پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

پرونده ویژه | تغییر تاکتیک دشمن برای مقابله با امام جواد(ع)

تا زمان شهادت امام رضا(ع) تلاش دشمن این بود که سازمان مخفی شیعه را کشف و نابود کند ولی پس از شهادت ایشان تاکتیک دشمن عوض شد. تصمیم گرفت به جای کشف سازمان مخفی شیعه، خود ائمه(ع) را تحت نظر بگیرد و وقتی دوازدهمین امام(ع) به دنیا آمد ایشان را نابود کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ وقتی مأمون، امام رضا(علیه‌السلام) را شهید کرد، امامت به امام جواد(علیه‌السلام) رسید که 9 سال داشتند. با این وجود امام رضا(علیه‌السلام) جامعه را برای پذیرش امامت فرزندشان آماده کرده بودند.

امام رضا(علیه‌السلام) جامعه‌ای را به امام جواد(علیه‌السلام) تحویل دادند که از نظر یاران، یاران قوی داشت. محدثین بسیار قوی داشت. حضرت(علیه‌السلام) آن‌ها را تربیت کرده بود و اجازه نداده بود دست مأمون به آن‌ها برسد.

این‌ها روات بسیار مهم و قوی بودند که حضرت(علیه‌السلام) آن‌ها را از دست مأمون دور نگه داشته بود. مأمون می‌خواست این سازمان را پیدا کرد. ولی امام(علیه‌السلام) آن‌ها را از دست او دور نگه داشته بود.

 

خواب خرگوشی دشمن

مأمون، امام جواد(علیه‌السلام) را به خوبی می‌شناخت و درباره این‌که ایشان همانند اجدادشان هستند، هیچ شکی نداشت ولی آیا کسانی که پیش مأمون بودند چنین دیدگاهی داشتند؟ آن‌ها پس از شهادت امام رضا(علیه‌السلام) معتقد بودند که ایشان جامعه را به دست یک کودک 9 ساله سپرده و این کودک کاری از دستش بر نمی‌آید، به همین دلیل از امام(علیه‌السلام) غافل شده و به یک خواب خرگوشی رفتند که این برایشان بسیار خطرناک بود.

اطرافیان نمی‌دانستند که امام جواد(علیه‌السلام) 9 ساله با امام رضا(علیه‌السلام) و ائمه(علیهم‌السلام) دیگر هیچ تفاوتی ندارد. امام جواد(علیه‌السلام) ارتباط خود را با سازمانی که امام رضا(علیه‌السلام) ایجاد کرده بودند، داشتند و چون دشمنان در خواب بودند، امام(علیه‌السلام) با آن‌ها ارتباط راحتی برقرار کرد.

وقتی امام رضا(علیه‌السلام) از مدینه به طوس آمدند، امام جواد(علیه‌السلام) تنها 6 سال داشتند و وقتی علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام) به شهادت رسیدند، ایشان تنها 9 سال داشت. سن حضرت به قدری کم بود که حتی برخی از شیعیان نیز نسبت به امامت ایشان شک داشتند چون خیال می‌کردند حضرت(علیه‌السلام) نمی‌تواند از عهده کارها برآید.

در این زمان اطرافیان مأمون نیز خیال می‌کردند امام رضا(علیه‌السلام) پس از خود یک کودک را برای اداره جامعه گذاشته و این کودک خطری ندارد، در حالی که مأمون 100 درصد می‌دانست که امام جواد(علیه‌السلام) همانند امام رضا(علیه‌السلام) است ولی اطرافیان چنین نگاهی نداشتند. به همین دلیل نظارت را از ایشان برداشتند و حضرت(علیه‌السلام) راحت‌تر از قبل با سازمان شیعه ارتباط برقرار کرد.

 

چرا مأمون دختر خود را به عقد امام جواد(علیه‌السلام) درآورد

وقتی مأمون دید اطرافیان نمی‌پذیرند که امام جواد(علیه‌السلام) تفاوتی با دیگر ائمه(علیهم‌السلام) ندارد و تنها در ظاهر کودک است، تصمیم دیگری گرفت. او تصمیم گرفت دختر خود را به عقد امام جواد(علیه‌السلام) درآورد.

می‌توان گفت مأمون برای دو هدف دختر خود را به عقد امام(علیه‌السلام) درآورد؛ 1 می‌دید اطرافیان نسبت به امام جواد(علیه‌السلام) جهل و غافل هستند به همین دلیل دختر خود را به عنوان جاسوس در کنار امام(علیه‌السلام) قرار داد و 2 خیال می‌کرد شاید نسل امامت به خاندان او منتقل شود.

حالا چرا مأمون خیال می‌کرد شاید نسل امامت به خاندان او منتقل شود؟ چون هر چند پدر ائمه(علیهم‌السلام) معرفی شده بودند ولی مادرانشان مشخص نشده بودند؟ از سوی دیگر مأمون می‌دانست که امام جواد(علیه‌السلام) بر سر دختر او هوو نمی‌آورد به همین دلیل خیال کرد شاید نسل به خاندان او منتقل شود. البته به این نکته توجه نکرد که در آن زمان ازدواج با کنیز ایرادی ندارد و اگر دقت کنیم رفته رفته مادر ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نیز کنیزان بودند.

 

تردید بستگان امام رضا(علیه‌السلام) در امامت امام جواد(علیه‌السلام)

امام جواد(علیه‌السلام) از 8 الی 9 سالگی تحت کنترل بود ولی کنترل ضعیف بود چون اطرافیان مأمون خیال می کردند امام(علیه‌السلام) کودک است و کاری از دستش بر نمی آید. امام جواد(علیه‌السلام) نیز از این فرصت استفاده کرده و شروع به تربیت نیرو و گسترش سازمان کردند. با این وجود ایشان مشکلات مختلفی را بر سر راه داشتند.

فقط مأمون نبود که امام جواد(علیه‌السلام) را اذیت می کرد، بلکه برادران امام رضا(علیه‌السلام) نیز نسبت به امامت امام جواد(علیه‌السلام) تردید داشتند و ایشان را اذیت می‌کردند.

البته باید به این نکته نیز توجه داشت وقتی در 9 سالگی امام جواد(علیه‌السلام) جامعه به ایشان تحویل داده می‌شود، نقطه مثبتی برای امام(علیه‌السلام) است، چون اطرافیان مأمون خیال می‌کردند ایشان تنها یک کودک است که کاری از عهده‌اش بر نمی‌آید.

اگر شیعیان نیز می‌خواستند نسبت به امامت امام جواد(علیه‌السلام) تردید کنند، امام رضا(علیه‌السلام) قبلا زمینه سازی کرده بودند. امام رضا(علیه‌السلام) روی امام جواد(علیه‌السلام) تبلیغ می‌کردند، ولی ائمه(علیهم‌السلام) پس از ایشان چنین موضوعی نداشتند. یعنی نیازی به معرفی نداشتند. چون پس از امام جواد(علیه‌السلام) سن کم نقطه قوت نبود بلکه خودش نظارت دشمن بر امام(علیه‌السلام) را بیشتر می‌کرد چون دشمنان تجربه امام جواد(علیه‌السلام) را داشتند و این بار به خواب خرگوشی نرفتند. به همین دلیل وقتی امام هادی(علیه‌السلام) در 7 سالگی به امامت رسید دشمن به خواب خرگوشی نرفت.(1)

 

تغییر تاکتیک دشمن

تا زمان شهادت امام رضا(علیه‌السلام) تلاش دشمن این بود که سازمان مخفی شیعه را کشف و نابود کند ولی پس از شهادت ایشان تاکتیک و استراتژیک دشمن عوض شد. دشمن تصمیم گرفت به جای کشف سازمان مخفی شیعه، خود ائمه(علیهم‌السلام) را تحت نظر بگیرد و وقتی دوازدهمین امام(علیه‌السلام) به دنیا آمد ایشان را نابود کند.

وقتی امام رضا(علیه‌السلام) در طوس بود امام جواد(علیه‌السلام) در مدینه حضور داشت، ولی پس از شهادت علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام)، امام جواد(علیه‌السلام) به بغداد(مأمون پس از شهادت امام رضا(علیه‌السلام) به بغداد رفت و دیگر به طوس بازنگشت) آورده شد و پس از ازدواج با دختر مأمون به مدینه بازگشت.

بعد از مرگ مأمون، وقتی معتصم به حکومت رسید امام جواد(علیه‌السلام) را به بغداد برد و این بار امام هادی(علیه‌السلام) که کودکی خردسال بود در کنار پدرشان به بغداد برده شدند. این نشان می‌دهد که دشمن به دنبال کنترل امام(علیه‌السلام) بود.

وقتی امام رضا(علیه‌السلام) شهید می‌شوند امام جواد(علیه‌السلام) در مدینه و به دور از حکومت بودند ولی وقتی امام جواد(علیه‌السلام) شهید می‌شوند، امام هادی(علیه‌السلام) در چنگ حکومت بودند.

منابع؛

1 جلسه 93 تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(1397/11/06)

2 جلسه 96 تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(1397/12/04)

گزارش | تلاش مأمون برای تخریب چهره امام رضا(ع)

امام رضا(ع) برادری به نام زید داشتند که در تاریخ به زیدالنار معروف است. او آدم فاسد و منحرفی بود و از نام و جایگاه امام رضا(ع) سوءاستفاده و اموال مردم را تصاحب نموده و آشوب کرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ (بحث جلسه قبل درباره مشروعیت یا عدم مشروعیت قیام زیدبن علی بود.) در مورد زید(زیدبن علی)، روایت دیگری وجود دارد که مرحوم صدوق آن را نقل کرده است.

در آن روایت آمده است که امام رضا(ع) برادری به نام زید داشتند که در تاریخ به زیدالنار معروف است. او آدم فاسد و منحرفی بود و از نام و جایگاه امام رضا(ع) سوءاستفاده و اموال مردم را تصاحب نموده و آشوب کرد.

مأمون او را دستگیر کرد و با اینکه طبق قاعده، حکمش اعدام بود، ولی برای تخریب چهره امام رضا(ع) گفت: به خاطر ولیعهد، تو را بخشیدم؛ درحالی‌که حضرت نه با او موافق بودند و نه درخواست بخشیدن او را داشتند.

تودههای مردم، انتظار کشته شدن انسان مفسد را دارند. از طرفی، زید هم واقعا مفسدفی‌الارض بود؛ حال اگر گفته شود که این مفسدفیالارض را به خاطر اینکه برادر فلانی است نکشتیم، یک اثر منفی و بدی در ذهن مردم درباره آن شخصیت مثبت میگذارد و این سؤال شکل میگیرد که چرا امام(ع) اصرار بر کشته شدن برادرش نداشت؟! از طرف دیگر، اگر حضرت اصرار بر کشته شدن زید داشته باشند، نتیجهاش تأیید مأمون خواهد بود.

امام رضا(ع) در جلسه‌ای نشسته بودند. مأمون به امام(ع) گفت: ما زید را به خاطر شما بخشیدیم و شروع کرد به نیش زدن که اگر زید این کار را کرد، قبلا هم زید دیگری در خاندان شما بود که او هم آشوب به‌پا کرد.

مأمون میخواست بگوید که در خانواده شما این کارها سابقه‌دار است. حضرت در جواب مأمون فرمودند: این زید را با آن زید قیاس نکن؛ آن زید برای اِفساد و تباهی قیام نکرد؛ بلکه او قیام کرد تا یک ظلم مسلطی را بشکند؛ ولی نتوانست و در این راه به درجات عالیهای رسید.

راوی سؤال کرد: مگر شما معتقد نیستید که هر کس بیرون از دایره آل‌رسولالله قیام کند بر باطل است؟ حضرت فرمودند: همین‌طور است. راوی پرسید: آیا زید در دایره قیام کرد؟ حضرت فرمودند: بله؛ دَعا إلی رضا آل‌النبی؛ زید مردم را به خودش دعوت نکرد؛ بلکه به مردم گفت قیام کنید و باید کسی که در آل‌البیت(ع) مَرضی است، در رأس قرار بگیرد.

به عبارتی، هدف زید این بود که کسی که مرضی الهی است، باید در رأس قرار بگیرد و لازم است زمینه را برای او فراهم کرد. البته در این داستان، حضرت مشخص نمیکنند که مرضی خداوند کیست.

اینکه امام رضا(ع) در این مورد میتوانند با صراحت و قدرت در مورد زید صحبت کنند، به این دلیل است که در زمان قیام زید، بنی‌امیه حکومت میکردند که آن‌ها هم مطرود بنی‌عباس بودند.

حضرت در ادامه از زید تعریف کرده و فرمودند: اینکه ما گفتیم هر کس غیر از ما قیام کند بر باطل است، در صورتی است که به خودش دعوت کند؛ یدعو الی نفسه.

اگر این روایت سند محکمی داشته باشد، مفسر روایتی است که میگوید هر پرچمی که قبل از ظهور برافراشته شود، باطل است. با این بیان، کسی که قیام و به خودش دعوت کند، باطل است؛ اما کسی که یدعو إلی آل‌الرسول، بر باطل نیست.

انتهای پیام/

منبع: جلسه شصت و پنجم تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(1396/02/13)

 

پرونده ویژه | تغییر تاکتیک دشمن برای مقابله با امام رضا(ع)

امام رضا(علیه‌السلام) جامعه‌ای را به امام جواد(علیه‌السلام) تحویل داد که از نظر یاران، یاران قوی داشت. محدثین بسیار قوی داشت. حضرت(علیه‌السلام) آن‌ها را تربیت کرده بود و اجازه نداده بود دست مأمون به آن‌ها برسد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ مأمون در کار خود موفق بود، نوع حکومتداری او به گونه‌ای بود که در میان مردم برای او تقریباً مقبولیت ایجاد شده بود. اگر حکومت این‌ها را از اولی بررسی کنیم می‌بینیم در فساد اداری و حکومتی فراز و نشیبی وجود داشته است. گاهی فساد به قدری زیاد می‌شود که احساس می‌کنند اکنون با شورش مردم روبرو می‌شدند، به همین دلیل دست به اصلاحات می‌زدند تا مردم را ساکت کنند. برای نمونه در زمان عثمان دلیل این‌که مردم شورش کردند، فساد اداری و اقتصادی حکومت بود.

امیرمؤمنان(علیه‌السلام) نیز وقتی سرکار آمدند با اصل الفساد می‌خواستند مبارزه کنند، مبارزه‌ای که می‌توانست پای خیلی‌ها را بگیرد. یعنی آن‌هایی که تقریباً با امیرمؤمنان(علیه‌السلام) همراهی کرده بودند را نیز شامل می‌شد. دیدند تیغ عدالت واقعا تیغ عدالت است به همین دلیل حضرت(علیه‌السلام) را زدند.

تا این‌که حکومت به معاویه رسید. معاویه بسیار حواسش جمع بود به گونه‌ای دزدی می‌کرد که مردم متوجه نمی‌شدند. با یک روندی حرکت می‌کرد که مردم علیه او شورش نمی‌کردند. در زمان معاویه شورش‌ها کم بود و حتی وقتی در زمان یزید فساد علنی می‌شود، مردم این فساد را باور نداشتند تا این‌که امام حسین(علیه‌السلام) شهید شدند.

تا حکومت به عبدالله بن زبیر رسید. او نتوانست قضیه را جمع کند، چون جریان یهود را به صورت قوی پشت سر خود نداشت. قارچی بود که سبز شده بود به همین دلیل باز جریان بنی امیه که جریان اصلی بود سرکار آمد. عبدالملک سر کار آمد ولی خیلی حواسش جمع بود. از بیت المال برداشت می‌کرد ولی به دیگران نیز می‌داد تا کسی صدایش در نیاید.

ولید بن عبدالملک که جای عبدالملک آمد نیز بسیار حواسش جمع بود، دست به توسعه اماکن مذهبی همانند خانه خدا، قبر پیامبر(ص) و... زد، به همین دلیل علیه او شورشی نبود. وقتی حکومت به سایر برادارن رسید آرام آرام فساد علنی شد و وقتی این اوضاع پیش رفت زمینه برای شورش مردم ایجاد شد و زمینه برای ظهور و بروز بنی عباس آماده شد.

در نهایت بنی عباس سرکار آمدند. در زمان سفاح درگیر بودند و اتفاق خاصی رخ نداد. بعد از او منصور دوانیقی پول جمع می‌کرد ولی حواسشان بود. تا این‌که حکومت به هارون الرشید رسید. مقداری در زمان او اعتراضات زیاد شد تا این‌که دو فرزند هارون با یک دیگر درگیر شدند و مأمون به قدرت رسید و با زیرکی امام رضا(علیه‌السلام) را کنار خودش آورد.

وقتی امام رضا(علیه‌السلام) آنجا بود مأمون با فرماندارها، استاندارها و... چگونه برخورد می‌کرد؟ چون شاخصی آورده که این شاخص بسیار نبوی است. به همین دلیل اگر بخواهد زیاد بریز و بپاش کند، اوضاع خودش را خراب کرده است، لذا طی چند سالی که حضرت(علیه‌السلام) آن جا بود، در مصرف بیت المال رعایت می‌کرد. در نتیجه اوضاع عمومی مردم در زمان مأمون خوب بود. برخی از مردم نیز معتقدند بودند این اوضاع خوب به برکت امام رضا(علیه‌السلام) است.

به همین دلیل شورش‌هایی که علیه مأمون می‌شود، شورش‌های خوارجی است نه شورش‌های فقری. لذا وقتی مأمون را به عنوان خلیفه رسول الله(ص) انتخاب کردند و او نیز در آبادانی تلاش می‌کرد، در نتیجه میلی به این‌ها حاصل شد.

هدف اساسی دشمن اصلی از بین بردن اهل‌بیت(علیه‌السلام) و دین بود. طراحی مأمون این بود که امام رضا(علیه‌السلام) را زمین بزند. او مباحثات مختلفی گذاشت و دستور داد تا فلسفه غرب ترجمه شود، برای این‌که درب معارف اهل‌بیت(علیه‌السلام) را تخریب کند.

وقتی فلسفه غرب ترجمه شد زمینه برای فکر کردن مردم حاصل شد و وقتی امام رضا(علیه‌السلام) در این مباحث وارد شدند، مردم دیدند فکر اصلی اینجاست. مأمون با وارد کردن معارف غیر دینی به دنبال سد کردن معارف دینی بود ولی بدون این‌که خودش بفهمد زمینه را برای أثرگذاری امام رضا(علیه‌السلام) فراهم کرد.

چون وقتی مردم با معارف آشنا نباشند کاری ندارند، ولی وقتی شما جامعه را تشنه معارف کردی و معرفت بالایی حاصل شد، مردم فکر می‌کنند. مردم کلی فلسفه غرب را می‌خواندند، بعدش امام رضا(علیه‌السلام) با یک کلمه پنبه آن‌ها را می‌زد، مردم نیز متوجه می‌شدند علم واقعی اینجاست.

به همین دلیل زمینه‌ای توسط دشمن از روی نادانی ایجاد شد و وقتی این أثرگذاری را دیدند امام رضا(علیه‌السلام) را به شهادت رساند. یکی از دلایلی که امام رضا(علیه‌السلام) را به شهادت رساند، همین دلیل بود، چون دید ایشان در میان مردم جایگاه پیدا کرده بودند.

 

امام رضا(علیه‌السلام) چگونه جامعه را تحویل امام جواد(علیه‌السلام) دادند؟

ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که آیا طراحی دشمن یعنی یهود در زمان امام رضا(علیه‌السلام) تغییر کرده بود یا خیر؟ مأمون، امام رضا(علیه‌السلام) را شهید کرد. امامت به امام جواد(علیه‌السلام) رسید که 9 سال داشتند. ولی امام رضا(علیه‌السلام) چه جامعه را تحویل امام جواد(علیه‌السلام) داد؟

امام رضا(علیه‌السلام) جامعه‌ای را به امام جواد(علیه‌السلام) تحویل داد که از نظر یاران، یاران قوی داشت. محدثین بسیار قوی داشت. حضرت(علیه‌السلام) آن‌ها را تربیت کرده بود و اجازه نداده بود دست مأمون به آن‌ها برسد. این‌ها روات بسیار مهم و قوی بودند که حضرت(علیه‌السلام) آن‌ها را از دست مأمون دور نگه داشته بود. مأمون می‌خواست این سازمان را پیدا کرد. ولی امام(علیه‌السلام) آن‌ها را از دست او دور نگه داشته بود.

مأمون، امام جواد(علیه‌السلام) را خوب می‌شناخت و درباره ایشان هیچ شکی نداشت ولی آیا کسانی که پیش مأمون بودند چنین دیدگاهی داشتند؟ آن‌ها پس از شهادت امام رضا(علیه‌السلام) معتقد بودند که ایشان جامعه را به دست یک کودک 9 ساله سپرده و این کودک کاری از دستش بر نمی‌آید، به همین دلیل به یک خواب خرگوشی رفتند که این برایشان بسیار خطرناک بود. ولی نمی‌دانستند که امام جواد(علیه‌السلام) 9 ساله با امام رضا(علیه‌السلام) و ائمه دیگر هیچ تفاوتی ندارد.

امام جواد(علیه‌السلام) ارتباط خود را با سازمانی که امام رضا(علیه‌السلام) ایجاد کرده بودند، داشتند و چون دشمنان در خواب بودند، امام(علیه‌السلام) با آن‌ها ارتباط راحتی برقرار کرد.(1)

 

تغییر تاکتیک مأمون

مأمون تغییر تاکتیک داد نه تغییر استراتژیک. استراتژی یهود از بین بردن خط اسلام با جلوگیری از دست یافتن اسلام به حاکمیت جهانی بود. تلاش در جهت ممانعت ظهور اسلام در تمام دنیا بود. چون اگر تحقق پیدا می‌کرد، اسم و رسمی از یهود باقی نمی‌ماند. در حالی که آن‌ها به دنبال باقی ماندن اسم و رسم نیستند، بلکه به دنبال دستیابی به کل دنیا هستند. پس باید از ظهور اسلام در جمیع عالم جلوگیری کنند.

برای آن‌ها خط روشن بود و می‌دانستند اسلام توسط 12 نفر اهل‌بیت(علیه‌السلام) جهانی می‌شود، به همین دلیل باید ممانعت می‌کردند. تا زمان هارون الرشید کنترل به وسیله بگیر و ببند بود ولی مأمون تغییر تاکتیک داد. او آزادی عمل داد و امام(علیه‌السلام) را در کنار خود نگه داشت تا بتواند سازمان مخفی شیعه که امام(علیه‌السلام) ایجاد کرده بود را شناسایی، کشف و نابود کند.

مأمون معتقد بود باید شبکه‌ای که به صورت پنهانی توسط اهل‌بیت(علیه‌السلام) ایجاد شده بود را از بین برد. به همین دلیل امام رضا(علیه‌السلام) را در کنار خود قرار داد تا وقتی این بزرگوار با شبکه ارتباط گرفتند، آن‌ها را شناسایی و نابود کند، ولی به سرعت دید این کار به ضرر خودش تمام شد. چون هیچ یک از سرشاخه‌های سازمان کشف نشد و مطرح کردن امام رضا(علیه‌السلام) در میان مردم نیز به ضررش تمام شد.

هیچ یک از روات در مشهد کنار حضرت(علیه‌السلام) نبودند. تنها اباصلت هروی کنار امام رضا(علیه‌السلام) بود ولی به قدری ظاهر را رعایت می‌کرد که مأمون فکر می‌کرد او تنها یک نوکر ساده است، در حالی که عالم مطلق بود. دشمن در زمان امام رضا(علیه‌السلام) تاکتیک را تغییر داد، او به دنبال کنترل بود تا بتواند امام دوازدهم را از بین ببرد.(2)

انتهای پیام/

منابع؛

1 جلسه 93 تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(1397/11/06)

2 جلسه 96 تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(1397/12/04)

گزارش | سفر حضرت معصومه(س) به ایران

وظیفه‌‌ای که خواهر و برادران حضرت(ع) در این رابطه داشتند، این بود که مردم آن‌ها را به‌عنوان خواهر و برادران ولی‌عهد می‌شناسند و تحویل می‌گیرند و این یک فرصت خوبی برای تبلیغ تشیع در بین مردم بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ علت این‌که حضرت معصومه(س) و برادران امام رضا(ع) برای دیدار حضرت(ع) به ایران آمدند، این بود که امام(ع) آن‌ها را فراخوان کرده بودند تا در سراسر بلاد و میان شیعیان پخش شوند.

علت دیگری که امام(ع) هیچ‌کسی را همراه خود به طوس نیاوردند، این بود که شیعیان و یاران امام توسط مأمون شناسایی نشوند. مأمون، اهل‌‌بیت(ع) و برادران امام(ع) را می‌‌شناخت؛ اما هدف مأمون این بود که به سازمان شیعه دسترسی پیدا کند. کسانی که حضرت آن‌ها را فراخوان کردند، از برادران و بستگانش بودند.

البته کاری که امام رضا(ع) انجام دادند و مأمون متوجه اشتباه خود شد، این بود که حضرت(ع) خواهر و برادران خودشان را به این نکته توجه دادند که خود مأمون نسبت به ولایت‌عهدی ظاهری امام(ع) آگاه است و می‌‌داند امام(ع) به‌طور ظاهری ولی‌عهد است؛ اما مردم و اطرافیان نسبت به این واقعه آگاه نیستند و خیال می‌کنند اقدام مأمون نسبت به پذیرش ولایت‌عهدی امام(ع) جدی است.

وظیفه‌‌ای که خواهر و برادران حضرت(ع) در این رابطه داشتند، این بود که مردم آن‌ها را به‌عنوان خواهر و برادران ولی‌عهد می‌شناسند و تحویل می‌گیرند و این یک فرصت خوبی برای تبلیغ تشیع در بین مردم بود؛ لذا وقتی بستگان امام رضا(ع) به اقصی نقاط ایرانِ آن‌زمان می‌رفتند، مورد استقبال قرار می‌گرفتند.

حضرت معصومه(س) زمانی به قم رسیدند که مأمون متوجه اشتباه خود شد؛ لذا دستور مقابله را صادر کرد و بسیاری از بستگان امام(ع) را به شهادت رساند. این در حالی است که بستگان حضرت، در مسیر، مورد توجه و استقبال مردم آن دیار قرار می‌گرفتند؛ لذا یک مورد هم وجود ندارد که حضرت معصومه(س) در طول مسیر، مورد بی‌مهری و بی‌احترامی از ناحیه مردم قرار گیرند.

اما دیگر در شهر ساوه، دستور مقابله از ناحیه مأمون رسیده بود؛ هرچند در همین نقطه هم ظاهراً اقدام بدی علیه حضرت(س) انجام نشد و پوشش را رعایت کردند. لذا در تاریخ اکنون آرام آرام گفته می‌شود که ایشان شهید شدند، وگرنه در گذشته چنین مطلبی را نمی‌گفتند، بلکه می‌گفتند حضرت معصومه(س) وقتی به شهر ساوه رسید، بیمار شده و از دنیا رفت. چون مردم می‌گفتند یک دختر 18 و 19 ساله با طی یک مسیر طولانی بیمار شده و از دنیا رفته است، چون در آن زمان بیمار شدن به سبب طی مسیر طولانی یک موضوع عادی بوده است.

انتهای پیام/

منبع: جلسه هشتاد و هشتم تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(تاریخ: 97/09/24)

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.