پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

پرسش از استاد | وجوب جهاد با صهیونیست

پرسش شما: چرا مبارزه با رژیم صهیونیستی واجب است؟

 

پاسخ استاد: در بحث دفاع در برابر هجوم دشمن هیچگونه اختلافی(میان علما) نیست و وجوب آن را حتی بعضا فطری دانسته‌اند. دفاع در برابر کافر مهاجم براساس هر چهار دلیل قرآن، سنت، اجماع و عقل ثابت شده است.

البته در زمینه دفاع شناخت موضوع بسیار مهم است. یعنی منظور ما از کافر مهاجم چه کسی است، نوع هجوم به چه صورتی است؟ راه مقابله به چه صورتی است، توانی که در دفاع تعیین شده در چه‌اندازه است؟ آنچه که مهم است همین چهار بخش است؛ یعنی شناخت هجوم هر مقدار دقیق، به هنگام و جامع باشد، تکلیف دفاع به خوبی معلوم می‌شود.

امروز بحث رژیم اشغالگر به طور اجمالی و نقطه‌ای در یک سرزمین خاص بوده و هجوم او بر همه معلوم شده است. یعنی کفار به عنوان یهودیت صهیونیست آمده‌اند قسمتی از سرزمین‌های مسلمانان را اشغال کرده‌اند و به قبله اول مسلمانان دست‌اندازی کرده‌اند، به دلیل قبله بودن و از این جهت که مسجد است اعتبار افزون دارد؛ پس وجوب دفاع بر همه لازم است.

اما آنچه که این قضیه را بیشتر می‌کند این است که تنها دست‌اندازی بر یک قسمت از جهان اسلام نیست، بلکه اینجا نقطه آغاز عملیات برای دست‌اندازی بر تمام نقاط اسلامی‌است، یعنی یک هجوم بالفعل در یک نقطه‌ای آغاز شده و آن نقطه را بالفعل گرفته و به دنبال بالفعل سازی تصرف سایر نقاط است.

بنابراین هجوم در یک نقطه خاص نیست، بلکه هجوم در تمام نقاط است و ظهور پیدا کرده، اگرچه به شکل مشخص انجام نشود؛ همان گونه که رهبر معظم انقلاب هشدار دادند، رژیم صهیونیستی قصد دارد سایر نقاط را هم بگیرد، یعنی بحث نیل تا فرات مطرح نیست.

اینجا تنها کانون فتح سرزمینی کشورهای اسلامی نیست، بلکه یک کانونی است برای هجوم بر همه حیثیت عقیدتی جهان اسلام و به تعبیر قرآن «وَلَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ.»

هجوم یهود صهیونیستی در فلسطین اشغالی بروز و ظهور عملیاتی پیدا کرده و در آنجا کانونی است، برای پشتیبانی تمام رسانه‌هایی که امروز متصل به اسلام هستند؛ حتی رسانه‌هایی که هجوم فرقه‌ای دارند مانند وهابیت؛ زمانی که ارزیابی می‌شود منشا آنجاست و تمام افکار جهان اسلام مورد هجوم قرار گرفته است.

منبع: گفت‌وگو با رسا(1399/03/02)

برشی از یک کتاب | افول اخلاقی بنی‌اسرائیل پس از موسی(ع)

خداوند قتل پیامبرانش را به قوم بنی‌اسرائیل نسبت می‌دهد؛ درحالی‌که همه آن‌ها پیامبران را نمی‌کشتند، ولی اینان گرد سازمانی منحرف جمع شده بودند و کار آن سازمان را تائید می‌کردند. ما از این سازمان به سازمان یهود تعبیر می‌کنیم.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ هدف از ارسال رسل سعادت بشر و رسیدن او به کمال در سایه قرب است. خداوند جهت نجات بنی‌اسرائیل از سلطه و بردگی فرعون و همچنین ارتقای معنوی آن‌‌ها موسی(علیه‌السلام) را به سویشان فرستاد تا حکومت دینی و الهی را در قدس برپا کند.(1)

خداوند در این مسیر همواره آنان را به امداد‌های غیبی یاری کرد، ولی آن‌ها کارشکنی و شیطنت کردند تا جایی که پیامبر الهی از دست آن‌ها رنجید و به خداوند شکایت کرد.(2) حاصل تمرد بنی‌اسرائیل در این مسیر انحطاط آن‌ها بود که خداوند در قرآن موارد متعددی از آن را بیان کرده است.

1 - نفس‌پرستی و آزمندی

پس از استقرار بنی اسرائیل در منطقه قدس دانش‌‌هایی که آنان در صحرای سینا از موسی(علیه‌السلام) آموخته بودند با تجربه عملی همراه شد و مجموعه‌ای از توانمندی‌‌ها را در ایشان پدید آورد. اگر این توانایی‌‌ها در راستای تحقق اهداف انبیا بکار می‌رفت این وعده خداوند تحقق می‌یافت که فرمود «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛ و ما اراده داشتیم که بر آن طایفه ضعیف و ذلیل شده در آن سرزمین منّت گذارده و آن‌ها را پیشوایان(خلق) قرار دهیم و وارث (ملک و جاه فرعونیان) گردانیم.»(3)

بنی‌اسرائیل هم توان علمی داشتند و هم تجربه، تنها نیاز آنان قرین ساختن معنویت با قدرت بود. قدرت گاهی به سمت خواهش‌‌های نفسانی می‌رود و این با هدف الهی جمع شدنی نیست. قوم یهود گرفتار حسد و آزمندی زندگی دنیا شده بودند. «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ بلکه حسد می‌ورزند با مردم(یعنی پیامبر و مسلمین) چون آن‌ها را خدا به فضل خود برخوردار نمود.»(4)

اگر انسان چنان در پی دنیا برود که از خدا دور شود، حرص(سیرناپذیری)، حسد و ترس او را فرا می‌گیرد. بنی‌اسرائیل تا هنگامی که در مسیر حق و خداوند بودند به آسانی به حاکمیت دست می‌یافتند، چرا که توان اجرا و گسترش آن را داشتند.(5) اما با پیدایش انحراف در بین آن‌ها هرم خواسته‌‌ها و مفاهیم معکوس شد.

2- نژادپرستی

یهودیان خود را(قوم برگزیده) می‌دانند و این اعتقاد مقوله اساسی در آیین یهود است. در تلمود آمده است که اسرائیل به دانه زیتون شبیه است چراکه زیتون امکان آمیختن با مواد دیگر را ندارد!(6) از سوی دیگر خداوند متعال نیز در قرآن به برتری دادن آنان اشاره کرده است؛ «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ؛ ای بنی اسرائیل، یاد کنید از نعمت‌هایی که به شما عطا کردم و(به نعمت کتاب و رسول) شما را بر عالمیان برتری دادم.(7)

خداوند بنی‌اسرائیل را بر جهانیان برتری داده بود و عنایت خویش را همواره بر ایشان نازل می‌کرد. خدای متعال نعمت‌‌ها و الطاف زیادی به آنان عنایت فرمود که از بردگی به قدرت و عزت رسیدند. می‌توان گفت خداوند این نوع و سطح از مواهب را برای سایر اقوام فراهم ننمود و از این جهت بنی‌اسرائیل را بر سایر اقوام برتری داد.

بنابراین برتری بنی‌اسرائیل از جهت نعمت‌‌ها و الطاف ویژه‌ای است که خداوند برای آن‌ها قرار داده نه برتری نژاد. البته بنی‌اسرائیل در مقابل این همه نشانه آشکار از محبت و قدرت الهی، کفران، لجاجت و بهانه جویی را جایگزین شکر و عبادت خدا کردند.

«سَلْ بَنِی إِسْرَائِیلَ کَمْ آتَیْنَاهُمْ مِنْ آیَةٍ بَیِّنَةٍ وَمَنْ یُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ؛ (ای پیغمبر) از بنی‌اسرائیل سؤال کن که ما چقدر آیات و ادلّه روشن بر آن‌ها آوردیم! و هر کس پس از آنکه نعمت و هدایتی که خدا به او داد آن را به کفر مبدّل کند(بداند که) عقاب خدا بر کافران بسیار سخت است.»(8)

آنان برتری نژاد خود را تا جایی پیش بردند که خود را فرزندان خدا نامیدند. قرآن از این موضوع به شدت انتقاد می‌کند. «وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ؛ یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان اوییم. بگو(ای پیغمبر): اگر چنین است پس او چرا شما را به گنا‌هانتان عذاب می‌کند؟ بلکه شما هم بشری هستید از آن‌ها که خدا خلق کرده، هر که را بخواهد می‌بخشد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند، و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آن‌ها است از آنِ خداست و بازگشت همه به سوی اوست.»(9)

در واقع بنی‌اسرائیل خطای بزرگ مرتکب شدند و گمان کردند خداوند نژاد آن‌ها را ارج می‌دهد؛ در حالی که خداوند بنی‌اسرائیل را ارج می‌نهاد که به آموزه‌‌های موسی(علیه‌السلام) ایمان بیاورند، یعنی برتری آن‌ها در صورت حفظ ایمانشان(10) و تصدیق پیامبران بعدی و پیامبر موعود بود.

ملاک برتری نزد خداوند تنها ایمان است «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛ همانا بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شمایند، همانا خدا کاملا دانا و آگاه است.»(11) از همین روست که خداوند آنان را بیمه داده است «وَاتَّقُوا یَوْمًا لَا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئًا وَلَا یُقْبَلُ مِنْ‌ها شَفَاعَةٌ وَلَا یُؤْخَذُ مِنْ‌ها عَدْلٌ وَلَا هُمْ یُنْصَرُونَ؛ و حذر کنید از آن روزی که هیچ کس به کار دیگری نیاید، و شفاعت هیچ کس پذیرفته نشود، و فدا و عوض از کسی قبول نکنند، و هیچ یاری کننده و فریادرسی نخواهند داشت.»(12)

هدف خداوند از اینکه فلسطین را مقدر آنان کرده بود، این بود که دین بر زمین حاکمیت یابد. «یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ؛ ای قوم، به سرزمین مقدسی که خدا سرنوشت شما کرد داخل شوید و پشت(به حکم خدا) مکنید، که زیانکار می‌شوید.»(13)

اما بنی‌اسرائیل گمان کرده‌اند که خدا این سرزمین را برای نژاد آن برگزیده است. نتیجه این نژادپرستی این بود که همواره پشتوانه و نیروی از دست دادند، زیرا آنان با این تفکر اجازه نمی‌دهند جز خودشان کسی در سیستم حکومتی رشد کند. آنان می‌پندارند که بنی‌اسرائیل در تقسیم مباحث قدرت مقدم‌اند.

3 - دوری از خط انبیا الهی

با بروز تفکر نژادپرستی، نگهداری حکومت به قضایای انحرافی نیاز داشت. از آنجایی که دینداران در این حکومت‌‌ها دیگر با حاکمان همکاری نخواهند کرد.(14) قدرت دور از خدا مروج انصراف می‌شود. عده‌ای را باید با بت و مشغولیت‌‌های کاذب و عده‌ای دیگر را با شراب شهوت و پول ساکت کرد. از این‌رو مدتی که از حکومت یوشع(علیه‌السلام) گذشت و حاکمیت به مذاق بنی‌اسرائیل خوش آمد، انحراف‌‌ها آغاز و فاصله حاکمان از پیامبران بیشتر شد.

تفکر حاکمیت بنی‌اسرائیل بر جهان در بین آنان لانه کرد و تفکر یهودی یا به تعبیر دیگر صهیونیستی را پدید آورد. تلاش انبیا این بود که اینان را از این تفکر انحرافی خارج سازند و به نیرو‌های مؤمن و مخلص تبدیل کنند.

4 - کشتن پیامبران

خداوند برای اصلاح این گروه پی‌درپی پیامبر می‌فرستاد و آنان نیز پیامبران خدا را می‌کشتند! «لَقَدْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَیْهِمْ رُسُلًا کُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِیقًا کَذَّبُوا وَفَرِیقًا یَقْتُلُونَ؛ ما از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم؛ و رسولانی به سوی آن‌ها فرستادیم؛ (ولی) هر زمان پیامبری حکمی‌بر خلاف هوس‌ها و دلخواه آن‌ها می‌آورد، عده‌ای را تکذیب می‌کردند؛ و عده‌ای را می‌کشتند.»(15)

خداوند قتل پیامبرانش را به قوم بنی‌اسرائیل نسبت می‌دهد؛ درحالی‌که همه آن‌ها پیامبران را نمی‌کشتند، ولی اینان گرد سازمانی منحرف جمع شده بودند و کار آن سازمان را تائید می‌کردند. ما از این سازمان به سازمان یهود تعبیر می‌کنیم. سازمان دور دیده و تجربه اندوخته و منحرف. آنان همانند دزدان بودند که با چراغ روشن آمده بودند و انبیا درصدد بودن این چراغ به دستان را از دزدی باز دارند.

منبع: دشمن شدید، دفتراول(حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی طائب) چاپ دوم، زمستان 95، انتشارات شهید کاظمی، صص175-180

پی نوشت؛

1 - مائده/ 21

2 - همان/25

3 - قصص/5

4 - نساء/54

5 - ر.ک: تاریخ الیعقوبی، ج1، صص46-50

6 - ر.ک: موسوعه الیهود الهیودیه، عبدالو‌هاب المسیری، ج5، ص72

7 - بقره/47

8 - همان/211

9 - مائده/18

10 - عهد عتیق، تثنیه، باب 26، شماره 16 و 18 و باب13؛ در این فراز‌ها از تورات به خوبی آشکار است که خداوند بنی اسرائیل را تنها در صورت حفظ ایمان برتری خواهد داد.

11 - حجرات/13

12 - بقره/48

13 - مائده/21

14 - تفکر نژاد پرستانه، انسان‌‌ها را براساس قومیت و ملیت برتری می‌دهد ولی تفکر دینی همه نژاد‌‌ها و ملیت‌‌ها را یکسان و ملاک برتری را در تقوا و ایمان می‌داند.

15 - مائده/70

گزارش | ریشه غده سرطانی اسرائیل در کاخ سفید است

امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است» ولی درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید و کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ(1399/02/29) در شهر مقدس قم برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در این مراسم در سخنانی با بیان این‌که جهانی شدن مسأله قدس امری مسلم است، اظهار کرد: امام خمینی(ره) علمدار دینی شدن مبارزه با اسرائیل است، اما امروزه این عَلَم به دست کیست؟ به عبارت دیگر امام خمینی(ره) مبارزه را دینی کردند، اما به چه دلیل امروزه مبارزه سیاسی اعلام شده است؟

وی افزود: اگر چه این مبارزه از حوزه نشر و گسترش پیدا کرد، ولی عنوان دینی‌اش در آن ذاتی نشد، برای نمونه مباحث صلات، روزه و خمس در حوزه ذاتی هستند، ولی مبارزه با صهیونیست به عنوان یک بحث روز فقهی، ذاتی حوزه نشده و درباره آن بحث نمی‌شود.

استاد درس خارج حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در این جلسه دو نفر از اساتید آیات مربوط به مبارزه با اسرائیل را بیان کردند که اگر از آن‌ها سؤال شود ابتکار شخصی است یا دوره تخصصی در حوزه دیده‌اند؟ خواهند گفت ابتکار شخصی است؛ به چه دلیل در پایان نامه‌های حوزوی قدس به عنوان بحثی دینی ترویج نمی‌شود؟

وی با تأکید بر این‌که حوزه علمیه در زمینه کرونا انفعالی عمل کرده است، بیان داشت: ابتدا که موضوع کرونا مطرح شد، حوزه علمیه اطلاعی از عمق ماجرای آن نداشت. البته نهادهای شخصی در این زمینه کار کردند ولی حوزه به صورت عمیق موضوع را متوجه نشد تا به حوزویان نیز اطلاعات کافی را بدهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب گفت: آیا در زمینه باز شدن مساجد در حوزه علمیه وحدت نظر وجود دارد؟ برخی می‌گویند باز شود و برخی می‌گویند مطلقاً بسته باشد، چرا؟ چون جامعه اطلاعاتی نداریم. ما انفعالی برخورد می‌کنیم، هجومی نیستیم. چرا که خمیرمایه مطالب دستمان هست ولی شکل دهی و دسته بندی آن صورت نمی‌گیرد.

وی ادامه داد: برای بحث صهیونیسم که جهانی شده و کل عالم سیاست روی آن می‌چرخد تازه در حوزه علمیه دو واحد درس آن هم در رشته تخصصی اختصاص داده شده است، این نشان دهنده عدم روشن شدن ذات قضیه است. در حالی که باید بدانیم پای موضوع مبارزه با صهیونیست و دفاع از فلسطین خون‌ها ریخته شده است.

کارشناس مسائل سیاسی با تصریح بر این‌که حوزه باید در زمینه فلسطین از حالت انفعالی خارج شده و هجومی عمل کند، گفت: حوزه باید در این زمینه علمدار شود. البته محتوای علمی در زمینه فلسطین در حوزه علمیه فراوان است و در هیچ جای عالم چنین اطلاعاتی را نمی‌توان یافت، ولی تبدیل به اعلان نشده است.

وی افزود: امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است»، درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید، کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب در پایان تأکید کرد: البته حوزه کار کرده و بسیار هم پیش رفته است ولی امیدواریم گام‌های بعدی را جدی‌تر و قوی‌تر بردارد. حوزه اگر بخواهد و تلاش کند چه بسا 25(برای نابودی رژیم صهیونیستی) سال را می‌تواند به یک یا دو سال کاهش دهد.

انتهای پیام/

پرونده ویژه | یهود از برگزیدگی تا نژادپرستی

«قوم برگزیده» عنوانی است که در تورات و تلمود فراوان به چشم می‌خورد. به گونه‌ای که مردم جهان به دو بخش اسرائیلی و غیر اسرائیلی تقسیم شده‌اند. به اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده‌اند، مقوله‌ای اساسی در آیین یهود است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ «قوم برگزیده» عنوانی است که در تورات و تلمود فراوان به چشم می‌خورد. به گونه‌ای که مردم جهان به دو بخش اسرائیلی و غیر اسرائیلی تقسیم شده‌اند. به اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده‌اند، مقوله‌ای اساسی در آیین یهود است و در تلمود آمده است که یسرائیل به دانه زیتون شباهت دارد، چون زیتون امکان آمیختن به دیگر مواد را ندارد.

در سفر تثنیه7/6 آمده است: شما قوم مقدسی هستید که خداوند از میان دیگر ملت‌های روی زمین شما را انتخاب کرده است و این به جهت فزونی شما نیست بلکه تعداد شما کم است ولی این انتخاب به جهت محبت خدا به شما و سوگندی است که برای پدرانتان یاد کرده است. در سفر تثنیه14/2 و لاویان20/24 و 26 نیز شبیه این مطلب آمده است.

در تلمود که کتاب احکام یهودیان به شمار می‌رود، می‌خوانیم: ذات قدوس متبارک به ملت اسرائیل چنین فرمود: من خدای همه عالم هستم لکن نامم را فقط بر شما نهاده‌ام، مرا خدای بت پرستان نمی‌خوانند بلکه به عنوان خدای اسرائیل شناخته شده‌ام. البته موضوع برتری یهود بر دیگر اقوام و برگزیده بودن آن در قرآن هم اشاره شده است اما پیداست که ملاک این برتری، دینداری بوده و این طور نیست که یهود برای همیشه این فضیلت را داشته باشند. البته اگر شرایطی که در کتاب مقدس و قرآن آمده است، رعایت می‌کردند همچنان قوم برگزیده و برتر بودند.

قرآن کریم می‌فرماید «یهود و نصاری می‌گویند ما فرزندان خدا و دوستان اوییم» گرچه در این آیه نصاری هم آمده است، لیکن در آیات دیگر قرآن تنها بر نژاد پرستی یهود تکیه شده است؛ مثلاً در سوره جمعه روی سخن تنها با یهودیان است و در جواب این‌که گفته‌اند «تنها ما دوستان خداییم» می‌فرماید «اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید.»

یهود در تورات تحریف شده

در تورات آمده است: چون شما قوم مقدسی هستید که به خداوند، خدای تان اختصاص یافته اید، او بین تمام مردم روی زمین شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید.

در سفر اعداد می‌خوانیم: این قوم، چون شمشیر بر می‌خیزند و تا وقتی که شکار خود را نخورند و خون کشتگان را ننوشند نمی‌خوابند.

خاخام شنیور زالمان می‌گوید: یهودیان ذاتا پاک و طیب و غیر یهودیان طبعا پلید و بزه کار هستند.

در کتاب اول. اسموئیل، فصل ۱۵، جمله ۳٫ آمده: حال برو و مردم عمالیق را قتل عام کن بر آن‌ها رحم نکن بلکه زن و مرد، طفل شیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ، همه را نابود کن.(2)

یهود از برگزیدگی تا نژادپرستی

دکتر اسرائیل شاهاک، استاد دانشگاه عبرانی بیت‏المقدس و رئیس جامعه حقوق بشر اسرائیل، می‏گوید: فعالیت‏های سیاسی من در سال 1965ـ1966 با یک اعتراض آغاز گردید. من در اورشلیم به چشم خود دیدم که یک یهودیِ مذهبیِ افراطی، اجازه نداد که در روز شنبه از تلفن او برای نجات همسایه غیر یهودی او که در حمله‏ای مجروح شده بود، استفاده کنند، و آمبولانس خبر کنند.

من به جای آن‏که این خبر را به روزنامه‏ها بدهم، از دادگاه حاخامی‌اورشلیم را برای گفت‏وگو خواستار شدم. از اعضای این دادگاه، که اعضای آن از حاخام‏های منصوب دولت اسرائیلند، پرسیدم که آیا این شیوه رفتار، با تفسیر آنان از مذهب یهود سازگار است؟ به من پاسخ دادند که یهودی مزبور رفتاری صحیح و حتی مؤمنانه داشته، و مرا به یکی از قوانین تلمود، که در قرن ما گردآوری شده است، ارجاع دادند. این ماجرا را به روزنامه عبری‏زبآن‌هاآرتص خبر دادم. خبر طنین‏انداز شد و جنجال و رسوایی رسآن‌های به‏پا کرد که پیامدهای آن، تا آنجا که به من مربوط است، بیشتر منفی بود تا مثبت.

نه مقامات حاخامی‌اسرائیلی و نه مقامات دیاسپورا [یهودیانی که در غیر کشور اسرائیل زندگی می‏کنند] هیچ‏کدام در این حکم تجدیدنظر نکردند: یک یهودی نباید شنبه را به خاطر نجات جان یک «بیگانه»[غیریهودی] نقض نماید. از این‏رو با بهره‏گیری از معلوماتی که در جوانی به دست آورده بودم، به بررسی قوانین تلمود درباره روابط یهودیان و غیریهودیان پرداختم، و بر من آشکار شد که نه صهیونیسم و نه سیاست دولت اسرائیل از آغاز کار آن و نه رفتارهایی که حامیان اسرائیل در دیگر نقاط جهان در پیش گرفته‏اند، بدون در نظر گرفتن نفوذ عمیق این قوانین و جهان‏بینی‏ای که ایجاد و بیان می‏کنند، قابل درک نیستند.(3)

یهود در تلمود

گفته‌های موجود در کتاب تلمود این ایده را به خوبی روشن می‌سازد که اکنون آن‌ها را برمی‌شماریم:

1. قسمتی از شیاطین، از فرزندان آدم هستند. آدم، زنی داشت از شیاطین به نام لیث که مدت 130 سال همسر آدم بود و شیاطین از نسل او متولد شدند؛

2. ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است، زیرا ارواح یهود، جزو خداوند است. همچنان که فرزند جزو پدرش است. روح یهود نزد خدا عزیزتر است؛ زیرا ارواح دیگران، شیطانی و مانند ارواح حیوانات است. نطفه غیریهودی، مثل نطفه بقیه حیوانات است؛

3. بهشت، مخصوص یهود است و هیچ کس به جز آن‌ها داخل آن نمی‌شود، ولی جهنم، جایگاه مسیحیان و مسلمانان است؛

4. مسیح پیامبر نیامده است و تا حکم«اشراء»(غیر یهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد کرد و آنگاه که او بیاید، از زمین، خمیر نان و لباس پشمی‌می‌روید. در این هنگام، سلطه و پادشاهی یهود بازمی‌گردد و تمام ملتها مسیح را خدمت خواهند کرد. در آن زمان، هر فرد یهودی، 2800برده و غلام خواهد داشت؛

5. بر یهود لازم است که املاک دیگران را خریداری کند تا آن‌ها صاحب ملک نباشند و همیشه سلطه اقتصادی برای یهود باشد؛

6. کشتن مسیحی از واجبات مذهبی ماست و پیمان بستن با او، یهودی را ملزم به ادای دین نمی‌کند؛

7. یسوع ناصری که ادعای پیامبری کرده و نصارا فریبش را خوردند،

با مادرش مریم، که او را از مردی بنام «باندار» به زنا آورده بود در آتش دوزخ می‌سوزند؛

8. سگ از غیریهودی، افضل است؛ زیرا در اعیاد باید به سگ نان و گوشت داد، ولی نان دادن به اجنبی حرام است؛

9. بیگانگان برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شده اند؛

10. هرمسیحی که یهودی نشود، بت پرست و دشمن خدا خواهد بود؛

11. از عدالت خارج است که انسان بر غیر از یهود کوچکترین ترحمی‌روا دارد؛

12. غیریهودی را هرچند صالح و نیکوکار باشد، باید کشت. اگر یکی از بیگانگان را بکشیم، مثل این است که در راه خدا قربانی کرده‌ایم؛

13. ما ملت برگزیده خداوندیم. خدا حیوانات انسانی برای ما خلق کرده است؛ زیرا می‌دانست ما به دوگونه حیوان نیاز داریم؛ یکی، حیوانات بی شعور مانند بهایم و حیوانات غیرناطقه و دیگری، حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان و مسلمانان و بوداییان برای آنکه بتوانیم از همه آن‌ها سواری بگیریم، ما را در جهان پراکنده ساخته است. ما باید دخترهای زیبا و خوشگل را به ازدواج پادشاهان و وزیران و شخصیتهای برجسته یهود درآوریم تا بوسیله آن‌ها بر حکومتهای جهان تسلط داشته باشیم.(4)

نژادپرستی قانون شد

پارلمان رژیم صهیونیستی (کنست) با تصویب لایحه دولتی با عنوان « ملت، دولت یهود» آن را به قانون مبدل کرد تا بار دیگر نژادپرستی خود در سرزمین اشغالی را که از سال 1948 به راه انداخته با قانونی جلوه دادن برخی امتیازات از جمله رسمی کردن زبان عبری و امتیازات ساخت ‌وساز برای یهودیان در فلسطین اشغالی ادامه دهد.

هر چند برخی از نمایندگان عربی حاضر در این پارلمان، نسبت به اقدامات نژادپرستانه رژیم صهیونیستی در این باره مخالفت کردند اما با اخراج آن‌ها از صحن کنست و وجود 55 مخالف از 120 عضو کنست این قانون‌ نژادپرستی به تصویب رسید.

با توجه به قانون جدید صهیونیست‌ها زبان عربی که در کنار عبری، یکی از دو زبان رسمی و اداری سرزمین اشغالی محسوب می‌شد، از رسمیت افتاد و سهم مردم فلسطین در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و دیگر امتیازات عمرانی و اجتماعی‌ شان منتفی اعلام شد تا رژیم صهیونیستی یادآور ایجاد جامعه‌ای نژادپرستانه یهودی‌ها در سرزمین اشغالی به صورت یکدست باشد.

نمایندگان عرب فلسطینی در کنست که از مخالفان این قانون هستند، تصویب آن را «مرگ دموکراسی و آشکار شدن نژادپرستی و آپارتاید علیه غیر یهودیان» تلقی کردند. این نمایندگان عرب در اقدامی نمادین، پیش‌نویس قانون را پاره کردند.(5)

منابع:

1 - کتاب پیامبر(ص) و یهود حجاز، نوشته مصطفی صادقی، نوبت چاپ دوم، سال 85، ص37 الی 39

2 - https://b2n.ir/265157

3 - https://b2n.ir/668339

4 - https://b2n.ir/327029

5 - https://b2n.ir/013220

برشی از یک کتاب | مبارزه امیرالمومنین(ع) با جبهه نفوذ

تقیه کارآمدترین سلاح امیرالمومنین(علیه‌السلام) در شرایط سخت و دشوار پس از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله)- هم در جهت حفظ جان خود و اندک یاران وفادارش و هم در جهت پیشبرد اهداف جریان حق بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ مبارزه امیرالمومنین(علیه‌السلام) با باطل تابع یک اصل کلی به نام «اصل تقیه» بود. تقیه کارآمدترین سلاح امیرالمومنین(علیه‌السلام) در شرایط سخت و دشوار پس از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله)- هم در جهت حفظ جان خود و اندک یاران وفادارش و هم در جهت پیشبرد اهداف جریان حق بود.

این تنها اصلی بود که توانست در این فضای آلوده که هر آن، جان آن حضرت و یارانش را تهدید می‌نمود، ایشان را نجات داده و دشمن را بیچاره و عاجز از رسیدن به آمال و آرزوهای خود نماید. گذشته از این اصل کلی، در جبهه مذهبی فرهنگی آن حضرت حتی آنگاه که تحت سخت‌ترین تحریم‌ها و فشارها به سر می‌برد، نماد عملی پویایی دین بود.

از سوی دیگر اهتمام و التزام ایشان به تلاوت قرآن باعث شد تا قرآنی که امروزه برای تمامی جهانیان به یادگار مانده است، به قرائت و گردآوری ایشان باشد نه دیگر صحابه. امیرالمومنین(علیه‌السلام) هیچ‌گاه از ذکر فضایل و مناقب خود کوتاه نیامدند.(۱)

آن حضرت بر اساس روایت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) حب و بغض خود را ملاک ایمان و نفاق معرفی می‌نمودند و سخنان و روایاتی درباره جایگاه ممتاز خویش در علم و دانش داشتند. آن حضرت در کوفه اصرار داشتند تا مردم درباره هر چه می‌خواهند از او بپرسند و روایت مدینه العلم را برای مردم نقل می‌نمودند.

تاکید رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را برای این که هیچگاه در قضاوتی تردید نخواهد کرد برایشان روایت می‌کردند و می‌فرمودند «هر گاه از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسشی داشتم پاسخم را می‌داد و آنگاه هم که چیزی نمی‌پرسیدم آن حضرت خودش بر علمم می‌افزود.»

ایشان همچنین با خطبه‌های خود جایگاه علمی و توانمندی گفتاری خود را به رخ همگان می‌کشیدند. آنگاه که لازم می‌دانستند به میدان آمده به دفاع از فرهنگ اصیل دینی می‌پرداختند.(۲)

در جبهه سیاسی امیرالمومنین(علیه‌السلام) از زبان رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از کینه‌هایی سخن ‌می‌گفتند که تا آن حضرت زنده است سرباز نخواهد کرد و پس از شهادت ایشان گریبان وی(حضرت امیر) را خواهند گرفت.

ایشان بر منبر کوفه فرمودند «رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به من فرموده بود که مردم پس از من با تو از در مکر وارد خواهند شد.» آن حضرت بعدها و در جریان شورا به اولویت خود بر آن دو، نسبت به خلافت تصریح نمودند و این‌که چشم پوشی ایشان از حق خود به خاطر مصلحت عمومی بود.(۳)

همچنین ایشان در زمان ماجرای شورا، به ذکر فضایل خود و اقرار گرفتن از اصحاب شورا درباره تک تک آن‌ها پرداختند. امیرالمومنین(علیه‌السلام) در زمان حاکمیت خویش و در مسجد کوفه مجلسی تشکیل دادند و از اصحاب رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که در آن جلسه حاضر بودند خواستند تا به صحت ماجرای غدیر شهادت دهند. در این مجلس ۳۰ تن از اصحاب رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که لااقل دوازده نفر آن‌ها از اصحاب جنگ بدر بودند به نفع آن حضرت شهادت دادند.

همچنین ایشان مبارزات خود بر اساس تأویل و توجیه قرآن را به رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) منتسب نمودند و بر منبر کوفه از زبان رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل می‌فرمودند که با ناکثان و قاسطان و مارقان خواهم جنگید.(۴)

یکی دیگر از جلوه‌های مبارزه سیاسی امیرالمومنین(علیه‌السلام) با جریان باطل را، در انزوای سیاسی آن حضرت باید جست‌وجو نمود. امیرالمومنین(علیه‌السلام) که در زمان رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله)در مناصب مختلف به کار گرفته شده بودند و نامشان در تمامی وقایع ریز و درشت تاریخ اسلام به چشم می‌خوردند؛ پس از شهادت آن حضرت گویا به یک‌باره نام ایشان از صفحه روزگار محو می‌شود و غیر از موارد معدودی که جبهه فرهنگی دوشاخه باطل مصلحت دانسته! از ایشان اثری در هیچ یک از ماجراهای خرد و کلان سیاسی نیست.

این انزوای سیاسی چه خود خواسته باشد و چه سوغات دوشاخه باطل، یک پیامد ارزشمند برای آن حضرت دارد و آن این‌که کسی نمی‌تواند رضایت به حاکمیت سران جریان باطل را به ایشان نسبت دهد.

جبهه فرهنگی دو شاخه باطل دقیقاً با درک همین معضل سیاسی است که مجبور به جعل و ساخت گزارش‌های متعددی از تصریح زبانی امیرالمومنین(علیه‌السلام) درباره رضایت به وضع موجود و سران جریان باطل می‌شود.

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، انتشارات شهید کاظمی، نوبت چاپ اول، بهار 98، صص266-268

پی نوشت؛

1 - آنچه در این بخش و بخش مبارزه سیاسی امیرالمومنین(علیه‌السلام) نقل می‌شود همگی گزیده‌ای از گزارش‌های موجود در جلد چهل و دوم تاریخ مدینه دمشق است که به زندگی نامه آن حضرت اختصاص دارد.

2 - به عنوان نمونه آن حضرت بر خلاف سیره برخی از صحابه از متعه دفاع می‌نمود.(تاریخ مدینه دمشق جلد ۴۲ صفحه ۴۱۹)

3 - بایع الناس و لابی‌بکر و أنا والله اولی بالامر منه و احق منه فسمعت و اطعت مخافه أن یرجع الناس کفارا یضرب بعضهم رقاب بعض بالسیف ثم بایع الناس عمر و أنا والله اولی بالامر منه و احق منه فسمعت و اطعت مخافه أن یرجع الناس کفارا یضرب بعضهم رقاب بعضی بالسیف ثم انتم تریدون أن تبایعوا عثمان.

4 - همان‌گونه که پیش از این نیز یادآور شدیم آنچه در بخش مبارزه سیاسی و فرهنگی امیرالمومنین(علیه‌السلام) ذکر شد گزیده‌ای از گزارش‌های موجود در جلد چهل و دوم تاریخ مدینه دمشق است که به زندگی نامه آن حضرت اختصاص دارد.

برشی از یک کتاب | اقدامات یهود پس از رسول خدا(ص)

سرانجام رسول الله(ص) با هر نیرنگ و ترفندی که بود به شهادت رسید و جریان نفوذ فضا را برای تاخت و تاز خود مناسب دید. جریان حاکم به خوبی پی برده بود که برای به دست گرفتن آینده مسلمانان چاره‌ای جز فرهنگ‌سازی - به معنای ساخت و ایجاد فرهنگ دلخواه بر اساس احادیث جعلی و خود ساخته ندارد.

یادداشت| تبارشناسی یهودیت در بنی‌امیه(بخش سوم و پایانی)

چرا منابع غیرشیعی حقیقت بنی امیه را مطرح نکرده‌اند؛ سهیلی می‌نویسد: خدا از کارهای دوران جاهلیت گذشته و از ایراد گرفتن به نسب دیگران نهی کرده است. حتی اگر این نهی الهی نبود، باز جا داشت به خاطر جایگاه برخی از صحابه، نسبت به نسب بنیامیه کنکاشی نشود.

گفت‌وگو| میزان شناخت بنی‌اسرائیل از پیامبر اکرم(ص)

تاریخ گواه بر این است که همه بنی‌ اسرائیل فرمان‌های حضرت موسی(ع) را انجام نمی‌دادند. پس وقتی حضرت موسی(ع) می‌گوید که یک پیامبر خاتمی خواهد آمد، یکسری از بنی‌اسرائیل به این پیش‌بینی حضرت موسی(ع) توجهی نمی‌کنند. همان‌طور که برای خود حضرت موسی(ع) احترام قائل نیستند، برای حرف‌هایش هم احترام قائل نیستند.

یادداشت| تبارشناسی یهودیت در بنی‌امیه(بخش دوم)

آنچه در نسل امیه نمود بسیاری دارد، فراوانی روابط نامشروع در این نسل برخلاف بنی‌‌هاشم است. روشن است که فراوانی چنین امری در یک خاندان، حاکی از جایگاه نداشتن و دون‌‌پایه و بی‌اصل و ریشه بودن آنهاست؛ امری که با انتساب امیه به خاندان نبوت کاملاً در تناقض است.

گفت‌وگو| نفوذ یهود در میان مسلمانان صدر اسلام

نفوذ همیشه مخفیانه است و اگر مخفی نبود، اسم آن را نفوذ نمی‌گذاشتند؛ از این رو، عوامل نفوذی پس از گذشت زمان مشخص می‌شوند. در زمانی که هستیم، همه نفوذی‌ها را نمی‌شناسند. افراد خاصی که دارای اطلاعات خاصی هستند، امکان دارد که بشناسند.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.