و همبستگی اجزای هر امتی، موفقیت آن را تا حدود زیادی تضمین می‌کند؛ اهمیت موضوع تا آن جا است که در غیبت موسی(علیه السلام)، هارون از بیم تفرقه در بنی اسرائیل، با گمراهان برخورد شدیدی ندارد و به ظاهر از فرمان آن حضرت سرپیچی مى‌کند«قَالَ یا ابْنَ أُمَّ لَا تَأْخُذْ بِلِحْیتِی وَلَا بِرَأْسِی إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَینَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِی.»(طه/94) این موضوع در پیدایش تمدن اسلامی و توسعه آن در هر زمانی صادق است.

بسیاری از آیات قرآن، تلاش سران یهود که درصدد قطع پیوند مؤمنان هستند را یادآوری می‌کند؛ نمونه‌های ذیل، این موضوع را در موقعیت‌های گوناگون رسالت پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) به نمایش می‌گذارد:

1- شکستن پیوند برادری؛ آفت تمدن اسلامی

گرچه رسول خدا(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) با ایجاد پیمان اخوت، قصد دارد تا اتحاد امت را برقرار کرده، زمینه شکل‌گیری تمدن اسلامی را فراهم کند، اما حرکت‌های تفرقه افکنانه یهود، آن حضرت را با مشکلاتی روبه رو می‌کند؛ سران یهود می‌کوشند تا صمیمیت موجود میان مهاجران و انصار را با برانگیختن تعصب آن‌ها و جعل تبلیغات هر یک علیه دیگری خدشه‌دار کنند یا با یادآوری بغض‌ها و کینه‌های قبایلی که پیش از اسلام بر ضد هم می‌جنگیدند، دشمنی آن‌ها را زنده کرده، اختلاف و پراکندگی بیشتری را سبب شوند: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنْتُمْ شُهَدَاءُ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ.»(آل عمران/99؛ طبری، 1412، ج4، صص17 و 16؛ دروزه، 1429، ج7، ص200) در این میان، منافقان نیز که کمر به نابودی اسلام بسته‌اند، همکاری مضاعفی با یهود دارند.

2- اعتراض به تغییر قبله؛ مبارزه با استقلال جوامع اسلامی

واکنش یهود نسبت به تغییر قبله مسلمین نیز با هدف پراکنده کردن مسلمانان و شکاف میان آن‌ها همراه است، چرا که موضوع قبله و تغییرآن، از عوامل مهم در حفظ استقلال فرهنگی جامعه است. این در حالی است که هر امتی قبله‌ای مخصوص به خود دارد(بقره/18) که مظهر بارز استقلال و حاکمیت هر جامعه دینی به شمار می‌رود.

3 - تخریب رهبر جامعه اسلامی؛ بنیان‌گذار تمدن اسلامی

یهود، از نقش محوری رسول خدا(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) در ساختن تمدن اسلامی، آگاه است و تأثیر رهبری پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) را در اتحاد امت، به وضوح می‌بیند؛ از این رو برای ایجاد شکاف بین مسلمانان، سعی می‌کند تا جایی که ممکن است، از قدر و منزلت آن حضرت نزد عموم بکاهد؛ به عنوان نمونه، با شکست مسلمانان در جنگ احد و تضعیف روحیه آن‌ها، از این موقعیت به نفع خود استفاده کرده، در جهت بدبینی مردم به رهبر جامعه اسلامی شایعه پراکنی می‌کند و عملیات روانی را به عنوان بهترین حربه در جداسازی مسلمانان به کار می‌گیرد، بر این اساس، با ادعای خود نسبت به ضعف و سستی دولت نوپای مدینه شروع می‌کند و با پیمان شکنی ادامه می‌دهد.(آل عمران/12؛ طبرسی، 1372، ج2، ص706؛ مکارم شیرازی، 1374، ج2، ص449) یهود به قصد تشویش اذهان، با همکاری منافقان در مدینه، حتی به تحریف سخنان پیامبر(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) می‌پردازد.(دروزه، 1429، ج9، ص129)

*عصر غیبت

یهود، با همه ابزارهایی که به کار می‌گیرد، در رسیدن به هدف خود برای ریشه‌کن کردن تمدن اسلامی، شکست می‌خورد. چرا که رسول خدا(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) با الهام از آموزه‌های وحیانی و به کارگرفتن تدابیر هوشمندانه، بذر اسلام را در سراسر عالم پراکنده می‌کند تا نهال آن به دست اهل بیتش سامان دهی شود و اعتقادات قرآنی و اخلاقی اسلامی، تحت لوای ولایت آنان رواج یابد.

در عصر غیبت امام زمان(عجل‌الله تعالی فرجه) وظیفه امت اسلامی آن است که با اتحاد و انسجام و بیداری و بصیرت قرآنی نقش‌های پیدا و پنهان صهیونیست بین الملل را شناسایی و با همان شیوه‌های تقابلی رسول الله(صلی‌الله‌‌علیه‌‌وآله) به صورت فعّال به میدان آمده و تمدن اسلامی را احیاء و به منصه ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) برسانند.

نویسنده: محمدزاده، پژوهشگر عرصه تاریخ

منابع:

قرآن کریم.

مکارم شیرازی، ناصر (1374) ، تفسیر نمونه، تهران: دارالکتب الإسلامیه.

مغنیه، محمد جواد (1424) ، تفسیر الکاشف، تهران: دارالکتب الإسلامیه، چاپ اول.

منتظر القائم، اصغر، (1386) ، تاریخ اسلام «تا سال چهلم هجری»، تهران: سمت، چاپ سوم.

دروزه، محمد عزّه (بی‌تا) ، تاریخ بنی اسرائیل من أسفارهم، بیروت: المکتبه العصریه، چاپ اول.

جعفری، یعقوب (بی‌تا) ، تفسیر کوثر، قم: هجرت، چاپ اول.

قمی، علی بن ابراهیم (1363) ، تفسیر القمی، قم: دارالکتاب.

طبرسی، فضل بن حسن (1372) ، تهران: ناصرخسرو.

طبری، ابو جعفر محمد بن جریر (1412) ، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت؛ دارالمعرفه.

برشی از یک کتاب | داستان تلخ اندلس

اروپاییان از فرصت استفاده کردند و از دو جبهه به جنگ با مسلمانان آمدند؛ جبهه نظامی و فرهنگی. نتیجه تهاجم فرهنگی از سوی اروپاییان و وادادگی مسلمانان در برابر آنان چیزی نبود جز سقوط اندلس.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ مسلمانان قسمت‌هایی از شبه جزیره ایبری در کنار مدیترانه واقع در جنوب اسپانیا و جنوب شرقی پرتغال را اندُلس نامیده‌اند. در زمان خلافت ولید بن عبدالملک(96-86 ه.ق) موسی بن نصیر که حاکم افریقیه و مغرب بود، در پی بروز ضعف و انحطاط در حکومت ویزیگوت‌ها در اندلس، به غلام خود طارق بن زیاد دستور داد تا با هزار سرباز این سرزمین را فتح کند.

وی با عبور از تنگه‌ی میان دو قاره اروپا و آفریقا به نام ستون‌های هرکول وارد اسپانیا شد. این تنگه از آن پس به نام او «جبل الطارق» نام گرفت. این جریان نخستین ورود اسلام به اروپا بود.

دوره اسلامی دوران شکوفایی و درخشندگی اندلس در دل سرزمین‌های اروپایی بود. جلوه‌های باشکوهی که از تمدن اسلامی همچنان در دو کشور اسپانیا و پرتغال خودنمایی می‌کند، مهم‌ترین منبع جلب جهانگرد و درآمد برای این دو کشور است.

هنر اسلامی به ویژه در عرصه معماری، خطاطی و سفالگری در این سرزمین به اوج خود رسید. در عرصه فلسفه، کلام، شعر و ادبیات، علوم قرآنی، علوم حدیث و فقه دانشمندان نامداری از این سرزمین برخاستند.

یهودیان نیز در این سرزمین و در پناه حکومت اسلامی زندگی مرفهی داشتند. از آنجا که این همه مظاهر تمدنی نهایتاً آن چیزی نبود که بتوان به آن نام تمدن واقعی اسلام را نهاد، سرانجام پس از چندی پیش در پی استبداد اموی و فساد داخلی حکومت اندلس رو به ضعف گذاشت.

اروپاییان از این فرصت استفاده کردند و از دو جبهه به جنگ با مسلمانان آمدند. جبهه نظامی را الفونسوی اول گشود و فردیناند دوم به انتها رساند. در زمان او بود که ابو عبدالله آخرین حکمران مسلمان اسپانیا با اندلس برای همیشه وداع کرد.

اما نبرد اصلی در جبهه فرهنگی شکل گرفت. اروپاییان به توسعه سردار خائن، براق بن عمار با بستن معاهده‌هایی با مسلمانان مبنی بر آزادی در تبلیغ دین، آزادی در آموزش به مسلمانان و آزادی در تجارت با آنان ضمن به دست آوردن زمان، هجوم فرهنگی وسیعی را علیه مسلمانان آغاز نمودند.

دو مورد نخست منجر به ایجاد حس احترام نسبت به آموزگاران مسیحی در میان جوانان مسلمان و برتر دانستن اروپاییان از لحاظ فکری و نژادی شد و مورد سوم انواع پوشاک و خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های حرام را در میان آن رواج داد.

دختران زیبا و شراب اروپا به اندلس سرازیر شد تا جوانان مسلمان را راهی عشرتکده‌ها کند و مساجد را برای پیران باقی گذارد. تامین خوشگذرانی‌ها با درآمد مشروع ممکن نبود و لذا درآمدهای حرام نیز وارد زندگی مسلمانان شد، یک تهاجم فرهنگی کامل و تمام‌عیار.

نتیجه این تهاجم فرهنگی از سوی اروپاییان و وادادگی مسلمانان در برابر آنان چیزی نبود جز سقوط اندلس. این اتفاق در سال ۱۴۹۲ و در درست مقارن با ورود کلمب به آمریکا رخ داد. با خروج مسلمانان یهودیان نیز به ظاهر از شبه جزیره ایبری رانده شده و البته به کلمب پیوستند.

بدین ترتیب اسلام برای مدت‌های طولانی از صحنه اروپا حذف شد. در دوران معاصر و در پی انقلاب اسلامی، مسلمانان بوسنی و هرزگوین و کوزوو از آن رو قتل عام شدند که می‌توانستند مجرای ورود اسلام انقلابی به اروپا بوده و داستان اندلس را برای آنان تکرار کنند.

منبع: کتاب تاریخ تمدن و ملک مهدوی، تالیف دکتر محمدهادی همایون، انتشارات دانشگاه امام صادق، چاپ دوم ۱۳۹۱، صفحه ۵۰۵ الی ۵۰۷

پرسش از استاد | تخریب بقیع و عوامل پشت پرده

پرسش شما: هدف وهابیت از تخریب بقیع چه بود و چه کسانی پشت پرده این اقدام بودند؟

 

پاسخ استاد: در مسأله تخریب بقیع باید به سه نکته توجه شود، اول اینکه تخریب‌گران چه کسانی بودند، دوم اینکه چرا تخریب کردند، سوم اینکه تخریب به سود چه کسی بود.

اگر به قضایای امروز دقت کنیم که تکفیری‌ها با منشأ تربیت و پشتیبانی عربستان سعودی داعیه‌دار وهابیت، در سوریه پشت به اسرائیل و مردم جبهه مقاومت می‌جنگند و همه تلاش خود را در راستای حفظ و بقای رژیم صهیونیستی به کار می‌برد، به خوبی روشن می‌شود که تخریب‌گران، صهیونیست‌های نقاب‌دار بودند.

صهیونیست‌هایی که چهره‌های خود را با پوشش به شدت اسلامی‌نما پوشانده و با گفتاری به شدت مدعی توحید به میدان آمدند تا مظاهر حق و مقاومت را نابود کنند.

مدفون‌های در بقیع، مظاهر حق و مقاومت بودند. در طول تاریخ هیچ کس درباره آن‌ها که در بقیع به عنوان ائمه اهل‌بیت علیهم‌السلام مدفون هستند جز مقاومت در برابر طاغوت‌های زمان مطلب دیگری نقل نکرد، بنابراین هر کس به زیارت آن‌ها برود، اولین نکته در این زیارت لزوم مبارزه با طاغوت است، لذا بزرگ طاغوتِ طاغوت یعنی استکبار و صهیونیست اگر بخواهند بمانند، باید این معنا در مقاومت را نابود کنند، به همین دلیل آن‌ها قصد تخریب قبر پیامبر را نیز داشتند که ایشان مظهر اعظم این مقاومت است.

بسیار روشن و واضح است که از این تخریب‌ها و در پی آن جلوگیری از زیارت این شخصیت‌ها، آنکه سود می‌برد استکبار و صهیونیست است که امروز تجلی این استکبار و صهیونیست تاریخی در آمریکا و اسرائیل بروز یافته است. هدف از تخریب قبور در بقیع از بین بردن نمادهایی بود که یادآور اسلام راستین، محرک مردم برای مبارزه با طاغوت و ظالمان و احیای دین اصیل بود.(1)

مسئله تخریب بقیه به سیاست از بین بردن وصل اسلام و نمادهای اسلام راستین برمی‌گردد. تخریب بقیع سیاست غرب آن روز به فرماندهی انگلیس بود و وهابیت با پشتیبانی غرب به ویژه انگلستان در عربستان توانست رشد و نمو یابد.

اگر انگلیسی‌ها از جریان وهابیت حمایت نمی‌کردند آن‌ها هرگز در عربستان به قدرت نمی‌رسیدند. تخریب بقیع توسط وهایبت باید در راستای سیاست‌های انگلستان و غرب اسلام ستیز مورد بررسی قرار گیرد.

اگر اسلام راستین و انقلابی منافع غرب را به خطر می‌اندازد طبیعی است که غرب برای از بین بردن اسلام راستین و انقلابی اقدام کند. فرزندان مدفون اهل‌بیت عصمت و طهارت در بقیع نماد اسلام انقلابی و راستین هستند. مرقد پیامبر گرامی اسلام و اصحاب ایشان در نقاط مختلف مکه و مدینه قرار دارد همان‌گونه که مرقد اهل‌بیت در عراق نجف، کربلا و سامرا به عنوان مجموعه‌ای از نمادهای اسلام انقلابی هستند.

هدف وهابیت فقط تخریب بقیع نبود بلکه این‌ها به دنبال مزار شریف پیامبر گرامی اسلام نیز بودند. وقتی کلنگ به سمت قبر پیامبر اکرم رفت خیزشی در مجموع جوامع حاصل شد که دست از تخریب برداشتند. هدف از تخریب قبور از بین بردن نمادهایی بود که یادآور اسلام راستین، محرک مردم برای مبارزه با طاغوت و ظالمان و احیای دین اصیل بود.

همچنین حرکت خبیثانه با پشتوانه انگلیس مجدداً در زمان حاضر با پشتیبانی آمریکا و غرب با داعش ظهور کرد تا بسیاری از نمادها از جمله قبر حجربن عدی یا عمار یاسر تخریب شد. به لطف خداوند متعال نتوانستند در کربلا و نجف به اهداف خود برسند چرا که با خیزش عمومی مردم،داعش مجبور به عقب نشینی شد و این بار هم غرب به اهداف خود نرسیده و ناکام ماند.(2)

منبع:

1 گفت‌وگو با فارس(1395/04/23)

2 گفت‌وگو با موج رسا(1397/03/31)

یادداشت| تبارشناسی یهودیت در بنی‌امیه(بخش سوم و پایانی)

چرا منابع غیرشیعی حقیقت بنی امیه را مطرح نکرده‌اند؛ سهیلی می‌نویسد: خدا از کارهای دوران جاهلیت گذشته و از ایراد گرفتن به نسب دیگران نهی کرده است. حتی اگر این نهی الهی نبود، باز جا داشت به خاطر جایگاه برخی از صحابه، نسبت به نسب بنیامیه کنکاشی نشود.

گفت‌وگو| روند تحقیق و تألیف کتاب دشمن شدید 2

مسئله اصلی و اساسی کتاب دشمن شدید 2 اثبات نقش یهود در نفوذ به سازمان حکومتی پس از پیامبر اکرم(ص) با هدف تاثیر گذاری و به انحراف کشاندن اسلام اصیل از صراط مستقیم آن است.

برشی از یک کتاب| رنسانس؛ آغاز تمدن شیطانی غرب

با مهار ظاهری تمدن اسلامی در ایران و مجموعه خدمات دولت عثمانی به غرب، زمینه برای استقرار حاکمیتی که شیطان از روز نخست به دنبال ایجاد آن در زمین بود، فراهم شد.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.