پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

برشی از یک کتاب | حامیان مختار

حرکت مختار باعث سرد شدن التهابات ناشی از حادثه‌ی عاشورا شد. این حادثه برای از بین بردن مبنا و اساس کفر و انحراف به وجود آمده بود و این تقابل با از بین رفتن چند شخص فاسق، به نتیجه‌ی خود نمی‌رسید.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اکنون باید دید وقتی نام اهل‌بیت(علیهم‌السلام) از فهرست حامیان این ترورها و قتل‌ها حذف شود، چه کسانی به عنوان پشتوانه و پشتیبان، از این اقدامات حمایت کرده‌اند؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال، باید دید سود چه کسانی در این نوع فعالیت‌ها بوده است؟

باز در اینجا می‌توان دست یهود را دید. حرکت مختار باعث سرد شدن التهابات ناشی از حادثه‌ی عاشورا شد. احساسات مردمی که با شنیدن نحوه‌ی قتل طفل شیرخوار سیدالشهدا(علیه‌السلام) آزرده شده بود، با خبر نحوه‌ی کشته شدن حرمله تسکین پیدا کرد؛ در حالی که حادثه عاشورا برای از بین بردن مبنا و اساس کفر و انحراف به وجود آمده بود و این تقابل با از بین رفتن چند شخص فاسق، به نتیجه‌ی خود نمی‌رسید.

علاوه بر این‌که این ترورها موجب خطر بزرگتری را برای جامعه اسلامی شد و آن هرج و مرج در ارکان حکومت و حاکمیت بود.

از زمان رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تا زمان بحث ما، همواره سیره‌ی ائمه(علیهم‌السلام) این بوده است که خان سالاری به وجود نیاید. حضرت امیر(علیه‌السلام) در جریان جنگ‌های رده، هیچ دخالتی نکرد؛ جنگ‌هایی که به دلیل امتناع برخی از شهر‌ها از دادن زکات به غاصبان خلافت به وجود آمده بود.

در جریان جنگ با ایران نیز حضرت امیر(علیه‌السلام) در مقام مشورت، خلیفه‌ی دوم را از خارج شدن شهر نهی کرد، زیرا باعث تضعیف حکومت مرکزی می‌شد.(1)

در زمان امام مجتبی(علیه‌السلام) نیز حضرت اگر چه با معاویه در جنگ بود، اما هرگز خوارج مخالف با معاویه را تایید و تقویت نکرد. در جریان حرکت‌ها و قیام‌های پس از کربلا نیز حضرت سجاد(علیه‌السلام) همین موضع گیری را داشت. ایده‌ی حضرات معصومین(علیهم‌السلام) در این درگیری‌ها، دفع افسد به فاسد بود.

آن‌ها با حفظ اتحاد، دو مقصود را پیگیری می‌کردند:

1 - صیانت از اصل حکومت اسلامی و جلوگیری از تقویت دشمنان اسلام؛

2 - ثانیا، هنگامی که فرصت حکومت برای اهل‌بیت(علیهم‌السلام) پیش بیاید، ایشان با در دست گرفتن زمام حکومت مرکزی، برای ادامه‌ی کار مشکلی نخواهند داشت. اما در صورتی که هرج و مرج در جامعه به وجود بیاید، کار بسیار دشوار خواهد بود.

انتهای پیام/

منبع: تبار انحراف3(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، جریان شناسی انحرافات تاریخی، از پایان حکومت حضرت امیرمؤمنان(ع) تا پایان قیام مختار، صص180-182(ناشر: کتابستان معرفت.)

پی نوشت؛

1 - الاخبار الطوال، ص134_135

برشی از یک کتاب | تحریف احادیث ناظر به یهود

رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اصرار عجیبی بر کوبیدن یهودیان دارد. در برابر، شاهد آن هستیم که جریان باطل، تمام تلاش‌های خود را برای آبروبخشی به این شجره ملعونه به کار می‌گیرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ از مطالب مختلف این کتاب، به خوبی روشن است که رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اصرار عجیبی بر کوبیدن یهودیان دارد. در برابر، شاهد آن هستیم که جریان باطل، تمام تلاش‌های خود را برای آبروبخشی به این شجره ملعونه به کار می‌گیرد.

در گوشه دیگری از این فعالیت، برخی افراد جریان حاکم در حد توان خود، به دنبال پاک نمودن ساحت یهود از روایاتی است که شامل نکوهش و کاستن از موقعیت آن‌ها در اذهان مسلمانان است. موارد متعددی از این دست فعالیت را می‌توان یافت که در اینجا به ذکر برخی موارد مشهود، بسنده می‌شود.

نمونه نخست:

یکی از صحابه پس از مجروح شدن، وقتی دید برخی به حال او گریه می‌کنند، به آن‌ها گفت: تو را به خدا، مگر نمیدانی رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: هر کس که بر او گریه شود، عذاب می‌شود؟ راوی گوید: این ماجرا را برای موسی بن طلحه گفتم؛ او از برخی همسران پیامبر برایم نقل کرد این کلام رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، درباره یهودیان بود!(نه هر کسی که بر او گریه شود).(1)

نمونه دوم:

به یکی از همسران پیامبر گفتند که ابوهریره می‌گوید: رسول‌الله فرمود: نحوست در سه چیز است؛ خانه، زن و اسب. وی گفت: ابوهریره سخن رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را کامل نشنیده است. او وقتی پیش رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد که آن حضرت داشت می‌فرمود: خداوند یهود را بکشد؛ آن‌ها می‌گویند: نحوست، در سه چیز است؛ خانه، زن و اسب.(2) اما ابوهریره فقط آخر این حدیث را شنید!(3)

نمونه سوم:

یک بار، وقتی جنازه مردی یهودی را از برای رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تشییع می‌کردند، حضرت برخاست. بر اساس گزارش‌های موجود، این برخاستن یا به خاطر کراهت از بوی بد جنازه بود؛(4) و یا این که حضرت خوش نداشت جنازه یهودی از بالای سر ایشان رد شود.(5)

ولی باز شاهد آن هستیم که برخی برای تلطیف این فضا، علت برخاستن رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به خاطر ترس و فزع از مرگ؛(6) و یا به خاطر حضور ملائکه دانسته اند!(7) بر پایه گزارشی دیگر، عده‌ای تلاش داشتند این مسئله را به عنوان یک سیره نبوی معرفی کنند!

ولی امیرالمومنین(علیه‌السلام) پاسخ داد: رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فقط یک بار در مقابل جنازه یهودی بلند شد و قبل یا بعد از آن، هیچ وقت این کار را تکرار نکرد.(8) آنگاه از پشت پرده ی این تلاش همگانی آگاه می‌شویم که بدانیم، امیرالمومنین(علیه‌السلام) این افراد را یهودیان مسلمان شده معرفی فرمود.

زید بن وهب می‌گوید: در حضور امیر المومنین(علیه‌السلام) از برخاستن در مقابل جنازه صحبت کردیم. ابو مسعود گفت: ما همواره این کار را انجام می‌دادیم. حضرت فرمود: راست گفتی؛ این کار مربوط به زمانی بود که یهودی بودید.(9)

نمونه چهارم:

برخی به دنبال آن بودند تا پاره‌ای از آیات مربوط به یهود را به دیگران نسبت دهند. از ابن وهب روایت شده است: ابن زید در مورد آیه 61 سوره بقره«ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْکَنَةُ؛ و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند.»(10) گفت: منظور از این عده، یهودیان بنی اسرائیلند. به او گفتم: آیه، درباره قبطیان مصر است[نه یهود بنی اسرائیل]. ابن زید گفت: این آیه چه ربطی به قبطیان نصر دارد؟! نه، به خدا قسم آن‌ها قبطیان مصر نبودند؛ بلکه یهودیان بنی اسرائیل بودند.(11)

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب) به کوشش سید محمدمهدی حسین پور و مجتبی رضایی، چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، صص83-85

پی نوشت؛

1_ مسلم، ج3، ص42

2_ این روایت را عبدالله عمر نیز از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کرده است.(بخاری، ج7، ص31؛ و...)

3_ مسند ابوداود، ص215 ؛ مسند الشامیین، ج4، ص343

4_ مسند احمد، ج1، ص 201 ؛ مجمع الزوائد، ج3، ص 28

5_ السنن الکبری نسائی، ج1، ص627 و 628

6_ مسند ابویعلی، ج3، ص454 ؛ مسند احمد، ج3، ص319

7_ السنن الکبری نسائی، ج1، ص627 و 628

8_ امالی محاملی، ص186 و 187 ؛ ناسخ الحدیث و منسوخه ابن شاهین، ص395 و 396

9_ مجمع الزوائد، ج3، ص28

10_ سوره بقره، آیه 61

11_ جامع البیان، ج1، ص449و 450

برشی از یک کتاب | تلاش برای جامعه پذیری یهودیان

متاسفانه شاهد آن هستیم که برخی از سران صحابه در موارد متعددی، با جانب داری از یهود به دنبال قصاص از مسلمانان به نفع یهودیان و اهل کتاب بوده و تا زمانی که مخالفت خاصی در این زمینه نمی‌دیدند، حاضر به کوتاه آمدن از حکم خود نبودند!

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ برخی افراد جریان حاکم، به دنبال بازگرداندن آبروی از دست رفته یهودیان و جایگاه اجتماعی آن‌ها است. نمونه‌های متعددی از این رفتار، در گفتارهای فرهنگی و سیاسی، ذکر شد. در اینجا به ذکر نمونه‌های دیگری در این زمینه می‌پردازیم.

متاسفانه شاهد آن هستیم که برخی از سران صحابه در موارد متعددی، با جانب داری از یهود به دنبال قصاص از مسلمانان به نفع یهودیان و اهل کتاب بوده و تا زمانی که مخالفت خاصی در این زمینه نمی‌دیدند، حاضر به کوتاه آمدن از حکم خود نبودند! تاریخ، با تمام جانب داری‌هایش، گوشه‌ای از این تلاش‌ها  برای جامعه پذیری یهودیان و اهل کتاب را به ما رسانیده است. به عنوان نمونه:

خلیفه‌ی وقت، یک بار تصمیم به قصاص مسلمانانی داشت که مردی از اهل ذمه را مجروح کرده بود و وقتی با اعتراض عمومی‌رو به رو شد، هر چند دست از قصاص برداشت ولی دیه آن را دو برابر کرد!(1) بار دیگر تصمیم گرفت قاتل یکی از اهل ذمه را قصاص کند، ولی با مخالفت دیگر صحابه رو به رو شد. وی هر چند از تصمیم خود کوتاه آمد ولی در عوض، دیه مقتول را به اندازه دیه مسلمان قرار داد!(2)

بار سوم، وقتی در شام تصمیم داشت مردی را به حرم کشتن یکی از اهل ذمه بکشد، زید بن ثابت مانع این کار شد و لذا تن به دیه داد.(3) بار چهارم وقتی مردی از اهل ذمه به وسیله مسلمانی زخمی‌شده بود، این صحابی تصمیم به قصاص داشت ولی معاذ بن جبل به استناد روایت رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در برابر وی ایستاد و او حاضر به دیه شد.(4)

بار پنجم وقتی خبر کشته شدن مردی یهودی را به این صحابی دادند، دستور دادبه عنوان دیه دوازده هزار درهم به خانواده اش بدهند.(5) بار ششم وقتی مردی از بکر بن وائل، مردی مسیحی از اهل حیره را کشت، او دستور داد او را برای قصاص به اولیای دم مقتول بدهند. پس از کشته شدن قاتل، وی به فرماندارش نامه نوشت که اگر قاتل هنوز زنده است، او را نکشند!(6)

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب) به کوشش سید محمدمهدی حسین پور و مجتبی رضایی، چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، صص224-225

پی نوشت؛

1 _ السنن الکبری بیهقی، ج8، ص32

2_ همان، ص32 ؛ کنزالعمال، ج15، ص96 از ابن جریر

3_ المنصف عبدالرزاق، ج10، ص100

4_ کنزالعمال، ج15، ص97

5_ المنصف عبدالرزاق، ج10، ص 97

6_ کتاب الام، ج7، ص339 ؛ السنن الکبری، ج8، ص 32، و...

برشی از یک کتاب | نقش سازمان جاسوسی یهود در متلاشی کردن لشکر امام مجتبی(ع)

معاویه در زمان عثمان، ساختار سازمان امنیتی - جاسوسی کوفه را ایجاد کرده بود. نیروهای او هر چند کم اما با قوت مشغول به فعالیت هستند؛ نیروهایی که در ظاهر هیچ ارتباطی با معاویه ندارند اما در باطن دستورات او را مو به مو عمل می‌کنند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ خبر فرار عبیدالله(عبیدالله بن عباس از سپاه امام حسن(ع)) به سرعت باد در میان سپاه پیچید. تأمل در اینکه چگونه این خبر و اخبار مأیوس کننده دیگر در زمانی کوتاه با چنین سرعتی در همه جا منتشر می‌شود، لایه‌های پنهان سازمانی قدیمی را روشن می‌کند؛ سازمانی مخفی و خزنده که بسیار کم مورد توجه مطالعه و شناسایی قرار گرفته است؛ سازمان امنیتی و جاسوسی معاویه.

پیشینه این سازمان را باید در قوت و قدرت تاریخی یهود جست‌وجو نمود. سازمان جاسوسی یهود در صدر اسلام بسیار با دقت و ظرافت عمل میکرد. این مسئله که پس از وفات پیامبر صلی الله علیه و آله دیگر سخنی از منافقین نیست، نشانه آشکاری است که این سازمان تصمیم به پنهان کردن نیروهایش دارد.

این همان سازمانی است که معاویه را بر سر کار می‌آورد و با کمک‌هایی که می‌رساند، او را تا این مرتبه ارتقا می‌دهد. اکنون هم این سازمان در اختیار معاویه است تا او را در رسیدن به اهدافش کمک کند. از ویژگیهای شبکه مخفی این است که نیازی به نیروهای انسانی فراوان ندارد. ۵۰ نفر نیروی مخفی برای از بین بردن یک لشکر کافی است.

معاویه در زمان عثمان، ساختار سازمان امنیتی - جاسوسی کوفه را ایجاد کرده بود. نیروهای او هر چند کم اما با قوت مشغول به فعالیت هستند؛ نیروهایی که در ظاهر هیچ ارتباطی با معاویه ندارند اما در باطن دستورات او را مو به مو عمل می‌کنند. ولید بن عقبه، اشعث بن قیس و دیگرانی که در کوفه دارای جایگاه اجتماعی‌اند از اعضای این سازمان محسوب می‌شوند.

اشعث در ظاهر نیروی امیرالمومنین علیه السلام در باطن زمینه ساز برنامه‌های معاویه است. اشعث فرمانده لشکر حضرت علی علیه السلام است() و اجازه عبور دارد، بنابراین می‌تواند ابن ملجم را در صف اول نماز جماعت پشت سر امیرالمومنین علیه السلام جای دهد(2) و هیچ کس نمی‌تواند به او اعتراض کند و یا حتی او را متهم نماید، زیرا به صورت علنی این کار را انجام نداده است.

این سازمان سرگروه‌های دارد که در دوره‌های مختلف و مدت‌های طولانی به خوبی توانسته‌اند نیروهای دیگر را سازماندهی، تقویت و رهبری کنند. وقتی کوفه در اختیار علی علیه السلام است اگرچه سازمان به دلیل پنهان بودن آسیبی نمی‌بیند، اما به دلیل قدرت و نفوذ اجتماعی حضرت، موفقیت چندانی هم به دست نمی‌آورد.

با شهادت حضرت امیر علیه السلام و شروع ناآرامی‌ها در کوفه این سازمان جان تازه‌ای می‌گیرد و فعالیتش را تشدید می‌کند. آن‌ها در سپاه حضرت مجتبی علیه السلام که از کوفه برای مقابله با معاویه حرکت کرده است، پراکنده شده‌اند و ناآرامی‌ها را رهبری می‌کنند.

این‌ها هستند که خبر فرار عبیدالله را به صورت گسترده منتشر و در سپاه ایجاد رعب و هراس می‌نمایند و نیز اینها هستند لشکریان امام را تبدیل به قاتلان امام می‌کنند.

انتهای پیام/

منبع: تبار انحراف 3(پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی، زیر نظر استاد حجت الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، چاپ اول 1394، انتشارات کتابستان معرفت، صص36-38

پی نوشت؛

1 تاریخ خلیفه، ص146

2 انساب الاشراف، ج2، ص493-494؛ الارشاد، ج1، صص17-20؛ بحارالانوار، ج42، صص228-230

یادداشت | جریان‌های سلفی

همان گونه که ایران اشاعه دهنده تشیع در جهان اسلام بوده و شیعیان کشورهایی همچون لبنان، بحرین و پاکستان متأثر از اندیشه‌های شیعی کشور ایران می‌باشند، سه حوزه جغرافیایی مصر، عربستان و شبه قاره هند مهم ترین اشاعه دهنده اندیشه‌های اهل‌سنت در جهان اسلام می‌باشند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ سلف در لغت به معنی «پیشین» است. پس سلف کسانی هستند که در گذشته بوده‌اند. سلف معنای نسبی دارد؛ به این صورت که هر زمانی، سلف زمان آینده خود است و در مقابل آن خلف قرار دارد. به عبارت دیگر ما نسبت به آیندگان سلف هستیم نسبت به گذشتگان خلف.

اهل‌سنت، سلف را گروهی از مسلمانان شامل صحابه، تابعین، تابعین تابعین می‌دانند. آن‌ها این سه نسل را به دلیل نزدیکی زمانی و مکانی و در نتیجه تلقی بهتر وحی، بهترین مردم می‌دانند.

 

گونه‌های سلفی گری از منظر هویتی

همان گونه که ایران اشاعه دهنده تشیع در جهان اسلام بوده و شیعیان کشورهایی همچون لبنان، بحرین و پاکستان متأثر از اندیشه‌های شیعی کشور ایران می‌باشند، سه حوزه جغرافیایی مصر، عربستان و شبه قاره هند مهم ترین اشاعه دهنده اندیشه‌های اهل‌سنت در جهان اسلام می‌باشند.

جریان‌های اهل‌سنت نیز هر کدام بسته به مقتضیات تاریخی و جغرافیایی و عقیدتی خود متأثر از یک یا چند حوزه جغرافیایی مذکور می‌باشند. بر پایه بررسی‌ها و مطالعاتی که صورت گرفته، سلفیه در جهان اسلام را ابتدا براساس نوع نگاهی که نسبت به تشیع به عنوان «دگر» خود دارند می‌توان به دو جریان 1 سلفیت قائل به تقابل با تشیع و 2 سلفیت قائل به تعامل با تشیع تقسیم نمود.

دسته اول دو رویکرد تکفیر و مشرک دانستن تشیع را در دستور کار داشته و دسته دوم تشیع را جز مذاهب اسلامی‌لکن منحرف می‌داند وجه عملی رویکردهای فوق دارای طیفی از اقدامات تقریبی تا اقدامات تبلیغی و اقدامات رادیکال و ارهابی در مواجهه با تشیع می‌باشد.

 

1 - سلفی گری قائل به تقابل با تشیع

 

الف) سلفیه قائل به کافر بودن تشیع(تکفیریان)

 

سلفیه وهابی عربستان

وهابیون افراطی ترین گروه سلفیه اند. آیین وهابیت به ظاهر زائیده اندیشه‌های محمد بن عبدالوهاب نجدی است ولی ریشه‌های آن مربوط به یکی از دانشمندان جنبلی مذهب به نام احمد ابن تیمیه حرانی است.

وهابیت در بدو شکل گیری رویکرد تقابلی ارهابی و قتالی با تشیع داشته اند و در حال حاضر می‌توان این جریان را به سه گرایش کلاسیک(حکومتی)، تبلیغی و ارهابی تقسیم نمود.

 

یکم. سلفی گری کلاسیک(حکومتی)

همان وهابیت مرسوم تاریخی است که از زمان محمدبن عبدالوهاب آغاز شد و زمینه شکل گیری سایر شاخه‌های وهابی را فراهم کرد. یکی از عقاید این‌ها تکفیر سایر گروه‌های مسلمان از جمله شیعیان است.

 

دوم. وهابیت تبلیغی

وهابی‌های تبلیغی، شخصیت‌های منفردی هستند که به مرور زمان همگرایی یافتند. آنان دارای گرایش‌های مختلف انتقادی اما ملایم در مقایسه با وهابیت کلاسیک و ارهابی هستند. این گروه به زندگی مسالمت آمیز بین اسلام و غرب اعتقاد داشته و بهترین تشکیلات برای ترمیم چهره وهابیت در جهان امروز به شمار می‌آیند.

 

سوم. سلفیه ارهابی

وهابیت ارهابی، آن دسته از سلفی‌های تکفیری و افراطی هستند که براساس آموزه‌های سنتی وهابیت و نیز تفسیری خاص از گرایش‌های سلفی مصری، پذیرش همه انحای حکومت و حاکم را در جامعه نمی‌پذیرند و برای رهایی جامعه اسلامی، جهان علیه حکومت‌های فاسد را لازم می‌دانند.

وهابیت ارهابی اعتقادات پایه وهابیت را از جمله در مسئله تکفیر اجمالا می‌پذیرند. ولی آن را با دیدگاه‌های آرمان گرایانه سایر سلفی‌ها مانند دیدگاه‌های جهادی سید قطب پیوند می‌زنند. حکم به مهدور الدم بودن شیعه و هر گروهی که در مقابل اعتقادات این جریان قرار گیرد، یکی از نتایج این پیوند است. القاعده مهم ترین گروه این جریان می‌باشد.

 

ب) سلفیه قائل به مشرک بودن تشیع

 

سلفیه دیوبندی شبه قاره هند

یکی از جریان‌های بسیار مهم سلفی گری در جهان اسلام، سلفیه شبه قاره هند است. ویژگی این سلفی گری و موضع گیری خصمانه نسبت به تشیع و شیعیان بلکه تمامی‌مذاهب اسلامی‌است که با همان دیدگاه بنیادگرایانه و به گونه ای مشابه وهابیت است.

وجه مشترک تفکر دیوبندی و وهابیت در احیای خلافت اسلامی‌ضدیت با شیعیان و مخالفت با فرهنگ و تمدن غربی است. امروزه جریان دیوبندی را می‌توان به سه گرایش ارهابی، تبلیغی و تقریبی تقسیم نمود.

 

یکم. سلفیه ارهابی

سلفیه هند به خصوص نسبت به شیعه با خصومت رفتار می‌کنند. علت این امر تفکرات ضد شیعی خانواده شاه ولی الله دهلوی است.

 

دوم. سلفیه تبلیغی

جماعه التبلیغ یا به زبان اردو «تبلیغی جماعت» سازمانی است که از دل مدارس دیوبند بیرون آمد. این سازمان هزاران نفر عضو و میلیون‌ها نفر هوادار دارد و روزانه صدها گروه سیار تبلیغی به سراسر هند اعزام می‌کند و حتی حوزه فعالیت خود را به اروپا و آمریکا نیز گسترش داده است.

 

سوم. سلفیه تقریبی

یکی از جریانات برآمده از دل مکتب دیوبند حرکتی است که ابوالاعلی مودودی آن را پایه گذاری نمود. مودودی هیچ یک از حکومت‌های کشورهای اسلامی‌امروزی را حکومت اسلامی‌واقعی نمی‌دانست.

 

2 - سلفی گری قائل به تعامل با تشیع(مسلمان دانستن شیعیان در عین انحراف آنان)

 

الف) سلفیه تقریبی اخوان المسلمین

معنای دیگری از سلفی گری نیز رواج دارد که به جنبش محمد عبده منتسب است. این جنبش نخستین بار پس از تصرف مصر توسط انگلیس برای رهایی از استعمار پا گرفت و با شعار بازگشت به «سلف» همراه شد.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

منابع:

1 فرمانیان، مهدی(پاییز 1388)، گرایش‌های فکری سلفیه در جهان امروز.

2 فرمانیان، مهدی(1387)، آشنایی با فرق تسنن.

3 حسینی، اسحاق موسی، اخوان المسلمین، انتشارات اطلاعات، تهران.

4 ربانی گلپایگانی، علی(1389)، فرق و مذاهب اسلامی، قم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی.

یادداشت | تهدیدهای توخالی اسرائیل علیه ایران

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی را دارد و نه توان مقابله. البته برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده و تهدید به حمله نظامی کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چگونگی مواجهه و رویارویی ایران اسلامی و رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که سیاستمداران درباره آن به بحث پرداخته و درباره آن تحلیل‌های مختلفی را ارائه می‌دهند. به ویژه این‌که ایران روز به روز در حال قدرتمندتر شدن به ویژه در عرصه نظامی می‌باشد. حال پرسش این است تأثیرات ایران قدرتمند نظامی بر اسرائیل چیست؟

 

حقیقت اول

نه غرب و نه اسرائیل نمی‌تواند مانع قدرت نظامی ایران شود. ایران قدرتمند منطقه خاورمیانه را قدرتمند می‌کند و منابع غرب را تهدید و سایه ترس را بر سر اسرائیل می‌افکند. ایران قدرتمند معادلات جهانی را بر هم ریخته و زندگی را برای صهیونیست‌ها به جهنم تبدیل می‌کند.

 

حقیقت دوم

نه غرب و نه اسرائیل امروز نمی‌توانند به صورت نظامی به رویارویی با ایران بیایند. جنگ علیه ایران، جنگ منطقه‌ای گسترده‌ای را به راه خواهد انداخت که جان هزاران اسرائیلی را به خطر می‌اندازد! حمله نظامی به ایران جنگی دائمی علیه دولت یهودی و به تعبیر درست‌تر رژیم صهیونیستی به دنبال خواهد داشت. همچنین حمله نظامی به ایران بحران اقتصادی جهانی را در پی خواهد داشت.

 

حقیقت سوم

غرب و اسرائیل راه دیگری را برای مهار ایران انتخاب کرده و می‌کند و آن راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی است. البته به اعتقاد خودشان این تهدید ایران را از بین نمی‌برد؛ ولی آن را به تأخیر می‌اندازد و دندان‌هایش را از کار می‌اندازد! این امر(تحریم اقتصادی و فعالیت‌های مخفی)، همکاری نزدیک و جدی میان انگلستان، فرانسه و اسرائیل را می‌طلبد. آمریکا هم سهم خود را دارد. آلمان و ایتالیا هم در پشت صحنه پشتیبان هستند.

 

حقیقت چهارم

جدای از راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی، غرب و اسرائیل به تداوم تهدید به حمله نظامی نیز ادامه می‌دهند. چون اسرائیل توان حمله نظامی به ایران را ندارد، سعی می‌کند همیشه خود را آماده جنگ نشان دهد.

 

حقیقت پنجم

مدیریت استراتژیک حاکم بر مسأله ایران در اسرائیل، نیازمند اعتماد کامل میان سطوح سیاسی و امنیتی اسرائیل است که این اعتماد حالا وجود ندارد.

 

حقیقت ششم(نتیجه)

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی به ایران را دارد و نه توان متحد کردن غرب و آمریکا برای این حمله را. البته اسرائیل برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده، ایران را تهدید به حمله نظامی کند و از ابزارهای تحریم نیز بهره ببرد، ولی حقیقت این است که روز به روز به سمت نابودی در پیش است. درست است که ایران اسلامی در پیچ تاریخی قرار داشته و روز به روز حلقه تحریم فشرده‌تر می‌شد ولی به فضل الهی این پیچ را هم عبور می‌کند ولی شکی در از بین رفتن اسرائیل نیست.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

برشی از یک کتاب | انزوای اجتماعی یهود

گذری در میان منابع غیر شیعی ما را با سه سیاست نگهدارنده اجتماعی یهود در این زمینه آشنا می‌سازد که عبارتند: از «تلاش برای جامعه پذیری»، «نسب سازی» و «نجات یهودیان در بند.»

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تلاش فراوانی در انزوای اجتماعی یهود داشتند. شدت تلاش رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را می‌توان از سفارش‌‌های آن حضرت درباره نوع برخورد با یهودیان به دست آورد.

برخی از سفارش‌‌های رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این زمینه به روایت منابع غیر شیعی عبارتند از:(1)

۱. نهی از دست دادن و روبوسی کردن.(2)

۲. دستور به راندن آن‌ها به قسمت‌های تنگ‌تر کوچه.(3)

۳. دستور به کشتن بزرگان.(4)

۴. اکتفا به حداقل‌‌ها در برخورد کریمانه با آن‌ها.(5)

۵. لعن آن‌ها در مناسبت‌‌های مختلف.(6)

۶. معرفی آن‌ها به عنوان «المغضوب علیهم»(7) و همچنین مایه نجات مسلمانان از آتش.(8)

آیات فراوانی از قرآن کریم نیز به نکوهش و لعن یهودی اختصاص داشت و مسلمانان را از فتنه آن‌ها بر حذر می‌داشت.

یکی از پیامد‌های چنین موضع‌گیری شفاف و صریحی، انزوای اجتماعی یهود در جامعه اسلامی و دون‌پایه شدن آن‌ها پس از یک دوره طولانی ریاست و شیطنت در میان مردم و قبایل و گروه‌‌های مختلف است.

روشن است یهود که عملاً تبدیل به ذاتی کثیف و ناپاک شده بود چنین وضعیتی را تحمل نمی‌کرد و تمام نیرنگ‌‌های خود را به کار می‌بست تا خود را از این بن بست اجتماعی خارج نماید.

گذری در میان منابع غیر شیعی ما را با سه سیاست نگهدارنده اجتماعی یهود در این زمینه آشنا می‌سازد که عبارتند: از «تلاش برای جامعه پذیری»، «نسب سازی» و «نجات یهودیان در بند.»

از دیگر سو یهود به این رویکرد انفعالی بسنده نکرده و به دنبال ایفای نقش فعال اجتماعی میان مسلمانان بود.

مهم‌ترین فعالیت‌‌های یهود در این زمینه نیز تحت دو عنوان «کاهش جمعیت» و «تفرقه افکنی» قابل بررسی است.

با تمامی این اقدام‌‌ها و اصرار‌ها باز شاهد آن هستیم که برخی افراد جریان، به دنبال بهاء دادن به یهودیان و کوبیدن جبهه حق _ که دشمنان اصلی یهود هستند _ می‌باشد!

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب) به کوشش سید محمدمهدی حسین پور و مجتبی رضایی، چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، ص222-224

پی نوشت؛

1 - باید دقت داشت آنچه در ادامه می‌آید به معنای پذیرش محتوای روایت نیست بلکه منظور این است که با وجود فراوانی وجود چنین مطالبی در فضای فکری اهل تسنن همچنان شاهد رغبت برخی افراد جریان حاکم نسبت به آن‌ها هستیم.

2 المعجم الاوسط، ج7، ص212

3 مسلم، ج7، ص5

4 سن ابوداود، ج2، ص33

حتی فردای روزی که کعب اشرف کشته شد و رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مسلمانان دستور داد هرکس از یهود را یافتند بکشند.(المغازی واقدی، ج1، ص191) این گونه دستور‌‌ها می‌توانند ناظر به شرایط ویژه حاکم بر آن روزگار باشد.

5 الدعا طبرانی، ص347

6 به نمونه در ماجراهای:

نهی از مسجد گرفتن قبول انبیا(المغنی، ج1، ص720) فروش آن چه برای آن ها حرام شده بود(کتاب الام، ج6، ص194) دروغ بستن بر خدا(مسند ابوداوود، ص215)

حتی بر اساس روایتی که از سوی منابع غیر شیعی تضعیف شده است رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) لعن یهود را نوعی صدقه به شمار آورده بود.(کنزل العمال، ج15، ص414 از خطیب و دیلمی؛ تذکره الموضوعات ص16)

7 مجمع الزوائد، ج6، ص310-311

8 مسلم، ج8، ص105

ابوموسی اشعری هم از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کرده روز قیامت برخی از افراد امت من با گنا‌هان چند برابر کوه مهشور می‌شوند که خداوند گنا‌هانشان را بر گرده یهودیان و مسیحیان می‌گذارد.

برشی از یک کتاب | تلاش یهود برای ناکارآمد جلوه دادن اسلام

پس از شهادت رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یهودیان با مراجعه‌های متعدد به صاحبان قدرت تلاش تازه‌ای در راه ناکارآمد جلوه دادن اسلام داشتند، ولی تیر آن‌ها هر بار به وسیله امیرالمومنین(علیه‌السلام) به سنگ می‌خورد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ یهودیان از زمان رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از هر فرصتی برای ناکارآمد نشان دادن اسلام استفاده می‌کردند. نمونه‌های این ماجرا در زمان رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بسیار زیاد است.

یکبار از رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خواستند به ۵ پرسش آن‌ها پاسخ بگوید و وقتی پاسخ‌های آن حضرت را شنیدند به بهانه این‌که مأمور وحی بر رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جبرییل است از ایمان آوردن به او سر زدند!(۱)

به گزارش ابوهریره رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تازه از مکه به مدینه رسیده بود که یهودیان او را با همان سر و روی غبارآلود دوره کرده و پرسش‌های فراوانی از او پرسیدند.(۲)

در پاره‌ای دیگر از موارد بر روی مسلمانان فعالیت ویژه می‌کردند تا آن‌ها را از حق منحرف سازند.(۳)

پس از شهادت رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یهودیان با مراجعه‌های متعدد به صاحبان قدرت تلاش تازه‌ای در راه ناکارآمد جلوه دادن اسلام داشتند، ولی تیر آن‌ها هر بار به وسیله امیرالمومنین(علیه‌السلام) به سنگ می‌خورد.

از این دست فعالیت‌ها در منابع شیعی نمونه‌های متعددی را می‌توان یافت، منابع غیر شیعی نیز خالی از این دست گزارش‌ها نیست:

یک بار یک یهودی پس از وفات رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پیش خلیفه اول آمد و درباره آنچه مال خدا نیست و آنچه پیش خدا نیست و آنچه خدا نمی‌داند پرسید از آنجا که او در پاسخ به وی درمانده بود او را حواله به امیرالمومنین(علیه‌السلام) داد. آن حضرت با بیان پاسخ به پرسش‌های یهودی هم از فتنه انگیزی او جلوگیری نمودند و هم باعث اسلام آوردنش شدند.(۴)

بار دیگر یهودیان نزد او آمدند تا رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را برای ایشان توصیف کند و او از پاسخ به بهانه سختی صحبت پیرامون آن حضرت طفره رفت و آن‌ها را حواله به امیرالمومنین(علیه‌السلام) داد.(۵)

بار سوم تعدادی از بزرگان یهود نزد خلیفه دوم آمدند و برای اثبات حقانیت اسلام درخواست پاسخ به پرسش‌هایشان را کردند. سوال‌هایی عجیب و غریب را مطرح کردند که او از پاسخ آن‌ها عاجز ماند و سلمان، یهودیان را به امیرالمومنین(علیه‌السلام) حواله داد و آن حضرت پاسخ تمام پرسش‌های یهودیان را داد.(۶)

بار چهارم ۴۰ تن از یهودیان نزد امیرالمومنین(علیه‌السلام) آمده و از او خواستند تا خدایش را برای آن‌ها توصیف کند و حضرت پاسخ آن‌ها را کامل و روشن بیان فرمود.(۷)

بار پنجم یک یهودی پیش امیرالمومنین(علیه‌السلام) آمد و از ایشان درباره خداوند جویا شد و حضرت ضمن آرام کردن اطرافیانش پاسخ او را داد.(۸)

بار ششم یک یهودی نزدیک ابن عباس آمد و گفت شما گمان می‌کنید خداوند با عزت و حکمت است؛ امروزه روز حال او چگونه است؟ ابن عباس گفت عزت و حکمت او ریشه در ذاتش دارد و تغییر و تحول ندارد.(۹)

بار هفتم گروهی از یهودیان نزد ابن عباس آمدند و سوال‌های عجیب و غریب درباره تفسیر صداهای مختلف پرندگان پرسیدند و ابن عباس پاسخ همه پرسش‌هایشان را داد.(۱۰)

بار هشتم یک یهودی پیش سعید بن جبیر آمد و پرسید موسی(علیه‌السلام) کدام یک از دو قرار حضرت شعیب را پذیرفت؟ سعید که پاسخ آن را نمی‌دانست از یهودی مهلت خواست تا نزد ابن عباس برود و از او بپرسید. ابن عباس پاسخ او را داد.(۱۱)

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب) به کوشش سید محمدمهدی حسین پور و مجتبی رضایی، چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، ص160-162

پی نوشت؛

1 مسند احمد، ج1، ص274

2 تاریخ بغداد، ج2، ص190

3 اسباب النزول واحدی، ص65

4 الغدیر، ج7، ص178

5 الریاض النضره، ج3، ص162

6 الغدیر، ج6، ص148

7 کنز العمال، ج1، ص408

8 همان، ص407

9 تفسیر ابن ابی حاتم، ج4، ص1112

10 تفسیر سمعانی، ج4، ص83

11 جامع البیان، ج20، ص84

یادداشت | کابوس صهیونیست‌ها

آنچه که صهیونیست‌ها و حامیان آن‌ها در کاخ سفید نباید در آن تردید داشته باشند این واقعیت است که بر خلاف خواست آن‌ها، سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین است و هرگز محل امنی برای اشغالگران نخواهد بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ از «دیوید بن گوریون» اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی جمله معروفی در تاریخ ثبت است که وی گفته بود «اگر یهودیان می‌خواهند در امن زندگی کنند باید سرزمین موعود(فلسطین اشغالی) برای غیر یهود، ناامن باشد.»

این جمله که مقدمه ای برای سیاست‌های تروریستی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی بوده است، در تمام طول پنجاه و چند سال حاکمیت رژیم اشغالگر علیه صاحبان اصلی سرزمین فلسطین به کار گرفته شده ولی امروز پس از گذشت بیش از نیم قرن از عمر این حکومت تروریستی کمتر کسی را می‌توان یافت که معتقد به وجود امنیت در فلسطین اشغالی برای زندگی صهیونیست‌ها باشد.

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز اخیرا طی گزارشی از شهر بیت المقدس نوشت: اسرائیلی‌ها به ندرت مایل هستند که در خیابان‌ها و معابر شهر حاضر شوند، زیرا از آن بیم دارند که هدف عملیات فلسطینی‌ها قرار بگیرند. این روزنامه ضمن تشبیه این شهر به «شهر اشباح» از زبان گزارشگر خود می‌نویسد: یهودیان از سفر با وسایل نقلیه عمومی‌وحشت دارند، مراکز جهانگردی و اماکن عمومی‌عمدتا خالی است، و آن‌ها ترجیح می‌دهند که در منازل خود باقی بمانند که به نوعی زندانی شدن است.

این گزارش همچنین می‌افزاید افسردگی و بیماری‌های عصبی به طور بی سابقه در میان اسرائیلی‌ها شایع شده است و درمانگاه‌های بیماری‌های روانی عمدتا شلوغ است.

از سوی دیگر گزارش‌های جداگانه نیز حاکی است که نه تنها موج مهاجرت به فلسطین اشغالی به طور بی سابقه ای کاهش یافته است بلکه اخبار رسیده حکایت از موج فرار اسرائیلی‌ها به خارج از فلسطین اشغالی دارند. بر اساس این گزارش‌ها طی 22 ماه گذشته یعنی از آغاز قیام موسوم به انتفاضه دوم فلسطینی‌ها حدود نیم میلیون اسرائیلی فلسطین اشغالی رابه مقصد کشورهای خارجی و عمدتا اروپایی و آمریکا ترک کرده‌اند.

در همین حال وضع در شهرک‌های یهودی نشین حتی بدتر از مناطق دیگر است. کمتر یهودی مهاجر حاضر می‌شود در این شهرک‌ها ساکن شود. به اذعان مقامات رژیم صهیونیستی، حتی با اعطای امتیازات و امکانات فوق العاده، از بیم حمله فلسطینی‌ها کمتر یهودی مهاجر حاضر است در این شهرک‌ها ساکن شود.

از سوی دیگر کشته شدن بیش از 600 اسرائیلی در طول دو سال گذشته یک واقعیت تکان دهنده برای جامعه اسرائیل و سردمداران صهیونیست محسوب می‌شود.

طبق آمارهای موجود تا پیش از انتفاضه دوم یعنی قیام دو سال اخیر فلسطینی‌ها وضع به گونه ای بود که به طور میانگین در برابر هر یک اسرائیلی 12 فلسطینی کشته می‌شدند ولی این رقم در حال حاضر به نسبت یک اسرائیلی در برابر 3 فلسطینی رسیده است که برای جامعه ای مانند اسرائیل، با توجه به محدودیت جمعیت و در عین حال امکانات و تجهیزات نظامی‌عظیم و حمایت‌های سیاسی قوی بین المللی یک واقعیت بسیار تلخ و تکان دهنده است.

اجرای عملیات شهادت طلبانه پی در پی، توسط فلسطینی‌ها در میان تدابیر شدید امنیتی صهیونیست‌ها، آن هم در مناطق بسیار حساس اسرائیلی، با به کارگیری روش‌های پیچیده نظامی، نشان از مرحله جدیدی از رویارویی مبارزان فلسطینی با اشغالگران دارد که بدون تردید رعب و وحشت شدیدی را در میان اسرائیلی‌ها و حتی آمریکائی‌ها، به عنوان حامیان این رژیم افکنده است.

احداث دیوار به اصطلاح امنیتی توسط رژیم صهیونیستی با هدف جلوگیری از ورود رزمندگان فلسطینی، بدون تردید تایید بر استیصال و درماندگی صهیونیست‌ها در مقابله با ملت فلسطین می‌باشد.

نکته حائض اهمیت آن که این دیوار هم اکنون توسط کسی همچون شارون احداث می‌شود که در میان اسرائیلی‌ها به عنوان به اصطلاح «مرد آهنین» در سرکوب فلسطینی‌ها شهرت دارد.

این گونه تدابیر امنیتی پر هزینه در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از سردمداران صهیونیست به بیهوده بودن آن اذعان کرده‌اند.

به هر حال آنچه که صهیونیست‌ها و حامیان آن‌ها در کاخ سفید نباید در آن تردید داشته باشند این واقعیت است که بر خلاف خواست آن‌ها، سرزمین فلسطین متعلق به ملت فلسطین است و هرگز محل امنی برای اشغالگران نخواهد بود. بدیهی است اظهارات «بن گوریون» نیز یک خیال واهی بیش نیست(1).

انتهای پیام/

منبع: مجله: مبلغان، مهر 1381 - شماره 33‏(3 صفحه - از 81 تا 83)

پی نوشت:

1) جمهوری اسلامی، 1381/05/08

برشی از یک کتاب | یهود و انتقال قدرت به معاویه

یهودیان در انتقال قدرت به معاویه نیز تلاش می‌کردند. کعب‌الاحبار با اینکه در نزد برخی از سران صحابه جایگاه خاصی داشت، ولی با سخنان خود چنان در آن‌ها نفوذ کرده بود که با صراحت معاویه را به عنوان حاکم بعد از خلیفه سوم معرفی می‌کرد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ معاویه بن‌ ابی‌سفیان صخر بن حرب بی امیه، بنا بر قول مشهور پنج سال پیش از بعثت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مکه به دنیا آمد.(1) او و پدرش از مخالفان سرسخت اسلام بودند و هر دو تا زمان فتح مکه اسلام نیاوردند؛ لذا یکی از «طلقاء» و همچنین از مصادیق «مؤلفه قلوبهم» خوانده شده است.(2) بعد از شهادت رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) او به همراه برادرش یزید در فتوحات شام شرکت جست(3) و بعد از برادرش، امارت تمام منطقه شام را به دست گرفت.

تسامح سران صحابه نسبت به معاویه، باعث اظهار آشفتگی برخی بزرگان غیرشیعه شده است.(4) تا جایی که حسن بصری می‌گوید: «معاویه از همان زمان(بعد از پیامبر) خود را برای خلافت آماده می‌کرد.»(5)

یهودیان در انتقال قدرت به معاویه نیز تلاش می‌کردند. کعب‌الاحبار با اینکه در نزد برخی از سران صحابه جایگاه خاصی داشت، ولی با سخنان خود چنان در آن‌ها نفوذ کرده بود که با صراحت معاویه را به عنوان حاکم بعد از خلیفه سوم معرفی می‌کرد.

در این رابطه مورخین نقل کرده‌اند که معاویه و عده‌ای، در موسم حج به مدینه آمده بودند. به همراه کعب و یکی از صحابه بودند که این رجز را از شخصی شنیدند: «قد علمت ضوامر المطی... و ضامرات عوج القسی... ان الامیر بعده علی... و فی الزبیر خلف رضی... و طلحه الحامی لها ولی.»(6) کعب با شنیدن این رجز گفت: «الامیر والله بعده صاحب البغله _ و اشار الی معاویه.»(7)

معاویه دوباره در این رابطه ار کعب پرسید؛ او گفت: «نعم، انت الامیر بعده، ولکنها والله لا تصل الیک حتی تکذب بحدیثی هذا فوقعت فی نفس معاویه.»(8) و این امر باعث شد که معاویه در طمع به دست آوردن خلافت باشد و خود را بر خلافت اصلح بداند. چنانکه نقل شده: «ما زال معاویه یطمع فیها بعد مقدمه علی عثمان.»(9)

در مورد دیگر، کعب‌الاحبار با معاویه به طور سری سخن می‌گوید و بر خلافت او تاکید می‌کند. روح بن زنباع نقل می‌کند، کعب به معاویه چنین می‌گفت: «یا معاویه والذی نفسی بیده ان فی کتاب الله المنزل: محمد احمد، ابوبکر الصدیق، عمر الفاروق، عثمان الامین! فالله الله یا معاویه فی امر هذه الامه. ثم ناداه الثانیه ای فی کتاب الله المنزل، ثم اعاد الثالثه.»!(10) آیا این مطلب چیزی جز اغراء و تحریک معاویه برای خلافت است؟ گاهی هم معاویه را «راس الملوک» خوانده و گفته است: «سالت یشوع عن ملوک هذه الامه بعد نبیها، و ذلک قبل ان یستخلف عمر، فقال: بعد عمر الامینف یعنی عثمان، ثم راس الملوک یعنی معاویه.»(11)

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر دوم(برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب) به کوشش سید محمدمهدی حسین پور و مجتبی رضایی، چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، ص204-206

پی نوشت؛

1_ ابن‌حجرعسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج6، ص120

2 - ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج3، ص1416

3 - بلاذری، فتوح البلدان، ص173

4 - مختصر تاریخ دمشق، ج25، ص24

5 - قاضی عبدالجبار معتزلی، تثبیت دلایل النبوه، ص593

6 - «مرکب‌های لاغر اندام و زنان کمان‌کج نیز می‌دانند که... فرمانده پس از او، علی(علیه‌السلام)است. زبیر نیز جانشینی پسندیده است، و طلحه پشتیبان نیز شایستگی آن را دارد.»

7 -  تاریخ الطبری، ج4، ص243 _ ترجمه: فرمانده، پس از عثمان، همان سوار بر استر(معاویه) است.

8 - همان مدارک. ترجمه: آری؛ تو فرمانده پس از عثمان هستی، ولی حکومت به تو نخواهد رسید مگر وقتی که منکر این روایت من شوی! این کلام کعب، به دل معاویه، خوش آمد.

9 - همان مدارک. ترجمه: معاویه، بعد از سفری که پیش عثمان داشت،دائما طبع در حکومت داشت.

10 - تاریخ دمشق، ج50، ص170 _ ترجمه: به خدا سوگند در کتاب خدا چنین آمده است: محمد احمد و ابوبکر راستگو و عمر جداساز و عثمان امانتدار. ای معاویه، خدا را در امورات این مردم در نظر داشته باش! کعب سپس دوبار دیگر کلام خود را تکرار کرد.

11 - کتاب الفتن(حماد)، ص69 _ ترجمه: از یشوع درباره پادشاهان این امت پس از پیامبرشان جویا شدم. او گفت: پس از عمر، عثمان امانتدار به حکومت می‌رسد و پس از او، سرسلسله پادشاهان، یعنی معاویه خواهد بود. این در حالی بود که هنوز عمر به خلافت نرسیده بود.

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.