پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

برشی از یک کتاب | چرا یزید از صدمه زدن به امام سجاد(ع) منصرف شد؟

مدیریت سیدالشهدا(علیه‌السلام) و بعد از واقعه عاشورا، سازمان یهود و عقبه‌های داخلی آنان در شام دچار چنان بحرانی شدند که در تفکر و تصمیم گیری به شدت سردرگم و درمانده گشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ با تمام شدن وقایع کربلا و بازگشت کاروان اسرا به مدینه و تحولات به وقوع پیوسته ناشی از این حادثه عظیم، بررسی تأثیر این واقعه عظیم در دنیای اسلام نیز از موضوعات مهمی است که باید به آن پرداخت. لذا در این خصوص بحث را در سه محور دنبال خواهیم کرد؛

1 - سرنوشت یزید و حکومت وی

2 سوء استفاده کنندگان از واقعه عاشورا

3 درهم ریختگی حکومت اسلامی و چگونگی حفظ حاکمیت مرکزی اسلام

 

سرنوشت یزید و حکومت وی

بعد از عاشورا با آمدن کاروان اسرا به کوفه و افشاگری امام سجاد(علیه‌السلام) و حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) کوفه دچار بحرانی شد که اثرات این بحران را می‌توان در قیام توابین و مختار و سایر قیام‌ها مشاهده کرد.

شام هم بلافاصله با ورود کاروان اسرا به آن دیار و افشاگری امام سجاد(علیه‌السلام) به گونه‌ای دچار بحران گشت که یزید جایگاه خود را در افکار عمومی تا حد زیادی از دست داد و از قدرت لازم در اداره حکومت بی‌بهره شد.

به همین جهت هم دستور داد با اسرا با ترحم و محبت رفتار شود و تصمیم گرفت در کمترین زمان ممکن و با احترام آنان را به مدینه منتقل نماید که این خود گویای وجود بحران در شام است.

به دنبال آن دو شهر(کوفه و شام) و بعد از بازگشت اسرا به مدینه در ابتدای سال ۶۲ قمری و تحولات ناشی از افشاگری امام سجاد(علیه‌السلام) در آن شهر، مدینه هم دچار بحران شد.

با ایجاد بحران در مدینه عبدالله بن زبیر هم اعتراضات خود را در مکه بر ضد یزید آغاز کرد. عبدالله بن زبیر همراه با عبدالله بن عمر، فرزند ابوبکر و امام حسین(علیه‌السلام) جزو چهار نفری بودند که بعد از مرگ معاویه با یزید بیعت نکردند و او در همان زمان بعد از آنکه با یزید بیعت ننمود به مکه آمد.

ولی در آن زمان از آنجایی که آن سه نفر برای سازمان یهود و جریان نفاق تهدیدی محسوب نمی‌شدند به بیعت نکردن آن‌ها هم عکس العمل خاصی صورت نگرفت و حواس یزید و دشمنان واقعی اسلام یعنی سازمان یهود معطوف به امام حسین(علیه‌السلام) شد. چرا؟

زیرا تداوم خط اسلام پس از علی بن ابیطالب(علیه‌السلام) و امام حسن(علیه‌السلام) با مدیریت امام حسین(علیه‌السلام) ادامه یافته بود و آنان باید ابتدا مشکل خودشان را با ایشان حل می‌نمودند تا موفق به رسیدن به اهداف خود در محو اسلام شوند و بتوانند برنامه براندازی اسلام را به دست یزید عملیاتی کنند.

آن‌ها به خوبی می‌دانستند که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: امامان بعد از من ۱۲ نفر هستند که اولین ایشان علی بن ابیطالب(علیه‌السلام) و آخرین آن‌ها القائم(مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است و همگی را با نام معرفی کردند.(1)

علاوه بر آن یهود هم به حسب اطلاعات مندرج در تورات، از وجود ائمه(علیهم‌السلام) و جایگاه و نقش و جریان حرکت آنان آگاه بود، زیرا در تورات در سفر پیدایش در باب ۱۷ آیه ۲۰ آمده است: اما در مورد اسماعیل(علیه‌السلام) نیز تقاضای تو را اجابت نمودم و او را برکت خواهم داد و نسل او را چنان زیاد خواهم کرد که قوم بزرگی از او به وجود آید. ۱۲ امیر از میان فرزندان او بر خواهند خواست.(2)

لذا مشکل اصلی آنان امام حسین(علیه‌السلام) بود نه سه نفر دیگر، گرچه ممکن است در مخالفت آنان با یزید این سه نفر هم ابزار دست آنان بوده باشند. هنگامی که امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا به شهادت رسیدند، اوضاع بلاد اسلامی در کوفه، مدینه، مکه و شام چنان بحرانی شد که یزید دیگر فرصت پرداختند به عبدالله بن زبیر را پیدا نکرد.

به عبارت دیگر تنها نگرانی سازمان یهود معطوف به حل بحران شام شد و برای برخورد با عبدالله بن زبیر توانا لازم را نداشت. به طور کلی می‌توان گفت با مدیریت سیدالشهدا(علیه‌السلام) و بعد از واقعه عاشورا، سازمان یهود و عقبه‌های داخلی آنان در شام دچار چنان بحرانی شدند که در تفکر و تصمیم گیری به شدت سردرگم و درمانده گشتند و از تصمیم گیری صحیح در برنامه‌های خود عاجز ماندند.

زیرا آنان اگر می‌توانستند درست فکر کنند برای کنترل اوضاع باید امام سجاد(علیه‌السلام) را در شام به شهادت می‌رساندند، اما به جهت در هم ریختگی، امام(علیه‌السلام) از شام زنده برگشتند و چنانچه سؤال شود که چرا عمرو سعد و عبیدالله در کربلا و کوفه به حضرت(علیه‌السلام) صدمه‌ای نزدند، به این دلیل بود که در آن زمان اهداف واقعی یزید کماکان بر سایر بلاد آشکار نشده بود و آن‌ها توجیه نبودند و نمی‌دانستند که باید امام زین العابدین(علیه‌السلام) را همانجا به شهادت برسانند.

در حالی که سازمان یهود و یزید خوب می‌دانستند تا این نسل برچیده نشوند امکان براندازی وجود ندارد و برای تحقق براندازی باید امام سجاد(علیه‌السلام) را هم به قتل برسانند.

منبع: کتاب ثاقب جلد1، نگاهی تحلیلی به تاریخ صدر اسلام، مؤلف حجت‌الاسلام والمسلمین طائب، تحقیق و نگارش محمدمهدی حامدی، چاپ اول سال 95، انتشارات رشید، صص 142-145

پی نوشت؛

1 شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج28، ص347

2 سفر پیدایش یا برشیت نخستین بخش از کتاب مقدس و اولین کتاب از اسفار پنجگانه یا تورات است.

یادداشت | یهودیان ایران در زمان پهلوی

فعالیت سیاسی یهودیان ایران در دوران پهلوی بیشتر در راستای تقویت دولت اسرائیل بود؛ زیر فعالیت‌های صهیونیستی در ایران قانونی اعلام شده بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ ایران همواره مورد توجه یهودیان بوده است. در حکومت پهلوی(1979-1925) دولت ایران بر ارزش‌های ملی و دوران پیش از اسلام تأکید کرد و نام پارس، در مجامع بین‌المللی به ایران تبدیل شد. این جریانات سبب افزایش قدرت یهودیان ایران را به همراه داشت و اولین یهودی به مجلس راه یافت.

اقلیت یهود به ویژه پس از رضاخان تا زمان سقوط محمدرضا پهلوی از جایگاه بسیار ممتازی در کشور ایران برخوردار بودند و در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اطلاعاتی و اقتصادی سیطره و تسلط داشته‌اند که این امر با اسناد و مدارک به راحتی قابل اثبات است.

در دهه 1350 حدود 22 شهر ایران، یهودی نشین بوده‌اند و جمعیت آنان صدهزار نفر تخمین زده می‌شد. پس از روی کار آمدن حکومت پهلوی، مؤسسه آلیانس اسرائیل شعبه‌هایی در تهران و اصفهان ایجاد کرد و وضع یهودیان بهتر از قبل شد.

وضعیت اقتصادی یهودیان خوب بود و سرمایه داران عمده ایران، یهودیان بودند. در تهران دارای کنیسه‌هایی بودند و نشریاتی از مرداد سال 1320 به بعد انتشار می‌دادند که به زبان فارسی چاپ می‌شد.

فعالیت‌های مذهبی یهودیان ایران، در دهه پنجاه در مراسم مذهبی خودشان منحصر بود. یهودیان ایران نسبت به دین خود شناخت کمی داشتند؛ زیرا آنان از مراکز اصلی یهودیت جدا شده بودند.

در دهه 1960 معلمان دینی از اسرائیل برای تقویت آموزش دینی به ایران آمدند. فعالیت سیاسی یهودیان ایران در دوران پهلوی بیشتر در راستای تقویت دولت اسرائیل بود؛ زیر فعالیت‌های صهیونیستی در ایران قانونی اعلام شده بود. فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی یهودیان، شامل محافل و انجمن‌ها و مؤسسات فرهنگی می‌شد.

یهودیان در دوران سلطنت پهلوی در عرصه اقتصادی کشور ما بسیاری از شرکت‌ها، کارخانه‌ها، مراکز صنعتی، مراکز تولیدی و بازرگانی را در دست خود داشتند. شرکت‌هایی که اسامی آن‌ها در اسناد تاریخی وجود دارد.

بسیاری از شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ داخل کشور در اختیار یهودی‌ها با نام و اسامی مشخص بود و این‌ها همگی به جز شرکت‌های صهیونیستی و یهودی غیر ایرانی بود که در کشور ما نمایندگی داشتند.

همچنین در بسیاری از مراکز بانکی و پولی ایران، یهودی‌های ایرانی نقش و حضور بسیار فعال، تاثیرگذار و قدرتمندی داشتند. بسیاری از صرافی‌ها و مراکز تبدیل و تعویض پول خصوصا در چهارراه استانبول خیابان فردوسی تهران در دست آن‌ها بود.

یهودیان به دلیل موقعیت خاص و ویژه‌ای که در دوران پهلوی داشتند و حمایت و پشتیبانی سلطنتی، آن‌ها به طور آزاد بدون هیچ مانع و مشکلی در همه حوزه‌های سیاسی، سیاست‌گذاری تا دربار نفوذ، حضور و نقش داشتند.

آن‌ها در دربار نیز رفت و آمد آزاد و کاملی داشتند. ما اسنادی داریم که بر اساس آن از سال ۱۳۲۸ که دولت پهلوی اسرائیل را به رسمیت می‌شناسد، اقتصاد ایران در دست یهودی‌ها بود و تمام این مباحث در قالب اسناد محرمانه دولتی آن زمان وجود دارد. به همین دلیل در دربار و حاکمیت می‌توانستند حضور آزادانه‌ای داشته باشند.

یهودی‌ها از این دوران طلایی به شکل‌های مختلف و در راستای اهداف فرهنگی، مطالبات سیاسی و اقتصادی خود استفاده می‌کردند و در این مسیر از طریق بورس‌بازی‌ها و دلال‌بازی‌ها بهره می‌بردند.

سازمان «آلیانس» از زمان قاجار در ایران فعالیت خود را آغاز کرد و در دوران پهلوی نیز به حیات خود ادامه داد و مدارس آلیانس که بعد‌ها به نام اتحاد مشهور شدند، در سراسر ایران شعبه داشتند که از طریق پرورش یهودی‌ها و غیریهودی‌ها نیرو تربیت می‌کردند.

آژانس یهود که بازوی اجرایی سازمان جهانی صهیونیزم بود، انجمن کلیمیان تهران، سازمان بانوان یهود ایران، سازمان دانشجویان یهود ایران، کانون کِرمِل، انجمن اتفاق، انجمن علمی پزشکان ایران و... نیز از دیگر این سازمان‌های یهودی است که این سازمان‌ها به بهانه‌ فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در داخل جامعه یهود مجوز فعالیت داشتند اما بر اساس اسناد موجود این سازمان‌ها با اسرائیل در راستای آرمان صهیونیزم و اهداف رژیم صهیونیستی و ماشین جنگی در ارتباط بودند و همکاری داشتند و کمک‌های مالی به حساب اسرائیل واریز می‌کردند.

یهودیان در ایران کاملا فعال بودند به گونه‌ای که اسرائیل در ایران سه پایگاه جاسوسی و اطلاعاتی در شمال، غرب و جنوب کشور داشت که در این پایگاه‌ها صد‌ها جاسوس کارکشته را آزادانه در ایران آموزش می‌دادند، سپس این افراد را برای جاسوسی به کشورهای عربی می‌فرستادند. بسیاری از یهودی‌های ایرانی با عناصر اسرائیلی شامل اشخاص، کانون‌ها و پایگاه‌های اسرائیلی در درون‌مرزی و برون مرزی ارتباط و همکاری آزادانه‌ای داشتند.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

منابع:

1 - مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، سازمان‌های یهودی و صهیونیستی در ایران

2 محمدعلی تاج پور، تاریخ دو اقلیت مذهبی یهود و مسیحیت در ایران

تحلیل | تحریف قرآن، خوش خدمتی جدید آل سعود به آل یهود

این عربستان که اینقدر به ما تهمت می‌زند که شما قرآن را قبول ندارید، یک قرآن به زبان عبری چاپ کرده است، و هر آیه‌ای که علیه یهودی‌ها بوده را یا حذف کرده و یا توجیه کرده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ آیت‌الله احمد عابدی، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در درس خارج روز 29 شهریور ماه سال 1399 درباره توافق ننگین سازش برخی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی و عملکرد علمای وهابی مطالبی را بیان کرد که در ادامه متن آن را ملاحظه می‌کنید؛

این روزها توافق اعراب با اسرائیل است که اولا این کار برای انتخابات ترامپ است و می‌خواهند برگ برنده‌ای به او بدهند که در انتخابات امریکا پیروز بشود.

شاهان عربستان و امارات و بحرین، خیلی خبیث هستند. کتاب سعید ایوب ثابت می‌کند که آل سعود اصالتاً یهودی هستند و از خانواده مردخای اهل ترکیه هستند. از این‌ها خبیث‌تر علمای وهابی‌اند که این‌ها مقاله می‌نویسند و مصاحبه می‌کنند که بگویند حق با اسرائیل است. آِیه قرآن می‌خوانند که بگویند صهیونیست‌ها باید در منطقه قدس باشند، آیه قرآن می‌خوانند که توجیه کنند.

این عربستان که اینقدر به ما تهمت می‌زند که شما قرآن را قبول ندارید، یک قرآن به زبان عبری چاپ کرده است، و هر آیه‌ای که علیه یهودی‌ها بوده را یا حذف کرده و یا توجیه کرده است. مثلا قرآن فرموده: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ اَلنّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا اَلْیَهُودَ وَ اَلَّذِینَ أَشْرَکُوا»(المائدة، 82) معنای آیه را عوض کرده است. یا آیه می‌آورند که این سرزمین مال فلسطینی‌ها نیست بلکه مال اسرائیلی‌هاست: «یا قَوْمِ اُدْخُلُوا اَلْأَرْضَ اَلْمُقَدَّسَةَ اَلَّتِی کَتَبَ اَللّهُ لَکُمْ» (المائدة، 21) بعد می‌گویند: که اصلا خدا نوشته است که این سرزمین مال یهودی‌هاست و مسلمانان بیخود اینجا رفته‌اند.

در بین علمای سنی و غیرشیعه، آدم‌های خوب زیاد هست که متعهد و متدین و بزرگوار هستند. بعضی‌ها هم در برابر کارهای وهابی‌ها عکس العمل‌هایی نشان دادند؛ اما وهابی‌ها واقعا خیلی خبیث‌اند که عالم وهابی بیاید و کارهای اسرائیل را توجیه کند و بگوید که حق با صهیونیست‌هاست و فلسطینی‌ها ظالم‌اند.

می‌گویند در تاریخ یکی از افرادی که خیلی خوب خطبه می‌خواند حجاج بن یوسف ثقفی(لعنت الله علیه) بوده است. موقعی که صد هزار زن و مرد را در زندان غیر مسقف انداخته بود، می‌آمد جوری خطبه می‌خواند که همه می‌گفتند حق با حجاج بن یوسف است و این صد هزار نفر ظالم‌اند و حجاج بن یوسف مظلوم است. الآن بعضی از وهابی‌ها دارند این کار را می‌کنند که این خیلی خباثتش بدتر از آنهاست و اینها دارند دین را خراب می‌کنند.

ان شاء الله خدا فرجی حاصل کند و این سختی‌هایی که در دنیاست، چه این ویروس و چه مسائلی که در دنیا هست، زمینه‌ای باشد برای یک تحولی در دنیا و ان شاء الله این صهیونیست‌ها از بین بروند.

انتهای پیام/

پرسش از استاد | شیوه مبارزه امام سجاد(ع)

پرسش شما: شیوه مبارزاتی امام سجاد(ع) برای گسترش سازمان شیعه چگونه بوده است؟

 

پاسخ استاد: یکی از اقدامات امام سجاد(علیه‌السلام) در توسعه سازمان شیعه، این بود که به دستور ایشان عده‌ای از درون همین سازمان، آرام و بدون سروصدا فعالیت خود را آغاز و ادامه بدهند که از جمله آن افراد می‌توان به ثابت بن دینار و ابوحمزه ثمالی اشاره نمود.

این افراد و خاندانشان همگی از شاگردان ویژه امام سجاد(علیه‌السلام) و امام باقر(علیه‌السلام) به شمارمی‌روند و در خانواده آن‌ها غیرثقه یافت نمی‌شود. ثابت و فرزند او محمد و فرزند محمد همگی ثقه می‌باشند.

ابوحمزه‌ای که دعای ابوحمزه را از امام شنیده است، آن را حفظ و مکتوب کرده و ترویج می‌دهد و از طرف دیگر، عبدالملک که خودش در محیط مدینه تربیت شده است، نمی‌تواند دیگر با این معارف مبارزه کند.

لذا با این معارف و این‌گونه شاگردان، امام سجاد(علیه‌السلام) مبارزه‌ای را در مقابله با جریانی که از بیان و نوشتن معارف دینی جلوگیری می‌کردند، آغاز کرده و به ترویج معارف الهی و حقایقی پرداختند که تاکنون و در دوران قبل از آن، این معارف همواره زیر سؤال می‌رفته و یا با آن‌ها مبارزه می‌شده است؛ آن هم معارفی در حد دعای ابوحمزه ثمالی که اگر در زمان امام حسن(علیه‌السلام) نقل می‌شد، آن‌ها را کفرآمیز می‌خواندند.

منبع: کتاب ثاقب جلد 2، نگاهی تحلیلی به تاریخ صدر اسلام، مؤلف حجت‌الاسلام والمسلمین طائب، تحقیق و نگارش محمدمهدی حامدی، چاپ اول سال 95، انتشارات رشید، صص76-77

یادداشت | تهدیدهای توخالی اسرائیل علیه ایران

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی را دارد و نه توان مقابله. البته برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده و تهدید به حمله نظامی کند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ چگونگی مواجهه و رویارویی ایران اسلامی و رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که سیاستمداران درباره آن به بحث پرداخته و درباره آن تحلیل‌های مختلفی را ارائه می‌دهند. به ویژه این‌که ایران روز به روز در حال قدرتمندتر شدن به ویژه در عرصه نظامی می‌باشد. حال پرسش این است تأثیرات ایران قدرتمند نظامی بر اسرائیل چیست؟

 

حقیقت اول

نه غرب و نه اسرائیل نمی‌تواند مانع قدرت نظامی ایران شود. ایران قدرتمند منطقه خاورمیانه را قدرتمند می‌کند و منابع غرب را تهدید و سایه ترس را بر سر اسرائیل می‌افکند. ایران قدرتمند معادلات جهانی را بر هم ریخته و زندگی را برای صهیونیست‌ها به جهنم تبدیل می‌کند.

 

حقیقت دوم

نه غرب و نه اسرائیل امروز نمی‌توانند به صورت نظامی به رویارویی با ایران بیایند. جنگ علیه ایران، جنگ منطقه‌ای گسترده‌ای را به راه خواهد انداخت که جان هزاران اسرائیلی را به خطر می‌اندازد! حمله نظامی به ایران جنگی دائمی علیه دولت یهودی و به تعبیر درست‌تر رژیم صهیونیستی به دنبال خواهد داشت. همچنین حمله نظامی به ایران بحران اقتصادی جهانی را در پی خواهد داشت.

 

حقیقت سوم

غرب و اسرائیل راه دیگری را برای مهار ایران انتخاب کرده و می‌کند و آن راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی است. البته به اعتقاد خودشان این تهدید ایران را از بین نمی‌برد؛ ولی آن را به تأخیر می‌اندازد و دندان‌هایش را از کار می‌اندازد! این امر(تحریم اقتصادی و فعالیت‌های مخفی)، همکاری نزدیک و جدی میان انگلستان، فرانسه و اسرائیل را می‌طلبد. آمریکا هم سهم خود را دارد. آلمان و ایتالیا هم در پشت صحنه پشتیبان هستند.

 

حقیقت چهارم

جدای از راهکار فعالیت‌های مخفی و تحریم‌های اقتصادی، غرب و اسرائیل به تداوم تهدید به حمله نظامی نیز ادامه می‌دهند. چون اسرائیل توان حمله نظامی به ایران را ندارد، سعی می‌کند همیشه خود را آماده جنگ نشان دهد.

 

حقیقت پنجم

مدیریت استراتژیک حاکم بر مسأله ایران در اسرائیل، نیازمند اعتماد کامل میان سطوح سیاسی و امنیتی اسرائیل است که این اعتماد حالا وجود ندارد.

 

حقیقت ششم(نتیجه)

نگرانی پیرامون ایران برای اسرائیل غاصب امری مخفی نبوده و کاملاً آشکار است. چرا که نه توان حمله نظامی به ایران را دارد و نه توان متحد کردن غرب و آمریکا برای این حمله را. البته اسرائیل برای دفع این تهدید سعی می‌کند خود را قدرتمند نشان داده، ایران را تهدید به حمله نظامی کند و از ابزارهای تحریم نیز بهره ببرد، ولی حقیقت این است که روز به روز به سمت نابودی در پیش است. درست است که ایران اسلامی در پیچ تاریخی قرار داشته و روز به روز حلقه تحریم فشرده‌تر می‌شد ولی به فضل الهی این پیچ را هم عبور می‌کند ولی شکی در از بین رفتن اسرائیل نیست.

انتهای پیام/

نویسنده: محمد راد

برشی از یک کتاب | دومین انحراف بزرگ مسیحیت

دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ کلیسا و قدرت پاپ در جوامع فئودالی اروپا در قرون وسطی مانع بزرگ بر سر راه طراحان رنسانس محسوب می‌شد. از آنجا که در جوامع دینی نمی‌توان با صراحت دین مستقر را براندازی نمود همیشه بهترین راه ایجاد انحراف در آن دین بوده است، در مورد مسیحیت در آستانه رنسانس چنین اتفاقی افتاد.

پس از آنکه حزب شیطان و در قالب یهودیت یک بار پیش از این با ایجاد مسیحیت پولسی این دین الهی را به انحراف کشانده بود، اینک زمان آن رسیده بود که برای هر چه نزدیک کردن آن با یهودیتی که خود نیز پیش از این تحریف شده بود، اقدامات اساسی صورت گیرد.

پس از آنکه اروپا در طی چند دهه شاهد گسترش اعتراضات علیه پاپ و دستگاه کلیسا شد، سرانجام کشیشی آلمانی به نام مارتین لوتر(۱۴۸۳-۱۵۴۶م) مخالفت وسیعی را علیه کاتولیسیسم سازماندهی کرد و موفق شد تا نهضتی را بر مبنای جدایی و انشعاب در دین مسیحیت _ که به سبب ماهیت اعتراض‌آمیز آن «پروتستانتیزم» خوانده شد _ رهبری کند.

پاپ اگر چه لوتر را تکفیر کرد اما فرمان او به امپراتوری برای مقابله با لوتر در سال ۱۵۲۰ میلادی در آتش افکنده شد و این چنین از پاپ و کلیسا تقدس زدایی شد. کتاب معروف لوتر با عنوان «عیسی مسیح یک یهودی زاده شد» در سال ۱۵۲۳ انتشار یافت.

او که با زبان عبرانی آشنایی کامل داشت در کتاب و عقاید خویش به شدت مقید به دفاع از یهودیت و ترویج اعتقادات آنان بود. او اعلام داشت: یهودیان حامل برترین خون‌ها در رگ‌های خود هستند. روح القدس به واسطه آن‌ها کتاب مقدس را به اقصی نقاط دنیا برد. آن‌ها فرزندان خدایند. ما در مقایسه با آن‌ها بیگانه‌ایم همانطور که در داستان زن کنعانی آورده شده است ما همچون سگانی هستیم که از خرده نان‌های بر زمین ریخته اربابان خود ارتزاق می‌کنیم.(1)

این عقاید با استقبال گسترده یهودیان مواجه شد و لذا به حمایت وی پرداختند. گفته شده است لوتر با این بیانات قصد داشت تا یهودیان را به سمت مسیحیت و پروتستانتیزم تمایل کند و چون در ادامه ماجرا پایبندی یهودیان را به آیین  خویش دید، در پایان عمر تبدیل به یک ضد یهود و آنتی سمیتیست شد.

یهودیان نیز که حمایت‌های خود را برای دفاع او از یهودیت سفارش کرده بودند دست از پشتیبانی وی برداشتند. اما گذر زمان و تاریخ نشان می‌دهد که در جریان نهضت این کشیش یهودی، اولاً ماموریت اصلی برای تقدس زدایی و شکستن قدرت پاپ به طور کامل انجام شد، ثانیاً فرآیند ایجاد اختلاف و انشعاب نیز در مسیحیت با استقرار پروتستانتیزم و ادامه دشمنی با کاتولیسیسم به مرحله اجرا درآمد و ثالثاً، پیوندی ناگسستنی میان یهودیان و این جریان به ظاهر مسیحی در تاریخ ایجاد شد که هنوز ادامه دارد.

امروز آنچه در مقابل شکل‌گیری تمدن اسلامی به آخرین تلاش‌ها دست می‌زند حاصل این پیوند شوم و شیطانی است که از هیچ دین و آیینی نشات نگرفته است. تغییر موضع ناگهانی لوتر بیشتر با این تحلیل قابل توجیه است که وی با انجام کامل ماموریت خویش در پایان عمر، پروتستانتیزم را از اتهام یهودی بودن رهاند و به این مکتب جدید اجازه ادامه حیات برای سال‌های طولانی تر را داد.

به این ترتیب دومین انحراف بزرگ در دین مسیحیت پس از پولس به دست لوتر انجام شد و این گامی دیگر به سمت تبدیل شدن به حزب شیطان برداشت.

انتهای پیام/

منبع: کتاب تاریخ تمدن و ملک مهدوی(دکتر محمد‌هادی همایون)، چاپ دوم ۱۳۹۱، انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)، صص ۵۰۷_۵۰۸

پی نوشت؛

1 - صاحب خلق، نصیر، پروتستانتیزم، پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی، صص ۲۵_۳۳

یادداشت | یاران بابصیرت امیرمؤمنان(ع)؛ اویس قَرَنی

امام کاظم(علیه‌السلام) فرمود: چون روز قیامت شود، منادی ندا می‌دهد: «...حواریان علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام) وصی محمدبن‌عبدالله، پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) کجایند؟» پس عَمروبن‌حَمِق خُزاعی و محمدبن‌ابی‌بکر و میثم‌بن‌یحیی تَمّار و اویس قرنی برمی‌خیزند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اویس قَرنَی، در روزگار پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اسلام آورد؛ اما ایشان را ندید؛ ازاین‌رو او را در شمار تابعین یاد کرده‌اند. از اَصبَغ‌بن‌زید نقل شده است که تنها مانع اویس از آمدن به نزد پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیکی او به مادرش بود.

پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) او را بهترین و برترینِ تابعین شمرده و بر شفیع بودن او در قیامت که افراد بسیاری را شفاعت خواهد کرد، تصریح کرده است. او را یکی از زُهّاد مشهور و از هشت زاهد معروف صدر اسلام شمرده‌اند.

چون شب می‌شد[گاه] می‌گفت: «امشب شب رکوع است»؛ پس رکوع می‌کرد تا صبح می‌شد و [گاه] می‌گفت: «امشب شب سجود است»، و سجده می‌کرد تا صبح می‌شد.

از اَصبَغ‌بن‌نُباته نقل شده است که با امیرمؤمنان(علیه‌السلام) در صفین بودم. 99 نفر با او پیمان بستند. فرمود: «پس صدمین نفر کجاست؟ پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به من فرموده است که امروز صد نفر با من بیعت می‌کنند».

مردی پشمینه‌پوش که دو شمشیر حمایل کرده بود، آمد و گفت: «دستت را بده تا با تو بیعت کنم.» فرمود: «بر چه بیعت می‌کنی؟». گفت: «بر بذل جانم در راه تو». فرمود: «تو کیستی؟». گفت: «اویس قرنی‌ام». سپس بیعت کرد و همواره در پیش‌روی حضرت می‌جنگید تا به شهادت رسید.

امام کاظم(علیه‌السلام) فرمود: چون روز قیامت شود، منادی ندا می‌دهد: «...حواریان علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه‌السلام) وصی محمدبن‌عبدالله، پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) کجایند؟» پس عَمروبن‌حَمِق خُزاعی و محمدبن‌ابی‌بکر و میثم‌بن‌یحیی تَمّار و اویس قرنی برمی‌خیزند.

انتهای پیام/

منابع:

1 - الاختصاص، ص61

2 - اُسد الغابة، ج1، ص179

3 - تاریخ مدینة دمشق، ج50، ص250

4 - حلیة الأولیاء، ج2، ص87

5 - رجال الکشی، صص98-99

پرسش از استاد | اقدام یهودیان علیه پیروان عیسی(ع)

پرسش شما: چرا یهودیان حکومت‌ها را برای از بین بردن پیروان حضرت عیسی(ع) تحریک می‌کردند؟

 

پاسخ استاد: علّت این‌که پیروان آن پیامبر الهی، به تحریک یهودیان، تحت تعقیب حکومت‌های مرکزی قرار گرفتند، این بود که سیستم یهود می‌خواست حرکت آن پیروان را سرکوب کند؛ زیرا مخالف خواسته‌ی آنان بود.

اگر این حرکت گسترش می‌یافت و بین مردم منتشر می‌شد، یهود دیگر نمی‌توانست به حاکمیّت مورد ادّعایش دست یابد.

تنها مانع یهود و صهیونیسم در راه دسترسی به حاکمیّت جهانی، مؤمنان و معتقدان به راه خدا بودند؛ چراکه تنها این گروه با برتری نژاد مخالف بودند و از انحرافات دوری می‌کردند؛ در حالی که غیرمؤمنان با دسیسه‌ی یهود، در خدمت آن‌ها قرار گرفتند.

اصولاً حرکت غیرمؤمنان، تابع مسائل و منابع مادّی است و سازمان یهود در طول دوران انحراف، بر این اصول سلطه یافته و با این ابزار، غیربنی‌اسرائیلِ مشرک را به بیگاری و کار برای خویش گمارده بود.

انتهای پیام/

منبع: دشمن شدید، دفتر اول(جریان‌شناسی انحراف در تاریخ با محوریت یهود)، ص198.

تحلیل | چرا اسلام آمریکایی همان اسلام اموی است؟

اسلام آمریکایی یک اسم و پوشش است. یزید و هارون الرشید هم اسلام آمریکایی دارند. آن وقت حضرات معصومان(ع) در طول تاریخ اسلامشان اسلام ناب بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم درباره اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی تأکید می‌کنند؛

در دیدگاه امام خمینی(ره) دو نوع اسلام وجود دارد؛ اسلام ناب و اسلام آمریکایی در سطح ایران و بین الملل. حضرت امام(ره) آمریکا را به عنوان شیطان بزرگ معرفی کردند و طبیعتاً اسلام آمریکایی یعنی اسلامی که آمریکا می‌پسندد. بنابراین آمریکا عدو و دشمن می‌شود، البته دشمن دین و دنیا.

چنانچه شیطان هم از نظر قرآن تنها دشمن دین انسان نیست بلکه دشمن دین و دنیا است که تابعین شیطان «یهلک الارض و النسل‌»اند؛ فساد فی الارض می‌کنند. پس آمریکا دشمن دین و دنیا است.

در اسلام آمریکایی ستیز با دشمن وجود ندارد چون محال است که آمریکا اسلام ستیزگر با خود را بپذیرد. بنابراین اسلام آمریکایی می‌شود اسلام بدون ستیز با دشمن؛ اسلامی که برای دشمن هیچ خطری ندارد. اسلام بدون ستیز، اسلام خمود، تو سری‌خور و پذیرنده حرف طرف مقابل است.

اسلامی که دست به تغییر هیچ چیز نمی‌زند، اسلام پس رفت. در این نوع از اسلام دشمن نمی‌خواهد که ما پیشرفت کنیم اوضاع را علیه او تغییر دهیم. منافع را از جلوی دست و پای او جمع کنیم و به نفع مردم و مستضعفین و مسلمانان کاری انجام دهیم.

 

امام خمینی(ره) مظهر اسلام انقلابی

در نهایت یک اسلام ایستا که در درون خود عقب‌نشینی پیاپی دارد تا تعبیر امیرمؤمنان(ع) بشود که «لا یبقا من الاسلام الا اسمه و لا من القرآن الا رسمه؛ از اسلام نامی بماند از قرآن خطی» همان طور که مقام معظم رهبری در صحبت‌هایشان فرمودند «این‌ها با اصل این‌که نام اسلام اینجا باشد مخالفتی ندارند، این‌ها با آن اسلامی مخالفت دارند که اسلام تغییر و پیشرفت است.»

اسلام انقلابی که حضرت امام(ره) مظهر آن بود، یعنی آن اسلامی که دشمن ستیز است و در برابر دشمن کمر خم نمی‌کند. به عبارت دیگر اسلام انقلابی یعنی اسلام ستیز با شیطان. این صفت انقلابی قید توضیحی ذات اسلام است. اسلام آمریکایی اصلاً اسلام نیست بلکه اسم است.

بر اساس تعریف مقام معظم رهبری آن‌ها(استکبار) بدشان نمی‌آید که اسم اسلام باشد. پس اسلام انقلابی یعنی همان اسلام ناب. این صفت انقلابی همان صفت ناب بودنش است. اسلام خالص، اسلام بما هو اسلام که پیامبر اکرم(ص) آورده و ائمه اطهار(ع) آن را ترویج داده‌اند و باید جریان داشته باشد.

پس اسلام‌های اسمی و انحرافی را باید به وسیله ستیزگر بودنشان با شیطان تمییز داد. ستیز با دشمن و در نظر گرفتن مصلحت فردی با هم جمع نمی‌شود. اگر بخواهید استکبارستیز باشید نمی‌توانید رفیق‌گرا هم باشید چون ممکن است در مواردی رفیق برود در اردوگاه دشمن عمل کند.

اگر بخواهید رفیق‌گرا باشید باید دست از اسلام ناب خود بردارید. اگر بخواهید دشمن‌ستیز باشید نمی‌توانید در همه جا به فکر آبروی خود باشید چون در جایی ستیز با دشمن سبب می‌شود که دشمن علیه شما دست به انتشار دروغ، تهمت و شایعات بزند.

 

مشکلات استکبار ستیزی

حتی طبیعی است که به بزرگترین شخصیت تاریخ جهان که پیامبر اکرم(ص) است دیوانه و جنگجو بگویند؛ چون ایشان استکبارستیز هستند و در مقابل، مستکبرین سعی دارند که با آبروی پیامبر اکرم(ص) بازی کنند. پیامبر اکرم(ص) آبرو را در طَبَق اخلاص می‌گذارند و دشمن‌ستیزی و شیطان‌ستیزی را بر می‌گزینند.

گفتن حقیقت و مبارزه با استکبار ممکن است سبب شود شهید شوید، زندگیتان را از دست بدهید، تبعید شوید. همان‌طور که پیش از انقلاب شاخصه انقلابی بودن تبعید شدن، ممنوع المنبر شدن، زندانی شدن و دچار شایعات شدن بود. پس اگر کسی بخواهد حقایق اسلام ناب را بگوید طبیعتاً دچار این قضایا می‌شود.

اسلام آمریکایی در طول تاریخ شناور بوده است، ولی کلمه آمریکای در طول تاریخ جابجا می‌شود. اسلام آمریکایی در زمان پیامبر اکرم(ص) اسلام ابوجهلی خوانده می‌شد؛ «قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد» در برابر پیشنهاد آن‌ها بود که گفتند: تو بیا بت ما را قبول کن ما هم می‌آییم خدای تو را قبول می‌کنیم، ستیز را کنار بگذار!

شما فکر می‌کنید ابوجهل حاضر نبود اسلام ابوسفیانی را بپذیرد؟ ابوجهل حاضر نبود اسلام معاویه را بپذیرد؟ از خدا می‌خواست به حکومت می‌رسید؛ شرابش را هم می‌خورد، پولش را هم می‌گرفت، ریاستش را هم می‌کرد، علی ابن ابی‌طالب(ص) را هم می‌کشت، امام حسن(ع) را هم می‌کشت، چرا این را نخواهد؟

 

اسلام آمریکایی یک اسم و پوشش است

اسلام آمریکایی یک اسم و پوشش است. یزید و هارون الرشید هم اسلام آمریکایی دارند. آن وقت حضرات معصومان(ع) در طول تاریخ اسلامشان اسلام ناب بود. از این جهت هم می‌بینیم که هیچ یک از حضرات معصومین(ع) زندگی راحتی نداشتند. تمام این‌ها اول تا آخر زندگیشان در دردسر بوده است؛ به خاطر این‌که اسلام دشمن‌‌ستیز داشتند همیشه یا تبعید بودند یا در زندان بودند یا محاصره‌شان می‌کردند.

آن وقت این اسلام دشمن‌ستیز بود که این تحول را در جهان ایجاد کرد. آن چنگی که اسلام آمریکایی بر کل جهان اسلام انداخته بود، خدا رحمت کند حضرت امام(ره) با معرفی اسلام ناب اسلام انقلابی این جندآب را به هم زد آرام آرام این جزیره خوش عطر جمهوری اسلامی را به وجود آورد که حالا دشمن تمام تلاشش این است که آن صفت را از او بگیرد.

انتهای پیام/

یادداشت | نقش‌های روحانیت در دفاع مقدس

یکی از جلوه‌های بسیار زیبای نقش آفرینی روحانیون، نقشی بود که آنان در بین رزمندگان گرفتار در اردوگاه‌های دشمن و دوران اسارت داشتند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نقش‌های متعددی که روحانیت در دوران دفاع نورانی و مقدس ایفا کرده‌اند، دارای ابعاد و جنبه‌های متفاوتی است.

 

1 نقش مدیریتی: مدیریت جنگ و هدایت نیروهای مسلح و هماهنگ نمودن آن‌ها و به کارگیری نیروهای مردمی و بسیج یکی از ممتازترین نقش‌هایی است که روحانیت معظم در طول جنگ ایفا نمود. از خود امام رضوان گرفته تا نمایندگان آن حضرت در شورای عالی دفاع، فرماندهی جنگ، ریاست ستادهای پشتیبانی جنگ، نمایندگی امام در سپاه و قرارگاه‌ها و... به وسیله شخصیت‌های روحانی جلوه‌هایی از این نقش مهم و تعیین کننده است.

 

2 ترغیب و دعوت دیگران: مردم متدین و خدا محور همیشه وظایف و تکالیف شرعی خود را از زبان روحانیت دریافت کرده و با هدایت و راهنمایی آنان نسبت به آن اقدام کرده و می‌کنند و لذا یکی از رسالت‌ها و وظایف بزرگ روحانیت در دوران جنگ ترغیب و دعوت مردم برای حضور در میادین جنگ و امتثال امر امام بود، همان نقشی که خدا به آن امر کرده و آنان از پیامبر اکرم(ص) به ارث برده بودند.

 

3 تقویت ایمان و قدرت معنوی رزمندگان: در نبرد نابرابر و در مقابل دشمنی که به انواع سلاح‌ها و امکانات جنگی مجهز بود، اساسی‌ترین و برجسته‌ترین عامل استقامت، موفقیت و پیروزی‌های بزرگ و شگفت آور رزمندگان، نیروی ایمان، ارزش‌های معنوی و تکلیف محوری جبهه حق و مجاهدان در راه خدا بود. روحانیت به عنوان یکی از اساسی‌ترین تکالیف خود در افزایش این عامل موفقیت و تقویت بنیه ایمانی و ارزشی و استقامت در سنگر نشینی مردم از انقلاب و نظام اسلامی نقش محوری و چه بسا منحصر به فرد داشتند.

 

4 جبهه‌های جنگ و حضور روحانیت: حضور گسترده روحانیون در جبهه‌ها از علمای عظام و شخصیت‌هایی مانند مقام معظم رهبری، آیات بهاء الدینی، شاه آبادی، اشرفی اصفهانی، مدنی، آقاجواد تهرانی، صدرالدین حائری، مشکنی و... گرفته تا طلاب و روحانیون تبلیغی رزمی، حقانیت این عمل مقدس و مشروعیت و اولویت این تکلیف الهی را تقویت نموده و دیگر اقشار و رزمندگان را در راهی که انتخاب کرده‌اند، قوت قلب، اطمینان و استقامت بیشتری می‌بخشید.

 

5 ترویج ارزش‌های اخلاقی و آموزش دینی: یگان‌های رزمی دارای وضعیت واحد و یکسانی نبودند و اینطور نبود که همیشه مشغول عملیات و درگیری باشند. گاه ضرورت داشت رزمندگان برای مدتی در یگان‌های رزم منتظر فرصت و تدبیر فرماندهان بمانند تا در خطوط اول یا عملیات‌های حضور یابند. در چنین وضعیتی روحانیون مستقر در جبهه‌ها و روحانیون اعزامی بیشترین نقش و وظیفه را ایفا می‌کردند و با برگزاری کلاس‌های آموزشی و جلسات معنوی و یا ارتباطات صمیمی و فردی ضمن پرکردن اوقات فراغت نسبت به ارتقاء سطح علمی و معنوی رزمندگان اهتمام می‌کردند.

 

6 حفظ روحیه جهادی در جامعه: تأکید حضرت امام(ره) و دیگر رهبران و مدیران عالی رتبه کشور این بود که در دوران جنگ و دفاع مقدس، مهم‌ترین مسأله کشور و اساسی‌ترین دغدغه مسئولین و مردم حفظ روحیه انقلابی و جهادی و اولویت دادن به جنگ و دفع تجاوز دشمن باشد. بحق روحانیون عزیز در اجتماعات مذهبی و مراسم مختلف در حفظ و استمرار روحیه جهادی و سلحشوری و آمادگی همراه با بصیرت مردم بسیار مؤثر و نقش آفرین بودند.

 

7 پشتیبانی از دفاع مقدس: اداره و تأمین نیازهای دفاع و جنگی بزرگ بدون کمک و پشتیبانی معنوی و مادی و مالی مردم امکان نداشت و روحانیون عزیز در ترغیب و تشویق مردم برای کمک و ایثار مال و تهیه امکانات مورد نیاز رزمندگان دارای نقش تعیین کننده بود. چنان که در مدیریت این کار و نظارت بر جمع آوری کمک‌های مردمی و رساندن آن به جبهه‌ها آنان با احساس مسئولیت و وظیفه جهادی بزرگ را انجام می‌دادند.

 

8 پیشتازی در جهاد و شهادت: نقش روحانیون در دفاع مقدس به ترغیب و تشویق دیگران و آماده ساختن مردم برای جهاد و مبارزه محدود نمی‌گردد، بلکه آنان خود در میدان مجاهدت و شهادت طلبی و ایثار پیشتاز دیگران بوده و سلاح به دوش در خط مقدم و عملیات‌ها حضور یافته و با عشق و شوق به شهادت و جهاد صحنه‌های زیبا و عظمی را خلق کردند.

 

9 حفظ نیروها بعد از عملیات و کمک به فرماندهان: یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فرماندهان جنگ و یگان‌های رزم این بود که بعد از عملیات چگونه انگیزه و شوق را رزمندگان حفظ و یگان‌های خود را برای عملیات بعدی بازسازی و آماده کنند و روحانیون در این زمان هم بهترین یاری و کمک را به آنان نموده و با توجه به راهنمایی رزمندگان فرماندهان را بدون مشکل و مانعی برای عملیات بعدی نصرت می‌کردند.

 

10 نقش روحانیون در دوران اسارت: یکی از جلوه‌های بسیار زیبای نقش آفرینی روحانیون، نقشی بود که آنان در بین رزمندگان گرفتار در اردوگاه‌های دشمن و دوران اسارت داشتند که از یک طرف با حفظ روحیه انقلابی و دینی مانع آسیب دیدن روحیه رزمندگان و خدشه دار شدن قدرت مقاومت آنان گردیدند و از طرفی از این فرصت برای ارتقاء سطح علمی و دینی این عزیزان بیشترین بهره را بردند.

 

نویسنده: محمد راد

منابع:

1 - عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس

2 - حوزه و روحانیت دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران 1376

3 - آیین انقلاب اسلامی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران 1373

4 - صحیفه نور

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.