پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

گزارش | ریشه غده سرطانی اسرائیل در کاخ سفید است

امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است» ولی درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید و کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ(1399/02/29) در شهر مقدس قم برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در این مراسم در سخنانی با بیان این‌که جهانی شدن مسأله قدس امری مسلم است، اظهار کرد: امام خمینی(ره) علمدار دینی شدن مبارزه با اسرائیل است، اما امروزه این عَلَم به دست کیست؟ به عبارت دیگر امام خمینی(ره) مبارزه را دینی کردند، اما به چه دلیل امروزه مبارزه سیاسی اعلام شده است؟

وی افزود: اگر چه این مبارزه از حوزه نشر و گسترش پیدا کرد، ولی عنوان دینی‌اش در آن ذاتی نشد، برای نمونه مباحث صلات، روزه و خمس در حوزه ذاتی هستند، ولی مبارزه با صهیونیست به عنوان یک بحث روز فقهی، ذاتی حوزه نشده و درباره آن بحث نمی‌شود.

استاد درس خارج حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در این جلسه دو نفر از اساتید آیات مربوط به مبارزه با اسرائیل را بیان کردند که اگر از آن‌ها سؤال شود ابتکار شخصی است یا دوره تخصصی در حوزه دیده‌اند؟ خواهند گفت ابتکار شخصی است؛ به چه دلیل در پایان نامه‌های حوزوی قدس به عنوان بحثی دینی ترویج نمی‌شود؟

وی با تأکید بر این‌که حوزه علمیه در زمینه کرونا انفعالی عمل کرده است، بیان داشت: ابتدا که موضوع کرونا مطرح شد، حوزه علمیه اطلاعی از عمق ماجرای آن نداشت. البته نهادهای شخصی در این زمینه کار کردند ولی حوزه به صورت عمیق موضوع را متوجه نشد تا به حوزویان نیز اطلاعات کافی را بدهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب گفت: آیا در زمینه باز شدن مساجد در حوزه علمیه وحدت نظر وجود دارد؟ برخی می‌گویند باز شود و برخی می‌گویند مطلقاً بسته باشد، چرا؟ چون جامعه اطلاعاتی نداریم. ما انفعالی برخورد می‌کنیم، هجومی نیستیم. چرا که خمیرمایه مطالب دستمان هست ولی شکل دهی و دسته بندی آن صورت نمی‌گیرد.

وی ادامه داد: برای بحث صهیونیسم که جهانی شده و کل عالم سیاست روی آن می‌چرخد تازه در حوزه علمیه دو واحد درس آن هم در رشته تخصصی اختصاص داده شده است، این نشان دهنده عدم روشن شدن ذات قضیه است. در حالی که باید بدانیم پای موضوع مبارزه با صهیونیست و دفاع از فلسطین خون‌ها ریخته شده است.

کارشناس مسائل سیاسی با تصریح بر این‌که حوزه باید در زمینه فلسطین از حالت انفعالی خارج شده و هجومی عمل کند، گفت: حوزه باید در این زمینه علمدار شود. البته محتوای علمی در زمینه فلسطین در حوزه علمیه فراوان است و در هیچ جای عالم چنین اطلاعاتی را نمی‌توان یافت، ولی تبدیل به اعلان نشده است.

وی افزود: امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است»، درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید، کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب در پایان تأکید کرد: البته حوزه کار کرده و بسیار هم پیش رفته است ولی امیدواریم گام‌های بعدی را جدی‌تر و قوی‌تر بردارد. حوزه اگر بخواهد و تلاش کند چه بسا 25(برای نابودی رژیم صهیونیستی) سال را می‌تواند به یک یا دو سال کاهش دهد.

انتهای پیام/

گزارش اختصاصی | جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم

امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است»، درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید، کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ(1399/02/29) در شهر مقدس قم برگزار شد.

در این مراسم حجج‌اسلام مهدی طائب، لطفی نیاسر، زمانی، سلیمانی، عباسی، لیالی و... به ایراد سخن پرداختند.

حجت‌الاسلام محسن محمدی، دبیر علمی نشست با تأکید بر جریان شناسی دفاع از فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی خاطرنشان کرد: در داخل و خارج جهان اسلام افراد و گروه‌هایی در دفاع از فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کنند.

وی ادامه داد: یکی از گروه‌ها علما و حوزه‌های علمیه هستند که از پایگاه دین از فلسطین دفاع و با رژیم صهیونیستی مبارزه کرده و می‌کنند.

دبیر علمی نشست با بیان این‌که علما از همان ابتدای تهاجم اسرائیل غاصب به فلسطین در برابر این موضوع موضع گرفته و اقدامات خوبی داشته‌اند، یادآور شد: از علمایی همانند کاشف الغطا، علامه شرف الدین گرفته تا آیت‌الله کاشانی این مبارزات ادامه داشته، ولی بدون شکل نقطه عطف این موضوع حضرت امام راحل هستند.

وی افزود: حضرت امام مبارزات ضد صهیونیستی را به یک گفتمان تبدیل کردند و این موضوع را به فضای علمی، نخبگانی و اجتماعی کشاندند. شاهکار ایشان روز قدس بود که سبب شد تمام جهان اسلام با موضوع فلسطین مرتبط شوند.

حجت‌الاسلام محمدی بیان کرد: امام از سال 42 مبارزه با رژیم صهیونیستی را به عنوان یکی از مؤلفه‌های انقلاب اسلامی مطرح کردند. انقلاب اسلامی تنها ضد شاه و آمریکا نبود، بلکه ضد صهیونیست نیز بود. پس از امام، رهبر معظم انقلاب این مبارزات را به صورت واضح‌تر و آشکارتر مطرح کردند.

وی اضافه کرد: رهبر معظم انقلاب بر انقلابی بودن حوزه تأکید دارند که بخشی از انقلابی بودن حوزه به دشمن شناسی است. ایشان به صورت ویژه بر دشمن شناسی رژیم صهیونیستی تأکید دارند.

دبیر علمی نشست تأکید کرد: حوزه علمیه که پرچم مبارزه با صهیونیست را برافراشته اکنون نیز باید با قوت این پرچم را در دست بگیرد، چون کسانی دیگری که داعیه دار آن هستند، از جهاتی توان این کار را ندارند.

وی ادامه داد: البته شاید تشکیل انقلاب اسلامی و حاکمیتی شدن مبارزه با رژیم صهیونیستی سبب شده علما و حوزه‌های علمیه نسبت به مبارزه با رژیم صهیونیستی کمتر بپردازند در حالی که هر جا حوزه ورود کرده، پیروز شده‌ایم.

 

علل استمرار رژیم صهیونیستی

حجت‌الاسلام والمسلمین علی عباسی، رئیس جامعه المصطفی العالمیه به عنوان سخنران نخست، روز قدس را یک مسأله بین‌الملل اسلامی و جهانی دانست و گفت: طی چهار دهه، روز قدس در میان مردم به خوبی جا افتاده است، هر چند رسانه‌های دشمن به دنبال کم رنگ کردن آن هستند ولی تاکنون توفیق چندانی نداشته‌اند.

وی افزود: مسأله فلسطین شاید مهمترین مسأله دنیا اسلام است و آن را باید بر همین کیفیت مطرح کرد. نخبگان، اساتید، اندیشمندان، روحانیون و... نباید اجازه دهند این مسأله مشمول مرور زمان شود. تلاش اصلی مراکز علمی و پژوهشی باید زنده نگه داشتن این مسأله و تبدیل شدن آن به آرمان باشد.

رییس جامعه المصطفی العالمیه با اشاره به این‌که نباید مسأله فلسطین تبدیل به یک موضوع قومیتی و طایفه‌ای شود، خاطرنشان کرد: به یک معنا مسأله فلسطین نه تنها مسأله جهان اسلام که یک مسأله جهانی و بشری است. کسانی که مسأله فلسطین را مسأله عربی مطرح کرده‌اند، اشتباه راهبردی کرده‌اند.

وی درباره علل استمرار رژیم صهیونیستی تصریح کرد: یک دلیل آن نفوذ گسترده جریان صهیونیست در عالم است. این جریان سلطه جو و ثروت طلب خطری برای تمام بشر است. در بسیاری از کشورهای غربی کاندیداها برای موفقیت باید توجه این جریان را جلب کنند. معرفی کردن چهره این جریان باید از سوی مراکز علمی و پژوهشی جدی گرفته شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین عباسی، حمایت قدرت‌های مختلف همانند انگلستان و آمریکا را عامل دوم استمرار رژیم صهیونیستی دانست و اذعان کرد: عامل سوم کوتاهی و بی عملی نهادهای به اصطلاح بین‌المللی است. افشای این حقایق باید توسط علما و نخبگان صورت گیرد.

وی سستی و خیانت برخی دولت‌های به ظاهر اسلامی را عامل چهارم استمرار رژیم صهیونیستی برشمرد و گفت: تمام این‌ها دست به دست هم داده‌اند تا این رژیم غیر قانونی و غیر انسانی استمرار داشته باشد.

رییس جامعه المصطفی العالمیه با بیان این‌که انقلاب اسلامی ورق را عوض کرد، تصریح کرد: جریان مقاومت که برآمده از اندیشه انقلاب اسلامی است، طی چند دهه معادلات را تغییر داده است. این تفکر باید از سوی حوزه‌های علمیه و علمای دین مطرح شود.

وی بیان داشت: نسخه شفا بخش دنیای اسلام برای عبور از پدیده جعلی رژیم صهیونیستی اندیشه مقاومت و انقلاب اسلامی است. به همین دلیل تمام تلاش دشمن ضربه زدن و حذف این تفکر است.

حجت‌الاسلام والمسلمین عباسی در پایان سخنان خود با اشاره به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیم گیری ساکنان(بومیان) فلسطین درباره سرنوشت این کشور گفت: این یک پیشنهاد منطقی و عقلایی است ولی چون تمام تلاش دشمن حفظ رژیم جعلی اسرائیل است، در برابر این پیشنهاد موضع می‌گیرند.

 

یک فریاد شهید مطهری را در راه مبارزه با اسرائیل نزدیم

حجت‌الاسلام والمسلمین لطفی نیاسر، استاد حوزه علمیه قم به عنوان دومین سخنران با اشاره به این‌که حوزه باید برای خودش فکری بکند، بیان داشت: دشمن حسابی در حال کار کردن است، حوزه چه می‌کند؟ کرونا آمد تمام نماز جمعه‌ها و جماعت‌ها را تعطیل کردند، روز قدس را تعطیل کردند، در حالی که در روستاها و شهرهای کوچک خبر خاصی نبود.

وی اضافه کرد: متأسفانه هر کسی به سلیقه خودش برای دین نسخه می‌پیچد. روز قدس و عید فطر را تعطیل کردند. کرونا به فریاد خیلی‌ها رسید. همه دهان‌ها بسته شد. کسی نمی‌تواند انتقاد سازنده کند.

این استاد حوزه عنوان کرد: خیلی از آقایان دوست نداشتند روز قدسی باشد و اکنون راحت هستند. گویی دین تعطیل شده است. دین به نماز، روزه و... است. فکری باید کرد. حوزه اکنون خواب است. باید کاری بکند. ما در حوزه برای قدس چه کرده‌ایم؟ هیچ! یک فریاد شهید مطهری را ما نزده‌ایم. کجای حوزه فریاد زد؟

حجت‌الاسلام والمسلمین لطفی نیاسر با اشاره به این‌که وقتی در فضای مجازی نوشته می‌شود، شهید لطفی نیاسر شهید راه مبارزه با اسرائیل است، این پیام‌ها از تمامی فضای مجازی پاک می‌شود، یادآور شد: شهید مهدی لطفی نیاسر: می‌گفت داعش، عربستان و منافقان بازیچه هستند. ما فقط دو دشمن اصلی یعنی اسرائیل و آمریکا داریم.

 

تکلیف شرعی جهان اسلام درباره فلسطین

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی، مسئول دفتر اجتماعی و سیاسی حوزه‌های علمیه به عنوان سخنران سوم، با بیان این‌که جرقه فتنه صهیونیست از سال 1904 زده شده است، اذعان کرد: بیش از 70 سال است که مردم مظلوم فلسطین فریاد کمک خواهی در برابر غاصبین دارند ولی امت اسلامی چه کرده است؟ امت اسلامی دیِن خود را نسبت به نجات فلسطینیان انجام نداده است، تکلیف زمین مانده‌ای است.

وی ادامه داد: ما می‌توانیم تکلیف شرعی خود درباره فلسطین را از قرآن دریافت کنیم. از آیات قرآن می‌توان چهار تکلیف شرعی درباره فلسطین استخراج کرد؛ 1- مبارزه و سازش ناپذیری مردم فلسطین درباره حاکمیت اسرائیل غاصب. 2 وجوب حمایت نظامی و جهاد بر بقیه ملت‌ها از فلسطینیان مظلوم. 3- حرمت و عدم اجازه ارتباط دول اسلامی با اسرائیل غاصب و 4 پشتیبانی مالی از نهضت فلسطین.

مسئول دفتر اجتماعی و سیاسی حوزه‌های علمیه با اشاره به این‌که حوزه‌های علمیه و مراکز پژوهشی باید وظایف شرعی امت اسلامی در برابر فلسطین را استخراج و تبیین کنند، گفت: برخی به غلط خیال می‌کنند که حمایت از فلسطین یک کار سیاسی بوده و ماهیت قرآنی و شرعی ندارد.

وی افزود: همان گونه که قرآن بر وجوب نماز تأکید می‌کند، بر وجوب دفاع از مظلوم نیز تأکید کرده است، ولی چرا آن کار دینی ولی این کار سیاسی خوانده می‌شود؟ از عالمان دین و مجتهدین دین تعجب می‌کنیم که این موضوع را تکلیف و واجب شرعی نمی‌دانند.

حجت‌الاسلام والمسلمین زمانی در ادامه سخنان خود تأسیس کمیته مشترک علمای ایران و فلسطین را از جمله اقدامات مرکز بین‌الملل حوزه دانست و یادآور شد: به تعبیر علمای فلسطین، امام خمینی(ره) اولین عالم جهان اسلام هستند که نبرد با صهیونیسم را جهاد شرعی عنوان کردند و کشته شدگان این راه را شهید راه اسلام دانستند، در حالی که در آن زمان، بسیاری از علمای جهان اسلام حاضر نبودند این موضوع را علناً بیان نمایند.

وی همچنین به بیان سخنی از آیت‌الله شهید مطهری در این باره و تاکید ایشان بر لزوم شناخت درست شمر و یزید زمان پرداخت و گفت: به لطف الهی، اندیشه مقابله با صهیونیسم در میان طلاب و حوزویان نهادینه شده که آثار تلاش‌های علمی این اندیشمندان در جای جای جهان قابل مشاهده است.

مسئول دفتر اجتماعی و سیاسی حوزه‌های علمیه تأکید کرد: فلسطینیان می‌دانند که جمهوری اسلامی ایران تنها راه نجات آن‌هاست، وگرنه بقیه کشورهای اسلامی هیچ کمکی نمی‌کنند.

 

برنامه‌های پیدا و پنهان اسرائیل برای ارتباط گیری با دول اسلامی

حجت‌الاسلام والمسمین مهدی سلیمانی، امام جمعه مشهد اردهال کاشان، به عنوان چهارمین سخنران با اشاره به این‌که مبارزه با رژیم صهیونیستی منشأ قرآنی دارد، گفت: این رژیم بی اصل، بی ریشه، نامشروع، سارق و متجاوز است به همین دلیل وظیفه قرآنی ما مبارزه با آن است.

وی ادامه داد: یکی از دلایل مبارزه با این رژیم منحوس که نحسیت آن بیشتر از کروناست، این است که ماهیت و وجودش ایجاد فتنه در عالم و بشریت است. با این رژیم فتنه گر و مایه فتنه باید مبارزه کرد. قرآن می‌فرماید این گروه به دنبال تعطیلی مساجد هستند. چه بسا این‌ها بخواهد از وضعیت کنونی نیز برای تعطیل کردن مساجد دنیا استفاده کنند.

امام جمعه مشهد اردهال کاشان با بیان این‌که بخش علمی حوزه باید تفاسیر مناسبی درباره آیات مرتبط با دشمنان به ویژه یهود ارائه دهد، اذعان کرد: بهترین و معتبرترین نهادی که می‌تواند بحث‌های قرآنی خوبی درباره ابطال رژیم نامشروع صهیونیست داشته باشد، علمای دین و حوزه‌های علمیه هستند.

وی افزود: تمام هم و غم دنیا تلاش برای بقای رژیم صهیونیستی است. چرا که می‌خواهند دشمن خدا حاکم زمین باشد. در حالی که خدا می‌گوید دین من باید بر زمین حاکم باشد. به همین دلیل همه باید بدانند که صراحت آیات قرآن نفی چنین رژیم و مبارزه با آن است.

حجت‌الاسلام والمسلمین سلیمانی تأکید کرد: رژیم صهیونیستی برای خود برنامه داشته و در سیاست خارجی به دنبال رفع تنش و اعتبار بخشی به خود است. رژیم صهیونیستی همواره تلاش می‌کند که کشورهای به ظاهر مخالفش را نیز متقاعد کرده و خود را به عنوان یک حکومت معتبر معرفی کند.

وی تصریح کرد: کشورها در رفتار با رژیم صهیونیستی چهار دسته هستند؛ 1- ارتباطات علنی دارند، همانند کشورهای آسیانه میانه و برخی کشورهای اسلامی. 2 دارای روابط محرمانه هستند، همانند عربستان سعودی، امارات. 3- ورودی در این قضیه نمی‌کنند، همانند عراق، کویت 4- کشورهایی همانند ایران و سوریه با تأسی بر منویات امام راحل و رهبر معظم انقلاب سر ستیز با اسرائیل غاصب دارند.

امام جمعه مشهد اردهال کاشان با اشاره به این‌که رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد ارتباط محرمانه با کردهای عراق است، گفت: همچنین این رژیم به دنبال نفوذ بیشتر در کشورهای حاشیه خلیج فارس است.

وی ادامه داد: به کارگیری عربستان برای ایجاد دشمنی بیشتر با ایران و ایجاد اختلاف میان مصر و سودان از دیگر برنامه‌های رژیم صهیونیستی است. ولی بحمدلله جبهه مقاومت شکل گرفته و ما باید در بعد نظامی و علمی به مبارزه با این رژیم غاصب بپردازیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین سلیمانی با بیان این‌که خوشبختانه در بعد نظامی پیشرفته‌های خوبی داشته‌ایم، یادآور شد: البته حوزه علمیه در بُعد علمی خدمات شایانی داشته ولی در زمینه مبارزه علمی با رژیم صهیونیستی و ترویج افکار امام ضعیف بوده‌ایم.

وی اضافه کرد: متأسفانه در درون حوزه افرادی نسبت به رژیم صهیونیستی بی اعتنا هستند. ما طالب جنگ نیستیم ولی باید قوی باشیم. امام راحل وظیفه خود را انجام دادند، رهبر معظم انقلاب نیز وظیفه خود را انجام می‌دهند، ولی ما باید از خودمان بپرسیم که چه کار می‌کنیم.

 

حمایت علمی و معرفتی حوزه از فلسطین

حجت‌الاسلام والمسلمین اسکندری، استاد حوزه به عنوان سخنران پنجم با بیان این‌که می‌توان به فلسطین سه نوع کمک مالی، نظامی و علمی داشت، تأکید کرد: اصل کمک نظامی است و کمک مالی و علمی مقدمه‌ای برای کمک نظامی است.

وی افزود: کمک علمی و معرفتی وظیفه‌ای مستقیم برای حوزه است. البته پیش از انقلاب فعالیت‌های روحانیت در مبارزه با اسرائیل بیشتر از اکنون بود. دلیلش نیز این است که روحانیت پس از انقلاب مبارزه با رژیم صهیونیستی را بر عهده نظام گذاشته است.

استاد حوزه با اشاره به این‌که مؤسسات مختلفی در زمینه مبارزه با رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند، تأکید کرد: حوزه باید یک مؤسسه رسمی در این زمینه داشته باشد. حوزه در گام نخست باید در میان حوزویان، سپس در میان مردم فلسطین و در درجه سوم میان جامعه اسلامی بینش سیاسی ایجاد کند.

وی عنوان کرد: متأسفانه برخی از حوزویان به دلیل تحلیل‌های اشتباه مذهبی نسبت به فلسطین بی اعتنا هستند.

 

تنظیم درسی درباره شناخت فلسطین و صهیونیست برای طلاب

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی لیالی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی سخنران ششم مراسم بود که به تشریح وظیفه حوزه در زمینه فرهنگی، پژوهشی و تبلیغی در قبال فلسطین اشغالی پرداخت و یادآور شد: نخستین کار ایجاد کمیته فلسطین در حوزه است.

وی ادامه داد: تشکیل دبیرخانه دائمی برای انتفاضه و ارتباط مستمر علمای کشور با علمای سایر کشورها درباره فلسطین از دیگر کارهایی است که باید صورت گیرد.

این استاد حوزه با یادآوری این موضوع که حوزه می‌تواند آموزش زبان عبری برای طلاب مبلغ داشته باشد، خاطرنشان کرد: بیشترین قوت رژیم صهیونیستی در جنگ رسانه‌ای است. تهیه کتب و جزوات آموزشی برای طلاب می‌تواند کار دیگر حوزه در زمینه مبارزه با رژیم صهیونیستی باشد.

وی افزود: حداقل برای طلاب چند واحد درسی درباره شناخت فلسطین و رژیم صهیونیستی تنظیم شود. کار دیگری که حوزه باید انجام دهد جهت دهی پایان نامه‌های حوزوی درباره موضوع فلسطین و صهیونیست است.

حجت‌الاسلام والمسلمین لیالی همچنین بر شناخت سینمای هالیوود، صهیونیست مسیحی، اشتراکات یهودیت و مسیحیت و... نیز تأکید کرد، اذعان داشت: رهبر معظم انقلاب فرمودند رژیم صهیونیستی از بین خواهد رفت، ولی باید ببینیم از درون می‌پاشد یا از بیرون. در مرحله بعد ببینیم لایه‌های درونی که سبب فروپاشی این رژیم می‌شود، چیست.

وی اضافه کرد: باید موضوع تروریست دولتی رژیم صهیونیستی و همچنین تحریم کالاهای این رژیم در امور پژوهش حوزه مورد بررسی قرار گیرد.

 

وظیفه حوزه در برابر صهیونیزم بین‌المللی

حجت‌الاسلام والمسلمین صحرایی اردکانی، استاد حوزه و دانشگاه نیز به عنوان سخنران هفتم با بیان این‌که ۴۱ سال است که انقلاب مسیر خود را در مبارزه با صهیونیست طی می‌کند، ولی جایگاه حوزه کجای این مسیر است، بیان داشت: اگر عملکرد حضرت امام راحل و رهنمودهای حضرت آقا را بگیریم حوزه به‌خودیِ‌خود چیکار کرده است؟ آیا واقعاً عملکرد خاصی داریم که قابل دفاع باشد؟

وی ادامه داد: اسرائیلی کار می‌کنند، تحقیق می‌کنند، برنامه‌ریزی می‌کنند و عمل می‌کنند، ولی ما تحقیق می‌کنیم برای تحقیق، تحقیق می‌کنیم برای نوشتن، سمینار می‌گیریم ولی باید عمل کنیم. خروجی این جلسه‌ چه می‌شود؟ اگر خروجی سمینارها کتاب باشد که کتاب فایده‌ای ندارد باید به عمل برسیم.

این استاد حوزه تأکید کرد: در حوزه علمیه گفته می‌شود که واجب است به نظرات آقا عمل کنیم. حضرت آقا فرمودند «صهیونیسم بین‌الملل» صهیونیسم بین‌الملل شامل مسیحیت، یهودیت و اسلام می‌شود، یعنی در شیعیان افرادی هستند که از آن‌ها دفاع می‌کنند. یعنی در همین حوزه کسانی هستند که مروج نظرات آن‌ها هستند. آیا در این زمینه کار شده است؟

وی افزود: در اسرائیل، دانشکده‌ها و پژوهشکده‌هایی وجود دارد که شیعه را بهتر از ما می‌شناسند. افرادی را به ایران می‌فرستند و خوب کار می‌کنند. دوستان ما در موضوع نفوذ چیکار کردند؟ چگونه دشمن در زیرزمین خانه‌ای واقع در نیروگاه می‌نشیند و اطلاعاتی از حوزه به دست می‌آورد که خیلی از مراجع و بزرگان و مدیران حوزه اطلاعی از آنها ندارند. او ضعف‌ها و قوت‌ها و آسیب‌ها و تهدیدات را احساس می‌کند ولی مدیر حوزه چنین تسلطی ندارد ولی او نفوذِ خوبی دارد. چقدر روی این مباحث کار کردیم؟

حجت‌الاسلام والمسلمین اردکانی عنوان کرد: آقا فرمودند «این اسناد لانه جاسوسی» آیا اسناد لانه جاسوسی در حوزه تدریس می‌شود؟ دانشگاهیان اقداماتی کردند و نتایج آن به صورت کتاب منتشر شد ولی نمی‌توانید آن کتاب‌ها را پیدا کنید. بحث نفوذ مهم است و ما باید کار کنیم. چطور قائم مقام رهبری را به جایی رساندند که همه ما می‌دانیم؛ آیا این تیم از بین رفته است؟

وی اضافه کرد: در جایی خواندم که وقتی کری می‌خواست با ایران مذاکرات کند، اول با یکی از مهره‌های سید مهدی هاشمی در خارج صحبت می‌کند تا راهکارهای تعامل با ایران را یاد بگیرد. آیا تیم نفوذی که می‌بینیم تمام شده یا هنوز هم وجود دارند؟ کدیور را داشتیم ببینید الان کجاست؛ سروش را داشتیم الان ببینید کجاست. همه صداوسیما را به دست سروش داده بودیم، الان کجاست. نکند الان همان اتفاقات بیفتد. نکند صداوسیما به دست کسانی باشد که صحبت‌های خلافی را خورد مردم دهند. خلاصه باید کار کنیم.

کارشناس مسائل سیاسی اذعان کرد: دشمن کاری می‌کند که معادلات به هم می‌ریزد. همه جهان درگیر کرونا شدند. بعداً کشف خواهد شد که همه این‌ها سرکاری بوده است. در رابطه با سیگار، سالانه ۱۱ هزار کشته یعنی روزی سی نفر کشته می‌دهیم هیچ کسی حساسیت نشان نمی‌دهد. به خاطر پول و درامد آن هیچ‌کسی حرفی نمی‌زند. آمار پارسال تصادفات بین ۴۵ تا ۵۵ نفر در روز بود، اگر میانگین 50 نفر را در نظر بگیریم سالانه هجده‌هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. روزانه 700 جنین در ایران سقط می‌شود که سالانه 255 هزار نفر می‌شود. آیا کاری می‌کنیم.

این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: نباید دشمن سوار بر فکر و اندیشه ما شود. به‌جز بعضی، همه دولتی‌های ما تحصیلکرده خارج و دوستان مذاکره با کری و نشستن با آن‌ها و فالوده خوردن هستند. بیایید در حوزه کاری کنیم و واقعاً وظیفه را تشخیص بدهیم. اگر وظیفه ما پیروی از مقام معظم رهبری است در این نشست‌ها بگوییم که حضرت آقا در رابطه با صهیونیسم چه سیری را برای ما مشخص کرده است و در این ۴۱ سال کجا بودیم. نشستن در جلسات و سمینارها، بررسی آیات و روایاتی که مفسرین توضیح دادند و گفتند که لات قوم یهود است، جزو مسلمات ماست. باید ما به‌روز شویم و حوزه را به‌روز کنیم.

 

تشیع انگلیسی و صهیونیزم جهانی

دکتر ابراهیم زاده، کارشناس مسائل سیاسی نیز به عنوان سخنران هشتم گفت: من سه وظیفه عرض می‌کنم. یک، جایگاه قدس و فلسطین در نظام آموزشی، نظام پژوهشی و تبلیغ حوزه کجاست. بارها حضرت آقا فرمودند که از کارهای ویترینی پرهیز کنید. بیشتر کارهای ویترینی را در نظام پژوهشی، نظام آموزشی و نظام تبلیغی می‌بینیم.

وی ادامه داد: دو نکته به بدنه انقلابی برمی‌گردد. مسئله فلسطین با شاخص‌های انقلاب، با مسئله وحدت، با مسئله تقریب، با مسئله فرایند تمدن اسلامی و خیلی چیزهای دیگر گره خورده است. در حوزه شاهد هستیم که شیعه انگلیسی کاری انجام می‌دهد که راهبرد اصلی آن نجات اسرائیل و رژیم صهیونیستی است.

دکتر ابراهیم زاده تصریح کرد: در روز قدس سال ۸۸ با شعارهای روبه‌رو شدیم که امروز در حوزه لیبرال‌ها و خصوصاً معممین لیبرال به دنبال تئوریزه کردن نظام جمهوری اسلامی هستند. کوتاه سخن، واقعیت امر این است که هم شیعه انگلیسی و هم لیبرال‌های حوزوی در اردوگاه‌ صهیونیسم قرار دارند و کسی که با آن‌ها مبارزه کند در حقیقت با صهیونیسم مبارزه کرده است.

وی یادآور شد: کسانی هم که به هر نحوی به شیعه انگلیسی و لیبرال‌ها مشروعیت و مقبولیت می‌دهند و در نشست‌هایشان شرکت می‌کنند، بدانند که بدنه انقلابی حوزه هیچ‌گاه برنمی‌تابد که نامِ مقدس قدس بر زبان این‌ها جاری شود.

 

اسرائیل بر دوش استعمار جهانی

دکتر محمود مهتدی، دیپلمات سابق ایران در کشورهای اروپایی به عنوان سخنران نهم این نشست علمی، با بیان این‌که گفته می‌شود علما ورثه انبیا هستند، تأکید کرد: تمام انبیا دارای حرکت و نهضت بوده‌اند ولی چرا علما چنین حرکتی ندارند؟ چگونه علمی از انبیا به علما ارث می‌رسد که حرکتی ایجاد نمی‌کند!

وی ادامه داد: حوزه علمیه باید از داخل متون دینی همانند قرآن چگونگی ایجاد حرکت را مطرح کند. حوزه باید جامعه شناسی حرکت را در درون خود داشته باشد و آن را به دانشگاه منتقل کند. در حوزه باید جامعه شناسی امنیتی وجود داشته و از آنجا به دانشگاه منتقل شود.

کارشناس مسائل سیاسی یادآور شد: از حوزه برای تدریس به دانشگاه می‌روند، ولی چرا حوزه از اساتید دانشگاه دعوت نمی‌کند تا مسائلی همانند جامعه شناسی را برای آن‌ها بیان کند. ما دوست داریم حوزه در تمامی مسائل سرآمد باشد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این‌که برخی خیال می‌کنند صهیونیست‌ها پس از وعده بالفور در سال 1917به وجود آمدند، یادآور شد: چه می‌شود در سال 1945 اسرائیل و سازمان ملل به وجود می‌آید؟ ارکان حقوقی سازمان ملل مربوط به یهود است. چه اتفاقی افتاده؟ این‌ها از رمزهای پیچیده جنگ جهانی دوم است.

دکتر مهتدی در جمع بندی سخنان خود گفت: خیال نکنیم اسرائیل یک کشور و گروه است، بلکه اسرائیل یک هویت یهودی است که سوار بر دوش استعمار است. در گذشته فقط استعمار بود ولی اکنون استعماری وجود دارد که اسرائیل بر دوش آن سوار شده است.

 

ریشه غده سرطانی اسرائیل در کاخ سفید است

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم به عنوان سخنران پایانی مراسم با بیان این‌که جهانی شدن مسأله قدس امری مسلم است، اظهار کرد: امام خمینی(ره) علمدار دینی شدن مبارزه با اسرائیل است، اما امروزه این عَلَم به دست کیست؟ به عبارت دیگر امام خمینی(ره) مبارزه را دینی کردند، اما به چه دلیل امروزه مبارزه سیاسی اعلام شده است؟

وی افزود: اگر چه این مبارزه از حوزه نشر و گسترش پیدا کرد، ولی عنوان دینی‌اش در آن ذاتی نشد، برای نمونه مباحث صلات، روزه و خمس در حوزه ذاتی هستند، ولی مبارزه با صهیونیست به عنوان یک بحث روز فقهی، ذاتی حوزه نشده و درباره آن بحث نمی‌شود.

استاد درس خارج حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در این جلسه دو نفر از اساتید آیات مربوط به مبارزه با اسرائیل را بیان کردند که اگر از آن‌ها سؤال شود ابتکار شخصی است یا دوره تخصصی در حوزه دیده‌اند؟ خواهند گفت ابتکار شخصی است؛ به چه دلیل در پایان نامه‌های حوزوی قدس به عنوان بحثی دینی ترویج نمی‌شود؟

وی با تأکید بر این‌که حوزه علمیه در زمینه کرونا انفعالی عمل کرده است، بیان داشت: ابتدا که موضوع کرونا مطرح شد، حوزه علمیه اطلاعی از عمق ماجرای آن نداشت. البته نهادهای شخصی در این زمینه کار کردند ولی حوزه به صورت عمیق موضوع را متوجه نشد تا به حوزویان نیز اطلاعات کافی را بدهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب گفت: آیا در زمینه باز شدن مساجد در حوزه علمیه وحدت نظر وجود دارد؟ برخی می‌گویند باز شود و برخی می‌گویند مطلقاً بسته باشد، چرا؟ چون جامعه اطلاعاتی نداریم. ما انفعالی برخورد می‌کنیم، هجومی نیستیم. چرا که خمیرمایه مطالب دستمان هست ولی شکل دهی و دسته بندی آن صورت نمی‌گیرد.

وی ادامه داد: برای بحث صهیونیسم که جهانی شده و کل عالم سیاست روی آن می‌چرخد تازه در حوزه علمیه دو واحد درس آن هم در رشته تخصصی اختصاص داده شده است، این نشان دهنده عدم روشن شدن ذات قضیه است. در حالی که باید بدانیم پای موضوع مبارزه با صهیونیست و دفاع از فلسطین خون‌ها ریخته شده است.

کارشناس مسائل سیاسی با تصریح بر این‌که حوزه باید در زمینه فلسطین از حالت انفعالی خارج شده و هجومی عمل کند، گفت: حوزه باید در این زمینه علمدار شود. البته محتوای علمی در زمینه فلسطین در حوزه علمیه فراوان است و در هیچ جای عالم چنین اطلاعاتی را نمی‌توان یافت، ولی تبدیل به اعلان نشده است.

وی افزود: امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است»، درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید، کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب در پایان تأکید کرد: البته حوزه کار کرده و بسیار هم پیش رفته است ولی امیدواریم گام‌های بعدی را جدی‌تر و قوی‌تر بردارد. حوزه اگر بخواهد و تلاش کند چه بسا 25(برای نابودی رژیم صهیونیستی) سال را می‌تواند به یک یا دو سال کاهش دهد.

گفتنی است؛ در پایان مراسم از سه جلد کتاب «اقتصاد صهیونیسم»، «منبع‌شناسی توصیفی اسرائیل و صهیونیسم در زبان انگلیسی» و «قلم‌های قدسی» رونمایی شد.

پرونده ویژه | یهود از برگزیدگی تا نژادپرستی

«قوم برگزیده» عنوانی است که در تورات و تلمود فراوان به چشم می‌خورد. به گونه‌ای که مردم جهان به دو بخش اسرائیلی و غیر اسرائیلی تقسیم شده‌اند. به اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده‌اند، مقوله‌ای اساسی در آیین یهود است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ «قوم برگزیده» عنوانی است که در تورات و تلمود فراوان به چشم می‌خورد. به گونه‌ای که مردم جهان به دو بخش اسرائیلی و غیر اسرائیلی تقسیم شده‌اند. به اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده‌اند، مقوله‌ای اساسی در آیین یهود است و در تلمود آمده است که یسرائیل به دانه زیتون شباهت دارد، چون زیتون امکان آمیختن به دیگر مواد را ندارد.

در سفر تثنیه7/6 آمده است: شما قوم مقدسی هستید که خداوند از میان دیگر ملت‌های روی زمین شما را انتخاب کرده است و این به جهت فزونی شما نیست بلکه تعداد شما کم است ولی این انتخاب به جهت محبت خدا به شما و سوگندی است که برای پدرانتان یاد کرده است. در سفر تثنیه14/2 و لاویان20/24 و 26 نیز شبیه این مطلب آمده است.

در تلمود که کتاب احکام یهودیان به شمار می‌رود، می‌خوانیم: ذات قدوس متبارک به ملت اسرائیل چنین فرمود: من خدای همه عالم هستم لکن نامم را فقط بر شما نهاده‌ام، مرا خدای بت پرستان نمی‌خوانند بلکه به عنوان خدای اسرائیل شناخته شده‌ام. البته موضوع برتری یهود بر دیگر اقوام و برگزیده بودن آن در قرآن هم اشاره شده است اما پیداست که ملاک این برتری، دینداری بوده و این طور نیست که یهود برای همیشه این فضیلت را داشته باشند. البته اگر شرایطی که در کتاب مقدس و قرآن آمده است، رعایت می‌کردند همچنان قوم برگزیده و برتر بودند.

قرآن کریم می‌فرماید «یهود و نصاری می‌گویند ما فرزندان خدا و دوستان اوییم» گرچه در این آیه نصاری هم آمده است، لیکن در آیات دیگر قرآن تنها بر نژاد پرستی یهود تکیه شده است؛ مثلاً در سوره جمعه روی سخن تنها با یهودیان است و در جواب این‌که گفته‌اند «تنها ما دوستان خداییم» می‌فرماید «اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید.»

یهود در تورات تحریف شده

در تورات آمده است: چون شما قوم مقدسی هستید که به خداوند، خدای تان اختصاص یافته اید، او بین تمام مردم روی زمین شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید.

در سفر اعداد می‌خوانیم: این قوم، چون شمشیر بر می‌خیزند و تا وقتی که شکار خود را نخورند و خون کشتگان را ننوشند نمی‌خوابند.

خاخام شنیور زالمان می‌گوید: یهودیان ذاتا پاک و طیب و غیر یهودیان طبعا پلید و بزه کار هستند.

در کتاب اول. اسموئیل، فصل ۱۵، جمله ۳٫ آمده: حال برو و مردم عمالیق را قتل عام کن بر آن‌ها رحم نکن بلکه زن و مرد، طفل شیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ، همه را نابود کن.(2)

یهود از برگزیدگی تا نژادپرستی

دکتر اسرائیل شاهاک، استاد دانشگاه عبرانی بیت‏المقدس و رئیس جامعه حقوق بشر اسرائیل، می‏گوید: فعالیت‏های سیاسی من در سال 1965ـ1966 با یک اعتراض آغاز گردید. من در اورشلیم به چشم خود دیدم که یک یهودیِ مذهبیِ افراطی، اجازه نداد که در روز شنبه از تلفن او برای نجات همسایه غیر یهودی او که در حمله‏ای مجروح شده بود، استفاده کنند، و آمبولانس خبر کنند.

من به جای آن‏که این خبر را به روزنامه‏ها بدهم، از دادگاه حاخامی‌اورشلیم را برای گفت‏وگو خواستار شدم. از اعضای این دادگاه، که اعضای آن از حاخام‏های منصوب دولت اسرائیلند، پرسیدم که آیا این شیوه رفتار، با تفسیر آنان از مذهب یهود سازگار است؟ به من پاسخ دادند که یهودی مزبور رفتاری صحیح و حتی مؤمنانه داشته، و مرا به یکی از قوانین تلمود، که در قرن ما گردآوری شده است، ارجاع دادند. این ماجرا را به روزنامه عبری‏زبآن‌هاآرتص خبر دادم. خبر طنین‏انداز شد و جنجال و رسوایی رسآن‌های به‏پا کرد که پیامدهای آن، تا آنجا که به من مربوط است، بیشتر منفی بود تا مثبت.

نه مقامات حاخامی‌اسرائیلی و نه مقامات دیاسپورا [یهودیانی که در غیر کشور اسرائیل زندگی می‏کنند] هیچ‏کدام در این حکم تجدیدنظر نکردند: یک یهودی نباید شنبه را به خاطر نجات جان یک «بیگانه»[غیریهودی] نقض نماید. از این‏رو با بهره‏گیری از معلوماتی که در جوانی به دست آورده بودم، به بررسی قوانین تلمود درباره روابط یهودیان و غیریهودیان پرداختم، و بر من آشکار شد که نه صهیونیسم و نه سیاست دولت اسرائیل از آغاز کار آن و نه رفتارهایی که حامیان اسرائیل در دیگر نقاط جهان در پیش گرفته‏اند، بدون در نظر گرفتن نفوذ عمیق این قوانین و جهان‏بینی‏ای که ایجاد و بیان می‏کنند، قابل درک نیستند.(3)

یهود در تلمود

گفته‌های موجود در کتاب تلمود این ایده را به خوبی روشن می‌سازد که اکنون آن‌ها را برمی‌شماریم:

1. قسمتی از شیاطین، از فرزندان آدم هستند. آدم، زنی داشت از شیاطین به نام لیث که مدت 130 سال همسر آدم بود و شیاطین از نسل او متولد شدند؛

2. ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است، زیرا ارواح یهود، جزو خداوند است. همچنان که فرزند جزو پدرش است. روح یهود نزد خدا عزیزتر است؛ زیرا ارواح دیگران، شیطانی و مانند ارواح حیوانات است. نطفه غیریهودی، مثل نطفه بقیه حیوانات است؛

3. بهشت، مخصوص یهود است و هیچ کس به جز آن‌ها داخل آن نمی‌شود، ولی جهنم، جایگاه مسیحیان و مسلمانان است؛

4. مسیح پیامبر نیامده است و تا حکم«اشراء»(غیر یهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد کرد و آنگاه که او بیاید، از زمین، خمیر نان و لباس پشمی‌می‌روید. در این هنگام، سلطه و پادشاهی یهود بازمی‌گردد و تمام ملتها مسیح را خدمت خواهند کرد. در آن زمان، هر فرد یهودی، 2800برده و غلام خواهد داشت؛

5. بر یهود لازم است که املاک دیگران را خریداری کند تا آن‌ها صاحب ملک نباشند و همیشه سلطه اقتصادی برای یهود باشد؛

6. کشتن مسیحی از واجبات مذهبی ماست و پیمان بستن با او، یهودی را ملزم به ادای دین نمی‌کند؛

7. یسوع ناصری که ادعای پیامبری کرده و نصارا فریبش را خوردند،

با مادرش مریم، که او را از مردی بنام «باندار» به زنا آورده بود در آتش دوزخ می‌سوزند؛

8. سگ از غیریهودی، افضل است؛ زیرا در اعیاد باید به سگ نان و گوشت داد، ولی نان دادن به اجنبی حرام است؛

9. بیگانگان برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شده اند؛

10. هرمسیحی که یهودی نشود، بت پرست و دشمن خدا خواهد بود؛

11. از عدالت خارج است که انسان بر غیر از یهود کوچکترین ترحمی‌روا دارد؛

12. غیریهودی را هرچند صالح و نیکوکار باشد، باید کشت. اگر یکی از بیگانگان را بکشیم، مثل این است که در راه خدا قربانی کرده‌ایم؛

13. ما ملت برگزیده خداوندیم. خدا حیوانات انسانی برای ما خلق کرده است؛ زیرا می‌دانست ما به دوگونه حیوان نیاز داریم؛ یکی، حیوانات بی شعور مانند بهایم و حیوانات غیرناطقه و دیگری، حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان و مسلمانان و بوداییان برای آنکه بتوانیم از همه آن‌ها سواری بگیریم، ما را در جهان پراکنده ساخته است. ما باید دخترهای زیبا و خوشگل را به ازدواج پادشاهان و وزیران و شخصیتهای برجسته یهود درآوریم تا بوسیله آن‌ها بر حکومتهای جهان تسلط داشته باشیم.(4)

نژادپرستی قانون شد

پارلمان رژیم صهیونیستی (کنست) با تصویب لایحه دولتی با عنوان « ملت، دولت یهود» آن را به قانون مبدل کرد تا بار دیگر نژادپرستی خود در سرزمین اشغالی را که از سال 1948 به راه انداخته با قانونی جلوه دادن برخی امتیازات از جمله رسمی کردن زبان عبری و امتیازات ساخت ‌وساز برای یهودیان در فلسطین اشغالی ادامه دهد.

هر چند برخی از نمایندگان عربی حاضر در این پارلمان، نسبت به اقدامات نژادپرستانه رژیم صهیونیستی در این باره مخالفت کردند اما با اخراج آن‌ها از صحن کنست و وجود 55 مخالف از 120 عضو کنست این قانون‌ نژادپرستی به تصویب رسید.

با توجه به قانون جدید صهیونیست‌ها زبان عربی که در کنار عبری، یکی از دو زبان رسمی و اداری سرزمین اشغالی محسوب می‌شد، از رسمیت افتاد و سهم مردم فلسطین در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و دیگر امتیازات عمرانی و اجتماعی‌ شان منتفی اعلام شد تا رژیم صهیونیستی یادآور ایجاد جامعه‌ای نژادپرستانه یهودی‌ها در سرزمین اشغالی به صورت یکدست باشد.

نمایندگان عرب فلسطینی در کنست که از مخالفان این قانون هستند، تصویب آن را «مرگ دموکراسی و آشکار شدن نژادپرستی و آپارتاید علیه غیر یهودیان» تلقی کردند. این نمایندگان عرب در اقدامی نمادین، پیش‌نویس قانون را پاره کردند.(5)

منابع:

1 - کتاب پیامبر(ص) و یهود حجاز، نوشته مصطفی صادقی، نوبت چاپ دوم، سال 85، ص37 الی 39

2 - https://b2n.ir/265157

3 - https://b2n.ir/668339

4 - https://b2n.ir/327029

5 - https://b2n.ir/013220

گزارش | داستان حضرت آدم(ع)/ دلیل اعتراض ملائکه به خلقت انسان

در ابتدا که ملائک، خلقت انسان را دیدند، اعتراض کردند، اما موقعی که حقیقت را دریافت کردند، متوجه شدند که اگر انسان خلق نمی‌شد، آن‌ها در همان مرحله تسبیح و تقدیس گذشته باقی می‌ماندند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اولین داستانی که خداوند متعال در قرآن نقل کرده، داستان حضرت آدم(ع) است که در آیه 30 سوره بقره آمده است(1) «وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون؛ ‏ و (به یاد آر) وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی در زمین خواهی گماشت که در آن فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم؟! خداوند فرمود: من چیزی (از اسرار خلقت بشر) می‌دانم که شما نمی‌دانید.»بقره/30

پرسش نخست

این‌جا سؤالی مطرح می‌شود که چرا خداوند متعال اعتراض ملائکه را برای ما بیان می‌کند «... قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ...» (همان). فرشتگان بر چه اساسی گفتند که انسان در زمین فساد می‌کند و خون خواهد ریخت؟ مگر ملائک قبلا انسان را رؤیت کرده بودند؟ اگر قبلا انسان را رؤیت کرده بودند که خداوند به آن‌ها نمی‌فرمود «إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون»(همان). آیا انسانی که خداوند در این آیات از او نام می‌برد، انسان اولیه بوده و یا قبل از او هم انسانی بوده است؟

جواب این سؤال را با مقدمه‌ای کوتاه بیان می‌کنیم: از مجموعه آیات قرآن استفاده می‌شود که تمام اجزای این عالم بر اساس نظم و محاسبه دقیق جریان دارد و تنها موجود و مخلوقی که می‌تواند در این مجموعه منظم دخل و تصرف کند، انسان است. بقیه مخلوقات این عالم، همگی جزئی از اجزای این عالم هستند.

خداوند متعال به ملائک گفت «من می‌خواهم در روی زمین برای خود جانشین بگذارم» باید دانست که تفاوت جانشین با مخلوقات دیگر در مشیّت است. خداوند متعال فعال ما یشاء است(هر چه را که اراده کند، انجام می‌دهد) و انسان هم که جانشین خدا در روی زمین است، در حد خود فعال ما یشاء است؛ اما ملائک و حیوانات و سایر موجودات، فعال ما یشاء نبوده، بلکه همیشه ثابت هستند.

اعتراض ملائک هم ناظر به همین ویژگی انسان بود. گفتند: انسان که فعال ما یشاء است، با اراده‌ای که دارد نظم را در روی زمین بر هم خواهد ریخت. (لازم به ذکر است: کلمه «فساد» هم دقیقا به معنای به هم ریختن یک مجموعه منظم است؛ لذا وقتی ملائک به پروردگار گفتند: أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء، خدای متعال مفسد بودن انسان را انکار نکرد؛ اما سخن این بود که انسان، مفسدِ مشروط است؛ بدین معنا که اگر بداند و عالم شود که در روی زمین چه باید بکند، دیگر مفسد نخواهد بود. پس اعتراض ملائک در صورتی درست بود که خلیفه‌ خداوند در روی زمین جاهل باشد؛ ولی اگر عالم شد دیگر مفسد نخواهد بود).

پرسش دوم

سؤال دیگری که مطرح می‌شود، این‌که ملائک از کجا به خونریز بودن انسان پی بردند؟

جواب این است که انسان چون نماینده خدا در روی زمین است، باید در حد خود واجد صفات و اَسمای پروردگار باشد. یکی از اسمای خداوند متعال، «عزیز» و به این معناست که او کسی را همردیف خود نمی‌پذیرد. اسم دیگر خداوند، «مَلِک» و به معنای پادشاه است. وجود این اسما و صفات در وجود انسان باعث می‌شود که بر روی زمین، درگیری‌ها و نزاع‌هایی بین انسان‌‌ها برای برتری‌جویی ایجاد شود که نتیجه آن، خونریزی است.

فضیلت عبادت انسان بر ملائکه

ملائک پس از اعتراض به اِفساد و خونریزی انسان، به خداوند گفتند: ما تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم: « ... وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ»(بقره/ 30). خداوند در جواب گفت: «إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون» (همان)؛ یعنی: من چیزهایی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.

فضیلت انسان بر ملائک این است که انسان با وجود خواسته‌ها و غرایز مادی، خدا را تسبیح و تقدیس می‌کند. تسبیح و تقدیس ملائک که فاقد غرایز و خواسته‌های مادی هستند، به اندازه ارزش تسبیح و تقدیس انسان نیست.

مراد از علم اَسما

در آیه بعدی خداوند می‌فرماید «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها...» (بقره/ 31). خداوند قبل از این‌که انسان را به زمین بفرستد، علم اسما را به او تعلیم کرد. حال ببینیم مراد از علم اسما چیست؟

ما همه امور را به اسم می‌شناسیم، اما باید توجه داشت که از طریق اسم به مُسَمّا می‌رسیم. اسم همان است که تمام ماهیت را در خود داشته باشد؛ بنابراین معنای اسما در این آیه شریفه، درک در آخرین مرتبه نسبت به آن است؛ یعنی اسمی که جهلی در آن نیست. به همین جهت زمانی که آدم(ع) از بهشت به زمین می‌آید، همه چیز را با همه روابطش می‌شناسد. لذا تصرفات چنین شخصی چون از روی علم است، دیگر مفسدانه نخواهد بود.

در جلسات گذشته بیان شد که خداوند متعال، تاریخ را از نقطه آغاز خلق بشر، یعنی از همان زمان گفت‌وگوی خود با ملائک بیان کرده است. همچنین گفتیم: هر نکته‌ای که در قرآن آمده، حتما درسی برای ما داشته است. در قرآن لهو و لعب و مطلب بی‌فایده وجود ندارد، بلکه هر چه که هست، بیانی برای هدایت انسان‌ها می‌باشد.

حکمت سجده ملائکه در برابر انسان

در جریان خلقت آدم(ع) ملائک امر به سجده شده و سجده کردند و حکمت سجده خود را هم فهمیدند. حکمتش این بود که اگر این موجود(انسان) خلق نمی‌شد، وصول به مراتبی از کمال برای ملائک حاصل نمی‌شد.

البته در این‌که ملائک هم قابلیت رسیدن به کمال را دارند یا این‌که همیشه ثابت هستند، بحث وجود دارد. ما قصد ورود به این بحث را نداریم، چون جزء ملائک نیستیم تا بخواهیم بفهمیم اقتضایمان چیست و چگونه باید عمل بکنیم. بنابراین این بحث برای ما بی‌فایده خواهد بود. اما یک بحث کلی وجود دارد که مفید است و آن این‌که ما سوی الله همگی محدودند و از توسعه وجودی آن‌ها به کمال تعبیر می‌‌شود.

این کمال فقط از سوی کسی اعطا می شود که خودش دارای کمال است. وجودی که در این عالم اولاً و بالذات دارای کمال، بلکه دارای تمامِ کمال است، خدای متعال می‌باشد. هر موجودی هم به میزان ارتباطش با خداوند، به کمال می‌رسد. بر این اساس، ملائکه الهی هم به هر مقدار که در این عالم ذکر می‌گویند، به همان میزان کمال پیدا می‌کنند.

البته ملائک قبل از خلق آدم هم تسبیح و تقدیس می‌کردند، اما با خلق آدم(ع) این تسبیح و تقدیس وارد مرحله جدیدی شد؛ چرا که آن ملائک هم در این عالم زندگی می‌کنند، بنابراین موقعی که این خلق جدید می‌آید، وضعیتی پیش می‌آید که آن‌ها هم در این وضعیت جدید می‌توانند به کمال بالاتری برسند؛ مثلا زمانی که پیامبر اکرم(ص) تسبیح و تقدیس خداوند را می‌گفت، همه ملائک با او همنوا شده و تسبیح می‌گفتند و به این ترتیب با او به کمال برتری می‌رسیدند.

در ابتدا که ملائک، خلقت انسان را دیدند، اعتراض کردند، اما موقعی که حقیقت را دریافت کردند، متوجه شدند که اگر انسان خلق نمی‌شد، آن‌ها در همان مرحله تسبیح و تقدیس گذشته باقی می‌ماندند.

منبع: جلسه دوم درس خارج تاریخ تطبیقی حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب(1393/02/21)

 پی نوشت؛

1 - در آینده بحثی خواهیم داشت درباره این‌که قرآنی که الآن موجود است، توسط چه کسی جمع‌آوری شده است؟ فعلا اجمالا می‌گوییم که ما معتقد هستیم: این قرآن، همان قرآنی است که امیرالمؤمنین (ع) جمع کرده است. یکی از ادله ما بر این ادعا، همین منظم بودن نقل تاریخ در قرآن است. یک شخص عادی نمی‌توانست قرآن را به این شکل جمع‌آوری کند.

 

گزارش | تاریخ‌های معتبر

ما دارای یک تاریخ متقن هستیم که تردیدی در آن نیست و آن عبارت است از قرآن. علت این‌که می‌گوییم در قرآن تردیدی نیست، این است که از طرف خداوند نازل شده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در دومین جلسه درس تاریخ تطبیقی که در تاریخ 1393/02/21 برگزار شد، تاریخ‌های معتبر را مورد بررسی قرار دادند که متن آن بدین شرح است؛

عدم اطمینان کامل نسبت به کتب تاریخی رایج

از کجا می‌توان چنین تاریخی را پیدا کرد که ناقل‌ها از روی حس برای ما  خبر داده، و همگی ثقه و مورد اطمینان باشند؟ کتاب و نوشته‌ای وجود ندارد که تاریخ را از زمان آدم(ع) تا الآن به صورت سمعا عنِ السمع و عنِ الثقات نقل کرده باشد.

حتی کتابی که تاریخ ابراهیم(ع) یا تاریخ موسی(ع) و یا تاریخ عیسی(ع) را با چنین خصوصیاتی برای ما نقل کرده باشد، نداریم؛ هر کتابی هم که در این مواردِ تاریخی نقلی دارد، نقلش مرسل(بدون سند موثق) شده است.

مثلا تاریخ طبری، ناقل‌های یک روایت تاریخی را تا جایی اسم برده و می‌رسد به ناقلی که مثلا درباره دوران حضرت آدم(ع) مطالبی را بیان کرده است؛ سوال این‌جاست که این شخص چگونه می‌توانسته است از دوران آن پیامبر الهی مطلبی را نقل کند؟! از این رو ما با این کتب از روی تسامح برخورد می‌کنیم.

مرحوم علامه عسکری(ره) که واقعا هم در تاریخ می‌شود ایشان را «علامه» اطلاق کرد، داستان عبدالله بن سبا را بررسی کرد تا بفهمد کسی که بعضی ادعا می‌کنند پایه‌گذار شیعه است، ماورای درستی و یا نادرستی این ادعا، دارای چه شخصیت تاریخی بوده است؟ ایشان تحقیق کرد و متوجه شد که اساسا عبدالله بن سبا وجود خارجی ندارد! این قضیه باعث شد تا ایشان تحقیق کند که آیا اشخاص دیگری هم وجود دارند که در بعضی از منابع از آن‌ها اسم برده شده، اما وجود خارجی نداشته باشند؟ ایشان به تحقیقات خود ادامه داد تا این‌که نام صد و پنجاه نفر را در تاریخ به عنوان صحابی پیدا کرد که هرگز وجود نداشته‌اند!

تاریخِ مُتقَن بودن قرآن و روایات معتبر

در این‌جا ممکن است این سؤال پیش بیاید که پس با این حساب، آیا ما فاقد تاریخ موثق هستیم؟ جواب این است که ما دارای یک تاریخ متقن هستیم که تردیدی در آن نیست و آن عبارت است از قرآن. علت این‌که می‌گوییم در قرآن تردیدی نیست، این است که از طرف خداوند نازل شده است.

در جلسه گذشته گفتیم: اولین چیزی که در بیان تاریخ به آن نیاز داریم، اِشراف و رؤیت است. خداوند در قرآن درباره آگاهی و بینایی‌اش نسبت به وقایع می‌فرماید: «إنَّه بعباده خبیرٌ بصیرٌ»(شوری: 27). اشراف خداوند متعال هم بر وقایع، بعد از حدوث آن وقایع نیست، بلکه قبل از حدوث است؛ یعنی قبل از این‌که مثلا آدم (ع) بیاید، خدا می‌دانسته است که او خواهد آمد. از طرفی کسی مانند خداوند وجود ندارد که همیشه بوده باشد.

تمام آن اموری که در ناقل لازم است، خداوند متعال در صفت خدایی خود دارد. دروغ در ذات خداوند راه ندارد، زیرا کسی دروغ می‌گوید که از فقر یا ریخته‌شدن آبرو و یا نسبت به جان خود بترسد؛ پس کسی که از این امور نترسد، هرگز دروغ نخواهد گفت، مگر از روی تفریح که این معنا هم در مورد خداوند صدق پیدا نمی‌کند.

بعد از قرآن هم در این زمینه باید به روایات اهل‌بیت(ع) مراجعه کرد. تنها تاریخی که می‌توان به عنوان سند قطعی به آن مراجعه و استناد کرد، تاریخی است که یا از قرآن اخذ شود، یا از ائمه(ع) و یا از اصحاب و راویان مورد وثوق ائمه معصومین(ع)؛ اما اگر قضایای تاریخی را بدون این‌که از منابع مورد اشاره اخذ شود، با این ادعا که قطعی است نقل کنیم، قطعا در آخرت  باید پاسخگو باشیم.

اگر قرار باشد از منابع تاریخی دیگر مطلبی نقل شود، یا باید در تأیید مطالب قرآن و روایات باشد و یا با قرائنِ دال بر صحت، قابل قبول بوده و داعیه‌ای بر کذب آن وجود نداشته باشد. ضمن این‌که لازم است نقل از روی حس بوده باشد؛ وگرنه خطرناک‌ترین مطلب در بیان تواریخ، نقل از غیر ثقه، بدون قرینه بر صحت است.

وجود اهداف مطالعه تاریخ در قرآن

در جلسه قبل گفتیم که در بیان تاریخ، دو هدف عمده وجود دارد: 1. کسب عبرت و تجربه؛ 2. فهم وضعیت کنونی برای اخذ تصمیم صحیح نسبت به آینده. هر دو هدف در قرآن وجود دارد، زیرا همان طور که گفتیم فهم وضعیت امروز، متکی بر تاریخ متسلسلی است که از مبدأ شروع شده باشد.

قرآن هم در نقل تاریخ این ویژگی را دارد «و إذ قال ربک للملائکة إنی جاعلٌ فی الارض خلیفة»(بقره: 30). آن زمانی که خداوند می‌خواست انسان را خلق کند، شاهدی غیر از خداوند نبوده است که بتواند این مطلب را نقل کند.

انتهای پیام/

منبع: دومین جلسه درس تاریخ تطبیقی/ تاریخ 1393/02/21

برشی از یک کتاب | تلاش در راه بدنام کردن امیرالمومنین علیه السلام

هر چند آن حضرت ربع قرن اول پس از وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در موضع قدرت نبودند، سخت‌گیری ایشان بر یهودیان تازه مسلمان در این دوران باعث شد که آنان در زمان خلافت حضرت، از عربستان به شام نزد معاویه، سرسخت‌ترین دشمن امام علی(علیه‌السلام) فرار کنند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ یهود برای این‌که هم رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و هم امیرالمومنین(علیه‌السلام) را بدنام کند، ماجرای کشتار بنی قریظه به فرمان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و انجام آن توسط حضرت علی(علیه‌السلام) را مطرح می‌کرد.(1)

یهودیان مسلمان نما که از نفوذ بر رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و منحرف ساختن ایشان ناامید شدند، شخصیت جانشین حقیقی‌اش را نشانه گرفتند تا او را از صحنه سیاست دور نگه دارند. عده‌ای از آنان پس از وفات پیامبر ابراز خوشحالی کردند و گفتند: وصی او کیست تا ما از او سوال کنیم و مسائلی را به او القا کنیم و ببینیم آیا از عهده آن بر می‌آید یا خیر؟

یکی از صحابه که از او سوال شده بود، از پاسخ سوالات آنان عاجز شد؛ ولی امام علی(علیه‌السلام) به سوالات آنان پاسخ داد. بنابراین تشخیص اولیه این بود: سوء استفاده از این صحابی و تخریب شخصیت امام علی(علیه‌السلام).

امام علی(علیه‌السلام) در تمام جنگ‌های علیه یهود، موثرترین فرد برای پیروزی بود و شکست نهایی یهود در خیبر مدیون ایشان است. برای این‌که امام علی(علیه‌السلام) همسان یهودیان قرار گیرد روایتی را در مورد آن حضرت جعل می‌کردند.

ابن سعد با سند خود از جابربن عبدالله انصاری روایت می‌کند که گفت «کعب الاحبار می‌گفت: آخرین چیزی که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به آن تکلم فرمود چه بود؟ یکی از صحابی گفت: از علی علیه‌السلام بپرس، پس از او سوال کرد و علی(علیه‌السلام) گفت او را به سینه‌ام تکیه داده بودم و سرش را به شانه‌ام نهاده بود که فرمود: «نماز، نماز!» کعب گفت آفرین. عهد و وصیت پیامبران این چنین است و به آن مأمور شده‌اند و بر آن مبعوث می‌گردند.»(2)

هدف از نقل این روایت، تغییر ذهنیت عمومی در مورد جانشینی پیامبر و برتری کعب در برابر امام(علیه‌السلام) است؛ چون کعب به امام علی(علیه‌السلام) به سبب پاسخ درست آفرین می‌گوید و نسبت استاد و شاگردی مطرح است!

عبدالله بن سلام یهودی نیز آیاتی را که در مورد امام علی(علیه‌السلام) نازل شده بود به خود منتسب می‌کرد. از قول عبدالله بن عطاء نقل شده است که به امام باقر(علیه‌السلام) عرض کردم: این پسر عبدالله بن سلام چنین می‌پندارد که آیه «قُلْ کَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ»(3) در مورد پدر اوست. حضرت باقر(علیه‌السلام) فرمودند «دروغ می‌گوید، بلکه منظور علی بن ابیطالب(علیه‌السلام) است.»(4)

پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دشمنی یهود با امام علی(علیه‌السلام) را یادآور شدند. حضرت زمانی که منزلت علی(علیه‌السلام) را نسبت به خودش مثل هارون به موسی عنوان می‌کردند، به تفرقه بنی اسرائیل در حضور هارون نیز اشاره فرموده‌اند. روایتی از آن حضرت در دست است که می‌فرمایند «کسانی که کینه امام علی(علیه‌السلام) را داشته باشند، یهودی می‌میرند». «من لقی الله عزوجل و فی قلبه بغض علی ابن ابیطالب لقی الله و هو یهودی»(5)

مهم‌ترین گروهی که به دشنام و تخریب شخصیت حضرت علی(علیه‌السلام) می‌پرداختند، قصه گویان بودند که از یهودیان الگو می‌گرفتند. کعب از مشهورترین قصه گویان بود که در مسجد می‌نشست، قرآن می‌خواند و آن را با تورات تفسیر می‌کرد!

به لحاظ برخی احتیاط‌های سیاسی، مطالب بسیاری در رابطه با نحوه حکومت امام علی(علیه‌السلام) در تاریخ گم شده است. اما منابع موجود نشان می‌دهد امام علی(علیه‌السلام) سدی محکم در برابر این گروه بودند و توطئه‌های آن‌ها را افشا می‌کردند.

هر چند آن حضرت ربع قرن اول پس از وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در موضع قدرت نبودند، سخت‌گیری ایشان بر یهودیان تازه مسلمان در این دوران باعث شد که آنان در زمان خلافت حضرت، از عربستان به شام نزد معاویه، سرسخت‌ترین دشمن امام علی(علیه‌السلام) فرار کنند و با مشروع جلوه دادن حکومت معاویه علیه امام فعالیت کنند.

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، انتشارات شهید کاظمی، نوبت چاپ اول، بهار 98، صص86-88

پی نوشت؛

1 - برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: ترکی بن فهد، مجله الجمعیه التاریخیه السعودیه، سال سوم، شماره 5.

2 - ابن سعد، طبقات الکبری، جلد ۲، صفحه ۲۶

3 - سوره رعد، آیه ۴۳

4 - سیوطی الدرالمنثور، جلد ۶، صفحه ۶۹

5 - ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، جلد ۶، صفحه ۲۱۵

برشی از یک کتاب | مبارزه امیرالمومنین(ع) با جبهه نفوذ

تقیه کارآمدترین سلاح امیرالمومنین(علیه‌السلام) در شرایط سخت و دشوار پس از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله)- هم در جهت حفظ جان خود و اندک یاران وفادارش و هم در جهت پیشبرد اهداف جریان حق بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ مبارزه امیرالمومنین(علیه‌السلام) با باطل تابع یک اصل کلی به نام «اصل تقیه» بود. تقیه کارآمدترین سلاح امیرالمومنین(علیه‌السلام) در شرایط سخت و دشوار پس از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله)- هم در جهت حفظ جان خود و اندک یاران وفادارش و هم در جهت پیشبرد اهداف جریان حق بود.

این تنها اصلی بود که توانست در این فضای آلوده که هر آن، جان آن حضرت و یارانش را تهدید می‌نمود، ایشان را نجات داده و دشمن را بیچاره و عاجز از رسیدن به آمال و آرزوهای خود نماید. گذشته از این اصل کلی، در جبهه مذهبی فرهنگی آن حضرت حتی آنگاه که تحت سخت‌ترین تحریم‌ها و فشارها به سر می‌برد، نماد عملی پویایی دین بود.

از سوی دیگر اهتمام و التزام ایشان به تلاوت قرآن باعث شد تا قرآنی که امروزه برای تمامی جهانیان به یادگار مانده است، به قرائت و گردآوری ایشان باشد نه دیگر صحابه. امیرالمومنین(علیه‌السلام) هیچ‌گاه از ذکر فضایل و مناقب خود کوتاه نیامدند.(۱)

آن حضرت بر اساس روایت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) حب و بغض خود را ملاک ایمان و نفاق معرفی می‌نمودند و سخنان و روایاتی درباره جایگاه ممتاز خویش در علم و دانش داشتند. آن حضرت در کوفه اصرار داشتند تا مردم درباره هر چه می‌خواهند از او بپرسند و روایت مدینه العلم را برای مردم نقل می‌نمودند.

تاکید رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را برای این که هیچگاه در قضاوتی تردید نخواهد کرد برایشان روایت می‌کردند و می‌فرمودند «هر گاه از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسشی داشتم پاسخم را می‌داد و آنگاه هم که چیزی نمی‌پرسیدم آن حضرت خودش بر علمم می‌افزود.»

ایشان همچنین با خطبه‌های خود جایگاه علمی و توانمندی گفتاری خود را به رخ همگان می‌کشیدند. آنگاه که لازم می‌دانستند به میدان آمده به دفاع از فرهنگ اصیل دینی می‌پرداختند.(۲)

در جبهه سیاسی امیرالمومنین(علیه‌السلام) از زبان رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از کینه‌هایی سخن ‌می‌گفتند که تا آن حضرت زنده است سرباز نخواهد کرد و پس از شهادت ایشان گریبان وی(حضرت امیر) را خواهند گرفت.

ایشان بر منبر کوفه فرمودند «رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به من فرموده بود که مردم پس از من با تو از در مکر وارد خواهند شد.» آن حضرت بعدها و در جریان شورا به اولویت خود بر آن دو، نسبت به خلافت تصریح نمودند و این‌که چشم پوشی ایشان از حق خود به خاطر مصلحت عمومی بود.(۳)

همچنین ایشان در زمان ماجرای شورا، به ذکر فضایل خود و اقرار گرفتن از اصحاب شورا درباره تک تک آن‌ها پرداختند. امیرالمومنین(علیه‌السلام) در زمان حاکمیت خویش و در مسجد کوفه مجلسی تشکیل دادند و از اصحاب رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که در آن جلسه حاضر بودند خواستند تا به صحت ماجرای غدیر شهادت دهند. در این مجلس ۳۰ تن از اصحاب رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که لااقل دوازده نفر آن‌ها از اصحاب جنگ بدر بودند به نفع آن حضرت شهادت دادند.

همچنین ایشان مبارزات خود بر اساس تأویل و توجیه قرآن را به رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) منتسب نمودند و بر منبر کوفه از زبان رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل می‌فرمودند که با ناکثان و قاسطان و مارقان خواهم جنگید.(۴)

یکی دیگر از جلوه‌های مبارزه سیاسی امیرالمومنین(علیه‌السلام) با جریان باطل را، در انزوای سیاسی آن حضرت باید جست‌وجو نمود. امیرالمومنین(علیه‌السلام) که در زمان رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله)در مناصب مختلف به کار گرفته شده بودند و نامشان در تمامی وقایع ریز و درشت تاریخ اسلام به چشم می‌خوردند؛ پس از شهادت آن حضرت گویا به یک‌باره نام ایشان از صفحه روزگار محو می‌شود و غیر از موارد معدودی که جبهه فرهنگی دوشاخه باطل مصلحت دانسته! از ایشان اثری در هیچ یک از ماجراهای خرد و کلان سیاسی نیست.

این انزوای سیاسی چه خود خواسته باشد و چه سوغات دوشاخه باطل، یک پیامد ارزشمند برای آن حضرت دارد و آن این‌که کسی نمی‌تواند رضایت به حاکمیت سران جریان باطل را به ایشان نسبت دهد.

جبهه فرهنگی دو شاخه باطل دقیقاً با درک همین معضل سیاسی است که مجبور به جعل و ساخت گزارش‌های متعددی از تصریح زبانی امیرالمومنین(علیه‌السلام) درباره رضایت به وضع موجود و سران جریان باطل می‌شود.

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، انتشارات شهید کاظمی، نوبت چاپ اول، بهار 98، صص266-268

پی نوشت؛

1 - آنچه در این بخش و بخش مبارزه سیاسی امیرالمومنین(علیه‌السلام) نقل می‌شود همگی گزیده‌ای از گزارش‌های موجود در جلد چهل و دوم تاریخ مدینه دمشق است که به زندگی نامه آن حضرت اختصاص دارد.

2 - به عنوان نمونه آن حضرت بر خلاف سیره برخی از صحابه از متعه دفاع می‌نمود.(تاریخ مدینه دمشق جلد ۴۲ صفحه ۴۱۹)

3 - بایع الناس و لابی‌بکر و أنا والله اولی بالامر منه و احق منه فسمعت و اطعت مخافه أن یرجع الناس کفارا یضرب بعضهم رقاب بعض بالسیف ثم بایع الناس عمر و أنا والله اولی بالامر منه و احق منه فسمعت و اطعت مخافه أن یرجع الناس کفارا یضرب بعضهم رقاب بعضی بالسیف ثم انتم تریدون أن تبایعوا عثمان.

4 - همان‌گونه که پیش از این نیز یادآور شدیم آنچه در بخش مبارزه سیاسی و فرهنگی امیرالمومنین(علیه‌السلام) ذکر شد گزیده‌ای از گزارش‌های موجود در جلد چهل و دوم تاریخ مدینه دمشق است که به زندگی نامه آن حضرت اختصاص دارد.

برشی از یک کتاب | مبارزه امیرالمومنین(ع) با جبهه نفوذ

رشادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) در برابر مرحب خیبری و نجات دادن اسلام از بن بست یهود خیبر را می‌توان سرآمد تلاش مشترک رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امیرالمومنین(علیه‌السلام) در این جهت به شمار آورد.


 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ امیرالمومنین(علیه‌السلام) شخصیتی است که از همان زمان حیات رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نماد مبارزه با یهود در سطح جامعه شناخته می‌شود. در حقیقت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تلاش دارد تا آن حضرت را در رتبه پس از خود در رأس هرم مبارزه با یهود قرار دهد و به این وسیله و در عمل، جامعه را با تنها گزینه رهبری مبارزه با جبهه نفوذ آشنا سازد.

رشادت امیرالمومنین(علیه‌السلام) در برابر مرحب خیبری و نجات دادن اسلام از بن بست یهود خیبر را می‌توان سرآمد تلاش مشترک رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امیرالمومنین(علیه‌السلام) در این جهت به شمار آورد.

تنها گزینه رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای فتح سرسخت‌ترین قلعه خیبر، امیرالمومنین(علیه‌السلام) بود که از چشم درد رنج می‌برد! این جنگ بود که یکی از پررنگ‌ترین مدال‌های معنوی را برای امیرالمومنین(علیه‌السلام) به ارمغان آورد و ایشان به عنوان «رجل یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله» معرفی شد.(1)

این در حالی بود که پیش از آن حضرت، دیگر صحابه هیچ توفیقی در راه فتح این قلعه به دست نیاورده و با شکست، برگشته بودند.(2) امیرالمومنین(علیه‌السلام) هروله کنان به سمت قلعه دوید و پرچم را در میان تخته سنگ‌های پای قلعه، محکم کرد(3) در همین جنگ بود که حضرت نیروی آسمانی خود را نشان داد و دری را از جای کند و سپر خود نمود و با آن رزم داد که هشت نفر، از بلند کردن آن عاجز ماندند!(4) تعداد این عده ۴۰(5) و حتی ۷۰ نفر نیز گفته شده است.(6)

جالب‌تر آنکه وقتی یکی از یهودیان خیبر از آمدن امیرالمومنین(علیه‌السلام) به پای قلعه آگاهی یافت؛ سر به درون قلعه کرد و فریاد زد: یهودیان! به آنچه بر موسی(علیه‌السلام) نازل شده است سوگند شکسته شما رسید.(7) امیرالمومنین(علیه‌السلام) با یک ضربه بر سر مرحب خیبری، سنگ و کلاهخود و سر مرحب را شکافت و شمشیر حضرت به دندان‌های مرحب رسید.(8)

گذشته از خیبر می‌توان به نمونه‌های دیگری از این تلاش مشترک نیز اشاره داشت. پس از کشته شدن کعب بن اشرف به دست تنی چند از مسلمانان، یهودیان با رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پیمان نامه‌ای نوشتن که این نامه پس از شهادت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نزد امیرالمومنین(علیه‌السلام) بود.(9)

در ماجرای بنی نضیر پرچمدار رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) امیرالمومنین(علیه‌السلام) بود.(10) در این ماجرا، یکی از یهودیان به نام عزوک که مهارتی در تیراندازی داشت، تیری از چله رها کرد که بر خیمه رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرود آمد و آن حضرت مجبور شد خیمه فرماندهی را عقب‌تر ببرد.

پس از این ماجرا، امیرالمومنین(علیه‌السلام) ناپدید شد. مسلمانان سراغ او را از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گرفتند و حضرت فرمود: کاری به کارش نداشته باشید؛ او به دنبال کار شما رفته است.

مدتی نگذشت که حضرت از راه رسید و فرمود: یا رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) من در کمین عزوک خبیث بودم که دیدم امشب در میان عده‌ای از یهودیان، از قلعه بیرون آمده و به دنبال فرصت مناسب می‌گردد. به او حمله بردم و او را کشتم و یارانش فراری شدند، ولی همگی همین حوالی هستند. اگر چند نفری را همراهم نمایید، آن‌ها را نیز خواهیم کشت.

رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ابودجانه و سهل بن حنیف را با ۱۰ نفر دیگر همراه حضرت فرستاد و این عده تمامی فراریان یهود را کشتند.(11)

همچنین وقتی به رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خبر رسید که گروهی از ساکنان سایر مناطق برای یاری رساندن به محاصره شدگان در خیبر راهی شده‌اند، آن حضرت، امیرالمومنین(علیه‌السلام) را با ۱۰۰ نفر نیرو برای دفع شر آن‌ها فرستاد.

امیرالمومنین(علیه‌السلام) پس از شکست دادن نیروهای ارسالی، پانصد شتر و دو هزار گوسفند غنیمت گرفتند که پس از کنار گذاشتن خمس و در نظر گرفتن سهمی برای رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، مابقی را میان همراهانش تقسیم نمود.(12)

در وادی القری نیز یکی از مبارزان میدان، امیرالمومنین(علیه‌السلام) بود که برخی ۱۱ کشته جنگ تن به تن را به ایشان نسبت دادند.(13) از بنبانی گزارش شده است: امیرالمومنین(علیه‌السلام) بود که پاسخ شبهات یهودیان و مسیحیان را می‌داد و این مسئله‌ای معروف و مشهور است.(14)

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، انتشارات شهید کاظمی، نوبت چاپ اول، بهار 98، صص263-266

پی نوشت؛

1 - بخاری جلد ۴ صفحه ۲۰ و جلد ۵ صفحه ۷۶؛ مسلم جلد ۷ صفحه 120 و صفحه ۱۲۱

2 - تاریخ الاسلام، جلد ۲، صفحه ۴۱۰ و ۴۱۲؛ البدایة و النهایة جلد ۴ صفحه 212؛ تاریخ مدینه دمشق جلد ۴۲، صفحه ۱۰۷؛ مجمع الزوائد جلد ۹ صفحه ۱۲۴(از بزار)

3 - تاریخ الاسلام جلد ۲، صفحه ۴۰۹ و 410

4 الکامل، جلد ۳، صفحه ۲۲۰؛ تاریخ الاسلام جلد ۲، صفحه ۴۱۱ و 412

5 - تاریخ الاسلام، جلد 2، صفحه412

6 - البدایة و النهایة، جلد ،۴ صفحه ۲۱۶

7 - الکامل ابن اثیر، جلد ۲، صفحه ۲۲۰؛ البدایة و النهایة جلد ۴ صفحه ۲۱۲

8- البدایة و النهایة، جلد ۴، صفحه ۲۱۳(از بیهقی)

9 الاغانی، جلد ۲۲، صفحه ۳۶۱.

10 المنتظم، جلد ۳، صفحه 204

11 - المغازی واقدی، جلد ۱، صفحه ۳۷۱و 372

12 المنتظم، جلد ۳، صفحه ۲۶۰

13 المغازی، جلد ۲، صفحه ۷۱۰؛ تاریخ الاسلام، جلد ۲، صفحه ۴۴۲

14 - نفحات الازهار، جلد ۱۲، صفحه ۱۸۸ و 189 از کتاب شرح تهذیب الکلام

گزارش | اهداف و روش‌های مطالعه تاریخ

تاریخ از علوم نقلی است نه از علوم عقلی و علوم نقلی قابل تجربه نیستند. تاریخ، ناقل تجربه است نه قابل تجربه؛ مثلا وقتی درباره نبرد جمل مطالعه می‌کنیم، تجربه زیادی به دست می‌آوریم، ولی نمی‌توان در آزمایشگاه، جنگ جمل را درست کرده و آن را تجربه کرد. بر خلاف علوم تجربی، اعتماد در علوم نقلی بر ناقل است.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در نخستین جلسه درس تاریخ تطبیقی که در تاریخ 93/02/14 برگزار شد، کلیات تاریخ را مورد بررسی قرار داد که متن آن بدین شرح است؛

اهمیت تاریخ

اگر بخواهیم در مورد هر کتابی که نوشته می‌شود، متوجه شویم که چه مطلبی از نظر نویسنده آن مهم بوده است، باید ببینیم که در آن کتاب چه مطلبی زیاد تکرار شده است؛ از مقدار تکرار و پرداختن به یک مطلب در یک کتاب، می‌توان متوجه شد که در نظر نویسنده، آن مطلب یا خودش مهم است و یا در بیان هدف نویسنده خیلی دخالت دارد.

موقعی که در کتاب آسمانی قرآن هم دقت می‌کنیم، می‌ببینیم حداقل یک سوم مطالب آن، تاریخ و تاریخی است. همین که یک سوم مطالب خدای متعال تاریخ است، حاکی از اهمیت و توانمندی تاریخ در انتقال مطالب است.

هدف از مطالعه تاریخ

ما دو هدف عمده از مطالعه تاریخ داریم؛

1 - عبرت و کسب تجربه

جایگاه علم در ذهن است و در عالم خارج اثر ندارد، اما تجربه، علم جریان‌یافته‌ای‌ است که اثر خودش را نشان می‌دهد؛ مثلا از نظر علمی می گوییم: اگر وزنه یک کیلویی با سرعت معینی در نقطه‌ای فرود آید، فلان مقدار اثر می‌گذارد. این در ذهن هست؛ اما وقتی این نظریه را آزمایش و تجربه کردیم، علم مذکور اجرا شده و اثرش را می‌بینیم.

انسان در این دنیا بیش از آن‌که به علم نیاز داشته باشد، نیازمند تجربه است؛ اما سخن این‌جاست که فرصت تجربه را ندارد، زیرا تجربه و پیاده شدن علم مستلزم گذر زمان است، در حالی که در این دنیا، بیش از یک زمان(عمر) در اختیار انسان نیست.

تاریخ راه دسترسی به تجربه است. انسان‌ها از زمان آدم(ع) تاکنون همگی واحد بالنوع هستند و زندگی‌ها هم عین و شبیه هم هستند. طبیعت هم واحد بالطبع است؛ به این معنا که طبیعت در زمان آدم(ع) با طبیعت در این زمان هیچ فرقی ندارد و قوانین طبیعی در آن زمان با قوانین این زمان یکسان است، مثل قانون جاذبه زمین و تأثیر عناصر و... . تفاوت تنها در این‌ است که قوانین مذکور در زمان حال به لحاظ علمی روشن است، اما در آن زمان واضح و آشکار نبوده است.

از زمان آدم(ع) تاکنون، انسان‌ها آمده و مدتی زندگی کرده‌ و تجربه‌ای هم اندوخته‌اند. آن‌ها از دنیا رفته‌، اما تجربه‌شان باقی مانده است. اسم این تجربه تاریخ است.

ما در زندگی، چهار نوع رابطه داریم: ارتباط با خودمان، ارتباط با هم نوع، ارتباط با طبیعت‌ و ارتباط با غیب این عالم. هر کدام از این روابط به دو قسمت رابطه مخرِّب و رابطه مصلحانه تقسیم می‌شود. لازم است ما هر یک از آن رابطه‌ها را بشناسیم.

اگر این موضوع را به صورت علمی مطالعه کنیم، نتیجه خواهیم گرفت که فلان روابط خوب است و روابط خاص دیگر، روابط بد؛ اما باید دانست تا زمانی که این روابط در زمین تحقق پیدا نکند، تبدیل به یقین برای ما نمی‌شود؛ چنانچه ما همه می‌دانیم آتش می‌سوزاند، اما به اندازه کسی که در آتش گرفتار شده و سوخته است، از آتش‌سوزی نمی‌ترسیم.

رابطه انسان با خودش، همنوعش، طبیعت، و غیر، در طول ازمان چند بار تکرار و نوشته شده و نتیجه آن هم تاریخ شده است. پس تاریخ عبارت است از «بیان تجربه انسان‌ها در چهار ارتباط مذکور.»

تاریخ زمانی فایده و اثر دارد که اثر عملی داشته و ناقل تجربه در یکی از این چهار رابطه باشد. اگر آثار باستانی هم در همین جهت نگهداری شوند که مثلا گفته شود: این بنا، مُضر و دارای اثر منفی بود، قابل قبول است؛ اما اگر آن‌ها را به این منظور نگه داریم که بگوییم این اثر را فلانی و در فلان تاریخ ساخته و این مقدار هم در مورد آن خرج کرده است، بحث‌های بیهوده‌ای خواهد بود.

 روش‌های مطالعه تاریخ

تاریخ را دو گونه می‌شود مطالعه کرد:

الف- مطالعه مقطعی؛ یعنی هر حادثه‌ای را در زمان خودش ببینیم. مثلا نگاه کنیم که جنگ جمل چه زمانی شروع شد و چه اتفاقی در آن رخ داد و سرانجامش به کجا انجامید؟ این نوع مطالعه در حد خودش می‌تواند آن چهار هدف را برآورده کند.

ب- مطالعه زنجیره‌ای.

در مطالعه مقطعی، دنبال علت حادثه نیستیم و فقط خود حادثه را مطالعه می‌کنیم، اما در مطالعه زنجیره‌‌ای، حادثه را با علت آن مطالعه می‌کنیم. آنچه در تاریخ کاربرد زیادی دارد، این‌گونه مطالعه است.

با این مقدمه، به دنبال دومین هدف از اهداف مطالعه تاریخ می‌رویم:

2 - فهم وضعیت موجود در جهت تغییر به جهت مطلوب

اگر ما بخواهیم وضعیت موجود خودمان را بفهمیم که چرا الآن وضعیت به این‌گونه است، حتما باید علتش را به دست بیاوریم و تا زمانی که علتش را نفهمیم،‌ نمی‌توانیم بفهمیم که چرا الآن این‌گونه هستیم؛ و اگر بخواهیم علتش را به دست آوریم، باید به سراغ واقعه قبلی برویم. واقعه قبلی را هم تا زمانی که به علتش پی نبرده‌ایم، نمی‌توانیم درست بفهمیم. باید به مقداری عقب برگردیم تا به علت اصلی برسیم؛ تا به علت اصلی نرسیم، نمی‌فهمیم که چرا وضعیت ما این‌گونه است.

گذشته‌ها علت وضعیت موجود ماست و ما علت وضعیت آینده‌ایم. اگر نسبت به وضعیت موجود معترض هستیم، باید تحقیق کنیم که چرا وضعیت موجود ما به این‌گونه است، تا بتوانیم آن را در آینده تغییر دهیم؛ وگرنه نسبت به آینده هم معترض خواهیم بود. برای حرکت درست در این زمینه، لازم است به سراغ تاریخ برویم.

تاریخ از علوم نقلی است

تاریخ از علوم نقلی است نه از علوم عقلی و علوم نقلی قابل تجربه نیستند. تاریخ، ناقل تجربه است نه قابل تجربه؛ مثلا وقتی درباره نبرد جمل مطالعه می‌کنیم، تجربه زیادی به دست می‌آوریم، ولی نمی‌توان در آزمایشگاه، جنگ جمل را درست کرده و آن را تجربه کرد.

بر خلاف علوم تجربی، اعتماد در علوم نقلی بر ناقل است؛ بنابراین اولا ناقل باید راستگو باشد؛ ثانیا ضابط باشد؛ یعنی موقعی که مطلبی را می‌گوید، درست بگوید و حواس‌پرت نباشد؛ ثالثا اهل فهم حادثه باشد؛ مثلا فهم یک دانشمند فیزیک بعد از مشاهده سایت نطنز با فهم یک انسان عادی فرق می‌کند.

هر دو مثلا نیم ساعت از آن‌جا بازدید کرده‌اند، ولی دانشمند فیزیک حداقل دو ساعت درباره مشخصات، تکنولوژی و پیشرفت‌های سایت صحبت می‌کند، اما انسان عادی نمی‌تواند به این کیفیت سخن بگوید، چرا که هیچ‌گونه آشنایی با این علم ندارد؛ و رابعا نقل ناقل از روی حس (استماع و ر‌ؤیت) باشد، نه از روی حدس. پس نقل ناقلی فایده دارد که دارای این چهار شرط باشد و اگر یکی از این شروط را نداشت، فایده‌ای ندارد.

گفتیم که تاریخ را باید به شکل سلسله‌وار خواند و این سلسه به حضرت آدم(ع) ختم می‌شود. لازم است ناقلی پیدا کنیم که حوادث زمان حضرت آدم(ع) را از روی حس برای ما نقل کند؛ یعنی دیده باشد زمانی که آن حضرت به زمین آمد، ارتباطش با خودش، همسرش، و زمین چگونه بوده است.

تنها کسی که می‌تواند تاریخ را از روی حس برای ما نقل کند، خداوند و انسان‌های خدایی‌ (انبیا‌ و ائمه) هستند. نقل خداوند، قرآن است و نقل انسان‌های خدایی‌، سنت و روایت. پس منابع ما در همین موارد خلاصه می‌شود.

بنابراین، این سخن که گاه می‌گویند «تاریخ را باید خارج از دین ببینیم و نباید ابتدا سراغ دین رفت و بعد تاریخ را دید»، کاملا اشتباه است، زیرا اگر از داخل دین به تاریخ نگاه نکنیم، اصلا تاریخی وجود نخواهد داشت، چرا که ناقلی غیر از دین نمی‌توانیم پیدا کنیم.

درباره تفاوت ما با مورخین موجود در دنیا و این‌که آن‌ها تاریخ را از کجا آورده‌اند، ان شاء الله جلسه بعد بحث می‌کنیم.

انتهای پیام/

منبع: جلسه نخست درس خارج تاریخ تطبیقی(93/02/14)

برشی از یک کتاب | اقدامات یهود پس از رسول خدا(ص)

سرانجام رسول الله(ص) با هر نیرنگ و ترفندی که بود به شهادت رسید و جریان نفوذ فضا را برای تاخت و تاز خود مناسب دید. جریان حاکم به خوبی پی برده بود که برای به دست گرفتن آینده مسلمانان چاره‌ای جز فرهنگ‌سازی - به معنای ساخت و ایجاد فرهنگ دلخواه بر اساس احادیث جعلی و خود ساخته ندارد.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.