پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

گفت‌وگو | صهیونیزم جهانی علیه ادیان الهی

تفکر صهیونیزم به معنای معتقدان به تشکیل دولت یهودی در آخرالزمان قبل از ظهور موعود در فلسطین است. اگر یک مسیحی چنین اعتقادی داشته باشد، صهیونیزم مسیحی می‌گویند. اگر یک یهودی چنین اعتقادی داشته باشد، صهیونیزم یهودی است و اگر یک مسلمان چنین اعتقادی را داشته باشد، صهیونیزم اسلامی گفته می‌شود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ صهیونیزم جهانی جریانیست از گذشته دور وجود داشته و تنها یک هدف را دنبال می‌کند آن هم اجازه ندادن بر حکمرانی دین خدا بر روی زمین. هر چند در ادبیات رایج، صهیونیزم بیشتر به قوم یهود نسبت داده می‌شود، ولی این تفکر چیزیست که در میان ادیان مسیحی و اسلامی نیز یافت می‌شود.

به منظور بررسی بیشتر این تفکر با حجت‌الاسلام دکتر محمدحسین طاهری آکردی، عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه متن آن تقدیم حضورتان می‌گردد؛

 

تاریخ تطبیقی: مقداری درباره تاریخچه و اهداف تأسیس رژیم صهیونیستی بفرمایید.

اصل تفکر تأسیس رژیم صهیونیستی به قرن 17 میلادی در زمان حکومت الیور کرامول در زمانی که پیوریتن­ها در انگلستان قدرت داشتند، باز می‌گردد. این‌ها مسیحیانی بودند که منتظر بازگشت مسیح بودند، به همین دلیل طرحی را آماده کردند تا براساس آن کاری کنند که مقدمات بازگشت مجدد مسیح فراهم شود.

پیورتین‌های مسیحی همانند شیعیان اثنی عشری و یهودیان سنتی، شدیداً موعود باور بوده و منتظر ظهور موعود خود هستند. موعود در مسیحیت بازگشت مجدد مسیح است. این‌ها می‌گویند حضرت مسیح در زمان امپراطوری روم که دولت یهودی نیز در فلسطین وجود داشت، بر معبد سلیمان ظاهر شد و به سبب آن گناهان ما بخشیده شد، در آخر الزمان نیز بار دیگر باز خواهد گشت تا ما را نجات دهد.

این گروه براساس بررسی متون دینی خود، تحلیل کردند که بنا بر آن‌چه در تورات، کتاب دانیال، مکاشفه یوحنا و... بیان شده، موعود بعد از هزار سال می‌آید. اگر در هزاره دوم نیاید در هزاره سوم خواهد آمد. باید قبل از آن جنگ جهانی شکل گرفته و دو سوم جهان نابود شود. این‌ها وقتی علایم ظهور را دیدند گفتند مسیح زمانی می‌آید که قبل از آن جنگ آرماگدون شکل گرفته باشد. جنگ آرماگدون چه زمانی شکل می‌گیرد؟ می‌گویند زمانی که معبد سلیمان ویران شده و این جنگ به سبب معبد سلیمان است. معبد کی ساخته می‌شود که ویرانی آن باعث این جنگ شود؟ می‌گویند زمانی که پیش از آن دولت یهودی در فلسطین شکل گرفته باشد و آن دولت این معبد را دوباره بسازد.

بنابراین از منظر این مسیحیان (پیورتین‌ها) همان گونه که مسیح در ابتدا که آمد، امپراطوری روم، دولت یهودی و معبد در فلسطین داشتیم، اکنون نیز باید یک امپراطوری روم، یک دولت یهودی تحت حمایت امپراطوری و یک معبد باشد. یعنی یک معبد به جای مسجد الاقصی ساخته شود.

زمانی که این حرف را می‌زدند دولت مقتدر عثمانی در فلسطین حکومت می‌کرد. این‌ها طراحی کردند - مبنای این طراحی کتاب مکاشفه یوحنا و دانیال و تفسیر مرجع اسکوفیلد است امپراطوری و دولت یهودی تشکیل دهند. بعدها در اواسط قرن نوزده این تفکر را مکتوب کردند، ولی برای نخستین بار لفظ صهیونیست مسیحی را شخصی به نام جان نلسون داربی، رهبر جریان مسیحی انگلستان متوفی 1882 بکار برد.

آنان بر این اساس، حرکت کردند و گفتند ما مسیحیان، باید کمک کنیم تا یهودیان، آن سرزمین را از مسلمانان بگیرند و معبد را به جای مسجدالاقصی بسازند و بعد به سبب این(ساخت معبد و ویران کردن مسجد) درگیری و جنگ جهانی شود، سپس مسیح بیاید. این مطالب را مرتب بیان کردند و هم اکنون نیز بیان می‌کنند.

بنابراین تاریخ این‌ها به قرن 17 باز می‌گردد. حتی مهاجرت پیوریتن‌ها به آمریکا برای ساخت ارض موعود بود. می‌خواستند اسم آمریکا را نیواینگلند (New England) و یا نیو ایزریل (New Israel) بگذارند یعنی انگلستان جدید یا اسراییل جدید، ولی چون حریف گروه دیگر از تجار و بازرگانان که به دنبال طلا و پول به آن جا آمده بودند، نشدند این گروه سپس جریان فراماسون و دموکرات آمریکا را شکل دادند - و نامش را ایالات متحده گذاشتند.

در حقیقت دو گروه عمده به آمریکا رفتند که اکنون جمهوری خواهان نماینده یک گروه و دموکرات‌ها نماینده گروه دیگر هستند. جمهوری خواهان همان دینداران مسیحی بودند، لذا بسیاری از افراد را کشتند تا زمینه را برای ظهور مسیح آماده کنند. میلیون‌ها سرخ پوست را قتل عام کردند. دموکرات‌ها نیز به دنبال طلا و پول رفتند. البته گروه بسیار قلیلی نیز بودند که برای فرار از تعقیب در انگلستان، اوباش گری و... به آمریکا رفتند که خارج از این دو گروه بودند.

این‌ها جنگ جهانی اول را به وجود آوردند تا عثمانی را تجزیه کنند. به همین دلیل عثمانی تجزیه شد، ترکیه، سوریه، کشورهای خلیج فارس، لبنان و .... تشکیل شد، ولی به فلسطین دست نزدند تا آن را برای دولت یهودی آماده کنند و این منطقه تحت الحمایه و مستعمره انگلستان شد. سپس انگلستان به یهودیان دستور مهاجرت داد. مسیحیان نیز در خرید زمین و بیانیه معروف 1917م لورد بالفور یهودیان را حمایت کردند. وقتی مسلمانان قصد انگلستان و یهودیان را فهمیدند، مانع کار شدند و از فروش زمین به یهودیان امتناع کردند. وقتی هم هیتلر به وجود آمد، همین‌ها یهود ستیزی در اروپا را بهانه کردند و دولت یهودی را در قلب مسلمانان ساختند.

بنابراین هدف اولیه ساخت اسرائیل، ایجاد مقدمه ظهور مسیح بود. به همین دلیل مسیحیان پشت قضیه بودند. لذا اگر ببینید مهم‌ترین حامیان اسرائیل، مسیحیان هستند، مثل آیپک، سیپک که مسیحیان صهیونیست هستند. در آمریکا شاید خود یهودیان بیش از 5 الی 6 میلیون نفر نباشند ولی مسیحیان صهیونیست که جمهوری خواهان نماینده‌شان هستند، حدود 100 میلیون طرفدار دارند. خیلی از اجتماعات برای این‌هاست.

بخشی از‌هالیوود که بخشی از خشونت در ‌هالیوود است و نمادهایی همانند بتمن، اسپایدرمن، راکی، رامبو، سه گانه ماتریکس و... و ساخت فیلم‌های آخرالزمانی و موعودگرا، همه به دست مسیحیان صهیونیست است که می‌گویند جهان باید به سمت ظهور برود. البته مسیحیان قائل بودند یهودیان باید معبد را بسازند تا مسیح بیاید. پیش از آمدن مسیح نیز جنگی رخ می‌دهد که در آن دو سوم یهودیان کشته می‌شوند. بنابراین یهودیان در اینجا بازیچه دست مسیحیان صهیونیست شده‌اند.

 

تاریخ تطبیقی: تفاوت میان یهود و صهیونیزم از نظر اعتقادی، سیاسی و... چیست؟

تفکر صهیونیزم به معنای تشکیل دولت یهودی در آخرالزمان قبل از ظهور موعود در فلسطین است. مکتبی که قائل است دولت یهودی باید پیش از ظهور موعود در فلسطین شکل بگیرد. کسی که چنین اعتقادی دارد را صهیونیست می‌گویند.

اگر مسیحی چنین اعتقادی داشته باشد، صهیونیزم مسیحی می‌گویند. یهودی چنین اعتقادی داشته باشد، صهیونیزم یهودی است و اگر مسلمان چنین اعتقادی را داشته باشد، صهیونیزم اسلامی گفته می‌شود. حتی صهیونیزم بودایی و لامایی نیز بر همین اساس شکل گرفته که الان جای بحثش نیست.

باید گفت دو تفکر داریم یکی تفکر صهیونیزم دینی که در یهودیت سنتی و دینی است و یکی تفکر صهیونیزم سیاسی که در یهودیت لیبرال وجود دارد و ریشه در مسیحیت صهیونیستی است (ر.ک. مقاله اینجانب در مجله علمی پژوهشی معرفت سیاسی شماره 16 یه نام خاستگاه صهیونیزم دینی و سیاسی در یهودیت).

یک تفکر صهیونیزم در یهودیت وجود دارد که ما به آن صهیونیزم دینی می‌گوییم. هیچ ارتباطی به آن چه بنده تا کنون گفتم ندارد. این‌ها معتقدند اولین موعود عالم حضرت موسی(ع) است که قوم را نجات داد، دومین موعود کوروش بود که این‌ها را از بابل بازگرداند، تا این‌که در دهه 70 میلادی تیتوس رومی حمله کرده، معبد را ویران و شهر اورشلیم را سوزاند و این سبب شد یهودیان در عالم پراکنده شوند و یهودیان از سال 70 میلادی تاکنون دعا می‌کنند که خداوند سومین موعودشان را بفرستد، این صهیونیزم دینی در یهودیت است. ما با این‌ها مشکلی نداریم چون همه دنیا معتقد است که موعودشان خواهد آمد.

این گروه از یهودیان معتقدند که پیش از ظهور موعود خودشان که «ماشیح» نام دارد و از تبار داوود است، یهودیان حق تشکیل دولت یهودی در فلسطین را ندارند، بلکه باید ماشیح بیاید و یهودیان را همانند موسی(ع) و کوروش به فلسطین ببرد سپس آن‌ها دولت را بسازند. بنابراین می‌گویند ما پیش از ماشیح اجازه ساخت دولت یهودی در فلسطین نداریم.

 

تاریخ تطبیقی: ولی چرا اکنون یهودیان به فلسطین رفته‌اند؟

این‌ها تحت تأثیر مسیحیت صهیونیزم هستند، چون مسیحیت صهیونیزم می‌گفت پیش از ظهور منجی، یهودیان باید آن جا رفته و دولت و معبد را بسازند تا مسیح آن‌ها بازگردد. به همین دلیل برخی از یهودیان قانع شدند که پیش از ظهور ماشیح، دولت یهودی را در فلسطین بسازند. البته نگاه دینی نداشتند و بیشتر ملی گرایانی بودند که به دنبال تشکیل دولتی برای قوم یهود بودند تا از آوارگی نجات یابند. سر دسته این‌ها نیز شخصی به نام تئودر هرتزل است، روزنامه نگار لاییک و لیبرال اتریشی.

هرتزل پس از این‌که متوجه شد بلاکستون، رهبر مسیحیان پروتستان آمریکا در سال 1891 به بنجامین هاریسن، رییس جمهور وقت آمریکا نامه نوشته که تأسیس دولت یهودی وظیفه دینی توست و بیش از 400 سرمایه‌دار مسیحی نیز اعلام کرده‌اند که حاضرند پول تشکیل این دولت را بدهند(ریشه در همان آیپک امروزی در آمریکا دارد)، در سال 1896 کتاب «دولت یهودی» را نوشت. در آن­جا پیشنهاد تشکیل دولت یهودی در فلسطین را داد. سپس از 1897 تا 1905 میلادی، شش کنفرانس صیهونیزم سیاسی در بازل سوییس تشکیل داد تا یهودیان را قانع کند که پیش از موعود در فلسطین دولت بسازند. اساس تفکرات این کنفرانس‌ها تفکرات مسیحیان صهیونیزم بود تا یهودیان هاخامی سنتی.

این ایده در انتهای قرن 19 و ابتدای قرن 20 توسط هرتزل وارد یهودیت شد، هرتزل شخصیت علمی و دینی نبود، لائیک و ملی گرای یهودی بود. ارتباط او با شخصی به نام هربرت(هرتکل) ساموئل در سفارت انگلستان بود. هربرت قبول کرد که حمایت انگلیس و آمریکا را بیاورد و هرتزل هم گفت من حمایت یهود را می‌آورم تا میان این‌ها ارتباط برقرار کنیم.

بنابراین بین یهودیت و صهیونیزم تفاوت است. یهودیانی که قائلند ما منتظر ظهور ماشیح هستیم، می‌گویند پیش از ظهور نباید دولت بسازیم. ولی یهودیانی که با فکر مسیحیان در قالب یهودیان صهیونیزم همراه شده‌اند، می‌گویند ما برای مقدمه ظهور باید فلسطین را بگیریم. این برای ابتدای قرن 20 است.

1917 در اعلامیه بالفور، وزیر امور خارجه انگلستان از تشکیل دولت یهودی در انگلستان حمایت کرد و در 1920 عثمانی تجزیه شد و فلسطین را به انگلستان دادند تا یهودیان را مهاجرت بدهد، در حقیقت جریان صهیونیزم از مسیحیت آغاز و وارد یهودیت و حتی اسلام شد. حتی امروزه شیوخ مسلمان پیشنهاد می‌دهند ما از دولت یهودی در فلسطین حمایت می‌کنیم. این‌ها نیز صهیونیست‌های اسلامی هستند که بخشی از دنیا را اداره می‌کنند. بنابراین میان این‌ها تفاوت وجود دارد.

 

تاریخ تطبیقی: به عقیده حضرتعالی رژیم صهیونیستی به سبب مسائل سیاسی به دنبال تسلط بر بیت المقدس است یا مسائل مذهبی و عقیدتی؟

هر دو. در گذشته نگاه اعتقادی بوده و صهیونیست‌های مسیحی، یهودیان را تحریک کردند تا به کمک یک دیگر اینجا را بسازند، امروز نیز بزرگترین حامیان اسرائیل، مسیحیان در اروپا، انگلیس و آمریکا هستند، حتی لائیک‌ها و سکولارها. والا خود یهودیان در عالم در بهترین حالت حدود 20 میلیون نفر در جهان جمعیت دارند ولی تمام اتحادیه اروپا و آمریکا پشت سر آن‌ها است.

برای نمونه حداقل 100 میلیون جمهوری خواه در آمریکا طرفدار اسرائیل هستند. این اعترافی است که خود صهیونیست‌های مسیحی کرده‌اند. در آمریکا معمولاً رئیس جمهورها یکی در میان از میان فراماسون‌ها و صهیونیست‌ها انتخاب می‌شود، یعنی یک بار فراماسون و دموکرات‌ها و یک بار صهیونیست و جمهوری خواهان رئیس جمهور می‌شوند. صهیونیست‌های مسیحی مخالف نوشتن صلح هستند. به همین دلیل افرادی همانند ترامپ و جورج بوش‌های پدر و پسر به دنبال جنگ هستند. از این‌رو وقتی اوباما و کلینتون به دنبال صلح میان فلسطینی ها و اسراییل رفتند، از نظر این‌ها منفور بودند.

البته امروز نگاه کاملاً سیاسی و اقتصادی است. چرا دموکرات‌ها وارد این بازی شدند؟ این‌ها که مسائل عقیدتی را قبول نداشتند؟ چون با فضای ایران هراسی سر کشورهای عربی کلاه گذاشته و به آن‌ها اسلحه می‌فروشند. یعنی نگاه اعتقادی، سیاسی و سپس اقتصادی شد. چرا؟ چون هدف تسلط بر منابع اقتصادی جهان است.

امروزه اسرائیل یک نماد شده است. لذا اگر ما نماد را بزنیم جریان استکبار را زده‌ایم. بنده معتقدم این‌ها ما را بازی می‌دهند. می‌خواهند یهودیان را در مقابل مسلمانان قرار دهند، کشورهای عربی را از ایران بترسانند و... ولی منافع اقتصادی خودشان را ببرند. لذا افرادی که در کشور ما، گاهی شعار می‌دهند باید مسائل مذهبی را از سیاسی جدا کنیم و موضوع فلسطین چه ارتباطی به سیاست خارجی ما دارد، اشتباه می‌کنند.

ما باید مسائل اعتقادی، سیاسی و حتی اقتصادی را با یک‌دیگر ترکیب کنیم. برای نمونه اگر می‌خواهیم ماسک صادر کنیم، به کشورهای فقیر صادر کنیم و مقابل جریان استکبار بایستیم. باید جریان مقاومت یک‌دیگر را از نظر اقتصادی و سیاسی حمایت کند، البته مبنای همه این‌ها مسائل اعتقادی و دینی است. چون مبارزه با ظلم واجب است، کاری که امام زمان(عج) خواهند کرد.

ما باید سیاست داخلی و خارجی خودمان را با نگاه اعتقادی، سیاسی و اقتصادی با یک‌دیگر ببینیم، همانگونه که آمریکا، انگلیس و اسرائیل انجام می‌دهند. امروزه در مسائل سیاسی ایران هراسی در حال پررنگ شدن است. ریشه آن به مسائل اعتقادی باز می‌گردد، چون آن‌ها معتقدند ایران مانع ظهور شده و اجازه نداده معبد به جای مسجد ساخته شود و حوادثی که باید پیش بیاید پیش نیامده است. همچنین در کنار ایران هراسی با فروش اسلحه و دیگر اقلام درآمدزایی می‌کنند. باید امروز جریان حزب الله در مقابل جریان حزب الشیطان در همه عرصه‌های سیاسی و اقتصادی متحد شود و این می‌تواند مقدمه ظهور باشد ان شالله.

انتهای پیام/

گفت‌وگو | نفوذ صهیونیست در جهان اسلام

یهودیان در طول تاریخ از مصادیق بزرگ نفوذگران بوده‌اند. اکنون جمعیت یهودیان در دنیا به سی میلیون نمی‌رسد. بنابراین تنها راه به قدرت رسیدن یهودیان در طول تاریخ، نفوذ در ساختارها و حکومت‌های دیگران بوده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ رضا مصطفوی، نویسنده کتاب التیام است. در گفت‌وگو با وی روش‌های نفوذ صهیونیست در جهان اسلام مورد بررسی قرار گرفت که در ادامه متن آن را ملاحظه می‌کنید؛

پرسش: همواره نفوذ به عنوان یکی از روش‌های صهیونیست‌ها بر علیه جهان اسلام مطرح بوده است. اگر امکان دارد کمی درباره موضوع نفوذ و معنای آن صحبت کنید.

واژه نفوذ مانند واژه جنگ است. واژه جنگ دو مفهوم دارد که ما از جهت اسلامی خودمان به این واژه عباراتی مانند جهاد و یا دفاع نسبت می‌دهیم و از بعد طرف مقابل به جنگ واژگانی مانند تجاوز و شبیخون را نسبت می‌دهیم. پس واژه نفوذ دارای یک مفهوم عامی می‌باشد که ابتدا می‌بایست تعریفی از آن ارائه بشود. نفوذ یکی از ابزار‌های نظامی و هجومی است که برای مقابله با طرف مقابل استفاده می‌شود.

این ابزار هم می‌تواند توسط ما استفاده بشود و هم توسط دشمنان ما. ما هم در مقابل دشمن از ابزار نفوذ استفاده می‌کنیم و باید هم از این ابزار استفاده بکنیم. اساساً معنای صدور انقلاب به نوعی به مفهوم نفوذ می‌باشد. ما باید نفوذ را تعریف کنیم و کارکرد‌ها و خطرات آن را شناسایی بکنیم. ما باید از این زاویه وارد بحث بشویم. مسئله نفوذ مبدعی ندارد. نفوذ یک ابزاری انسانی بوده است که انسان‌ها برای مبارزه با طرف مقابل از آن استفاده می‌کرده‌اند.

مسئله نفوذ در طول تاریخ و در ابعاد مختلف سیاسی و فرهنگی و عقیدتی، مصداق‌هایی داشته است. بیشترین تقابل ما در مسئله نفوذ در شصت ساله اخیر با صهیونیست‌ها بوده است. صهیونیست‌ها یکی از سه ضلع سندیکای استکبار جهانی هستند. سندیکای استکبار جهانی از سه ضلع صهیونیست‌ها، آمریکا و کفار از اهل کتاب تشکیل شده است. این کفار اهل کتاب می‌تواند کفار یهودی و مسیحی و حتی مسلمان را هم شامل بشود. در حوزه اسلام، وهابیان، کفار اهل کتاب هستند. بنابراین این سؤال شما باید به نحو دیگری مطرح بشود.

پرسش: اگر ممکن است کمی درباره انواع و مراحل نفوذ صحبت کنید.

این سؤال بیشتر یک سؤال اطلاعاتی ـ سیاسی است تا یک سؤال فرهنگی. حوزه فرهنگ زاویه نگاه خاص خودش را می‌طلبد. ما برای اینکه در جایگاه‌هایی نفوذ کنیم برای خود برنامه‌ریزی‌هایی داریم. دیگران هم برای نفوذ در جایگاه ما، برنامه‌ریزی‌های خودشان را دارند. هر کدام از این برنامه‌ریزی‌ها، متناسب با هدف، تغییر می‌کند. به عنوان مثال ما یک آرمانی به نام انقلاب اسلامی داریم که به پاشنه آشیل استکبار جهانی و صهیونیسم تبدیل شده است.

این‌ها می‌خواهند در این جایگاه نفوذ کرده و این آرمان را کم‌رنگ کنند. بنابراین دشمن برای نفوذ در این بخش، برنامه‌ریزی‌های خاص خودش را انجام می‌دهد. از این طرف ما هم می‌خواهیم نفوذ کنیم و اندیشه انقلاب اسلامی را منتشر کنیم. ما در کشورهای آمریکای لاتین و کشورهایی همچون لبنان و سوریه و عراق نفوذ جدی داریم. بلکه در بعضی از این کشورها، نفوذ به حضور تبدیل شده است. بنابراین مراحل نفوذ با توجه به شرایط و هدف، تغییر می‌کند.

پرسش: در محافل علمی در رابطه با پروژه نفوذ صهیونیست چه تقسیم‌بندی وجود دارد؟

آن چیزی که امروز برای ما جدی است، این مسئله می‌باشد که دشمن اصلی ما صهیونیست‌ها هستند. صهیونیست‌ها به سه دسته صهیونیست مسیحی، صهیونیست یهودی و صهیونیست مسلمان تقسیم می‌شوند. ولی دشمن اصلی ما آمریکا یعنی صهیونیسم مسیحی است. نقطه مورد توجه صهیونیسم جهانی، آرمان انقلاب اسلامی و یا اسلام انقلابی است. اسلامی که می‌خواهد انقلاب کند و تشکیل حکومت اسلامی بر اساس قرآن و فقه اهل‌بیت بدهد.

بنابراین این نقطه نفوذ دشمن است. این نفوذ جبهه دشمن، غالباً به صورت فرهنگی و از طریق رسانه‌ها صورت می‌گیرد. این نفوذ فرهنگی به معنای یک نفوذ آشکار و روشن نیست. این نفوذ ممکن است که از طریق ساختن فیلم‌ها و سریال‌هایی باشد که پیام خاصی را به مخاطب القاء می‌کند. نفوذ از طریق فرهنگ به معنای تزریق هوایی به جامعه است که شما مجبور هستید که در همین هوا تنفس کنید. به عنوان مثال شما الان می‌بینید که لباس‌هایی در جامعه مطرح می‌شود که این نوع لباس‌ها و پوشش‌ها مقاومت شکن است.

یا به عنوان مثال دیگر این نفوذ می‌تواند به صورت انتشار اخباری باشد که قدرت دشمن را بیش از اندازه واقعی خود نشان می‌دهد. این مسئله یکی از چالش‌های مهم امروز ماست. یک جریانی از ابتدای انقلاب به وجود آمد و تا امروز هم این جریان ادامه پیدا کرده و آن جریان، دشمن را بیش از اندازه قدرتمند نشان می‌دهد و به صورتی دشمن را توصیف می‌کند که گویا دشمن در همه جا حضور دارد و دیگر کار از کار گذشته است. این جریان باعث ناامیدی جریان حق و قدرت گرفتن جریان باطل می‌شود. این جریان هم می‌تواند یکی از مصادیق مهم نفوذ فرهنگی به شمار بیاید.

پرسش: آیا شما بین یهودیان و جریان نفوذ رابطه‌ای می‌بینید؟

یهودیان در طول تاریخ از مصادیق بزرگ نفوذگران بوده‌اند. یهودیان یک اقلیت خودخواسته هستند. از طرف دیگر با اقلیت بودن نمی‌توان به حاکمیت رسید. همین الان هم جمعیت یهودیان در دنیا به سی میلیون نمی‌رسد. بنابراین تنها راه به قدرت رسیدن یهودیان در طول تاریخ، نفوذ در ساختارها و حکومت‌های دیگران بوده است. بنابراین یهودیان در طول تاریخ بیشتر در کنار حاکمان قرار می‌گرفتند و به این وسیله نفوذ خود را شکل داده‌‌اند.

یهودیان با قرار گرفتن در کنار حکام، توانستند که دین مسیحیت را منحرف کنند و همچنین یهودیان با این شیوه توانستند که اسلام را دچار انحراف کرده و جریان اهل سنت را به وجود بیاورند. بنابراین یهودیان به خاطر در اقلیت بودن، همیشه از نفوذ استفاده کرده‌اند.

پرسش: کمی درباره نفوذ یهود در صدر اسلام صحبت کنید.

خدای متعال در قرآن کریم یهودیان را شدیدترین دشمن مؤمنین معرفی می‌کند. یهودیان در صدر اسلام به دلیل اینکه در اقلیت بودند، به صورت مستقیم وارد جنگ با مسلمانان نشدند. بلکه این کار را با نفوذ در مشرکین انجام دادند. به عنوان مثال جنگ احزاب با تحریک یهودیان مدینه اتفاق می‌افتد و خیلی دیگر از جنگ‌های صدر اسلام در اثر تحریک و نفوذ یهود به وقوع پیوسته است.

امروز هم یهود دشمنی خود را با نفوذ و تحریک دیگران اعمال می‌کند. بزرگ‌ترین دشمن یهودیان در عصر حاضر، آرمان انقلاب اسلامی و مسئله صدور انقلاب است. یهودیان با توجه به پیش‌بینی‌هایی که دارند، می‌دانند که در آخرالزمان ضربه‌ای از همین آرمان انقلاب اسلامی خواهند خورد و به وسیله آن نابود خواهند شد و به همین خاطر یهودیان قصد دارند که با نابودی پیش‌دستانه انقلاب اسلامی، مانع تحقق این امر بشوند و این برنامه پیش‌دستانه هم یک برنامه نظامی نیست، بلکه این برنامه پیش‌دستانه در قالب برنامه‌های فرهنگی و اقتصادی انجام می‌شود.

من به یک نمونه در این رابطه اشاره می‌کنم. یکی از اساتید دانشگاه بیان می‌کرد که من چهار انقلابی که در دنیا به وقع پیوسته است را بررسی کرده‌ام و متوجه شده‌ام که این انقلاب‌ها تحت تأثیر دوازده عامل صورت می‌پذیرد. یک از این عوامل تورم است. عامل دیگر رکود است. یکی دیگر از عوامل، ایجاد بدبینی به نهادهای دینی است. آخرین عامل، امنیت است. این استاد دانشگاه بیان می‌کرد که یازده عامل قبلی در ایران اتفاق افتاده است، ولی عمل ناامنی در ایران به وقوع نپیوسته است. یعنی اگر امنیت در جامعه‌ای سلب بشود، مردم برای سقوط نظام حاکم اقدام می‌کنند. این برنامه‌ریزی امروزه برای ایجاد این عوامل در ایران و در قالب طرح نفوذ انجام می‌شود.

بنابراین ما مورد نفوذ جدی دشمن هستیم. مسئله دیگر عامل نفوذ‌پذیری خود ما می‌باشد. ما امروز در کشور در یک وضعیت نفوذ‌پذیری به سر می‌بریم. یعنی دولت فعلی در ایران یک دولت نفوذ پذیری است. بنابراین ایجاد نفوذ در این شرایط به موفقیت نزدیک‌تر است تا دوره‌های گذشته. زمانی که آقا بحث نفوذ را مطرح می‌کنند، به این معنا است که ما باید استقامت خود را در مقابل این نفوذ بیشتر کنیم. فرمایش آقا به این معنا نیست که آیا نفوذ واقع می‌شود یا نه؟ سؤالات شما بر این اساس بنا شده است که آیا نفوذ اتفاق افتاده و یا این نفوذ توسط چه کسی در حال انجام است؟ ما باید مظاهر نفوذ در جامعه را بررسی کنیم و با آن مقابله کنیم.

این مسئله که چه کسی در حال نفوذ است، مسئله مهمی نیست، بلکه راهکار مقابله با او مهم می‌باشد. ما امروز باید به سمتی حرکت کنیم که جامعه به قدری در مقابل نفوذ محکم بشود که نفوذ به داخل کشور به حداقل برسد. امروز ترکیه که یک کشور اسلامی است که با مدیریت لائیک اداره می‌شود، به خاطر رویای تشکیل امپراتوری عثمانی در حال نفوذ به ایران است و این کار را هم با ایجاد شبکه‌های تلویزیونی مانند جم تی وی انجام می‌دهد. یا مثلاً کشور قطر که یک کشور کوچک و با جمعیت اندک می‌باشد دارای شبکه‌های تلویزیونی متعددی است که مخاطبانش را از یک ساله تا نود ساله را در برمی‌گیرد.

من به کشورهای جنوب شرق آسیا مسافرت کرده‌ام و به دفاتر شبکه‌های آنجا سر زده‌ام و از آن‌ها سؤال کرده‌ام که منبع اخبار شما چه شبکه‌هایی هستند و آن‌ها پاسخ داده‌اند که منبع اخبار ما سی ان ان و الجزیره است. من از آن‌ها می‌پرسیدم که آیا شما شبکه‌های ایرانی را هم دنبال می‌کنید و آن‌ها پاسخ منفی می‌دادند. این در حالی است که مردم آنجا تشنه انقلاب اسلامی هستند. در اندونزی جوانانی بودند که عکس امام(ره) و آقا را بر روی تی‌شرت خود قرار داده بودند.

اندونزی پرجمعیت‌ترین کشور اسلامی و بالطبع آن یکی از مؤثرترین کشورهای اسلامی است، ولی متأسفانه مردم این کشور هیچ ارتباطی با رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران ندارند. ما اگر فقط بر روی اسرائیل تمرکز کنیم و فقط رژیم صهیونیستی را دشمن خود بدانیم، اشتباه کرده‌ایم و مورد نفوذ سایر کشورها قرار می‌گیریم. یکی دیگر از ابزارهای نفوذ شبکه‌های اجتماعی هستند.

من شخصاً معتقدم که این شبکه‌ها منافعی هم دارند، ولی متأسفانه ما اسیر این شبکه‌ها شده‌ایم. امروز ما به جای فکر کردن به نفوذ دیگران باید خود به ساختاردهی دیگران نفوذ کنیم. امام(ره) در دهه شصت مسئله صدور انقلاب را مطرح کرد، ولی ما در این مسئله نتوانستیم که به خوبی عمل کنیم. ما الان حضور نظامی خوبی در سایر کشوره داریم و در این زمینه، یعنی نفوذ نظامی به سایر کشورها موفق عمل کرده‌ایم.

به عنوان مثال ما در حال حاضر در عراق و سوریه، سپاه پاسداران تشکیل داده‌ایم و یا در حوزه اقتصادی ما در حال صادر کردن پراید به کشورهای منطقه هستیم، ولی نتوانسته‌ایم که به صورت مطلوبی انقلاب اسلامی خودمان را صادر کنیم. ما یک زمانی انقلاب خود را به کشورهای آمریکای لاتین صادر کردیم که آن را هم دشمن با نفوذ خود، زمین زد. بنابراین راهکار مقابله با نفوذ، مقابله به مثل است. در حال حاضر ما بیشتر دچار نفوذ فرهنگی و رسانه‌ای شده‌ایم و راهکار مقابله با این نفوذ هم باید فرهنگی و رسانه‌ای باشد.

پرسش: آیا صهیونیسم مسیحی و صهیونیسم اسلامی همان صهیونیسم یهودیت است؟

صهیونیسم، یک تفکر سرطانی است که منشأ آن در یهودیت بوده است و بعد وارد مسیحیت و اسلام شد. صهیونیسم بیشتر یک تفکر سیاسی است که ممکن است که یک نفر مسلمان و یا مسیحی به آن معتقد باشد، ولی مبدأ این تفکر، یهودیت است.

انتهای پیام/

گفت‌وگو | رفت‌وآمد رئیس دفتر آیت‌الله شریعتمداری با ساواک(بخش دوم و پایانی)

من آشیخ غلام‌رضا زنجانی را زیاد دیده بودم. ، احتمالاً گرفتاری ما در سال ۵۱ به وسیله ایشان بود. ما ملاقاتی با آقای شریعتمداری کردیم راجع به لغو حکم اعدام مجاهدین، با این‌که خیلی هم احتیاط می‌کردیم که موقعی برویم که او نباشد.

گفت‌وگو | تحلیل خواندنی از عملکرد انجمن حجتیه(بخش دوم و پایانی)

مرحوم میرزا جواد آقای تبریزی اصلا انجمن حجتیه را قبول نداشت و به شدت به انقلاب پایبند بودند. من یک روز در رابطه با آقای خویی از ایشان سوال پرسیدم و گفتم: آقا جان! نظر شما در رابطه با آقای خویی چیست؟ آیت‌الله تبریزی از شاگردان آیت‌الله خویی بودند در پاسخ به من گفتند که آقای خویی اصلا با انقلاب مخالف نبودند و معتقد بودند که نمی‌شود و ما هم مثل ایشان فکر ‌می‌کردیم.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ انجمن حجتیه در دهه سی توسط مرحوم شیخ محمود حلبی با هدف مقابله با بهائیت تأسیس شد. افکار و عملکرد این انجمن طی نیم قرن اخیر مورد بحث و بررسی فراوانی از سوی منتقدین؛ محققین و پژوهشگران واقع شده است.

با آغاز نهضت اسلامی مواضع و عملکرد انجمنی‌ها با فراز و نشیب‌هایی همراه شد. امام خمینی ابتدا با تقاضای استفاده آن‌ها از سهم امام موافقت کرد و پس از مدتی با روشن شدن عمق تفکرات و مواضع آن‌ها، موافقت اولیه را ملغی کرد.

پس از پیروزی انقلاب نیز، انجمن حجتیه به یکی از گروه‌های چالشی در مقابل نظام اسلامی تبدیل شد و تا به امروز به عنوان یک جریان خزنده ادامه فعالیت داده است. به هر ترتیب بررسی سوابق دیروز و مواضع امروز این انجمن زوایای پیدا و پنهان متعددی دارد. در همین رابطه با حجت‌الاسلام‌والمسلمین مهدی طائب از محققین تاریخ و فعالین فرهنگی درباره انجمن حجتیه به گفتگو نشسته‌ایم.

او که خود در اوان طلبگی با شیخ محمود حلبی در ارتباط بود، حقایقی جالبی را از قول موسس انجمن حجتیه روایت می‌کند. همچنین اشاراتی هم به شکل‌گیری و اثرگذاری جریانات انحرافی در تاریخ شیعه دارد. وی که خود از جانبازان و رزمندگان دوران دفاع مقدس است، ناگفته‌های قابل تأملی درباره مواضع حجتیه‌ای‌ها در دوران جنگ هشت ساله دارد.

گفت‌وگو | رد پای یهود در جنگ مشرکان علیه پیامبر(ص)

در سه جنگ‌ با یهود که در مدینه و اطراف مدینه به وقع پیوست، استراتژی پیامبر(ص) محاصره قلعه‌های یهود بود. پیامبر(ص) بعد از تصرف قلعه‌ها، اموالشان را مصادره می‌کردند و خودشان را اخراج می‌کردند. ملاک و نیت اصلی پیامبر(ص) حفظ اسلام و دفاع از اسلام بوده است.

گفت‌وگو | دلایل اختلاف امام و شریعتمداری در تأسیس دارالتبلیغ(بخش نخست)

آقای شریعتمداری وقتی از تهران به قم برگشتند تاسیس دارالتبیلغ را شروع کردند. از همان اول هم مرحوم امام مخالف بود. مخالفت ایشان یک جهتش این بود که اگر بناست کاری بشود، باید در عموم حوزه باشد نه این‌که یک قسمتی رو جدا کنید.

گفت‌وگو | تحلیل خواندنی از عملکرد انجمن حجتیه(بخش نخست)

قبل از سال 49 حرکت انجمن یک حرکت بی سر و صدا بود. در درون انجمن این اصطلاح که ما حکومت اسلامی نداریم هنوز ظهور و بروز نکرده بود. تقریبا بعنوان یک سرّی بین افراد بود و خیلی از مؤمنینی که در انجمن حضور داشتند از این جریان خبر نداشتند.

گفت‌وگو| میزان شناخت بنی‌اسرائیل از پیامبر اکرم(ص)

تاریخ گواه بر این است که همه بنی‌ اسرائیل فرمان‌های حضرت موسی(ع) را انجام نمی‌دادند. پس وقتی حضرت موسی(ع) می‌گوید که یک پیامبر خاتمی خواهد آمد، یکسری از بنی‌اسرائیل به این پیش‌بینی حضرت موسی(ع) توجهی نمی‌کنند. همان‌طور که برای خود حضرت موسی(ع) احترام قائل نیستند، برای حرف‌هایش هم احترام قائل نیستند.

گفت‌وگو| نگاهی به نفوذ یهودیان و صهیونیست‌ها در برزیل

برزیل را می‌توان حیات خلوت صهیونیست‌ها در جهان نامید؛ فاصله زیاد برزیل با کشورهای اسلامی موجب شده تا معارف کمتری به جامعه و مردم این کشور تزریق شود و صهیونیست‌ها با استفاده از این فرصت برزیل را تحت نفوذ و سلطه همه‌جانبه‌ی خود قرار داده‌اند.

گفت‌وگو| نفوذ یهود در میان مسلمانان صدر اسلام

نفوذ همیشه مخفیانه است و اگر مخفی نبود، اسم آن را نفوذ نمی‌گذاشتند؛ از این رو، عوامل نفوذی پس از گذشت زمان مشخص می‌شوند. در زمانی که هستیم، همه نفوذی‌ها را نمی‌شناسند. افراد خاصی که دارای اطلاعات خاصی هستند، امکان دارد که بشناسند.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.