تاریخ تطبیقی

تاریخ بصیرت افزا

نقل از غیر ثقه بدون قرینه بر صحت؛ خطرناک‌ترین مطلب در بیان تواریخ

فعالیت‌ها، افکار و تجربیات علامه سید جعفر مرتضی

حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد مرتضی عاملی، شاگرد علامه جعفر مرتضی در نشست علمی فعالیت‌ها، افکار و تجربیات مرحوم پدر خود را بازگو کرده و می‌گوید:

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ سومین نشست از سلسله نشست‌های روایت حجره در تاریخ 29 بهمن ماه سال 98 در راستای آشنایی با زندگی، فعالیت‌ها، افکار و تجربیات مرحوم علامه سید جعفر مرتضی با حضور حجتالاسلام والمسلمین سید محمد مرتضی عاملی، فرزند، شاگرد و مدیرمسؤول مرکز ترجمه و نشر آثار علامه سید جعفر مرتضی در حسینیه هنر قم برگزار شده که در ادامه مشروح نشست را می‌خوانید؛

در زمان کودکی علامه جعفر مرتضی مدارس آکادمیک در محل زندگی ایشان وجود نداشته است. در زمان کودکی یک مدرسه در نزدیکی خانواده علامه شروع به فعالیت می‌کند و او به مدت یک ماه به این مدرسه می‌رود اما به علت اعتقادات نادرست معلم مدرسه، پدر جعفر مرتضی تصمیم می‌گیرد شخصاً امور تعلیم فرزندش را بر عهده بگیرد.

علامه مرتضی در سن 17 سالگی به علت از رونق افتادن حوزه علمیه در منطقه عیتا مجبور شد به حوزه نجف برود و در مدت 6 سال در نجف با پشتوانه علمی‌که داشت، مقدمات را فرا می‌گیرد. پدر علامه جعفر مرتضی به ایشان توصیه می‌کند تا به قم هجرت کند، علامه نیز در سال 1347 شمسی وارد قم می‌شود. علامه جعفر مرتضی برای هجرت به قم نزد آیت‌الله سید عبدالکریم کشمیری رفته و طلب استخاره می‌کند و سید عبدالکریم نیز توصیه به هجرت میکند و میگوید علم و برکت در این سفر است.

علامه جعفر مرتضی هنگام ورود به قم هیچکس را نمی‌شناخته و پس از ورود به  قم به یک مسافرخانه قدیمی‌می‌رود و به دنبال سید عبدالله شرف ‌الدین می‌گردد و او علامه را با خود به مدرسه خان می‌برد. در مدرسه خان مجمع العلمایی متشکّل از آقایان آذری قمی، سید مهدی روحانی، شیخ علی احمدی میانجی، سید موسی شبیری زنجانی و سید ابوالفضل میرمحمدی و دیگران وجود داشته که جلسات منظمی‌داشته‌اند. بعد از معرفی علامه به مجمع العلما، آقای میرمحمدی یک منزل در محله رهبر که یک اتاق داشت جهت سکونت با خانواده و فرزندان، به ایشان اختصاص می‌دهد. علامه جعفر مرتضی با علمای مجمع العلما محشور می‌شود و در جلسات درس و تفسیر شرکت می‌کند و دروس سطح را نزد آقای میرمحمدی به پایان می‌رساند.

علامه جعفر مرتضی قبل از انقلاب در مجله «الهادی» مقاله می‌نوشت که گاهی با نام خودشان و گاه با نام‌های دیگر مانند «جواد حیدر» چاپ می‌شده است. مقاله‌های سید جعفر مرتضی علاوه بر وجود دغدغه دینی، به روز و ناظر به برطرف کردن نیاز جامعه بوده است. علامه قصد داشته برای خودش یک کتابخانه تأسیس کند و با خرید و قرض گرفتن کتاب سعی داشته تا کتابخانه‌اش را تکمیل کند. علامه جعفر مرتضی در زمان جنگ تحمیلی با نام مستعار «جواد عرب» در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کند.

ایشان هنگام مطالعه تاریخ، به نقش یهودیان و اسرائیلیات در تاریخ به خوبی پی برده و متوجه می‌شود که تمام تاریخ تحریف شده و به هیچ گزاره‌ای از گزاره‌های تاریخی نمی‌توان اعتماد کرد. ایشان اعتقاد داشت تا زمانی که یک گزاره تاریخی به اثبات نرسیده است، باید نسبت به آن بدبین بود. روش تاریخی علامه در فقه نیز جاری است.

علامه حدود 250 جلد کتاب می‌نگارد و نگاهش به تاریخ به عنوان یک «ابزار» برای حل معضلات اعتقادی بوده است. علامه در فقه و اصول و اعتقادات نیز مطالعات فراوانی داشته است به همین دلیل آثار تاریخی ایشان صرفاً ثبت وقایع تاریخی نیست، بلکه ایشان برای بهره برداری و استفاده از تاریخ به تحلیل حوادث و وقایع پرداخته‌اند.

مرحوم دکتر صادق آیینه ‌وند در کنگره رویکرد الصحیح در انقلاب اسلامی‌که به همت آقای رسول جعفریان برگزار شد گفته بود در زمان انقلاب فرهنگی ایران، هیچ محتوایی در حوزه تاریخ اسلام نداشتیم و هر آنچه توانستیم در انقلاب فرهنگی تولید کنیم از طریق علامه جعفر مرتضی بود.

علامه جعفر مرتضی در تدوین و کارشناسی کتب مدارس، دبیرستان و دانشگاه‌ها نقش ویژه‌ای داشته است. فرماندهان سپاه پاسداران و نظامی‌نیز برای باید و نبایدها جنگ مثل مقابله به مثل در برابر حملات موشکی رژیم بعث به علامه رجوع می‌کردند.

همچنین حزب الله در تمامی‌مراحل تأسیس و پیشرفت مدیون علامه جعفر مرتضی است. نامه‌های شیخ نعیم قاسم و شیخ حسین کورانی ودیگران به علامه جعفر مرتضی و یا نامه‌های علامه به رهبر انقلاب گواه بر این مدعا است. علامه جعفر مرتضی حلقه وصل بین جمهوری اسلامی‌و حزب‌الله بود.

علامه جعفر مرتضی معتقد بود اگر سیاست‌های پیامبر اجرا شود پیروزی حاصل خواهد شد. علامه با توجه به پیشتوانه تاریخی و سیاست جنگی که از سیره پیامبر آموخته بودند در پاسخ به درخواست‌های فرماندهان حزب الله برای آنها خط مشی تعیین می‌کردند. فرماندهان حزب الله نیز در لبنان در درس ایشان شرکت می‌کردند. علامه جعفر مرتضی زمانی که مبتلا به بیماری سرطان شدند و به ایران آمدند دغدغه لبنان را داشتند؛ چون نیاز زیادی به حضورشان در لبنان احساس می‌شد.

آیت الله سیستانی، علامه را برترین عالم شیعه در زمینه تاریخ می‌دانند. شخصیت علمی‌علامه جعفر مرتضی پس از ورود به ایران نمایان می‌شود. علامه عسکری مشغول به نوشتن کتابی در زمینه سیره بوده است که به یکی از کتاب علامه جعفر مرتضی برخورد می‌کند و به ایشان پیام می‌دهد اگر قبل از نگارش کتابم به اثر شما برخورد می‌کردم نگارش کتاب را آغاز نمی‌کردم.

البته علامه جعفر مرتضی شاگردی که پای درس ایشان نشسته باشد، ندارد. از بین شخصیت‌های علمی، در ابتدا آقای رسول جعفریان و بعد از او، آقایان مهریزی و مهدوی راد از علامه جعفر مرتضی بهره علمی‌برده‌اند و از جلسات و مشاورت‌های علمی‌و تاریخی علامه استفاده کرده‌اند.

علامه در زمان حضور خود در ایران سفرهای تبلیغی به شهرهای مختلف مانند اصفهان و اهواز داشته و علاوه بر آن ایشان به 10 کشور خارجی مانند آمریکا، انگلیس، استرالیا و کشورهای آفریقایی سفر تبلیغی داشته‌اند؛ اما ورود ایشان به کشور کویت ممنوع بوده است. علامه در مورد ابن عربی خود را مواجه با آثار باقی مانده از او می‌دانست و اعتقاد داشت کتاب‌های او با مبانی اسلامی‌سازگار نیست و در این زمینه کتابی در نقد ابن عربی نوشت.

همچنین ارتباط خانوادگی علامه جعفر مرتضی و علامه فضل الله تا سال 1993 میلادی ادامه داشت تا اینکه علامه فضل الله نظرات خاص خود را اعلام کرد که سروصدای زیادی در لبنان و کشورهای دیگر ایجاد کرد. در یک جلسه حضوری بحث‌هایی بین علامه جعفر مرتضی و علامه فضل الله صورت گرفت. علامه جعفر مرتضی، ایشان را به مناظره علمی‌دعوت می‌کنند که پس از عدم جواب علامه فضل الله، ایشان کتاب «ماساه الزهراء(س)» را می‌نویسد که این کتاب با نام «رنجهای حضرت زهرا(س)» به فارسی ترجمه و منتشر می‌شود. پس از اینکه علامه فضل الله همه چیز را زیر سؤال برد، علامه جعفر مرتضی کتاب «خلفیات» را نوشته و نامه‌های خود به علامه فضل الله نیز منتشر کرد.

علامه جعفر مرتضی تمام جریانات تشکیکی را در تفکر علامه فضل‌الله مشاهده می‌کرد. علامه جعفر مرتضی قبل از اختلافات با علامه فضل‌الله، نسبت به تشکیک در داخل جریان‌های شیعی حساسیت داشت و پس از جریانات علامه فضل الله ناچار به پاسخ شد و با نوشتن کتاب «ماساه الزهراء(س)» ناقوس خطر را به صدا درآورد. علامه جعفر مرتضی معتقد بود اگر جریان علامه فضل الله خنثی شود، تمامی‌جریانات تشکیکی خلع سلاح می‌شوند و بر همین اساس کتاب «خلفیات» را نوشت.

علامه جعفر مرتضی در کتاب «مأساة الزهراء(س)» بدون ذکر نام به جریان تشکیکی پاسخ داد اما با ادامه پیدا کردن اختلافات با نوشتن خلفیات لیست کاملی از تشکیکات را مطرح و پاسخ گفت. علامه جعفر مرتضی نسبت به کوچکترین اهانت به علامه فضل الله واکنش نشان می‌داد. ایشان اختلاف با علامه فضل الله را صرفاً علمی می‌دانست و مصالح جمهوری اسلامی‌را مورد ملاحظه قرار می‌داد.

علامه جعفر مرتضی کتابها و آثار شیخ محمدمهدی شمس‌الدین را به عنوان یک مکتب فکری قبول داشته است. علامه جعفر مواجهه‌ ای در مورد حزب الله و جنبش اَمَل با علامه شمس‌الدین داشته است و با این حال نامه‌های رد و بدل شده نشان دهنده این است که دو طرف همدیگر را در جریان ریز مسائل قرار می‌دادند.

با گسترش وهابیت علامه جعفر مرتضی کتاب «میزان الحق» را در 4 جلد به رشته تحریر درآورد که در این کتاب به سوالات و اشکالات وهابیت در مورد تشیع، با لطافت و بدون جنجال لفظی پاسخ داده‌است. علامه جعفر مرتضی سرچشمه اقدامات وهابیت را نابخردی و نفوذ اسرائیلیات در اعتقادات آنها می‌دانست. علامه جعفر مرتضی علامت‌هایی که برای خوارج ذکر شده بر تکفیری‌ها و سلفی‌ها منطبق می‌دانست. از نظر علامه در صورت امکان، منزوی کردن تکفیری‌ها و عدم جنگ با آنها اولویت دارد اما در صورت جنگ، دفاع از نفس واجب خواهد بود.

علامه جعفر مرتضی بحث تطبیق نشانه‌های آخرالزمان بر حوادث و شخصیت‌ها را مورد قبول نمی‌دانست. در کتاب «علائم ظهور و جریزه خضرا» علامه، روایات آخرالزمان را به سه دسته قُرب ظهور، ظهور و ما بعد الظهور تقسیم شده است که نقل روایات آخرالزمان بدون توجه به این دسته بندی موجب خطا می‌شود.

اسرائیل نسبت به جایگاه و تأثیرگذاری علامه جعفر مرتضی آگاه بود، گفت: اسرائیل کتابخانه‌های ایشان در مناطق مختلف لبنان به صورت نقطه‌ای بدون اینکه ساختمان‌های اطراف آسیبی ببینند، ویران کرد. تمامی‌کتابخانه‌های علامه جعفر مرتضی در جنگ 2006 توسط اسرائیل از بین رفت. علامه جعفر مرتضی آخرین جلد سیره پیامبر(ص) را در سال 2006 و در زیر بمباران نوشت.

تنها کتاب الصحیح و کتاب‌های چاپی ایشان در جنگ 2006 سالم باقی ماند. پس از حوادث سال 2006 علامه تا سال 2013 مشغول به نوشتن سیره امیرالمومنین(ع) و کتاب‌های دیگر می‌شوند. در سال 2013 علامه جعفر مرتضی مبتلا به سرطان می‌شود و پس از ابتلا، سیره امام حسن(ع)، سیره امام حسین(ع) و کتاب‌های تفسیری را می‌نویسد. علامه جعفر مرتضی پس از تجربه بمباران 2006 هر کتابی را که می‌نوشتند بلافاصله برای چاپ می‌فرستادند.

علامه جعفر مرتضی با نرم افزارهای جدید مطالعه نمی‌کرد، ساعت ده شب می‌خوابید و نیمه‌های شب از خواب بیدار و مشغول نوشتن می‌شدند. اسرائیل به دنبال ترور علامه جعفر مرتضی بود و چند بار مورد ایشان را مورد هدف و تیراندازی قرار داد، عنوان کرد: اسرائیل در سال 2006 علامه جعفر مرتضی در آخرین ساعت جنگ و قبل از آتش بس یکی از مناطق نزدیک به علامه جعفر مرتضی را مورد هدف قرار می‌دهد که ناموفق بود.

احتمال دارد که بیماری ایشان ترور بیولوژیک بوده باشد و شواهدی نیز در این باره وجود دارد ولی نمی‌توان به صورت قطعی و یقینی در این باره اظهارنظر کرد؛ معمولاً اسرائیل و غربی‌ها از این شیوه برای حذف مخالفان خودشان استفاده می‌کنند.

رابطه علامه جعفر مرتضی و سید حسن نصرالله بسیار عالی بوده است، سید حسن نصرالله و سید هاشم صفی الدین و شیخ نبیل قاووق هم دوره‌ هایی بودند که در محضر علامه جعفر مرتضی درس می‌خوانند. علامه جعفر مرتضی سوال و جواب‌هایی در مورد ولایت فقیه دارند که باید جمع آوری و چاپ شود. علامه منشأ بحث ولایت فقیه را که مقبوله عمر بن حنظله است را حدیث صحیحه می‌داند و رساله ای در این باره می‌نویسند و منتشر می‌کنند. بعد از طرح بحث کنار گذاشتن برخی شرایط مرجعیت به علت مصالح دیگر، ایشان اعتقاد داشت که شرط اعلمیت را در چنین شرایطی می‌توان کنار گذاشت.

کتاب «مختصر مفید» علامه جعفر مرتضی که به صورت سوال و جواب و در 21 جلد است، از اهمیت بالایی برخورد است چون سوالات به روز و پاسخ آنها آخرین نظرات تاریخی، اعتقادی، فقهی و سیاسی علامه در این کتاب آمده است.