تاریخ تطبیقی

تاریخ بصیرت افزا

بخش دوم/ چرا باید تاریخ بخوانیم؟

انسان می‌تواند با تأمل در راهی که گذشتگان رفته‌اند و نتایجی که آنان بدان رسیده‌اند، راه‌های پیش رو را بشناسد و راه رفته را دوباره نپیماید. تاریخ کوره راه‌ها را برای ما مشخص ساخته است تا به بن بست نرسیم.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ تاریخ پژوهی: نگاه به گذشته‌های دور، نه تنها به معنای واپس گرایی و عقب گرد نیست، بلکه استوار کردن قدم در جایگاه را به همراه خواهد داشت که آینده‌ای روشن‌‌تر و بهتر را به ارمغان خواهد آورد. آن چه تاریخ پژوهان اسلام را بر آن داشته تا به گذشته‌های دور، عمیق‌‌تر بنگرید، می‌توان در این دلایل خلاصه کرد:

سه. عبرت از پیشینیان و رهایی از غفلت

اصلی‌ترین هدف قرآن از نقل داستان‌های تاریخی، عبور دادن انسان از گذرگاه‌های تاریک و ترسناک و رساندن او به روشنایی، هدایت و سعادت است. با خواندن داستان‌های قرآن و عبرت گیری از سرگذشت پیشینیان، پرده‌های غفلت از مقابل چشمان کنار خواهند رفت.(1)

گفته‌اند: رسول خدا(ص) آیاتی از سوره فصلت را برای یکی از کفار تلاوت فرمود تا به این آیات رسید:

فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صَاعِقَةً مِثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ. إِذْ جَاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاءَ رَبُّنَا لَأَنْزَلَ مَلَائِکَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ. فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَکَانُوا بِآیَاتِنَا یَجْحَدُونَ. فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ لِنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لَا یُنْصَرُونَ.(2)

پس اگر روى برتافتند بگو شما را از آذرخشى چون آذرخش عاد و ثمود بر حذر داشتم. چون فرستادگان[ما] از پیش رو و از پشت‏ سرشان بر آنان آمدند [و گفتند] زنهار جز خدا را مپرستید گفتند اگر پروردگار ما مى‏ خواست قطعا فرشتگانى فرو مى‌فرستاد پس ما به آنچه بدان فرستاده شده‏‌اید کافریم و اما عادیان به ناحق در زمین سر برافراشتند و گفتند از ما نیرومندتر کیست آیا ندانسته‏‌اند که آن خدایى که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است و در نتیجه آیات ما را انکار میکردند. پس بر آنان تندبادى توفنده در روزهایى شوم فرستادیم تا در زندگى دنیا عذاب رسوایى را بدانان بچشانیم و قطعا عذاب آخرت رسواکننده‏‌تر است و آنان یارى نخواهند شد.

هنگامی که به این آیات رسید، لرزشی شدید سراپای آن مرد را فراگرفت و با پریشانی و خودباختگی، خاتم الانبیا(ص) را سوگند داد که از تلاوت آیات بازایستد. سپس با حالتی دگرگون نزد قوم خود بازگشت؛ چنان که دیگر آثار عناد و استکبار در چهره‌اش نبود.(3)

چهار. شناخت راه‌های پیش‌رو

قرآن کتاب ذکر است. از این‌رو تاریخ را نیز بیان کرده تا از آن پند و اندرز گرفته شود. امیرمؤمنان(ع)، علی(ع) به امام حسن(ع) فرمود «أَیْ بُنَیَّ إِنِّی وَ إِنْ لَمْ أَکُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ کَانَ قَبْلِی فَقَدْ نَظَرْتُ فِی أَعْمَالِهِمْ وَ فَکَّرْتُ فِی أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِی آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ کَأَحَدِهِمْ بَلْ کَأَنِّی بِمَا انْتَهَى إِلَیَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أَوَّلِهِمْ إِلَى‌‌آخِرِهِمْ؛ پسرم درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکرده‏ام، امّا در کردار آن‌ها نظر افکندم، و در اخبارشان اندیشیدم، و در آثارشان سیر کردم تا آنجا که گویا یکى از آنان شده‏ام، بلکه با مطالعه تاریخ آنان، گویا از اوّل تا پایان عمرشان با آنان بوده‏ام.»(4)

انسان می‌تواند با تأمل در راهی که گذشتگان رفته‌اند و نتایجی که آنان بدان رسیده‌اند، راه‌های پیش رو را بشناسد و راه رفته را دوباره نپیماید. تاریخ کوره راه‌ها را برای ما مشخص ساخته است تا به بن بست نرسیم. بنابراین با دانستن تاریخ، راه رفته و خطرناک گذشتگان را دوباره نخواهیم پیمود.

منبع: دشمن شدید(حجتالاسلام والمسلمین مهدی طائب)، دفتراول، چاپ 2، زمستان 95، ص20 الی 22

پی نوشت؛

1 ر.ک: تفاسیر سوره یوسف، ذیل آیه 2

2 فصلت، آیات 13 تا 16

3 تفسیر نمونه، ج20، صص207و209

4- نهجالبلاغه، نامه31

 

بخش نخست/ چرا باید تاریخ بخوانیم؟

قرآن کریم در بیان تاریخ در میان کتب آسمانی، ره آوردی بزرگ و بی مثال دارد. اصرار قرآن بر بیان مطالب تاریخی، در قالب یک سوم از آیات، خواننده را به وجد آورده و به شگفتی وامی‌دارد.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پرسش: استاد به نظر شما اهمیت مطالعه تاریخ چیست و ما چه نیازی به مطالعه آن داریم؟

پاسخ: نگاه به گذشته‌های دور، نه تنها به معنای واپسگرایی و عقب گرد نیست، بلکه استوار کردن قدم در جایگاه را به همراه خواهد داشت که آینده‌ای روشن‌‌تر و بهتر را به ارمغان خواهد آورد. امام علی(ع) می‌فرمایند «ای فرزند عزیزم، من عمری به درازای تاریخ ندارم، اما در کار و کردار نسل‌های پیشین نگریسته‌ام، در اخبارشان اندیشیده‌ام، در میان آثار به جای مانده‌شان جست‌وجو کرده‌ام، آن چنان که خود، یکی از آن‌ها شده‌ام. حتی چون سرگذشت گذشتگان به من انجامیده است، گویی با نخستین تا واپسین فردشان زیسته‌ام»(1)

نخستین دلیل تأکید قرآن کریم است. قرآن کریم در بیان تاریخ در میان کتب آسمانی، ره آوردی بزرگ و بی مثال دارد. اصرار قرآن بر بیان مطالب تاریخی، در قالب یک سوم از آیات، خواننده را به وجد آورده و به شگفتی واداشته است؛ تا جایی که از خود خواهد پرسید: مگر این تاریخ چه اهمیتی دارد و چه کرده است که پروردگار هستی در آخرین پیام به آفریده خود، این چنین سرگذشت پیشینیان را بیان کرده و ما را به تأمل در قرآن فراخوانده است؟

علت فراوانی آیات تاریخی در قرآن، تنها بیان داستان نبوده است؛ زیرا قرآن ذکر(1) است و از حکیم یکتا، لغو صادر نمی‌شود. تاریخ، مجموعه‌ای از تجربیات ارزشمند پیشینیان و زیبایی، زشتی، پیروزی و شکست است که با مطالعه آن، عمر انسان به درازای عمر آن‌ها خواهد شد. افزون بر آن، باید توجه کرد که بیان تاریخ به صورت قصه، به جاذبه آن افزوده و أثرگذاری آن را دو چندان می‌کند؛ زیرا همگان آن را درک کرده و قادر به تحلیل خواهد بود؛ در حالی که استدلال‌های عقلی، این گونه نیستند.

دومین دلیل کسب تجربه است. انسان‌ها بیش از آن‌که نیازمند علم باشند، به تجربه نیاز دارند. جایگاه علم در ذهن است و هنوز أثر خودش را نشان نداده، ولی تجربه، علم جریان یافته‌ای است که أثرش را نشان داده و تاریخ راه دسترسی به این تجربه است، اما اشکال در آن است که انسان فرصت تجربه ندارد. یا به عبارتی، یک زمان بیش‌تردر اختیار او نیست که همین مدت کوتاه زندگی دنیایی است. از این رو در تعریف تجربه می‌توان گفت «پیاده شدن علم که نیازمند زمان است.»

انسان‌ها واحد بالنوع و واحد بالجنس هستند و زندگی شان شبیه به هم است. می‌توانند از یک دیگر الگو بگیرند و تجربه به دست آوردند؛ به این ترتیب اسنان‌ها می‌توانند از تاریخ به تجربه دست یابند. اختلاف انسان‌ها در صنف، مانع کسب این تجربه نیست؛ زیرا نوع، محقق تجربه است، نه صنف. بر این اساس، انسان نمی‌تواند از حیوانات تجربه کسب کند؛ زیرا با آن‌ها واحد بالجنس است، نه واحد بالنوع. همچنین طبیعت، واحد بالطبع است؛ یعنی طبیعت(هوا، آّب، خاک و قوانین طبیعت مانند جاذبه) تغییر نکرده است. البته در گذشته، برخی امور طبیعی شناخته شده نبود.

بنابراین از زمان آدم(ع) تاکنون، هر یک از انواع موجودات، مدتی در این جهان زندگی و تجربه‌ای کسب کرده‌اند و خودشان از میان رفته، ولی تجربه آن‌ها باقی مانده است که این تجربه‌های پیاپی، همان تاریخ است. در این رهگذر باید توجه کرد که انسان در زندگی، چهارگونه رابطه دارد یا به عبارتی، در چهار نقطه ارتباطی، قرار گرفته است که عبارتند از: 1 -  ارتباط با خودش، 2- ارتباط با هم نوع، 3- ارتباط با طبیعت و 4- ارتباط با عالم غیب. هر یک از این چهار ارتباط، دارای دو نوع ارتباط مصلحانه خوب و ارتباط مفسدانه بد هستند.

اگر انسان بتواند پیامدهای ارتباط با غیب این عالم را به دست آورد و برای دیگران بیان کند، برخی به دلیل ترس از همین دنیا، بسیاری از کارهای ناشایست را ترک می‌کنند. تجربه این چهار ارتباط، در طول تاریخ، خودش را نشان داده و بارها درباره این ارتباط‌های چهارگانه، مطالبی نوشته شده که تاریخ نام گرفته است. بنابراین تاریخ به معنای بیان تجربه انسان‌ها در چهار ارتباط مذکور است. البته ناقل تجربه باید در یکی از این چهار ارتباط باشد. همچنین تجربه، باید أثر عملی داشته باشد؛ یعنی صرف آشنایی با احوال گذشتگان هدف نیست، مگر این‌که أثر عملی داشته باشد.

منبع: دشمن شدید(حجتالاسلام والمسلمین مهدی طائب)، دفتراول، چاپ 2، زمستان 95، ص17 تا 20

پی نوشت؛

1 نهج‌البلاغه، نامه 31

2 نحل، آیه 44؛ حجر، آیه 9

 

یهود؛ شدیدترین دشمن مسلمانان

خداوند متعال در قرآن کریم به عنوان مهم‌ترین و اصلی‌ترین منبع اسلامی، آشکارا سرسخت‌ترین و شدیدترین دشمن مسلمانان را یهود و مشرکان معرفی می‌کند. بنابراین یهود و مشرکان و پس از آن‌ها منافقان و دیگر دشمنان باید شناسایی و شناسانده شوند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ گرچه برخی تعریف اصطلاحی تاریخ را علم به حوادث گذشته بشری دانسته‌اند، اما واقعیت این است که این نگاه به تاریخ، نمی‌تواند در حال و آینده جوامع مفید و مؤثر باشد. در حقیقت، تاریخ، علم به وقایع درس‌آموز و عبرت انگیز گذشته و قوانین و سنن الهی حاکم بر آن وقایع است تا از آن وقایع و عوامل، درس و عبرت گرفته شود و وضعیت موجود و آینده در جهت مطلوب تغییر یابد.

به فرموده رهبر معظم انقلاب «امروز ما در دنیای اسلام، مکلفیم که همین هوشیاری، توجه به دشمن شناسی و تکلیف شناسی را به اعلا درجه ممکن، برای امت اسلام، جهان اسلام و ملت خودمان تدارک ببینیم.»(1) این نوع نگاه به تاریخ، بصیرت افزا و راهگشای افراد و جوامع بشر است؛ به طوری که هیچ‌گاه، کهنه نمی‌شود و در گذشته، باقی نمی‌ماند. در این رویکرد، گذشته چراغ راه آینده قرار می‌گیرد.

قرآن کریم نیز در بسیاری از آیات خود به بیان حوادث اقوام گذشته پرداخته است؛ به طوری که می‌توان استفاده از تاریخ را یکی از شیوه‌های مهم قرآن در هدایت دانست. هدف قرآن از ذکر قصه اقوام و پیامبران پیشین، سرگرمی و داستان سرایی صرفاً هنرورزانه نیست؛ بلکه هدف آن، تشویق مسلمانان به راه‌های کمال و ترقی و پرهیز آن‌ها از عواملی است که سبب افول و انحطاط فردی و اجتماعی می‌شود.

البته برای عبرت آموزی و پندگیری از تاریخ، لازم است حوادث تاریخی را به صورت به هم پیوسته و حلقه‌های زنجیر بررسی کرد. بررسی تک بعدی و محدود به زمان خاص، بدون توجه به حوادث قبل و بعد، هر چند درس آموزی‌هایی دارد ولی به صورت مقطعی و حداقلی است.

بررسی علل وقایع تاریخی مهم و درس‌ها و عبرت‌های آن، موجب افزایش بصیرت برای حال و آینده می‌شود. در این راستا باید به تاریخ انبیا به ویژه تاریخ پیامبر خاتم(ص) و اوصیای معصوم ایشان، تبیین نقش یهود در تاریخ انبیا و اسلام و مسأله دشمن شناسی نگاه ویژه‌ای داشت.

روشن است که هر مکتب و گروهی برای پویایی و پایایی خود، افزون بر تأمین عوامل تعالی و پیشرفت، لازم است دشمنان گذشته و آینده خود را به خوبی بشناسد و بشناساند؛ زیرا هر مکتب، دشمنانی دارد که از آن غافل نیستند، هر چند آن مکتب از دشمنانش غافل باشد.(2)

تاریخ نشان می‌دهد هر گروهی که از دشمن خود غافل شده، ضربه سنگینی خورده است؛ هر چند عوامل قدرت بخشی را رعایت کرده باشد. لازمه مقابله با دشمن و دفع خطر او در قدم اول، شناخت دشمن و ویژگی‌ها و توانمندی‌ها و امکانات اوست. این شناخت سبب می‌شود ما متناسب با همان خدعه‌ها، ابزار و امکانات فراهم کنیم.

خداوند متعال در قرآن کریم به عنوان مهم‌ترین و اصلی‌ترین منبع اسلامی، آشکارا سرسخت‌ترین و شدیدترین دشمن مسلمانان را یهود و مشرکان معرفی می‌کند. قرآن کریم می‌فرماید «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا؛ مسلما یهودیان و کسانى را که شرک ورزیده‌اند دشمن‏ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهى یافت.»(3)

پس از یهود و مشرکان، منافقان و دیگر دشمنان هستند که باید شناسایی و شناسانده شوند. همچنین با رویکرد تاریخ بصیرت افزا و رصد جریان حق و باطل و دشمن شناسی، ریشه جریانات جاری در سطح بین‌الملل، منطقه و کشور روشن خواهد شد.

منبع: کتاب «دشمن شدید»، دفتر اول، چاپ دوم، زمستان 95، ص14 الی 16

پی نوشت؛

1 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با علما و روحانیون(7/5/71)

2 امیرمؤمنان(ع) در این باره می‌فرمایند «إنٌ أخا الحرب الارق و من نام لم ینم عنه؛ همانا برادر جنگ، بیداری و هوشیاری است. هر کس از دشمن آسوده بخوابد، دشمن نسبت به او نخواهد خفت»(نهج البلاغه، نامه 62)

3 مائده، آیه82

نقش یهود در حادثه عاشورا چیست؟

حضرت رسول(ص) برای حفاظت از حسنین(ع) در سنین کودکی علاوه بر حفاظتی که در منزل صورت می‌گرفته، به سلمان دستور داده بودند که مراقب حسنین(ع) و فتنه یهود علیه این دو امام بزرگوار باشد.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حدیثی از جناب سلمان نقل شده؛ طبق این روایت پیامبر اکرم(ص) روزی سلمان فارسی را به دنبال امام حسن(ع) و امام حسین(ع) فرستادند و خطاب به سلمان فرمودند «برو حضرات را پیدا کن، من از مکر یهود نسبت به این دو[امام] نگران هستم.» سلمان به مناطق مختلف سر زد و حتی به منزل خواهر حضرات یعنی ام‌کلثوم رفت، اما حسنین(ع) آنجا هم نبودند. بالاخره سلمان حضرات را در یکی از محله‌ها پیدا کرد.

پرسش: آیا جمله‌ی «إِنِّی خَائِفٌ عَلَیْهِمَا مِنْ کَیْدِ الْیَهُود»(1) می‌تواند مرتبط با حادثه عاشورا باشد؟

پاسخ: در رابطه با ارتباط یهود با حادثه عاشورا نیاز چندانی به این حدیث نداریم، چرا که ادله فراوانی وجود دارد. این حدیث به ظاهر قابل قبول نیست، به دلیل این‌که در این نقل تاریخی آمده سلمان برای جست‌و‌جوی حسنین به منزل خواهر ایشان «ام‌کلثوم» رفت، اما حضرات آنجا نبودند؛ این حادثه اگر اتفاق افتاده باشد، به احتمال زیاد زمانی است که امام حسن(ع) هشت سال و امام حسین(ع) هفت سال سن داشتند؛ اگر نام زینب کبری(س) هم ام‌کلثوم باشد، ایشان نیز پنج یا شش سال سن داشتند؛ بنابراین ایشان اصلاً خانه‌ای مجزا نداشتند که سلمان، حسنین را در منزل خواهرشان جست‌و‌جو کرده باشد.

علاوه بر این‌که حضرت زهرا(س) در حفاظت از فرزندانشان بی‌دریغ و بی‌غفلت بودند؛ امکان ندارد سلمان به جست‌و‌جوی حسنین رفته باشد و حضرت زهرا(س) از مکان حضور حضرات اطلاع نداشته باشند؛ بنابراین در ظاهرِ این روایت، تناقضات بسیاری وجود دارد.

البته احتمال دارد که در نقل مطالبی اضافه شده باشد؛ اگرهم چنین ماجرایی رخ داده و به سلمان تأکید حفاظتی شده باشد، به این دلیل بوده که سلمان نسبت به جریان یهود مطلع بود و او میان یهودیان زندگی کرده بود؛ هنگامی که پیامبر اکرم(ص) به مدینه هجرت کردند، سلمان غلام و برده یک یهودی بود و از این گروه و توطئه‌های آنان اطلاع داشت و لذا در وصف وی گفته شده که او علم اولین را دارد.

احتمالاً حضرت(ص) برای حفاظت از حسنین در همان سنین، علاوه بر حفاظتی که در منزل صورت می‌گرفت، به سلمان نیز دستور داده بودند که او نیز مراقب حسنین و فتنه یهود باشد. اگر چنین برداشتی از حدیث مدنظر باشد، قابل قبول است.

پی‌نوشت؛

1- بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۱۳