پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

برشی از یک کتاب | نقش عملیات روانی در پیشبرد نبرد

جبرئیل نازل شد و به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: بازگرد که خداوند رعبی از شما در دل قریش افکنده است و آنان برگشته‌اند. در برگشت نیز کاروان مسلمانان، در بین راهشان به کاروانی تجاری برخوردند و خرید و فروشی با آنان کرده و سود خوبی بردند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ پس از نبرد احد، به پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خبر رسید که مشرکان تصمیم گرفته‌اند به مدینه بازگردند و آن جا را غارت کنند. آن‌ها از این‌که به آسانی از پیروزی قطعی خود دست کشیده و در حالی که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هنوز زنده بود، جنگ را رها کرده بودند، پشیمان شدند.

در حالی که سپاهیان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مدینه بازگشته و مشغول دفن جنازه‌ها بودند، منادی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اعلام کرد: فقط کسانی که دیروز در جنگ زخمی‌شدند، آماده تعقیب دشمن شوند. این 70 نفر، افرادی بودند که از میدان جنگ فرار نکردند و زخم برداشتند.

انصار پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در حالی که بیشترشان زخمی‌بودند و خون از زخم‌هایشان جاری بود، آهنگ قریش کردند.(1) به نظر می‌رسد اصرار به حضور زحمی‌های احد، منحصرا برای نبرد حمراءالاسد، به نوعی رسوا کردن فراریان روز احد بود که اغلب از بزرگان مهاجران بودند.

 

نقش عملیات روانی در پیشبرد نبرد

در راه بازگشت مشرکان، شخصی به ایشان رسید که از مدینه به مکه می‌رفت. از او اخبار مدینه را پرسیدند؛ گفت: محمد و اصحابش را در حمراءالاسد دیدم. سربازانش در نهایت خشم از مدینه خارج شده‌اند و در پی شمایند.

آن‌ها از نتیجه نبرد دیروز، به شدت پشیمانند. او به قدری از وضعیت روحی سپاه اسلام سخن گفت که ابوسفیان از ادامه راه منصرف شد و گفت: ما به پیروزی بزرگی دست یافته‌ایم؛ اگر بازگردیم، تن به شکست داده‌ایم.

وی به نعیم بن موسی اشجعی که از تجار مکه بود و به مدینه می‌رفت، گفت: اگر از راه حمراءالاسد بروی و با محمد و اصحابش ملاقات کنی و آنان را از تعقیب ما بازداری، من ده شتر پر بار از خرما و مویز به تو می‌دهم.

نعیم پذیرفت و هنگامی‌که به سپاه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسید، به آنان گفت: بازگردید که هم سوگندان قریش و هر کس به جنگ احد نیامده بود، با ایشان متحد شده‌اند و شما تاب رویارویی با آنان را ندارید. مسلمانان با ایمانی استوار در پاسخ گفتند: ما پروای آنان نداریم.

«الَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ. الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ؛ آن‌ها که دعوت خدا و پیامبر (ص) را، پس از آن همه جراحاتی که به ایشان رسید، اجابت کردند؛ (و هنوز زخمهای میدان احد التیام نیافته بود، به سوی میدان «حمرار الاسد» حرکت نمودند؛) برای کسانی از آن‌ها، که نیکی کردند و تقوا پیش گرفتند، پاداش بزرگی است.  این‌ها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آن‌ها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»(2)

جبرئیل نازل شد و به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: بازگرد که خداوند رعبی از شما در دل قریش افکنده است و آنان برگشته‌اند. در برگشت نیز کاروان مسلمانان، در بین راهشان به کاروانی تجاری برخوردند و خرید و فروشی با آنان کرده و سود خوبی بردند. این چنین خداوند جزای پرهیزکاران و متوکلان را در دنیا و آخرت عطا می‌کند.(3)

«فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّه وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ؛ به همین جهت، آن‌ها(از این میدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند؛ در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید؛ و از رضای خدا، پیروی کردند؛ و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است.

انتهای پیام/

منبع: کتاب دشمن شدید، دفتر اول(جریان شناسی انحراف در تاریخ با محوریت یهود) حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، چاپ دوم، زمستان95، انتشارات شهید کاظمی، صص 284-286

1_ شرح نهج البلاغه، ج20، صص184و185 ؛ تفسیرالقمی، ج1، صص124 و125

2_ سوره آل عمران، آیات 172 و 173

3_ تفسیرالقمی، ج1، ص125 ؛ مجمع البیان، ج1، ص447

4_ سوره آل عمران، آیه174

گزارش | مواضع علما درباره عادی سازی روابط امارات و رژیم صهیونیستی

حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی و علوی گرگانی در پاسخ‌های جداگانه به استفتایی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی پاسخ دادند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چندی پیش خبر عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی در مجامع بین‌المللی مطرح شد. پس از رسمی شدن این موضوع کشورها به ویژه کشورهای اسلامی به سه گروه تقسیم شدند؛ 1 این کار را تقبیح و به شدت نسبت به آن انتقاد کردند. 2 از این عمل حمایت کرده و خود نیز این مسیر را ادامه دادند و 3 در برابر این اقدام سکوت کردند.

مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز در پیام‌هایی ضمن تقبیح و انتقاد شدید نسبت به عادی سازی روابط امارات با رژیم صهیونیستی، هشدارهای قاطعی را به امارات و اسرائیل ارسال کردند. در این میان مراجع معظم تقلید، علما و روحانیون نیز موضع‌گیری قاطعی داشتند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود؛

 

این کار خیانت به قرآن و امت اسلامی است

حضرات آیات مکارم شیرازی، نوری همدانی و علوی گرگانی در پاسخ‌های جداگانه به استفتایی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، این کار را خیانت به قرآن و امت اسلامی دانسته و خواستار تحریم روابط و ممانعت امت اسلامی از اینگونه اقدامات شدند.

 

هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی حرام است

حضرت آیت‌الله نوری همدانی از مراجع تقلید در پاسخ به استفتایی دیگر پیرامون عادی سازی روابط بعضی از سران کشورهای اسلامی با رژیم غاصب صهیونیستی پاسخ داده و تصریح کردند: ‌هرگونه ارتباط با رژیم صهیونیستی و حامیانش حرام است و بر اساس آیات قرآن مجید و منابع اسلامی، راهی جز جهاد وجود ندارد.

 

عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی از محرمات کبیره شرعی است

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد: اقدام خیانتکارانه ی سران دو رژیم دست‌نشانده‌ی امارات و بحرین در عادی‌سازی روابط با رژیم اشغالگر فلسطین، اقدامی نامشروع و از نظر اسلام، محکوم و از محرمات کبیره شرعی است. این اقدام خیانت آمیز نه‌تنها خیانت به مردم مظلوم فلسطین و مسجدالاقصی قبله اول مسلمین است، بلکه خیانتی به همه امت اسلامی و به رسول‌الله «صلی‌الله علیه و آله و سلم» و به قرآن کریم است. بارزترین مصادیق یهود و نصاری در آیه بالا رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکاست لذا، گرویدن به یهود و نصاری و پذیرفتن آنها به عنوان دوست، صاحب اختیار و حامی موجب خروج از ملت اسلام و پیوستن به دشمنان خدا و رسول بشمار آمده است «و من یتولهم منکم فانه منهم.»

 

عادی سازی روابط با اسرائیل در هیچ زمینه‌ای جایز نیست

افزون‌بر علمای ایران، اعضای مجمع فقه اسلامی سودان نیز با صدور فتوایی اعلام کردند: عادی سازی روابط با اسرائیل در هیچ زمینه‌ای جایز نیست.

انتهای پیام/

یادداشت | جنگ نرم صهیونیست علیه ایران

رژیم صهیونیستی نه قادر به ضربه و اقدام آشکار سخت است و نه حاضر به تداوم اقدام نرم. بلکه در قالب ضربه هوشمند در هنگام ضرورت وارد اقدامات آشکار، خشنونت بار و عریان می‌شود و به موازات آن به گفتمان سازی علیه شیعه و ایران مبادرت نموده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ رژیم اشغالگر قدس در صدد گفتمان سازی است تا فلسفه وجودی جمهوری اسلامی ایران و مبانی اعتقادی مردم و جامعه را از بین ببرد و سپس با برداشتن موانع موجود در سر راه خود به راحتی بتواند به ایران ضربه بزند و در همین راستا با جاسوسی از افراد خاص، مراکز و اماکن حیاتی و حساس نیز استفاده مطلوب را می‌برد تا پشتوانه لازم را در اقدامات مورد نظر در عرصه جنگ نرم ایجاد نماید و هم افزایی لازم را داشته باشد.

رژیم اشغالگر قدس، انقلاب اسلامی ایران را بنا به سه دلیل منافی امنیت ملی خود قلمداد می‌کند؛

1 جمهوری اسلامی ایران پشتیبان اصیل و پایدار محور مقاومت و تجربه حزب الله لبنان و گروه‌های فلسطینی شاهد این مدعاست.

2 - جمهوری اسلامی ایران نه به حکم مصلحت که طبق اصول اولیه خود(از 15 خرداد 42) تاکنون مدافع آرمان فلسلطین بوده است.

3 - جمهوری اسلامی ایران در فضای منطقه‌ای و نزد بازیگران فرا منطقه ای وجهه‌ای مقبول و منزلتی فزاینده یافته است.

بنابراین رژیم اشغالگر قدس هر گونه توفیق و برد جمهوری اسلامی ایران را باخت خود قلمداد می‌کند و برای تعریف فضایی بدون ایران و علیه ایرانف انواع فنون و تدابیر را به کار گرفته است.

فعالیت بی سابقه لابی صهیونیسم در کریدورهای قدرت غربی‌ها(بخصوص کنگره آمریکا و کاخ سفید) برای اعمال شدیدترین و پیچیده‌ترین تحریم‌ها را علیه ایران تدارک دیده و در راستای مقابله با انقلاب اسلامی ایران مسیرهای بسیار پرمخاطره و حساسی را طی نموده که عمده‌ترین آن‌ها عبارتند از:

1 - کمک به سازمان دهی و توان رزمی گروه‌های ایدئولوژیک و تکفیری مانند داعش و النصره.

2 - ترور مستقیم دانشمندان هسته‌ای و ربایش محققان و اسناد و اطلاعات آنان.

3 - حمایت از حرکت‌های براندازانه و آشوب‌های خیابانی.

4 - نبرد سایبری و کاربست بدافزارهای مخرب در تأسیسات فنی حیاتی ایران.

5 - همسویی با محورسازی با رژیم اشغالگر قدس با هدف انزوای دیپلماتیک ایران.

رژیم صهیونیستی به دلیل ناکامی در مهار مقاومت و نیز عطف توجه به وجود و گستردگی سوژه‌ها آسیب پذیر در ایران، تمرکز و شدت اقدام خود را از تبلیغات صرفا رسانه‌ای، به ضربه هوشمند تبدیل کرده است.

بدین منظور که این رژیم نه قادر به ضربه و اقدام آشکار سخت است و نه حاضر به تداوم اقدام نرم. بلکه در قالب ضربه هوشمند در هنگام ضرورت وارد اقدامات آشکار، خشنونت بار و عریان می‌شود و به موازات آن به گفتمان سازی علیه شیعه و ایران مبادرت نموده است. بدین ترتیب در صدد تحول رفتار و ساختار در ایران بوده است.

خبرگان منتخب با اکثریت قاطع این فرضیه را تأیید کردند که اصلی‌ترین راهبرد و اقدام اطلاعاتی رژیم اشغالگر قدس، نه حمله گسترده زمین(نمونه لبنان) یا حمله هوایی برق آسا(از نوع اوزیراک علیه عراق) بلکه گفتمان سازی اجتماعی علیه منزلت شیعه در جهان اسلام به ویژه در جهان عرب است.

این رژیم از مرحله تبلیغ صرفا رسانه‌ای به سمت ایران هراسی هوشمند تغییر تاکتیک داده است تا شیعیان را به مثابه خصمی فعال، جایگزین صهیونیسم نماید. علاوه بر آن رژیم صهیونیستی اسرائیل به حمایت رسانه‌های خوش مخاطب در صدد راهبرد سه مرحله ای انگشت نماسازی، رسواسازی و سرنگون سازی علیه منافع حیاتی و موجودیت جمهوری اسلامی ایران بوده است.

مهم‌ترین زمینه‌ها و محرکه‌هایی که رژیم صهیونیستی را ترغیب به سیاست ایران هراسی و شیعه گریزی می‌کند، نفوذپذیری آسان و فراوان حوزه اقدام رژیم صهیونیستی اسرائیل است. بخشی از این نفوذپذیری، طبیعی است و به منطق و آهنگ شبکه‌های مجازی بر می‌گردد، اما برخی دیگر از اقدامات و تدارکات این رژیم، معلول سه رویه معیوب زیر است.

1 گستردگی سوژه‌های حساس و مراقبت ناکافی نظام حفاظتی ایران از آن‌ها

2 توجیه اندک سوژه‌ها.

3 ضعف گفتمان سازی نهادهای مسئول برای ارتقای مشروعیت سیاسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.

واقعیت این است که رژیم اشغالگر قدس به دنبال براندازی حکومت جمهوری اسلامی ایران است و این موضوع را بارها از طریق تریبون‌های رسمی و غیر رسمی این رژیم عنوان و مطرح شده است، لذا امری پوشیده و نهان نیست؛ چرا که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، حکومت جمهوری اسلامی ایران به صراحت رژیم اشغالگر قدس را رژیمی غاصب و فاقد وجاهت قانونی اعلام نمود. امام راحل نیز این رژیم را غده سرطانی برشمرده است که باید از صحنه روزگار محو شود.

چنین موضع‌گیری‌هایی که برخواسته از عمق باورهای دینی و اسلامی و استراتژیک بوده است، باعث گردیده تا رژیم صهیونیستی اسرائیل در صدد اقدامات تلافی جویانه برآید و اقدامات همه جانبه‌ای را علیه ایران برنامه ریزی و تدارک ببیند.

نویسنده: محمد راد

انتهای پیام/

یادداشت | نقش‌های روحانیت در دفاع مقدس

یکی از جلوه‌های بسیار زیبای نقش آفرینی روحانیون، نقشی بود که آنان در بین رزمندگان گرفتار در اردوگاه‌های دشمن و دوران اسارت داشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نقش‌های متعددی که روحانیت در دوران دفاع نورانی و مقدس ایفا کرده‌اند، دارای ابعاد و جنبه‌های متفاوتی است.

 

1 نقش مدیریتی: مدیریت جنگ و هدایت نیروهای مسلح و هماهنگ نمودن آن‌ها و به کارگیری نیروهای مردمی و بسیج یکی از ممتازترین نقش‌هایی است که روحانیت معظم در طول جنگ ایفا نمود. از خود امام رضوان گرفته تا نمایندگان آن حضرت در شورای عالی دفاع، فرماندهی جنگ، ریاست ستادهای پشتیبانی جنگ، نمایندگی امام در سپاه و قرارگاه‌ها و... به وسیله شخصیت‌های روحانی جلوه‌هایی از این نقش مهم و تعیین کننده است.

 

2 ترغیب و دعوت دیگران: مردم متدین و خدا محور همیشه وظایف و تکالیف شرعی خود را از زبان روحانیت دریافت کرده و با هدایت و راهنمایی آنان نسبت به آن اقدام کرده و می‌کنند و لذا یکی از رسالت‌ها و وظایف بزرگ روحانیت در دوران جنگ ترغیب و دعوت مردم برای حضور در میادین جنگ و امتثال امر امام بود، همان نقشی که خدا به آن امر کرده و آنان از پیامبر اکرم(ص) به ارث برده بودند.

 

3 تقویت ایمان و قدرت معنوی رزمندگان: در نبرد نابرابر و در مقابل دشمنی که به انواع سلاح‌ها و امکانات جنگی مجهز بود، اساسی‌ترین و برجسته‌ترین عامل استقامت، موفقیت و پیروزی‌های بزرگ و شگفت آور رزمندگان، نیروی ایمان، ارزش‌های معنوی و تکلیف محوری جبهه حق و مجاهدان در راه خدا بود. روحانیت به عنوان یکی از اساسی‌ترین تکالیف خود در افزایش این عامل موفقیت و تقویت بنیه ایمانی و ارزشی و استقامت در سنگر نشینی مردم از انقلاب و نظام اسلامی نقش محوری و چه بسا منحصر به فرد داشتند.

 

4 جبهه‌های جنگ و حضور روحانیت: حضور گسترده روحانیون در جبهه‌ها از علمای عظام و شخصیت‌هایی مانند مقام معظم رهبری، آیات بهاء الدینی، شاه آبادی، اشرفی اصفهانی، مدنی، آقاجواد تهرانی، صدرالدین حائری، مشکنی و... گرفته تا طلاب و روحانیون تبلیغی رزمی، حقانیت این عمل مقدس و مشروعیت و اولویت این تکلیف الهی را تقویت نموده و دیگر اقشار و رزمندگان را در راهی که انتخاب کرده‌اند، قوت قلب، اطمینان و استقامت بیشتری می‌بخشید.

 

5 ترویج ارزش‌های اخلاقی و آموزش دینی: یگان‌های رزمی دارای وضعیت واحد و یکسانی نبودند و اینطور نبود که همیشه مشغول عملیات و درگیری باشند. گاه ضرورت داشت رزمندگان برای مدتی در یگان‌های رزم منتظر فرصت و تدبیر فرماندهان بمانند تا در خطوط اول یا عملیات‌های حضور یابند. در چنین وضعیتی روحانیون مستقر در جبهه‌ها و روحانیون اعزامی بیشترین نقش و وظیفه را ایفا می‌کردند و با برگزاری کلاس‌های آموزشی و جلسات معنوی و یا ارتباطات صمیمی و فردی ضمن پرکردن اوقات فراغت نسبت به ارتقاء سطح علمی و معنوی رزمندگان اهتمام می‌کردند.

 

6 حفظ روحیه جهادی در جامعه: تأکید حضرت امام(ره) و دیگر رهبران و مدیران عالی رتبه کشور این بود که در دوران جنگ و دفاع مقدس، مهم‌ترین مسأله کشور و اساسی‌ترین دغدغه مسئولین و مردم حفظ روحیه انقلابی و جهادی و اولویت دادن به جنگ و دفع تجاوز دشمن باشد. بحق روحانیون عزیز در اجتماعات مذهبی و مراسم مختلف در حفظ و استمرار روحیه جهادی و سلحشوری و آمادگی همراه با بصیرت مردم بسیار مؤثر و نقش آفرین بودند.

 

7 پشتیبانی از دفاع مقدس: اداره و تأمین نیازهای دفاع و جنگی بزرگ بدون کمک و پشتیبانی معنوی و مادی و مالی مردم امکان نداشت و روحانیون عزیز در ترغیب و تشویق مردم برای کمک و ایثار مال و تهیه امکانات مورد نیاز رزمندگان دارای نقش تعیین کننده بود. چنان که در مدیریت این کار و نظارت بر جمع آوری کمک‌های مردمی و رساندن آن به جبهه‌ها آنان با احساس مسئولیت و وظیفه جهادی بزرگ را انجام می‌دادند.

 

8 پیشتازی در جهاد و شهادت: نقش روحانیون در دفاع مقدس به ترغیب و تشویق دیگران و آماده ساختن مردم برای جهاد و مبارزه محدود نمی‌گردد، بلکه آنان خود در میدان مجاهدت و شهادت طلبی و ایثار پیشتاز دیگران بوده و سلاح به دوش در خط مقدم و عملیات‌ها حضور یافته و با عشق و شوق به شهادت و جهاد صحنه‌های زیبا و عظمی را خلق کردند.

 

9 حفظ نیروها بعد از عملیات و کمک به فرماندهان: یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فرماندهان جنگ و یگان‌های رزم این بود که بعد از عملیات چگونه انگیزه و شوق را رزمندگان حفظ و یگان‌های خود را برای عملیات بعدی بازسازی و آماده کنند و روحانیون در این زمان هم بهترین یاری و کمک را به آنان نموده و با توجه به راهنمایی رزمندگان فرماندهان را بدون مشکل و مانعی برای عملیات بعدی نصرت می‌کردند.

 

10 نقش روحانیون در دوران اسارت: یکی از جلوه‌های بسیار زیبای نقش آفرینی روحانیون، نقشی بود که آنان در بین رزمندگان گرفتار در اردوگاه‌های دشمن و دوران اسارت داشتند که از یک طرف با حفظ روحیه انقلابی و دینی مانع آسیب دیدن روحیه رزمندگان و خدشه دار شدن قدرت مقاومت آنان گردیدند و از طرفی از این فرصت برای ارتقاء سطح علمی و دینی این عزیزان بیشترین بهره را بردند.

 

نویسنده: محمد راد

منابع:

1 - عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس

2 - حوزه و روحانیت دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران 1376

3 - آیین انقلاب اسلامی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران 1373

4 - صحیفه نور

یادداشت | مغایرت سند 2030 با آموزه‌های دین

در مجموع از اسناد و میثاق‌های بین‌المللی به دست می‌آید که مفاد این اسناد مطابق با فرهنگ و مانی اندیشه‌ای سکولاری تدوین و به دنبال جهانی‌سازی فرهنگ سکولاری غربی هستند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ برنامه آموزش 2030، برنامه‌ای فراملی و نسخه‌ای واحد جهانی برای تحقق آرمان چهارم از مجموعه آرمان‌های اهداف توسعه پایدار یونسکو می‌باشد. سند و یا برنامه آموزشی 2030، توسط کمیسیون ملی یونسکو تدوین و در کشورهای مختلف از جمله ایران بومی‌سازی شده است. سند بومی‌سازی شده در ایران، به‌عنوان «سند ملی آموزش» مطرح و مشتمل بر هفت بخش می‌باشد: 1. پیش‌گفتار؛ 2. مروری بر شاخص‌های اقتصادی- اجتماعی و جمعیت‌شناختی ایران و ارتباط آن با آموزش؛ 3. معرفی ساختار آموزشی ایران(از پایه تا عالی)؛ 4. ساختار و راهبردهای کلان ملی برنامة آموزش 203 در جمهوری اسلامی ایران؛ 5. اهداف هفت‌گانة آموزش؛ 6. عوامل مؤثر در تحقق اهداف آموزش 2030؛ 7. نظام نظارت و ارزیابی برنامه آموزش 2030.

بر اساس اهداف اعلام شده توسط سازمان ملل، از سال 2015 تا 2030، همه کشورهای عضو سازمان ملل باید تلاش کنند تا به اهداف و شاخص‌های توسعه پایدار با همکاری و تعامل با یکدیگر، در سه سطح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی دست یابند.

 

تعهدات مغایر با آموزه‌های دین در سند

با نگاهی اجمالی، و بدون نیاز به تطبیق اسناد بین‌المللی با آموزه‌های دینی، اساس و روح و تک‌تک مواد معاهدات بین‌المللی، به ویژه سند 2030، اندک سازگاری با معارف دینی ندارد. در خصوص تعهدات موجود در این سند، باید گفت: بسیاری از تعهدات با روح و اساس معارف و آموزه‌های دین سازگاری ندارد. برخی ار این تعهدات ناسازگار عبارتند از:

 

1. موضوع حق شرط

برخی موافقان این سند و سایر توافق‌نامه‌های بین‌المللی، بر این باورند که پذیرش این‌گونه اسناد مشروط است. برای نمونه، در یکى از استدلال‌ها براى حمایت از الحاق ایران به «کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» آمده است که در صورت الحاق ایران به این کنوانسیون، الحاق با حق شرط(reservation) خواهد بود و جمهورى اسلامى ایران تنها در مواردى که مخالف شرع نباشد، خود را متعهد به این کنوانسیون مى‌سازد.

افزون بر این، در خصوص حق شرط باید گفت: موارد متعددی وجود دارد که حق شرط توسط کشورهایی که عضویت کنوانسیون‌ها و معاهدات حقوق بشری را پذیرفته‌اند، عملاً بی‌اثر و ملغی و پذیرفته شده نیست. برای نمونه، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1.کمیته منع تبعیض علیه زنان در ملاحظات نهایی خود به کشور افغانستان در سال 2013، از اقدام دولت افغانستان مبنی بر عضویت بدون حق شرط در کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان استقبال نموده است(کمیته منع تبعیض و..، 2013: 4).

2. کمیته مزبور، در مورد کشور عراق در سال 2014، از تشکیل کمیته‌ای با حضور برخی وزاری این دولت و نمایندگانی از جامعه مدنی خبر می‌دهد که مأمور بررسی و بازنگری حق شرط این کشور به مواد 2 و 16 کنوانسیون هستند. کمیته دولت را ملزم نمود تا تلاش‌های خود را برای لغو حق شرط گسترش داده، اظهارت کمیته ناظر بر حق شرط را مورد توجه قرار دهد(همو، 2014: 15-16).

3. کمیته حقوق کودک در ملاحظات نهایی خود به کشور مصر، در سال 2011، قویاً به دولت توصیه نموده که بازنگری در قوانین داخلی برای تضمین اجرای کامل مفاد کنوانسیون را ادامه دهد و از جمله لغو حق شرط‌های اعمال شده به مواد 2 و 16 کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان را مورد توجه قرار داده، تضمین دهد که مفاد کنوانسیون مستقیماً در محاکم داخلی مورد استناد قرار می‌گیرد(کمیته حقوق کودک،2011: 3-4).

4. همچنین، کمیته منع تبعیض علیه زنان، در ملاحظات نهایی خود، به کشور بحرین در سال 2014، از این دولت می‌خواهد که قوانین تبعیض‌آمیز داخلی از جمله مقررات تبعیض‌آمیز قانون مجازات و حقوق خانواده را بدون تأخیر و در زمان مشخص، مورد بازنگری قرار دهد و قوانین مزبور را اصلاح یا لغو نماید(کمیته منع تبعیض..، 2014: 9-10).

 

2. الزام کشورها به پذیرش کامل میثاق بین‌المللی

در خصوص الزام کشورها، به ویژه کشورهای اسلامی به بازنگری در قوانین جزایی و خانواده و پذیرش کامل میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز نمونه‌های فراوانی وجود دارد. نمونه زیر از این جمله است:

کمیته حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ملاحظات نهایی خود در مورد کشور عراق در سال 2015، از عدم گنجاندن و داخل نمودن مفاد میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در نظم حقوقی دولت عضو ابراز نگرانی نموده و اینکه مصادیق محدودی وجود دارد که مفاد میثاق در محاکم داخلی مورد استناد قرار گرفته است. کمیته از دولت می‌خواهد که مفاد میثاق به طور کامل در حقوق داخلی وارد و آگاهی در مورد آن در گروه‌های قضات، و کلاء و مقامات رسمی افزایش یابد(کمیته حقوق اقتصادی و..، 2015: 7-8).

 

3. الزام کشورها به بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات داخلی

در خصوص الزام کشورها به بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات داخلی نیز موارد مکرری وجود دارد. از جمله:

کمیته حقوق کودک به کشور بحرین، در سال 2011، بازنگری قوانین ملی و اجرای برنامه‌های آموزشی با رویکرد محو تبعیض دوژوره و دفاکتو علیه دختربچه‌ها را توصیه نموده است. از منظر کمیته منع تبعیض علیه زنان، از جمله تعهدات دولت عضو در راستای تحقق برابری جنسیتی آن است که دولت‌های عضو، در صدد تحقق برابری قانونی(دوژوره) و برابری عملی(دوفاکتو) یا برابری ماهوی میان زنان و مردان باشند؛ به این معنا که علاوه بر تصویب قوانین و سیاست‌های متضمن برابری جنسیتی، باید در عمل و واقع نیز اجرای کلیه قوانین و سیاست‌های مزبور و تحقق برابری عملی در جامعه را تضمین نمایند(کمیته حقوق کودک، 2015: 9-16).

 

4. الزام کشورها به شناسایی حقوق همجنس‌گراها

در این خصوص نیز موارد بسیاری وجو دارد. از جمله،

1.کمیته حقوق بشر به کشور عراق در سال 2015، از اقدامات تبعیض‌آمیز بر اساس گرایشات جنسی یا هویت جنسی و بدنام‌سازی اجتماعی و انزوای اجتماعی این افراد ابراز نگرانی نموده است. کمیته از فقدان شفافیت در مورد حقوق همجنس‌گرایان برای برگزاری اجتماعات صلح‌آمیز انتقاد نموده است. کمیته بر تنوع اخلاقی و فرهنگی در سطح بین‌المللی و اینکه این افراد باید موضوع اصول جهان‌شمولی حقوق بشر و منع تبعیض تصریح دارد(کمیته حقوق بشر، 2015: 11).

2. کمیته حقوق کودک در مورد گزارش دولت جمهوری اسلامی ایران، بر منع تبعیض بر مبنای گرایشات جنسی علیه کودکان همجنس‌گرا از طریق جرم‌انگاری جرایم جنسی خصوصاً همجنس‌گرایی تأکید دارد. همچنین، این کمیته درباره گزارشات دوره‌ای ایران در سال 2016، صراحتاً از دولت ایران درخواست کرده است که از طریق جرم‌زدایی روابط جنسی میان افراد همجنس و اتخاذ اقدامات مؤثر در جهت امحای هرگونه تبعیض علیه کودکان همجنس‌گرا، به تعهدات خود بر طبق کنوانسیون حقوق کودک(اصل منع تبعیض) عمل نماید(کمیته حقوق کودک، 2016: 32).

3. کمیته منع تبعیض علیه زنان، در مورد وضعیت حقوق بشر در کشور ترکیه، ضمن استناد به عضویت دولت ترکیه در کنوانسیون اروپایی منع خشونت خانگی، و ضمن استناد به رویه دادگاه‌های ملی این کشور، تأکید کرده است که در این کشور نباید هیچ‌گونه مجازاتی در خصوص افراد همجنس‌گرا، حتی افرادی که بدون هیج مبنای فیزیولوژیکی درصدد این اقدام برمی‌آیند، اِعمال شود(کمیته منع تبعیض...، 2016: 32).

4. کمیته مزبور، در مورد وضعیت حقوق بشر در کشور ترکیه، درخواست کرده است که این دولت با وضع قوانین کلی متضمن اصل منع تبعیض بر مبنای گرایشات جنسی و منع تبعیض بر مبنای هویت جنسی، رسماً حقوق و آزادی‌های کلیه افراد همجنس‌گرا را به رسمیت بشناسد و از هرگونه جرم‌انگاری اقدامات آنها خودداری ورزد(همان).

 

5. به رسمیت شناختن روابط نامشروع

در این زمینه، موارد زیر در اسناد بین‌المللی قابل ذکر است:

1. کمیته حقوق کودک، در مورد کشور اردن بر لزوم امحای کلیه تقسیم‌بندی‌های قانونی مبنی بر کودکان مشروع و نامشروع تأکید نموده، بر لزوم تصویب یک استراتژی جامع جهت امحای کلیه اشکال تبعیض اعم از دوفاکتو و دوژوره، علیه کلیه گروه‌های آسیب‌پذیر و به حاشیه رانده شده کودکان تاکید کرده است(کمیته حقوق کودک، 2016: 16).

2. کمیته منع تبعیض علیه زنان در کشور افغانستان در سال 2013، از بازداشت و تعقیبب زنان و دختران به دلیل جرایم اخلاقی و اتهام به زنا(رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج)، مطابق قوانین افغانستان ابراز نارضایتی نموده است(کمیته منع تبعیض...،2013: 14).

3. کمیته منع تبعیض علیه زنان در کشور بحرین در سال 2014، در تلاش برای جرم‌زدایی از جرایم جنسی و نهادینه کردن تجاوز زناشویی در روابط زوجین، از قانون مجازات این کشور مبنی بر مستثنی نمودن تجاوز زناشوئی از مجازات و تعقیب، ابراز نگرانی نموده است(کمیته منع تبعیض..، 2014: 21).

4. کمیته حقوق کودک در تذکر به کشور افغانستان در سال 2013، از رویکردها و باورهای فرهنگی که مانع از درمان زنان توسط پزشکان مرد و دسترسی زنان به پیشگیری از بارداری بدون اجازه شوهر می‌باشد، ابراز نگرانی نموده است. همچنین، از جواز سقط جنین فقط در شرایط تهدید حیات مادر انتقاد نموده، این محدودیت‌ها را عاملی در تحقق سقط جنین غیرایمن دانسته است(همان، 2013: 36).

 

6. مخالفت با اجرای حقوق زنان در اسلام

همچنین نهادهای بین‌المللی در مواردی، به صراحت با اجرای آموزه‌های اسلامی در خصوص حقوق زنان در کشورهای اسلامی مخالفت کرده‌اند. برخی از این نمونه‌ها، عبارتند از:

1. کمیته منع تبعیض علیه زنان، به کشور افغانستان در سال2013، از قوانین داخلی از جمله اذن شوهر در خروج از منزل، عدم برابری زن و شوهر در طلاق و حضانت فرزند، نابرابری در ارث، حداقل 10 سال سن برای ازدواج دختران و جواز تعدد زوجات و... انتقاد نموده است(همان، ص 42).

2. همچنین، الزام کشورهای اسلامی به امحای کلیه قوانین متضمن رفتار متفاوت با زنان و مردان در زمینه‌های مختلف از جمله چندهمسری، ارث، تابعیت، حضانت و ولایت بر فرزندان، معافیت زنان شاغل در امر فحشاء از کلیه مسئولیت‌های قانونی، حمایت از افراد شاغل در فحشا(کمیته منع تبعیض علیه زنان، 2016: 32).

 

نتیجه‌گیری

سند آموزشی 2030، توسط کمیسیون ملی یونسکو تدوین و در کشورهای مختلف از جمله ایران بومی‌سازی شده است. سند بومی‌سازی شده در ایران، به‌عنوان «سند ملی آموزش» مطرح است. این سند با مشارکت سازمان یونسکو و توسط کارگروه ملی آموزش 2030، تهیه، و توسط دولت تصویب و جهت اجرا ابلاغ گردید. درحالی‌که در سال 1390، تدوین سیاست‌های کلان آموزشی در ایران تحت عنوان «مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران»، توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی، تدوین و توسط رهبر فرزانه انقلاب به‌عنوان اسناد بالادستی نظام آموزشی، در نظام جمهوری اسلامی ایران ابلاغ گردید.

با مقایسه این دو سند و نیز مراجعه به آموزه‌های دینی و معارف ناب اهل‌بیت(ع)، پذیرش سند 2030 یونسکو، دارای پیامدهای زیر است: پذیرش سند 2030، به‌عنوان میثاق بین‌المللی و سند بالادستی، پذیرش عملی سلطه فرهنگی غرب، متعهد شدن به حقوق بین‌الملل بشر، پذیرش برابری جنسیتی و حذف موانع آموزش‏ جامع جنسیتی، حذف بسیاری از ارزش‌های دینی، فرهنگی و ملی از متون آموزشی، پذیرش رسمی نفوذ غرب در ارکان نظام اسلامی. در بررسی چالش‌های موجود نیز عمدتاً می‌توان به چالش این سند با مبانی اندیشه اسلامی، چالش‌های حقوقی و امنیتی و چالش با فلسفه ارسال رسل و تشکیل حکومت دینی و... اشاره کرد. در مجموع از اسناد و میثاق‌های بین‌المللی به دست می‌آید که مفاد این اسناد مطابق با فرهنگ و مانی اندیشه‌ای سکولاری تدوین و به دنبال جهانی‌سازی فرهنگ سکولاری غربی هستند. اصولاً، پذیرش این‌گونه استاد، با هیچ منطق دینی مقبول نیست. لازمة حداقلی پذیرش این‌گونه اسناد بین‌المللی، پذیرش مشروعیت نهادهای بین‌المللی در تدوین اصول و سیاست‌های کلان برای نظام اسلامی بر اساس مبانی سکولاری آنهاست.

نویسنده: محمد فولادی

منبع مقاله: مجله علمی-پژوهشی «معرفت فرهنگی اجتماعی»، ش 31

برشی از یک کتاب | روز عاشورا

در روز عاشورا همه کسانی که به میدان کربلا آمده‌اند، همگی از رفتار و برنامه امام حسین(علیه‌السلام) شکل گرفتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ با تمام شدن آن شب به یاد ماندنی و تاثیرات عمیق آن، سرانجام صبح عاشورا فرا رسید و با ملحق شدن عده دیگری به سپاه امام(علیه‌السلام) در حالی جنگ آغاز شد که نیروهای حاضر در سپاه حضرت(علیه‌السلام) به سه بخش؛ 1 - اصحاب، 2 - اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و 3 - خود سیدالشهدا(علیه‌السلام) تقسیم می‌شدند.

در ابتدا و قبل از آغاز نبرد اصحاب با هم قرار گذاشتند که تا زمانی که آن‌ها زنده هستند اجازه ندهند نوبت به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) برسد و با رفتن به میدان هم سعی می‌کردند با سخنرانی و افشاگری جنگ را طولانی کنند تا که شاید فرجی حاصل شود و بتوانند مانع شهادت سیدالشهدا(علیه‌السلام) شوند.

به همین جهت هم تک تک به میدان می‌رفتند، آنقدر می‌جنگیدند تا به شهادت برسند و بدین صورت آن‌قدر جنگ را طولانی کردند که نبرد به ظهر کشیده شد و وقت نماز فرا رسید. در این هنگام ابوثمامه صائدی(1) نزد حضرت(علیه‌السلام) آمده و به ایشان عرض کرد: یا اباعبدالله(علیه‌السلام) جانم به فدایت... دوست دارم که پروردگارم را در حالی ملاقات کنم که این نمازی را که وقت آن رسیده است، بخوانم.

سیدالشهدا(علیه‌السلام) هم سر خود را بلند کردند و فرمودند: از نماز یاد کردی، خداوند تو را از نمازگزاران ذکرگو قرار دهد، آری اکنون اول وقت آن است.

سپس فرمودند: از آنان بخواهید از ما دست بکشند تا نماز بخوانیم.(2)

اما در هنگام نماز نیز دشمن دست برنداشت و به ایشان حمله کرد و چند تن از اصحاب نیز در دفاع از ایشان به شهادت رسیدند. بعد از نماز هم دشمن که ظاهراً متوجه شد اصحاب قصد طولانی کردن نبرد را دارند تصمیم به حمله ناگهانی گرفت و با حمله دسته‌جمعی سپاه عمر سعد به ناچار اصحاب برای دفاع به سمت آنان یورش بردند و موفق شدند حمله آنان را دفع کنند، ولی همگی در این تهاجم به شهادت رسیدند.

بعد از این حمله و شهادت تمامی اصحاب اوضاع در اردوگاه حضرت(علیه‌السلام) به هم ریخت و تنها ۱۸ نفر از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) باقی ماندند و نوبت به آن‌ها رسید تا به دفاع از حریم امام(علیه‌السلام) بپردازند.

در روز عاشورا همه کسانی که به میدان کربلا آمده‌اند، همگی از رفتار و برنامه امام حسین(علیه‌السلام) شکل گرفتند. گرچه زمان اثر گذاری و عکس العمل آن‌ها فقط منحصر به آن روز نخواهد بود، زیرا آن‌ها عاشورا، شب عاشورا و نماز و مناجات حضرت(علیه‌السلام) را هم هم دیدند و سخنرانی‌های حضرت(علیه‌السلام) را هم شنیدند و در نهایت هم نه تنها آن همه فجایع را با چشم خود دیدند که ثبت هم کردند تا برای دیگران هم نقل کنند.

بنابراین هنگامی که از صحنه کربلا رفتند به جز گروهی که به دلیل کثرت گناه و معاصی قلبشان تیره و تار شده و دیگر جایی برای سفید شدن و توبه باقی نمانده بود، یا کسانی همچون سران خوارج مانند شمربن ذی الجوشن که حتی بعد از آن‌که امام حسین(علیه‌السلام) را هم کشتند از کرده خود پشیمان نشدند، مابقی همگی از این حادثه متأثر شدند و در بازگشت از کربلا نه‌تنها اظهار پشیمانی کردند که دچار عذاب وجدان هم شدند و به ناچار برای رهایی از این عذاب وجدان سعی نمودند در بازگشت به کوفه با تعریف از امام حسین(علیه‌السلام) آن را جبران کنند از همین جا است که خود آن‌ها آرام آرام تبدیل به مبلغینی برای حادثه عاشورا گشتند. «و مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین؛(3) یهود با خدا مکر کردند و خدا هم در مقابل با آن‌ها مکرد کرد و خدا از همه بهتر تواند مکر کرد.

منبع: کتاب ثاقب جلد 1، نگاهی تحلیلی به تاریخ صدر اسلام، مؤلف حجت‌الاسلام والمسلمین طائب، تحقیق و نگارش محمدمهدی حامدی، چاپ اول سال 95، انتشارات رشید، صص101-102 و 108

پی نوشت؛

1 ابوثمامه عمرو بن عبدالله صائدی

2 تاریخ طبری، ج5، ص439-441

3 آل عمران، 54

یادداشت | مجاهدین خلق

رابطه مسعود رجوی با عربستان همیشه بر دو پایه بوده است؛ یکی این‌که مسائل استراتژیک‌تر مالی بررسی شوند. کانال ارتباط مالی از سرویس‌های غربی با واسطه عربستان میسر بود و دیگری تشویق رجوی و دلگرم نگه‌داشتن او به‌منظور بهره‌گیری در موقعیت مناسب بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ مجاهدین خلق در بزنگاه‌های مختلف به‌عنوان ابزار، از سوی دشمنان جمهوری اسلامی استفاده شده‌اند. هدف قراردادن هواپیمای ایران‌ایر بر فراز خلیج فارس، کشتار حجاج ایرانی در مکه و حتی راه‌اندازی عملیات فروغ‌جاویدان همه و همه با این هدف که ایران را در یک جنگ تمام‌عیار نگه دارند صورت گرفت، از مجاهدین خلق به عنوان اصلی‌ترین مهره استفاده شده است.

در تمام این سال‌ها صبر راهبردی جمهوری اسلامی ایران در رویارویی با غرب نه تنها منجر به افزایش قدرت بازدارندگی شده بلکه حضور امریکا در منطقه غرب آسیا را هم با چالش جدی مواجه کرده است.

در سال 1366مسائل مختلفی رخ داد که یکی از مهم‌ترین وقایع کشتار حجاج در مراسم حج آن سال بود. از آن تاریخ یعنی 9 مرداد 66 - تا سال 1367 که ایران قطعنامه 598 را پذیرفت، سناریوهای مختلفی علیه جمهوری اسلامی اجرا شد که همگی در یک ‌راستا بود. دشمنان ایران به سردمداری آمریکا نتوانستند طی جنگ تحمیلی هشت‌ساله ایران را تجزیه کنند. با این‌حال سناریوی مورد علاقه غرب «عدم  قبول قطعنامه از طرف ایران» و یا «درگیری در نقاطی دیگر» بود که هم جنگ را ادامه می‌داد (که شکست را توجیه می‌کرد) و هم مشروعیت را از ایران می‌گرفت.

حالت دوم قبول قطعنامه بود که در این حالت دست غرب به‌شدت بسته شده و تنها راه‌حل‌هایی که باقی می‌ماند استفاده از سازمان مجاهدین خلق، قتل حجاج و یا حمله به هواپیمای مسافربری بود تا از این‌طریق ایران را درگیر نگه دارند. غافل از این‌که در این مقطع ایران دست غرب را خوانده بود و واکنش سریع از خود بروز نداد.

در سوی دیگر، رابطه مسعود رجوی با عربستان همیشه بر دو پایه بوده است؛ یکی این‌که مسائل استراتژیک‌تر مالی بررسی شوند. کانال ارتباط مالی از سرویس‌های غربی با واسطه عربستان میسر بود و دیگری تشویق رجوی و دلگرم نگه‌داشتن او به‌منظور بهره‌گیری در موقعیت مناسب بود.

در اواخر سال 66 صدام با استفاده از سلاح شیمیایی، فاجعه حلبچه را رقم زد. در تیرماه همان سال مسئله قطعنامه شورای امنیت مطرح شد که البته ایران آن را تیر 67 امضاء کرد.

درهرحال وضعیت منطقه به‌هم ریخته و آتش در زیر خاکستر همچنان شعله‌ور بود. طبیعتا اجازه حمله «فروغ جاویدان» از عراق به ایران نمی‌توانست بدون توافق سرویس‌های غربی - از طریق استخبارات عربستان-  باشد. این موضوع حتما نیاز به ملاقات حضوری داشت. مسئله ائتلاف غربی عربی در آن برهه این بود که اگر ایران قطعنامه را بپذیرد چه‌ باید کرد؟ و اگر ایران با این قطعنامه موافقت نکند گام بعدی چیست؟

مسلم بود که آن‌ها تمایل داشتند ایران با قطعنامه مخالفت کند. چرا‌که پذیرش قطعنامه از سوی ایران طبعا دست غرب و ایضا خود صدام را می‌بست. در این صورت یکی از برگ‌های برنده دشمنان جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین خلق بود.  طراحی نقشه‌های مختلف در این راستا در آن برهه تاریخی نیاز به دیدار رودررو داشت. از این‌رو مسعود رجوی که محتاج پشتیبانی قوی‌تری نسبت به صدام بود، چشم به ریاض دوخت.

نکته دیگر که پیوند رجوی و عربستان را مستحکم‌تر کرد، مسئله «عدم اعتماد غرب به صدام» بود. در آن هنگامه، عربستان و کویت میزان پرداختی‌های خود به عراق برای جنگ با ایران را کاهش دادند و در عوض بخش اعظمی از آن پول‌ها را مستقیما به جیب رجوی واریز کردند.

مجاهدین خلق در بزنگاه‌های مختلف به‌عنوان ابزار، از سوی دشمنان جمهوری اسلامی استفاده شده‌اند. ماجرای جلسه مهم در عربستان قبل از عملیات فروغ جاویدان نیز در همین راستا بود. آن‌ها این نقش را امروز نیز در سناریوی «فشار حداکثری» علیه ایران، با تعلیمات و پشتیبانی شبکه‌های اجتماعی و با پول عربستان ایفا می‌کنند.

طرح‌های مختلف غرب علیه جمهوری اسلامی طی سال‌ها اجرا شده است که در برخی از این طرح‌ها، از سازمان مجاهدین خلق هم به‌عنوان ابزار استفاده شده است. هدف قراردادن هواپیمای ایران‌ایر بر فراز خلیج فارس، کشتار حجاج ایرانی در مکه و حتی راه‌اندازی عملیات فروغ‌جاویدان همه و همه با این هدف که ایران را در یک جنگ تمام‌عیار نگه دارند صورت گرفت. اما ایران آنقدر هشیار بود که نقشه‌ها و توطئه‌های دشمنان خود را خنثی کند. در تمام این سال‌ها صبر راهبردی جمهوری اسلامی ایران در رویارویی با غرب نه تنها منجر به افزایش قدرت بازدارندگی شده بلکه حضور امریکا در منطقه غرب آسیا را هم با چالش جدی مواجه کرده، تا جایی که امروز خروج نیروهای امریکایی از منطقه را طرح‌ریزی و پیگیری می‌کند.

انتهای پیام/

نویسنده: مسعود خدابنده

یادداشت | روابط سازمان مجاهدین خلق با بعث عراق

اسناد و شواهد نشان می‌دهد که میزبانی صدام از رجوی و میهمانی مجاهدین در بغداد محصول آشنایی چند روز و هفته نبود بلکه این همکاری و هماهنگی ریشه‌های تاریخی دارد که منجر به خیانت عریان منافقین علیه ملت خود در طول هشت سال جنگ تحمیلی می‌شود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ خوش‌خدمتی‌های فرقه رجوی به رژیم بعث صدام در طول جنگ تحمیلی که مصداق تام و تمام آن در عملیات موسوم به فروغ جاویدان به نمایش درآمد، با گرفتاری منافقان در دام مرصاد به منجلاب اسفباری منجر شد. در واقع عملیات مرصاد افشاگر هشت سال خیانت مجاهدین ضد خلق علیه ملت خود در همکاری با دشمن بعثی در طول هشت سال جنگ تحمیلی بود.

اما در این میان یکی از ابعاد بازخوانی‌نشده حضور منافقین در عراق در دهه 60،  پیشینه روابط سازمان مجاهدین خلق و رژیم بعث عراق است. مسعود رجوی در 17 خرداد 1365 در حالی وارد بغداد شد که اعضای سازمان یک سال پیش از آن بطور رسمی در عراق مستقر شده بودند و صدام در حالی در 25 خرداد 65 میزبان سرکرده منافقین شد که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی رژیم بعثی شناخت کافی و آشنایی بیش از پیشی با سوابق و نوابغ تروریستی سازمان داشتند.

نوشتار پیش‌رو برآنست با مروری اجمالی به پیشینه روابط سازمان مجاهدین خلق و  رژیم بعثی عراق بپردازد تا ریشه‌های تاریخی روابط مذکور هر چه بیشتر واکاوی و بررسی شود.

 

اولین درگیری؛ اولین ارتباط

سازمان مجاهدین خلق در سال 1348 با هدف یادگیری فنون نظامی و آموزش اعضای خود و همچنین به منظور تأمین سلاح، مهمات و تجهیزات اقدام به ارتباط با سازمان «الفتح» و مبارزان فلسطینی کرد. حسین احمدی روحانی که سال 1348 را شروع فعالیت‌های خارج از کشور سازمان می‌داند در این رابطه می‌نویسد: این تماس‌ها به خاطر تأمین آموزش نظامی افراد سازمان بود که یکبار در پاییز سال 1348 در پاریس و سپس در دوحه برقرار گردید و این هر دو تماس، خود زمینه را برای ملاقات و مذاکره نهایی هیئت نمایندگی سازمان با نمایندگان سازمان الفتح در امان(مرکز اردن) در تابستان سال 1349 فراهم آورد.[1]

این توافق منجر به اعزام اعضای مجاهدین خلق به سوریه و لبنان از طریق دوبی شد. در هنگام حضور هیئت نمایندگی سازمان در بیروت و امان، برای سید جلیل سیداحمدیان، محسن نجات‌حسینی، محمود شامخی، حسن خوش‌رو، کاظم شفیعی‌ها و موسی خیابانی شناسنامه جعلی تهیه شد. آنان که از راه دریا و در پوشش کارگر به دوبی وارد شده بودند بنا داشتند از طریق هوایی به بیروت بروند اما پلیس در 6 مرداد 1349 آن‌ها را دستگیر کرد.[2]

تلاش دو ماهه سران سازمان برای آزادی مجاهدین دربند و عدم تحویل آن‌ها به رژیم پهلوی سودی نبخشید تا اینکه طی یک تصمیم غافلگیرکننده اقدام به ربودن هواپیمای 8 صبح دوبی- بندرعباس  در روز 18 آبان 1349 کردند. ابتدا هواپیما را در قطر نشانده و پس از سوخت‌گیری در فرودگاه بغداد فرود آمدند.[3] این فرود سرآغاز حضور مجاهدین در عراق شد.

این اتفاق در حالی رخ داد که در طول سال 1349 اوج اختلافات ایران و عراق بر سر حاکمیت بر شطّ‌ ‌العرب یا اروندرود جریان داشت.

سابقه ترور بختیار در خاک عراق، مقامات رژیم بعث را به شدت به این هواپیمابایی بدبین و مشکوک کرد و لذا دست به شکنجه مجاهدین زدند. محسن نجات‌حسینی در خاطرات خود می‌نویسد: تناقض‌گویی ما در بازجویی شب اول، عراقی‌ها را شدیداً به ما مشکوک کرده بود... شایعه‌پراکنی‌های ساواک نیز به تردید عراقی‌ها می‌افزود. عراقی‌ها گمان می‌کردند که ما فرستاده ساواک هستیم و به بهانه‌ پناهندگی قصد نفوذ در عراق را داریم.

اما سابقه آشنایی یکساله سازمان با فلسطینی‌ها باعث شد که سرانجام با وساطت «سازمان آزادی‌بخش فلسطین» PLO مشکل پس از چهل روز حل شد. نجات حسینی می‌نویسد:تراب ]حق شناس[ همراه «ابونضال»[4] نماینده‌ سازمان الفتح در بغداد با کادرهای رهبری عراق تماس گرفت تا سوءظن نابه‌جای آنان را نسبت به ما برطرف کند.

 

رابطه سازمان و جریان‌های فلسطینی تحت حمایت رژیم بعث

حضور افرادی از جبهه‌ ملی سوم در عراق ـ که مورد اعتماد بعثی‌ها بودند ـ و نوع روابط آنان با مجاهدین ‌خلق فرصت‌ها و امکاناتی را ایجاد کرد. مجاهدین‌خلق از طریق این افراد و بعداً مستقیم از خود عراقی‌ها به این امکانات تبلیغاتی و عملیاتی دست یافتند. ابونضال رابط اصلی مجاهدین‌خلق بود که دو مکان را در بغداد برای سازمان تهیه کرد.

احمدرضا کریمی از اعضای سازمان مجاهدین در دهه پنجاه معتقد است: «ابونضال» به عنوان نماینده‌ PLO (به طور عام) و «الفتح» به طور خاص، پروسه آزادی مجاهدین زندانی را مدیریت کرد... در واقع، مجاهدین‌خلق که در وهله‌ اول فقط با «الفتح» مربوط بودند، روابط خود با جنبش فلسطین را از طریق سه سازمان که در عراق متمرکز بودند دنبال نمودند.

«سازمان ژوئن سیاه» تحت رهبری ابونضال، مرکّب از عناصر افراطی فلسطینی بود که با کمک و حمایت دولت بعثی عراق تشکیل شد و مرکز آن در بغداد بود. جبهه‌ التحریر العربیه‌ (جبهه‌ آزادی‌بخش‌عربی) و سازمان ودیع حداد از جمله سازمان‌های دیگر فلسطینی در ارتباط با مجاهدین خلق بودند.

ثمره این ارتباطات برای مجاهدین خلق تا جایی بود که شاخه خارج از کشور سازمان علاوه بر اقدامات نظامی اقدام به فعالیت‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای کرد. به گفته حسین احمدی روحانی «رابطه با دولت عراق از سال 1351 شروع و تا سال 1353 ادامه داشت. این ارتباط از طریق جبهه ملی دوم (بخش خاورمیانه) و به خاطر اجرای برنامه رادیویی انجام گرفت. در سال 1351 «رادیو انقلابیون» و پس از یک دوره تعطیلی در سال 1352 و 1353 رادیو «میهن‌پرستان» و «رادیو سروش» به کار افتاد که روزانه هر یک ساعت، برنامه پخش می‌کردند و صدای آن‌ها در کلیه نقاط ایران و حتی افغانستان نیز به گوش می‌رسید. در زمستان 1353 به دلیل بهبود روابط ایران و عراق و قرارداد 1975 الجزایر، این رادیوها و همچنین هرگونه ارتباطی با دولت عراق قطع گردید.»[5]

 

پایگاه و جایگاه سازمان در عراق

هرچه بر دامنه فعالیت‌های سازمان در خارج از کشور بیشتر می‌شد، تشکیلات سازمان و سطح دسترسی آن‌ها نیز بیش از پیش افزایش می‌یافت. در تابستان 1353 بیش از ده نفر از افراد سازمان که اغلب هویت واقعی یکدیگر را نمی‌دانستند، در بغداد به سر می‌بردند. افرادی نظیر حسین خوشرو، مرتضی خاموشی، محسن فاضل( رأس تشکیلات سازمان در بغداد)، حسین روحانی(مسئول بخش خارج از کشور سازمان) تراب حق‌شناس(مسئول روابط عمومی و تبلیغات خارج از کشور) و محمد یقینی که از اعضای زبده سازمان بودند.

یکی از مهم‌ترین اتفاقات در این دوره ماجرای کشته شدن مرتضی هودشتیان از اعضای نابغه سازمان بوده که روایت تلخی دارد. هودشتیان با سوءظن محسن فاضل مورد بازجویی و  شکنجه مسئولان سازمان در بغداد قرار می‌گیرد و در اثر جراحات وارده کشته می‌شود. این مسئله به خوبی میزان امکانات تشکیلات سازمان در عراق و حمایت‌های معنوی رژیم بعث را نشان می‌دهد.

در همین رابطه تحلیل احمدرضا کریمی با توجه به درک پسینی وقایع بسیار قابل توجه است. کریمی می‌نویسد: « سازمان مجاهدین‌خلق در طول سال 1353 از چنان امکانات و اختیارات استثنایی و قابل‌توجهی در عراق برخوردار بوده که می‌توانسته شکنجه کند، افراد زیر شکنجه را به قتل برساند، جنازه مقتول را ـ به نحوی ـ سر به نیست یا دفن کند و آب هم از آب تکان نخورد! روابط ویژه‌ مجاهدین‌خلق با دولت عراق تا آنجا نزدیک بود که به عنوان یک گروه بیگانه خارجی می‌توانست از آزادی عمل یک حکومت استبدادی برخوردار باشد و در هیچ امری هم مورد سؤال قرار نگیرد! همان‌طور که مشهود است، در واقع الفت سازمان مجاهدین‌خلق و دولت عراق در سال 1353 نیز از نوع و جنس همان روابطی است که در دهه‌های 1360 و 1370 برقرار بوده است.»[6]

 

از بغداد تا تهران؛ رابطه مجاهدین‌ با سفارت عراق در ایران

ارتباطات مجاهدین خلق با رژیم بعث عراق به همان اقدامات خارج از کشور محدود نشد. در داخل نیز خط همکاری اعضای سازمان با سفارت عراق در تهران از طریق دانشجوی عراقی‌الاصلی به نام فاضل البصّام راه‌اندازی شد.

در بهار و تابستان 1352 گروهی مرتبط با سازمان مجاهدین‌خلق توسط ساواک ضربه خورد که ارتباطی ارگانیک با عوامل سفارت عراق در تهران داشتند. در رأس این گروه فاضل البصّام قرار داشت که در دانشکده‌ فنی دانشگاه تهران تحصیل می‌کرد. وی در پاییز 1351 تابعیت ایرانی گرفت و نام خود را به فاضل مصلحتی[7] تغییر داد.

فاضل در عراق نفوذی «جبهه‌‌التّحریرالعربّیه‌« در گروه ابونضال بود و پیش‌تر با دفتر تبلیغاتی و فرهنگی «الفتح» در بغداد ارتباط داشت. وی از طریق یکی از اعضای اطلاعاتی ـ امنیتی دولت عراق با دو تن از اعضای برجسته سفارت عراق در تهران ارتباط برقرار کرد و اطلاعاتی را که در سازمان مجاهدین‌خلق جمع‌آوری می‌شد به آن‌ها می‌داد؛ «جعفر السّودانی» (با نام مستعار فؤاد) کاردار سفارت و «فائق‌الخطیب» (با نام مستعار سعید) وابسته‌ فرهنگی سفارت. در پی کشف این گروه و افشای نقش عوامل سفارت عراق، ‌آن دو عضو به عنوان عناصر نامطلوب از ایران اخراج شدند.[8]

اما این رابطه در همان سال‌های دهه پنجاه محدود نماند. سال‌های پس از پیروزی انقلاب این ارتباط دقیق‌تر و عمیق‌تر شد. نوع فعالیت‌های تروریستی مجاهدین ضد خلق در حدود سال 60 حکایت از اقرار ناگفته منافقین به هماهنگی و همکاری وثیق با دیپلمات‌های بعثی در تهران دارد. محمدجواد آسایش از اعضای اطلاعات سپاه در آن دوران می‌گوید: زمانی که در سپاه بودم، منافقین خیلی در میدان ولیعصر اتوبوس آتش می‌زدند. دفترشان هم این ساختمانی بود که الان وزارت بازرگانی است. در اطلاعات آن وقت تحلیل عمومی ‌بر این بود که به این علت در میدان ولیعصر اتوبوس آتش می‌زنند که آنجا راه فرارش خوب است. یعنی اتوبوس آتش می‌زنند، بعداً فرار می‌کنند. من چون که آن سابقه‌ هماهنگی در ذهنم بود، و قبل از انقلاب من با آقای علی خوش‌رو کتاب‌های شناخت را می‌خواندیم و تقریباً هر چه شناخت بود، آن وقت مطالعه کرده بودم. برایم جالب بود که شناختی که منافقین دارند، با شناخت حزب بعث یکی است. فقط چند تا آیه‌ قرآن اضافه دارد. با آقای خوشرو هر دو به این جمع‌بندی رسیده بودیم که مجاهدین خلق بعثی هستند. در اطلاعات تحلیل من بر این بود که علتی که اینجا اتوبوس آتش می‌زنند، این است که جلوی اربابشان یعنی سفارت عراق، می‌خواهند مانور بدهند و قدرت و هیمنه‌شان را به سفارت عراق نشان بدهند. من گزارش نوشتم که مطمئنم که ساختمانی هم که آنجا گرفتند، به خاطر ارتباط با سفارت عراق است و الّا ساختمان بزرگتر از این، کوچک‌تر از این، بالاتر، پایین‌تر هست. اینجا به خاطر ارتباطات و رفت‌وآمدهایشان به سفارت عراق که قطعاً آن زیر تونل زدند، که بعدها که این ساختمان را سپاه گرفت مشخص شد که همین طور بوده و آن زیر رفت‌وآمد داشتند و کارهایی انجام می‌دادند.»[9]

 

از پیروزی انقلاب تا جنگ تحمیلی

با پیروزی انقلاب اسلامی سازمان که خود را از عرصه قدرت به کنار دید با راه‌اندازی فاز سیاسی اقدام به رویارویی و مواجهه با نظام جمهوری اسلامی ایران کرد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که فاز سیاسی سازمان مجاهدین بستر و زمینه‌ای برای ورود آن‌ها به فاز نظامی بوده و هدف منافقین از ابتدا به کارگیری مشی مسلحانه علیه انقلاب اسلامی بود.

اما نگاهی به اسناد و خاطرات نشان از تأیید این مفروضات دارد. در سال‌های 1357 تا 1359 سازمان همچون گذشته ارتباط خاص خود با رژیم بعث را حفظ کرده و درصدد بهره‌گیری از آن برای جنگ در ایران است. اسناد نشان می‌دهد که رابطه سازمان با عراق پس از انقلاب به دیدارهای آن‌ها به سال 1358 برمی‌گردد. به عنوان نمونه یکی از اسناد منتشره در این رابطه به گفتگوی نماینده مجاهدین خلق و افسر اطلاعات عراق درباره انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی اشاره دارد که در 24 اسفند 1358 برگزار شد.[10]

این اسناد نشان می‌دهد که چگونه حداقل شش ماه پیش از آغاز جنگ تحمیلی منافقین در صدد همکاری با صدام بودند. ابراهیم خدابنده از اعضای جداشده سازمان در همین رابطه معتقد است: «نکته مهم در این ملاقات‌ها آنست که مشوق اصلی صدام حسین برای حمله به ایران منافقین هستند.»

در همان ایام و در هفته پایانی فروردین 1359 و در حالی که پنج ماه تا آغاز جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران باقی مانده بود، بخش فارسی رادیو بغداد به تجلیل و تمجید بنیانگذاران و سران مجاهدین خلق پرداخته بود.[11]

طرفه حکایت آنکه این همکاری‌ها و هماهنگی‌ها در عالی‌ترین سطوح و بصورت پنهانی برقرار بوده است. تا جایی که نقشه مشترک هر دو طرف به مثابه دو لبه قیچی علیه جمهوری اسلامی ایران طرح‌ریزی و در دست اقدام قرار می‌گیرد. ابراهیم خدابنده  در این زمینه می‌گوید: « رجوی قبل از سفرش به پاریس در سال 1360 دو بار بصورت مخفیانه به پاریس سفر داشته و از طریق مقامات فرانسوی با مقامات عراقی ارتباط گرفته  و طی یک هماهنگی قرار بود که بعثی‌ها از خارج و منافقین از داخل شروع کنند. خود رجوی هم در صحبت‌هایش می‌گفت که با واسطه‌گری فرانسه به آنجا رفته است. اصلاً قیام مسلحانه مجاهدین که در سال 60 شروع شد با تأخیر اتفاق افتاد چون قرار بود زودتر انجام بگیرد و همزمان با حمله صدام باشد...»[12]

پس از فرار رجوی به پاریس دیدارهای طارق عزیز -معاون نخست‌وزیر بعث عراق- و مسعود رجوی -رئیس شورای ملی مقاومت- در اسفند 1361 پیوندهای ناگسستنی را ایجاد کرد. این قرار و مدارها راه را برای حضور همه‌جانبه منافقین در عراق هموار کرد تا جایی که در سال‌های آتی سطح این همکاری‌ها به بالاترین درجه خود رسید و فرقه رجوی به عنوان پیاده‌نظام صدام وارد جنگ شد. به تعبیر ابراهیم خدابنده «سازمان از ابتدا خط همکاری با عراق را داشت ولی در سال 1365 با کنار گذاشتن بنی‌صدر توسط رجوی سازمان به زائده جنگ تبدیل شد.»

به هر ترتیب اسناد و شواهد نشان می‌دهد که میزبانی صدام از رجوی و میهمانی مجاهدین در بغداد محصول آشنایی چند روز و هفته نبود بلکه این همکاری و هماهنگی ریشه‌های تاریخی دارد که منجر به خیانت عریان منافقین علیه ملت خود در طول هشت سال جنگ تحمیلی می‌شود.

نویسنده: هادی اسفندیاری

پی‌نوشت‌ها:

1.سازمان مجاهدین خلق ایران، حسین احمدی روحانی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 75

2.از مجاهدین تا منافقین، مهدی حق‌بین ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 41

3.همان، ص 41

4.با نام اصلی «صابری خلیل‌البّنا»

5.سازمان مجاهدین خلق ایران،پیشین، ص 142

6.تقی شهرام به روایت اسناد، احمدرضا کریمی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 130

7.فاضل البصّام (مصلحتی) در دی 1357 همراه با مسعود رجوی و موسی خیابانی از زندان آزاد شد و سال‌ها مترجم عربی رجوی در ملاقات‌ها و مذاکراتش با شخصیت‌های عرب بود. در سازمان‌دهی سِرّی مجاهدین‌خلق، فاضل مصلحتی نفر دوم بخش اجتماعی (پس‌از محمد ضابطی) و عضو کمیته‌ مرکزی بود و در ضربات اردیبهشت 61 کشته شد.

8.تقی شهرام به روایت اسناد، ص 126

9.خاطرات محمدجواد آسایش، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 67

10.خوابگردها، صفاالدین تبرائیان، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 391

11.همان ، ص 52

12.نقش سازمان مجاهدین خلق در تحریک صدام برای حمله به ایران، گفتگوی ابراهیم خدابنده با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی

یادداشت | بازخوانی فتنه کوی دانشگاه

حوادث تیرماه ۱۳۷۸ به دلیل تشابهات فراوان به فتنه ۸۸ همواره به عنوان نقطه عطف برنامه‌ریزی ده‌ساله دشمن برای تلاش مستقیم جهت براندازی جمهوری اسلامی ارزیابی می‌شود. این رخداد مهم در تاریخ انقلاب هرچند به لطف خداوند متعال و مواجهه مدبرانه رهبر معظم انقلاب و هوشیاری مردم انقلابی ناکام ماند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ به مناسبت 18 تیرماه، به بازخوانی حوادثی که درسال 1378 روی داده است می‌پردازیم.

حوادث تیرماه ۱۳۷۸ به دلیل تشابهات فراوان به فتنه ۸۸ همواره به عنوان نقطه عطف برنامه‌ریزی ده‌ساله دشمن برای تلاش مستقیم جهت براندازی جمهوری اسلامی ارزیابی می‌شود. این رخداد مهم در تاریخ انقلاب هرچند به لطف خداوند متعال و مواجهه مدبرانه رهبر معظم انقلاب و هوشیاری مردم انقلابی ناکام ماند، اما در زمان فعلی که دستگاه تبلیغاتی دشمن با تحریف وقایع آن دوره، به دنبال ارائه تصویری غیرواقعی به نسل جوانی است که در سال‌های بروز این واقعه بیش از ۴-۵ سال نداشته و این فتنه را از نزدیک لمس نکرده‌اند، بازخوانی جزئیات واقعه کوی دانشگاه می‌تواند مفید باشد.

 

شروع ماجرا

در تیرماه ۱۳۷۸، کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم، طرحی را با عنوان «اصلاحیه قانون مطبوعات» در چهار بند به تصویب رساند که مواد آن عبارت بودند از:

الف) ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه، اعضای گروهک‌های تروریستی و ضدانقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و...

ب ) منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه

ج ) ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقاله‌ای زیر فشار قرار داده یا آن‌ها را وادار به سانسور نمایند. (در قانون مطبوعات با تأکید بر آزادی بیان و قلم و برای پیشگیری از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات، تصریح شده بود که اگر مطبوعات دولتی یا غیردولتی از این ماده تخلف کنند به حکم دادگاه از خدمات دولتی منفصل و یا تعزیز خواهند شد(

د) لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

همزمان با ارسال اصلاحیه قانون مطبوعات به هیأت رئیسه مجلس، مجمع روحانیون مبارز (که در فتنه ۸۸ نیز با صدور یک بیانیه، زمینه تجمع غیرقانونی ۳۰ خرداد و کشته‌شدن تعدادی از هم‌وطنان را فراهم کرد) با صدور اطلاعیه‌ای که ۱۲ تیر ۷۸ در روزنامه‌ ایران به چاپ رسید، اعلام کرد: «طرحی توسط تعدادی از نمایندگان مجلس در دستور کار مجلس قرار گرفته که فقط تحدیدکننده مطبوعات است و سایه استبداد را بر فضای مطبوعات کشور می‌گستراند. اعمال محدودیت و ممنوعیت همان‌طور که در گذشته نتیجه‌ای مطلوب در پی نداشته، اینک نیز چنین دستاوردی نخواهد داشت

پس از آن، مطبوعات زنجیره‌ای با به راه انداختن هیاهو و جنجال، سعی در وادار کردن مجلس به عقب‌نشینی از تصمیم خود مبنی بر اصلاح قانون مطبوعات داشتند. در همین راستا روزنامه «سلام» یک روز قبل از به بحث گذاشته شدن «طرح اصلاحیه قانون مطبوعات» در مجلس، یعنی در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۷۸ در اقدامی غیرقانونی، یک نامه کاملاً سرّی و طبقه‌بندی شده را منتشر کرد که در آن از ارتباط طرح اصلاح قانون مطبوعات با سعید امامی (اسلامی)، سخن به میان رفته بود. سعید امامی کسی بود که در آن زمان، نامش به‌عنوان عامل اصلی قتل‌های زنجیره‌ای در رسانه‌های اصلاح‌طلب مدام تکرار می‌شد

سلام در تیتر نخست خود نوشت: «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است.» این امر بر شدت التهابات و هیجانات سیاسی در کشور افزود. در پی این اقدام، وزارت اطلاعات دولت اصلاحاتف شکایتی را علیه روزنامه سلام تنظیم و آن را تسلیم قوه قضاییه کرد.  دادگاه ویژه «روحانیت» نیز در پی این شکایت، روزنامه سلام را به جرم انتشار اسناد طبقه‌بندی شده توقیف کرد.

 

2. هماهنگی رسانه‌های آشوب در نیمه‌شب!

با اعلام حکم توقیف روزنامه سلام، اصلاح‌طلبان دچار غافلگیری شدند و به هشدار و تهدید روی آوردند. روزنامه‌های موسوم به زنجیره‌ای در اقدامی هماهنگ، تعطیلی روزنامه سلام را مهم‌ترین سوژه خبری خود قرار دادند و ازآن به عنوان «اقدامی غیرقانونی»، «مقابله با دولت» و «مخالفت با توسعه سیاسی» یاد کردند.

روزنامه نشاط با عبارت معناداری در زیر تصویر مدیرمسئول روزنامه سلام نوشت: «آیا محافظه‌کاران هزینه به صحنه آوردن آقای موسوی خوئینی‌ها را محاسبه کرده‌اند؟» و روزنامه صبح امروز با مدیر مسئولی سعید حجاریان، در نخستین روز توقیف روزنامه سلام، تهدید کرد: «باید به یاد داشته باشیم که بازی دموکراسی، اگرچه بازی نامیده می‌شود، ولی اگر قواعد آن را پذیرفتیم، دیگر بازی نیست. رأی مردم به جمهوری اسلامی، رأی به دموکراسی است و اگر این قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شکسته شود، آنگاه سیاست ورزی به پایان می‌رسد.»

هماهنگی روزنامه‌های پنجشنبه ۱۷تیر در اختصاص تیترها و سرمقاله‌های خود به عواقب غیرقابل پیش‌بینی و کنترل توقیف روزنامه سلام، نشان از آن داشت که یک تیم پشت پرده، هدایت این جریان را برعهده دارد؛ چراکه خبر توقیف روزنامه سلام ساعت ۱۰ شب اعلام شده بود که معمولا در آن زمان، اکثر روزنامه‌ها می‌بایست با انجام مراحل نهایی، صفحات روزنامه‌ها را به چاپخانه می‌فرستادند تا در توزیع فردا صبح خود دچار مشکل نشوند.

روز پنجشنبه ۱۷تیر، ۱۰ روزنامه زنجیره‌ای  با تیترهای تهدیدآمیزی چون «محدودیت مطبوعات خشم مردم را شعله‌ور خواهد کرد»، «زمان حامل حوادث خشونت‌بار است»، «نظام باید هزینه‌های سنگینی بپردازد»، «دانشجویان ساکت نخواهند نشست»، «ورود به قلعه چپ‌گرایان یک ریسک خطرناک برای محافظه‌کاران است»، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسی» و «پایان سیاست‌ورزی»، درصدد القای فضای بحرانی و ناآرامی به جامعه برآمدند تا در همان شب علیرضا نوری زاده، مفسر رادیو بی‌بی‌سی در تقدیر از عملکرد مطبوعات اصلاح‌طلب بگوید: «ما باید سرافراز باشیم که پرچمداران جامعه مدنی در ایران یعنی نشریات نشاط، صبح امروز، خرداد، همشهری و ایران، مراکز قدرت را نشانه رفته‌اند و با زیر سؤال بردن مشروعیت و مقبولیت نظام اسلامی، چالشی جدی فراروی حاکمان اسلامی گشوده‌اند

 

3 . آغاز تجمعات در دانشگاه تهران

پنجشنبه هفدهم تیر ۷۸ «دفتر تحکیم وحدت» یک میتینگ اعتراض‌آمیز را در دانشگاه تهران برگزار می‌کند که بعضا به درگیری‌های خشونت بار تبدیل می‌شود. در شامگاه همان روز، در ساعت ۲۲ و چهل و پنج دقیقه حدود ۳۰۰ نفر از دانشجویان در مجموعه خوابگاهی کوی دانشگاه تهران اقدام به راهپیمایی غیرقانونی کرده و سپس با تحریک عده‌ای از عناصر افراطی، از کوی دانشگاه خارج می‌شوند و اقدام به شعار دادن می‌کنند. از جمله شعارهای دانشجویان این بود: «طرح سعید امامی ملغی باید گردد»، «مجلس فرمایشی، خجالت خجالت»، «آزادی اندیشه، همیشه‌همیشه

به‌تدریج و با حضور نیروی انتظامی، اغلب دانشجویان به داخل کوی برمی‌گردند اما تعدادی از دانشجویان اصرار بر ادامه تظاهرات در بیرون دانشگاه دارند و اقدام به پرتاب اشیائی به سمت نیروهای انتظامی می‌کنند. این اقدامات تا آنجا ادامه پیدا می‌کند که یکی از پرسنل نیروی انتظامی توسط دانشجویان به گروگان گرفته می‌شود که نیروی انتظامی نیز جهت آزاد کردن وی وارد عمل می‌شود. به‌تدریج، درگیری‌ها شدیدتر شده و نیروی انتظامی وارد مجتمع کوی دانشگاه می‌شود.

درگیری‌های پراکنده که از نیمه‌شب آغاز شده بود، تا صبح روز جمعه ادامه می‌یابد و افراد نقابدار مستقر در کوی و پشت‌بام‌های مشرف به خیابان کارگر با پرتاب سنگ و سردادن شعارهایی علیه ارکان نظام، درصدد تهییج دانشجویان از یک سو و تحریک نیروهای انتظامی و امنیتی به شدت عمل در برخورد با دانشجویان در سوی دیگر برمی‌آیند.

حدود ساعت ۱۱ صبح، بالاخره جلسه شورای تأمین استان در استانداری تشکیل می‌شود و حادثه شب گذشته را بررسی می‌نماید. حوالی ظهر روز جمعه به نیروهای انتظامی دستور داده می‌شود که از صحنه خارج شوند.

در این میان برخی چهره‌های سیاسی به بهانه ابراز همدردی با دانشجویان وارد کوی دانشگاه می‌شوند. مجید انصاری، موسوی لاری، دکتر معین، فائزه هاشمی، خانم کروبی، مصطفی تاج‌زاده، عبدالله نوری، درودیان، اکبر گنجی، ابراهیم اصغرزاده و... از جمله این افراد هستند. فضای دانشگاه همچنان متشنج است و سخنان برخی از این چهره‌های سیاسی که به بهانه آرام کردن دانشجویان به داخل کوی رفته بودند، شعله‌های خشم آنان را شعله‌ورتر می‌سازد به گونه‌ای که بار دیگر گروه‌هایی سازمان‌یافته از محوطه کوی خارج شده و در خیابان کارگر ضمن ضرب و شتم مردم و ایراد خسارت به اموال عمومی، درگیری‌های پراکنده‌ای را با نیروهای انتظامی مستقر در اطراف کوی دانشگاه شکل می‌دهند.

 

4 . دروغ‌های بزرگ برای به جان هم انداختن مردم و دانشجویان!

روزنامه‌های زنجیره‌ای در روز شنبه ۱۹ تیر کار هدایت آشوب‌ها را بر عهده گرفتند. روزنامه خرداد در تیتر درشت صفحه اول خود نوشت: «کوی دانشگاه به خون کشیده شد» و روزنامه نشاط هم بر آتش ماجرا دمید: «دفتر تحکیم وحدت یک هفته عزای عمومی اعلام کرد.» پلاکاردهایی با مضمون پنج شهید به نام‌های ذاکری، سهرابی، امامی، رهبری و نادری، در میان دانشجویان توزیع شد در حالیکه به سرعت مشخص گردید تمامی اسامی مذکور جعلی بوده است!

در دانشگاه‌های امیرکبیر، علم و صنعت، صنعتی شریف و شهید بهشتی نیز تجمع‌هایی صورت گرفت و عوامل برپا کننده این تجمعات خواستار حرکت دانشجویان به سمت کوی دانشگاه شدند. افراد حاضر در این تجمعات، در مسیر حرکت خود به سمت میدان انقلاب و دانشگاه تهران اقدام به سردادن شعارهایی چون «می‌کشم می‌کشم آن که برادرم کشت»، «توپ تانک مسلسل دیگر اثر ندارد»، «عزاعزاست امروز، دانشجوی آزاده صاحب عزاست امروز»، «خاتمی ـ خاتمی واکنش واکنش» و «دانشجوی مبارز حمایتت می‌کنیم» کردند که در این میان بانک‌های تجارت و سپه، چند اتوبوس شرکت واحد، پمپ‌بنزین، محل برگزاری نمازجمعه، یک بیمارستان و چند دستگاه خودرو سواری و موتورسیکلت تخریب و یا دچار آتش‌سوزی شدند.

در این میان پیاده‌نظام‌هایی از عناصر نهضت آزادی، حزب ملت، نیروهای ملی ـ مذهبی، سلطنت‌طلبان و افراد وابسته به کانون نویسندگی خود را به تظاهرکنندگان رساندند و با توزیع اعلامیه‌ها و بیانیه‌هایی سعی در تهییج و گسترش دامنه آشوب‌ها در سطح شهر داشتند. در این روز تعدادی از مردم عادی و زنان محجبه توسط اوباش با چاقو و سنگ و پنجه‌بکس مورد هجوم قرار گرفتند. در میدان انقلاب، چهارراه مخبرالدوله و بلوار کشاورز، چادر تعدادی از خانم‌ها توسط اوباش برداشته شد و سه تن از این بانوان که مقاومت از خود نشان داده بودند توسط تیغ موکت‌بری به‌شدت مجروح شدند.

در دیگر سو، رسانه‌های بیگانه و اپوزیسیون خارج کشور که در رؤیای «ختم انقلاب» دست‌افشانی و پایکوبی می‌کردند، با ارسال اخبار و گزارش‌های کذب، سعی در کشانیدن دامنه آشوب‌ها به شهرهای دیگر داشتند. خبرنگاران و عکاسان روزنامه‌های دیلی‌تلگراف، آل‌موندو، کیودو، آل‌پائیس، لیبراسیون، فیگارو، پروفیل، ایشن‌ایج، نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست، کوریره‌دلاسرا به همراه شبکه‌های تلویزیونی سی‌ان‌ان، ان‌بی‌سی، فاکس‌نیوز، سی‌بی‌اس، بی‌بی‌سی، الجزیره و خبرگزاری‌های رویترز، فرانسه، آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، فرانس‌پرس، در روزهای ۲۰،۲۱ و ۲۲ تیر بالاترین حجم اخبار، گزارش‌ها و تصاویر خود را به سراسر دنیا ارسال کردند.

5 . پیشنهاد حجت‌الاسلام ناطق نوری برای دستگیری سران نهضت آزادی و اعدام آشوبگران

حجت‌الاسلام ناطق نوری درمورد نقش نهضت آزادی‌ها در حوادث کوی دانشگاه می‌گوید: «من به‌لحاظ اینکه شم امنیتی داشته و کار امنیتی کرده بودم، احساس می‌کردم پشت صحنه دست‌هایی است که این‌ها را می‌گرداند و به طور جدی به این موضوع یقین داشتم. در همان روزها، قبل از آن که حتی کسی دستگیر و بازجویی بشود، یا مثل الان یک‌خرده شفاف شود، گفتم که ماجرا زیر سر نیروهای به‌اصطلاح ملی-مذهبی است. این‌ها رهبری می‌کنند و به نظر من قوه قضاییه اگر بخواهد این غائله را ختم کند باید سران این‌ها را دستگیر نماید.

در جلسه‌ای در حضور مقام معظم رهبری نیز گفتم که آقا، بنده اعتقاد دارم نهضت آزادی و این نیروها در پشت پرده این جریان هستند و اگر ما بخواهیم این آشوب و شورش را بخوابانیم به نظر من باید سران این‌ها را دستگیر کرده، عده‌ای که در صحنه آشوب کردند را هم به سرعت محاکمه کنیم. حتی اگر لازم باشد -دیدیم که اینها به هرحال بحران ایجاد کردند و قصد براندازی دارند- آن‌ها را به سینه دیوار بگذاریم. اگر قصد براندازی نظام را دارند و با اسلام محارب هستند، با آن‌ها برخورد بشود. بعضی از مسئولان خیلی جاخوردند و گفتند: این نوع حرف زدن جلوی آقا؟! اما من ریشه اغتشاش را در نهضت آزادی می‌دانم، این‌ها دنبال براندازی هستند و در کشور بحران ایجاد می‌کنند و بالاخره باید با آن‌ها برخورد کرد، حکومت تعارف ندارد. من در ماجرای ۱۸ تیر ۷۸، قائل بودم که باید سران نهضت آزادی دستگیر، محاکمه و با آن‌ها برخورد قاطع شود؛ اما رئیس دولت اصلاحات این اعتقاد را نداشت.»

 

6. چه کسی دستور ورود نیروهای نظامی برای برخورد با آشوبگران را صادر کرد؟

سردار رحیم‌صفوی، فرمانده وقت کل سپاه پاسداران در گفتگویی ماجرای صدور مجوز ورود نیروهای نظامی برای برخورد با آشوبگران را اینگونه روایت می‌کند: «در روزهای نخست فتنه ۷۸ وزیر کشور اجازه نمی‌داد که سپاه و بسیج وارد عمل شده و آشوبی را که تهران را به آتش کشیده بود، آرام کنند. می‌گفت فقط نیروی انتظامی. این در حالی بود که نیروی انتظامی می‌گفت که ما دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم. من برای اولین‌بار همین‌جا عرض بکنم که من در آن قضیه برخورد جدی با وزیر کشور وقت داشتم. در دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی که دبیر آن آقای دکتر حسن روحانی بود، یک برخورد لفظی بین ما پیش آمد و آقای روحانی به نفع سپاه رأی داد و گفت: «سپاه باید بیاید؛ برای دفع فتنه تهران» با ورود بسیج و سپاه، در چند ساعت این فتنه تمام شد. می‌توانم بگویم عناصری که ما آن زمان دستگیر کردیم گفتند که از سوی مسئولان برخی وزارتخانه‌ها حمایت می‌شدند.»

سردار فیروزآبادی، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح هم این تصمیم حسن روحانی را با پشتوانه تأیید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت عنوان کرده و می‌گوید: «این تصمیم شورایعالی امنیت ملی و تأیید رئیس‌جمهور بود. آن زمان جلوی خود بنده آقای روحانی با آقای خاتمی تماس گرفتند و گفتند وضع این‌گونه و جمع‌بندی این است و ایشان گفتند دیگر هر تصمیمی که گرفتید انجام دهید، از این به بعد هم همین‌طور خواهد بود.»

 

7 . پیام آرامش‌بخش رهبر معظم انقلاب اسلامی

اتفاقات تلخ به سرعت در حال رخ دادن بود که بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردمی در تاریخ ۱۳۷۸/۰۴/۲۱، مانند آبی بر آتش فتنه آشوبگران داخلی و خارجی ریخته شد. حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار با ابراز تأسف و تأثر شدید از برخی حوادث رخ داده در کوی دانشگاه، فرمودند: «این حادثه تلخ، قلب مرا جریحه‌دار کرد؛ حادثه غیرقابل قبولی در جمهوری اسلامی بود. حمله به منزل و مأوا و مسکنِ جمعی - بخصوص در شب یا در هنگام نماز جماعت - به هیچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نیست. جوانان این کشور - چه دانشجویان و چه غیردانشجویان - فرزندان من هستند و هرگونه چیزی که برای این مجموعه‌ها مایه اضطراب و ناراحتی و اشتباه در فهم باشد، برای من بسیار سخت و سنگین است. هرکسی بوده، فرق نمی‌کند؛ چه در لباس نیروی انتظامی، چه در غیر آن. مسلماً با کسانیکه در نظام جمهوری اسلامی تخلّف می‌کنند، باید برخورد شود؛ اما با کسی که تخلّفی نکرده است؛ کسی که در خانه خود در حال استراحت است، آن هم در محیط جوان دانشجویی، کار بسیار خطا و ناروایی است اگر برخورد شود.»

ایشان در ادامه با دعوت جوانان به «هوشیاری در برابر دشمن و توجه به دست‌های پنهان آنان برای سوءاستفاده از دانشجویان» و اعلام برنامه دشمن مبنی بر «هدف گرفتن امنیت ملی برای ایجاد هرج و مرج و ناامنی در کشور»، اعلام کردند: «دشمنان بدانند که خواب برگشتن امریکا به این مملکت، یک خواب پریشان و غیرقابل تعبیر است. این عناصر داخلی حقیر، این عناصر سیاسی مطرود و منفور، که ملت این‌ها را مثل دندان فاسدی بیرون آورد و به یک طرف پرتاب کرد، هجده، نوزده سال است که کمین گرفته‌اند تا از ملت و از امام و از نام امام و از راه امام انتقام بکشند. این‌ها هم بدانند که اشتباه کردند؛ در همین قضیه هم اشتباه کردند.»

 

8 . حماسه ۲۳ تیر

با انتشار بیانات رهبر معظم انقلاب بویژه فراز پایانی آن که ایشان امام و مقتدای خودمان حضرت ولی‌عصر (ارواحنافداه) را خطاب قرار داده و بر «ایستادگی تا آخرین نفس در راه خدا و آرزوی شهادت در این راهِ پرافتخار و پرفیض و پربهجت» تاکید کردند، موجب شد تا گروه‌های مختلف مردمی در شهرهای بزرگ و کوچک کشور تصمیم به برگزاری راهپیمایی بزرگی در میثاق دوباره با امام امت بگیرند و اینگونه شد که در روز ۲۳ تیرماه، اقیانوسی از یک ملت بیداردل، روانه کوچه و خیابان‌های کشور شد تا پاسخ آشوبگران خرابکار را با بیعت مجدد خود با رهبر معظم انقلاب و آرمان‌های بلند امام خمینی و انقلاب اسلامی بدهند.

 

9 . روزی که فقط حسن روحانی حاضر به سخنرانی شد!

دکتر علیرضا زاکانی درباره سکوت چهره‌ها در این حادثه اینگونه روایت می‌کند: «آقای خاتمی که رییس‌جمهوری است به‌عنوان یک عنصر تجدیدنظرطلب که بسیاری از کارهای افراطی را قطعاً قبول نداشت، در ۲۳ تیر حاضر نمی‌شود که بیاید و سخنرانی کند، آقای هاشمی نیز حاضر نمی‌شود که سخنرانی کند، آقای ناطق هم حاضر نمی‌شود تا اینکه آقای روحانی که تازه از خارج از کشور برگشته بود، پیشنهاد سخنرانی در تجمع مردم تهران را پذیرفت و آمد و صحبت‌های خوب و انقلابی هم کرد.»

دبیر وقت شورایعالی امنیت ملی در این تجمع، ابتدا از دانشجویان تشکر کرد که صف خود را از معاندان و مفسدان جدا کرده بودند و با اعلام بیزاری و برائت، خودشان را کنار کشیدند. روحانی این اقدام را نشان هوشیاری و بیداری دانشجویان انقلابی و مسلمان نامید و با اشاره به حضور «افراد شرور، جنایتکار و سابقه‌دار، وابسته به گروهک‌های معاند و ورشکسته» در میان دستگیرشدگان، از ساختارشکنی‌ها سخن گفت: «افرادی که اتوبوس و اموال عمومی را آتش می‌زنند، آن‌ها که ماشین بیت‌المال را آتش می‌زنند و حتی اتومبیل شخصی افراد را از بین می‌برند... بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند، این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند. ادامه این وضع برای نظام ما کشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هرگونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند. مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر - اگر جرأت ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد... آن عاملی که امروز ملت ما را متحد کرده است و پیوند ناگسستنی در ملت ما ایجاد کرده است، اسلام و اسلامیت نظام است و مظهر این اسلامیت، رهبری و مقام ولایت است...  مسأله ولایت، مظهر اقتدار ملی ما است.‌.. در کدام کشور جهان، حرکت‌های آشوب‌طلبانه اینچنین تحمل می‌شود؟ این‌ها خیلی پست‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آن‌ها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم.»

انتهای پیام/

منبع: https://b2n.ir/868598

گزارش | کرونا بهانه‌ای برای تعطیل کردن دین

ظاهراً قرار است افرادی نانِ کرونا را بخورند. بیان شد که مساجد تعطیل شود. تعطیلی مساجد تا روستاهایی رفت که هیچ‌ربطی به کرونا نداشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ بیست و نهم اردیبهشت ماه سال جاری در شهر مقدس قم برگزار شد.

در ادامه سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین لطفی نیاسر، استاد حوزه علمیه قم تقدیم می‌گردد:

ظاهراً قرار است افرادی نانِ کرونا را بخورند. بیان شد که مساجد تعطیل شود. تعطیلی مساجد تا روستاهایی رفت که هیچ‌ربطی به کرونا نداشتند. این مطلب مقدمه روز قدس است. من نمی‌دانم ما در حوزه چه‌کار می‌کنیم، فقط می‌دانم مساجد تعطیل شد. دیدید چه بلایی بر سر ماه مبارک رمضان آمد. من فکر می‌کردم آقایان صحن‌ها را باز کنند، ولی این کار را انجام ندادند. مردم پشت در ورودیِ صحن‌ها نشستند. حقیر از کسانی بودم که بعد از اینکه کرونا آمد به بعضی پیام دادم که حرم‌ها را تعطیل کنید؛ زیرا آنجا قتلگاه مردم نیست، ولی الان خبری نیست. من از خیلی جاها خبر دارم. به حساب کرونا همه امور دینی تعطیل شده و روز قدس هم به این شکل در آمده است. اگر یادتان باشد وقتی رزمندگان راهی لبنان شدند، حضرت امام فرمودند بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت. رزمندگان دوباره بازگشتند. الان ما در حوزه گرفتار هستیم. کسی نبود بگوید این همه نماز جمعه و اجتماعات بی‌خطر چرا تعطیل شد؟ مردم می‌توانستند در فضای آزاد بنشینند.

چندین کانال برای شهید مهدی لطفی نیاسر زده شد. مطالبی را برادران او در این کانال‌ها می‌فرستند. مقام معظم رهبری هم امضا فرمودند. وقتی پای یکی از این پیام‌ها نوشته می‌شود: «شهید راه نابودی اسرائیل» بلافاصله از فضای مجازی محو می‌شود. چه خبر است؟ دشمن حسابی کار می‌کند؛ اما حوزه چه می‌کند؟ سال آینده خواهید دید که باید به زحمت مردم را بیاوریم. آقای روحانی راحت‌ترین روزهای حکومتش را در این سه ماه داشته است، چون نماز جمعه نداریم. بهترین روزهای در عمر آقای روحانی همین سه ماه بوده است. شاید بخواهند این سه ماه را تمدید کنند تا ببینند چه می‌شود. هر کسی به سلیقه خودش برای دین نسخه می‌پیچد. دیروز به من گفتند بعضی از حبوبات که کیلویی 9 تا 12 هزار تومان بوده، 39 هزار تومان شده است. اخبار می‌گفت باید برای 24 ماه آماده باشید.

روز قدس که به این صورت شد، برای عید فطر هم نقشه دارند. کرونا به فریاد خیلی‌ها رسید. هیچ‌خبری از انتقادات سازنده نیست. رئیس حوزه و معاون و سخنگو چه کسی است؟ فقط روز قدس را در نظر نگیرید، دین تعطیل شد. از گفتن این حرف‌ها نترسید. دین به چه بود؟ به نماز و روزه بود. درباره روزه، آن دو نفر آیت‌الله قلابی گفتند که در تابستان با کرونا نمی‌توان روزه گرفت.

شهید لطفی می‌گفت: داعش و دسته منافقین و عربستان همه کشک است. او 36 سال داشت، اما خیلی بیشتر از من عقلش می‌رسید. او می‌گفت: ما دو دشمن بیشتر نداریم؛ اول آمریکا، دوم اسرائیل. الحمدالله حوزه خواب است! باید خیلی حواسمان جمع باشد. باید بگویم در حوزه برای قدس کاری نکردیم. ما یک فریاد مثل فریاد شهید مطهری نزدیم. عرضم درددلی بود. صلواتی بفرستید.

انتهای پیام/

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.