پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

پرونده ویژه | اسرائیل؛ سست‌تر از خانه عنکبوت

جرأتی که حزب الله لبنان به دیگر گروه‌های مقاومت برای رویارویی با ارتش رژیم صهیونیستی داد یکی دیگر از مهم‌ترین دستاوردهای این پیروزی به شمار می‌رود. جنگ‌های صهیونیست‌ها علیه نوار غزه از چند هفته به چند روز کاهش یافت.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پس از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی، کشورهای عربی طی سال‌های  1948، 1956، 1967 و 1973 میلادی جنگ های متعددی را با این رژیم تجربه کردند که نتیجه‌ای جز شکست برای آن‌ها به دنبال نداشت. ترس از تکرار تجربه تلخ شکست و غلبه ناامیدی بردولت های عربی، علی رغم هزینه کردن مبالغ هنگفت برای توانمند سازی ارتش های عربی، سازش با اسرائیل را به عنوان راهکار برای در امان ماندن از خطرات اسرائیل، مطرح کرد.

اما در میان رقابت کشورهای منطقه ای برای امضای توافق سازش با اسرائیل، با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، شرایط حاکم بر منطقه کاملا دگرگون ساخت. محور مقاومت منطقه ای با الهام گرفتن از این انقلاب پا گرفت و سرآغاز تحولاتی بزرگ و الگویی برای آزادی خواهان و ستم دیدگان جهان شد.

حزب الله لبنان توانست با بومی سازی انقلاب اسلامی به جریانی قوی و تاثیر گذار در صحنه‌ی رویارویی با دشمن صهیونیستی تبدیل شود. اساسا عقب نشینی اسرائیل از بیروت  به سال 1985 میلادی و بسنده کردن به منطقه حایل در جنوب لبنان به مدت 18 سال نیز نتیجه عملیات های مقاومت اسلامی لبنان بود.

اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیلی‌ها به عملیات لیتانی در ماه مارس 1978 میلادی باز می‌گشت. در آن زمان 25000 سرباز اسرائیلی تا دندان مسلح به خاک لبنان یورش برده و پایگاه های مبارزان فلسطینی در لبنان را تخریب کردند. سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه 425 از اسرائیل خواست هر چه زودتر خاک لبنان را تخلیه کند و یک نیروی پاسدار صلح را در خاک لبنان مستقر کرد.

در ششم ژوئن 1982 ارتش رژیم صهیونیستی تهاجم گسترده‌ای را از زمین، هوا و دریا به لبنان آغاز کرد و به سرعت و بدون برخورد با مقاومت چندانی تا دروازه‌های بیروت پیشروی کرد و دومین پایتخت یک کشور عربی را (پس از بیت‌المقدس) به محاصره خود درآورد.(1)

 

اولین شکست رژیم صهیونیستی از حزب‌الله لبنان

 25 می سال 2000 مقارن با 5 خرداد 1379 رژیم صهیونیستی شکست سختی از حزب‌الله لبنان متحمل شد، شکستی که علاوه بر از بین بردن حیثیت و اعتبار او باعث عقب‌نشینی خفت‌بار این رژیم از لبنان نیز شد. اولین گام برای عقب‌نشینی از جنوب لبنان توسط بنیامین نتانیاهو(نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی و از حزب افراطی لیکود) برداشته شد.

کابینه‌ رژیم صهیونیستی در تابستان 1998 (1377) اعلام نمود که قطعنامه‌ی 425 شورای امنیت سازمان ملل را، که در سال 1978 صادر شده بود، پذیرفته است. دولت لبنان متقابلاً خواهان خروج بی‌قیدوشرط ارتش رژیم صهیونیستی از جنوب آن کشور گردید و اعلام نمود از هرگونه مذاکره با رژیم صهیونیستی خودداری خواهد نمود.

مقاومت اسلامی لبنان نیز ضمن تأیید مواضع دولت آن کشور بر عزم خود برای ادامه‌ مبارزه با رژیم اشغالگر قدس تا آزادسازی کامل سرزمین لبنان تأکید نمود. در همین راستا رزمندگان مقاومت اسلامی در 28 فوریه‌ی 1999 اسکورت ژنرال «ایرایز گورشتاین» فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان را منفجر نمودند که وی کشته شد. با ادامه‌ مقاومت از سوی حزب‌الله، رژیم صهیونیستی مجبور گردید که در تاریخ 3 ژوئن 1999 (13 خرداد 1378) از منطقه‌ جزین عقب‌نشینی نماید.

کمتر از یک ‌ماه پس از عقب‌نشینی از جزین، ارتش رژیم صهیونیستی که در نظر داشت قدرت خود را به دولت لبنان و مقاومت اسلامی نشان دهد، به برخی از تأسیسات زیربنایی لبنان(چند نیروگاه برق و پل) حمله نمود که در نتیجه ده نفر کشته و 64 نفر دیگر مجروح گردیدند. هدف اصلی رژیم صهیونیستی فشار آوردن به دولت لبنان برای حضور در پای میز مذاکره بود تا در نتیجه دولت رژیم صهیونیستی بتواند یک‌سری تضمین‌های امنیتی، در قبال خروج از جنوب لبنان، از دولت آن کشور دریافت نماید که با هوشیاری حزب‌الله و دولت لبنان به جایی نرسید.

در اوایل سال 2000م حسنی مبارک به لبنان سفر کرد و از مقاومت اسلامی تمجید نمود. چند روز بعد کنفرانس وزرای امور خارجه‌ اتحادیه‌ عرب در بیروت تشکیل جلسه داد و از جمله مواردی که در اجلاس طرح گردید، حمایت از مقاومت اسلامی لبنان بود. هم‌زمان امیر عبدالله(ولیعهد وقت عربستان سعودی) طی سفری به لبنان، با نمایندگان حزب‌الله در پارلمان دیدار نمود و حمایت خود را از مقاومت اسلامی لبنان اظهار داشت.

فشارهای نظامی که رژیم صهیونیستی در جبهه‌های جنگ متحمل گردید و همچنین نارضایتی افکار عمومی رژیم صهیونیستی از ادامه‌ جنگ در جنوب لبنان از یک‌طرف و افزایش مشروعیت بین‌المللی و منطقه‌ای حزب‌الله از سوی دیگر، کابینه‌ رژیم اشغالگر قدس را مجبور نمود که در 6 مارس2000 (15/12/1378) رسماً طرح عقب‌نشینی ارتش رژیم صهیونیستی را از جنوب لبنان تصویب نماید.

نیروهای مقاومت اسلامی نیز کار پاک‌سازی را از پایگاه‌های صلعه و محیسبات، که بر روستای قنطره مشرف بود، آغاز نمودند، سپس بدون برخورد نظامی توانستند روستای قنطره را آزاد نمایند. پس از آزادی روستاهای دیرسریان و قصیر به سمت روستای طیبه حرکت نمودند.

به‌تدریج کلیه‌ روستاها و مناطق اشغالی جنوب توسط نیروهای مقاومت اسلامی آزاد شدند. در بامداد روز چهارشنبه، 24 می‌2000 (4 خرداد 1379) ارتش رژیم غاصب صهیونیستی به‌صورت شبانه اقدام به تخلیه‌ کلیه‌ مواضع خود در جنوب لبنان نمود و خاک لبنان را به جز قسمتی از مزارع شبعا، که در جریان جنگ‌های اعراب و رژیم صهیونیستی در سال 1967 به تصرف رژیم صهیونیستی درآمده بود، ‌ترک نمود.

به دنبال این فرار شبانه، باقیمانده‌ نیروهای لحد در دسته‌های چندصد نفری خود را به رزمندگان مقاومت اسلامی و یا ارتش لبنان تسلیم کرده و عناصر کلیدی آن همراه خانواده‌هایشان به رژیم صهیونیستی پناهنده شدند. پس از عقب‌نشینی خفت‌بار رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان، رژیم اشغالگر قدس در نظر داشت در مناطق آزاد شده جنگ طایفه‌ای و مذهبی ‌بین مسلمانان و مسیحیان راه بیندازد، اما حزب‌الله با اعزام روحانیون و شخصیت‌های پرنفوذ حزب به مناطق مسیحی‌نشین جنوب و ملاقات با روحانیون و کشیش‌های مسیحی از بروز هرگونه درگیری مذهبی ‌جلوگیری نمود. در واقع عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی پایانی خفت‌بار بر تهاجم سال‌های 1978 و 1982 به لبنان می‌باشد.(2)

 

عواقب شکست از حزب‌الله در فلسطین

آوی ایتام، از فرماندهان نیروهای ذخیره ارتش رژیم صهیونیستی و فرمانده نیروهای این رژیم در جنوب لبنان تا سال 1999 می‌گوید: مشخص بود که عواقب خروج بدون توافق و یک‌طرفه از این جنگ برای اسرائیل مصیبت‌بار خواهد بود و در نهایت آنچه درباره آن هشدار داده بودیم حقیقتاً اتفاق افتاد. قبل از هرچیز پیامدهای فرار از جنوب لبنان برای ما در مسئله فلسطین نمایان شد. «یاسر عرفات» (رئیس سابق تشکیلات خودگردان فلسطین) که مذاکرات فلسطینی‌ها با ایهود باراک را مدیریت می‌کرد به‌سرعت از توافقی که با آن کرده بود کنار کشید. او به اطرافیان خود گفته بود، "اگر «سید حسن نصرالله» (دبیرکل حزب‌الله) موفق شود ارتش اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون کند، دلیلی ندارد که ما این موضوع را تجربه نکنیم." و این اتفاق هم افتاد. مدتی بعد از فرار ارتش از جنوب لبنان، انتفاضه دوم که در آن ده‌ها نفر از نظامیان ما در هرماه کشته می‌شدند آغاز شد، همین مسئله سبب شد حماس از اقدامات حزب‌الله الگوبرداری و به اتوبوس‌ها و رستوران‌ها حمله کند و اسرائیل به وضعیتی رسید که تقریباً نتوانست از شهروندان خود حفاظت کند و ارتش هم اقدامی نکرد.

با آغاز انتفاضه دوم آتش‌زدن رستوران‌ها و انفجار اتومبیل‌ها توسط فلسطینیان آغاز شد و واقعیت بسیار دشوارتر از چیزی بود که پیش‌بینی می‌شد. ارتش ما شکست‌خورده و ذلیلانه بعد از عقب‌نشینی از جنوب لبنان به‌سختی می‌توانست خودش را پیدا کند. حزب‌الله در برابر چشمان ما بزرگ شد، سید نصرالله درباره جامعه صهیونیستی با حقارت صحبت و آن را به خانه عنکبوت توصیف کرد و البته حقانیت زیادی در کلامش بود. شمار مجروحان ما به‌شکل قابل‌توجهی افزایش یافته بود.

حزب‌الله در آن زمان یک سازمان کوچک بود که علاوه بر فراری دادن ارتش بزرگ اسرائیل توانست یک وحشت گسترده در فرماندهی سیاسی ما به وجود بیاورد. این جنگ قدرت لبنان را به ما نشان داد، جنگ به‌شکل کاملاً بی‌برنامه و نگران اداره می‌شد. ارتش متزلزل ما که از سالها قبل مشغول آموزش بود، از یک گروه کوچک با چند صد نیرو شکست خورد. در این جنگ فهمیدیم که حزب‌الله همان حزب سابق نیست بلکه یک ارتش مصمم است که می‌جنگد و تمامی اراضی اسرائیل را تهدید می‌کند.

 

شکست سنگین صهیونیست‌ها در جنگ ۳۳روزه

رژیم اشغالگر صهیونیستی از زمان شکست تحقیرآمیز خود در جنوب لبنان که در 25 مه 2000 اتفاق افتاد به‌مدت 6 سال به‌طور مداوم به ارزیابی و بررسی ضعف‌هایی که منجر به شکست آن در برابر نیروهای حزب‌الله شده بود پرداخت و تلاش کرد آنها را رفع کند و سپس با شعار انتقام از حزب‌الله به لبنان بازگردد.

اما در مقابل «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله بعد از پیروزی بزرگ در جنوب لبنان طی یک سخنرانی اعلام کرد: جنگ در برابر دشمن به پایان نرسیده است و قطعاً تجاوزات بعدی آن گسترده‌تر خواهد بود که البته آمادگی ما برای یک رویارویی دیگر نیز به همین منوال گسترش می‌یابد. این موضع هوشیارانه سید حسن نصرالله نشان می‌داد که حزب‌الله طی این مدت دست روی دست نگذاشته و از روز اول پیروزی در اندیشه تقویت توانایی‌های خود بود.

دبیرکل حزب‌الله در جشن آزادسازی جنوب لبنان با بیان جمله تاریخی و ماندگار «اسرائیل از خانه عنکبوت سست‌تر است» یک جنگ روانی بزرگ علیه دشمن به‌راه انداخت. «ران شلیفر» یک تحلیلگر صهیونیست معتقد است که این جمله سید نصرالله در واقع نشان دادن اسرائیل به‌عنوان یک موجودیت ضعیف است که توانایی دفاع از ساکنان خود را هم ندارد.

نشانه‌های تأثیرات این جمله بر روحیه صهیونیست‌ها در جنگ جولای 2006 مشخص شد. دشمن صهیونیستی تلاش کرد به‌منظور زدودن غبار ننگ شکست در جنوب لبنان در 2000 از چهره خود و نیز پاسخ به جمله سید حسن نصرالله که ستون‌های رژیم اسرائیل را به تارهای عنکبوت تشبیه کرده بود٬ با یک حمله دیگر به لبنان از مقاومت در این کشور انتقام بگیرد.

رژیم صهیونیستی در تاریخ 12 جولای 2006 تجاوز جدید خود را با هدف شکست حزب‌الله و اشغال مناطق مورد نظر خود آغاز کرد؛ اما در نهایت بعد از 33 روز با یک شکست خفت‌بار دیگر از این کشور خارج شد.

 

تکثیر الگوی حزب الله در منطقه

شاید بتوان گفت که جرأتی که حزب الله لبنان به دیگر گروه‌های مقاومت برای رویارویی با ارتش رژیم صهیونیستی داد یکی دیگر از مهم‌ترین دستاوردهای این پیروزی به شمار می‌رود. جنگ‌های صهیونیست‌ها علیه نوار غزه از چند هفته به چند روز کاهش یافته و به تازگی نیز بعد از گذشت ۲ روز از آغاز حملات، صهیونیست‌ها به دنبال دستیابی به آتش بس با گروه‌های مقاومت در غزه از طریق میانجی گری مصر هستند.

مهم‌ترین نمونه مقاومت گروه‌های فلسطینی در برابر ارتش رژیم صهیونیستی به عملیات خانیونس طی ۲ سال قبل بر می‌گردد؛ زمانیکه عناصر رژیم صهیونیستی با یورش به شرق خان یونس واقع در جنوب نوار غزه، ۷ فلسطینی را به شهادت رساندند. نیروهای گردان‌های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی حماس نیز با واکنش به موقع خود، یک افسر صهیونیست را به هلاکت رساند. البته پاسخ گروه‌های مقاومت، در باران موشکی نمود پیدا کرد که شهرک‌های صهیونیست را در بر گرفت به طوریکه گروه‌های فلسطینی در مدت ۴۰ دقیقه، ۱۰۰ موشک به مواضع صهیونیست‌ها شلیک کردند و در نهایت این عدد به ۴۷۰ موشک رسید.

همین مسأله را در یمن و جنبش انصارالله می‌بینیم. در مارس سال ۲۰۱۵ زمانیکه سعودی‌ها با تشکیل یک ائتلاف عربی تصور می‌کردند ظرف چند هفته می‌توانند مناطق تحت نفوذ انصارالله را تصرف کرده و دولت دست نشانده خود را بار دیگر بر سر کار آورند هرگز فکر نمی‌کردند که بعد از گذشت ۵ سال هنوز در خانه اول بوده و هیچ دستاوردی جز کشتار یمنی‌ها و برجای گذاشتن وخیم‌ترین بحران انسانی عصر حاضر در سایه فشار افکار عمومی محقق نکرده باشند.

یمنی‌ها که مانند فلسطینی‌ها تحت محاصره هستند و به سلاح‌های مدرن و تجهیزات نظامی ویژه دسترسی ندارند ۵ سال در برابر متجاوزان سعودی ایستاده و بارها اعلام کرده اند که هرگز در برابر ظلم تسلیم نمی‌شوند. علاوه بر آن با اجرای عملیات موشکی و پهپادی غافلگیرانه علیه مواضع عربستان سعودی و عناصر متجاوز در یمن، باعث شده اند که سعودی‌ها از افزایش قدرت نظامی آنها در شرایط محاصره در شوک فرو بروند.

بنا به اذعان مقامات نظامی کنونی و سابق ارتش رژیم صهیونیستی، بعد از پیروزی سال ۲۰۰۰، حزب الله لبنان تبدیل به منبع الهامی برای کشورهای منطقه شده است.

منابع:

1 - https://b2n.ir/040299

2 - https://b2n.ir/684673

3 - https://b2n.ir/975247

4 - https://b2n.ir/392602

5 - https://b2n.ir/198878

گزارش | ریشه غده سرطانی اسرائیل در کاخ سفید است

امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است» ولی درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید و کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ(1399/02/29) در شهر مقدس قم برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در این مراسم در سخنانی با بیان این‌که جهانی شدن مسأله قدس امری مسلم است، اظهار کرد: امام خمینی(ره) علمدار دینی شدن مبارزه با اسرائیل است، اما امروزه این عَلَم به دست کیست؟ به عبارت دیگر امام خمینی(ره) مبارزه را دینی کردند، اما به چه دلیل امروزه مبارزه سیاسی اعلام شده است؟

وی افزود: اگر چه این مبارزه از حوزه نشر و گسترش پیدا کرد، ولی عنوان دینی‌اش در آن ذاتی نشد، برای نمونه مباحث صلات، روزه و خمس در حوزه ذاتی هستند، ولی مبارزه با صهیونیست به عنوان یک بحث روز فقهی، ذاتی حوزه نشده و درباره آن بحث نمی‌شود.

استاد درس خارج حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در این جلسه دو نفر از اساتید آیات مربوط به مبارزه با اسرائیل را بیان کردند که اگر از آن‌ها سؤال شود ابتکار شخصی است یا دوره تخصصی در حوزه دیده‌اند؟ خواهند گفت ابتکار شخصی است؛ به چه دلیل در پایان نامه‌های حوزوی قدس به عنوان بحثی دینی ترویج نمی‌شود؟

وی با تأکید بر این‌که حوزه علمیه در زمینه کرونا انفعالی عمل کرده است، بیان داشت: ابتدا که موضوع کرونا مطرح شد، حوزه علمیه اطلاعی از عمق ماجرای آن نداشت. البته نهادهای شخصی در این زمینه کار کردند ولی حوزه به صورت عمیق موضوع را متوجه نشد تا به حوزویان نیز اطلاعات کافی را بدهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب گفت: آیا در زمینه باز شدن مساجد در حوزه علمیه وحدت نظر وجود دارد؟ برخی می‌گویند باز شود و برخی می‌گویند مطلقاً بسته باشد، چرا؟ چون جامعه اطلاعاتی نداریم. ما انفعالی برخورد می‌کنیم، هجومی نیستیم. چرا که خمیرمایه مطالب دستمان هست ولی شکل دهی و دسته بندی آن صورت نمی‌گیرد.

وی ادامه داد: برای بحث صهیونیسم که جهانی شده و کل عالم سیاست روی آن می‌چرخد تازه در حوزه علمیه دو واحد درس آن هم در رشته تخصصی اختصاص داده شده است، این نشان دهنده عدم روشن شدن ذات قضیه است. در حالی که باید بدانیم پای موضوع مبارزه با صهیونیست و دفاع از فلسطین خون‌ها ریخته شده است.

کارشناس مسائل سیاسی با تصریح بر این‌که حوزه باید در زمینه فلسطین از حالت انفعالی خارج شده و هجومی عمل کند، گفت: حوزه باید در این زمینه علمدار شود. البته محتوای علمی در زمینه فلسطین در حوزه علمیه فراوان است و در هیچ جای عالم چنین اطلاعاتی را نمی‌توان یافت، ولی تبدیل به اعلان نشده است.

وی افزود: امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است»، درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید، کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب در پایان تأکید کرد: البته حوزه کار کرده و بسیار هم پیش رفته است ولی امیدواریم گام‌های بعدی را جدی‌تر و قوی‌تر بردارد. حوزه اگر بخواهد و تلاش کند چه بسا 25(برای نابودی رژیم صهیونیستی) سال را می‌تواند به یک یا دو سال کاهش دهد.

انتهای پیام/

برشی از یک کتاب | صهیونیزم؛ حزب جدید شیطان

با این وجود صهیونیست تا سال ۱۸۸۱ هیچ پیوندی با توده‌های یهود نداشت. برای غلبه بر این سکوت شرایطی لازم بود تا یهودیان را وادار به مهاجرت به فلسطین کند. همانند همیشه یک ترور سبب شکستن سد شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اگرچه با جریان مشروطه از حوادث قرن نوزدهم خارج و به قرن بیستم وارد شدیم، اما در بازگشتی آخرین به قرن پرحادثه و پیچیده نوزدهم یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این قرن را برای تمدن شیطانی غرب مورد بررسی قرار می‌دهیم.

در سال ۱۸۳۹ میلادی و همزمان با آغاز سلطنت عبدالمجید اول که با مداخله دول اروپایی و جریان‌های فراماسونری به قدرت رسید، انگلستان نخستین کنسولگری غرب را در قدس برای حمایت از یهودیان مهاجر پایه گذاشت.

این جریان یکی از مهم‌ترین پیامدهای «تنظیمات» در عثمانی و برقراری حق کاپیتولاسیون بود. تلاش انگلستان در این دوره برای مهاجرت و اسکان تعداد بیشتری از یهودیان در فلسطین در نامه وایکنت پالمرستون، نخست وزیر وقت انگلستان به سفیر این کشور در استانبول آشکارا بیان شده است.(1)

به دنبال این اقدامات سیاسی در اوایل دهه ۶۰ قرن نوزدهم اقداماتی فرهنگی و تبلیغی نیز در میان یهودیان مبنی بر دعوت برای «بازگشت» به فلسطین آغاز شد. هیرش کالیشر، خاخام یهودی نخستین کسی بود که این دعوت را در کتاب «در جستجوی صهیون» در سال 1861 آغاز کرد و پس از او موج گسترده‌ای در این خصوص افکار او را ادامه داد.

با این وجود صهیونیست تا سال ۱۸۸۱ هیچ پیوندی با توده‌های یهود نداشت. برای غلبه بر این سکوت شرایطی لازم بود تا یهودیان را وادار به مهاجرت به فلسطین کند. همانند همیشه یک ترور سبب شکستن سد شد. در این سال تزار الکساندر دوم در روسیه ترور شد و در پی آن یهودیان این کشور که عمده‌ترین جمعیت یهودی جهان بودند، در معرض کشتار قرار گرفتند.

نتیجه این اقدامات، خروج یهودیان از روسیه و تشکیل چند جمعیت صهیونیستی محلی به نام «دوستداران صهیون» بود. مسئله اسکان یهودیان در فلسطین از سوی این جمعیت‌ها دنبال شد و برای احیای زبان عبری به جای زبان ییدیش که زبان یهودیان اروپای مرکزی بود، تاکید شد.

این شرایط زمینه را برای پیدایش جنبش «بیلو» متشکل از صدها جوان صهیونیست فراهم کرد که در راه اسکان یهودیان در فلسطین تلاش می‌کردند. این جنبش پس از تلاش بسیار و حتی ورود انگلستان به صحنه و مواجه شدن با مخالفت عثمانی برای فروش فلسطین، سرانجام توانست بیست یهودی را به این کشور بفرستد و بدین گونه نطفه نخستین مهاجران یهودی را در فلسطین منعقد سازد.

در ادامه این اشغال و در آستانه شکست آن، سرمایه روچیلد یهودی به کار آمد و با خرید دو روستای «عاقر» و «قطره» کار اشغال ادامه یافت. در پی این تحولات بود که سرانجام تئودور هرتزل یهودی، کتاب خود را با عنوان «دولت یهود» در سال ۱۸۹۵ منتشر ساخت.

وی در این کتاب بیان کرد که مسئله یهود، مسئله اجتماعی یا دینی نیست، مسأله‌ای است قومی که جز از طریق تبدیل شدن به یک مسئله سیاسی جهانی که باید به دسته قدرت‌های بزرگ حل شود، از راه دیگری قابل حل نیست.

به نظر هرتزل معنی مشخص این حرف این است که یهودیان حق داشته باشند بر نقطه‌ای از کره زمین حکومت کنند. البته وی بیان کرد که این نقطه لزوماً فلسطین نیست. سرانجام و پس از مجادلات بسیار، هرتزل توانست نخستین کنگره صهیونیستی را با شرکت ۲۰۴ نماینده از سوی جمعیت‌های صهیونیستی در ۲۷ اوت ۱۸۹۷ در شهر بال سوئیس برگزار کند.

در این کنگره اهداف صهیونیزم که به «برنامه بال» معروف شد و سازمان اجرایی آن یعنی «سازمان صهیونیزم جهانی» مورد تصویب قرار گرفت. البته علیرغم اصرار بسیاری از شرکت کنندگان مبنی بر تاسیس دولت یهودی در فلسطین و درج نهایی آن در بیانیه هدف، این امر مورد توافق همگان واقع نشد و منشاء بروز اختلافات و انشعاباتی در جنبش صهیونیزم شد.

این چنین بود که در پایان قرن نوزدهم محصول جدیدی از حزب شیطان به نام «صهیونیزم» شکل گرفت که توانست تمامی قرن بیستم را تا حال حاضر تحت تأثیر خود قرار دهد.

منبع: تاریخ تمدن و ملک مهدوی(دکتر محمدهادی همایون)، ناشر دانشگاه امام صادق(ع) و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، چاپ دوم، 1391، صص542-544

پی نوشت؛

1 کیالی، عبدالوهاب، تاریخ نوین فلسطین، مترجم: محمد جواهر کلام، ص31

برشی از یک کتاب | سو استفاده یهودیت از مسیحیت در تصرف آمریکا

آمریکا از اساس یهودی زاده شد. فرض مسیحی بودن حکومت آمریکا در این دوره و قدرت داشتن یک لابی از اقلیت یهودی بر این اساس کاملاً باطل است. به طور کلی سفرهای دریایی اروپاییان در این دوره از یک سو منجر به شکل گیری آمریکا شد.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ جنگ‌های صلیبی اطلاعات جغرافیایی مسلمانان را که گنجینه‌ای بزرگ بود در اختیار اروپاییان قرار داد، در زمان اوج گیری قدرت امپراتوری عثمانی که امکان تجارت بین الملل را از طریق خشکی محدود می‌کرد و در راستای تهیه مقدمات رنسانس و ایجاد تمدن جدید، سفرهای دریایی اروپاییان آغاز شد.

کانون این سفرها ایتالیا، اسپانیا و پرتغال بود، درست همان سرزمین‌هایی که بیشترین ارتباط را با مسلمانان داشتند و در عین حال مرکز قدرت یهودیان به شمار می‌آمدند. در ایتالیا مارکوپولو از ونیز نیز به غرب آسیا آمد و با عبور از ایران به چین رفت. وی پس از ۲۰ سال اقامت در چین از طریق اقیانوس هند دوباره به ونیز بازگشت.

پنج قرن پیش از وی، یک سیاح مسلمان به نام سلیمان تاجر از چین دیدن کرده و مشاهدات خود را به نگارش درآورده بود.(1) در پرتغال بارتولومو دیاز در سال ۱۴۸۷ میلادی دماغه امیدنیک را در جنوبی‌ترین نقطه‌ی آفریقا دور زد و وارد اقیانوس هند شد. این در حالی بود که در حدود سال ۴۰۰ هجری قمری یک دریانورد مسلمان به سواحل آفریقای جنوبی رسیده بود.

پس از دیاز، واسکوداگاما دریانورد مشهور پرتغالی در سال ۱۴۹۷ سراسر اقیانوس هند را گشت و راه‌های هند، اندونزی و خلیج فارس را یافت. در سفر او کلیه راهنماها، نقشه‌هاخوان‌ها و مترجمان یهودی بودند.(2) اما دریانوردان اسپانیایی به جای دور زدن آفریقا و حرکت به سمت شرق متوجه غرق شدند. توجیه ظاهری این اقدام دور زدن زمین و رسیدن به هندوستان بود.

این در حالی بود که حائل بودن سواحل چین و ژاپن میان سرزمین آنان به هندوستان برای ایشان امری ناآشنا نبود. نخستین دریانوردی که وارد قاره آمریکا شد و به اصطلاح اروپاییان آنجا را کشف کرد کریستوف کلمب بود. وی ظاهراً یک میسیونر مسیحی و ایتالیای متولد ژنو بود که توانست شاه اسپانیا و ملکه ایزابلا را تشویق کند تا هزینه سفر اکتشافی او را برای رسیدن به هند از سمت غرب تامین کنند.

اما واقعیت در مورد این شخصیت چیز دیگری است، صاحب خلق(3) و هلال(4) موارد بسیاری را بر می‌شمارند که اثبات می‌کند و یک یهودی به ظاهر کنورسو(تغییر کیش داده) و از نسل یهودیان کاتالان بود. وی که نام اصلیش جان کولن بود، در نزدیکی شهر «پانته‌ودرا» در اسپانیا به دنیا آمده و پس از اخراج از این کشور به عنوان پناهنده در ژنو اقامت گزیده بود.

او که عهد عتیق را حفظ بود با حمایت یهودیان مارانو که یهودیان مسیحی اسپانیا بودند عازم این سفر شد. این یهودیان نخستین ساکنان آمریکا پس از اشغال بودند. وی علیرغم پنهان نمودن جنبه‌های مهم از اهداف این سفر، به دست آوردن طلای کافی برای برپایی مجدد معبد سلیمان را به عنوان هدف خود از این اقدام بیان کرده است.

در واقع کلمب سرزمین جدیدی را کشف نکرد. وایکینگ‌ها و مسلمانان پیش از او با این سرزمین در دو ناحیه شمالی و جنوبی آن آشنایی داشتند و او را از روی اطلاعات آنان بود که راهی این سفر شد. حتی پرتغالی‌ها ادعا می‌کنند که این سرزمین را پیشتر می‌شناختند، اما با توجه به علاقه آنان به ثروت و تجارت شرق، به درخواست کلمب برای تامین هزینه سفر به غرب پاسخ منفی داده‌اند.

وجود واژگان اسلامی و نام‌هایی چون مکه و مدینه - به معنای مدینه فاضله و سرزمین موعود - در زبان سرخ پوستان نشاندهنده ارتباط مسلمان با آن‌ها و احتمالا مسلمان بودن گروهی از آنان در زمان اشغال است. نام امروزی کشور برزیل احتمالاً از قبیله عرب و مسلمان در شمال آفریقا به نام «بنی‌برازیل» گرفته شده است.

هدف مهم کلمب از این سفر ایجاد پایگاهی مرکزی برای طراحی و تاسیس یک کشور بر پایه اعتقادات شیطانی و یهودی بود. از همین رو بود که با توجه به ناتوانی حزب شیطان در تمدن سازی در مواجهه با ساکنان بومی این سرزمین دست به کشتار وسیع و بی رحمانه سرخپوستان، ضمن غارت منابع طلای آنان و محو دو تمدن «ازتک» و «اینکا» زد تا عرصه را برای هم حزبی‌های خود آماده کند.

شعار «یک بومی خوب، یک بومی مرده است» نخستین بار توسط کلمب مطرح شد. این شعار بعدها توسط اسلاف او تبدیل به شعار «یک فلسطینی خوب، یک فلسطینی مرده است» شد. تعداد سرخپوستان کشته شده در جریان تهاجم و اشغال اروپاییان را در مدتی کمتر از یک قرن از ۶۰ تا ۹۵ میلیون نفر برآورد کرده‌اند.(5)

در پی این کشتار و کاهش شدید نیروی انسانی برای ساخت تمدن غرب، ۱۳ میلیون برده از آفریقا به آمریکا کشانده شدند که این نیز به نوبه خود تجارتی پرسود برای برده‌داران یهودی محسوب می‌شود. در اندک زمانی یهودیان، مسیحیان یهودی، پیوریتن‌ها و فراماسون‌های سراسر آمریکا را به اشغال خود در آورده و این کشور را بر مبنای نقشه‌های خود طراحی و ایجاد نمودند.

این چنین بود که آمریکا از اساس یهودی زاده شد. فرض مسیحی بودن حکومت آمریکا در این دوره و قدرت داشتن یک لابی از اقلیت یهودی بر این اساس کاملاً باطل است. به طور کلی سفرهای دریایی اروپاییان در این دوره از یک سو منجر به شکل گیری آمریکا شد و از سوی دیگر جریان استعمار و اشغال سرزمین‌های ثروتمند جهان به ویژه در آسیا را در پی داشت.

به دنبال این اشغال، یهودیان به ظاهر مسیحی در قالب ماموریت‌های تبشیری و به عنوان میسیونر، فوج فوج راهی سرزمین‌های مستعمره شدند. این جریان نیز یکی دیگر از سوء استفاده‌های حزب شیطان از مسیحیت بود.

انتهای پیام/

منبع: تاریخ تمدن و ملک مهدوی، نوشته دکتر محمدهادی همایون، چاپ دوم، 1391، صص502 و 505

پی نوشت؛

1 زرین کوب، عبدالحسین، کارنامه اسلام، ص79

2 صاحب خلق، نصیر، تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا، ص30

3 همان، ص19 الی 31

4 هلال، رضا، مسیح یهودی، ص41

5 صاحب خلق، نصیر، تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا، ص33

 

یادداشت| معامله قرن؛ حربه صهیونیست برای تسلط بر جهان

طرح معامله قرن، پیشنهادی مبنی بر تشکیل کشور فلسطین در ابتدا در حدود نیمی از کرانه باختری، تمامی نوار غزه و برخی محله‌های قدس از جمله «بیت حنینا»، «شعفاط» و اردوگاه آن، «راس خمیس» و «کفر عقب» مطرح می‌کند.

یادداشت| علل گرایش هند و رژیم صهیونیستی به یک‌دیگر

نفوذ رژیم اسرائیل در احزاب سیاسی هند مثل: «جانانگ» و «سراشتیزا» و تعداد زیادی از نمایندگان پارلمان هند، در پررنگ‌تر شدن تعامل این دو کشور بی‌تاثیر نبوده است. همچنین در ایجاد این ارتباط نهادها و سازمان‌های یهودی آمریکایی نیز تاثیر گذار بوده‌اند.

گزارش| نفوذ صهیونیسم در سازمان‌های بین‌المللی

ورود آمریکا به جنگ جهانی اول توسط سرمایه داران یهودی و صهیونیستی صورت گرفت و بدینوسیله نتیجه جنگ تغییر کرد. در ازای این اتفاق، توافق نامه «سایکس پیکو» امضا شد و طی آن جهان عرب و جهان اسلام بین فرانسه و انگلیس تقسیم شد.

یادداشت| گاپ پروژه‌ای علیه ایران و کشورهای منطقه

پروژه گاپ بر روی دو رود دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه می‌گیرند اجرا می‌شود. طبق این طرح ۲۲ سد و ۱۹ نیروگاه بر این دو رود احداث خواهد شد. چهارده سد بر روی رود فرات و هشت سد بر روی دجله و مدت زمانه تعیین شده برای اتمام این طرح سی سال و با هزینه ۳۲ میلیارد دلاری بوده است.

یادداشت| حمایت از مردم مظلوم فلسطین مبتنی بر قاعده «نفی سبیل»

امروز شاهد حاکمیت صهیونیست‌های جهانخوار بر ملت مسلمان فلسطین هستیم حمایت از فلسطین یک وظیفه دینی و اسلامی است و برعهده تمام مسلمانان است. به همین جهت بر مبنای قاعده‌ی نفی سبیل راهبرد ثابت جمهوری اسلامی فراموش نشدن مسئله فلسطین و زنده ماندن آن به عنوان مسئله اول جهان اسلام بوده است.

یادداشت| بررسی لابی آیپک و سیاست آن در قبال ایران

آیپک به عنوان مهم‌ترین لابی یهودیان آمریکا، تعیین کننده‌ترین نقش را به عنوان یک نهاد یهودی در مطرح شدن ایده تحریم و تبدیل آن به استراتژی تحریم علیه ایران داشت.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.