پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

صوت دروس| جلسه پنجاهم درس تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ فایل صوتی پنجاهمین جلسه درس تاریخ تطبیقی با موضوع تاریخ دوران امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع).

 

 

 

صوت دروس| جلسه چهل‌ونهم درس تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ فایل صوتی چهل‌ونهمین جلسه درس تاریخ تطبیقی با موضوع تاریخ دوران امام حسن مجتبی(ع).

 

 

 

برشی از یک کتاب | سو استفاده عبدالله بن زبیر از عاشورا

از سوء استفاده کنندگان از نهضت عاشورا و شهادت سیدالشهدا(علیه‌السلام) عبدالله بن زبیر در مکه بود. او به شدت از حضور امام(علیه‌السلام) در مکه ناراحت و نگران بود و حضور امام حسین(علیه‌السلام) در مکه، سنگین‌ترین مردم برای او(اَثقَلَ النَّاسِ عَلَی اِبنِ زُبَیر) محسوب می‌شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پس از اتمام واقعه عاشورا و حوادث متاثر از آن، که کل بلاد اسلامی را تحت‌الشعاع خود قرار داد، عده‌ای در صدد سوءاستفاده از عاشورا و تحولات بعد از آن برآمدند که اشاره به آن جریانات لازم و بخش پایانی مباحث این دوران را تشکیل می‌دهد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت:

بعد از واقعه عاشورا و تحقق اهداف امام حسین(علیه‌السلام) با افشاگری آن حضرت از آغاز نهضت امام(علیه‌السلام) تا شهادت ایشان و تداوم آن با فداکاری زینب سلام الله علیها و افشاگری امام سجاد(علیه‌السلام) در کوفه، شام و مدینه، گرچه دشمن در رسیدن به اهداف خود ناکام گردید، اما عده ای با سوار شدن بر موج احساسات مردمی ناشی از مظلومیت سیدالشهدا(علیه‌السلام) در کربلا، تمام تلاش خود را در رسیدن به قدرت به کار بردند که یکی از آنان عبدالله بن زبیر در مکه و سپس قیام بن عباس از ایران بود که به شرح مختصر آن جریانات و سرانجام آنها در این قسمت می‌پردازیم:(۱)

 

عبدالله بن زبیر

از سوء استفاده کنندگان از نهضت عاشورا و شهادت سیدالشهدا(علیه‌السلام) عبدالله بن زبیر در مکه بود و چنانچه قبلا اشاره کردیم، او به شدت از حضور امام(علیه‌السلام) در مکه ناراحت و نگران بود و حضور امام حسین(علیه‌السلام) در مکه، سنگین‌ترین مردم برای او(اَثقَلَ النَّاسِ عَلَی اِبنِ زُبَیر) محسوب می‌شد و به همین جهت هم او، خوشحال ترین مردم در زمان خروج امام حسین(علیه‌السلام) از مکه بود، زیرا تا زمانی که امام(علیه‌السلام) در مکه حضور داشتند، کسی به ابن زبیر چندان اعتنایی نداشت، اما با شنیدن خبر شهادت امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا، نقاب نفاق به چهره زد و به یکی از مدعیان خونخواهی خون سیدالشهدا(علیه‌السلام) تبدیل شد و اعلام کرد که حسین بن علی(علیه‌السلام) مظلوم کشته شده است.

البته این اظهارات او به این معنا نیست که ادعا داشته باشد که به خونخواهی امام(علیه‌السلام)، قصد قیام یا شورش بر ضد یزید را دارد، بلکه با طرح مظلومیت امام(علیه‌السلام) مرتب در مکه القا می کرد امام حسین(علیه‌السلام) مظلوم کشته شده است و او هم به سبب یاری نرساندن به امام(علیه‌السلام)، به شدت پشیمان است و در ظاهر هم مرتب خود را سرزنش می کرد که چرا برای یاری حضرت(علیه‌السلام) اقدامی نکرد و چرا برای یاری ایشان به کربلا نرفت؟ او از همین مسئله برای اعتراض به یزید استفاده کرد و به گونه‌ای مدعیانه رفتار نمود که افراد با شنیدن اخبار کربلا و جنایتی که یزید مرتکب شده بود، فکر کنند که تنها مدعی اوست و به او بپیوندند تا بر ضد یزید قیام نمایند، زیرا در مکه، کسی جز عبدالله بن زبیر، فرزند زبیر و صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله، مدعی مظلومیت سیدالشهداء(علیه‌السلام) نبود که در بین مردم هم صاحب جایگاه بلندی داشت. این بهترین فرصت برای او بود که با سوء استفاده از موقعیت به دست آمده، با بیرون کردن حاکم مکه، بر آن شهر مسلط شود و بعد هم به همین بهانه، مدینه و سپس کوفه و بسته را هم به تصرف خود در می آورد و در نهایت هم بر کل منطقه عظیم عراق و حجاز و یمن حاکم شود.

از دیگر سو استفاده کنندگان از واقعه عاشورا، بنی عباس و قیام آنان از ایران بود که در آینده و در جای خود به آن خواهیم پرداخت.(۲)

انتهای پیام/

منبع: کتاب ثاقب جلد1، نگاهی تحلیلی به تاریخ صدر اسلام، مؤلف حجت‌الاسلام والمسلمین طائب، تحقیق و نگارش محمدمهدی حامدی، چاپ اول سال 95، انتشارات رشید، صص 152-154

پی نوشت؛

1 به شرح مفصل جریانات و تحولات سیاسی اجتماعی دوران امام سجاد، امام باقر، و امام صادق(علیهم‌السلام) در کتاب ثاقب دو پرداخته شده است.

2 - شرح و تفصیل آن را می‌توان در کتاب ثاقب ۲ را مشاهده کرد.

گزارش | هنر شیعه در عزاداری اهل‌بیت(ع)

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب از مردم خواست شیوه نامه‌های بهداشتی اعلام شده از سوی وزارت بهداشت را رعایت کنند تا شرایط سربازان خط مقدم جبهه سلامت سخت تر نشود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم جمعه شب در آخرین شب از عزاداری مجازی موکب علی ابن باقر(علیه‌السلام) در کاشان گفت: سربازان خط مقدم جبهه سلامت در ایران بر خلاف کشورهای دیگر با عشق و محبت فعالیت می‌کنند و سختی‌ها را با جان و دل تحمل می‌کنند.

رییس قرارگاه عمار گفت: مردم نسبت به رعایت شیوه نامه‌های بهداشتی اعلام شده از سوی وزارت بهداشت بی تفاوت نباشند و کار سربازان خط مقدم جبهه سلامت را سخت تر نکنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب در ادامه با اشاره به فراز و فرود‌های عزاداری‌ها در طول تاریخ، گفت: این هنر شیعه است که در مقابل هر پیش آمدی در هر دوره ای، عزاداری متناسب با آن دوره برگزار کرده است.

وی ادامه داد: امسال ویروس کرونا کلیسا‌ها را تعطیل کرد، اما شیعه این هنر را داشت که عزاداری‌های پنهان از دید دوربین‌ها در فضای بسته مساجد و خیمه‌ها را به فضای بیرون از مساجد بیاورد و دنیا شاهد عزاداری‌های ملت ایران باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب گفت: این مدل از عزاداری در سراسر کشور با این نظم و انضباط در تاریخ بی سابقه بود و برای مسلمانان کشور‌های دیگر الگو شد.

به گفته وی مردم ایران این هنر را دارند که عزاداری برای اهل بیت(علیه‌السلام) در هر دوره‌ای را متناسب با آن دوره برگزار کنند تا ویروسی مانند کرونا نتواند خللی در عزاداری‌ها ایجاد کند.

رییس قرارگاه عمار ادامه داد: اگر رهبر معظم انقلاب از عزادران اباعبدالله خواستند امسال در پیاده روی اربعین شرکت نکنند برای این بود که نیرو‌های خود را از دست ندهد و آنها را برای سال‌های بعد حفظ کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب با بیان این‌که مردم امسال ثابت کردند حسرت معشوق را می‌خورند، گفت: عزاداران اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) امسال شور و حال عجیب و غریبی داشتند و هیچ سالی مانند امسال اشک نریخته بودند.

وی افزود: مردم ایران امسال ثابت کردند عزاداری آن‌ها از عشق و محبت به امام حسین(علیه‌السلام) است و از روی عادت نبوده و خداوند نیز امسال برکات حسرت مردم برای دیدار یار را بیشتر از سال‌های قبل نازل کرد.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم در ادامه به برکات عزاداری و گریه برای امام حسین(علیه‌السلام) و اهل بیت(علیه‌السلام) اشاره کرد و گفت: عزادار‌ی‌ها ادامه حرکت اهل بیت(علیه‌السلام) و جریان خط هدایت مردم است، چرا که ما هرچه داریم از عزاداری‌ها است.

به گفته وی بر خلاف همه گریه‌هایی که افسردگی می‌آورد، تنها گریه‌ای که افسردگی را رفع می‌کند گریه برای اباعبدالله الحسین و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب گفت: اگر انقلاب اسلامی دنیا را تغییر داده است، اما برخی کور هستند و آن را نمی‌بینند از برکت عزاداری‌ها و محرم و عاشورا است.

انتهای پیام/

گفت‌وگو | دیدگاه استاد طائب درباره اربعین امسال

وقتی رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: در اربعین امسال به عراق نروید، چون اگر امسال با وجود این ویروس تجمع صورت گیرد، سبب می‌شود نیروی زیادی را از دست بدهند و آن حرکت می‌ماند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با تحلیل تی وی درباره مراسم اربعین امسال اظهار داشت: امسال هجوم ویروس کرونا به یکباره ما را در وضعیت جدیدی قرار داد که نمی‌توانیم همانند سابق پیاده روی اربعین را داشته باشیم.

وی ادامه داد: ما که سر خود کاری انجام نمی‌دهیم بلکه تابع هستیم. امیرمؤمنان(ع) وقتی به مالک اشتر می‌فرمایند: برگرد او باید برگردد، حالا به چه دلیل؟ او نباید به دلیلش کار داشته باشد.

استاد طائب یادآور شد: وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند: در اربعین امسال به سوی عراق نروید، چون نیروی خودش را در خطر می‌بیند. باید بدانیم که ایشان فرمانده عملیات هستند و بیش از همه دلشان به حال این قضیه می‌سوزد. ولی این ملت نیروی حرکت هستند، عراقی‌ها نیز نیروی حرکت هستند. مسلمانان ترکیه و... نیز نیروی این حرکت به شمار می‌آیند.

وی اضافه کرد: وقتی رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: در اربعین امسال به عراق نروید، چون اگر امسال با وجود این ویروس تجمع صورت گیرد، سبب می‌شود نیروی زیادی را از دست بدهند و آن حرکت می‌ماند.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم یادآور شد: البته به عراق نرفتن در اربعین امسال به معنای تعظیم نکردن شعائر نیست. چرا که رهبر معظم انقلاب تعظیم شعار را تعطیل نکردند، به همین دلیل باید فکر کنیم که شکل جدید تعظیم شعائر چیست.

وی افزود: امسال تک تک ما مبلغین مسئول هستیم که در حد وسعمان تعظیم شعائر را در میان اقوام، شهرها و... به شکل‌های چهره به چهره، از طریق فضای مجازی و حتی داخل خانه‌ها داشته باشیم. این کار را باید احیا کنیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب تصریح کرد: موضوع دیگر این است که به طور کلی امسال با وضعیتی که پیش آمده نگاه دنیا به آن حرکت‌های عمومی(همانند اربعین) نیست، چرا که همه همانند مسلمانان نیستند که توجه به خدا داشته باشند و بگویند با وجود کرونا این کار را انجام می‌دهیم. آن‌ها(غربی‌ها) حقیقتاً می‌ترسند.

وی ادامه داد: امروز در غرب به سبب وجود کرونا همه‌ی سرها پایین است و افراد در خانه‌های خود مانده‌اند. به اخبار دنیا نگاه نمی‌کنند، یعنی جریان اربعین با آن وسعت حتی اگر انجام هم می‌شد در دنیای امروز انعکاس نداشت؛ چرا که همه در فکر مرگ و میر کرونا هستند.

استاد حوزه عنوان کرد: البته ما در درون جامعه خودمان باید برای رشد نیرو، تعظیم شعائر را داشته باشیم. بنابراین تا می‌توانیم امسال باید پیام اربعین را درون جامعه خودمان با راه‌های مناسب بیان کنیم.

انتهای پیام/

پرسش از استاد | منتقم خون سیدالشهدا(ع) کیست؟

پرسش شما: آیا مختار، منتقم خون سیدالشهدا(علیه‌السلام) است؟

 

پاسخ استاد: عاشورا نقطه‌ی اوجی در تاریخ به حساب می‌آید؛ نقطه‌ای تاریخی که پس از آن، خطوط حق و باطل بسیاری از آن بهره برده و می‌برند. عاشورا، اصلی‌ترین و مشخص‌ترین نماد حق طلبی و حق خواهی بود.

حق طلبی، آرمانی فطری است که مردم آن را می‌پذیرند و برای آن هزینه می‌دهند؛ حتی حکومت‌های باطل نیز برای استفاده از قدرت جمعی از این میل طبیعی سوء استفاده می‌کنند.

عبدالله بن زبیر با شعار یا لثارات الحسین، مردم را برای تصرف مدینه تحریک کرد. بنی عباس با همین شعار به حکومت رسید.

به نظر می‌رسد محمد حنفیه هم به دنبال سوء استفاده از این شعار است. او می‌خواهد با ثبت عنوان خون خواهی سیدالشهدا(علیه‌السلام) برای خودش، زمینه‌های موقعیت اجتماعی را فراهم کند.

گذشته از مطالبی که بیان شد، باید به این اعتقاد نیز توجه داشت که شیعه منتقم خون سیدالشهدا(علیه‌السلام) را، حضرت مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» می‌داند، نه مختار.

بنابراین، مختار نه منتقم خون اهل‌بیت(علیهم‌السلام) بوده و نه مورد حمایت ایشان و نسبت دادن این قتل‌ها به حضرت سجاد(علیه‌السلام) به واسطه‌ی برخی از روایت‌های ضعیف، نادرست است.

همان طور که در جریان قتل خلیفه‌ی دوم نیز نارضایتی حضرت امیر(علیه‌السلام) از این کار مسلم است.

حضرت علی(علیه‌السلام) طوری فضا رو پیش برده بود که دشمن درجه یک او اعتراف کرد که: «لولا علی لهلک عمر»(1). اما ترور خلیفه‌ی دوم همه‌ی کارها را خراب کرد.

علاوه بر این، در اسلام از ترور نهی شده، زیرا در این موارد، ترور به معنای از بین بردن آبرومندانه‌ی یک بی آبرو است.

انتهای پیام/

منبع: منبع: تبار انحراف3(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، جریان شناسی انحرافات تاریخی، از پایان حکومت حضرت امیرمؤمنان(ع) تا پایان قیام مختار، صص179-180(ناشر: کتابستان معرفت.)

پی نوشت؛

1_ الکافی، ج7، صص423_424؛ الاستیعاب، ج3، صص1102_1103؛ بحارالانوار، ج10، ص231

گفت‌وگو | پیچیدگی‌های مبارزه با معاویه

امام علی(ع) فرمود زیر و بم نحوه برخورد با معاویه را بررسی کردم و متوجه شدم دو راه بیشتر ندارم؛ یا باید با معاویه جهاد کنم و یا با او صلح کنم و به آنچه حضرت محمد(ص) آورده است، کافر شوم؛ یعنی نحوه برخورد با معاویه تا این اندازه عمیق و بغرنج بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام دکتر محمدرضا هدایت‌پناه، عضو هیئت علمی گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفت‌وگویی به بازخوانی و تحلیل فرازهایی از آن مقطع مهم تاریخ اسلام پرداخته که در ادامه متن آن را ملاحظه می‌کنید؛

طیفی  از اهل سنت، برخی از مستشرقان و تعدادی از روشنفکران دگراندیش صلح امام حسن(ع) را در یک مسیر واحد تشریح و تعریف می‌کنند. آن‌ها معتقدند که با توجه به گزارش‌های تاریخی نقل شده و حوادثی که اتفاق افتاده و در قالب منابع تاریخی به خصوص منابع تاریخی اهل تسنن منعکس شده است؛ امام حسن مجتبی(ع) به طور کلی هیچ‌ گونه موافقتی با سیاست‌های امیرالمؤمنین(ع) نداشته و با سیره سیاسی امام علی(ع) مخالف بوده است.

از جمله نکته نظراتی که این عده بر آن تأکید دارند این است که امام حسن مجتبی(ع) از زمانی که خلافت مسلمانان را به دست گرفت با توجه به مخالفت خودش با سیاست‌های امیرالمؤمنین(ع) و اینکه جنگ‌های داخلی را مشروع نمی‌دانست، از همان ابتدا درصدد بود به هر نحوی شده زمینه را به گونه‌ای فراهم و هموار کند که به نتیجه دلخواه خودش که همان صلح است، برسد؛ البته ما عقاید این گروه را کاملاً نفی کرده و به آن‌ها می‌گوییم مستندات شما نادرست هستند و برداشت شما کاملاً ناصحیح است و قرائت اشتباهی از جریان‌های رخ داده به حساب می‌آید.

در مقابل، عده دیگری معتقدند که سیاست‌های امام حسن مجتبی(ع) کاملاً با سیاست‌های امیرالمؤمنین(ع) منطبق بوده است و ایشان جهاد با معاویه را جزو اولویت‌های اول خودشان قرار دادند و در این مسیر هیچ‌ گونه مماشاتی نداشتند و هیچ برنامه‌ای برای تعامل و صلح با معاویه تعریف نکرده بودند یعنی در حقیقت حکومت معاویه را اصلاً مشروع نمی‌دانستند.

 

شرایط حاکم بر جامعه عراق در زمان حکومت امام مجتبی(ع)

امام علی(ع) فرمود زیر و بم نحوه برخورد با معاویه را بررسی کردم و متوجه شدم دو راه بیشتر ندارم؛ یا باید با معاویه جهاد کنم و یا با او صلح کنم و به آنچه حضرت محمد(ص) آورده است، کافر شوم؛ یعنی نحوه برخورد با معاویه تا این اندازه عمیق و بغرنج بود؛ البته ائمه(ع) نصیحت‌هایی به معاویه می‌کردند اما معاویه زیر بار نصیحت‌ها نمی‌رفت. امام حسن مجتبی(ع) نیز همچون پدرشان در ابتدای راه نامه‌های متعددی برای معاویه نوشتند که نگارش و ارسال این نامه‌ها زمان برد. در این میان برخی از افراد می‌گویند چرا امام حسن مجتبی(ع) از ابتدا با معاویه جهاد نکرد؟

چهار مسئله را مطرح می‌کنم تا بدانید پیش از خلافت امام حسن مجتبی(ع) و در زمان خلافت ایشان چه شرایطی بر جامعه عراق حاکم بود؛ یکی از این مسائل تجربه مردم عراق در برخورد با معاویه پس از حکمیت بود. در جریان جنگ صفین خوارج از سپاه امام(ع) خارج شده بودند و تیغ‌ها و شمشیرهایی را که باید به طرف دشمن مشترک بیرونی نشانه بگیرند، به طرف حکومت امیرالمؤمنین(ع) نشانه گرفتند. این موضوع اختلاف داخلی عمیقی میان مردم عراق ایجاد کرد و ضربه مهلکی را به حکومت امیرالمؤمنین(ع) زد به گونه‌ای که پیروزی شیرین جنگ صفین با حکمیت به شکست تبدیل شد. پس از این نتیجه دلخواه خوارج از حکمیت بدست نیامد و خواسته آن‌ها محقق نشد. سپس با پافشاری خوارج به خواسته‌هایشان جنگ نهروان شکل گرفت. جاسوسان معاویه این اطلاعات را به معاویه رساندند و معاویه با توجه به اطلاعاتی که به دستش رسیده بود متوجه شد که جنگ بیرونی امام علی(ع) به جنگ داخلی تبدیل شده است یعنی امیرالمؤمنین(ع) روبه‌روی بخشی از سپاهیان خود قرار گرفته و جنگ نهروان اتفاق افتاده است. با توجه به این امر می‌توان گفت کمر حکومت امام علی(ع) پس از حکمیت شکست.

 

مکاتبات اشراف عراق با معاویه و خیانت برخی از کارگزاران

مکاتبات پنهانی سران و اشراف قبایل با معاویه را می‌توان دومین تجربه مردم عراق پس از حکمیت دانست. سران و اشراف قبایل که بخشی از آن‌ها در کربلا هم حاضر شدند، با معاویه مکاتبه کردند و چون دل خوشی از حکومت امیرالمؤمنین(ع) نداشتند و با توجه به اینکه نتوانسته بودند امتیازات دلخواهشان را از امام علی(ع) بگیرند و به نوعی از او ضربه خورده بودند، در جریان مکاتبات خود با معاویه گفتند ما حاضریم با تو باشیم و امنیت خود و قبایلمان را تأمین کنیم.

خیانت برخی از کارگزاران که به معاویه می‌پیوستند یکی دیگر از تجارب مردم عراق پس از حکمیت بود. از طرف دیگر عراق پس از شهادت امام علی(ع) آشفته شد. در روایتی چنین آمده است که وقتی امیرالمؤمنین(ع) به شهادت رسید، مردم عراق مثل گله گوسفندی که گرگ به آن‌ها زده باشد، چنان هراسان و پریشان شده بودند که به هر طرفی می‌رفتند. براساس این روایت؛ شهادت امام علی(ع) سبب شد سپاهیانی که برای جنگ صفین رفته بودند به کوفه بازگردند اما مانند گله‌ای بی‌چوپان بودند که چوپانشان را از دست داده و گرگ‌ها از هر سو به آن‌ها حمله کرده باشند. امام حسن(ع) در آغاز خلافت خود وضعیت عراق را چنین دید.

جاریه بن قُدامه، صحابی پیامبر اکرم(ص) و یکی از یاران امام علی(ع)، در زمان شهادت امیرالمؤمنین(ع) در کوفه نبود. او از طرف امام علی(ع) برای سرکوبی سپاهیانی که معاویه به شهرهای  اطراف می‌فرستاد تا آن‌ها را ناامن کند (الغارات) اعزام شده بود. جاریه که پس از بازگشت به کوفه متوجه شد امام علی(ع) به شهادت رسیده است، به امام حسن مجتبی(ع) می‌گوید چرا نشسته‌اید و نیرویی برای تکمیل و اتمام پیروزی صفین اعزام نمی‌کنید؟ امام حسن مجتبی(ع) فرمود: اگر ۱۰درصد از مردم این نگاه و نظر تو را داشتند، من همین حالا اقدام می‌کردم.

 

رخوت سپاهیان کوفه در همراهی امام مجتبی(ع)

امام حسن مجتبی(ع) نیاز ندارد که در ساباط و مدائن خیانت سپاهش را ببیند. ایشان پس از نامه‌نگاری با معاویه با خواندن یک خطبه در مسجد کوفه اعلان جنگ و جهاد کرد؛ در این زمان به جای آنکه جوابی از سران سپاه خودش یا قبایل بشنود، با سکوت مواجه شد و این سکوت تا اندازه‌ای افتضاح و ناجور بود که به نظر می‌رسید ادامه سکوتی بود که مردم در برابر خطبه‌های امام علی(ع) داشتند. چنین سکوتی چنان پیام سردی داشت که خطبای شیعه مردم را به دلیل سکوتشان در مقابل دستور امامشان سرزنش کردند و سپس آن‌ها را به جهاد علیه معاویه فراخواندند و با توجه به این امر، حرکتی با مشارکت تعداد نه ‌چندان زیادی از مردم شکل گرفت اما هنوز سپاه به ساباط و مدائن نرسیده بود که امام حسن(ع) با اینکه پیشقراولان سپاهش را برای جلوگیری از حرکت سپاهیان معاویه فرستاده بود و خود برای جمع کردن نفرات بیشتری برای سپاهش به سمت مدائن می‌رفت، به دلیل اختلافاتی که بین سپاهش افتاد، زمینگیر شد.

یکی دیگر از دلایل زمینگیر شدن امام حسن(ع) در ساباط و مدائن انتشار زمزمه‌های رخوت در میان سپاهیانش بود البته ما دقیقاً نمی‌دانیم که امام(ع) در چنین شرایطی، چه اتفاقاتی را تجربه می‌کرد؛ فقط در یک منبع آمده است که وجود شمربن ‌ذی‌الجوشن دلیل آشفتگی سپاه امام حسن مجتبی(ع) در ساباط و مدائن بود. برخی افراد معتقدند که شمر جزو خوارج بود اما من این ادعا را قبول ندارم و باور دارم که شمربن‌ ذی‌الجوشن از زمان جنگ صفین جزو مخالفان اهل‌ بیت(ع) شد و به همراه اشرافی که پیش از آن با معاویه به صورت پنهانی مکاتبه کرده بودند، در سپاه امام حسن(ع) مأمور از هم پاشیدن آن بود.

امام حسن مجتبی(ع) در چنان شرایطی باید مسیری را انتخاب می‌کرد؛ زیرا اگر اقدامی نمی‌کرد، پیشقراولان سپاهش که تا الانبار رفته بودند در کوفه محاصره می‌شدند و در چنین شرایطی هیچ کس نمی‌توانست تضمین کند که معاویه جنایتی انجام ندهد و نمی‌شد از او انتظار داشت که تقاص صفین را از سپاهیان امام حسن مجتبی(ع) نگیرد. از طرف دیگر به نظر نمی‌رسید که در چنین شرایطی معاویه امتیازی به شیعیان بدهد؛ بنابراین امام دوم شیعیان به نوعی مانور نظامی کرد تا از فاجعه عظیمی که نزدیک بود اتفاق بیفتد جلوگیری کند. ایشان در جریان این مانور نظامی امتیازاتی را از معاویه برای شیعیان گرفت و دست معاویه را برای مردم رو کرد.

منبع: روزنامه قدس

برشی از یک کتاب | حوادث تشییع و تدفین حسن بن علی(ع)

امام مجتبی(علیه‌السلام) وقتی به شهادت رسید، در اوج غربت و مظلومیت بود، و شروع امامت سید الشهدا(علیه‌السلام) با اقبال عمومی‌مردم حضرت همراه شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ طبق وصیت حضرت، محل دفن ایشان در کنار مرقد رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تعیین شد. بنابراین، باید طبق وصیت عمل کرد و معلوم است که هیچ مقاومتی از سوی مردم صورت نمی‌گیرد. اینجاست که عایشه به میدان می‌آید و می‌گوید من اجازه نمی‌دهم او در خانه من دفن شود.

بهانه‌ی او هم این است که شما اجازه ندادید عثمان در قبرستان مسلمین دفن شود و من هم اجازه نمی‌دهم حسن بن علی(علیه‌السلام) در کنار پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دفن شود.(۱) عایشه همان کسی است که هنگام محاصره منزل عثمان توسط مردم، آن تعابیر تند و زشت را درباره او به کار برد(۲) و حالا پیراهن عثمان را برای از بین بردن حق دیگری از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به اهتزاز درآورده است.

مردم مبهوت و متحیر شاهد این نزاع هستند. ابن عباس رو به عایشه_قریب به این مضامین_ می‌گوید:

تجملتِ تفرستِ و لو عشتِ تفیلت/ لکِ التُسع من الثُمن و بالکل تصرفتِ(۳)

کار به جایی رسید که افرادی چون سعد ابی وقاص، ابوهریره و انس بن مالک برای دفاع از پیکر حضرت اقدام کردند. ابوهریره می‌گویند: خودم از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شنیدم که: «الحسن والحسین سیّد شباب اهل الجنة»؛(۴) حسن و حسین(علیه‌السلام) سروران جوانان بهشت هستند.»

اولین جایی که این حدیث_ آن هم ناخواسته_ نقل شد در همین واقعه است. بنی‌امیه به سوی جنازه تیراندازی می‌کنند.(۵) سیدالشهدا(علیه‌السلام) دستور می‌دهد که مردم جنازه را به سمت بقیع مشایعت کرده و در آنجا دفن کنند.(۶)

مردمی‌که روزها شاهد برخوردهای کریمانه و مهربان مردی بودند که در سختی‌های نامهربان روزگار، کمک‌های مادی و معنوی اش تلخی‌ها را برایشان شیرین می‌کرد، عزادار و نگران، پیکر مطهر حضرت را تا بقیع همراهی می‌کنند.

امام مجتبی(علیه‌السلام) از جنازه خود نیز برای بی آبرویی دستگاه بنی امیه کمک می‌گیرد. او که در دوران حیاتش از هر اقدام آشکار و پنهان برای زدودن نقاب نفاق از چهره یاران سقیفه بهره برده بود، از پیکر خویش نیز به نفع جریان اسلام اصیل استفاده کرد.

حضرت وصیت کرده بود در صورتی که مقاومت صورت گرفت، کسی دست به اسلحه نبرد. او نمی‌خواست با این برخوردها و کشمکش‌ها، امام حسین(علیه‌السلام) مبتلا به وضعیتی شود که نیازمند تحمل فشار و دغدغه‌های وارده از سوی معاویه باشد.

این مسئله نیاز به گفتن نداشت که یک هشتم از این خانه برای همسران رسول خداست و باقی مانده آن به فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) به ارث رسیده است. پس از شهادت صدیقه طاهره(سلام‌الله‌علیها) این خانه برای بچه‌های اوست.

به هر تقدیر، جنازه را تیر باران کردند و پایان تلخی را برای پیکر مطهر سبط اکبر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رقم زدند. از تشییع حضرت با آن جلال و شکوه، دو نکته را به وضوح می‌توان فهمید.

اول این‌که اضطراب معاویه بدون دلیل نبوده و حسن بن علی(علیه‌السلام) در صورتی که زنده می‌ماند، خواب خوش بر معاویه حرام می‌شد.

دوم این‌که در این ۹ سال، حضرت در میان مردم به خوبی اثرات شکست شخصیتی و تبلیغات سوء را از میان برده و راه را برای حرکت حسین بن علی(علیه‌السلام) به خوبی هموار کرده بود.

امام مجتبی(علیه‌السلام) وقتی به امامت رسید، در اوج غربت و مظلومیت بود، و شروع امامت سید الشهدا(علیه‌السلام) با اقبال عمومی‌مردم حضرت همراه شد.

انتهای پیام/

منبع: تبار انحراف3(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، جریان شناسی انحرافات تاریخی، از پایان حکومت حضرت امیرمؤمنان(ع) تا پایان قیام مختار، صص55-57 (ناشر: کتابستان معرفت.)

پی نوشت؛

1 الطبقات الکبری، خامسه 1، صص355-356

2 الایضاح، صص516-517

3 الارشاد، ج2، ص17-190

4 انساب الاشراف، ج3، ص60

5 مناقب آل ابی طالب، ج3، ص204-205

6 الفتوح، ج4، ص319-321

پرسش از استاد | اقدامات حسنین(ع) در زمان معاویه

پرسش شما: چرا معاویه همزمان اقدام به شهید کردن امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نکرد؟

 

پاسخ استاد: جریان سقیفه پس از به‌قدرت‌رسیدن، چهار هدف را دنبال می‌کرد که اولین آن، حذف امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بود. بعد از شهادت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) دوباره جریان سقیفه به قدرت رسیده است.

جریان سقیفه در این برهه هم برنامه حذف امام حسن(علیه‌السلام) و امام حسین(علیه‌السلام) را در دستور کار خود قرار داده است؛ منتهی لبه هجوم این جریان، به‌سوی امام حسن(علیه‌السلام) است؛ چون امام حسین(علیه‌السلام) با وجود و حضور امام حسن(علیه‌السلام) سکوت مطلق است.

در زمان حیات امام حسن(علیه‌السلام) هرکس به امام حسین(علیه‌السلام) رجوع می‌کرد، حضرت آنها را به برادر خود ارجاع می‌داد و بنابراین، جریان حاکم، توجیهی برای حمله به امام حسین(علیه‌السلام) نداشت. حتی بعضی اوقات، معاویه عده‌ای از مردم کوفه را تحریک می‌کرد که به نزد امام حسین(علیه‌السلام) رفته و به ایشان بگویند که برادر تو صلح‌نامه را امضا کرده و در مقابل معاویه کوتاه آمده است و ما می‌خواهیم با تو بیعت کنیم.

معاویه این کار را می‌کرد تا همزمان، هر دو امام را فعال کند تا بتواند آنها را با هم از جلوی راه خود بردارد. اما امام حسین(علیه‌السلام) در همه این موارد سکوت کرده و مردم را به برادر خود ارجاع می‌داد.

بنابراین تمام هدف نظام حاکم این بود که امام حسن(علیه‌السلام) را حذف کند. نظام حاکم در آن‌‍‌‌‌زمان یک سیطره خبری کاملی بر جهان اسلام داشت؛ چون تمام امامان جمعه، حقوق‌بگیر معاویه هستند و منویات او را در نماز جمعه بازتاب می‌دهند. این مطلب را بدانید که تنها رسانه دینی در آن‌زمان، نماز جمعه بود.

معاویه از این خطبه‌ها استفاده می‌کرد تا مطالبی را به مردم ارائه کند و زمینه برای حذف امام حسن(علیه‌السلام) ایجاد شود. امامان جمعه منصوب از طرف معاویه، مأمور شده بودند تا برای عثمان فضیلت‌تراشی کرده و از آن‌طرف، امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) را به عنوان قاتل عثمان معرفی کرده و مورد طعن و لعن قرار دهند.

هدف معاویه از تخریب چهره امیرالمومنین(علیه‌السلام) این بود که به این وسیله، جایگاه امام حسن(علیه‌السلام) را در میان مردم مخدوش کند تا اگر روزی دست به ترور حضرت زد، صدای اعتراض از کسی بلند نشود.

بنابراین وقتی امام حسن(علیه‌السلام) زنده بودند، هیچ حضوری از امام حسین(علیه‌السلام) در مسجدالنبی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دیده نمی‌شود؛ یعنی امام حسین(علیه‌السلام) در آن‌زمان برای امام حسن(علیه‌السلام) یک نیروست و خودش هیچ ظهور و بروزی ندارد. پس دلیلی ندارد که معاویه به کشتن ایشان اقدام کند. اما به محض این‌که امام حسن(علیه‌السلام) به شهادت می‌رسد، جایگاه ایشان در مسجدالنبی(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به امام حسین(علیه‌السلام) می‌رسد.

انتهای پیام/

منبع: جلسه چهل و نهم تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(1395/08/05)

برشی از یک کتاب | چرا یزید از صدمه زدن به امام سجاد(ع) منصرف شد؟

مدیریت سیدالشهدا(علیه‌السلام) و بعد از واقعه عاشورا، سازمان یهود و عقبه‌های داخلی آنان در شام دچار چنان بحرانی شدند که در تفکر و تصمیم گیری به شدت سردرگم و درمانده گشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ با تمام شدن وقایع کربلا و بازگشت کاروان اسرا به مدینه و تحولات به وقوع پیوسته ناشی از این حادثه عظیم، بررسی تأثیر این واقعه عظیم در دنیای اسلام نیز از موضوعات مهمی است که باید به آن پرداخت. لذا در این خصوص بحث را در سه محور دنبال خواهیم کرد؛

1 - سرنوشت یزید و حکومت وی

2 سوء استفاده کنندگان از واقعه عاشورا

3 درهم ریختگی حکومت اسلامی و چگونگی حفظ حاکمیت مرکزی اسلام

 

سرنوشت یزید و حکومت وی

بعد از عاشورا با آمدن کاروان اسرا به کوفه و افشاگری امام سجاد(علیه‌السلام) و حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) کوفه دچار بحرانی شد که اثرات این بحران را می‌توان در قیام توابین و مختار و سایر قیام‌ها مشاهده کرد.

شام هم بلافاصله با ورود کاروان اسرا به آن دیار و افشاگری امام سجاد(علیه‌السلام) به گونه‌ای دچار بحران گشت که یزید جایگاه خود را در افکار عمومی تا حد زیادی از دست داد و از قدرت لازم در اداره حکومت بی‌بهره شد.

به همین جهت هم دستور داد با اسرا با ترحم و محبت رفتار شود و تصمیم گرفت در کمترین زمان ممکن و با احترام آنان را به مدینه منتقل نماید که این خود گویای وجود بحران در شام است.

به دنبال آن دو شهر(کوفه و شام) و بعد از بازگشت اسرا به مدینه در ابتدای سال ۶۲ قمری و تحولات ناشی از افشاگری امام سجاد(علیه‌السلام) در آن شهر، مدینه هم دچار بحران شد.

با ایجاد بحران در مدینه عبدالله بن زبیر هم اعتراضات خود را در مکه بر ضد یزید آغاز کرد. عبدالله بن زبیر همراه با عبدالله بن عمر، فرزند ابوبکر و امام حسین(علیه‌السلام) جزو چهار نفری بودند که بعد از مرگ معاویه با یزید بیعت نکردند و او در همان زمان بعد از آنکه با یزید بیعت ننمود به مکه آمد.

ولی در آن زمان از آنجایی که آن سه نفر برای سازمان یهود و جریان نفاق تهدیدی محسوب نمی‌شدند به بیعت نکردن آن‌ها هم عکس العمل خاصی صورت نگرفت و حواس یزید و دشمنان واقعی اسلام یعنی سازمان یهود معطوف به امام حسین(علیه‌السلام) شد. چرا؟

زیرا تداوم خط اسلام پس از علی بن ابیطالب(علیه‌السلام) و امام حسن(علیه‌السلام) با مدیریت امام حسین(علیه‌السلام) ادامه یافته بود و آنان باید ابتدا مشکل خودشان را با ایشان حل می‌نمودند تا موفق به رسیدن به اهداف خود در محو اسلام شوند و بتوانند برنامه براندازی اسلام را به دست یزید عملیاتی کنند.

آن‌ها به خوبی می‌دانستند که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: امامان بعد از من ۱۲ نفر هستند که اولین ایشان علی بن ابیطالب(علیه‌السلام) و آخرین آن‌ها القائم(مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است و همگی را با نام معرفی کردند.(1)

علاوه بر آن یهود هم به حسب اطلاعات مندرج در تورات، از وجود ائمه(علیهم‌السلام) و جایگاه و نقش و جریان حرکت آنان آگاه بود، زیرا در تورات در سفر پیدایش در باب ۱۷ آیه ۲۰ آمده است: اما در مورد اسماعیل(علیه‌السلام) نیز تقاضای تو را اجابت نمودم و او را برکت خواهم داد و نسل او را چنان زیاد خواهم کرد که قوم بزرگی از او به وجود آید. ۱۲ امیر از میان فرزندان او بر خواهند خواست.(2)

لذا مشکل اصلی آنان امام حسین(علیه‌السلام) بود نه سه نفر دیگر، گرچه ممکن است در مخالفت آنان با یزید این سه نفر هم ابزار دست آنان بوده باشند. هنگامی که امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا به شهادت رسیدند، اوضاع بلاد اسلامی در کوفه، مدینه، مکه و شام چنان بحرانی شد که یزید دیگر فرصت پرداختند به عبدالله بن زبیر را پیدا نکرد.

به عبارت دیگر تنها نگرانی سازمان یهود معطوف به حل بحران شام شد و برای برخورد با عبدالله بن زبیر توانا لازم را نداشت. به طور کلی می‌توان گفت با مدیریت سیدالشهدا(علیه‌السلام) و بعد از واقعه عاشورا، سازمان یهود و عقبه‌های داخلی آنان در شام دچار چنان بحرانی شدند که در تفکر و تصمیم گیری به شدت سردرگم و درمانده گشتند و از تصمیم گیری صحیح در برنامه‌های خود عاجز ماندند.

زیرا آنان اگر می‌توانستند درست فکر کنند برای کنترل اوضاع باید امام سجاد(علیه‌السلام) را در شام به شهادت می‌رساندند، اما به جهت در هم ریختگی، امام(علیه‌السلام) از شام زنده برگشتند و چنانچه سؤال شود که چرا عمرو سعد و عبیدالله در کربلا و کوفه به حضرت(علیه‌السلام) صدمه‌ای نزدند، به این دلیل بود که در آن زمان اهداف واقعی یزید کماکان بر سایر بلاد آشکار نشده بود و آن‌ها توجیه نبودند و نمی‌دانستند که باید امام زین العابدین(علیه‌السلام) را همانجا به شهادت برسانند.

در حالی که سازمان یهود و یزید خوب می‌دانستند تا این نسل برچیده نشوند امکان براندازی وجود ندارد و برای تحقق براندازی باید امام سجاد(علیه‌السلام) را هم به قتل برسانند.

منبع: کتاب ثاقب جلد1، نگاهی تحلیلی به تاریخ صدر اسلام، مؤلف حجت‌الاسلام والمسلمین طائب، تحقیق و نگارش محمدمهدی حامدی، چاپ اول سال 95، انتشارات رشید، صص 142-145

پی نوشت؛

1 شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج28، ص347

2 سفر پیدایش یا برشیت نخستین بخش از کتاب مقدس و اولین کتاب از اسفار پنجگانه یا تورات است.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.