پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

یادداشت | آغاز سلطنت رضاشاه، پایانی بر مشروطه

به لحاظ ساختاری تاج‌گذاریِ رضاشاه پشت کردن به بخشِ مهمی از مشروطیت بود؛ چرا که رهبرِ نظامی کودتا مقام پادشاهی را در وهله اول با وعده استوار ساختنِ دولتِ متمرکز پس از چهار سال و نُه ماه قبضه کرد و دودمانِ سلطنت پهلوی را برپا داشت.

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ ۴ اردیبهشت 1305 مراسم تاج‌گذاریِ رضاشاه است، ولی پرسش این است آیا بر تخت نشستن رضاشاه سبب پایان مشروطه شد. در این نوشتار تلاش شده به این پرسش پاسخ داده شود.

کودتا؛ تضعیفِ مشروطیت

چگونگی آغازِ رژیمِ کودتا در اسفند ۱۲۹۹ خود می‌تواند پاسخی درخور تأمل به نسبتِ تاج‌گذاری رضاشاه با اصول مشروطیت باشد. کودتا از همان آغاز رنگِ خفقان را بر تمامِ چهره شهر ‌زد. صبح روز بعد از کودتا بیانیه معروف «حکم می‌کنم» شامل ۹ ماده و به‌طور ویژه ماده اول آن با این جمله که «تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع احکام نظامی باشند»(۱) نشان از آن داشت که افکار عمومی و در نتیجه دستاوردهای دموکراتیک مشروطیت نظیر مطبوعات از این پس باید تحت نظر سخت‌گیرانه رژیم کودتا قرار گیرند.

پرواضح بود که کودتا جریانی برخلاف قانون اساسی و نظام مشروطیت بود. از آنجا که از جمله حقوق حقه و قانونی مطبوعات بحث بر سر هر مطلبی بود که قانون به آن‌ها اجازه داده است، رضاخان  تابِ تحملِ انتقاد جراید و خشم توده مردم را نداشت و تمام مطبوعات را «توقیف» نمود تا مشروعیت نداشتنِ اقدام ضد ملی و ضد مشروطیت وی تشریح نشود و توده مردم به مخالفت با او برنخیزند.(2) رضاخان در رژیم کودتا هیچ فرصتی را برای مبدل شدن به‌نوعی ــ به قول سفارت بریتانیا ــ «دیکتاتوری نظامی واقعی» از دست نداد.(3)

رُکنِ رکین مشروطیت در چنگالِ قدرت‌طلبی

برای پرده برداشتن از نسبتِ تاج‌گذاری رضاشاه با انحراف از اصولِ مشروطیت باید به پوسته زیرینِ تلاش‌های او در مسیر ِ حفظ قدرت و دستیابی به سلطنت رجوع کرد. نطفه اولین قانون اساسی ایران در مجلسِ مشروطیت و با تلاش‌های جدی پدران قانون‌گذار ایرانی بسته شد.

از این‌رو رُکنِ رکین مشروطیت را باید مجلس دانست و به توپ بسته شدن آن نیز چنین مدعایی را تأیید می‌کند. این مقدمات نشان می‌دهد که وفاداری یا عدم وفاداری رضاخان به اصولِ مشروطیت را باید در رابطه او با مجلس جست.

در دو برهه حساس عرصه بر رضاخان تنگ شد. در هر دو برهه یک طرف مسئله، مجلس شورای ملی بود: استیضاح او در مقام سردار سپه و تغییر در قانون اساسی به قیمت دستیابی به سلطنت. در سال ۱۳۰۳ با کشته شدنِ کنسول آمریکا در تهران، سردار سپه حکومت نظامی در پایتخت برقرار کرد. مخالفان او چاره را در استیضاح دولتش دیدند و طرح آن را به مجلس تقدیم کردند.

روز موعود برای استیضاح فرا رسید اما به سرانجام نرسید؛ چرا که سردار سپه مزدورانی را به مجلس فرستاده بود تا هو کنان نظم مجلس را به هم زنند و با طرح شعار «مرده‌باد مدرس» عرصه را بر مخالفِ جدی او تنگ کنند.

این حوادث باعث شد رُکنِ اصلی مشروطیت برای انجامِ استیضاح در نوبت صبح تشکیل نشود، اما این پایانِ کار نبود. از میان استیضاح‌کنندگان عده‌ای بنا به احتیاط ناهار را در مجلس ماندند و عده‌ای از جمله خود مدرس و کازرونی و حائری‌زاده بدون واهمه به‌طرف منزل‌های خود رفتند که عصر بازگردند. در راه عده‌ای از همان  چماقداران روزمزد به آن سه نفر حمله کردند. مدرّس را در نزدیک مسجد سپه‌سالار کتک زدند و کازرونی را سخت مجروح کردند؛ به‌طوری که در خانه افتاد و نتوانست به مجلس بیاید. بعد از ظهر آن روز مجلس تشکیل شد، ولی مقدمه صبح، سرنوشت استیضاح را روشن کرده بود و واضح بود که رأی اعتماد به نفع دولت تمام خواهد شد.(4)

گُسست رضاشاه از مشروطیت و پُشت کردن به مجلس به‌عنوان اصلی‌ترین رُکنِ مشروطیت در گام دوم و تغییر در متنِ قانون اساسی به نفع دستیابی به سلطنت قابل پیگیری است. ماده ۳۶ متمم قانون اساسی مشروطه تأکید می‌کرد که سلطنت بعد از محمدعلی‌شاه به فرزندانش انتقال پیدا می‌کند و امکان اینکه رضاخان به‌صورت قانونی به‌جای احمدشاه بر سلطنت تکیه بزند وجود نداشت. بر همین اساس برخی از نمایندگان با این تغییر غیرقانونی و این انتقال مخالفت کردند که از مهم‌ترین آن‌ها باید به دکتر محمد مصدق و یحیی  دولت‌آبادی اشاره کرد.

مصدق در خصوص این تغییر باور داشت که حتی‌المقدور تا یک قضیه حیاتی و مماتی پیدا نشود نبایستی قانون اساسی تغییر کند مگر با بودن یک شرایطی که لازم برای تغییر آن است. به عقیده او «تغییر در قانون اساسی آن را متزلزل می‌کند. این‌طور تغییر دادن قانون اساسی یک سابقه‌ای می‌شود که قانون اساسی را به‌کلی سست و متزلزل می‌کند که هر ساعت یک نفر اراده کرده بیاید این اصولی را که بنده برای شما خواندم این اصولی را که همه‌چیز ما را تأمین می‌کند تغییر دهد.»(5)

رضاخان برای مقابله با روح مجلس اقدامات مخفیانه خود را قبل از برگزاری جلسه رسمی آغاز کرده بود. از بامداد روز ۸ آبان‌ماه ۱۳۰۴ علی اکبر داور ستادِ کار خود را در منزل سردار سپه  تشکیل داد. وکلا پشت سر هم توسط مأمورین نظامی به خانه سردار سپه جلب می‌شدند و به آن‌ها تکلیف امضای ماده‌ واحده می‌شد.

سیدمحمد تدین، نایب‌رئیس اول آن روز مجلس، نیز بیان می‌کند که در روز جمعه ۸ آبان‌ماه ۱۳۰۴ پس از تماسی که با وی گرفته شده، به داور مراجعه کرده است. هنگامی‌که وی داور را در زیرزمین ملاقات می‌کند، داور پشت میز نشسته و وکلا مشغول امضای نامه‌ای هستند و در این هنگام داور به پیشخدمت دستور می‌دهد تا با دیگر وکلا نیز تماس گرفته شود و آن‌ها را به امضای این ماده‌واحده فراخوانند. سپس داور از تدین نیز درخواست امضای نامه‌ای را می‌کند که در آن نوشته شده بود: «مجلس شورای ملی، به نام سعادت ملت ایران انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام نموده و حکومت موقتی را به شخص آقای رضاخان پهلوی واگذار می‌نماید.»(6) شمار اندکی از کسانی که به این طریق دعوت به امضای پیش‌هنگام طرح مذبور شده بودند از این کار خودداری کردند، اما بیشتر نمایندگان با تطمیع و تشویق یا تهدید و ارعاب امضای موافق خود را پای طرح نهادند.(7) بنابراین رضاخان در دو وهله که عرصه بر وی تنگ شده بود، از کارکردهای اساسی رُکنِ رکین مشروطیت به بهای حفظ قدرتِ خود جلوگیری کرد.

شکست در آرمآن‌های مشروطیت؛ پیروزی دولت مطلقه

به لحاظ ساختاری تاج‌گذاریِ رضاشاه پشت کردن به بخشِ مهمی از مشروطیت بود؛ چرا که رهبرِ نظامی کودتا مقام پادشاهی را در وهله اول با وعده استوار ساختنِ دولتِ متمرکز پس از چهار سال و نُه ماه قبضه کرد و دودمانِ سلطنت پهلوی را برپا داشت.

تمایل به برپایی دولت متمرکز برای محافظت از جامعه ایرانی که با هرج‌ومرج مشروطیت دیگر امنیت و قدرتِ آن از بین رفته بود ایجاد شد. این وضعیت بغرنج از هنگامی ظاهر شد که کودتای دولتیان و عناصر مخالفِ نظمِ نمادین مشروطیت ضربه نهایی را بر هستی مشروطه‌خواهان وارد کرد و آنان هویت نیم‌بند مشروطیت، امنیت و آسایش را به یکجا از کف دادند.

در چنین شرایطی نظم دولت مطلقه می‌توانست آنان را به ساحل امنِ آرامش هدایت کند. «مامونتف» وضعیت آشوبناک ایران را در دورانی که مشروطیت به هرج‌ومرج کشیده شده بود به‌خوبی بیان می‌کند: «این مملکت بیچاره‌ای که در مدتِ هزاران سال در معرض تاخت‌وتاز بوده و خون خود و بیگانه در آن ریخته شده و مخصوصا در این ده سال اخیر به فردای خود امیدوار نبوده است چه انتظاری می‌توان داشته باشد.»(8) بی‌جهت نبود که رضاخان به‌عنوان وزیر جنگ اعلآن‌های مختلف را بدون رعایتِ اصول مشروطیت و با صراحت اعلام می‌کرد. البته او تلاش می‌کرد تا خود را مردم‌گرا نیز نشان دهد. در نمونه‌ای او به ملاکین هشدار می‌دهد که به‌واسطه خرابی‌های ناشی از هرج‌ومرج نباید به رعایا برای جبرانِ خسارت فشار آورند.(9)

سرکوب همه‌جانبه داخلی نیز از جمله دیگر اقدامات او بود. این فرایند نشان می‌دهد که حمایت روشنفکران و بخش مهمی از نیروهای سیاسیِ در هرج‌ومرج فرورفته ایران برای ظهور دولتِ مطلقه نیز به رضاخان شجاعت می‌بخشید تا بتواند بسیاری از اصول مشروطیت را نادیده بگیرد.

فشرده سخن

مجموع کنش‌های متنوع رضاخان تا پیش از تاج‌گذاری و تبدیل‌شدن به رضاشاه یک موضع را دنبال می‌کند؛ تحکیم پایه‌های دولتِ مطلقه و تضعیف ارکان حیاتی مشروطیت. کودتای ۱۲۹۹ جنبه‌های دموکراتیک مشروطیت در سطح جامعه مانند افکار عمومی و مطبوعات را تضعیف کرد.

مرحله بعدی تضعیف رّکنِ رکین مشروطیت، یعنی مجلس شورای ملی و عصاره تمامِ تلاش‌های مشروطه‌خواهان بود. البته باید در نظر گرفت که بخش مهمی از جامعه و به‌ویژه روشنفکران نیز برای رهایی از هرج‌ومرج پیش‌آمده به تبدیل‌شدنِ رضاخان به رضاشاه حتی با نادیده گرفتنِ اصول مشروطیت کمک کردند. مجموع این کنش‌ها نتیجه نوشتار را به این سمت سوق می‌دهد که تاج‌گذاری رضاشاه را باید ضربه بسیار سنگینی بر اصول مشروطیت دانست.

محمد اکبری

پی‌نوشت‌ها:

۱. سیروس غنی، ایران؛ برآمدن رضاخان/ برافتادن قاجار و نقش انگلیسی‌ها، ترجمه حسن کامشاد، تهران، انتشارات نیلوفر، چ ششم، ۱۳۹۲، ص ۲۲۳.

۲. عبدالرحیم ذاکر حسین، مطبوعات سیاسی ایران در عصر مشروطیت، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چ دوم، ۱۳۷۰، ص ۸۲.

۳. یرواند آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، ترجمه محمدابراهیم فتاحی ولیلایی، تهران، نشر نی، چ چهارم، ۱۳۸۹، ص ۱۲۷.

۴. ابراهیم خواجه‌نوری، بازیگران عصر طلایی (سیدحسن مدرس)، تهران، سازمان انتشارات جاویدان، ۱۳۵۷، صص ۱۱۱-۱۱۹.

۵. حسین مکی، تاریخ بیست‌ساله ایران، ج ۳، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چ چهارم، ۱۳۷۴، صص ۴۹۰- ۴۹۱.

۶. باقر عاقلی، داور و عدلیه، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۹، صص ۷۱-۷۲.

۷. داریوش رحمانیان، ایران بین دو کودتا (تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران)، تهران، انتشارات سمت، چ سوم، ۱۳۹۴، ص ۷۷.

۸. مامونتف، ن-پ، بمباران مجلس شورای ملی (حکومت تزار و محمدعلی‌شاه)، به اهتمام همایون شهیدی، ترجمه شرف‌الدین قهرمانی، تهران، سازمان انتشارات اشکان، ۱۳۶۳، ص ۴۰۸.

۹. قباله تاریخ، نمونه‌هایی از اعلامیه‌ها، بیانیه‌ها، شب‌نامه‌ها، روزنامه‌ها و فوق‌العاده‌های دولتی، حزبی، سیاسی، بازرگانی، فرهنگی در دوره مشروطیت تا پایان سلطنت احمدشاه، به کوشش ایرج افشار، تهران، بی‌جا، ۱۳۶۸، ص ۵۹.

یادداشت | تبعات فتوای تحریم تنباکو بر سیاست انگلستان

بعد از انعقاد قرارداد رژی، مرجعیت شیعه با تلاش مجدانه به عرصه پیکار وارد شد و فتوای تحریم استعمال توتون و تنباکو نقطه اوج آن رویارویی بود. این فتوا چنان نافذ بود که مرزهای جامعه را درنوردید و امواج آن به دربار نیز رسید. طولی نکشید که قرارداد با فتوای مراجع و همراهی و پیروی همگانی مردم، لغو شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ برخی از مورخان، نهضت اصیل تنباکو و شورش علیه امتیاز رژی را از دسیسه‌های روس پنداشته‌ و بیهوده کوشیده‌اند با برجسته‌کردن نقش روسیه در مخالفت و لغو امتیاز رژی، نقشِ پیشگام نیروهای مذهبی و به‌ویژه مرجعیت شیعه را در تحولات عصر جدید ایران کمرنگ جلوه دهند. در این نوشتار ابتدا به علل و انگیزه‌های مخالفت روس‌ با امتیاز رژی می‌پردازیم و سپس تبعات فتوای تحریم تنباکو بر سیاست انگلستان را بررسی می‌کنیم. فتوایی که موجب برچیده شدن بساط استثمار این کمپانی در ایران و عقب‌نشینی دربار قاجار از کرنش در مقابل سیاست انگلستان شد و به تعبیر ادوارد براون ادیب و مورخ انگلیسی «سال نحس»ی را برای سیاست انگلستان رقم زد.

تحریف حقیقتِ تاریخی نهضت تنباکو

ازجمله کسانی که می‌کوشید به انحای مختلف ماجرای فتوا علیه امتیازنامه را تحریف کند امین‌السلطان صدراعظم ناصرالدین‌شاه بود. او در نامه‌اش به شاه و در گزارش‌هایش به نماینده‌ی انگلیس، قیام و نهضت اسلامی تنباکو را در نتیجه تحریکات روس‌ها می‌دانست و از فتوا تعبیر به حکم می‌کرد و بدین‌سان به تحریف واقعیت و اغفال دربار می‌پرداخت.[1] ابراهیم صفایی مورخ نیز با استناد به نامه‌ها و گزارش‌های امین‌السلطان می‌نویسد: «از محتوای مندرجات بعضی از اسناد به خوبی دانسته می‌شود که در غوغای رژی سررشته تحریکات در دست روس‌ها بوده است.».[2]

علل و انگیزه‌های مخالفت روس‌ با امتیاز رژی

درست است که روسیه برمبنای سیاست رقابتی خود با انگلستان از نفوذ بیش از حد بریتانیا از دریچه این امتیاز به‌ویژه در منطقه شمال ایران ناراحت بود، ولی این ناراحتی هرگز او را بر آن نمی‌داشت که جانب احتیاط را از دست داده و در تحریک مردم علیه قرارداد رژی بکوشد؛ چرا که شورش مردم علیه دربار و کمپانی رژی آن هم با رهبری عالمان دینی با توجه به تجربه تاریخی روزگار فتحعلی‌شاه مسئله‌ای نبود که منافع دولت روسیه را تأمین کند. بر فرض که دولت روس خواستار لغو این امتیاز بود، هرگز راضی نبود این کار به دست مردم و با رهبری عالمان دینی صورت پذیرد. افزون بر این هیچ‌گونه سند معتبر تاریخی که حضور جدی و یا تحرک روس را در این نهضت اثبات کند وجود ندارد. ولی دولت تزاری روس بنا به علل دیگر با اعطای امتیاز مخالف بود و این جز از آن است که لغو امتیاز را به روس‌ها نسبت دهیم. این دلایل عبارتند از:

1ـ تجاوز به «پیمان مقدس» (عهدنامه ترکمانچای): در سال 1307 ق وزیر مختار جدید روسیه اوگنی کارلوویچ بوتزوف به تهران وارد شد و همچنان سیاست دور نگه‌داشتن نقاط شمالی ایران از نفوذ تجاری انگلیس را دنبال کرد. وجود کمپانی دخانیات رژی که قرار بود در هر شهر و دهکده دست‌به‌کار شود نه به مذاق بازرگانان روسی، بلکه در کام وزارت امور خارجه روسیه نیز تلخ بود.

بوتزوف نخستین اعتراض خود را علیه رژی مطرح کرد و مدعی شد که وضع انحصارجویانه آن قرارداد، ناقض ماده یک منضم به عهدنامه ترکمن‌چای است و خواستار الغای امتیازنامه شد.[3] پس از چند روز وزیرمختار روسیه اعتراض رسمیِ کتبی علیه رژی به وزیر امور خارجه تسلیم و تقاضای الغای امتیازنامه را کرد.

بوتزوف اصرار داشت که امتیازنامه رژی ناقض عهدنامه ترکمانچای است، زیرا در آن به یک کمپانی خارجی امتیاز انحصاری واگذار و رعایای روسیه را از تجارت آزاد در ایران مانع کرده است. و در این زمینه به مفاد عهدنامه ترکمن‌چای اشاره می‌کند و با اتکا به آن می‌نویسد: «البته دولت ایران حق دارد که برای استفاده در امر زراعت و علوم و غیره ترتیباتی بدهد، اما این ترتیبات به هیج‌وجه من‌الوجوه نباید مخالف با آزادی تجارت مصرح در عهدنامه مقدس [ترکمانچای] باشد. یکی از شرایط آزادی تجارت آن است که بدون دخالت یا مزاحمت کسی در جایی هرنوع متاع از هر قبیل را بتوان خرید و فروش و حمل و نقل کرد و اگر دولت ایران امتیاز مخصوصی به یک فرد یا شرکت برای داد و ستد یک کالای تجارتی اعطا کند و در آن واحد مشغول اجرای مواد امتیازنامه باشد بقیه مردم از داد و ستد آن کالا ممنوع خواهند بود.»

بوتزوف در طی مذاکرات خود با مصباح‌الملک یکی از مأموران عالی‌رتبه وزارت امورخارجه در این‌باره شفاهاً به‌ جر و بحث پرداخت. وقتی که مصباح‌الملک یادآور شد که تنباکو مانند دیگر کالاها نیست، زیرا تمام دولت‌ها در تهیه و فروش آن نظارت می‌کنند، بوتزوف بی‌درنگ پاسخ داد که من کاری به کار دیگر کشورها ندارم و تنها چیزی که مورد توجه من است آنکه به‌پیمان روس و ایران تجاوز نشود..[4]

2 - براندازی نرم صدراعظم انگلوفیل: انگلستان از سال‌ها پیش نفوذ قابل‌توجهی در میان رجال و سیاست‌گزاران قاجاری داشت و روس‌ها نیز در این عرصه به رقابت با آنان برخاسته بودند. کارگزاران سیاست روسیه می‌کوشیدند با امین‌السلطان ـ که دلال قرارداد رژی بود ـ دوستی ظاهری به‌هم رساند، زیرا بر این کار سه فایده مترتب بود: اولاً این دوستی صمیمانه سوءظن انگلیس‌ها را نسبت به امین‌السلطان تحریک می‌کرد و این هدف اصلی بود. ثانیاً این کار باعث می‌شد که امور جاری دوستانه و به آسانی حل و فصل گردد، و ثالثاً به‌علت همین دوستی صمیمانه، امین‌السلطان به هر پیشنهادی که در آینده ممکن بود روسیه به ایران بدهد زودتر حاضر به تسلیم می‌شد.

سفارت روسیه توانست عده‌ای از دشمنان نیرومند امین‌السلطان را به خدمت خود درآورد، از جمله فرزند محبوب شاه کامران میرزا نایب‌السلطنه، وزیر جنگ و حاکم تهران و همچنین حاجی‌میرزا علی خان امین‌الدوله، یحیی خان‌مشیرالدوله. در این زمینه کاردار سفارت انگلیس مستر ر. ح. کندی گزارش می‌کند روش محتاط و پرمعنی مشیرالدوله در طی دوبار گفتگویی که نزد من از امین‌السلطان به میان آورده است تا حدی اطلاعات امین‌السلطان را تأیید می‌کند.[5]

تبعات فتوای تحریم تنباکو بر سیاست انگلستان

با اعتراض علما و بازرگانان ایرانی بر خسارت‌های قرارداد رژی و دستگیری و زندانی‌شدن گروهی از آنها در پایتخت و ایالت‌های مختلف مملکت، مرجعیت شیعه با تلاش مجدانه به عرصه پیکار وارد شد و فتوای تحریم استعمال توتون و تنباکو نقطه اوج آن رویارویی بود. این فتوا چنان نافذ بود که مرزهای جامعه را درنوردید و امواج آن به دربار نیز رسید. طولی نکشید که قرارداد با فتوای مراجع و همراهی و پیروی همگانی مردم، لغو شد. اما لغو این قرارداد در عرصه بین‌المللی و داخلی تبعاتی برای انگلستان داشت که آنها را می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی کرد:

1ـ شکست هیمنه انگلستان: مهم‌ترین اثر این فتوا، شکست اقتدار انگلستان در دنیا بود. انگلیس که خود را در دربار قاجار و میان رجال سیاسی صاحب نفوذ می‌دانست، در برابر یک فتوای مذهبی ناچار به عقب‌نشینی شد. این موضوع یک شکست تاریخی برای استعمار بریتانیا محسوب می‌شود و هنوز بعد از گذشت سال‌های طولانی از آن واقعه همچنان تعبیر «سال نحس» برای سیاست انگلستان در ایران بیراهه نیست. علاوه بر این، انگلستان در مقابل رقیب سنتی خود روسیه نیز متحمل خفت و خواری شد.

2ـ ناکامی بلندپروازی کمپانی: شواهد تاریخی برآنند که رویای الحاق ایران به مستعمرات انگلستان دراین دوره به سرعت به دست کمپانی رژی در حال تعبیر بوده است. کمپانی رژی در ایران دقیقاً همان مسیری را در پیش داشت که انگلیسی‌ها در تصرف هند و ایجاد کمپانی هند شرقی و سپس حضور نظامی به بهانه حفظ امنیت این کمپانی طی کرده بود. با لغو این قرارداد به پایمردی مراجع، رویای کمپانی و به تبع آن دولت بریتانیا برباد رفت.

3ـ خسارت‌های مادی: انگلیس طبعاً با لغو قرارداد رژی زیان‌های مادی قابل‌ملاحظه‌ای متحمل شد و سود احتمالی را نیز از دست داد. عوامل کمپانی که به طمع سود کلان به محض انعقاد قرارداد به سرمایه‌گذاری در ایران پرداخته بودند، موفق نشدند کار را به سرانجام برسانند. به نقل از شیخ حسن کربلایی: «نخست نقطه‌ای خیلی عمده و خیلی مرغوبی را در حوالی ارک دولت معروف به باغ ایلخانی است به معادل چهل و پنج هزار تومان عین اشرفی خریده و به معادل یکصد و پنجاه هزار و ... تومان عمارت عالی خیلی ممتازی بنا کردند. دورادور عمارت را به سور خیلی مستحکم بسیار بلندی که مُشرف و مسلط بر ارگ دولت و سایر نقاط شهر است با گچ و آجر در قطر قریب چهار ذرع ساخته به طوری که این عمارت مانند کشتی ذره پوش توپ بر دورادور و آن تواند گردش نمود...».[6] به اذعان شیخ ذبیح‌الله محلاتی: «... عده زیادی از فرنگیان از لندن وارد تهران شدند و از آنجا به شهرهای مختلف ایران تقسیم گردیدند. وارد شوندگان به هر شهر، جهت پیشرفت کار خود، زمین‌ها خریدند، ساختمان‌های بسیار عالی بنا کردند...». اما با لغو امتیاز توتون و تنباکو، انگلیس که این همه سرمایه‌گذاری را نابودشده می‌دید از دولت ایران درخواست غرامت کرد. علاوه بر این، رشوه‌های پرداخت‌شده به درباریان، کارچاق‌کن‌ها و دلال‌های حاشیه‌ای برای گرفتن امتیاز نیز بی‌اثر شد و آنان قادر به عودت پول‌های کمپانی نبودند.

4 - شکست سیاست‌های فرهنگی: با لغو قرارداد رژی، سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی انگلیس در حوزه اجتماعی و فرهنگی ایران نیز با شکست مواجه شد. آنها قصد داشتند با ایجاد تغییر در طبقات و قشرهای مختلف اجتماعی در ایران، زمینه مساعدی برای تغییر اجتماع ایران فراهم کنند.[7]

نهضت تنباکو به‌عنوان تجربه موفق در مبارزه با استعمار خارجی، نشان داد که صف‌آرایی مردم به رهبری روحانیت و مرجعیت قادر است استعمار خارجی و استبداد داخلی را به زانو درآورد. لذا ملت ایران با آگاهی از این ظرفیت و کسب اعتماد به نفس مضاعف، در سال‌های بعد انقلاب مشروطه را رقم زدند که نهضت تنباکو پیش‌درآمد آن تحول بزرگ و جریان‌ساز محسوب می‌شود. اگرچه آرمان‌های نهضت تنباکو و انقلاب مشروطه در ستیز با استبداد و استعمار به طور کامل به ثمر ننشست ولی پیروزی انقلاب اسلامی به آرمان تمامی نهضت‌های ضداستعماری جامه عمل پوشاند.

انتهای پیام/

نویسنده: نادر خبازی

پی‌نوشت‌ها:

1 - برای اطلاعات کافی درباره تلاش‌های امین‌السلطان نک به فیروز کاظم‌زاده، روس و انگلیس در ایران، تهران، انتشارات انقلاب اسلامی، 1372، صص249ـ 250

2 - ابراهیم صفایی، اسناد سیاسی دوره قاجار، ص 87

3 - معاهدات و قراردادهای تاریخی در دوره قاجار، به کوشش غلامرضا مجد طباطبایی، تهران، موقوفات افشار، 1373، ص 142 و 143

4 - فیروز کاظم‌زاده، پیشین، صص 233ـ 235

5 - ر ک به همان، صص 237ـ 237

6 - شیخ حسن اصفهانی کربلایی، تاریخ دخانیه یا تاریخ وقایع تحریم تنباکو، به کوشش رسول جعفریان، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص89

7 - همان، صص44ـ46 و 82ـ 87

گزارش | هدف رژیم پهلوی از اعزام طلاب به سربازی

اعزام روحانیون به سربازی نه تنها باعثجذب آنان در سربازخانه‌ها نشد، بلکه آن‌ها در آن وضعیت نیز به مبارزات روشنگرانه خود ادامه دادند و بدین‌گونه نهضت اسلامی امام خمینی در پادگان‌ها و در میان بدنه ارتش هم یارانی پیدا کرد که در تداوم و پیروزی انقلاب، مثمر ثمر بود.

برشی از یک کتاب | ایجاد اختلاف میان علما توسط شاهان قاجار

از آنجا که معمولاً در شهرهای بزرگ مجتهدین متعددی وجود داشتند، صدر اعظم‌ها و حتی خود شاه برای تحت سلطه در آوردن آن‌ها، گاه بین‌شان اختلاف انداخته و جانب یکی را می‌گرفتند.

گفت‌وگو| سیاست صهیونیست‌ها در فتنه‌ی ۸۸

در حقیقت سیاست صهیونیست‌ها در فتنه‌ی ۸۸ این بود که اگر موفق به فروپاشی و نابودی جمهوری اسلامی نشدند، بتوانند ایران اسلامی را به کشورهای مختلف تجزیه کنند.

یادداشت| تحجر، التقاط و انگلیسی‌ها در حوزه

تحجر و واپسگرایی در میان روحانیان و یا خدای نخواسته توجه به منافع شخصی و دنیاطلبی و روی آوردن به زیورهای مادّی و سوء استفاده از مکانت اجتماعی، خطرش برای روحانیت، کمتر از حملات دشمن نیست؛ بلکه به مراتب از آن بیشتر است.

برشی از یک کتاب| رضا قُلدُر و ثروث افسانه‌ای 25 میلیارد دلاری

رضاخان نخست دلاک حمام، سپس خیاط بوده است، ولی براساس اسناد پس از رسیدن به قدرت، نقدینگی او در بانک‌های خارج حدود ۵۰۰ میلیون دلار بوده که به مبلغ امروز چیزی در حدود ۲۰ میلیارد تا ۲۵ میلیارد دلار می‌شود.

برشی از یک کتاب| علما و جنبش مشروطه(بخش نخست)

سیر برخورد علما با حکام را می‌توان در نوشته‌های تاریخی و فقهی دید. آنچه در این ارتباط اهمیت دارد برخورداری علما از امتیازات معنوی و دینی و برخورداری حکام از امتیازات مادی و اقتصادی است.

گزارش| اختلاف نزدیکان آیت‎الله بروجردی با فدائیان اسلام

متأسفانه بین اصحاب آیت‌الله بروجردی و گروهی از جوانان فدائیان اسلام، اختلافاتی پیدا شد و امثال شیخ علی لر و شیخ اسماعیل ملایری در مدرسه فیضیه با چوب و چماق به جان شهید سیدعبدالحسین واحدی و بقیه فدائیان اسلام افتادند و آن‌ها را بیرون کردند!

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.