پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

یادداشت | تاثیر لابی صهیونیستی بر شورای امنیت

ترور دردناک دبیر کل سازمان ملل[داگ هامر شولد] هر چند در هاله ای از ابهام باقی ماند اما سایر دبیران کل سازمان ملل از پیام ترور داگ هامر شولد رمز گشائی کردند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در یک بامداد تابستان سال 1961" ایسار هرئیل" رئیس وقت موساد رژیم صهیونیستی، عناصرزیر مجموعه خود را برای شرکت دریک نشست فوق العاده در زیر زمین ساختمان موساد در شمال شرق تل آویو دعوت کرد. جلسه مقامات موساد به بررسی و تحلیل شخصیت "داگ هامر شولد" دبیر کل وقت سازمان ملل اختصاص داشت زیرا مواضع سیاسی هامر شولد، آنتی سیمیتیزم"ضد یهودی" تشخیص داده شد.

داگ هامر شولد در سال 1905 در یک خانواده آریستوکرات وریشه دار سوئدی متولد شده و در سال 1953 به عنوان دبیر کل سازمان ملل انتخاب شد. انتقاد هامر شولد از آمریکا به خاطر وتوی قطعنامه های ضد اسرائیلی و مخالفت رژیم صهیونیستی با حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین محبوبیت زیادی برای وی در سطح کشورهای جهان سوم جلب کرد.

در این نشست رئیس موساد پس از ارائه پیشینه ای از فعالیت ضد یهودی پدر داگ هامر شولد که دردوره ای نخست وزیر سوئد بود ترور دبیر کل سازمان ملل را در دستور کار قرار داد . مقامات موساد به این جمع بندی رسیدند که داگ هامر شولد گرایش محسوسی به مردم فلسطین دارد و ادامه فعالیت وی در پست دبیر کلی سازمان ملل خطر بالقوه ای برای اسرائیل تلقی می شود.

حکم ترور داگ هامر شولد برای تایید وامضاء در اختیار دیوید بن گوریون نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی قرار گرفت. در قوانین داخلی موساد معمولا پس از تصمیم گیری در باره ترور یک شخصیت ضد یهودی و تعیین تیم ترور، حکم صادره برای تایید و امضاء در اختیار نخست وزیر رژیم اسرائیل قرار می گیرد.

انجام عملیات ترور دبیر کل سازمان ملل به یک تیم زبده موساد واگذار شد و در نهایت این تیم گزینه بمب گذاری در هواپیمای داگ هامر شولد را مناسب تر تشخیص داد. هنگامی که داگ هامرشولد در 18 سپتامبر 1961 برای حل بحران کنگو عازم افریقا بود هواپیمای حامل وی در نزدیکی فرودگاه رودزیای شمالی "زیمبابوه" در هوا منفجر شد وکلیه سرنشینیان آن از جمله هامر شولد جان باختند.

ترور دردناک دبیر کل سازمان ملل[داگ هامر شولد] هر چند در هاله ای از ابهام باقی ماند اما سایر دبیران کل سازمان ملل از پیام ترور داگ هامر شولد رمز گشائی کردند. پیام اسرائیل و لابی صهیونیستی به دبیران کل بعدی سازمان ملل این بود: هرگزبه خطوط قرمز اسرائیل نزدیک نشوید و برای ملت فلسطین جان خود را به خطر نیاندازید!.

زمانی که دولت وقت سوئد قصد داشت تا در باره انفجار هواپیمای حامل داگ هاکر شولد تحقیق کند پیام های تهدید آمیزی از سوی امریکا دریافت کرد. اسرائیل معمولا حساسیت فوق العاده ای نسبت به شخصیت های ضد یهودی کشور سوئد دارد ودر فوریه سال 1986 اولاف پالمه نخست وزیر وقت سوئد نیز به دلیل داشتن مواضع ضد یهودی توسط موساد ترور شد. حضورقدرتمندانه لابی صهیونیستی در جنبه های سیاسی واقتصادی واجتماعی امریکا موجب شده تا نهادهای بین المللی بدون در نظر گرفتن منافع رژیم صهیونیستی نتوانند خارج از اراده این لابی تصمیمی اتخاذ کنند.

لابی صهیونیستی که یکی از قدیمی ترین سازمان های یهودی در امریکا تلقی می شود حتی در انتخاب رئیس جمهوری واعضاء کنگره آمریکا دخالت دارد. این لابی از جمعیت وحدت یهودیان،شورای روابط امریکا ویهود، جمعیت کمیته امور عمومی آمریکا واسرائیل" ایپک" وسازمان یهودیان آمریکا تشکیل شده است.

برآیند گزارش ها نشان میدهد که یهودیان مقیم امریکا بیش از 1800 میلیارد دلار از سهام وال استریت آمریکا را در اختیار دارند که این امر از نفوذ فوق العاده اقتصادی یهودیان آمریکا حکایت دارد. بیشترین سهام کارخانجات اسلحه سازی، صنایع سنگین امریکا مانند بوئینگ و بانک های مهم ونیز رسانه های دیداری ومکتوب متعلق به یهودیان امریکا است .هررئیس جمهوری چه از حزب دموکرات وچه از حزب جمهوریخواه قبل ازنامزدی رسمی معمولا سیاست های خارجی خود در باره رژیم اسرائیل را به لابی صهیونیستی تسلیم می کند. به همین دلیل انتخاب دبیر کل سازمان ملل که هر 5 سال یک بارصورت می گیرد بدون مشورت با لابی صهیونیستی امکان پذیر نیست.

شورای امنیت که از 15 عضو دائم و موقت تشکیل می شود تابعی از اراده آمریکا و لابی صهیونیستی است و نمی توانند در خصوص وضعیت مربوط به اراضی اشغالی تصمیم سرنوشت سازی اتخاذ کنند.

از سال 1948 تا کنون حدود 85 قطعنامه مربوط به اراضی اشغالی توسط آمریکا وتو شده ولذا اسرائیل به خوبی می داند که شورای امنیت نمی تواند بدون رضایت امریکا ولابی صهیوینستی اقدامی به سود ملت فلسطین انجام دهد. از سال 1945 که شورای امنیت به صورت فعلی خود شکل گرفت 5 قدرت اتمی و پیروز جنگ دوم جهانی از جمله آمریکا، انگلیس، فرنسه، روسیه و چین با بر خورداری از حق وتو بر مقدرات جهان سیطره پیدا کردند. همچنین نهادهای زیر مجموعه سازمان ملل از جمله آژانس بین المللی انرژی هسته ای، سازمان اونروا، دادگاه لاهه، یونسکو، شورای حقوق بشر، کمیته خلع سلاح کشتار جمعی تحت تسلط این 5 قدرت بویژه آمریکا قرار گرفتند. هر یک از این نهادها بدون در نظر گرفتن منافع امریکا وسایر قدرت های دارای حق وتو قادر به اتخاذ تصمیمات مستقل نیستند.

از سال 2001 تا کنون که حادثه 11 سپتامبر رخداد، نقش شورای امنیت سازمان ملل در اتخاذ مواضع کلان جهانی به سود کشورهای مستقل بشدت تضعیف شد. از آنجائی که انتخاب دبیر کل سازمان ملل با اجماع مجمع عمومی وموافقت 5 کشور دارای حق وتو صورت می گیرد لذا امریکا در گزینش نهائی دبیرکل نقشی فرا دستی دارد.

هر دبیرکلی که منافع امریکا و رژیم صهیونیستی را مورد توجه قرار ندهد قطعا با مشکلاتی جدی مواجه می شود و امریکا اجازه نخواهد داد برای دوره دوم انتخاب شود. نمونه ان مخالفت امریکا با انتخاب مجدد پطرس غالی دبیر کل سابق سازمان ملل برای دور دوم بود. در سال 1995 زمانی که رژیم صهیونیستی منطقه قانا درجنوب لبنانت را بمباران کرد و یکصد کودک لبنانی را به شهادت رساند پطرس غالی هیاتی را مامور بر رسی کشتار کودکان جنوب لبنان کرد.

پطرس غالی یک مسیحی قبطی اهل مصر است که سال های زیادی در دستگاه دیپلماسی مصر سمت وزیر مشاور در امور خارجی را به عهده داشت. وی پس از پایان دوره 10 ساله خاویر پرز دوکویار به عنوان دبیرکل سازمان ملل انتخاب شد اما بر خلاف سایر دبیران کل موضعی غیر همسوبا سیاست های اسرائیل داشت.

پطرس غالی در سال 1995 زمانی که گزارش تکاندهنده کشتار کودکان قانا توسط هواپیماهای رژیم صهیونیستی را دریافت کرد بشدت تحت تاثیر قرار گرفت. اما قبل از انتشاراین گزارش، خانم مادلین اولبرایت نماینده وقت امریکا در سازمان ملل ووزیر خارجه آمریکا دردوران بیل کلینتون در گفتگوئی با غالی وی را تهدید کرد که اگر گزارش بمباران روستای قانا را منتشر کند، امریکا اجازه نخواهد داد وی برای بار دوم به عنوان دبیر کل سازمان ملل انتخاب شود.

اما پطرس غالی بدون توجه به تهدیدات وزیر خارجه وقت امریکا این گزارش را منتشر کرد و نیتجه آن شد که پطرس غالی تنها دبیر کلی بود که فقط یک دوره 5 ساله به عنوان دبیرکل سازمان ملل شد. از سوی دیگر معرفی نمایندگان 1922 کشور عضو سازمان ملل به این نهاد نیز تابع ضوابط خاصی است و آمریکا معمولا به هرنماینده ای که دارای سابقه ضد امریکائی باشد ویزای ورود به خاک آمریکا را نمی دهد. لذا به نظر می رسد جایگاه وشان سازمان ملل به عنوان بالاترین نهاد بین المللی به دلیل نفوذ غیر قابل توجیه امریکا ولابی صهیونیستی بشدت تنزل کرده است.

از این رو سازمان ملل برای حفظ جایگاه قانونی و بین المللی خود به عنوان حافظ صلح جهانی باید در ترکیب فعلی خود بویژه نهاد شورای امنیت تغییراتی ایجاد کند. این تغییرات باید بر اساس ساختار جغرافیائی و تحولات جهانی صورت گیرد و حق وتو از 55 قدرت جهان گرفته شود وتصمیم گیری نهائی وصدور قطعنامه هابه مجمع عمومی سازمان ملل واگذار شود.

نویسنده: حسن هانی زاده

برشی از یک کتاب | دوری پیامبر(ص) از محیط مکه

اگر یهودیان از حضرت موسی(علیه‌السلام) نام شیردهنده(حلیمه) پیامبر آخرالزمان را پرسیده بودند، در هفته اول ایشان را می‌یافتند. تنها به دلیل ضعف اطلاعات یهود در این زمینه، یافتن محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ۵ سال طول کشید.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از همان نخستین روز تولد شناسایی شد. تیرهای یهود برای جلوگیری از تولد او همه به خطا رفته بود و آن‌ها برای برای رسیدن به هدفشان می‌بایست محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را از میان بر می‌داشتند. در مقابل این توطئه‌ها، برای جلوگیری از ترور پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز تلاش‌هایی صورت گرفت که در ادامه به آن‌ها می‌پردازیم.

 

الف) دوری از محیط مکه

در آن شرایط عبدالمطلب وظیفه خطیر بر عهده داشت. پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای مادر و نیز جد مادری و جد پدری بسیار محبوب بود. عبدالمطلب محبوبترین فرزندش، عبدالله را از دست داده و دختر وهب نیز دو ماه پس از ازدواج بیوه شده بود.

محصول این ازدواج یک پسر بسیار زیبا بود. از این‌رو اهمیت پاسداری از محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای سرپرستان ایشان کاملاً روشن بود. او در محیط مکه به دلیل رفت و آمد کاروان‌های تجاری و زیارتی، در امان نبود.

تنها راه چاره دور کردن وی از مکه بود؛ آن‌هم مخفیانه و دور چشم اغیار. محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به دایه سپردند تا ایشان را در سرزمینی دورتر از مکه و پنهانی نگهداری کند. منطقه سکونت حلیمه از مکه بسیار دور بوده است.

تاریخ نگاران علل سپردن محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دایه را این‌گونه بر شمرده‌اند؛

 ۱ - مادر محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شیر نداشت و باید کودک را به دایه می‌سپردند.

 ۲ - آب و هوای مکه بد بود و کودکان طاقت زندگی در آن را نداشتند.

۳ - رسم عرب بر آن بود که کودکان را به دایه می‌سپردند تا بیرون از شهر بزرگشان کند.

هر سه دلیل به آسانی نقدپذیر است:

یک. روشن است که اگر آمنه شیر نداشت باید دایه‌ای از اهل مکه برای طفل وی می‌گرفتند تا نزد خود رشدشان دهد؛ نه دایه‌ای از دوردست.

دو. آب و هوای مکه چه مدت نامناسب بوده است؟ آیا این بدی آب و هوا ۵ سال به طول انجامیده است؟ در این باره شاهدی از تاریخ نمی‌توان یافت. افزون بر آن در صورت بدی آب و هوای مکه، مکیان یا دست‌کم کودکان آنان همه به سرزمینی دیگر کوچیده بودند که چنین چیزی رخ نداده است.

سه. اگر رسم اهل مکه سپردن کودک به دایه بود، چگونه است که دیگران کودکان خویش را به دایه نسپرده‌اند؟ حتی آنان که هم عصر حضرت محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودند یا پس از ایشان به دنیا آمده‌اند، به دایه سپرده نشده‌اند.

بنابر نقل تاریخ، مدتی مادر حمزه به محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شیر داد؛ چرا که حمزه را که دو ماه بزرگتر از محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود به دایه نسپرده‌اند؟ افزون بر این‌ها نوزاد تنها دو سال شیر می‌خورد؛ چرا محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را ۵ سال نزد حلیمه فرستادند؟

مادر موسی(علیه‌السلام) با این‌که چند فرزند دیگر نیز داشت، در زمان اندکی که از فرزندش دور شد، از شدت غم و غصه قصد داشت جریان را افشا کند؛ پس چرا آمنه پنج سال دوری فرزند را تحمل کرده است؟

در این ماجرا  شأن مادر پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آشکار می‌شود که برای حفظ حیات نبی، از تمام خواهش‌های مادری خویش چشم فروبسته و به عبدالمطلب اعتراض نکرده است.

چنان که گفتیم رفت و آمد غریبه‌ها در مکه عادی بود و به آسانی می‌توانستند افراد را در این شهر ترور کنند. از این‌رو تنها راه پیش روی عبدالمطلب این بود که حضرت را پنهان سازد. اما چرا عبدالمطلب، محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را پس از ۵ سال به مکه بازگرداند؟ در تاریخ دلایلی برای بازگرداندن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کردند.

در حدیثی که «شق صدر» نام گرفته، آمده است: هنگامی که محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نزد حلیمه بود با فرزندان وی به چوپانی می‌رفت. روزی کسی آمد و سینه محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را پاره کرد و لخته‌ای خون از آن بیرون آورد و گفت: این نصیب شیطان از توست. سپس محل را در طشتی از طلا و آب زمزم شست و رفت.

کودکان حلیمه نزد مادر دویدند و فریاد زدند: محمد کشته شد، محمد کشته شد.(۱) پس از آن، حلیمه او را نزد جدش بازگرداند و به او گفت: نمی‌توانم از فرزندت نگهداری کنم؛ او جن زده شده است.(۲) عبدالمطلب نیز او را تحویل گرفت.

واقعیت آن است که این حدیث را جعل کرده‌اند تا خط اصلی داستان گم شود. در واقع علت بازگرداندن حضرت به مکه آن بود که ایشان را شناسایی کرده بودند و می‌خواستند او را با خود ببرند. نقل‌های دیگر این مطلب را تایید می‌کنند(۳) که آن منطقه دیگر امن نبود.

بنابراین حلیمه دیگر توان پاسداری از محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را نداشت. اگر یهودیان از حضرت موسی(علیه‌السلام) نام شیردهنده(حلیمه) پیامبر آخرالزمان را نیز پرسیده بودند، در هفته اول او را می‌یافتند.

تنها به دلیل ضعف اطلاعات یهود در این زمینه، یافتن محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ۵ سال طول کشید. به هر حال از آن پس عبدالمطلب، خود محافظ محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شد. خداوند متعال بر رسولش منت می‌نهد و می‌فرماید «أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَىٰ؛ آیا تو را یتیم نیافت و پناهت داد؟»(۴)

اگر در مورد این یتیم و دشمن پیچیده‌ای که داشته است دقت کنیم، پی به معنای آیه می‌بریم.

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر اول(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب)، چاپ دوم، زمستان 95، صص220-222

1 صحیح المسلم، ج1، ص102؛ مسند احمد، ج3، صص121 و 149 و 288؛ المستدرک، ج2، ص528

2 السیره النبویه، ج1، ص165

3 ر.ک: همان، ج1، ص108؛ تاریخ الطبری، صص574-575

4 ضحی، 6

برشی از یک کتاب | تروریسم تاریخی یهود

محمد(ص) از همان نخستین روز تولد شناسایی شد. تیرهای یهود برای جلوگیری از تولد او همه به خطا رفته بود و آن‌ها برای رسیدن به هدفشان می‌بایست محمد(ص) را از میان بر می‌داشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ یهود با شناسایی نور نبوت در اجداد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و تطبیق آن با علائم ذکر شده در کتاب‌های آسمانی ‌می‌کوشیدند این نور را خاموش سازند. در ادامه به تلاش‌های یهود در زمینه جلوگیری از تولد و ظهور پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خواهیم پرداخت.

 

1 - ترور‌ هاشم

حضرت‌ هاشم جدید اعلای پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مکی بود، اما قبرش در غزه فلسطین است. ایشان از مکه برای تجارت به سوی شام خارج شد و در یثرب مهمان رئیس یکی از قبائل مستقر در مدینه به نام عمرو بن زید بن لبید خزرجی گردید.

 هاشم با سلمی دختر عمرو ازدواج کرد و او را به مکه برد. وقتی سلمی حامله شد طبق شرطی که هنگام ازدواج کرده بودند‌ هاشم او را برای وضع حمل به نزد خانواده‌اش در یثرب بازگرداند و خود از آنجا برای تجارت به شام رفت.

او هنگام رفتن به سفر به همسرش گفت: احتمال دارد از این سفر بازنگردم. خداوند به تو پسری خواهد داد، از او بسیار نگهداری کن.‌ هاشم به غزه رفت و پس از پایان تجارت آهنگ بازگشت کرد. اما همان شب به ناگاه بیمار شد، پس اصحابش را فراخواند و گفت: به مکه بازگردید، به مدینه که رسیدید همسرم را سلام برسانید و درباره فرزندم که از او متولد خواهد شد، سفارش کنید. به او بگویید که این فرزند بزرگ‌ترین دغدغه من است.

سپس قلم و کاغذی خواست و وصیت نامه‌ای نوشت که بخش عمده‌ای از آن در سفارش به پاسداری از فرزند و اشتیاقش به زیارت او بود.(۱) موسی(علیه‌السلام) به یهودیان خبر آمدن پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را داده بود. اینان از قیافه پدر، مادر و نسل او آگاه بودند و گنجینه‌ای از اطلاعات را در اختیار داشتند.

علم چهره شناسی نیز که از موسی(علیه‌السلام) آموخته بودند، نسل به نسل در آنان منتقل شده بود. با این اطلاعات‌ هاشم در چشم آن‌ها آشنا بود و به خوبی می‌دانستند که پیامبر آخرالزمان از نسل اوست. اما تیرشان دیر به هدف خورد و هنگامی‌ هاشم ترور شد که نطفه عبدالمطلب بسته شده بود.

 

2 - ترور عبدالمطلب

فرزند‌ هاشم در مدینه به دنیا آمد و او را شیبه نامیدند. به توصیه‌ هاشم مادر، پاسداری از او را برعهده گرفت و خود ازدواج نکرد. ۹ سال بعد هنگامی‌که مردی از بنی عبدمناف برای تجارت به یثرب رفته بود، کودکی را آنجا دید که خود را فرزند‌ هاشم می‌خواند.(۲) از حال او پرسید و او خود را معرفی کرد.

آن مرد این خبر را به مُطلب(برادر‌ هاشم) رساند(۳) و او کودک را از این خانه فراری داد و به همراه خود به مکه برد.(۴) طبق نقلی دیگر وی با توافق مادر شیبه این کار را کرد(۵) به هنگام بازگشت مُطلب و شیبه یهودیان آنان را شناسایی و به آن‌ها حمله کردند که آن دو با اعجاز نجات یافتند(۶) وقتی مُطلب، شیبه را به مکه آورد مردم به گمان این‌که وی غلام مُطلب است او را عبدالمطلب نام نهادند و این نام بر وی ماند.(۷)

 

3 - ترور عبدالله

عبدالله فرزند عبدالمطلب و اهل مکه بود. ولی قبرش در مدینه مقر یهود است و این عجیب می‌نماید. درباره عبدالله داستان‌ها، صریح‌تر است. یهودیان بارها در ترور او ناکام ماندند(۸) روزی وهب بن عبدمناف یکی از تاجران مکه، عبدالله ۲۵ ساله را دید که یهودیان در میانش گرفته بودند و می‌خواستند او را بکشند.

وهب گریخت و میان بنی‌هاشم آمد و فریاد زد: عبدالله را دریابید که دشمنان او را در میان گرفته‌اند. عبدالله معجزه آسا نجات یافت. وهب که شاهد نجات معجزه آسای عبدالله بود و نور نبوت را در چهره او می‌دید پیشنهاد ازدواج دخترش آمنه و عبدالله را داد و این ازدواج مبارک سر گرفت.(۹)

گفته‌اند کاهنان یهود، زنی را فرستادند که همسر عبدالله شود تا نطفه پیامبر آخرالزمان به این زن منتقل گردد. وی هر روز راه بر عبدالله می‌گرفت و به او پیشنهاد ازدواج می‌داد، ولی بعد از ازدواج عبدالله دیگر این پیشنهاد را نداد.

عبدالله از او پرسید؟ چرا این بار سخن پیشینت را تکرار نکردی؟ زن گفت: نوری که در پیشانی تو بود دیگر نیست. عبدالله ازدواج کرده بود.(۱۰) چند ماه پس از ازدواج آن دو و در شرایطی که آمنه باردار بود، عبدالله در راه بازگشت از شام بیمار شد و در مدینه از دنیا رفت.(۱۱) تیر یهود برای بار دوم دیر به هدف خورد. عبدالله به گونه‌ای کاملا مشکوک در یثرب درگذشت، اما نمی‌توان خط ترور را ردیابی کرد.

 

4 - تلاش برای ترور پیامبر

یک روز بعد از میلاد حضرت محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یکی از علمای یهود به دارالندوه آمد و از حاضران پرسید: آیا امشب در میان شما فرزندی متولد شده است؟ گفتند: نه. گفت: پس باید در فلسطین متولد شده باشد، پسری که نامش احمد است و هلاک یهود به دست او خواهد بود.

حاضران پس از جلسه سراغ گرفتن و دریافتند که پسری برای عبدالله بن عبدالمطلب به دنیا آمده است. پس آن عالم یهودی را خبر کردند و بنا به درخواست وی او را نزد کودک بردند. او به محض دیدن طفل بیهوش شد. چون به هوش آمد گفت: به خدا قسم که پیامبری(نبوت) تا قیامت از بنی‌اسرائیل گرفته شد، این همان کسی است که بنی‌اسرائیل را نابود می‌کند.

آنگاه با دیدن شادی قریش از این خبر ادامه داد: به خدا قسم کاری با شما کند که اهل مشرق و مغرب از آن یاد کنند.(12) به این ترتیب محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از همان نخستین روز تولد شناسایی شد. تیرهای یهود برای جلوگیری از تولد او همه به خطا رفته بود و آن‌ها برای رسیدن به هدفشان می‌بایست محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را از میان بر می‌داشتند.

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر اول(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب)، چاپ دوم، زمستان 95، انتشارات شهید کاظمی، صص216-220

پی نوشت؛

1 ر.ک: بحارالانوار، ج15، صص51-53

2 کودکان در حال کشتی گرفتن بودند که شیبه پس از پیروزی بر سایر کودکان گفت: من پسر‌ هاشمم.

3 همان، ج15، صص122-123

4 همان، ص123

5 الکامل، ج2، ص6

6 بحارالانوار، ج15، ص59-60

7 در این زمینه: ر.ک، همان، ج15، ص123

8 ر.ک: بحارالانوار، ج15، ص90-101

9 همان، صص97-98و115

10 ر.ک: مناقب آل ابی طالب، ج1، ص26؛ بحارالانوار، ج15، ص114؛ الکامل، ج2، ص4

11 تاریخ الطبری، ج1، ص579، ج2،ص8

12 الکافی، ج8، ص300؛ الامالی،صص145-146

گزارش| یهود و جنگ بیولوژیک

در سال 1150، طاعونی در منطقۀ ارواسیا اتفاق می‌افتد و چیزی در حدود دو میلیون نفر را می‌کشد. همیشه این سؤال مطرح بوده که چه می‌شود که چنین مشکلاتی پیش می‌آید. البته گمانی وجود داشته که شروع بیماری به دست بشر بوده و همیشه انگشت اتهام به سمت یهود بوده است، چون می‌دیدند که یهودیان نمی‌میرند.

پرسش از استاد| ترور در اسلام

پرسش شما: آیا پیامبر اکرم(ص) دستور به ترور می‌دادند؟

برشی از یک کتاب| نقش نفوذی‌ها در شهادت امیرمؤمنان(ع)

کسانی از ترور حضرت امیر(ع) اطلاع داشتند، عده‌ای چشمشان را بستند. چون کسانی که اطراف حضرت را گرفته بودند، دشمنان حضرت(ع) بودند، زیرا دوستان حضرت(ع) در اردوگاه نخیله جمع شده بودند.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.