پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

یادداشت | جنگ نرم صهیونیست علیه ایران

رژیم صهیونیستی نه قادر به ضربه و اقدام آشکار سخت است و نه حاضر به تداوم اقدام نرم. بلکه در قالب ضربه هوشمند در هنگام ضرورت وارد اقدامات آشکار، خشنونت بار و عریان می‌شود و به موازات آن به گفتمان سازی علیه شیعه و ایران مبادرت نموده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ رژیم اشغالگر قدس در صدد گفتمان سازی است تا فلسفه وجودی جمهوری اسلامی ایران و مبانی اعتقادی مردم و جامعه را از بین ببرد و سپس با برداشتن موانع موجود در سر راه خود به راحتی بتواند به ایران ضربه بزند و در همین راستا با جاسوسی از افراد خاص، مراکز و اماکن حیاتی و حساس نیز استفاده مطلوب را می‌برد تا پشتوانه لازم را در اقدامات مورد نظر در عرصه جنگ نرم ایجاد نماید و هم افزایی لازم را داشته باشد.

رژیم اشغالگر قدس، انقلاب اسلامی ایران را بنا به سه دلیل منافی امنیت ملی خود قلمداد می‌کند؛

1 جمهوری اسلامی ایران پشتیبان اصیل و پایدار محور مقاومت و تجربه حزب الله لبنان و گروه‌های فلسطینی شاهد این مدعاست.

2 - جمهوری اسلامی ایران نه به حکم مصلحت که طبق اصول اولیه خود(از 15 خرداد 42) تاکنون مدافع آرمان فلسلطین بوده است.

3 - جمهوری اسلامی ایران در فضای منطقه‌ای و نزد بازیگران فرا منطقه ای وجهه‌ای مقبول و منزلتی فزاینده یافته است.

بنابراین رژیم اشغالگر قدس هر گونه توفیق و برد جمهوری اسلامی ایران را باخت خود قلمداد می‌کند و برای تعریف فضایی بدون ایران و علیه ایرانف انواع فنون و تدابیر را به کار گرفته است.

فعالیت بی سابقه لابی صهیونیسم در کریدورهای قدرت غربی‌ها(بخصوص کنگره آمریکا و کاخ سفید) برای اعمال شدیدترین و پیچیده‌ترین تحریم‌ها را علیه ایران تدارک دیده و در راستای مقابله با انقلاب اسلامی ایران مسیرهای بسیار پرمخاطره و حساسی را طی نموده که عمده‌ترین آن‌ها عبارتند از:

1 - کمک به سازمان دهی و توان رزمی گروه‌های ایدئولوژیک و تکفیری مانند داعش و النصره.

2 - ترور مستقیم دانشمندان هسته‌ای و ربایش محققان و اسناد و اطلاعات آنان.

3 - حمایت از حرکت‌های براندازانه و آشوب‌های خیابانی.

4 - نبرد سایبری و کاربست بدافزارهای مخرب در تأسیسات فنی حیاتی ایران.

5 - همسویی با محورسازی با رژیم اشغالگر قدس با هدف انزوای دیپلماتیک ایران.

رژیم صهیونیستی به دلیل ناکامی در مهار مقاومت و نیز عطف توجه به وجود و گستردگی سوژه‌ها آسیب پذیر در ایران، تمرکز و شدت اقدام خود را از تبلیغات صرفا رسانه‌ای، به ضربه هوشمند تبدیل کرده است.

بدین منظور که این رژیم نه قادر به ضربه و اقدام آشکار سخت است و نه حاضر به تداوم اقدام نرم. بلکه در قالب ضربه هوشمند در هنگام ضرورت وارد اقدامات آشکار، خشنونت بار و عریان می‌شود و به موازات آن به گفتمان سازی علیه شیعه و ایران مبادرت نموده است. بدین ترتیب در صدد تحول رفتار و ساختار در ایران بوده است.

خبرگان منتخب با اکثریت قاطع این فرضیه را تأیید کردند که اصلی‌ترین راهبرد و اقدام اطلاعاتی رژیم اشغالگر قدس، نه حمله گسترده زمین(نمونه لبنان) یا حمله هوایی برق آسا(از نوع اوزیراک علیه عراق) بلکه گفتمان سازی اجتماعی علیه منزلت شیعه در جهان اسلام به ویژه در جهان عرب است.

این رژیم از مرحله تبلیغ صرفا رسانه‌ای به سمت ایران هراسی هوشمند تغییر تاکتیک داده است تا شیعیان را به مثابه خصمی فعال، جایگزین صهیونیسم نماید. علاوه بر آن رژیم صهیونیستی اسرائیل به حمایت رسانه‌های خوش مخاطب در صدد راهبرد سه مرحله ای انگشت نماسازی، رسواسازی و سرنگون سازی علیه منافع حیاتی و موجودیت جمهوری اسلامی ایران بوده است.

مهم‌ترین زمینه‌ها و محرکه‌هایی که رژیم صهیونیستی را ترغیب به سیاست ایران هراسی و شیعه گریزی می‌کند، نفوذپذیری آسان و فراوان حوزه اقدام رژیم صهیونیستی اسرائیل است. بخشی از این نفوذپذیری، طبیعی است و به منطق و آهنگ شبکه‌های مجازی بر می‌گردد، اما برخی دیگر از اقدامات و تدارکات این رژیم، معلول سه رویه معیوب زیر است.

1 گستردگی سوژه‌های حساس و مراقبت ناکافی نظام حفاظتی ایران از آن‌ها

2 توجیه اندک سوژه‌ها.

3 ضعف گفتمان سازی نهادهای مسئول برای ارتقای مشروعیت سیاسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.

واقعیت این است که رژیم اشغالگر قدس به دنبال براندازی حکومت جمهوری اسلامی ایران است و این موضوع را بارها از طریق تریبون‌های رسمی و غیر رسمی این رژیم عنوان و مطرح شده است، لذا امری پوشیده و نهان نیست؛ چرا که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حکومت جمهوری اسلامی ایران به صراحت رژیم اشغالگر قدس را رژیمی غاصب و فاقد وجاهت قانونی اعلام نمود. امام راحل نیز این رژیم را غده سرطانی برشمرده است که باید از صحنه روزگار محو شود.

چنین موضع‌گیری‌هایی که برخواسته از عمق باورهای دینی و اسلامی و استراتژیک بوده است، باعث گردیده تا رژیم صهیونیستی اسرائیل در صدد اقدامات تلافی جویانه برآید و اقدامات همه جانبه‌ای را علیه ایران برنامه ریزی و تدارک ببیند.

نویسنده: محمد راد

انتهای پیام/

یادداشت | یهودیان ایران در زمان پهلوی

فعالیت سیاسی یهودیان ایران در دوران پهلوی بیشتر در راستای تقویت دولت اسرائیل بود؛ زیر فعالیت‌های صهیونیستی در ایران قانونی اعلام شده بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ ایران همواره مورد توجه یهودیان بوده است. در حکومت پهلوی(1979-1925) دولت ایران بر ارزش‌های ملی و دوران پیش از اسلام تأکید کرد و نام پارس، در مجامع بین‌المللی به ایران تبدیل شد. این جریانات سبب افزایش قدرت یهودیان ایران را به همراه داشت و اولین یهودی به مجلس راه یافت.

اقلیت یهود به ویژه پس از رضاخان تا زمان سقوط محمدرضا پهلوی از جایگاه بسیار ممتازی در کشور ایران برخوردار بودند و در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اطلاعاتی و اقتصادی سیطره و تسلط داشته‌اند که این امر با اسناد و مدارک به راحتی قابل اثبات است.

در دهه 1350 حدود 22 شهر ایران، یهودی نشین بوده‌اند و جمعیت آنان صدهزار نفر تخمین زده می‌شد. پس از روی کار آمدن حکومت پهلوی، مؤسسه آلیانس اسرائیل شعبه‌هایی در تهران و اصفهان ایجاد کرد و وضع یهودیان بهتر از قبل شد.

وضعیت اقتصادی یهودیان خوب بود و سرمایه داران عمده ایران، یهودیان بودند. در تهران دارای کنیسه‌هایی بودند و نشریاتی از مرداد سال 1320 به بعد انتشار می‌دادند که به زبان فارسی چاپ می‌شد.

فعالیت‌های مذهبی یهودیان ایران، در دهه پنجاه در مراسم مذهبی خودشان منحصر بود. یهودیان ایران نسبت به دین خود شناخت کمی داشتند؛ زیرا آنان از مراکز اصلی یهودیت جدا شده بودند.

در دهه 1960 معلمان دینی از اسرائیل برای تقویت آموزش دینی به ایران آمدند. فعالیت سیاسی یهودیان ایران در دوران پهلوی بیشتر در راستای تقویت دولت اسرائیل بود؛ زیر فعالیت‌های صهیونیستی در ایران قانونی اعلام شده بود. فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی یهودیان، شامل محافل و انجمن‌ها و مؤسسات فرهنگی می‌شد.

یهودیان در دوران سلطنت پهلوی در عرصه اقتصادی کشور ما بسیاری از شرکت‌ها، کارخانه‌ها، مراکز صنعتی، مراکز تولیدی و بازرگانی را در دست خود داشتند. شرکت‌هایی که اسامی آن‌ها در اسناد تاریخی وجود دارد.

بسیاری از شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ داخل کشور در اختیار یهودی‌ها با نام و اسامی مشخص بود و این‌ها همگی به جز شرکت‌های صهیونیستی و یهودی غیر ایرانی بود که در کشور ما نمایندگی داشتند.

همچنین در بسیاری از مراکز بانکی و پولی ایران، یهودی‌های ایرانی نقش و حضور بسیار فعال، تاثیرگذار و قدرتمندی داشتند. بسیاری از صرافی‌ها و مراکز تبدیل و تعویض پول خصوصا در چهارراه استانبول خیابان فردوسی تهران در دست آن‌ها بود.

یهودیان به دلیل موقعیت خاص و ویژه‌ای که در دوران پهلوی داشتند و حمایت و پشتیبانی سلطنتی، آن‌ها به طور آزاد بدون هیچ مانع و مشکلی در همه حوزه‌های سیاسی، سیاست‌گذاری تا دربار نفوذ، حضور و نقش داشتند.

آن‌ها در دربار نیز رفت و آمد آزاد و کاملی داشتند. ما اسنادی داریم که بر اساس آن از سال ۱۳۲۸ که دولت پهلوی اسرائیل را به رسمیت می‌شناسد، اقتصاد ایران در دست یهودی‌ها بود و تمام این مباحث در قالب اسناد محرمانه دولتی آن زمان وجود دارد. به همین دلیل در دربار و حاکمیت می‌توانستند حضور آزادانه‌ای داشته باشند.

یهودی‌ها از این دوران طلایی به شکل‌های مختلف و در راستای اهداف فرهنگی، مطالبات سیاسی و اقتصادی خود استفاده می‌کردند و در این مسیر از طریق بورس‌بازی‌ها و دلال‌بازی‌ها بهره می‌بردند.

سازمان «آلیانس» از زمان قاجار در ایران فعالیت خود را آغاز کرد و در دوران پهلوی نیز به حیات خود ادامه داد و مدارس آلیانس که بعد‌ها به نام اتحاد مشهور شدند، در سراسر ایران شعبه داشتند که از طریق پرورش یهودی‌ها و غیریهودی‌ها نیرو تربیت می‌کردند.

آژانس یهود که بازوی اجرایی سازمان جهانی صهیونیزم بود، انجمن کلیمیان تهران، سازمان بانوان یهود ایران، سازمان دانشجویان یهود ایران، کانون کِرمِل، انجمن اتفاق، انجمن علمی پزشکان ایران و... نیز از دیگر این سازمان‌های یهودی است که این سازمان‌ها به بهانه‌ فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در داخل جامعه یهود مجوز فعالیت داشتند اما بر اساس اسناد موجود این سازمان‌ها با اسرائیل در راستای آرمان صهیونیزم و اهداف رژیم صهیونیستی و ماشین جنگی در ارتباط بودند و همکاری داشتند و کمک‌های مالی به حساب اسرائیل واریز می‌کردند.

یهودیان در ایران کاملا فعال بودند به گونه‌ای که اسرائیل در ایران سه پایگاه جاسوسی و اطلاعاتی در شمال، غرب و جنوب کشور داشت که در این پایگاه‌ها صد‌ها جاسوس کارکشته را آزادانه در ایران آموزش می‌دادند، سپس این افراد را برای جاسوسی به کشورهای عربی می‌فرستادند. بسیاری از یهودی‌های ایرانی با عناصر اسرائیلی شامل اشخاص، کانون‌ها و پایگاه‌های اسرائیلی در درون‌مرزی و برون مرزی ارتباط و همکاری آزادانه‌ای داشتند.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

منابع:

1 - مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، سازمان‌های یهودی و صهیونیستی در ایران

2 محمدعلی تاج پور، تاریخ دو اقلیت مذهبی یهود و مسیحیت در ایران

یادداشت | تهدیدهای توخالی اسرائیل علیه ایران

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی را دارد و نه توان مقابله. البته برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده و تهدید به حمله نظامی کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چگونگی مواجهه و رویارویی ایران اسلامی و رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که سیاستمداران درباره آن به بحث پرداخته و درباره آن تحلیل‌های مختلفی را ارائه می‌دهند. به ویژه این‌که ایران روز به روز در حال قدرتمندتر شدن به ویژه در عرصه نظامی می‌باشد. حال پرسش این است تأثیرات ایران قدرتمند نظامی بر اسرائیل چیست؟

 

حقیقت اول

نه غرب و نه اسرائیل نمی‌تواند مانع قدرت نظامی ایران شود. ایران قدرتمند منطقه خاورمیانه را قدرتمند می‌کند و منابع غرب را تهدید و سایه ترس را بر سر اسرائیل می‌افکند. ایران قدرتمند معادلات جهانی را بر هم ریخته و زندگی را برای صهیونیست‌ها به جهنم تبدیل می‌کند.

 

حقیقت دوم

نه غرب و نه اسرائیل امروز نمی‌توانند به صورت نظامی به رویارویی با ایران بیایند. جنگ علیه ایران، جنگ منطقه‌ای گسترده‌ای را به راه خواهد انداخت که جان هزاران اسرائیلی را به خطر می‌اندازد! حمله نظامی به ایران جنگی دائمی علیه دولت یهودی و به تعبیر درست‌تر رژیم صهیونیستی به دنبال خواهد داشت. همچنین حمله نظامی به ایران بحران اقتصادی جهانی را در پی خواهد داشت.

 

حقیقت سوم

غرب و اسرائیل راه دیگری را برای مهار ایران انتخاب کرده و می‌کند و آن راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی است. البته به اعتقاد خودشان این تهدید ایران را از بین نمی‌برد؛ ولی آن را به تأخیر می‌اندازد و دندان‌هایش را از کار می‌اندازد! این امر(تحریم اقتصادی و فعالیت‌های مخفی)، همکاری نزدیک و جدی میان انگلستان، فرانسه و اسرائیل را می‌طلبد. آمریکا هم سهم خود را دارد. آلمان و ایتالیا هم در پشت صحنه پشتیبان هستند.

 

حقیقت چهارم

جدای از راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی، غرب و اسرائیل به تداوم تهدید به حمله نظامی نیز ادامه می‌دهند. چون اسرائیل توان حمله نظامی به ایران را ندارد، سعی می‌کند همیشه خود را آماده جنگ نشان دهد.

 

حقیقت پنجم

مدیریت استراتژیک حاکم بر مسأله ایران در اسرائیل، نیازمند اعتماد کامل میان سطوح سیاسی و امنیتی اسرائیل است که این اعتماد حالا وجود ندارد.

 

حقیقت ششم(نتیجه)

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی به ایران را دارد و نه توان متحد کردن غرب و آمریکا برای این حمله را. البته اسرائیل برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده، ایران را تهدید به حمله نظامی کند و از ابزارهای تحریم نیز بهره ببرد، ولی حقیقت این است که روز به روز به سمت نابودی در پیش است. درست است که ایران اسلامی در پیچ تاریخی قرار داشته و روز به روز حلقه تحریم فشرده‌تر می‌شد ولی به فضل الهی این پیچ را هم عبور می‌کند ولی شکی در از بین رفتن اسرائیل نیست.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

تحلیل | لابی صهیونیسم در آمریکا

اختلافات یا تفاوت منافع بخشی از یهودیان آمریکا با اسراییل که اساسا نوع نگاه و عملکرد اسراییل را مناسب منافع آمریکا و اسراییل نمی‌دانستند و عملا تفکراتی لیبرال و مسالمت آمیز تر نسبت به تفکرات داخل اسراییل داشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ با مطالعه و بررسی‌‌های انجام شده می‌توان گفت لابی صهیونیسم در ایالات متحده آمریکا یکی از لابی‌‌های پر نفوذ و موثر در دستگاه هیئت حاکمه است و یهودیان در آمریکا دیگر اقلیت نیستند بلکه بخشی از اکثریت هستند و اکنون در جامعه آمریکا پذیرفته شده و توانایی دستیابی و پیشرفت دارند. این بررسی نشان داد که یهودیان ایالات متحده از دوران بعد از جنگ ج‌هانی دوم در آمریکا به شکل منظم و تشکیلاتی و با استفاده از پتانسیل‌‌های اکتسابی چون ویژگی انسجام، سازماندهی و سطح نخبگی که وام گرفته از عملکرد و فعالیت ایشان بوده، خاستگاه لابی یهودیان با اعمال نفوذ و تخصیص منابع مادی و معنوی لازم، خاستگاه رسانه ای که به عنوان بازوی قدرتمند اقناع افکار عمومی‌در آمریکا و خاستگاه قدرت یهودیان در حضور در قوای مقننه و مجریه به قدرت موثر در آمریکا دست یافتند.

خصوصیات جامعه یهودی که حاکی از اتحاد و همدلی و حمایت از همدیگر بود، استراتژیک بودن حمایت آمریکا از اسراییل که البته در دوران نیکسون مفهوم جدیدی به خود گرفت. دسترسی آن به منابع قدرت که در حوزه‌‌های سیاست، اقتصاد، رسانه و فرهنگ پراکنده بود، وجود افراد و بروکراسی لایق و کارآمد و مشارکت سیاسی 90 درصدی جامعه یهودی در انتخابات،از عوامل تقویت کننده و قدرت بخش لابی صهیونیسم در ایالات متحده است. هرچند که راهبردی بودن منافع اسراییل و ایالات متحده مهم‌ترین عامل در اثر بخشی توصیه‌‌های لابی در ایالات متحده به شمار می‌رود.

این تعلق استراتژیک با ظهور دولت‌‌های کندی و جانسون و تصدی پست‌‌های حساس توسط یهودیان کم کم زمینه پیدا کرد تا آنجا که در دوران نیکسون از این تعلق به عنوان سرمایه استراتژیک یاد شد. لذا لابی صهیونیست بعد از این دوره است که به سرعت رشد می‌کند و به عنوان عامل تاثیر گذار در صحنه سیاسی، اقتصادی و... ایالات متحده مطرح می‌شود.

شایان ذکر است؛ ایالات متحده آمریکا به صورت رسمی‌فعالیت گروه‌‌های ذی نفوذ (لابی ) را پذیرفته است در این کشور گروه‌‌های فشار متعددی وجود دارند که اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خارجی، هنری و... را دنبال می‌کنند. این گروه‌‌ها خواسته‌‌های خود را به سیاستمداران منتقل کرده و خواستار لحاظ شدن آن در تصمیم گیری‌‌های رسمی‌و سیاسی هستند. البته این گروه‌‌ها براساس قانون آمریکا باید به ثبت هم برسند و کاملا قانونی باشند. حتی کاندیدا‌های ریاست جمهوری آمریکا پیش از برگزاری انتخابات به دیدار چنین گروه‌‌هایی می‌روند و سعی می‌کنند با دادن وعده‌‌هایی مبنی بر تحقق خواسته‌‌هایشان نظر مساعد آنان را برای گرفتن رای جلب کنند. البته باید یادآور شد که این دسته با موجودیت رژیم صهیونیستی مخالف نیستند و به همین دلیل برخی‌‌ها تشکیل این سازمان‌ها را حربه ای از سوی صهیونیسم بین الملل برای حمایت از رژیم صهیونستی تفسیر می‌کنند.

به هر حال در موج جدیدی که طی سال‌های اخیر برای تشکیل سازمان‌های صهیونیستی منتقد رژیم صهیونیستی ایجاد شد، لابی جی استریت در آمریکا از دل لابی بزرگ آیپک به وجود آمده است. پیدایش این سازمان را می‌توان به نوعی در تحولات سال‌های اخیر آمریکا ریشه یابی کرد.

تحولاتی که درباره پیامد‌های منفی حمایت بی قید و شرط امریکا از اسراییل برای منافع ملی امریکا به دنبال آورده است در موارد زیر خلاصه می‌شود:

1 - اختلافات یا تفاوت منافع بخشی از یهودیان آمریکا با اسراییل که اساسا نوع نگاه و عملکرد اسراییل را مناسب منافع آمریکا و اسراییل نمی‌دانستند و عملا تفکراتی لیبرال و مسالمت آمیز تر نسبت به تفکرات داخل اسراییل داشتند.

2 - فشار افکار عمومی‌ناشی از رفتار‌های ضد انسانی و ضد بشری دولت حاکم اسراییل در برخورد با فلسطینیان که هرچه بیشتر صدای سازمان‌‌های حقوق بشر و وجدان بیدار بشری را به درد آورده بود و بیش از پیش رژیم صهیونیستی را منزوی و منفور می‌ساخت.

3 - شکست اسراییل در جنگ 33 روزه، شکست اسراییل در جنگ 22 روزه، گزارش گلدستون، محاصره غزه، حمله به کشتی آزادی و منزوی شدن بیش از حد اسراییل در محافل بین المللی، بحران مشروعیت و هویت اسراییل.

4 - تغییر نگاه دولت مردان آمریکایی با روی کار آمدن اوباما با شعار تغییر و حل بحران خاورمیانه (اسراییل فلسطین ) و مطرح ساختن طرح دو دولت (اسراییلی فلسطینی ) برای پایان دادن به بحران خاورمیانه از جمله عواملی بودند که سبب ایجاد تحول درلابی‌‌های مخالف و لیبرال یهودی در آمریکا و اروپا گشت.

5 - ظهور لابی جی کال در اروپا با همان منطق جی استریت و پیوستن حدود چ‌هار هزار یهودی سرشناس به آن شاخص دیگری بر این تحول است.

6 - مواضع دولت راستگرای بنیامین نتانیاهو مطابق با دیدگاه آیپک و سایر سازمان‌های صهیونیستی راستگرا در امریکاست. این درحالی است که دولت باراک اوباما با چنین دیدگاهی موافق نیست و علت عدم حضور نخست وزیر اسراییل در کنفراس سالانه آیپک که در آن مقامات ارشد امریکایی از تشکیل دو دولت صحبت می‌کردند، به همین موضوع بر می‌گردد. جرمی‌بن عامی‌درباره نتانیاهو می‌گوید: وی راهش را تغییر نمی‌دهد و ممکن است در ظاهر برای جلب نظر مقامات آمریکا از تشکیل دو دولت حمایت کند ولی راهی که او می‌رود نه به سود امریکا و نه اسراییل است، به هر حال تشکیل جی استریت متاثر از شرایط داخلی امریکا و نیز اقدامات رژیم صهیونیستی طی سال‌های اخیر است و این سازمان با توجه به بستر نسبتا مساعد در امریکا در آینده نزدیک گام‌هایی برای رسیدن به اهداف خود بر می‌دارد.

انتهای پیام/

یادداشت | کابوس صهیونیست‌ها

آنچه که صهیونیست‌ها و حامیان آن‌ها در کاخ سفید نباید در آن تردید داشته باشند این واقعیت است که بر خلاف خواست آن‌ها، سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین است و هرگز محل امنی برای اشغالگران نخواهد بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ از «دیوید بن گوریون» اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی جمله معروفی در تاریخ ثبت است که وی گفته بود «اگر یهودیان می‌خواهند در امن زندگی کنند باید سرزمین موعود(فلسطین اشغالی) برای غیر یهود، ناامن باشد.»

این جمله که مقدمه ای برای سیاست‌های تروریستی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی بوده است، در تمام طول پنجاه و چند سال حاکمیت رژیم اشغالگر علیه صاحبان اصلی سرزمین فلسطین به کار گرفته شده ولی امروز پس از گذشت بیش از نیم قرن از عمر این حکومت تروریستی کمتر کسی را می‌توان یافت که معتقد به وجود امنیت در فلسطین اشغالی برای زندگی صهیونیست‌ها باشد.

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز اخیرا طی گزارشی از شهر بیت المقدس نوشت: اسرائیلی‌ها به ندرت مایل هستند که در خیابان‌ها و معابر شهر حاضر شوند، زیرا از آن بیم دارند که هدف عملیات فلسطینی‌ها قرار بگیرند. این روزنامه ضمن تشبیه این شهر به «شهر اشباح» از زبان گزارشگر خود می‌نویسد: یهودیان از سفر با وسایل نقلیه عمومی‌وحشت دارند، مراکز جهانگردی و اماکن عمومی‌عمدتا خالی است، و آن‌ها ترجیح می‌دهند که در منازل خود باقی بمانند که به نوعی زندانی شدن است.

این گزارش همچنین می‌افزاید افسردگی و بیماری‌های عصبی به طور بی سابقه در میان اسرائیلی‌ها شایع شده است و درمانگاه‌های بیماری‌های روانی عمدتا شلوغ است.

از سوی دیگر گزارش‌های جداگانه نیز حاکی است که نه تنها موج مهاجرت به فلسطین اشغالی به طور بی سابقه ای کاهش یافته است بلکه اخبار رسیده حکایت از موج فرار اسرائیلی‌ها به خارج از فلسطین اشغالی دارند. بر اساس این گزارش‌ها طی 22 ماه گذشته یعنی از آغاز قیام موسوم به انتفاضه دوم فلسطینی‌ها حدود نیم میلیون اسرائیلی فلسطین اشغالی رابه مقصد کشورهای خارجی و عمدتا اروپایی و آمریکا ترک کرده‌اند.

در همین حال وضع در شهرک‌های یهودی نشین حتی بدتر از مناطق دیگر است. کمتر یهودی مهاجر حاضر می‌شود در این شهرک‌ها ساکن شود. به اذعان مقامات رژیم صهیونیستی، حتی با اعطای امتیازات و امکانات فوق العاده، از بیم حمله فلسطینی‌ها کمتر یهودی مهاجر حاضر است در این شهرک‌ها ساکن شود.

از سوی دیگر کشته شدن بیش از 600 اسرائیلی در طول دو سال گذشته یک واقعیت تکان دهنده برای جامعه اسرائیل و سردمداران صهیونیست محسوب می‌شود.

طبق آمارهای موجود تا پیش از انتفاضه دوم یعنی قیام دو سال اخیر فلسطینی‌ها وضع به گونه ای بود که به طور میانگین در برابر هر یک اسرائیلی 12 فلسطینی کشته می‌شدند ولی این رقم در حال حاضر به نسبت یک اسرائیلی در برابر 3 فلسطینی رسیده است که برای جامعه ای مانند اسرائیل، با توجه به محدودیت جمعیت و در عین حال امکانات و تجهیزات نظامی‌عظیم و حمایت‌های سیاسی قوی بین المللی یک واقعیت بسیار تلخ و تکان دهنده است.

اجرای عملیات شهادت طلبانه پی در پی، توسط فلسطینی‌ها در میان تدابیر شدید امنیتی صهیونیست‌ها، آن هم در مناطق بسیار حساس اسرائیلی، با به کارگیری روش‌های پیچیده نظامی، نشان از مرحله جدیدی از رویارویی مبارزان فلسطینی با اشغالگران دارد که بدون تردید رعب و وحشت شدیدی را در میان اسرائیلی‌ها و حتی آمریکائی‌ها، به عنوان حامیان این رژیم افکنده است.

احداث دیوار به اصطلاح امنیتی توسط رژیم صهیونیستی با هدف جلوگیری از ورود رزمندگان فلسطینی، بدون تردید تایید بر استیصال و درماندگی صهیونیست‌ها در مقابله با ملت فلسطین می‌باشد.

نکته حائض اهمیت آن که این دیوار هم اکنون توسط کسی همچون شارون احداث می‌شود که در میان اسرائیلی‌ها به عنوان به اصطلاح «مرد آهنین» در سرکوب فلسطینی‌ها شهرت دارد.

این گونه تدابیر امنیتی پر هزینه در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از سردمداران صهیونیست به بیهوده بودن آن اذعان کرده‌اند.

به هر حال آنچه که صهیونیست‌ها و حامیان آن‌ها در کاخ سفید نباید در آن تردید داشته باشند این واقعیت است که بر خلاف خواست آن‌ها، سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین است و هرگز محل امنی برای اشغالگران نخواهد بود. بدیهی است اظهارات «بن گوریون» نیز یک خیال واهی بیش نیست(1).

انتهای پیام/

منبع: مجله: مبلغان، مهر 1381 - شماره 33‏(3 صفحه - از 81 تا 83)

پی نوشت:

1) جمهوری اسلامی، 1381/05/08

یادداشت | انتفاضه فلسطین

در بررسی سیر مبارزات فکری، سیاسی و اجتماعی امام خمینی(ره)، مسئله فلسطین یکی از موارد اساسی در ملاحظات ایشان و انقلاب اسلامی بوده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شاهد الگوبرداری­‌های نهضت انتفاضه از انقلاب اسلامی ایران بوده‌ایم.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در بررسی سیر مبارزات فکری، سیاسی و اجتماعی امام خمینی(ره)، مسئله فلسطین یکی از موارد اساسی در ملاحظات ایشان و انقلاب اسلامی بوده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز شاهد الگوبرداری­‌های نهضت انتفاضه از انقلاب اسلامی ایران بوده‌ایم.

در کتاب«امام خمینی و انتفاضه فلسطین» در این رابطه می‌خوانیم: روش مبارزه در انتفاضه فلسطین ملهم از تجربه عینی و عملی انقلاب اسلامی ایران است. امام رمز و راز پیروزی بر رژیم صهیونیستی و راه نجات فلسطین را تنها در قیام امت اسلامی و ملتها دانسته، خطاب به آنها می‌فرماید: «اگر بخواهید قدس را نجات بدهید، اگر بخواهید فلسطین را نجات بدهید، اگر بخواهید مصر را نجات بدهید و سایر ممالک عربی را نجات بدهید از دست این عمال، از دست اجانب، ملتها باید قیام کنند، باید ملت‌ها این کار را انجام بدهند. ننشینند که دولتها در این مسائل وارد بشوند. آنها روی مسائلی که برای خودشان صرفه دارد عمل می‌کنند. ملتها باید قیام کنند و ملت‌ها باید رمز را بفهمند که رمز پیروزی این است که شهادت را آرزو بکنند و به حیات، حیات مادی و دنیای حیوانی ارزش قائل نباشند؛ این رمز است که ملت‌ها را می‌تواند پیش بیرد، این رمزی است که قرآن آورده است.»

تأثیرگذاری مبارزات مردم ایران در دوران نهضت اسلامی بر انتفاضه فلسطین نیز کاملا مشهود است که در آن میان می‌توان بر سازمان‌دهی انقلابی و بسیج عمومی، شیوه مبارزه و جهاد و کسب تجربه از انقلاب اسلامی اشاره کرد.

 

سازمان‌دهی انقلابی و بسیج عمومی

مردمی کردن مبارزه در نهضت‌­ها، یکی از بزرگترین اهداف مبارزان و انقلابیون است که از طریق آن سایر اهداف به سهولت محقق می‌گردد. به بیان دیگر کارآمدترین سازمان‌دهی انقلابی، بسیج توده‌هاست. امام خمینی در مسیر انقلاب اسلامی با توجه به وجود زمینه رهبری سنتی، مبارزه را با شیوه‌های مبارزاتی مرسوم سیاسی در دنیا از طریق تشکیل حزب و تشکیلات منضبط سیاسی و چریکی و نظامی دنبال نکرد بلکه گسترش ارتباطات ساده و سنتی موجود در متن جامعه را از طریق آگاهی دادن نسبت به علل و هدف مبارزه‌اش پیگیر بود.

ظهور و حضور رهبران مذهبی در انتفاضه فلسطین هم که خارج از سازمان‌های متعدد فلسطینی سالیان متمادی در امور مختلف بوده و در نهایت از آن مسیر به اقدامات اجتماعی روآورده بودند، اعتماد و مشروعیت لازم را برای در دست گرفتن رهبری مبارزه در میان مردم مناطق اشغالی به وجود آورده بود که این رهبری در واقع به دست آن دسته از رهبران مذهبی فلسطینی افتاد که پس از انقلاب اسلامی ایران بیشترین ارتباطات معنوی و فیزیکی را نیز با آن برقرار کرده بودند. صاحب‌نظران تردیدی ندارند که این نوع سازماندهی مبتنی بر اراده مردمی از جمله ویژگی‌هایی است که انتفاضه از انقلاب اسلامی ایران وام گرفته است.

 

روش مبارزه و جهاد

در روش عملی مبارزه امام در طول انقلاب اسلامی، از مسالمت آمیزترین شیوه‌ها، یعنی اصل «دعوت» و «تبلیغ» تا غیرمسالمت آمیزترین آنها، یعنی جهاد و شهادت مشاهده می‌شود. روش فرهنگی و تبلیغی مبارزه امام، دیگر روشی است که سبب می شود مردم به خود و منابع مادی و معنوی خود اعتماد کنند و در عین حال از مظالم و مفاسد رژیم آگاه شوند. هدف امام از روش فرهنگی مبارزه، علاوه بر اینکه آگاهی و بیداری تودهها بود به دنبال تغییر روحیه مردم و ایجاد ویژگی‌هایی چون شجاعت، روح تعاون، استقلال روحی، روحیه مقاومت و وحدت کلمه نیز در آنها بود. خلاصه اینکه از جمله برجستگی‌ها و امتیازات انقلاب اسلامی ایران نسبت به سایر انقلابهای معاصر، تبلور شیوهای از مبارزه فراگیر، ایدئولوژیک و کم خشونت در آن است که مشی «پیروزی خون بر شمشیر» را اثبات کرده، نیز به منزله الگوی مبارزه و جهاد بر آن تاکید داشته است.

مرحله بیداری اسلامی در قیام مردم فلسطین نیز بلافاصله پس از حدوث انقلاب اسلامی ایران آغاز شد و گروه‌های مختلف اسلامی در قالب فعالیتهای مختلف فرهنگی و مذهبی و با موضع‌گیری سیاسی در محله‌ها، مساجد و دانشگاه‌ها دوباره مردم را به مبارزه با ظلم و تجاوز دشمنان فراخواندند.

 

کسب امید و اعتماد از تجربه پیروزی انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، نسل سوم جنبش فلسطین که نیروهای اصلی انتفاضه را شکل داده‌اند و از گذشته تجربه‌ای عینی ندارند، آثار گذشته را در زندگی مملُوّ از حقارت خود منفی یافتند. تنها پدیده ای که در برابر چشمان آنان طعم شکست را حتی برای یک بار به غرب و صهیونیسم چشانده بود، انقلاب اسلامی ایران بود. این نسل از مبارزان فلسطینی نمونه مبارزه مردمی را تجربه کردند که برای مبارزاتشان از وجوه مختلف آن می توانستند بهره‌مند شوند.

بدین ترتیب مجاهدان فلسطینی با الگوگیری از انقلاب اسلامی و مبارزات مردم ایران، به مبارزه سازمان‌دهی شده با رژیم صهیونیستی پرداخته و در جهت نابودی آن گام برمی‌دارند.

انتهای پیام/

یادداشت | حزب‌الله و لبنان

حزب الله لبنان پس از پیمان طائف درخصوص مشارکت در انتخابات پارلمانی تصمیم بسیار مهم و حیاتی گرفت که به نقطه عطفی در تاریخ حزب الله بدل گشت.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ ماهیت مواضع حزب‌الله نسبت به نظام سیاسی لبنان پس از پیمان طائف در مقایسه با نظام سیاسی پیش از پیمان طائف، تحول و تغییرات چشمگیری یافته است. در دیدگاه حزب‌الله نظام سیاسی پیش از پیمان طائف و دولت آن (دولت امین جمیل)، نظامی وابسته به اسرائیل بوده که وجود حزب‌الله را در معرض خطر قرار می‌داد.

در کتاب «انقلاب اسلامی ایران و شیعیان لبنان» به چگونگی ورود حزب‌الله در عرصه‌های سیاسی لبنان اشاره شده و در بخشی از این کتاب آمده است: حزب‌الله لبنان پس از پیمان طائف در خصوص مشارکت در انتخابات پارلمانی تصمیم بسیار مهم و حیاتی گرفت که به نقطه عطفی در تاریخ حزب‌الله بدل گشت. حزب‌الله پس از کسب اجازه از ولی‌فقیه آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، جهت مشروعیت شرکت در انتخابات، در انتخابات پارلمانی ۱۹۹۲ که پس از بیست سال فترت برگزار شد، شرکت کرد.

در انتخابات فوق، «فراکسیون وفاداری به مقاومت» توانست ۱۲ کرسی از مجموع ۱۲۸ کرسی پارلمان را کسب کند. حزب‌الله در انتخابات پارلمانی دوره‌های بعدی در سال‌های ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۶ حضوری فعال داشته و با تشکیل ائتلاف‌های انتخاباتی در رقابت‌های انتخاباتی شرکت جسته و همواره کرسی‌های متعددی را کسب کرده است. حزب‌الله علاوه بر انتخابات پارلمانی، در انتخابات شوراهای شهر و روستا و انتخابات شهرداری‌ها نیز حضوری فعال داشته است.

دیدگاه و موضع حزب‌الله لبنان نسبت به دولت‌ها و حضور در کابینه‌های آن‌ها پس از پیمان طائف، متفاوت از مشارکت در انتخابات بوده است. حزب‌الله پس از پیمان طائف نسبت به دولت‌های لبنان همواره رویکردی انتقادی و مخالفتی سازنده داشته است. حزب‌الله در پارلمان لبنان دو بار در سال‌های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۹ به دولت رفیق حریری رأی عدم اعتماد داد. حزب‌الله مخالفت خود را نسبت به دولت رفیق حریری به صورت انتقاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و بر موضوع‌هایی چون لغو طایفه‌گرایی سیاسی، برقراری عدالت اجتماعی به سود ستمدیدگان، استقرار آزادی عمومی، گسترش توسعه سیاسی و شفافیت در امور سیاسی روی موافق نشان می‌داد.

در سال ۱۹۹۳ اتفاقی هولناک رخ داد که رابطه دولت رفیق حریری با حزب‌الله را به شدت تیره نمود. در سال ۱۹۹۳ پس از علنی شدن قرارداد اسلو و تصمیم ساف به رهبری یاسر عرفات به امضای این قرارداد با اسرائیل، حزب‌الله لبنان با همکاری برخی از گروه‌های فلسطینی در روز امضای این قرارداد یعنی ۱۳ سپتامبر، تظاهراتی عظیم در بیروت برپا کرد. با وجود هماهنگی قبلی جهت برگزاری راهپیمایی محدود در بیروت با دولت لبنان، ارتش لبنان بر روی تظاهرکنندگان آتش گشود. در این حادثه فجیع هشت نفر به شهادت رسیدند که دو نفر از آنان زن بودند.

دولت علت این حادثه را به خطایی مرتبط دانست که در ابلاغ مسئله به ارتش رخ داده بود. بر اثر این حادثه، میان حزب‌الله و دولت رفیق حریری تشنج و تیرگی روابط به مدت یک سال و هشت ماه تداوم یافت ولی با دوراندیشی و شکیبایی حزب‌الله، درگیری نظامی میان حزب‌الله و دولت به وجود نیامد و فتنه‌ای که می‌خواست حزب‌الله را به جنگ داخلی بکشاند، شکست خورد. سرانجام پرونده این حادثه در سال ۱۹۹۵ بسته شد؛ بدین صورت که هیئت عالی امداد به ریاست رئیس دولت (رفیق حریری) در بیانیه‌ای اعلام کرد که هیئت، قربانیان حادثه اسفبار ۱۳ سپتامبر را در شمار کاروان شهیدان میهن و مقاومت تلقی می‌کند که به دفاع از سرزمین و خاک و میهن و مقدسات ایمان داشتند.

حزب‌الله نیز در بیانیه‌ای چنین پاسخ داد: «پس از تأمل در مفاهیم سیاسی این تصمیم، ما آن را اقدامی نیک و در راه بسته شدن این پرونده تلقی می‌کنیم و بی‌گمان این اقدام آرزوها و اهداف این شهیدان مطهر را برآورده می‌کند».

حزب‌الله نسبت به دولت سلیم‌الحص که در سال ۱۹۹۸/ ۱۳۷۷ روی کار آمد، نگاه مثبتی داشت. در سال ۱۹۹۸ امیل لحود به ریاست‌جمهوری و سلیم‌الحص به نخست‌وزیری رسیدند که هر دو موضع کاملا بی‌سابقه‌ای در برابر جبهه مقاومت اسلامی اتخاذ کردند. دولت حاکم در این دوره از دیدگاه حزب‌الله ویژگی‌های مثبت دیگری نظیر توجه به مناطق محروم، شایستگی، اهلیت و پاکی اخلاقی و مالی وزیران را دارا بود. ولی با وجود حمایت صریح حزب‌الله از دولت سلیم‌الحص، در هنگام رأی‌گیری به آن رأی ممتنع داد. دلیل حزب برای توجیه این اقدام آن بود که نمی‌تواند به نفع دولتی رأی دهد که هنوز کارآیی عملی خود را نشان نداده است، هر چند مورد خاتمه نخواهد یافت.

در این ماجرا نیز لبنان به دو جناح اصلی تبدیل شد: گروه ۱۶ مارس که از مخالفان مقاومت و حزب‌الله بود، از مصوبات دولت حمایت کرده و خواهان خلع سلاح حزب‌الله بودند. این گروه شامل حزب‌ المستقبل به رهبری سعد حریری، حزب مسیحی نیروهای لبنانی (فالانژها)، حزب سوسیالیست ترقی‌خواه به رهبری ولید جنبلاط، فؤاد سینیوره نخست‌وزیر و جریان سلفی فتح‌الاسلام بود که از سوی کشورهای آمریکا، اسرائیل، فرانسه، انگلیس، مصر، اردن و عربستان حمایت می‌شدند. از سوی دیگر گروه ۸ مارس خواهان لغو مصوبات دولت و حفظ سلاح مقاومت بود. این گروه شامل حزب‌الله لبنان، جنبش امل، جریان ملی آزاد به رهبری میشل عون، امیل لحود رئیس‌جمهور لبنان و بعضی از گروه‌های کوچک سنی و مسیحی بودند.

در این ماجرا مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان و شیخ عبدالامیر قبل نایب رئیس آن، تصمیمات دولت فؤاد سینیوره و بی‌احترامی گروه 14 مارس به نقش جمهوری اسلامی ایران در لبنان را محکوم کرد. سید حسن نصرالله رهبر حزب‌الله لبنان خطاب به گروه 14 مارس و مخالفان، اینگونه گفت: «پاسخ ما به این مصوبات این است که هرکس را که علیه ما اعلام جنگ کرده و آن را شروع کند، می‌خواهد برادر یا پدر باشد، برای ما فرقی نداشته و ما با دفاع از خود به مواجهه با آن برمی‌خیزیم. شبکه مخابرات مهم‌ترین بخش از سلاح مقاومت است. ما به دنبال دولت و حکومت نیستیم و همه دنیا هم از ما بخواهند که دولت را در اختیار بگیرید ما نمی‌خواهیم. این شما هستید که رؤیاهایتان متلاشی می‌شود، ما نمی‌خواهیم تجاوز یا کودتا کنیم و بر حکومت سیطره یابیم. اگر می‌خواستیم این کار را بکنیم شما صبح از خواب بیدار می‌شدید یا در اسارت ما و یا در دریا بودید. ما امروز می‌گوییم که درگیری سیاسی وجود دارد و راهی سیاسی نیز می‌خواهد و ما هیچ وقت از سلاح سخن نگفتیم.»

سرانجام با دخالت ارتش لبنان این دو مصوبه دولت لغو شد و اعتراض مدنی و سیاسی حزب‌الله به نتیجه رسید. پس از پیروزی حزب‌الله در این ماجرا و لغو تصمیمات دولت، حزب‌الله با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد: «بزرگ و کوچک می‌دانند که حزب‌الله دشمن خود را اسرائیل معرفی کرده است و به ترور و درگیری نظامی در امور داخلی باور ندارد و لوله تفنگ ما به سوی دشمن صهیونیستی باقی خواهد ماند و آنچه انجام دادیم، تدابیری محدود برای دفاع از سلاح مقاومت بود.»

انتهای پیام/

منبع: کتاب انقلاب اسلامی ایران و شیعیان لبنان

گفت‌وگو | پشت پرده توافق ابوظبی و رژیم‌‌صهیونیستی

اگر به پشت صحنه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که کشور امارات به‌هیچ‌عنوان مهم نیست، اما آمریکا سعی دارد با نشان دادن پی‌درپی تصاویر توافق از آن به‌عنوان یک موفقیت یاد کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ سعدالله زارعی، کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به تبعات امنیتی و اقتصادی توافق امارات با رژیم‌صهیونیستی برای کشورمان اظهار داشت: «جزئیات زیادی تاکنون از این توافق بیرون نیامده و به‌نظر می‌رسد این سازش بیشتر به‌دلیل کمک امارات به وضعیت متزلزل ترامپ و نتانیاهو بوده است، از این رو نمی‌دانیم که آیا این وضعیت فعلی استمرار خواهد داشت یا خیر.»

زارعی با بیان اینکه وضعیت نتانیاهو و ترامپ در داخل رژیم‌صهیونیستی و آمریکا بسیار ضعیف شده است، ادامه داد: «ترامپ در وضعیتی قرار گرفته که از امکان وقوع تقلب و آشوب در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده صحبت می‌کند؛ از این رو ممکن است نتیجه انتخابات را به‌رسمیت نشناسد که همه این قضایا نشان‌دهنده وضعیت متزلزل ترامپ در فضای داخلی آمریکاست.»

این کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به وضعیت نتانیاهو در رژیم‌صهیونیستی نیز گفت: «وضعیت رژیم‌صهیونیستی به قدری شکننده است که آنها مجبور شدند در طول یک سال سه بار انتخابات مجلس برگزار کنند که این امر در تاریخ رژیم منحوس صهیونیستی بی‌سابقه بوده است.»

وی شرایط شکننده ترامپ و نتانیاهو را به‌معنای ضعف آمریکا و رژیم‌صهیونیستی دانست و تصریح کرد: «باید بررسی شود غیر از نکاتی که در رسانه‌ها مطرح شده است آیا واقعا قرار است در امارات اتفاق جدیدی رخ دهد یا خیر لذا درحال حاضر نمی‌توان به‌صورت دقیق درباره این موضوعات صحبت کرد.»

زارعی با اشاره به کاهش اعتبار آمریکا و رژیم‌صهیونیستی و کمک کردن امارات به آنها در این زمینه یادآور شد: «کاهش اعتبار آمریکا و رژیم‌صهیونیستی به‌معنای سیاسی است، یعنی اعتبار ترامپ در جامعه آمریکا و نتانیاهو در جامعه رژیم‌صهیونیستی مخدوش شده است و آنها به‌عنوان دو دولت ناکارآمد و  افراط‌گرا که به صلح اعتقادی ندارند، شناخته می‌شوند.»

این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه کمک حکومت «بن‌ زاید» نمای ناتوان بودن آمریکا را تا حدودی پوشش داده است، متذکر شد: «این درحالی است که اگر به پشت صحنه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که کشور امارات به‌هیچ‌عنوان مهم نیست، اما آمریکا سعی دارد با نشان دادن پی‌درپی تصاویر توافق از آن به‌عنوان یک موفقیت یاد کند.»

وی درخصوص نزدیکی امارات به ایران و حضور در منطقه خلیج‌فارس و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور نیز گفت: «این مساله فعلا در حد کلیات مطرح شده و هیچ جزئیات بیشتری از آن منتشر نشده که بتوان براساس آن حرف قطعی زد، اما مهم این است که در منطقه ما یک صخره سخت به‌نام جمهوری اسلامی وجود دارد.»

«جمهوری اسلامی در منطقه از یک جبهه برخوردار است و تاکنون ده‌ها حادثه بزرگ را با موفقیت پشت‌سر گذاشته است؛ حال سوال این است که آیا توافق آمریکا و رژیم‌صهیونیستی با امارات می‌تواند حقیقت این صخره سخت را تحت‌تاثیر قرار دهد یا صهیونیست‌ها می‌توانند ضمانت به کسی بدهند؟ جواب این سوالات کاملا روشن است.»

به گفته زارعی ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه با توافق امارات و رژیم‌صهیونیستی هیچ تغییری نخواهد کرد اگرچه این توافق یک خیانت بزرگ به اسلام محسوب می‌شود.

این کارشناس مسائل غرب آسیا در پاسخ به این سوال که اگر صهیونیست‌ها بتوانند بر بندر دبی مسلط شوند و نفوذ خود را در آن منطقه بیشتر کنند، آیا ممکن است فضای اقتصادی ایران تحت تاثیر قرار بگیرد، اظهار داشت: «درحال حاضر بیش از ۳۰ سال است که رژیم‌صهیونیستی در این منطقه حضور دارد، لذا آنچه هفته گذشته اتفاق افتاد صرفا رونمایی از یک رابطه 30 ساله بود و بنابراین از این جهت اتفاقی برای ایران نخواهد افتاد.»

وی با تاکید بر اینکه همان‌طور که در پیام سرلشکر باقری نیز آمده بود از این پس ما به امارات جور دیگری نگاه خواهیم کرد، گفت: «توافق با رژیم‌صهیونیستی می‌تواند برای اماراتی‌ها نیز یک خطر تلقی شود.»

زارعی در تشریح این موضوع خاطرنشان کرد: «به‌محض اینکه ما رفت‌وآمد آزاد صهیونیست‌‌ها در منطقه را مشاهده کنیم، دست به کار خواهیم شد چراکه اینجا منطقه ماست و اجازه نمی‌دهیم این منطقه تبدیل به جولانگاه صهیونیست‌ها شود.»

وی درخصوص نحوه مواجهه جمهوری اسلامی با امارات نیز تصریح کرد: «ما هنوز این قضیه را به‌صورت کامل بررسی نکرده‌ایم که درحال حاضر وارد اتاق عملیات شویم تا ببینیم دقیقا چه کاری می‌خواهیم انجام دهیم، اما مسلما ایران روی رفت‌وآمد صهیونیست‌ها بسیار حساس خواهد بود.»

انتهای پیام/

منبع: روزنامه فرهیختگان

یادداشت | گروه سازش انتفاضه مردمی فلسطین

با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت. در پی انتفاضه امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح کرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در واکنش به شکل گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین اقدامات متعددی از نبرد مسلحانه و حملات جهادی تا توسل به نهادهای بین المللی و مذاکره با این رژیم صورت گرفته است. اما همه واکنش‌ها در دو دسته کلی "مقاومت" و "انتفاضه" در مقابل "مذاکره" یا "سازش" قابل تقسیم است.

این در حالی بود که با ناکامی گروه سازش، انتفاضه مردم فلسطین آغاز شد. طوری که با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت. در پی انتفاضه امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاده بود و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح کرد. در این بین سازمان آزادی بخش فلسطین نیز با توجه به برگ برنده‌ای که به وسیله انتفاضه به دست آمده بود، سوار بر امواج حوادث شد و از انتفاضه به عنوان برگی در مذاکرات صلح با اسرائیل استفاده کرد.

 

تاریخچه شکل گیری اسرائیل

شکل گیری رژیم صهیونیستی یکی از نمونه‌های غیر قابل انکار دخالت استعماری قدرت‌های بزرگ در جهان اسلام است. پروسه ای که با ایده پردازی‌های صورت گرفته و حمایت‌های مدام کشور‌های غربی در نهایت منجر به تاسیس رژیم صهیونیستی شد و امروز با حمایت‌های سیاسی و دخالت‌های مستمر آن‌ها ادامه حیات این رژیم میسر شده است. بنای تفکر شکل گیری رژیم صهیونیستی به تئودور هرتصل و کتاب «دولت یهود» او در سال 1898 مربوط است. لذا با تئوری پردازی‌های صورت گرفته و با حمایت‌های سیاسی و مالی کشور‌های غربی و هزاران هزاران بازی سازی‌های صورت گرفته در نهایت امر رژیم صهیونیستی تاسیس شد. اما همه اینها درست زمانی رخ داد که مقامات غربی به خصوص آمریکایی بارها و بارها در بیانیه‌های خود به بیطرفی و عدم حمایت از رژیم صهیونیستی تاکید داشتند.(1)

در پرتو حمایت کشور‌های غربی و حتی شوروی و علیرغم مخالفت اعراب و جهان اسلام رژیم صهیونیستی توانسته تا به امروز به حیات خود ادامه دهد. در واکنش به شکل گیری رژیم صهیونیستی در فلسطین واکنش‌ها و اقدامات متعددی صورت گرفته که از نبرد مسلحانه و حملات جهادی تا توسل به نهاد‌های بین المللی و مذاکره با این رژیم رادر بر می‌گیرد. اما همه واکنش‌ها در دو دسته کلی "مقاومت" و "انتفاضه" در مقابل "مذاکره" یا "سازش" قابل تقسیم است. در حالی است که طرح‌های سازشکارانه که در قالب طرح‌هایی بلند مدتی مانند پروسه صلح خاور میانه و... در حال پیگیری بود و عمدتا با میانجی گری ایالات متحده پیگیری می‌شد نه تنها سودی برای فلسطینیان نداشت، بلکه در نهایت مسیری را به وجود آورد که مردم فلسطین را به اقلیتی کوچک و شایسته ترحم رساند. در حالی رژیم صهیونیستی از مجمع آوارگان به قلدر فعلی منطقه رسانده است. لذا مقایسه دو محور  مقاومت در مقابل محور سازش موضوع این نوشتار محسوب می‌گردد:

 

گزینه مقاومت و انتفاضه در مقابل رژیم صهیونیستی

انتفاضه واژه ای است که از همان سال 1987 (1366) همزمان با آغاز قیام مردم مسلمان و تحت ستم فلسطین وارد واژگان انقلابی- سیاسی جهان شد. از لحاظ لغوی انتفاضه به معنی جنبش و لرزش است که همراه با نیرو و سرعت باشد، اما از نظر انقلابیون جهان، انتفاضه حکایت از عملکرد معترضانه و شجاعانه مردم غیرمسلح فلسطین در برابر رژیم اشغالگر قدس دارد. انتفاضه حرکت توده‌های سنگ به دست فلسطینی است توده‌های که اعم از پیر و جوان و زن و مرد در برابر سربازان تا بن دندان مسلح اسراییلی ایستادگی می‌کنند تا پیام مظلومیت و اشغال سرزمین خویش را به جهانیان برسانند.(2)

انتفاضه دارای ویژگی‌هایی است که آن را از محور سازش متمایز ساخته و منجر به پیروزی و اهمیت آن شده است: چراکه با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت. در پی انتفاضه همچنین امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح ساخت.

 

شروع انتفاضه

در این خیزش عمومی‌مردم فلسطین که به انتفاظه معروف است، حوادث مهمی‌اتفاق افتاد که همگی ریشه در ماهیت نژاد پرست رژیم صهیونیستی داشت. حوادثی که از دستگیری‌ها و خون ریزی‌های مداوم رژیم صهیونیستی تا اقدام برای تصاحب و تخریب بیت المقدس را در بر می‌گیرد. در این رابطه می‌توان به حملات مداوم رژیم صهیونیستی از اکتبر 1987 و ورود یهودیان موسوم به «پاسداران جبل هیکل» اشاره کرد که به منظور تغییر هویت بیت المقدس در جریان بود اشاره کرد. در ادامه این ناآرامی‌ها «گروه جهاد اسلامی» مجموعه عملیات‌های شهادت‌طلبآن‌های را به راه انداختند و به حمایت از جنش مردمی‌فلسطین و حمایت از انتفاضه اقدام کردند.

 

علل ظهور انتفاضه

اگر چه بررسی همه علل و عوامل انتفاضه مردم فلسطین نیاز به گذشت زمان بیشتری دارد، اما چند عامل مهم بروز انتفاضه را نقش بسیار مهم داشتند. در این رایطه اولین مورد تاثیری بود که انقلاب اسلامی‌ایران بر مردم فلسطین گذاشته بود. در این‌باره شهید دکتر فتحی شقاقی رهبر سازمان جهاد اسلامی‌فلسطین توضیحات جامعی دارد: "هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آن‌ها را برانگیزد و امید را در دلهایشان زنده کند. با پیروزی انقلاب اسلامی‌، ما به خود آمدیم و دریافتیم که آمریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند. ما فهمیدیم که با الهام از دین اسلام می‌توانیم معجزه کنیم.(3)

از دیگر عوامل مهم شروع انتفاضه ناامیدی و یاس ملت فلسطین از رهبران خود بود. سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف)که در مسیر مبارزات مردمی‌تا دوران کسب هویت، به عنوان رهبر و نقطه اتکاء مردم فلسطین بخصوص ساکنان مناطق اشغالی تلقی می‌شد، در درون خود دچار تحولات بسیار زیادی شد و از یک سازمان مبارز و مدافع حقوق فلسطینی‌ها به سازمانی تبدیل گشت که برای کسب اولین و ساده‌ترین و پیش پاافتاده‌ترین حقوق مردم فلسطین هیچ‌گونه توانایی از خود نمی‌تواند بروز دهد.

اما اقدامات وحشیانه حاکمان اسرائیلی و همچنین عناصر و گروههای نژادپرست و افراطی صهیونیست نسبت به اهالی و مردم فلسطینی، از جمله قتل، شکنجه، غارت، تخریب منازل، بازداشت‌های گسترده دسته‌جمعی، حبس‌های طولانی و توهین به مقدسات، کاسه صبر فلسطینی‌ها را لبریز کرد تا اینکه باعث شد آن‌ها در مقابل تجاوزات و زورگویی‌های رژیم صهیونیستی ایستادگی کنند و منطقی ترین پاسخ به چنین سیاست‌های آغاز قیامی مردمی به دور از دخالت سیستم دولتی بود.(4)

از دلایل دیگر آغاز انتفاضه تقویت این حس در مردم فلسطین بود که انتظار هرگونه کمکی از بیرون بویژه در قالب دولتهای عربی که تا آن زمان آن‌ها انتظار آن را داشتند عبث و بیهوده است. کشورهای عربی پس از شکستهای سهمگین از ارتش اسرائیل، روحیه خود را از دست دادند و در مقابل فلسطینی‌ها بیشتر به شعار تکیه کردند تا اینکه بتواند اقدامی‌عملی انجام دهند.

 

ویژگی‌های انتفاضه

انتفاضه دارای ویژگی‌هایی است که آن را از محور سازش متمایز ساخته و منجر به پیروزی آن شده است: همین ویژگی‌ها سبب شد با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گیرند. در پی انتفاضه همچنین امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح ساختند. یکی از مهمترین ویژگیهای انتفاضه فلسطین نسبت به حرکتهای مشابه پیشین خمیر مایه اسلامی آن بود.

در این حرکت مردم در متن انتفاضه قرار داشتند و گرچه دولتمردان سعی داشتند در برخی از برهه‌ها از این مسئله- به درست یا به غلط - به عنوان برگی چانه زنی در فرایند گفتگوها سود ببرند اما به عنوان ابزاری در دست رهبران فلسطینی نبودند و شاید به جرات بتوان این را گفت که در برخی اوقات این حرکت انتفاضه بود که راهبرد گفتگوها را تعیین می‌کرد تا اینکه ورود به مذاکرات بتواند چنین خواسته ای را بر آن تحمیل کند.(5)

مردمی‌که در بتن مبارزه قرار گرفتند روش مبارزه را نیز عوض کردند. مبارزات فلسطینی همواره متکی به عملیاتهای چریکی و سلاح و سازمان بوده است، اما این بار زنان و کودکان فلسطینی به همراه جوانان این مرز و بوم با سلاحی نامتعارف به لحاظ شیوه‌های مدرن جنگ- سنگ در برابر گلوله به مبارزه با اشغالگران خانه‌ها و سرزمین خود پرداختند.

در حالی که شهادت طلبی و از جان گذشتگی، یکی دیگر از خصوصیاتی بود که در قیام نخستین انتفاضه جایگاهی ویژه بخود گرفت. این خصوصیت که اوج آن در عملیات استشهادی بویژه در سوی زنان و دختران فلسطینی متجلی گردید سبب آن شد تا دولت عبری بر این باور برسد که ملت فلسطین خطوط قرمزی را بین خود و مقامات مذاکره کننده ترسیم می‌کنند و درصورت عبور این مقامات از این خطوط آن را نخواهند پذیرفت.

 

محور سازش در مقابل رژیم صهیونیستی

اگر بخواهیم به تشریح محور سازش و فجایعی که بعد از شکل گیری این تفکر به جهان اسلام تحمیل شد، بپردازیم، بایستی به انور سادات به عنوان تئوریسن این دیدگاه اشاره کنیم. چرا که با انور سادات بود که ایده سازش با رژیم صهیونیستی وارد تفکر دولتمردان و حکام اسلامی‌شد و ضربه محکمی‌بر مردم فلسطین و حقوق آن‌ها وارد کرد. لذا در میان فلسطینیان افرادی که کسانی که تمایل به سازش و مذاکره با رژیم صهیونیستی داشتند تحت تاثیر اقدامات انور سادات هستند. این در حالی است که ظهور این طیف افراد نقش بسیار مهمی‌در تقویت و قدرت گیری محور مقاومت و انتفاضه فلسطینیان داشت. و خود این امر از دلایل شکل گیری انتفاضه بود. لذا محور سازش دارای ویژگی‌هایی است که به آن اشاره می‌شود:

 

عدم وجود روحیه انقلابی

از عوامل مهم شروع انتفاضه ناامیدی و یاس ملت فلسطین از رهبران خود بود. سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف)که در مسیر مبارزات مردمی‌تا دوران کسب هویت، به عنوان رهبر و نقطه اتکاء مردم فلسطین بخصوص ساکنان مناطق اشغالی تلقی می‌شد، در درون خود دچار تحولات بسیار زیادی شد و از یک سازمان مبارز و مدافع حقوق فلسطینی‌ها به سازمانی تبدیل گشت که برای کسب اولین و ساده‌ترین و پیش پاافتاده‌ترین حقوق مردم فلسطین هیچ‌گونه توانایی از خود نمی‌تواند بروز دهد.

 

وابستگی گروه سازش به حکام عربی وابسته به غرب

کشورهای عربی پس از شکستهای سهمگین از ارتش اسرائیل، روحیه خود را از دست دادند و در مقابل فلسطینی‌ها بیشتر به شعار تکیه کردند. این کشور‌ها با ابداع انور سادات مسیر مذاکره و سازش با رژین صهیونیستی را در پیش گرفتند. لذا گروهها و مبارزان بسیاری در فلسطین به دلیل وابستگی به این کشور‌ها و به این تفکرات، تفکر و باور انقلابی خود را از دست دادند. واین مسئله خود یکی از دلایل مهم آغاز انتفاضه تقویت این حس در مردم فلسطین بود که انتظار هرگونه کمکی از بیرون بویژه در قالب دولتهای عربی و گروههای وابسته به آن‌ها عبث و بیهوده است. این در حالی بود که بسیاری از این گروه با مردم عادی که انتفاضه را به راه انداخته بودند متفاوت بودند و بسیاری از درد و رنج مردم عادی را تجربه نکرده بودند.

 

خیانت کشور‌های عربی در رکود انتفاضه و صعود سازش

واقعیت این بود که با آغاز انتفاضة فلسطین در سال 1987، فلسطینیان بعد از چهل سال در موضع تهاجم و اسرائیل در موضع تدافع قرار گرفت و چنین بعدی سبب شد تا این تفکر در برخی طیف‌ها ایجاد شود که موضع تدافعی اتخاذ شده از سوی دولت اسرائیل را می‌توان در روند گفتگوها شاهد بود و در نتیجه آن می‌توان از طریق گفتگوها به برخی از مطالبات ملت فلسطین جامعه عمل پوشاند. این در حالی بود که در پی انتفاضه امنیت داخلی اسرائیل به شدت به خطر افتاده بود و همین امر ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را برای اسرائیل مطرح ساخت.(6)

در این بین ساف با توجه به برگ برنده‌ای که به وسیله انتفاضه به دست آمده بود، سوار بر امواج حوادث شد و از انتفاضه به عنوان برگی در مذاکرات صلح با اسرائیل استفاده کرد. یک سال بعد از انتفاضه، ساف در نوزدهمین اجلاس ملی فلسطین در الجزایر، تأسیس کشور فلسطینی در کنار اسرائیل را تصویب کرد و قطعنامه‌های 242و338 که موجودیت اسرائیل را به رسمیت می‌شناخت و از فلسطینیان به عنوان آوارگان عرب سخن می‌گفت، مورد قبول قرار داد.

به هر رو برگزاری اجلاس الجزایر و تصمیمات آن اولین ضربه را بر وحدت فلسطینیان در مبارزه مردمی‌وارد آورد. مدتی بعد طرح گفتگوهای سیاسی صلح و موافقت ساف و کشورهای عربی با شرکت در آن، عامل دیگری در جدایی و اختلاف گروههای فلسطینی شرکت‌کننده در انتفاضه شد.

در آستانه امضای پیمان غزه ـ اریحا، که منجر به خاموش شدن انتفاضه شد، اسحاق رابین بار دیگر به گسترش موج اسلام‌گرایی در سرزمینهای اشغالی فلسطین اعتراف کرد و در پاسخ به پرسشهای چند تن از اعضای کمیسیون دفاع اسرائیل، تأکید کرد که نفوذ گروههای اسلامی‌در سرزمینهای اشغالی، هر روز گسترش بیشتری می‌یابد و این برای اسرائیل خطرناک خواهد بود. رابین گفت: "طرفداران فلسطینی (امام) خمینی می‌کوشند تا جناههای معتدل جنبش فتح را از صحنه مبارزه خارج سازند."

به اعتقاد «جرج حبش»، پیشنهاد اسرائیل برای خارج کردن نیروهایش از نوار غزه صرفاً بدین خاطر بود که انتفاضه در آنجا ابتکار عمل را در دست گرفته بود و میزان تلفات اشغالگران همواره بیشتر می‌شد و آن‌ها دریافتند که نمی‌توانند « آهن داغی» چون نوار غزه را برای همیشه در دست خود نگاه دارند. از طرفی خطر اسلامگرایی به گونه‌ای برای مقامهای صهیونیستی و به تبع آن برای مقامهای آمریکایی مخاطره آفرین بود که بناگزیر حاضر شدند به برخی از مواضعی که طی سالها از آن‌ها اجتناب می‌کردند، روی آورند. از جمله این مواضع، مذاکره و نزدیکی با سازمان آزادیبخش فلسطین بود.

نویسنده: حسین مولایی

پی نوشت‌ها :

1 - اعراب در اسرائیل (مجموعه کرامه شماره 5) صبری گری (جریس)، تهران، انتشارات البرز، بی تا، 196ص، قطع رقعی.

2 - اعراب و اسرائیل و اینده، ناصر پورقمی، تهران، انتشارات جاویدان، 1357، 404ص.

3 - اعراب و اسرائیل، علی اصغر حاج سید جوادی، تهران، انتشارات رواق، چاپ ششم 1356، 186ص.

4 -  الفتح سخن می‌گوید (مجموعه کرامه شماره 2)، ژیلبر دنوایان خبرنگار فرانسوی، ترجمه و انتشار: کمیته فلسطین، 205، 1356ص، با نقشه، قطع وزیری.

5 - امروز ایران، فردا فلسطین، (فتح بحث را آغاز می‌کند)، تهران، نشر فرهنگ انقلاب، 87ص.

6 -  امام در برابر صهیونیسم (مجموعه دیدگاهها و سخنان امام خمینی درباره رژیم اشغالگر قدس)، تهران، انتشارات: دفتر سیاسی سپاه پاسداران، 1361، 250ص، حاوی فهرست اعلام، اشخاص، اماکن و کتب.

یادداشت | تاثیر لابی صهیونیستی بر شورای امنیت

ترور دردناک دبیر کل سازمان ملل[داگ هامر شولد] هر چند در هاله ای از ابهام باقی ماند اما سایر دبیران کل سازمان ملل از پیام ترور داگ هامر شولد رمز گشائی کردند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ در یک بامداد تابستان سال 1961" ایسار هرئیل" رئیس وقت موساد رژیم صهیونیستی، عناصرزیر مجموعه خود را برای شرکت دریک نشست فوق العاده در زیر زمین ساختمان موساد در شمال شرق تل آویو دعوت کرد. جلسه مقامات موساد به بررسی و تحلیل شخصیت "داگ هامر شولد" دبیر کل وقت سازمان ملل اختصاص داشت زیرا مواضع سیاسی هامر شولد، آنتی سیمیتیزم"ضد یهودی" تشخیص داده شد.

داگ هامر شولد در سال 1905 در یک خانواده آریستوکرات وریشه دار سوئدی متولد شده و در سال 1953 به عنوان دبیر کل سازمان ملل انتخاب شد. انتقاد هامر شولد از آمریکا به خاطر وتوی قطعنامه های ضد اسرائیلی و مخالفت رژیم صهیونیستی با حق تعیین سرنوشت ملت فلسطین محبوبیت زیادی برای وی در سطح کشورهای جهان سوم جلب کرد.

در این نشست رئیس موساد پس از ارائه پیشینه ای از فعالیت ضد یهودی پدر داگ هامر شولد که دردوره ای نخست وزیر سوئد بود ترور دبیر کل سازمان ملل را در دستور کار قرار داد . مقامات موساد به این جمع بندی رسیدند که داگ هامر شولد گرایش محسوسی به مردم فلسطین دارد و ادامه فعالیت وی در پست دبیر کلی سازمان ملل خطر بالقوه ای برای اسرائیل تلقی می شود.

حکم ترور داگ هامر شولد برای تایید وامضاء در اختیار دیوید بن گوریون نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی قرار گرفت. در قوانین داخلی موساد معمولا پس از تصمیم گیری در باره ترور یک شخصیت ضد یهودی و تعیین تیم ترور، حکم صادره برای تایید و امضاء در اختیار نخست وزیر رژیم اسرائیل قرار می گیرد.

انجام عملیات ترور دبیر کل سازمان ملل به یک تیم زبده موساد واگذار شد و در نهایت این تیم گزینه بمب گذاری در هواپیمای داگ هامر شولد را مناسب تر تشخیص داد. هنگامی که داگ هامرشولد در 18 سپتامبر 1961 برای حل بحران کنگو عازم افریقا بود هواپیمای حامل وی در نزدیکی فرودگاه رودزیای شمالی "زیمبابوه" در هوا منفجر شد وکلیه سرنشینیان آن از جمله هامر شولد جان باختند.

ترور دردناک دبیر کل سازمان ملل[داگ هامر شولد] هر چند در هاله ای از ابهام باقی ماند اما سایر دبیران کل سازمان ملل از پیام ترور داگ هامر شولد رمز گشائی کردند. پیام اسرائیل و لابی صهیونیستی به دبیران کل بعدی سازمان ملل این بود: هرگزبه خطوط قرمز اسرائیل نزدیک نشوید و برای ملت فلسطین جان خود را به خطر نیاندازید!.

زمانی که دولت وقت سوئد قصد داشت تا در باره انفجار هواپیمای حامل داگ هاکر شولد تحقیق کند پیام های تهدید آمیزی از سوی امریکا دریافت کرد. اسرائیل معمولا حساسیت فوق العاده ای نسبت به شخصیت های ضد یهودی کشور سوئد دارد ودر فوریه سال 1986 اولاف پالمه نخست وزیر وقت سوئد نیز به دلیل داشتن مواضع ضد یهودی توسط موساد ترور شد. حضورقدرتمندانه لابی صهیونیستی در جنبه های سیاسی واقتصادی واجتماعی امریکا موجب شده تا نهادهای بین المللی بدون در نظر گرفتن منافع رژیم صهیونیستی نتوانند خارج از اراده این لابی تصمیمی اتخاذ کنند.

لابی صهیونیستی که یکی از قدیمی ترین سازمان های یهودی در امریکا تلقی می شود حتی در انتخاب رئیس جمهوری واعضاء کنگره آمریکا دخالت دارد. این لابی از جمعیت وحدت یهودیان،شورای روابط امریکا ویهود، جمعیت کمیته امور عمومی آمریکا واسرائیل" ایپک" وسازمان یهودیان آمریکا تشکیل شده است.

برآیند گزارش ها نشان میدهد که یهودیان مقیم امریکا بیش از 1800 میلیارد دلار از سهام وال استریت آمریکا را در اختیار دارند که این امر از نفوذ فوق العاده اقتصادی یهودیان آمریکا حکایت دارد. بیشترین سهام کارخانجات اسلحه سازی، صنایع سنگین امریکا مانند بوئینگ و بانک های مهم ونیز رسانه های دیداری ومکتوب متعلق به یهودیان امریکا است .هررئیس جمهوری چه از حزب دموکرات وچه از حزب جمهوریخواه قبل ازنامزدی رسمی معمولا سیاست های خارجی خود در باره رژیم اسرائیل را به لابی صهیونیستی تسلیم می کند. به همین دلیل انتخاب دبیر کل سازمان ملل که هر 5 سال یک بارصورت می گیرد بدون مشورت با لابی صهیونیستی امکان پذیر نیست.

شورای امنیت که از 15 عضو دائم و موقت تشکیل می شود تابعی از اراده آمریکا و لابی صهیونیستی است و نمی توانند در خصوص وضعیت مربوط به اراضی اشغالی تصمیم سرنوشت سازی اتخاذ کنند.

از سال 1948 تا کنون حدود 85 قطعنامه مربوط به اراضی اشغالی توسط آمریکا وتو شده ولذا اسرائیل به خوبی می داند که شورای امنیت نمی تواند بدون رضایت امریکا ولابی صهیوینستی اقدامی به سود ملت فلسطین انجام دهد. از سال 1945 که شورای امنیت به صورت فعلی خود شکل گرفت 5 قدرت اتمی و پیروز جنگ دوم جهانی از جمله آمریکا، انگلیس، فرنسه، روسیه و چین با بر خورداری از حق وتو بر مقدرات جهان سیطره پیدا کردند. همچنین نهادهای زیر مجموعه سازمان ملل از جمله آژانس بین المللی انرژی هسته ای، سازمان اونروا، دادگاه لاهه، یونسکو، شورای حقوق بشر، کمیته خلع سلاح کشتار جمعی تحت تسلط این 5 قدرت بویژه آمریکا قرار گرفتند. هر یک از این نهادها بدون در نظر گرفتن منافع امریکا وسایر قدرت های دارای حق وتو قادر به اتخاذ تصمیمات مستقل نیستند.

از سال 2001 تا کنون که حادثه 11 سپتامبر رخداد، نقش شورای امنیت سازمان ملل در اتخاذ مواضع کلان جهانی به سود کشورهای مستقل بشدت تضعیف شد. از آنجائی که انتخاب دبیر کل سازمان ملل با اجماع مجمع عمومی وموافقت 5 کشور دارای حق وتو صورت می گیرد لذا امریکا در گزینش نهائی دبیرکل نقشی فرا دستی دارد.

هر دبیرکلی که منافع امریکا و رژیم صهیونیستی را مورد توجه قرار ندهد قطعا با مشکلاتی جدی مواجه می شود و امریکا اجازه نخواهد داد برای دوره دوم انتخاب شود. نمونه ان مخالفت امریکا با انتخاب مجدد پطرس غالی دبیر کل سابق سازمان ملل برای دور دوم بود. در سال 1995 زمانی که رژیم صهیونیستی منطقه قانا درجنوب لبنانت را بمباران کرد و یکصد کودک لبنانی را به شهادت رساند پطرس غالی هیاتی را مامور بر رسی کشتار کودکان جنوب لبنان کرد.

پطرس غالی یک مسیحی قبطی اهل مصر است که سال های زیادی در دستگاه دیپلماسی مصر سمت وزیر مشاور در امور خارجی را به عهده داشت. وی پس از پایان دوره 10 ساله خاویر پرز دوکویار به عنوان دبیرکل سازمان ملل انتخاب شد اما بر خلاف سایر دبیران کل موضعی غیر همسوبا سیاست های اسرائیل داشت.

پطرس غالی در سال 1995 زمانی که گزارش تکاندهنده کشتار کودکان قانا توسط هواپیماهای رژیم صهیونیستی را دریافت کرد بشدت تحت تاثیر قرار گرفت. اما قبل از انتشاراین گزارش، خانم مادلین اولبرایت نماینده وقت امریکا در سازمان ملل ووزیر خارجه آمریکا دردوران بیل کلینتون در گفتگوئی با غالی وی را تهدید کرد که اگر گزارش بمباران روستای قانا را منتشر کند، امریکا اجازه نخواهد داد وی برای بار دوم به عنوان دبیر کل سازمان ملل انتخاب شود.

اما پطرس غالی بدون توجه به تهدیدات وزیر خارجه وقت امریکا این گزارش را منتشر کرد و نیتجه آن شد که پطرس غالی تنها دبیر کلی بود که فقط یک دوره 5 ساله به عنوان دبیرکل سازمان ملل شد. از سوی دیگر معرفی نمایندگان 1922 کشور عضو سازمان ملل به این نهاد نیز تابع ضوابط خاصی است و آمریکا معمولا به هرنماینده ای که دارای سابقه ضد امریکائی باشد ویزای ورود به خاک آمریکا را نمی دهد. لذا به نظر می رسد جایگاه وشان سازمان ملل به عنوان بالاترین نهاد بین المللی به دلیل نفوذ غیر قابل توجیه امریکا ولابی صهیونیستی بشدت تنزل کرده است.

از این رو سازمان ملل برای حفظ جایگاه قانونی و بین المللی خود به عنوان حافظ صلح جهانی باید در ترکیب فعلی خود بویژه نهاد شورای امنیت تغییراتی ایجاد کند. این تغییرات باید بر اساس ساختار جغرافیائی و تحولات جهانی صورت گیرد و حق وتو از 55 قدرت جهان گرفته شود وتصمیم گیری نهائی وصدور قطعنامه هابه مجمع عمومی سازمان ملل واگذار شود.

نویسنده: حسن هانی زاده

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.