پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

برشی از یک کتاب | تدوین صلح‌نامه

مردم، معاویه را مظهر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌دانستند و در صورت تخلف او از عهدنامه، تمام بافته‌هایش پنبه می‌شد. بنابراین، امام با قرار دادن نکات حساس و مهم، سرنوشت معاویه و به تبع او بنی امیه را دستخوش تغییر کرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های حضرت در تدوین این چنینی صلح نامه، آن است که مردم شام را نسبت به باطن غیر دینی و غیر مذهبی معاویه آگاه کند. ایشان با قرار دادن این بند که معاویه نباید برای بعد از خود جانشین انتخاب نماید، ذهن‌ها را منتظر اقدامات بعدی معاویه می‌کند. معاویه اگر مسلمان بود، باید به عهدی که داده بود، وفادار می‌ماند.

در اینجا ذکر این نکته لازم است که نباید تصور شود همه ی اطرافیان معاویه فاسد بودند. برای نمونه، ضحاک بن قیس که یکی از فرماندهان عالی رتبه ی معاویه است، به قدری اهل روزه و نماز شب بود که امام صادق(علیه‌السلام) به یکی از اصحاب _قریب به این مضامین_ می‌فرماید: اگر نماز شب نشانه ی رستگاری بود، ضحاک بن قیس باید با آن زهدش رستگار می‌شد که نشد.(1)

مردم، معاویه را مظهر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌دانستند و در صورت تخلف او از عهدنامه، تمام بافته‌هایش پنبه می‌شد. بنابراین، امام با قرار دادن نکات حساس و مهم، سرنوشت معاویه و به تبع او بنی امیه را دستخوش تغییر کرد.

 

پس از صلح

از اینجا به بعد است که موقعیت تاکتیک اختفاء سازمان شیعه به وجود می‌آید. وقتی قرار است کار مخفیانه صورت بگیرد، طبیعتا سرعت آن کند می‌شود. حضرت پس از امضای صلح نامه به کوفه بازگشت. معاویه هم با سپاهش وارد کوفه شد. با ورود او، بسیاری از فرماندهان حضرت که در جنگ صفین در مقابل معاویه می‌جنگیدند، جزو علمداران سپاه اون شدند.

اکنون کوفه برای معاویه است و امام حسن(علیه‌السلام) و امام حسین(علیه‌السلام) باید مثل مردمان معمولی رفتار کنند. تمام سعی معاویه این است که امام مجتبی(علیه‌السلام) را تحقیر کند. او نمی‌تواند حضرت را علنی از بین ببرد، بنابراین سعی می‌کند شان اجتماعی او را پایین بیاورد.(2)

وضعیت علی(علیه‌السلام) در زمان خلفا در مدینه بسیار بهتر از وضعیت حسنین(علیه‌السلام) در کوفه است، زیرا حضرت امیر(علیه‌السلام) با این قید با خلفا بیعت کرد که موظف به شرکت در نماز جمعه و جماعات آن‌ها نباشد. به همین دلیل اگر آن حضرت در نماز جمعه یا جماعتی شرکت کرده، اختیاری بوده است. اما در این جا حسنین موظفند طبق دستور حکومتی عمل کنند. معاویه اولین زهرش را به خاندان اهل بیت علیهم السلام هنگام ورودش به شهر می‌ریزد.

او می‌خواهد در مسجد سخنرانی کند و همه ی مردم شهر جمع شده اند؛ حسنین علیها السلام هم آمده اند. بعد از این که سخنرانی اش تمام می‌شود، می‌گوید من از حسن می‌خواهم چند کلمه ای حرف بزند؛ یعنی بر امام منت می‌گذارد و اجازه حرف زدن به ایشان می‌دهد. هدف دیگری هم از این کار دارد. مشاوران او توصیه کرده اند که اجازه دهد امام مجتبی(علیه‌السلام) سخنرانی کند؛ تحلیلشان هم این بوده است که چون امام اهل سخنوری نیست، در مقابل این جمعیت انبوه تحقیر می‌شود. حضرت نمی‌پذیرد، اما معاویه با اصرار بالاخره ایشان را راضی می‌کند.

امام حسن(علیه‌السلام) رشته ی سخن را به سمت معاویه و نسل او می‌برد. معاویه هر چه سعی می‌کند بحث را عوض نماید، امام اجازه نمی‌دهد. برای مثال از حضرت می‌خواهد درباره ی رطب مطلبی بگوید. حضرت دو سه کلمه درباره ی رطب می‌گوید و دوباره مسیر حرف قبل را ادامه می‌دهد، تا جایی که معاویه مجبور می‌شود که از ادامه ی سخن ایشان جلوگیری کند.(3)

این صحنه به ضرر معاویه تمام می‌شود. بنابراین، به محض استقرار در کوفه و تعیین فرماندار، دستور به خروج حضرت از کوفه می‌دهد. از شهادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) تا خروج امام مجتبی(علیه‌السلام) از کوفه، فقط شش ماه طول کشید.(4)

انتهای پیام/

منبع: تبار انحراف3(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، جریان شناسی انحرافات تاریخی، از پایان حکومت حضرت امیرمؤمنان(ع) تا پایان قیام مختار، صص42-44(ناشر: کتابستان معرفت.)

پی نوشت؛

1_ المحاسن، ج1، ص168 ؛ بحارالانوار، ج27، ص185-

2_ الاحتجاج، ج1، صص401_415

3_ عیون الاخبار، ج2، ص188 ؛ مناقب آل ابی طالب، ج3، صص178_179 ؛ بحارالانوار، ج43، صص355_356

4_ انساب الاشراف، ج3، ص54 ؛ اختیار معرفه الرجال، ج1، صص329_330 ؛ بحارالانوار، ج44، ص/

برشی از یک کتاب | حامیان مختار

حرکت مختار باعث سرد شدن التهابات ناشی از حادثه‌ی عاشورا شد. این حادثه برای از بین بردن مبنا و اساس کفر و انحراف به وجود آمده بود و این تقابل با از بین رفتن چند شخص فاسق، به نتیجه‌ی خود نمی‌رسید.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اکنون باید دید وقتی نام اهل‌بیت(علیهم‌السلام) از فهرست حامیان این ترورها و قتل‌ها حذف شود، چه کسانی به عنوان پشتوانه و پشتیبان، از این اقدامات حمایت کرده‌اند؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال، باید دید سود چه کسانی در این نوع فعالیت‌ها بوده است؟

باز در اینجا می‌توان دست یهود را دید. حرکت مختار باعث سرد شدن التهابات ناشی از حادثه‌ی عاشورا شد. احساسات مردمی که با شنیدن نحوه‌ی قتل طفل شیرخوار سیدالشهدا(علیه‌السلام) آزرده شده بود، با خبر نحوه‌ی کشته شدن حرمله تسکین پیدا کرد؛ در حالی که حادثه عاشورا برای از بین بردن مبنا و اساس کفر و انحراف به وجود آمده بود و این تقابل با از بین رفتن چند شخص فاسق، به نتیجه‌ی خود نمی‌رسید.

علاوه بر این‌که این ترورها موجب خطر بزرگتری را برای جامعه اسلامی شد و آن هرج و مرج در ارکان حکومت و حاکمیت بود.

از زمان رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا زمان بحث ما، همواره سیره‌ی ائمه(علیهم‌السلام) این بوده است که خان سالاری به وجود نیاید. حضرت امیر(علیه‌السلام) در جریان جنگ‌های رده، هیچ دخالتی نکرد؛ جنگ‌هایی که به دلیل امتناع برخی از شهر‌ها از دادن زکات به غاصبان خلافت به وجود آمده بود.

در جریان جنگ با ایران نیز حضرت امیر(علیه‌السلام) در مقام مشورت، خلیفه‌ی دوم را از خارج شدن شهر نهی کرد، زیرا باعث تضعیف حکومت مرکزی می‌شد.(1)

در زمان امام مجتبی(علیه‌السلام) نیز حضرت اگر چه با معاویه در جنگ بود، اما هرگز خوارج مخالف با معاویه را تایید و تقویت نکرد. در جریان حرکت‌ها و قیام‌های پس از کربلا نیز حضرت سجاد(علیه‌السلام) همین موضع گیری را داشت. ایده‌ی حضرات معصومین(علیهم‌السلام) در این درگیری‌ها، دفع افسد به فاسد بود.

آن‌ها با حفظ اتحاد، دو مقصود را پیگیری می‌کردند:

1 - صیانت از اصل حکومت اسلامی و جلوگیری از تقویت دشمنان اسلام؛

2 - ثانیا، هنگامی که فرصت حکومت برای اهل‌بیت(علیهم‌السلام) پیش بیاید، ایشان با در دست گرفتن زمام حکومت مرکزی، برای ادامه‌ی کار مشکلی نخواهند داشت. اما در صورتی که هرج و مرج در جامعه به وجود بیاید، کار بسیار دشوار خواهد بود.

انتهای پیام/

منبع: تبار انحراف3(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، جریان شناسی انحرافات تاریخی، از پایان حکومت حضرت امیرمؤمنان(ع) تا پایان قیام مختار، صص180-182(ناشر: کتابستان معرفت.)

پی نوشت؛

1 - الاخبار الطوال، ص134_135

برشی از یک کتاب | حوادث تشییع و تدفین حسن بن علی(ع)

امام مجتبی(علیه‌السلام) وقتی به شهادت رسید، در اوج غربت و مظلومیت بود، و شروع امامت سید الشهدا(علیه‌السلام) با اقبال عمومی‌مردم حضرت همراه شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ طبق وصیت حضرت، محل دفن ایشان در کنار مرقد رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تعیین شد. بنابراین، باید طبق وصیت عمل کرد و معلوم است که هیچ مقاومتی از سوی مردم صورت نمی‌گیرد. اینجاست که عایشه به میدان می‌آید و می‌گوید من اجازه نمی‌دهم او در خانه من دفن شود.

بهانه‌ی او هم این است که شما اجازه ندادید عثمان در قبرستان مسلمین دفن شود و من هم اجازه نمی‌دهم حسن بن علی(علیه‌السلام) در کنار پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دفن شود.(۱) عایشه همان کسی است که هنگام محاصره منزل عثمان توسط مردم، آن تعابیر تند و زشت را درباره او به کار برد(۲) و حالا پیراهن عثمان را برای از بین بردن حق دیگری از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به اهتزاز درآورده است.

مردم مبهوت و متحیر شاهد این نزاع هستند. ابن عباس رو به عایشه_قریب به این مضامین_ می‌گوید:

تجملتِ تفرستِ و لو عشتِ تفیلت/ لکِ التُسع من الثُمن و بالکل تصرفتِ(۳)

کار به جایی رسید که افرادی چون سعد ابی وقاص، ابوهریره و انس بن مالک برای دفاع از پیکر حضرت اقدام کردند. ابوهریره می‌گویند: خودم از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شنیدم که: «الحسن والحسین سیّد شباب اهل الجنة»؛(۴) حسن و حسین(علیه‌السلام) سروران جوانان بهشت هستند.»

اولین جایی که این حدیث_ آن هم ناخواسته_ نقل شد در همین واقعه است. بنی‌امیه به سوی جنازه تیراندازی می‌کنند.(۵) سیدالشهدا(علیه‌السلام) دستور می‌دهد که مردم جنازه را به سمت بقیع مشایعت کرده و در آنجا دفن کنند.(۶)

مردمی‌که روزها شاهد برخوردهای کریمانه و مهربان مردی بودند که در سختی‌های نامهربان روزگار، کمک‌های مادی و معنوی اش تلخی‌ها را برایشان شیرین می‌کرد، عزادار و نگران، پیکر مطهر حضرت را تا بقیع همراهی می‌کنند.

امام مجتبی(علیه‌السلام) از جنازه خود نیز برای بی آبرویی دستگاه بنی امیه کمک می‌گیرد. او که در دوران حیاتش از هر اقدام آشکار و پنهان برای زدودن نقاب نفاق از چهره یاران سقیفه بهره برده بود، از پیکر خویش نیز به نفع جریان اسلام اصیل استفاده کرد.

حضرت وصیت کرده بود در صورتی که مقاومت صورت گرفت، کسی دست به اسلحه نبرد. او نمی‌خواست با این برخوردها و کشمکش‌ها، امام حسین(علیه‌السلام) مبتلا به وضعیتی شود که نیازمند تحمل فشار و دغدغه‌های وارده از سوی معاویه باشد.

این مسئله نیاز به گفتن نداشت که یک هشتم از این خانه برای همسران رسول خداست و باقی مانده آن به فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) به ارث رسیده است. پس از شهادت صدیقه طاهره(سلام‌الله‌علیها) این خانه برای بچه‌های اوست.

به هر تقدیر، جنازه را تیر باران کردند و پایان تلخی را برای پیکر مطهر سبط اکبر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رقم زدند. از تشییع حضرت با آن جلال و شکوه، دو نکته را به وضوح می‌توان فهمید.

اول این‌که اضطراب معاویه بدون دلیل نبوده و حسن بن علی(علیه‌السلام) در صورتی که زنده می‌ماند، خواب خوش بر معاویه حرام می‌شد.

دوم این‌که در این ۹ سال، حضرت در میان مردم به خوبی اثرات شکست شخصیتی و تبلیغات سوء را از میان برده و راه را برای حرکت حسین بن علی(علیه‌السلام) به خوبی هموار کرده بود.

امام مجتبی(علیه‌السلام) وقتی به امامت رسید، در اوج غربت و مظلومیت بود، و شروع امامت سید الشهدا(علیه‌السلام) با اقبال عمومی‌مردم حضرت همراه شد.

انتهای پیام/

منبع: تبار انحراف3(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، جریان شناسی انحرافات تاریخی، از پایان حکومت حضرت امیرمؤمنان(ع) تا پایان قیام مختار، صص55-57 (ناشر: کتابستان معرفت.)

پی نوشت؛

1 الطبقات الکبری، خامسه 1، صص355-356

2 الایضاح، صص516-517

3 الارشاد، ج2، ص17-190

4 انساب الاشراف، ج3، ص60

5 مناقب آل ابی طالب، ج3، ص204-205

6 الفتوح، ج4، ص319-321

برشی از یک کتاب | نقص‌های مختار

مسلم است که مختار از امام سجاد(علیه‌السلام) دستور نمی‌گرفته است، چون اگر دستور می‌گرفت این اقدامات خلاف شرع را مرتکب نمی‌شد. اما باید دید پشتوانه معنوی او برای این اقدامات چه کسی بوده است؟

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ وقتی شرع، میزان رفتار و عملکرد مختار قرار داده می‌شود انحراف قیام او به روشنی قابل مشاهده است. قرائنی وجود دارد که این انحراف را تایید می‌کند.

 

۱_ مختار متشرع نبود

پیش از این بیان شد که اگر اقدامات مختار و شکل قتل عام او را با ملاکات و مناطات شرعی بسنجیم، معلوم می‌شود که او پایبند به شریعت نبوده است. در شرع مثله و ترور کردن و هر نوع قتلی که به دلخواه شخص باشد، ممنوع است.

 

۲_ مختار فقیه نبود

رهبر یک قیام شیعی در جایگاه بسیار حساسی قرار دارد، جایگاهی که قرار گرفتن در آن نیازمند اطلاع کافی و دقیق از دستورات و قوانین اسلام درباره مسائل مختلف است. با بررسی مجموعه اقدامات مختار، معلوم می‌شود که او از احکام و قوانین اسلام به طور دقیق مطلع نبوده است.

 

۳_ مختار از امام معصوم زمان خود تبعیت نمی‌کرد

محال است علی بن الحسین(علیه‌السلام) به این نحو از انتقام گیری دستور داده یا آن را تایید کرده باشد. رفتار حضرت زین العابدین(علیه‌السلام) با مروان گویای این مطلب است. حضرت در جریان حره‌ی مشرقیه خانواده مروان را پناه داد، خانواده کسی که پیشنهاد قتل امام حسین(علیه‌السلام) را به فرماندار مدینه داده بود.

بنابراین مسلم است که مختار از امام سجاد(علیه‌السلام) دستور نمی‌گرفته است، چون اگر دستور می‌گرفت این اقدامات خلاف شرع را مرتکب نمی‌شد. اما باید دید پشتوانه معنوی او برای این اقدامات چه کسی بوده است؟ در اینجا نام کسی هست که در تاریخ تحلیل‌های بسیاری درباره او وجود دارد.

ادعای امامت محمد بن حنفیه بعد از شهادت سیدالشهدا(علیه‌السلام) تقریباً غیر قابل انکار است، اما این که او تا پایان عمر بر این ادعا باقی مانده یا خیر مورد اختلاف است. کیسانیه معتقدند که او تا پایان عمر بر ادعای امامت باقی‌ماند و ادعای او بر حق بود.

اما بر اساس روایات ما که دارای سند قابل قبولی نیز هست، او امامت حضرت زین العابدین(علیه‌السلام) را پذیرفت. جریانی نقل شده است مربوط به زمانی که حضرت زین العابدین(علیه‌السلام) در مکه با محمد حنفیه روبه‌رو می‌شود و او را از پا فشاری بر این ادعا نهی می‌نماید.

محمد قدری تردید می‌کند. حضرت برای رفع این تردید و اثبات صدق مدعای خود راهی را پیشنهاد می‌دهد؛ این‌که حجرالاسود به امامت هر کس شهادت داد، دیگری بپذیرد. محمد پیشنهاد را قبول می‌کند.

هر دو در مقابل حجرالاسود قرار می‌گیرند. حضرت رو به سنگ می‌کند و می‌فرماید: اگر محمد امام است، به او سلام کن! صدایی شنیده نمی‌شود و سپس حضرت می‌فرماید: ای سنگ اگر من امام هستم به من سلام کن. سنگ سیاه با عنوان امام، حضرت را خطاب قرار داده سلام می‌کند. نقل شده است که محمد در این لحظه عرض کرد: به امامت تو یقین پیدا کردم و از این ادعا دست بر می‌دارم.(۱)

به نظر می‌رسد که این جریان مربوط به زمانی باشد که عبدالله بن زبیر حاکمیت مکه را به دست گرفته است. در این زمان محمد حنفیه پشتیبان مختار است و مختار به نیابت از او در کوفه قیام کرده است.

بنابراین، ظاهراً پشتیبان مختار در این قتل‌ها شخص محمد حنفیه است، اما اینکه چرا محمد حنفیه به انجام این قتل‌ها رضایت دارد، سوالی است که برای پاسخگویی به آن نیازمند مقدمه‌ای هستیم.

منبع: تبار انحراف 3، پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی، زیر نظر استاد حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، محققان ابراهیم ارجینی و محمدحسین فروغی، انتشارات کتابستان معرفت، چاپ اول 1394، ص176-179

پی نوشت؛

1 روضه الواعظین، صص197-198؛ بحارالانوار، ج46، ص29-30

برشی از یک کتاب | تحلیلی درباره مختار

باید دید رفتار مختار چه میزان با این موازین و ملاک‌ها تطابق دارد؟ یا باید آنچه درباره قتل عام مختار نقل شده و مورد مدح قرار گرفته است، رد کنیم که در این صورت مثل گذشته شخصیت مختار برای ما مجهول باقی خواهد ماند و یا این‌که عملکرد مختار را رد کنیم و این رفتار او را غیر مطابق با ملاکات و مبانی شرع بدانیم.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ جریانات زیادی از نام عاشورا برای مقاصد خود استفاده و یا به تعبیر بهتر سوء استفاده کردند، عبدالله بن زبیر با نام خون خواهی سیدالشهدا(علیه‌السلام) تا ۱۰ سال حکومت کرد، شخص دیگری که با شعار یا لثارات الحسین قیام کرد مختار بود.

برای تحلیل دقیق حرکت مختار ابتدا باید شخصیت او را بررسی کرد. مجموعه روایت‌هایی که درباره شخصیت مختار وجود دارد از نظر سندی دارای اشکال است. در این میان روایتی وجود دارد که آیت الله خویی از آن به عنوان صحیحه یاد کرده است.

این روایت از حضرت باقر(علیه‌السلام) نقل شده است و در آن شیعیان از لعن و دشنام به مختار نهی شده‌اند. برخی با استفاده از این روایت شخصیت مختار را مثبت تلقی کرده‌اند؛ در حالی که به تعلیلی که در روایت ذکر شده است، توجهی نداشته اند.

حضرت در این روایت می‌فرمایند مختار را لعن نکنید(لاتسبوا المختار) چرا که او قاتل قاتلان ما و طالب خون ماست.(1) حضرت در این روایت شیعیان آن زمان را از لعن و سب مختار نهی فرموده‌اند نه این‌که به آن‌ها امر بفرمایند که ایشان را دعا کرده یا برای او طلب مغفرت کنید.

اولاً، باید دید چرا شیعه مختار را سب می‌کرده است؟ این‌که شیعیان مختار را لعن می‌کرده و دشنام می‌داده‌اند، باید دلیلی داشته باشد، زیرا سابقه نداشته است که شیعیان شیعه‌ی دیگری را سب کنند و کار به جایی برسد که ائمه(علیهم‌السلام) از این کار نهی کنند.

ثانیاً، آیا می‌توان این نهی از لعن را دلیل بر صالح بودن مختار دانست؟ به نظر می‌رسد جواب منفی است. زیرا در خود روایت دلیل این نهی آمده است و حضرت می‌فرماید: او را لعن نکنید زیرا او قاتل قاتلان ماست.

نهی از لعن و سب مختار برای این است که او قاتل دژخیمان صحنه کربلا بوده است و اگر شیعیان او را لعن کنند این طور به نظر می‌رسد که این اقدام نادرست بوده است و به نحوی قاتلان سیدالشهدا(علیه‌السلام) مورد تایید قرار می‌گیرند؛ بنابراین روایت به دنبال مدح مختار نیست بلکه صرفاً ذم کردن او را نهی کرده است، زیرا منتهی به ذم شهیدان کربلا خواهد شد.

 

مشروعیت قیام مختار

مطلب دیگری که باید درباره مختار بررسی شود این است که آیا شکل حرکت او مورد تایید ائمه(علیهم‌السلام) بوده است یا خیر؟ اصولاً مدل کار مختار می‌توانست مورد تایید ائمه(علیهم‌السلام) باشد؟ این تایید به معنای تایید دین اسلام است، زیرا اسلام بدون پیامبر و امام اسلام نیست و خارج از روش و الگوی معصومین، دین به حساب نمی‌آید، بلکه کفر است.

حال باید دید رفتار مختار مورد تایید اسلام و اهل بیت(علیهم‌السلام) بوده یا خیر؟ آیا ائمه(علیهم‌السلام) رضایت داشتند که قاتلان سیدالشهدا(علیه‌السلام) در دیگ آب جوش انداخته شوند؟ آیا ایشان راضی بودند که دشمنانشان پس از قتل، مثله شوند؟ آیا این از نظر شرعی جایز است؟

وقتی به اسلام رجوع می‌کنیم می‌بینیم که از این کارها نهی شده است. حضرت امیر(علیه‌السلام) در جریان جنگ خندق پس از این‌که عمرو بن عبدود به حضرت جسارت کرد، از روی سینه او برخاست، کمی‌قدم زد و بعد بازگشت و کار را تمام کرد.(2)

محال است کسی که در هرچه می‌نگرد قبل و حین و بعد از آن خدا را می‌بیند از رفتار سبک سرانه‌ی عمرو برای غیر خدا عصبانی شود. او می‌خواهد به ما بفهماند که در این مکتب انتقام شخصی وجود ندارد و هر چه هست برای خداست.

در جریان وصیت به امام مجتبی(علیه‌السلام) درباره ابن ملجم نیز حضرت به دنبال القای این نکته است. حضرت مجتبی(علیه‌السلام) امام است و می‌داند که حد ابن ملجم چه مقدار است، اما باز حضرت برای توجه ما امام حسن(علیه‌السلام) را مورد خطاب قرار می‌دهد که در مقابل یک ضربه، باید ابن ملجم را یک ضربه حد بزند.

اکنون باید دید رفتار مختار چه میزان با این موازین و ملاک‌ها تطابق دارد؟ یا باید آنچه درباره قتل عام مختار نقل شده و مورد مدح قرار گرفته است، رد کنیم که در این صورت مثل گذشته شخصیت مختار برای ما مجهول باقی خواهد ماند و یا این‌که عملکرد مختار را رد کنیم و این رفتار او را غیر مطابق با ملاکات و مبانی شرع بدانیم.

انتهای پیام/

منبع: تبار انحراف 3، پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی، زیر نظر استاد حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، محققان ابراهیم ارجینی و محمدحسین فروغی، انتشارات کتابستان معرفت، چاپ اول 1394، ص173-176

پی نوشت؛

1 اختیار معرفت الرجال، ج1، ص340؛ بحارالانوار، ج45، ص343

2 مناقب آل ابی طالب، ج1، ص381؛ الفخری، ص49؛ بحارالانوار، ج41، ص50-51

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.