تاریخ تطبیقی

تاریخ بصیرت افزا

حمایت از مردم مظلوم فلسطین مبتنی بر قاعده «نفی سبیل»

امروز شاهد حاکمیت صهیونیست‌های جهانخوار بر ملت مسلمان فلسطین هستیم حمایت از فلسطین یک وظیفه دینی و اسلامی است و برعهده تمام مسلمانان است. به همین جهت بر مبنای قاعده‌ی نفی سبیل راهبرد ثابت جمهوری اسلامی فراموش نشدن مسئله فلسطین و زنده ماندن آن به عنوان مسئله اول جهان اسلام بوده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ قاعده نفی سبیل به عنوان یک اصل فقهی نقش پایدار و تأثیرگذاری بر رفتار، تصمیمات و سیاست‌های کلان نظام اسلامی دارد. این اصل در روابط خارجی دولت اسلامی با بیگانگان جایگاه بسیار مهمی دارد. نفی ظلم و ستم بر مردم مسلمان و حفظ استقلال و نفی وابستگی نسبت به بیگانگان شالوده و اساس این قاعده در سیاست خارجی جمهوری اسلامی است.

سبیل در لغت به معنی راه است. اما درمعنای اصطلاحی به معنی قانون و شریعت است. مفهوم قاعده نفی سبیل این است که خداوند در قوانین و شریعت اسلام هیچگونه راه نفوذ و تسلط کفار بر مسلمین را باز نگذارده است و هر گونه راه تسلط کافران بر مسلمانان بسته است. پس در هیچ شرایطی تسلط کفار بر مسلمانان جایز نیست.لنگر[۱]

این اصل یکی از اصول مهم حاکم بر مناسبات اسلامی با دیگر کشورهاست که سابقه تاریخی نیز دارد، از جمله در فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و نفی قانون کاپیتولاسیون توسط امام خمینی (ره)، به قاعده نفی سبیل استناد شده است.آیات قرآنی، احادیث و اجماع فقها نیز این اصل را ثابت می کند.

بر اساس این قاعده خداوند در قوانین و شریعت اسلام هر راه نفوذ و تسلط کفار بر مسلمین را بسته است. «الَّذِینَ یَتَرَبَّصُونَ بِکُمْ فَإِنْ کَانَ لَکُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ وَإِنْ کَانَ لِلْکَافِرِینَ نَصِیبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْکُمْ وَنَمْنَعْکُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ  فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا؛ همانان که مترصّد شمایند؛ پس اگر از جانب خدا به شما فتحى برسد، مى‌گویند: «مگر ما با شما نبودیم؟» و اگر براى کافران نصیبى باشد، مى‌گویند: «مگر ما بر شما تسلّط نداشتیم و شما را از [ورود در جمع] مؤمنان باز نمى‌داشتیم؟» پس خداوند، روز قیامت میان شما داورى مى‌کند؛ و خداوند هرگز بر [زیان‌] مؤمنان، براى کافران راه [تسلّطى‌] قرار نداده است.»لنگر[۲]

بر اساس این اصل حضرت امام(ره) در تحریرالوسیله بیان می دارند «اگر روابط تجاری با کفار موجب ترس بر حوزه اسلام شود ترک این روابط بر تمام مسلمانان واجب می‌شود. در اینجا فرقی میان استیلاء سیاسی یا فرهنگی و معنوی دشمن وجود ندارد. اگر روابط سیاسی که بین دولت‌های اسلامی و دول بیگانه بسته می‌شود و برقرار می‌گردد موجب تسلط کفار بر نفوس و بلاد و اموال مسلمانان شود یا باعث اسارت سیاسی اینها گردد، برقراری روابط حرام است و پیمان‌هایی که بسته می‌شود باطل است و بر همه مسلمین واجب است که زمامداران را راهنمایی کنند و وادارشان نمایند بر ترک روابط سیاسی این چنانی هر چند به وسیله مبارزه منفی باشد.»لنگر[۳]

حال که امروز شاهد حاکمیت صهیونیست‌های جهانخوار بر ملت مسلمان فلسطین هستیم حمایت از فلسطین یک وظیفه دینی و اسلامی است و برعهده تمام مسلمانان است. به همین جهت بر مبنای قاعده‌ی نفی سبیل راهبرد ثابت جمهوری اسلامی فراموش نشدن مسئله فلسطین و زنده ماندن آن به عنوان مسئله اول جهان اسلام بوده است.لنگر[۴]

براساس آموزه‌های قرآنی اگر موضوع فلسطین حل نشود کشورهای اسلامی برای همیشه زیر سلطه نامیمون مستکبران قرار خواهند گرفت. لذا این موضوع هم برای امت اسلامی و هم برای دشمنان اسلام موضوعی استراتژیک است با بررسی حوادث سال‌های اخیر منطقه می‌توان به اهمیت استراتژیک مسئله فلسطین پی برد.لنگر[۵]

راهکار سازش هیچ نفعی برای ملت فلسطین و امت اسلامی نداشته و تنها صهیونیست‌ها را به اهدافش نزدیک‌تر ساخته و می‌سازد؛ کما اینکه امروز می‌توان به خوبی دستاوردهای سازش و مقاومت را بررسی کرد و در یک ترازو نهاد تا مشخص شود کدام راهکار منافع فلسطینیان را تأمین کرده و کدام راهکار جز تضییع حقوق حقه ملت فلسطین نتیجه‌ دیگری در برنداشته است.

تهیه و تنظیم: مجید رحیمی

پی نوشت؛

لنگر[۱]  مقاله  قاعده نفی سبیل در اندیشه اسلامی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، نویسندگان:  زارعی بهادر, زینی وند علی, محمدی کیمیا

لنگر[۲]  سوره نساء، آیه ۱۴۱

لنگر[۳]  تحریرالوسیله، امام خمینی(ره)، ج ۱، ص ۱۸۵

لنگر[۴] https://www.parsine.com/001fXd

لنگر[۵]  http://iqna.ir/fa/news/3576982

آیا پیامبر اسلام(ص) هنگام نزول وحی می‌ترسیدند؟

اگر نزول جبرئیل، ترس در پیامبر(ص) ایجاد می‌کرد، پس چرا درباره فاطمه زهرا(ع) که پس از پیامبر اکرم(ص) جبرئیل با ایشان سخن می‌گفت، چنین حالتی نقل نکرده‌اند؟ بنابراین، این‌گونه مطالب، در راستای هتک شخصیت رسول الله(ص) است.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ یکی از جعلیات تاریخ، مسئله ترس پیامبر(ص) از جبرئیل و تردید و تشکیک ایشان در وحی است. مطابق این روایات، پیامبر(ص) در غار حِرا در وحی خداوند تردید داشت و پس از بیان آن حالات به خدیجه(س) و وَرَقَة بن نَوفَل،‌ دریافت که وظیفه سنگین رسالت به او سپرده شده است!

در قسمتی از کتاب تازه منتشر شده «دشمن شدید»، مدعای مذکور این گونه پاسخ داده شده است:

امیرالمؤمنین(ع) ترس پیامبر(ص) و تردید و تشکیک ایشان را هنگام نزول وحی، نفی می‌کنند. حضرت در این‌باره می‌فرمایند: همواره چونان بچه اشتری که در پی مادر خویش است، در پی او بودم. او از اخلاق خویش هر روز مرا پرچمی برمی‌افراشت و به پیروی‌ام فرمان می‌داد. راه و رسم او چنین بود که هر سال چندی را در غار حرا می‌گذرانید که تنها مرا رخصت دیدارش بود و کسی جز من او را نمی‌دید. آن روزها تنها سرپناهی که خانواده‌ای اسلامی را در خود جای داده بود، خانه پیامبر(ص) و خدیجه(س) بود و من سومین‌شان بودم. روشنایی وحی را می‌دیدم و عطر پیامبری را می‌بوییدم. به هنگام فرود وحی بر او، بی‌گمان ناله شیطان را شنیدم. پرسیدم: ای رسول خدا! این ناله چیست؟ در پاسخ فرمود: این شیطان است که از پرستیده شدن، نومید شده است. بی‌تردید آنچه را که من می‌شنوم، تو نیز می‌شنوی و آنچه را که من می‌بینم، تو نیز می‌بینی. جز این که تو پیامبر نیستی، هرچند که وزیر منی و رهرو بهترین راهی(1).

در این بیان امیرالمؤمنین (ع)، هیچ سخنی از ترس و تردید پیامبر(ص) نیست.

آورده‌اند: پیامبر(ص) پس از نزول وحی، فرمود «دَثِّرونی، دَثِّرونی... (2)؛ مرا بپوشانید». سپس آیه نازل شد: «یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ. قُمْ فَأَنذِرْ(3)؛ ای جامه در سرکشیده، برخیز و بیم ده».

شاید نزول این آیه زمانی بوده است که تبلیغ می‌بایست علنی میشد. دعوت پیامبر اکرم(ص) به توحید، سه سال غیرعلنی بود؛ سپس با نزول این آیات، دستور تبلیغ علنی آمد؛ یعنی ای کسی که با حرکت پوشیده می‌روی، برخیز و علنی دعوت کن.

داستان وحی به آن شکل، بالاترین اهانتی است که در طول تاریخ به نبی اکرم(ص) شده است. برخی اصل داستان را می‌پذیرند و ترس حضرت را توجیه می‌کنند که به سبب سنگینی وحی بوده است! آیا به راستی جبرئیل ترس داشت؟! آیا مقام پیامبر(ص) پایین‌تر از جبرئیل بود که وقتی جبرئیل با او سخن می‌گفت، حضرت خسته و آزرده می‌شد؟! هر چند در روایات آمده است که با نزول وحی، قطرات عرق بر پیشانی ایشان می‌نشست(4)، اما به این روایات نیز باید با چشم تردید نگریست.

اگر نزول جبرئیل، چنین حالتی در پیامبر(ص) ایجاد می‌کرد، پس چرا درباره فاطمه زهرا(ع) که پس از پیامبر اکرم(ص) جبرئیل با ایشان سخن می‌گفت(5)، چنین حالتی نقل نکرده‌اند؟ بنابراین، این‌گونه مطالب، در راستای هتک شخصیت رسول الله(ص) است.

در مقام و شخصیت حضرت رسول(ص) آمده است: «وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى(6)؛ در حالى که او در افق اعلى بود. سپس نزدیک آمد و نزدیک تر شد تا [فاصله‏اش] به قدر [طول] دو [انتهاى] کمان یا نزدیک تر شد». در شب معراج هنگامی که پیامبر(ص) با جبرئیل بالا می‌رفت، به مکانی رسیدند که جبرئیل به اندازه یک بند انگشت نیز نمی‌توانست بالا برود، اما رسول الله(ص) بسیار بالاتر از آن راه یافت(7)

منبع: کتاب دشمن شدید(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، دفتر اول، چاپ دوم، زمستان 95، ص235-237

پی نوشت؛

(1). نهج البلاغه، خطبه 192(قاصعه).

(2). بحار الأنوار، ج18، ص167.

(3). مدثر، آیات 1 و 2.

(4). کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص85.

(5). الکافی، ج1، ص241.

(6). نجم، آیات 7- 9.

(7). بحار الأنوار، ج18، ص382.

بررسی لابی آیپک و سیاست آن در قبال ایران

آیپک به عنوان مهم‌ترین لابی یهودیان آمریکا، تعیین کننده‌ترین نقش را به عنوان یک نهاد یهودی در مطرح شدن ایده تحریم و تبدیل آن به استراتژی تحریم علیه ایران داشت.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ همانطور که پیش از این گفته شد به گروه یا جریانی که تلاش می‌کند بر هیئت حاکمه یا بر کسانی در جهت منافع یا آرمان خود اثر بگذارد لابی گفته می‌شود.لنگر[۱] لابی صهیونیستی آیپکلنگر[۲] یکی از این گروه‌های ذی نفوذ و تاثیرگذار بر قدرت است که بیشتر به منافع اسرائیل می‌پردازد. اگرچه تا سال ۱۹۵۹ نامی از کمیته امور عمومی برده نمی‌شد، ولی این لابی عملاً از سال ۱۹۵۱ تشکیل گردیده بود.

هدف اولیه این لابی افزایش کمک اقتصادی آمریکا به اسرائیل بود. کنن در کتابش به نام «خطوط دفاعی اسرائیل، دشمنان و دوستان او در واشنگتن»، در مورد وضع اسرائیل در سال ۱۹۵۱ چنین می‌نویسد: «اسرائیل به کمک اقتصادی آمریکا نیاز داشت تا بتواند انبوه مهاجرین را جذب کند و در ضمن به اقتصاد خود نیز رونقی بخشد.» کنن نام کمیته صهیونیستی آمریکا برای امور عمومی بر آن نهاد. در سال ۱۹۵۹ تحت فشار گروه‌ها و سازمانهای غیر صهیونیستی، این لابی نام خود را به کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل تغییر داد.لنگر[۳]

معرفی

American Israel Public Affairs Committee یا کمیته روابط عمومی آمریکا اسرائیل که به آیپک معروف است یکی از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین گروه‌های لابی‌گری در ایالات متحده آمریکا است.لنگر[۴] این گروه لابی با بیش از ۱۰۰ هزار عضولنگر[۵]، هر ساله میلیون‌ها دلار خرج سرمایه‌گذاری در نفوذ بر سیاست‌های دولتی و قانونگذاری آمریکا می‌کند. سایت این گروه ماموریت خود را اینگونه بیان می‌کند: ماموریت AIPAC تقویت، حفاظت و ترویج رابطه ایالات متحده و اسرائیل در راه‌هایی است که امنیت ایالات متحده و اسرائیل را تقویت می‌کند.لنگر[۶] AIPAC با دموکرات‌ها و جمهوری خواهان در کنگره و رهبران شاخه اجرایی برای حفظ و تقویت رابطه ایالات متحده و اسرائیل فعالیت می‌کند.لنگر[۷]

AIPAC فعالان طرفدار اسرائیل در تمام سنین، ادیان، نژادها و احزاب سیاسی را به منظور مشارکت سیاسی و ایجاد روابط با اعضای کنگره از هر دو طرف راهپیمایی برای تقویت روابط ایالات متحده و اسرائیل، تقویت می‌کند. کار حیاتی AIPAC با عضویت ویژه خود در شرکت‌های باشگاه AIPAC امکان پذیر است و مشارکت سیاسی با اعضای کنگره.لنگر[۸] AIPAC برای گسترش و تقویت رابطه ایالات متحده و اسرائیل با ایجاد همکاری استراتژیک در بخش‌های کلیدی از جمله تکنولوژی، انرژی، امنیت سایبری، امنیت مرزی، اشتراک اطلاعات و کشاورزی، کار می‌کند.لنگر[۹]

در زمانی که اسرائیل با چالش‌های تاریخی مواجه است، از جمله افزایش تهدیدات و آشفتگی‌های جهانی در خاورمیانه، پیوند منحصر به فرد بین ایالات متحده و اسرائیل از هر زمان دیگری ضروری‌تر است. نزدیکی روابط استراتژیک، اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک بین ایالات متحده و اسرائیل، منافع ایالات متحده را بیشتر می‌کند، صلح منطقه‌ای را ترویج می‌دهد و امنیت هر دو کشور را تقویت می‌کند. ایالات متحده و اسرائیل ارزش‌های مشابه و تعهد مشترک برای دموکراسی و آزادی دارند. اسراییل دوست قابل اعتماد و تنها متحد دموکراتیک در خاورمیانه، یکی از مناطق ناپایدار و مهم جهان است.لنگر[۱۰]

برای حدود ۳۰۰۰ سال است، سرزمین اسرائیل، قلب، روح و پایه و اساس یهودیان بوده است یعنی سرزمینی که سنت، فرهنگ و ارزش‌های آن به وجود آمده است. از آنجایی که در سال ۱۹۴۸ به عنوان یک رژیم مدرن به سر می‌برد، اسرائیل به عنوان یکی از مهمترین متحدان استراتژیک آمریکا در خاورمیانه، سرزمین آزادی و دموکراسی و یک شگفتی تکنولوژیکی است که یکی از رهبران جهان در زمینه علم و نوآوری است.لنگر[۱۱]

مقر اصلی آیپک در کاپیتال هیل واشنگتن دی سی می‌باشد و این موقعیت، امتیاز ویژه‌ای را برای دستیابی و دسترسی سهل‌تر به هرم قدرت به این سازمان داده است. آیپک اعضای خود را از بین صهیونیست‌ها (یهودیان و غیریهودیان) گزینش می‌کند که همه آن‌ها در یک چیز اتفاق‌نظر دارند و آن حمایت از اسرائیل و کانالیزه کردن سیاست خارجی آمریکا در راستای منافع این رژیم می‌باشد. زمانی که از اعضا و عناصر سازمان آیپک سخن به میان می‌آید، فهرستی طولانی از اسامی افراد و اشخاص بانفوذ در سیاست خارجی آمریکا به چشم می‌خورد. روزنامه نیویورک تایمز این سازمان را موثرترین سازمان در رابطه با روابط آمریکا و اسرائیل اعلام می‌کند. شیمون پرز وزیر امور خارجه اسرائیل نیز در مورد اهمیت آن می‌گوید: «ما به آیپک به‌عنوان بزرگ‌ترین پل ارتباطی بین مردم آمریکا و دولت اسرائیل نیازمندیم»لنگر[۱۲] آیپک یک کنفرانس سالانه برگزار می‌نماید و در آن به تعیین خط مشی کلی کمیته می‌پردازد که این خط مشی‌ها با جلسات و برنامه‌های آموزشی مختلفی همراه است که محیط مناسبی برای ‌آموزش اعضاء و آشنایی آنها با فرایند لابی‌گری می‌باشد.

آیپک چگونه کار می‌کند؟

لابی‌ها یا گروه‌های ذی نفوذ به دنبال قدرت نیستند بلکه به دنبال تاثیرگذاری بر قدرت بوده لنگر[۱۳] و آیپک نیز یکی از لابی‌هایی است که در این مورد مستقیما می‌گوید: AIPAC یک کمیته عملی سیاسی نیست (PAC) و ما کاندیداها را برای اداره منتخب یا منصوب نمی‌کنیم. اعضای AIPAC در تمامی ۵۰ ایالت تشویق می‌شوند که از لحاظ سیاسی فعال باشند و روابط خود را با اعضای کنگره ایجاد کنند تا آنها را در مورد اهمیت روابط ایالات متحده و اسرائیل آموزش دهد.

AIPAC علاوه بر حمایت از ساختمان در واشنگتن، از طریق یک شبکه پر جنب و جوش از ۱۰ دفتر منطقه‌ای و هفت دفتر ماهواره‌ای، فعالان طرفدار اسرائیل در سراسر کشور را درگیر می‌کند. فعالان طرفدار اسرائیل از میسولا به میامی با همکاری کارمندان AIPAC برای بهبود آینده و امنیت ایالات متحده و اسرائیل کار می‌کنند. متخصصان AIPAC با طیف گسترده‌ای از جوامع برای پیشبرد فعالیت‌های سیاسی طرفدار اسرائیل در سراسر کشور کار می‌کنند. آیپک همچنین در حال تکمیل نسل بعدی رهبران طرفدار اسرائیل از طریق کار کردن در صدها دانشگاه و دبیرستان، توانمندسازی و آموزش فعالان دانشجویی برای پاسخگویی به مخالفان اسرائیلی است و از مشارکت سیاسی برای ایجاد حمایت از اسرائیل استفاده می‌کند.لنگر[۱۴]

شاید بتوان گفت سازمان آیپک در حال حاضر بیشترین نقش را در راستای اصلی‌ترین هدف صهیونیسم بین‌الملل که همانا سلطه جهانی است عهده‌دار می‌باشد. تمام راهکارهایی که صهیونیست‌ها ارائه داده و به دنبال اجرای آن تلاش‌های فراوانی انجام نیز داده‌اند، در جهت دستیابی به نقطه‌ای بوده، که از آن بتوانند هر خواسته و مطالبه‌ای را استحصال نمایند.  این هدف با ایجاد نفوذی که سازمان‌های سیاسی صهیونیستی و در راس آن‌ها آیپک ایجاد نموده و از آن نهایت استفاده را نیز می‌نمایند، تا اندازه‌ای محقق شده است و مقدمات سلطه همه‌جانبه را فراهم نموده است.

هر چند ممکن است این نظر که ایده دهکده جهانی از سوی صهیونیسم بین‌الملل طرح و یا تقویت می‌گردد، طرفدار چندانی نداشته باشد ولی با توجه به قرائن و شواهد موجود به جرات می‌توان گفت که پشت این طرح (هر چند به صورت القایی) سازمان‌های صهیونیستی قرار دارد که مجریان آن لابی‌های صهیونیستی و از جمله آیپک خواهند بود، چرا که با محقق شدن این برنامه و تقویت ایالات متحده ـ به‌‌عنوان قدرتی صهیونیستی که می‌تواند نقش کدخدایی این دهکده را برعهده بگیرد ـ غایی‌ترین هدف صهیونیست‌ها به تحقق نزدیک خواهد گردید. باید گفت بسیاری از فعالیت‌های این لابی صهیونیستی که در پوشش حمایت از اسرائیل صورت می‌پذیرد، اهداف والاتری را دنبال می‌نماید. از موارد این ادعا، مخالفت‌های شدید این لابی با جمهوری اسلامی ایران و برخی کشورهای عربی می‌باشد که در ظاهر فقط به‌واسطه مخالفت این کشورها با اسرائیل صورت می‌پذیرد لکن در واقع هدفی دوسویه را دنبال می‌نماید که سوی دیگر آن عبارت است از ایستادگی در برابر اصل جریان صهیونیسم و افشاگری در خصوص آن، ضمن ضدیت با «ولد» و «ابزار» این جریان.لنگر[۱۵]

بخش‌های مهم این سازمانلنگر[۱۶] عبارت‌اند از:

۱ . حوزه قانونگذاری

۲ . سیاست خارجی

۳ . امور سیاسی

۴ . بخش ارتباطات

۵ . بخش توسعه و گسترش (عضوگیری)

۶ . رهبری سیاسی

فعالیت‌های آیپک در حمایت از اسرائیل

اهم فعالیت‌های آیپک در قبال اسرائیل را می‌توان به شرح ذیل برشمرد:

کمک به بقاء اسرائیل با ادعای تنها کشور دموکراتیک خاورمیانه.

حمایت از اسرائیل در مقابل تهدیدات احتمالی.

تربیت نسل آینده رهبران حامی و طرفدار اسرائیل.

آموزش کنگره ایالات متحده در خصوص روابط اسرائیل و آمریکا.

تقویت اسرائیل از طریق کمک‌های نظامی.

تشویق سیاستمداران آمریکا در جهت بزرگ جلوه دادن خطر تروریسم در منطقه.

توسعه روابط ایالات متحده و اسرائیل.

حمایت از به رسمیت شناخته شدن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل.

تلاش برای پایان دادن به انزوای اسرائیل در سازمان ملل.

حمایت از پروسه صلح خاورمیانه، با فشار بر دولت آمریکا به نحوی که منافع اسرائیل را تامین نماید.

لوایحی که تاکنون با تلاش این لابی قوی صهیونیستی و به نفع اسرائیل در کنگره به تصویب رسیده است، به صد مورد بالغ می‌شود که فقط یک مورد آن تصویب مبلغ سه میلیارد دلار برای امنیت اسرائیل و ایجاد یک سیستم تدافعی توسط این رژیم در برابر سلاح‌های غیرمتعارف می‌باشد.لنگر[۱۷]

پژوهش دو استاد دانشگاه آمریکایی در مورد آیپک

«جان میرشایمر»لنگر[۱۸] استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو و «استفان والت»لنگر[۱۹] استاد علوم سیاسی در دانشگاه هاروارد در پژوهش خود که در مجله «لندن بوک ریویو» تحت عنوان «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» منتشر شد، اعلام کردند که تاثیر لابی اسرائیل در سیاست خارجی واشنگتن موجب شد آمریکا به‌عنوان یک کشور بزرگ و ابرقدرت تمام تلاش خود را صرف تامین منافع تل‌آویو کند. این پژوهش جنجال بزرگی را در محافل سیاسی و دانشگاهی غرب به پا کرد. در پژوهش این دو استاد علوم سیاسی همچنین آمده است که هیچ‌یک از گروه‌های فشار نتوانستند مانند لابی اسرائیل موفق باشند و حتی هیچ گروه فشاری در داخل ایالات متحده موفق نشده که میان سیاست خارجی آمریکا و منافع ملی این کشور فاصله ایجاد کند.

قدرت تاثیر لابی اسرائیل در عرصه‌های داخلی ایالات متحده آمریکا و سیاست خارجی آن در قبال تحولات منطقه غرب آسیا به عوامل متعددی باز می‌گردد که ازجمله آن می‌توان به برخورداری یهودیان آمریکایی از توانایی مالی و سازمانی گسترده اشاره کرد. با وجود اینکه یهودیان آمریکا تنها دو درصد جمعیت کل شهروندان آمریکایی را تشکیل می‌دهند، اما در ۱۰ تا ۱۲ درصد فعالیت‌های اقتصادی این کشور سهیم هستند. این بدان معناست که مشارکت آنها در سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی چیزی حدود ۶ برابر جمعیت‌شان است. همین قدرت اقتصادی آنها را قادر می‌سازد از طریق ارائه کمک‌های مالی به نامزدهای انتخاباتی، در انتخابات کنگره و ریاست‌جمهوری تاثیرگذار باشند. علاوه‌بر این، یهودیان آمریکا از بیشترین سازماندهی برخوردار بوده و از تاثیرگذارترین گروه‌ها در ایالات متحده هستند.لنگر[۲۰]

کنگره آمریکا در مشت آیپک

لابی اسرائیل دو استراتژی گسترده را پی می‌گیرد. نخست، نفوذ قابل توجه‌اش را در واشنگتن به کار می‌گیرد و کنگره و قوه مجریه را تحت فشار قرار می‌دهد. عقاید خاص هر قانون‌گذار و یا سیاست‌گذار، هرچه که باشد، این لابی تلاش می‌کند آن را عوض کند و به آنها بقبولاند که حمایت از اسرائیل برای آنها یک انتخاب «هوشمندانه» است. دوم این لابی تلاش می‌کند تا با تکرار افسانه‌های مربوط به چگونگی شکل‌گیری اسرائیل و با ترویج نقطه نظرهای آن در مباحثات مربوط به سیاست‌گذاری، همه را متقاعد سازد که در گفتمان عامه مردم آمریکا، اسرائیل دارای یک جایگاه مثبت است.

رکن کلیدی در اثرگذاری این لابی، نفوذ آن در کنگره است، جایی که اسرائیل در مقابل انتقادات مصونیت دارد. این مورد به علت اینکه کنگره به ندرت وارد موضوعات جنجالی می‌شود‌ اهمیت زیادی دارد. به هر حال، در موضوعاتی که در کنگره مطرح می‌شود و به اسرائیل مربوط است، منتقدان مجبور به سکوت هستند. یک دلیل آن این است که بعضی از اعضای کلیدی کنگره مثل دیک آرمی از جمله صهیونیست‌های مسیحی هستند. آرمی کسی است که در سپتامبر سال ۲۰۰۲ گفت: «اولویت نخست من در سیاست خارجی، حمایت از اسرائیل است.» علاوه بر آن، حضور سناتورهای یهودی در کنگره، این اطمینان را به وجود می‌آورد که سیاست خارجی آمریکا در حمایت از منافع اسرائیل به اجرا در می‌آید.

منبع دیگر قدرت لابی اسرائیل، بهره‌گیری از کارمندان طرفدار اسرائیل در کنگره است، مثل موریس آمیتاری رئیس سابق آیپک، که زمانی اعتراف کرد: «در این جا افراد زیادی وجود دارند که در سطوح عالی- عمارت کنگره- فعالیت می‌کنند و یهودی هستند و مایلند به موضوعات خاصی که مربوط به خود آنها می‌شود، توجه ویژه کنند در این جا افرادی هستند که جایگاهشان تصمیم‌گیری در حوزه‌های مربوط به اسرائیل برای سناتورها است

شما می‌توانید تعداد کثیری از آن‌ها را در سطوح کارمندی کنگره بیابید.» در هر صورت، آیپک هسته نفوذ لابی در کنگره را تشکیل می‌دهد. موفقیت آن، به خاطر توانایی‌اش در اعطای پاداش به آن دسته از قانون‌گذاران و کاندیداهای کنگره است که از برنامه‌هایش حمایت نمایند و آنهایی را هم که با این برنامه مخالفت کنند، تنبیه می‌کند.لنگر[۲۱]

تاثیر آیپک روی دولت

لابی اسرائیل نفوذ وسیعی روی قوه مجریه دارد و این نفوذ ناشی از تاثیر حضور یهودیان شرکت‌کننده در انتخابات ریاست‌جمهوری است. یهودیان با وجود تعداد اندک خود نسبت به دیگر شهروندان آمریکایی، اموال زیادی را برای تبلیغات انتخاباتی نامزدهای هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه در آمریکا صرف می‌کنند. همچنین آنان از بالاترین میزان تجمع در مناطقی خاص برخوردار و در ایالت‌های اصلی مانند کالیفورنیا، فلوریدا، ایلینوی و پنسیلوانیا ساکن هستند.

به دلیل اهمیت بسیار زیاد این میزان از یهودیان شرکت‌کننده در انتخابات ریاست‌جمهوری، نامزدهای انتخاباتی همواره از عداوت و دشمنی با آنان می‌پرهیزند. همچنین سازمان‌های اصلی در لابی اسرائیل با اعمال فشار مستقیم روی دولت، از اقدام آنها در انتصاب منتقدان اسرائیل در پست‌های مهم و تاثیرگذار بر سیاست خارجی ممانعت می‌کنند. درنهایت در صورت تصدی پست‌های مهم دولتی توسط حامیان تل‌آویو، منافع لابی اسرائیل تامین می‌شود.لنگر[۲۲]

آیپک و سیاست آمریکا در قبال ایران و محور مقاومت

فعالیت‌های آیپک در سیاست خارجی آمریکا بر ضد ایران به اختصار مورد بررسی قرار گرفته است:

الف) تحریم ایران توسط آمریکا: آیپک به عنوان مهم‌ترین لابی یهودیان آمریکا، تعیین کننده‌ترین نقش را به عنوان یک نهاد یهودی در مطرح شدن ایده تحریم و تبدیل آن به استراتژی تحریم علیه ایران داشت.

ب) توافق هسته‌ای ایران؛ تاریخ انقضا و پیامدها: آیپک در قبال برنامه هسته‌ای ایران توصیه‌هایی را به آمریکا داشته است که به شرح زیر است:

اوراق کردن بندهای مشکل ساز توافق هسته‌ای

مخالفت با تجاوزات منطقه‌ای ایران و حمایت از تروریسم؛ از جمله حضور دائمی ایران در سوریه

تشدید تحریم علیه آنهایی که از برنامه موشکی ایران، سپاه پاسداران، حزب الله حمایت می‌کنند.

اطمینان از آمادگی اسرائیل برای دفاع از خود در برابر تهدید رو به رشد ایران

تقویت آژانس انرژی اتمی و گسترش بازرسی آن از برنامه هسته‌ای ایران

ج) توصیه آیپک به نیاز آمریکا به رویکرد جامع در قبال ایران:

موشک‌های بالستیک ایران می‌تواند اسرائیل و متحدان آمریکا در منطقه را به خطر بیاندازد.

ایران به دنبال ایجاد یک کریدور زمینی از تهران به لبنان از طریق سوریه و عراق است که آن را قادر می‌کند اسلحه و مبارزان به مرز اسرائیل انتقال بدهد.

حمایت مالی ایران از حزب الله لبنان از ۲۰۰ میلیون دلار به بیش از ۸۰۰ میلیون دلار افزایش یافت.

ایران به شبه نظامیان حوثی در یمن سلاح‌های کشنده که شامل موشک‌های بالستیک و ضد کشتی است، ارسال می‌کند.

برنامه جامع اقدام مشترک به ایران اجازه داد تا اکثر زیر ساخت‌های هسته‌ای خود را حفظ کند.

د) تصویب تحریم‌ها علیه ایران توسط کنگره آمریکا: آیپک تأیید قانون دو حزبی سنای آمریکا و مجلس نمایندگان در مورد تحریم علیه برنامه موشک بالستیک ایران، اقدامات بی ثبات کننده در خاورمیانه، نقض حقوق بشر و تجارت سلاح‌های متعارف غیر قانونی را تحسین کرد. این قانون به طور خاص: ۱) تحریم علیه افرادی که در هر فعالیتی که در برنامه موشک بالستیک مشارکت می‌کند، اعمال می‌شود. ۲) اعمال تحریم‌های مرتبط با تروریسم علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. ۳)تحریم‌ها علیه کسانی که تحریم تسلیحاتی ایران را نقض می‌کنند. اکنون که کنگره این قانون دو حزبی را تصویب کرده، آیپک، رئیس جمهور را ترغیب می‌کند تا آن را به عنوان قانون امضاء کند.

ذ) توصیه آیپک به آمریکا برای اتخاذ یک استراتژی جامع در قبال برنامه موشکی ایران:

۴-۱- تلاش برای شناسایی نهادهایی که به ایران در برنامه موشکی کمک می‌کنند، از جمله شرکت‌های مالی و حمل و نقل.

۴-۲- بررسی دقیق مشارکت یا عدم مشارکت خطوط حمل و نقل، خطوط کشتیرانی و خطوط هوایی مانند ایران ایر، در انتقال قطعات موشکی غیر قانونی به ایران.

۴-۳- مسئولیت‌پذیری دولت‌های خارجی که در مجازات نهادهای کمک‌کننده به برنامه موشکی ایران موفق نشدند. مانند چین که به نفع قطعنامه ۲۲۳۱ رای داد، اما هیچ اقدامی علیه بسیاری از نهادهای چینی که تأمین‌کنندگان اصلی برنامه موشکی ایران هستند، نکرد.

۴-۴- حمایت آمریکا از کسانی که به طور مستقیم توسط ایران تهدید می‌شوند. از جمله اسرائیل و متحدان سنتی عرب آمریکا.

۴-۵- ادامه فشار علیه ایران، به خاطر حمایت از تروریسم، قاچاق اسلحه، کمک به رژیم اسد در سوریه و نقض حقوق بشر.

ر) بیانیه آیپک در مورد سخنرانی ترامپ در سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۱۷: ترامپ در سازمان ملل، ایران را یک تهدید خطرناک دانست و یک استراتژی قوی برای مقابله با تجاوز منطقه‌ای ایران و نقص‌های برنامه جامع اقدام مشترک ارائه داد. در این بین، آیپک دولت و کنگره را ترغیب می‌کند تا به یک استراتژی جامع و دو حزبی برای مقابله با تجاوز ایران و تضمین اینکه ایران هرگز به توانایی سلاح‌های هسته‌ای دست نیابد، ایجاد کند. آیپک یکی از ابزارهای اولیه برای رسیدن به این اهداف را اعلام تحریم‌های جدید علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌داند.

ز) تاکید آیپک بر اینکه حزب الله پشت سپر انسانی شهروندان لبنانی پنهان شده  است: آیپک معتقد است حزب الله روستاهای جنوب لبنان را برای سایت‌های پرتاب موشک، پست فرماندهی و پناهگاه‌های تونل زیر زمینی اشغال کرده است. در این راستا، آیپک با استناد به کنوانسیون ژنو تلاش اسرائیل برای دفاع از خود در مقابل حملات حزب الله از مناطق غیر نظامی لبنان را به طور کامل تحت قوانین بین‌المللی مجاز دانست.

د) نقش آیپک در فشار آمریکا به سازمان ملل برای تمدید حضور نیروهای موقت سازمان ملل در لبنان: آیپک رهبری نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل و دولت ترامپ برای فشار موفقیت‌آمیز شورای امنیت سازمان ملل را برای تقویت حضور نیروهای سازمان ملل در لبنان(UNIFIL) را تحسین کرد.

ذ) توصیه آیپک به آمریکا برای مقابله با ایران و حزب الله: آمریکا باید به تضمین اینکه اسرائیل منابع مورد نیاز برای پاسخ قاطعانه به تهدیدات از سوی حزب الله تا یک ایران مسلح هسته‌ای بالقوه را دارد ادامه دهد.لنگر[۲۳]

در مجموع مواضع آیپک علیه جمهوری اسلامی ایران بسیار افراطی است و تا حد زیادی بر سیاستهای خارجی آمریکا نسبت به ایران تأثیرگذار بوده است. به گفته استفن والت و جان میرشایمیر، مادامی که چنین لابی‌هایی در آمریکا از قدرت نفوذ برخوردار باشند انتظار نمی‌رود که آمریکا نسبت به ایران سیاست آشتی‌جویانه‌تری را اتخاذ کند، به ویژه اینکه پس از سال ۲۰۰۰ تاکنون اقدامات و مواضع ضدایرانی این کمیته به شدت افزایش یافته است.

اگرچه طرح دیدگاههایی مانند نظر والت و میرشایمیر می‌تواند تا حدی اعمال و اقدامات تخریبی صهیونیست‌ها و آیپک را روشن سازد اما تضعیف نفوذ و قدرت این سازمان‌‌ها نیاز به کار گسترده و اعتقاد به تضعیف آنها دارد که می‌تواند هم از داخل آمریکا صورت گیرد و هم از طرف پژوهشگران سایر نقاط دنیا که به همسویی منافع آمریکا و منافع صهیونیست‌ها اعتقادی ندارند و همیشه از این واهمه دارند که صهیونیست‌ها یکبار دیگر آمریکا را وارد جنگ‌هایی مانند افغانستان و عراق کنند.لنگر[۲۴]

سعید ابوالقاضی

لنگر[۱] . سایت تحلیلی خبری خیبر، لابی جی استریت، نویسنده سعید ابوالقاضی، https://kheybar.net/?p=10687

لنگر[۲] . AIPAC

لنگر[۳] . http://nedains.com/fa/news/315700

لنگر[۴] . http://www.washington-report.org/backissues/0198/9801065.htm

لنگر[۵] . https://www.aipac.org/about/how-we-work

لنگر[۶] . https://www.aipac.org/about/mission

لنگر[۷] . https://www.aipac.org/about/what-weve-accomplished

لنگر[۸] . https://www.aipac.org/about/how-we-work

لنگر[۹] . https://www.aipac.org/about/careers-at-aipac

لنگر[۱۰] . https://www.aipac.org/learn/us-and-israel

لنگر[۱۱] . https://www.aipac.org/learn/about-israel

لنگر[۱۲] . http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d1/11.htm

لنگر[۱۳] . سایت تحلیلی خبری خیبر، لابی جی استریت، نویسنده سعید ابوالقاضی، https://kheybar.net/?p=10687

لنگر[۱۴] . https://www.aipac.org/about/how-we-work

لنگر[۱۵] . http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d1/12.htm

لنگر[۱۶] . نقش لابی آیپک در دستگاه سیاست گذاری آمریکا، سینا آذرگشسب

لنگر[۱۷] . http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d1/13.htm

لنگر[۱۸] . John Mearsheimer

لنگر[۱۹] . Stephen Martin Walt

لنگر[۲۰] . http://yon.ir/Rq1dm

لنگر[۲۱] . http://zionism.pchi.ir/show.php?page=contents&id=20259

لنگر[۲۲] . http://yon.ir/Rq1dm

لنگر[۲۳] . کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل «آیپک»، عارف بیژن

لنگر[۲۴] . آیپک؛ ابزار صهیونیسم بین‌الملل در آمریکا، ابراهیم رسولی

نفوذ در سازمان حکومتی پیامبر اسلام(ص)

بر اثر نفوذ سازمان نفاق در اصحاب رسول الله(ص)، مردم، کسان دیگری را نیز به موازات پیامبر(ص) قبول داشتند و به اوامرشان گوش می‌سپردند؛ به اندازه‌ای که با پیروی از آنان، از بیعت با علی(ع) سرباز زدند. این فرمانبری به حدی بود که زهرا(ع) پس از پدر آزارهای بسیار دید و در راه رسوا ساختن خط نفاق و دفاع از ولایت به شهادت رسید.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ یکی از اقدامات یهود برای مقابله با پیامبر(ص)، نفوذ در سیستم حکومتی آن حضرت بود که در این مجال، به بررسی این موضوع می‌پردازیم.

یهود درباره اسلام، اطلاعات جامعی داشت؛ نه تنها درباره نبی اکرم(ص) (1)، بلکه اطلاعات مربوط به جانشینان او را نیز در کتاب‌های خود داشت و اهل بیت(ع) را همانند فرزندان خود می‌شناخت. علائم ظهور منجی آخرالزمان(عج) در کتاب‌های دانیال، اَرمیا، حِزقیل و اَشعیا آمده بود. یهود می‌دانست که بر این اساس، رسالت نبی اکرم(ص) با جانشینان او ادامه می‌یابد.

بنابراین، اگر پرچم لشکر اسلام که در زمان پیامبر اسلام(ص) در مُوته متوقف شده بود، به دست علی(ع)‌ بلند می‌شد و او آن عملیات را ادامه می‌داد و قدس را می‌گرفت، گویی پیامبر(ص) آن را گرفته و فتح کرده بود. پس اگر علی(ع) هم سرزمینی را فتح می‌کرد، دیگر آن سرزمین از دست مسلمین بیرون نمی‌رفت. اگر آنها ‌توانستند نبی اکرم(ص) را در موته متوقف کنند، علی(ع) پس از پیامبر(ص)، به این کار(فتح قدس) مبادرت می‌کرد و به هر حال، یهود شکست می‌خورد. پس می‌بایست برای این شرایط نیز تدبیری می‌چیدند؛ و این گره، جز با نفوذ دادن عواملشان، باز نمی‌شد.

یهود برای نفوذ در حکومت مسلمانان، گروهی را سازماندهی کرد و درون حکومت پیامبر(ص) فرستاد. این گروه که برخی از آنان را با نام منافقان می‌شناسیم، کسانی بودند که در ظاهر، اسلام آورده بودند، ولی دل در گرو آن نداشتند و در صدد یافتن فرصتی مناسب برای ضربه زدن به اسلام بودند. این افراد از طرفی خود را به پیامبر(ص) نزدیک کردند تا در سیستم حکومت پس از آن حضرت جایگاهی داشته باشند و از طرف دیگر سازمانی را تشکیل دادند که با آنها همفکر باشد و پس از پیامبر(ص)، آنها را در رسیدن به قدرت حمایت کند. به این ترتیب، یهود انحرافگری در اسلام را با ایجاد سازمان چندلایه نفاق طرح­ریزی کرد.

خداوند در آیات بسیاری، منافقان مذکور را سرزنش کرده است و صفاتشان را برمی‌شمارد. به گزارش تاریخ، بسیاری از این افراد، پیش از اسلامِ ظاهری خویش، یا در کسوت یهودیان بوده‌اند، یا با یهودیان ارتباط مکرر داشته‌اند. برخی کتاب‌ها به نام این افراد نیز اشاره کرده‌اند(2). هرچند نام برخی دیگر را نمی‌توان در کتاب‌ها یافت، اما از نحوه سلوک آنان و تاریخ‌ زندگی و چگونگی اسلام آوردنشان می‌توان به یهودی بودن یا ارتباطشان با یهود پی برد. بلاذری، از رفت و آمد اهل نفاق به کنیسه یهود خبر داده(3)

در جای دیگری ضمن برشمردن عالمان یهودی پناهنده شده به اسلام،‌ می‌گوید: مالک بن ابی قوقل، عالم یهودی بود که به اسلام پناه آورده بود؛ ولی اخبار رسول خدا(ص) را به یهودیان می‌داد(4). به دلیل یهودی بودن شماری از منافقان، رابطه خوبی میان این دو گروه در صدر اسلام وجود داشت. تلاش عبدالله بن اُبَی، یکی از منافقان رسوا شده، در دو حادثه بنی­قَینُقاع و بنی­نَضیر، برای نجات دوستان یهودی‌اش، دلیل دیگری بر این مطلب است.

یهود با نفوذ پیروزمند خویش در دین مسیح، مسیحیت یهودستیز و اصلاح‌گر را به دینی بی­محتوا و بی‌پایه تبدیل کرد. تلاش‌های پولَس، نفوذی یهود در مسحیت، به اندازه‌ای به بار نشست که پس از یک قرن، اثری از مسیحیت راستین بر زمین نماند. این تجربه موفق یهود، در جلوگیری از گسترش اسلام به کار یهود آمد؛ اما آنان این بار، نه پس از رسول الله(ص)، بلکه همزمان با آغاز رسالت او، تلاش خویش را برای نفوذ در دین اسلام آغاز کردند. از این روی، میان پیامبر اسلام(ص) و همه پیامبران پیشین تفاوت اساسی وجود دارد.

در واقع، پیامبران دیگر با دشمن صریح و آشکار مواجه بودند؛ ولی پیامبر اسلام(ص) با دشمنان منافقی روبه­رو بود که ایمان ظاهری داشتند و سایر مسلمانان را به سوی خود جلب می­کردند. قطعا پیامبر(ص) در شناخت و مبارزه با این افراد مشکلی نداشت؛ ولی جامعه، فاقد بصیرت و ظرفیتِ این مواجهه بود. همین نفوذ دشمن و جلب قلوب عوام الناس بود که پیامبر(ص) را می‌آزرد؛ به اندازه‌ای که زبان به شِکوه گشود و فرمود «مَا أُوذِیَ‏ أحدٌ مَا أُوذِیت(5)؛هیچ کسی همانند من آزار ندید».

عناصر نفوذی یهود در دو چهره ظاهر شدند؛ برخی همانند عبدالله بن اُبَی، رِفاعة بن زید، مالک بن ابی قوقل و ... با تلاش‌های یهودپسندانه و دفاع از یهودیان، خواسته یا ناخواسته، ماهیت خویش را به دیگر مسلمانان نمایانده بودند؛ اما برخی، وظیفه‌ای دیگر برعهده داشتند و مأمور بودند که هرگز ماهیت خویش را ابراز نسازند و حتی با ظاهرسازی‌های دروغین، تا رأس هرم قدرت نیز پیش روند. البته چنین نیست که این افراد، هیچ ردپایی از خویش به جای نگذاشته باشند؛ می‌توان نفوذ آنان را اثبات کرد، اما آنان توانستند کار خویش را به درستی پیش برده، همچنان قلوب عوام الناس را همراه خود سازند و حمایت آنان را پس از رسول الله(ص) به دست آورند.

از آنجا که بسیاری از یاران پیامبر(ص) تحمل پذیرش حقیقت را نداشتند، رسوا ساختن آن نفوذی‌ها نیز کاری از پیش نمی‌برد؛ چنان که پیامبر(ص) بارها این کار را کرد، اما تأثیر چندانی در روند تاریخ و نفوذ یهود نداشت. پس از پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع) نیز برای رسوایی خط نفاق بسیار تلاش کرد. خطبه شِقشِقیه آن حضرت(6) در کوفه که شهر ارادتمندان آن حضرت بود، ایراد شده است، اما او پس از بیان مقدماتی، از سخن بازماند؛ چراکه مخاطبان ظرفیت پذیرش نداشتند. در واقع، سازمان نفاق، متشکل از عده‌ای یهودی، عده‌ای قدرت­طلب و عده‌ای بود که تنها با پیامبر(ص) دشمن بودند؛ مشرکان، قدرت‌طلبان و یهودیان.

بسیاری از مشرکان، همانند ابوسفیان که دشمن پیامبر(ص) بود، به دروغ مسلمان شدند؛ آنها هنگامی اسلام را پذیرفتند که اسلام رشد و گسترش یافته بود و بنابراین توان مقابله با آن را نداشتند. در واقع با این کار، ابتدا جان خویش را حفظ کردند و سپس زمینه دست یافتن به قدرت را در زمان‌های بعد فراهم آوردند. گروهی نیز مسلمانانی بودند که در پی قدرت بودند. بنابراین از این عده نیز استفاده می‌شد. دسته سوم نیزاصالتاً یهودی بودند و هرگز ایمان نیاوردند، اما به ظاهر اسلام را پذیرفتند.

افراد این سازمان باید به اندازه‌ای قدرت و پایگاه می‌یافت که بتواند پس از رسول خدا(ص) قدرت را به دست گیرد؛ به اندازه‌ای که جانشین رسول خدا(ص) را کنار زند و در رأس هرم قدرت جایگزین شود. اما چرا پس از حضرت رسول(ص) مردم به دنبال علی بن ابی­طالب(ع) نرفتند؟ چند گونه می‌توان به این پرسش پاسخ داد:

پیامبر اکرم(ص) هرگز حضرت علی(ع) را معرفی نکرده بود.

این پاسخ غلط است؛ چرا که به دلایل پرشمار و متواتر، پیامبر(ص) در غدیر خم، علی(ع) را به ولایت و وصایت منصوب کرد و فرمود «من کنت مولاه فعلی مولاه»(7).

مردم علی (ع) را نمی‌شناختند.

این نیز غلط است؛ چرا که رسول الله(ص) در حوادث مختلف، شأن علی(ع) را به مردم معرفی کرده بود. افزون بر آن، علی(ع) دارای چنان مناقبی بود که مردم نمی‌توانستند او را نشناسند.

مردم پیامبر(ص) را قبول نداشتند.

این نیز غلط است؛ چرا که توده‌های مردم مدینه، پیامبر(ص) را به گونه‌ای دوست داشتند که نمی‌گذاشتند آب وضوی او بر زمین بریزد،‌ بلکه برای تبرک بر می‌داشتند(8).

بر اثر نفوذ سازمان نفاق در اصحاب رسول الله(ص)، مردم، کسان دیگری را نیز به موازات پیامبر(ص) قبول داشتند و به اوامرشان گوش می‌سپردند؛ به اندازه‌ای که با پیروی از آنان، از بیعت با علی(ع) سرباز زدند. این فرمانبری به حدی بود که زهرا(ع) پس از پدر آزارهای بسیار دید و در راه رسوا ساختن خط نفاق و دفاع از ولایت به شهادت رسید؛ اما مردم زبان به اعتراض نگشودند و عاملان شهادت او، بر اریکه قدرت باقی ماندند. این در حالی است که مردم دیده بودند رسول الله(ص) بارها دهان فاطمه(ع) را می‌بوسید(9) و می‌گفت: «فاطمه(ع) پاره تن من است. هر کس او را خشمگین کند، مرا خشمگین کرده است»(10)؛ و یا می‌فرمود: «او سرور زنان جهانیان است.»(11)

منبع: دشمن شدید(حجت‌الاسلام والمسلمین طائب) دفتر اول، چاپ دوم، زمستان 95، ص315 تا 319(با اندکی تصرف)

پی نوشت؛

(1). قرآن در دو آیه به این نکته اشاره دارد: بقره، آیه146؛ انعام، آیه20.

(2). أنساب الأشراف، ج1، ص277.

(3). همان، ص277.

(4). همان، ص285.

(5). الجامع الصغیر، ج2، ص488.

(6). نهج البلاغه، خطبه 3.

(7). ینابیع المودة، ج1، ص98.

(8). إعلام الوَری، ج1، ص221.

(9). همان، ص296.

(10). السنن الکبری، ج5، ص97.

(11). إعلام الوری، ج1، ص295.

هویت و تاریخ فلسطین

فلسطینی‌ها هم چون یهودیان از نژاد سامی بوده و زبان هر دو نیز شبیه به هم است. زبان اصلی فلسطینی‌ها عربی و یهودیان عبری است، که از زبان انجیل مشتق گردیده‌اند. برخی واژگان مورد استفاده در هر دو این زبان‌ها به یکدیگر شباهت داشته و برای کسانی که به این دو زبان آشنایی ندارند شبیه به هم به نظر می‌رسند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ فلسطین نامی است که رومی‌هالنگر[۱] در قرن دوم پس از میلاد به منطقه‌ای در خاورمیانه امروزی نسبت داده، که در حال حاضر در ساحل شرقی دریای مدیترانه، در غرب اردن واقع است. نام این کشور از واژه ی یونانی پالستینالنگر[۲] یا “سرزمین فیلیسطینی‌هالنگر[۳]  مشتق گردیده است.

فلسطینی‌ها مردمانی دریانورد بودند که در حوالی قرن دوازدهم پیش از میلاد, در یک منطقه ساحلی کوچک در شمال شرقی مصر، در نزدیکی غزه ی فعلی سکونت داشتند. فلسطین، که از آن به سرزمین مقدس نیز یاد می‌شود، کشوری است که از سوی مسیحیان، یهودیان و مسلمانان تقدیس شده و برخی از مهم ترین وقایع دینی مربوط به تمامی ادیان دنیا نیز در آن جا، به ویژه در شهر قدسلنگر[۴] رخ داده است.

موقعیت و جغرافیا: از آن جا که فلسطین بارها از سوی امپراتوری‌های بزرگ که در مدیترانه و خاورمیانه به قدرت رسیده بودند تصرف شده، این منطقه جغرافیایی در طول قرن‌ها دگرگون شده است. فلسطین اشغالی، کرانه باختری، نوار غزه و قسمت‌هایی از مصر، اردن و سوریه جزئی از فلسطین به شمار می‌رفتند.

نوار غزه یک باریکه زمینی کوچک است که هجده مایل طول(بیست و نه کیلومتر) و پنج مایل عرض(هشت کیلومتر) داشته و در مجاورت دریای مدیترانه بین مصر و اسرائیل واقع شده است. زمین این منطقه مسطح و شنی و اندکی از خاک آن نیز حاصل خیز است. کرانه باختری در حدود نود مایل طول(یکصد و چهل و پنج کیلومتر) و سی مایل عرض(چهل و هشت کیلومتر) دارد که اطراف آن به طور کامل، به جز از طرف شرق که در مجاورت ساحل رود اردن و بحرالمیتلنگر[۵] قرار دارد، توسط اسرائیل احاطه شده است. شمال کرانه باختری حاصل خیز بوده، اما بیشتر مناطق جنوبی آن لم‌یزرع است.

جمعیت: جمعیت غزه در سال ۲۰۰۰ نزدیک به ۱,۱۳۲,۰۶۳ نفر برآورد شده که تقریباً ۹۹٫۵ درصد از آن را اعراب فلسطینی تشکیل می‌دهند. آمار نفوس در کرانه باختری ۲,۰۲۰,۲۹۸ نفر تخمین زده شده، که از میان آن ۸۳ درصد اعراب فلسطینی و ۱۷ درصد نیز یهودی هستند. قریب به نیمی از جمعیت این کشور در کرانه باختری زیر ۱۵ سال سن دارند.

وابستگی‌های زبانی: فلسطینی‌ها هم چون یهودیان از نژاد سامی بوده و زبان هر دو نیز شبیه به هم است. زبان اصلی فلسطینی‌ها عربی و یهودیان عبری است، که از زبان انجیل مشتق گردیده‌اند. برخی واژگان مورد استفاده در هر دو این زبان‌ها به یکدیگر شباهت داشته و برای کسانی که به این دو زبان آشنایی ندارند شبیه به هم به نظر می‌رسند.

نمادها: پرچم فلسطین، شامل سه نوار(از بالا به پائین) سیاه، سفید و سبز و یک کادر قرمز رنگ بر روی میله آن, متمایل به مرکز نوار سفید بوده که نماد وحدت اعراب به شمار می‌رود. یکی دیگر از نمادهای معروف فلسطین و دیگر کشورهای جهان عرب را یک عقاب، موسوم به صلاح الدینلنگر[۶] تشکیل می‌دهد. نام این عقاب برگرفته از نام مبارزی است که در قرن دوازدهم می‌زیست و موفق شد تا اعراب را برای دفاع از سرزمین‌های اسلامی، علیه شرکت کنندگان جنگ‌های صلیبی متحد کند. نقش این عقاب هم چنین بر روی نقشه آزادی مصر در سال ۱۹۵۴ نمایان بود که نوعی دیگری از پرچم قیام اعراب در سال ۱۹۱۷ به شمار می‌رود.

منبع: دائره المعارف فرهنگ ملل

پی نوشت؛

لنگر[۱] Romans

لنگر[۲] Palaestina

لنگر[۳] Land of the Philistines

لنگر[۴] Jerusalem

لنگر[۵] Dead Sea

لنگر[۶] Saladin

فلسفه گریه‌های فاطمه الزهرا(س) پس از رحلت نبی اکرم(ص)

خانه حضرت فاطمه(س) در کنار مسجد بود. ایشان پس از وفات نبی اکرم(ص) شروع به روضه خواندن و گریه کردند و در ضمن این گریه‌ها، حقایق پیش‌‌آمده بعد از غصب خلافت را بیان کردند. همین امر باعث شد مدتی بعد، عده‌ای به قضایا متوجه شده و به سمت امیرالمؤمنین(ع) گرایش پیدا کنند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پرسش: استاد از دیدگاه حضرتعالی علت و فلسفه گریه‌های حضرت زهرا(س) چه بوده و این گریه‌ها چه نتایجی در پی داشته است؟

پاسخ: بعد از این‌که فدک غصب شد، حضرت زهرا(س)خانه‌نشین شد و گریه‌ها را آغاز کرد. این را بدانیم که گریه آن حضرت برای پدرش نبود؛ بلکه برای پیامبری و ولایت بود. انسانی مانند حضرت زهرا(س) که دارای نفس مطمئنه است، برای وفات پدرش گریه نمی‌کند. از طرف دیگر، آن حضرت به رفتن پدرش از دنیا راضی بود، و الا خداوند پیامبر(ص) را از دنیا نمی‌برد؛ چنان‌چه خود پیامبر اسلام(ص) فرمود: خداوند با رضایت زهرا(س) راضی می‌شود.

حضرت زهرا(س) تا قبل از حادثه مسجد و آن قضایا، اصلا گریه نمی‌کرد. وقتی که آن قضایا پیش آمد و به آن حضرت گفتند برو و در خانه بنشین، ایشان هم در پاسخ به آن‌ها فرمود: می‌روم و شکایت شما را به پدرم می‌کنم. گریه حضرت زهرا(س( مانند گریه حضرت زینب(س) بود و دستگاه حاکمه توسط همین گریه‌ها رسوا شد.

خانه حضرت فاطمه(س) در کنار مسجد بود. ایشان پس از اتفاقاتی که افتاد، شروع به روضه خواندن و گریه کرد و در ضمن این گریه‌ها، حقایق پیش‌‌آمده بعد از غصب خلافت را بیان کرد. همین امر باعث شد که مدتی بعد، عده‌ای به قضایا متوجه شده و به سمت امیرالمؤمنین(ع) گرایش پیدا کنند که تعدادشان کم‌کم به یازده نفر رسید. حال با توجه به این‌که علی‌(ع) در گذشته فرموده بود اگر چهل نفر از خواص با من باشند، من حق خود را از خلافت مطالبه می‌کنم.

بنابراین، دستگاه حاکمه متوجه شد که گریه‌های حضرت زهرا(س) به تدریج کار را برای آن‌ها سخت خواهد کرد؛ خصوصا که گریه‌های آن حضرت، از صبح تا بعد از نماز عشا ادامه داشت و روزهای جمعه هم که در مسجد، نماز جمعه برگزار می‌شد، مردم موقع استماع خطبه‌های خلیفه، صدای گریه آن بانوی بزرگوار را می‌شنیدند و به تدریج، حقایق بر آن‌ها روشن می‌شد.

پس از این‌که خطر مزبور را احساس کردند، تصمیم گرفتند حضرت زهرا(س) را ساکت کنند. آمدند و به آن حضرت گفتند گریه‌های شما، آرامش مسجد را سلب کرده است. ایشان در پاسخ به آن‌ها فرمود: اگر این‌گونه است، من برای گریه کردن به بقیع می‌روم.

بعد از مدتی دیدند که رفتن حضرت زهرا(س) به بقیع هم برای آن‌ها گران تمام می‌شود؛ چون زمانی که ایشان به بقیع می‌رود، عده‌ای دور ایشان جمع می‌شوند. بنابراین، تصمیم گرفتند آن حضرت را ساکت کنند و برای این کار، امیرالمؤمنین(ع) را بهانه کردند. به بانوی بزرگوار اسلام نامه نوشتند که شوهرت در خانه تو نشسته است و علیه ما توطئه می‌کند. تو باید علی را از خانه بیرون کنی تا قضیه حل شود؛ و اگر این کار را نکنی، دختر پیامبر بودن مانع از این نخواهد بود که ما به خانه‌ات حمله نکنیم!...

ویروس کرونا عذاب الهی یا امتحان الهی؟

باید بدانیم که آزمون‌های الهی برای ما حتمی هستند و در این موارد، اصولاً خداوند متعال در آزمون‌ها می‌خواهد که ما به درِ خانه‌اش برویم. اما اینکه چه زمانی آن آزمون در ما اثر کمال و اکمال را انجام بدهد و ما برای مرحله بعد آماده شویم را فقط خداوند می‌داند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پرسش: نظرکلی شما درمورد انتشار این ویروس و سختی که گریبان‌گیر مردم کشورمان شده چیست؟

پاسخ: خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ»[1]: گمان کرده‌اید که راه بهشت آسان است؟ گمان کرده‌اید که وارد بهشت می‌شوید و مصائب و جنگ‌ها و دشواری‌هایی را که قبلاً اقوام دیگر که راهی بهشت هستند، تجربه کرده‌اند را شما دچار نمی‌شوید؟ آیا نمی‌دانید برای رسیدن به بهشت چه سختی‌هایی را متحمل شدند؟

خداوند می‌فرمایند: «مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ»[2]: در مسیر رسیدن به بهشت آنقدر سختی و رنج کشیدند که متزلزل شدند و به شک افتادند که نکند وعده‌ی خداوند درست نیست؟ و نکند نابودسازی باطل ممکن نباشد؟ کار به جایی رسید که مؤمنینی که همراه با رسول بودند و متزلزل هم نشده بودند به زبان آمدند و گفتند: پس کمک خداوند چه زمانی از راه می‌رسد؟ سپس خداوند می‌فرماید: « أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیب»[3]: بدانید که یاری خداوند نزدیک است. در حقیقیت خداوند به ادامه‌دادن مسیر امر می‌کنند.

ما امروز با یک ویروسی مواجه هستیم که وارد کشور شده و در حال فراگرفتن تمام کشورمان است. مدل این ویروس به گونه‌ای است که زندگی ما را در مجموع از حال عادی خارج کرده است. بسیاری از کسب و کارها تعطیل شده‌اند. مساجد و حسینیه‌ها، هیئات و نمازجمعه‌ها به تعطیلی کشیده شده‌اند. بسیاری از مردم نیز خانه‌نشین شده‌اند و مرگ و میری را به راه انداخته است.

فتنه و آزمایش ‌الهی

ما ملتی هستیم که تا اموری پیش می‌آید و کمی سختی غیرعادی دارد، به آسمان توجه می‌کنیم و از خداوند متعال و اهل بیت (ع) طلب یاری می‌کنیم، و خواسته‌های گذشتگانمان که در برابر سختی‌ها طلب کمک کردند را مطرح می‌کنیم. در اینجا همان پاسخ خداوند که فرمودند: «أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیب» برای ملت و جامعه ما نیز مطرح می‌شود. اما این قضیه چگونه است؟

برای پاسخ باید به این نکته اشاره کرد: خداوند متعال به طور کلی از آغاز به مؤمنین فرمود: شما برای رسیدن به مسیر کمال، و برای رسیدن به بهشت، باید از سختی‌های دنیا عبور کنید. یعنی بدون تحمل سختی‌ها، وصول به بهشت امکان‌پذیر نیست. «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ»[4]: تو با سختی به سوی پروردگات درحال حرکت هستی، و این سختی همراه تو خواهد بود تا به مقصد برسی. خداوند همچنین در سوره مبارکه عنکبوت می‌فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ»[5]: مردم فکر می‌کنند همین که به صورت لفظی وارد مسیر ایمان شدند، کافی است؟ و در همین حال رها می‌شوند و دچار فتنه نمی‌شوند؟ خیر؛ این تصور غلط است: «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ‌ مِنْ‌ قَبْلِهِمْ»[6]‌: هرکسی که در طول تاریخ ادعای ایمان کرده، آزموده و دچار فتنه شده است.

ممکن این پرسش پیش بیاید: آیا آزمایش و فتنه خاص مؤمنین است؟ یا همه‌ی مردم را شامل می‌شود؟ در پاسخ باید گفت: خیر! همه‌ی مردم را شامل می‌شود. زیرا دین الهی متعلق به همه مردم است. اما، آزمایش‌ها متفاوت هستند. یک آزمایش مؤمنین را فرا می‌گیرد، و آزمایش دیگری وجود دارد که شامل کفار می‌شود.

یعنی مردم دو دسته هستند: دسته اول آنهایی هستند که ایمان آورده‌اند؛ دسته دیگر کسانی هستند که قبول ندارند و با خداوند درافتاده‌اند. دسته دوم کافر هستند؛ و دسته اول مؤمن. خداوند هردوی این افراد را آزمایش می‌کند؛ اما آزمایش برای کفار طبق فرموده‌ی قرآن، آزمایش استدراجی است.

یعنی خداوند متعال آنها را به گونه‌ای آزمایش می‌کند که در طول آزمایش گمان می‌کنند همه‌ی حق با آنهاست و خداوند و خداگویان باطل هستند. استدراج، یعنی آنقدر به آنها نعمت عطا می‌شود که درون این نعمات غوطه‌ور می‌شوند و توجهی به خداوند نمی‌کنند. «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ»[7]: آنقدر نعمت به آنها داده می‌شود که فکر می‌کنند بهشت همین‌جاست، و به دیگران و دین‌داری می‌خندند. برخورداری این دسته از نعمت‌ها، و دوری از بیماری‌ها و اوضاع مناسب مالی، امتحان استدراجی است.

خداوند در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: «لَوْلَا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً»[8]: اگر مردم یک‌دست نبودند و در حقیقت مؤمنین می‌توانستند تحمل کنند، «لَجَعَلْنَا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ»[9]: برای کسانی که کفر ورزیدند، «لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ»[10]: آنقدر به آنها نعمت داده می‌شد که سقف خانه‌هایشان را نقره‌کاری می‌کردند، و آنقدر به آنها نعمت داده می‌شد که پلکان‌های بلندی بسازند و آنقدر بالابروند تا بتوانند مناظر وسیع را تماشا کنند.

اما چرا؟ به دلیل اینکه این دسته با خداوند متعال در افتاده‌اند و خداوند همه ابزار را برای آنها قرار می‌دهد تا وقتی وارد عالم آخرت می‌شوند، دیگر چیزی طلبکار نیستند. بله؛ گاهی موارد برای اینکه در آخرت گفته نشود که: خدایا هیچ تلنگری به ما نزدی؛ گاهی دچار سختی‌هایی می‌شوند که برای مؤمنین هم قرارداده شده است. مثلاً خداوند، آل‌فرعون را دچار قحطی می‌کند، تا شاید بیدار شوند.

بنابراین باید بدانیم که آزمون‌های الهی برای ما حتمی هستند. و در این موارد، اصولاً خداوند متعال در آزمون‌ها می‌خواهد که ما به درِ خانه‌اش برویم. اما اینکه چه زمانی آن آزمون در ما اثر کمال و اکمال را انجام بدهد و ما برای مرحله بعد آماده شویم را فقط خداوند می‌داند. لذا فتنه‌ها همواره تاریخی داشته‌اند و یک‌باره تمام شده‌اند. زیرا کار به جایی می‌رسد که مؤمنین بر اثر فتنه به مرحله‌ی کمال رسیده و آن فتنه برای این امت بی‌فایده شده و در نهایت رفع می‌شود.

البته فتنه‌ها دو دسته هستند: گاهی منشأ این فتنه‌ها، منشأ غیرانسانی است. مانند سیل‌ها؛ یک‌باره بارش از آسمان غیرطبیعی می‌شود. بارانی که قرار بوده طی یک سال باریده شود، طی یک روز نازل می‌شود، و خرابی‌هایی به جای می‌گذارد. اما گاهی وقت‌ها منشأ فتنه‌ها، بشری است.

هر دو فتنه هستند و در برابر هر دوبایستی صبوری به خرج داد. لکن فتنه‌های بشری دارای یک امتیاز هستند، و امتیاز این است که وقتی مؤمنین برای خداوند در برابر آن فتنه مقاومت و صبوری می‌کنند، اجر مضاعف دارند. ممکن است کسی در جریان سیل کشته شود؛ اما سیل فتنه الهی است. اگر این سیل، به هجوم صدام تبدیل شد، در برابر این فتنه نیز افرادی کشته می‌شوند، اما آن کسی که در این نبرد کشته می‌شود، شهید به حساب می‌آید.

پی نوشت؛

[1]. آیه 214 سوره بقره

[2]. همان

[3]. همان

[4]. آیه 6 سوره انشقاق

 [5]. آیه 2 سوره عنکبوت

[6]. آیه 3 سوره عنکبوت

[7]. آیه 182 سوره اعراف

[8]. آیه 33 سوره زخرف

 [9]. همان

[10]. همان

بخش دوم/ چرا باید تاریخ بخوانیم؟

انسان می‌تواند با تأمل در راهی که گذشتگان رفته‌اند و نتایجی که آنان بدان رسیده‌اند، راه‌های پیش رو را بشناسد و راه رفته را دوباره نپیماید. تاریخ کوره راه‌ها را برای ما مشخص ساخته است تا به بن بست نرسیم.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ تاریخ پژوهی: نگاه به گذشته‌های دور، نه تنها به معنای واپس گرایی و عقب گرد نیست، بلکه استوار کردن قدم در جایگاه را به همراه خواهد داشت که آینده‌ای روشن‌‌تر و بهتر را به ارمغان خواهد آورد. آن چه تاریخ پژوهان اسلام را بر آن داشته تا به گذشته‌های دور، عمیق‌‌تر بنگرید، می‌توان در این دلایل خلاصه کرد:

سه. عبرت از پیشینیان و رهایی از غفلت

اصلی‌ترین هدف قرآن از نقل داستان‌های تاریخی، عبور دادن انسان از گذرگاه‌های تاریک و ترسناک و رساندن او به روشنایی، هدایت و سعادت است. با خواندن داستان‌های قرآن و عبرت گیری از سرگذشت پیشینیان، پرده‌های غفلت از مقابل چشمان کنار خواهند رفت.(1)

گفته‌اند: رسول خدا(ص) آیاتی از سوره فصلت را برای یکی از کفار تلاوت فرمود تا به این آیات رسید:

فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صَاعِقَةً مِثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ. إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأَنْزَلَ مَلَائِکَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ. فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ. فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ لِنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لَا یُنْصَرُونَ.(2)

پس اگر روى برتافتند بگو شما را از آذرخشى چون آذرخش عاد و ثمود بر حذر داشتم. چون فرستادگان[ما] از پیش رو و از پشت‏ سرشان بر آنان آمدند [و گفتند] زنهار جز خدا را مپرستید گفتند اگر پروردگار ما مى‏ خواست قطعا فرشتگانى فرو مى‌فرستاد پس ما به آنچه بدان فرستاده شده‏‌اید کافریم و اما عادیان به ناحق در زمین سر برافراشتند و گفتند از ما نیرومندتر کیست آیا ندانسته‏‌اند که آن خدایى که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است و در نتیجه آیات ما را انکار میکردند. پس بر آنان تندبادى توفنده در روزهایى شوم فرستادیم تا در زندگى دنیا عذاب رسوایى را بدانان بچشانیم و قطعا عذاب آخرت رسواکننده‏‌تر است و آنان یارى نخواهند شد.

هنگامی که به این آیات رسید، لرزشی شدید سراپای آن مرد را فراگرفت و با پریشانی و خودباختگی، خاتم الانبیا(ص) را سوگند داد که از تلاوت آیات بازایستد. سپس با حالتی دگرگون نزد قوم خود بازگشت؛ چنان که دیگر آثار عناد و استکبار در چهره‌اش نبود.(3)

چهار. شناخت راه‌های پیش‌رو

قرآن کتاب ذکر است. از این‌رو تاریخ را نیز بیان کرده تا از آن پند و اندرز گرفته شود. امیرمؤمنان(ع)، علی(ع) به امام حسن(ع) فرمود «أَیْ بُنَیَّ إِنِّی وَ إِنْ لَمْ أَکُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ کَانَ قَبْلِی فَقَدْ نَظَرْتُ فِی أَعْمَالِهِمْ وَ فَکَّرْتُ فِی أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِی آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ کَأَحَدِهِمْ بَلْ کَأَنِّی بِمَا انْتَهَى إِلَیَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى‌‌آخِرِهِمْ؛ پسرم درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‏ام، امّا در کردار آن‌ها نظر افکندم، و در اخبارشان اندیشیدم، و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویا یکى از آنان شده‏ام، بلکه با مطالعه تاریخ آنان، گویا از اوّل تا پایان عمرشان با آنان بوده‏ام.»(4)

انسان می‌تواند با تأمل در راهی که گذشتگان رفته‌اند و نتایجی که آنان بدان رسیده‌اند، راه‌های پیش رو را بشناسد و راه رفته را دوباره نپیماید. تاریخ کوره راه‌ها را برای ما مشخص ساخته است تا به بن بست نرسیم. بنابراین با دانستن تاریخ، راه رفته و خطرناک گذشتگان را دوباره نخواهیم پیمود.

منبع: دشمن شدید(حجتالاسلام والمسلمین مهدی طائب)، دفتراول، چاپ 2، زمستان 95، ص20 الی 22

پی نوشت؛

1 ر.ک: تفاسیر سوره یوسف، ذیل آیه 2

2 فصلت، آیات 13 تا 16

3 تفسیر نمونه، ج20، صص207و209

4- نهجالبلاغه، نامه31

 

یهودیان از چه زمانی در مدینه مستقر شده و هدفشان از این حرکت چه بود؟

وقتی یهودیان در مکه موفق به ترور نبی اکرم(ص) نشدند، به مدینه رفتند تا مرکزیتی که قرار بود توسط حضرت رسول شکل بگیرد را نابود کنند و یا اگر هم این مرکز شکل گرفت، آن‌را محدود و کنترل کنند، و در زمینه کنترل کردن این جریان تاحدودی موفق بودند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پرسش: استاد درخصوص تاریخچه و دلایل حضور یهودیان در مدینه توضیحاتی ارائه بفرمایید.

پاسخ: طبق فرموده‌ی قرآن کریم، یهودیان پیامبر را مانند فرزندشان می‌شناختند. لذا یهودیان از پیامبر اکرم اطلاعات کامل داشتند. مسئله دوم این است که قرآن کریم می‌فرماید شدیدترین دشمنی علیه مؤمنین از ناحیه یهود است. قرآن نمی‌فرماید «یهودِ بعد از بعثت»؛ چراکه این آیه اطلاق دارد، در حقیقت وجدان ما بعد از پیامبر است، نه دشمنی: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا.»

دعوای مشرکین با مؤمنین به بعد از پیامبر اختصاص ندارد؛ مطالعه تاریخ نشان می‌دهد بت‌پرست‌ها همیشه با خداپرستان در نبرد بوده‌اند و این نبردها خونین بوده است. پس اگر مقابله‌ی بت‌پرست‌ها با مؤمنین، وجدان ما بعد از رسول‌الله (ص) باشد نه اصل قضیه، پس شدیدترین دشمنی از ناحیه یهود با مؤمنین نیز وجدان ما بعد از پیغمبر اکرم است. اما مؤمنین قبل از پیامبر نیز با این دشمنی درگیر بوده‌اند.

بنابراین جمع بین اطلاعات یهودیان از پیامبر و بین شدت دشمنی یهود با مؤمنین، مسئله‌ای را ایجاد می‌کند و آن هم این است که یهودیان قبل از ظهور پیامبر با مؤمنین شدیدترین دشمنی را داشتند. یهودیان اطلاع داشتند که پیامبر اکرم، پیامبر و رئیس مؤمنین است، پس شدیدترین دشمنی با پیامبری که قرار بوده ظهور کند از قبل وجود داشته است.

باتوجه به اطلاعات کامل یهودیان از پیامبر و شدیدترین دشمنی یهود با حضرت، اقتضای عقلی این مسئله این است که یهودیان از قبل نسبت به تهدید که همان مؤمنین باشد برنامه داشتند. اما چه برنامه‌ای؟ یهودیان اطلاعات کاملی از پدر، پدربزرگ، جد، نقطه میلاد و ظهور حکومتی حضرت را در دست داشتند؛ شخص پیامبر را مانند فرزندانشان می‌شناختند، چراکه مشخصات حضرت را از حضرت موسی (ع) گرفته بودند. یهودیانی که مشخصات حضرت رسول را داشتند و می‌دانستند که ایشان پیامبری است که دنیا را متحول می‌کند، حتماً اطلاعات اِقدامی را هم داشته‌اند.

از آنجا که یهودیان مختصات مربوط به پیامبر و اقدامات ایشان را داشتند، برنامه‌ریزی‌های مربوط به دشمنی‌شان علیه حضرت را بر همین اساس انجام داده بودند. به همین جهت، یهودیان در مکه حضور پیدا کردند تا از میلاد پیامبر اسلام جلوگیری کنند. وقتی در در این مرحله موفق نمی‌شوند، به تحرکات مشرکین مکه برای نابودی حضرت دل می‌بندند.

با فرض اینکه پیامبر از اقدامات یهودیان و مشرکین نجات پیدا کند، مرحله دوم فعالیت یهودیان جلوگیری از حاکمیت و پیشرفت پیامبر اختصاص پیدا می‌کند. وقتی یهودیان اطلاع دارند که پیامبر اسلام در چه نقطه‌ای حکومت تشکیل می‌دهند، طبیعتاً اگر برنامه ترور که طرح‌ریزی کرده بودند ناموفق باشد، در نقطه تشکیل حکومت وارد عمل می‌شوند. به همین دلیل یهودیان در نقطه‌ای که می دانستند که حضرت به آنجا هجرت می‌کنند، رفتند و سه قبیله یهودی را متمرکز کردند. یهودیان به همه مردم می‌گفتند وارد مدینه شدند تا به پیامبر اسلام ایمان بیاورند.

اما چرا چنین حرفی را می‌گفتند؟ برای اینکه آن افرادی که در مسیحیان یا سایر ادیان از ظهور پیامبر آخرالزمان در خوشحالی بودند، یهودیان را با خود همراه ببینند. یهودیان وارد مدینه شدند و طبق آیه قرآن کریم «شدیدترین دشمن نسبت به مؤمنین» هستند؛ پیامبر اکرم هم رئیس مؤمنین است و یهودیان با دشمنی وارد مدینه شدند و به دروغ می‌گفتند که می‌خواهند ایمان بیاورند.

دلیل این مطلب آیه‌ای است که اشاره می‌کند پیش از این در مقابله‌ها می‌گفتند: «یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا»، اما در نهایت کفر ورزیدند و مخالفت کردند. برخی می‌گویند آن‌ها به قدرتشان لطمه می‌خورد و به همین جهت مخالفت کردند، در حالی که این حرف صحیح نیست، اگر یهودیان ایمان می‌آوردند بهترین ابزار برای پیشرفت اسلامِ پیامبر قرار می‌گرفتند، چراکه آن‌ها آگاه و بلد بودند.

اگر فرضاً گروهی سازمان‌یافته و سامان‌یافته به پیامبر می‌گفتند در خدمت ایشان هستند، قطعاً حضرت از این گروه استفاده می‌کرد. اما بالاترین گرفتاری و مشکل پیامبر این بود که یهودیان که بسیار مطلع بودند، با حضرت اعلام جنگ کردند و حضرت مجبور شدند با جماعتی که آگاه و نابلد بودند در برابر جمعیتی سازمان‌یافته و مطلع قرار گیرند.

یهودیان آمده بودند تا پیامبر را متوقف کنند و اقدامات آن‌ها در عمل نیز پیامبر را متوقف می‌کرد. در حقیقت حضرت تا سال پنچم درون مدینه درگیر بودند. تاریخ، تحریک مشرکین علیه پیامبر و مدینه توسط یهود را ثبت کرده است. لذا یهودیان اساساً به مدینه رفتند تا مرکزیتی که قرار بود توسط حضرت رسول شکل بگیرد را نابود کنند و یا اگر هم این مرکز شکل گرفت، آن‌را محدود و کنترل کنند، و در زمینه کنترل کردن این جریان تاحدودی موفق بودند.

آیا «شمر بن ذی‌الجوشن» مسلمان، قاری قرآن و جانباز بوده است؟

این نکته حائز اهمیت است که ما نسبت به «شمر بن ذی‌الجوشن» اشتباه قضاوت داریم؛ شمر قاری قرآن مسلمان نبوده، بلکه یک نفوذی بوده است. اگر در جنگ صفین کنار حضرت علی(ع) قرار گرفت، از جمله کسانی شد که حکمیت را بر امیرالمؤمنین(ع) تحمیل کردند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پرسش: در یکی از زیارات حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) می‌خوانیم: «وَ اَشْهَدُ اَنَّ الَّذینَ سَفَکُوا دَمَکَ، وَ اسْتَحَلُّوا حُرْمَتَکَ، مَلْعُونُونَ مُعَذَّبُونَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى بْنِ مَرْیَمَ، ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ»[1]؛ اما پرسش اصلی این است که افرادی که بر لسان داود(ع) و عیسی(ع) مورد لعن قرار گرفتند، چه کسانی هستند؟ همچنین کسانی مانند شمر بن ذی الجوشن که امام(ع) را به شهادت رساندن مسلمان بودند؟

پاسخ استاد: در قرآن کریم کسانی که توسط حضرات داود(ع) و عیسی(ع) لعن شدند، کافران بنی‌اسرائیل هستند که در قرآن به نام یهود شناخته می‌شوند: «لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَوْا وَکَانُوا یَعْتَدُونَ»[2]. در عبارت فوق از زیارت‌نامه، طبق تعلیم اهل بیت(ع) به امام حسین(ع) اشاره شده است؛ یعنی زمانی که حضرات داود(ع) و عیسی(ع) لعنت کردند، در حقیقت این افراد را لعن کردند.

قرآن کریم می‌گوید حضرات، کفار بنی‌اسرائیل که همان یهود هستند را لعنت کردند، این درحالی است که دشمنان امام حسین(ع) در روز عاشورا ادعای اسلام داشتند. این مسئله نشان می‌دهد، افرادی که مقابل حضرت ایستادند، در حقیقت مهره‌های یهود بودند.

البته این نکته هم حائز اهمیت است که ما نسبت به «شمر بن ذی‌الجوشن» اشتباه قضاوت داریم؛ شمر قاری قرآن مسلمان نبوده، بلکه یک نفوذی بوده است. اگر در جنگ صفین کنار حضرت علی(ع) قرار گرفت، از جمله کسانی شد که حکمیت را بر امیرالمؤمنین(ع) تحمیل کردند.

حضرت در مورد «اشعث بن قیس» عبارت «یهودی فرزند یهودی» را به کار برده‌اند؛ نکته مهم این است که شمر جزو دار و درسته‌ی اشعث بود و حکمیت را بر حضرت علی(ع) تحمیل کرد. شمر بعداً هم به جمعیت خوارج ملحق و نهروانی می‌شود. همچنین ما می‌دانیم که اشعث با خوارج همکاری کرد و موجب شهادت حضرت علی(ع) شد. شمر بعد از همه این وقایع نیز به کربلا می‌آید و در شهادت امام حسین(ع) نقش‌آفرینی می‌کند.

«اَشْهَدُ اَنَّ الَّذینَ سَفَکُوا دَمَکَ، وَ اسْتَحَلُّوا حُرْمَتَکَ، مَلْعُونُونَ مُعَذَّبُونَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى بْنِ مَرْیَمَ، ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ»؛ بنابراین توجه به این نکته ضروری است که بدانیم شمر و کسانی که در خط اول بودند، همگی جزو خوارج بودند. خوارج نیز همان عده‌ای بودند که در صفین حکمیت را بر امیرالمؤمنین(ع) تحمیل کردند و سپس آمدند نهروان را به‌راه انداختند.

اگر این نکته را در کنار آیه «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا»[3] قرار دهیم، می‌توانیم نکات فوق را متوجه شویم و نیز می‌توانیم بگوییم که کسانی در خط اول لشکر یزیدی مقابل امام حسین(ع) ایستادند، یهودی بودند؛ اما تاریخ این نکته را پاک کرده است. در هر صورت این زیارت‌نامه می‌تواند راهنمای بسیار خوبی در اثبات یهودی‌بودن دشمنان درجه اول اباعبدالله(ع) در روز عاشورا باشد.

پی نوشت؛

[1]. کامل الزیارات، باب 79، صفحه 208، حدیث 6: و گواهى می‌دهم که حقّاً آنان که خونت را ریختند و حرمت تو را از بین بردند ملعونند و معذّب هستند بر زبان داوود و عیسى بن مریم و این بخاطر آن گناهى است که کردند و مردمى تجاوزکار بودند.

[2]. سوره مبارکه مائده؛ آیه 78: کافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی پسر مریم از آن رو لعنت کرده شدند که نافرمانی (خدا) نموده و (از حکم حق) سرکشی می‌کردند.

[3]. سوره مبارکه مائده؛ آیه 82: یقیناً سرسخت ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت.