تاریخ تطبیقی

تاریخ بصیرت افزا

فلسفه گریه‌های فاطمه الزهرا(س) پس از رحلت نبی اکرم(ص)

خانه حضرت فاطمه(س) در کنار مسجد بود. ایشان پس از وفات نبی اکرم(ص) شروع به روضه خواندن و گریه کردند و در ضمن این گریه‌ها، حقایق پیش‌‌آمده بعد از غصب خلافت را بیان کردند. همین امر باعث شد مدتی بعد، عده‌ای به قضایا متوجه شده و به سمت امیرالمؤمنین(ع) گرایش پیدا کنند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پرسش: استاد از دیدگاه حضرتعالی علت و فلسفه گریه‌های حضرت زهرا(س) چه بوده و این گریه‌ها چه نتایجی در پی داشته است؟

پاسخ: بعد از این‌که فدک غصب شد، حضرت زهرا(س)خانه‌نشین شد و گریه‌ها را آغاز کرد. این را بدانیم که گریه آن حضرت برای پدرش نبود؛ بلکه برای پیامبری و ولایت بود. انسانی مانند حضرت زهرا(س) که دارای نفس مطمئنه است، برای وفات پدرش گریه نمی‌کند. از طرف دیگر، آن حضرت به رفتن پدرش از دنیا راضی بود، و الا خداوند پیامبر(ص) را از دنیا نمی‌برد؛ چنان‌چه خود پیامبر اسلام(ص) فرمود: خداوند با رضایت زهرا(س) راضی می‌شود.

حضرت زهرا(س) تا قبل از حادثه مسجد و آن قضایا، اصلا گریه نمی‌کرد. وقتی که آن قضایا پیش آمد و به آن حضرت گفتند برو و در خانه بنشین، ایشان هم در پاسخ به آن‌ها فرمود: می‌روم و شکایت شما را به پدرم می‌کنم. گریه حضرت زهرا(س( مانند گریه حضرت زینب(س) بود و دستگاه حاکمه توسط همین گریه‌ها رسوا شد.

خانه حضرت فاطمه(س) در کنار مسجد بود. ایشان پس از اتفاقاتی که افتاد، شروع به روضه خواندن و گریه کرد و در ضمن این گریه‌ها، حقایق پیش‌‌آمده بعد از غصب خلافت را بیان کرد. همین امر باعث شد که مدتی بعد، عده‌ای به قضایا متوجه شده و به سمت امیرالمؤمنین(ع) گرایش پیدا کنند که تعدادشان کم‌کم به یازده نفر رسید. حال با توجه به این‌که علی‌(ع) در گذشته فرموده بود اگر چهل نفر از خواص با من باشند، من حق خود را از خلافت مطالبه می‌کنم.

بنابراین، دستگاه حاکمه متوجه شد که گریه‌های حضرت زهرا(س) به تدریج کار را برای آن‌ها سخت خواهد کرد؛ خصوصا که گریه‌های آن حضرت، از صبح تا بعد از نماز عشا ادامه داشت و روزهای جمعه هم که در مسجد، نماز جمعه برگزار می‌شد، مردم موقع استماع خطبه‌های خلیفه، صدای گریه آن بانوی بزرگوار را می‌شنیدند و به تدریج، حقایق بر آن‌ها روشن می‌شد.

پس از این‌که خطر مزبور را احساس کردند، تصمیم گرفتند حضرت زهرا(س) را ساکت کنند. آمدند و به آن حضرت گفتند گریه‌های شما، آرامش مسجد را سلب کرده است. ایشان در پاسخ به آن‌ها فرمود: اگر این‌گونه است، من برای گریه کردن به بقیع می‌روم.

بعد از مدتی دیدند که رفتن حضرت زهرا(س) به بقیع هم برای آن‌ها گران تمام می‌شود؛ چون زمانی که ایشان به بقیع می‌رود، عده‌ای دور ایشان جمع می‌شوند. بنابراین، تصمیم گرفتند آن حضرت را ساکت کنند و برای این کار، امیرالمؤمنین(ع) را بهانه کردند. به بانوی بزرگوار اسلام نامه نوشتند که شوهرت در خانه تو نشسته است و علیه ما توطئه می‌کند. تو باید علی را از خانه بیرون کنی تا قضیه حل شود؛ و اگر این کار را نکنی، دختر پیامبر بودن مانع از این نخواهد بود که ما به خانه‌ات حمله نکنیم!...

ویروس کرونا عذاب الهی یا امتحان الهی؟

باید بدانیم که آزمون‌های الهی برای ما حتمی هستند و در این موارد، اصولاً خداوند متعال در آزمون‌ها می‌خواهد که ما به درِ خانه‌اش برویم. اما اینکه چه زمانی آن آزمون در ما اثر کمال و اکمال را انجام بدهد و ما برای مرحله بعد آماده شویم را فقط خداوند می‌داند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پرسش: نظرکلی شما درمورد انتشار این ویروس و سختی که گریبان‌گیر مردم کشورمان شده چیست؟

پاسخ: خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ»[1]: گمان کرده‌اید که راه بهشت آسان است؟ گمان کرده‌اید که وارد بهشت می‌شوید و مصائب و جنگ‌ها و دشواری‌هایی را که قبلاً اقوام دیگر که راهی بهشت هستند، تجربه کرده‌اند را شما دچار نمی‌شوید؟ آیا نمی‌دانید برای رسیدن به بهشت چه سختی‌هایی را متحمل شدند؟

خداوند می‌فرمایند: «مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ»[2]: در مسیر رسیدن به بهشت آنقدر سختی و رنج کشیدند که متزلزل شدند و به شک افتادند که نکند وعده‌ی خداوند درست نیست؟ و نکند نابودسازی باطل ممکن نباشد؟ کار به جایی رسید که مؤمنینی که همراه با رسول بودند و متزلزل هم نشده بودند به زبان آمدند و گفتند: پس کمک خداوند چه زمانی از راه می‌رسد؟ سپس خداوند می‌فرماید: « أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیب»[3]: بدانید که یاری خداوند نزدیک است. در حقیقیت خداوند به ادامه‌دادن مسیر امر می‌کنند.

ما امروز با یک ویروسی مواجه هستیم که وارد کشور شده و در حال فراگرفتن تمام کشورمان است. مدل این ویروس به گونه‌ای است که زندگی ما را در مجموع از حال عادی خارج کرده است. بسیاری از کسب و کارها تعطیل شده‌اند. مساجد و حسینیه‌ها، هیئات و نمازجمعه‌ها به تعطیلی کشیده شده‌اند. بسیاری از مردم نیز خانه‌نشین شده‌اند و مرگ و میری را به راه انداخته است.

فتنه و آزمایش ‌الهی

ما ملتی هستیم که تا اموری پیش می‌آید و کمی سختی غیرعادی دارد، به آسمان توجه می‌کنیم و از خداوند متعال و اهل بیت (ع) طلب یاری می‌کنیم، و خواسته‌های گذشتگانمان که در برابر سختی‌ها طلب کمک کردند را مطرح می‌کنیم. در اینجا همان پاسخ خداوند که فرمودند: «أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیب» برای ملت و جامعه ما نیز مطرح می‌شود. اما این قضیه چگونه است؟

برای پاسخ باید به این نکته اشاره کرد: خداوند متعال به طور کلی از آغاز به مؤمنین فرمود: شما برای رسیدن به مسیر کمال، و برای رسیدن به بهشت، باید از سختی‌های دنیا عبور کنید. یعنی بدون تحمل سختی‌ها، وصول به بهشت امکان‌پذیر نیست. «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ»[4]: تو با سختی به سوی پروردگات درحال حرکت هستی، و این سختی همراه تو خواهد بود تا به مقصد برسی. خداوند همچنین در سوره مبارکه عنکبوت می‌فرماید: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ»[5]: مردم فکر می‌کنند همین که به صورت لفظی وارد مسیر ایمان شدند، کافی است؟ و در همین حال رها می‌شوند و دچار فتنه نمی‌شوند؟ خیر؛ این تصور غلط است: «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ‌ مِنْ‌ قَبْلِهِمْ»[6]‌: هرکسی که در طول تاریخ ادعای ایمان کرده، آزموده و دچار فتنه شده است.

ممکن این پرسش پیش بیاید: آیا آزمایش و فتنه خاص مؤمنین است؟ یا همه‌ی مردم را شامل می‌شود؟ در پاسخ باید گفت: خیر! همه‌ی مردم را شامل می‌شود. زیرا دین الهی متعلق به همه مردم است. اما، آزمایش‌ها متفاوت هستند. یک آزمایش مؤمنین را فرا می‌گیرد، و آزمایش دیگری وجود دارد که شامل کفار می‌شود.

یعنی مردم دو دسته هستند: دسته اول آنهایی هستند که ایمان آورده‌اند؛ دسته دیگر کسانی هستند که قبول ندارند و با خداوند درافتاده‌اند. دسته دوم کافر هستند؛ و دسته اول مؤمن. خداوند هردوی این افراد را آزمایش می‌کند؛ اما آزمایش برای کفار طبق فرموده‌ی قرآن، آزمایش استدراجی است.

یعنی خداوند متعال آنها را به گونه‌ای آزمایش می‌کند که در طول آزمایش گمان می‌کنند همه‌ی حق با آنهاست و خداوند و خداگویان باطل هستند. استدراج، یعنی آنقدر به آنها نعمت عطا می‌شود که درون این نعمات غوطه‌ور می‌شوند و توجهی به خداوند نمی‌کنند. «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ»[7]: آنقدر نعمت به آنها داده می‌شود که فکر می‌کنند بهشت همین‌جاست، و به دیگران و دین‌داری می‌خندند. برخورداری این دسته از نعمت‌ها، و دوری از بیماری‌ها و اوضاع مناسب مالی، امتحان استدراجی است.

خداوند در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: «لَوْلَا أَنْ یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً»[8]: اگر مردم یک‌دست نبودند و در حقیقت مؤمنین می‌توانستند تحمل کنند، «لَجَعَلْنَا لِمَنْ یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ»[9]: برای کسانی که کفر ورزیدند، «لِبُیُوتِهِمْ سُقُفًا مِنْ فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ»[10]: آنقدر به آنها نعمت داده می‌شد که سقف خانه‌هایشان را نقره‌کاری می‌کردند، و آنقدر به آنها نعمت داده می‌شد که پلکان‌های بلندی بسازند و آنقدر بالابروند تا بتوانند مناظر وسیع را تماشا کنند.

اما چرا؟ به دلیل اینکه این دسته با خداوند متعال در افتاده‌اند و خداوند همه ابزار را برای آنها قرار می‌دهد تا وقتی وارد عالم آخرت می‌شوند، دیگر چیزی طلبکار نیستند. بله؛ گاهی موارد برای اینکه در آخرت گفته نشود که: خدایا هیچ تلنگری به ما نزدی؛ گاهی دچار سختی‌هایی می‌شوند که برای مؤمنین هم قرارداده شده است. مثلاً خداوند، آل‌فرعون را دچار قحطی می‌کند، تا شاید بیدار شوند.

بنابراین باید بدانیم که آزمون‌های الهی برای ما حتمی هستند. و در این موارد، اصولاً خداوند متعال در آزمون‌ها می‌خواهد که ما به درِ خانه‌اش برویم. اما اینکه چه زمانی آن آزمون در ما اثر کمال و اکمال را انجام بدهد و ما برای مرحله بعد آماده شویم را فقط خداوند می‌داند. لذا فتنه‌ها همواره تاریخی داشته‌اند و یک‌باره تمام شده‌اند. زیرا کار به جایی می‌رسد که مؤمنین بر اثر فتنه به مرحله‌ی کمال رسیده و آن فتنه برای این امت بی‌فایده شده و در نهایت رفع می‌شود.

البته فتنه‌ها دو دسته هستند: گاهی منشأ این فتنه‌ها، منشأ غیرانسانی است. مانند سیل‌ها؛ یک‌باره بارش از آسمان غیرطبیعی می‌شود. بارانی که قرار بوده طی یک سال باریده شود، طی یک روز نازل می‌شود، و خرابی‌هایی به جای می‌گذارد. اما گاهی وقت‌ها منشأ فتنه‌ها، بشری است.

هر دو فتنه هستند و در برابر هر دوبایستی صبوری به خرج داد. لکن فتنه‌های بشری دارای یک امتیاز هستند، و امتیاز این است که وقتی مؤمنین برای خداوند در برابر آن فتنه مقاومت و صبوری می‌کنند، اجر مضاعف دارند. ممکن است کسی در جریان سیل کشته شود؛ اما سیل فتنه الهی است. اگر این سیل، به هجوم صدام تبدیل شد، در برابر این فتنه نیز افرادی کشته می‌شوند، اما آن کسی که در این نبرد کشته می‌شود، شهید به حساب می‌آید.

پی نوشت؛

[1]. آیه 214 سوره بقره

[2]. همان

[3]. همان

[4]. آیه 6 سوره انشقاق

 [5]. آیه 2 سوره عنکبوت

[6]. آیه 3 سوره عنکبوت

[7]. آیه 182 سوره اعراف

[8]. آیه 33 سوره زخرف

 [9]. همان

[10]. همان

آیا «شمر بن ذی‌الجوشن» مسلمان، قاری قرآن و جانباز بوده است؟

این نکته حائز اهمیت است که ما نسبت به «شمر بن ذی‌الجوشن» اشتباه قضاوت داریم؛ شمر قاری قرآن مسلمان نبوده، بلکه یک نفوذی بوده است. اگر در جنگ صفین کنار حضرت علی(ع) قرار گرفت، از جمله کسانی شد که حکمیت را بر امیرالمؤمنین(ع) تحمیل کردند.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پرسش: در یکی از زیارات حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) می‌خوانیم: «وَ اَشْهَدُ اَنَّ الَّذینَ سَفَکُوا دَمَکَ، وَ اسْتَحَلُّوا حُرْمَتَکَ، مَلْعُونُونَ مُعَذَّبُونَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى بْنِ مَرْیَمَ، ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ»[1]؛ اما پرسش اصلی این است که افرادی که بر لسان داود(ع) و عیسی(ع) مورد لعن قرار گرفتند، چه کسانی هستند؟ همچنین کسانی مانند شمر بن ذی الجوشن که امام(ع) را به شهادت رساندن مسلمان بودند؟

پاسخ استاد: در قرآن کریم کسانی که توسط حضرات داود(ع) و عیسی(ع) لعن شدند، کافران بنی‌اسرائیل هستند که در قرآن به نام یهود شناخته می‌شوند: «لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَوْا وَکَانُوا یَعْتَدُونَ»[2]. در عبارت فوق از زیارت‌نامه، طبق تعلیم اهل بیت(ع) به امام حسین(ع) اشاره شده است؛ یعنی زمانی که حضرات داود(ع) و عیسی(ع) لعنت کردند، در حقیقت این افراد را لعن کردند.

قرآن کریم می‌گوید حضرات، کفار بنی‌اسرائیل که همان یهود هستند را لعنت کردند، این درحالی است که دشمنان امام حسین(ع) در روز عاشورا ادعای اسلام داشتند. این مسئله نشان می‌دهد، افرادی که مقابل حضرت ایستادند، در حقیقت مهره‌های یهود بودند.

البته این نکته هم حائز اهمیت است که ما نسبت به «شمر بن ذی‌الجوشن» اشتباه قضاوت داریم؛ شمر قاری قرآن مسلمان نبوده، بلکه یک نفوذی بوده است. اگر در جنگ صفین کنار حضرت علی(ع) قرار گرفت، از جمله کسانی شد که حکمیت را بر امیرالمؤمنین(ع) تحمیل کردند.

حضرت در مورد «اشعث بن قیس» عبارت «یهودی فرزند یهودی» را به کار برده‌اند؛ نکته مهم این است که شمر جزو دار و درسته‌ی اشعث بود و حکمیت را بر حضرت علی(ع) تحمیل کرد. شمر بعداً هم به جمعیت خوارج ملحق و نهروانی می‌شود. همچنین ما می‌دانیم که اشعث با خوارج همکاری کرد و موجب شهادت حضرت علی(ع) شد. شمر بعد از همه این وقایع نیز به کربلا می‌آید و در شهادت امام حسین(ع) نقش‌آفرینی می‌کند.

«اَشْهَدُ اَنَّ الَّذینَ سَفَکُوا دَمَکَ، وَ اسْتَحَلُّوا حُرْمَتَکَ، مَلْعُونُونَ مُعَذَّبُونَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى بْنِ مَرْیَمَ، ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ»؛ بنابراین توجه به این نکته ضروری است که بدانیم شمر و کسانی که در خط اول بودند، همگی جزو خوارج بودند. خوارج نیز همان عده‌ای بودند که در صفین حکمیت را بر امیرالمؤمنین(ع) تحمیل کردند و سپس آمدند نهروان را به‌راه انداختند.

اگر این نکته را در کنار آیه «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا»[3] قرار دهیم، می‌توانیم نکات فوق را متوجه شویم و نیز می‌توانیم بگوییم که کسانی در خط اول لشکر یزیدی مقابل امام حسین(ع) ایستادند، یهودی بودند؛ اما تاریخ این نکته را پاک کرده است. در هر صورت این زیارت‌نامه می‌تواند راهنمای بسیار خوبی در اثبات یهودی‌بودن دشمنان درجه اول اباعبدالله(ع) در روز عاشورا باشد.

پی نوشت؛

[1]. کامل الزیارات، باب 79، صفحه 208، حدیث 6: و گواهى می‌دهم که حقّاً آنان که خونت را ریختند و حرمت تو را از بین بردند ملعونند و معذّب هستند بر زبان داوود و عیسى بن مریم و این بخاطر آن گناهى است که کردند و مردمى تجاوزکار بودند.

[2]. سوره مبارکه مائده؛ آیه 78: کافران بنی اسرائیل به زبان داود و عیسی پسر مریم از آن رو لعنت کرده شدند که نافرمانی (خدا) نموده و (از حکم حق) سرکشی می‌کردند.

[3]. سوره مبارکه مائده؛ آیه 82: یقیناً سرسخت ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به مؤمنان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت.

نقل از غیر ثقه بدون قرینه بر صحت؛ خطرناک‌ترین مطلب در بیان تواریخ

آل یهود، آل مروان، آل ابی‌سفیان و آل زیاد خاندان ملعون هستند

استاد طائب