پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

گزارش | ریشه غده سرطانی اسرائیل در کاخ سفید است

امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است» ولی درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید و کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ(1399/02/29) در شهر مقدس قم برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم در این مراسم در سخنانی با بیان این‌که جهانی شدن مسأله قدس امری مسلم است، اظهار کرد: امام خمینی(ره) علمدار دینی شدن مبارزه با اسرائیل است، اما امروزه این عَلَم به دست کیست؟ به عبارت دیگر امام خمینی(ره) مبارزه را دینی کردند، اما به چه دلیل امروزه مبارزه سیاسی اعلام شده است؟

وی افزود: اگر چه این مبارزه از حوزه نشر و گسترش پیدا کرد، ولی عنوان دینی‌اش در آن ذاتی نشد، برای نمونه مباحث صلات، روزه و خمس در حوزه ذاتی هستند، ولی مبارزه با صهیونیست به عنوان یک بحث روز فقهی، ذاتی حوزه نشده و درباره آن بحث نمی‌شود.

استاد درس خارج حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در این جلسه دو نفر از اساتید آیات مربوط به مبارزه با اسرائیل را بیان کردند که اگر از آن‌ها سؤال شود ابتکار شخصی است یا دوره تخصصی در حوزه دیده‌اند؟ خواهند گفت ابتکار شخصی است؛ به چه دلیل در پایان نامه‌های حوزوی قدس به عنوان بحثی دینی ترویج نمی‌شود؟

وی با تأکید بر این‌که حوزه علمیه در زمینه کرونا انفعالی عمل کرده است، بیان داشت: ابتدا که موضوع کرونا مطرح شد، حوزه علمیه اطلاعی از عمق ماجرای آن نداشت. البته نهادهای شخصی در این زمینه کار کردند ولی حوزه به صورت عمیق موضوع را متوجه نشد تا به حوزویان نیز اطلاعات کافی را بدهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب گفت: آیا در زمینه باز شدن مساجد در حوزه علمیه وحدت نظر وجود دارد؟ برخی می‌گویند باز شود و برخی می‌گویند مطلقاً بسته باشد، چرا؟ چون جامعه اطلاعاتی نداریم. ما انفعالی برخورد می‌کنیم، هجومی نیستیم. چرا که خمیرمایه مطالب دستمان هست ولی شکل دهی و دسته بندی آن صورت نمی‌گیرد.

وی ادامه داد: برای بحث صهیونیسم که جهانی شده و کل عالم سیاست روی آن می‌چرخد تازه در حوزه علمیه دو واحد درس آن هم در رشته تخصصی اختصاص داده شده است، این نشان دهنده عدم روشن شدن ذات قضیه است. در حالی که باید بدانیم پای موضوع مبارزه با صهیونیست و دفاع از فلسطین خون‌ها ریخته شده است.

کارشناس مسائل سیاسی با تصریح بر این‌که حوزه باید در زمینه فلسطین از حالت انفعالی خارج شده و هجومی عمل کند، گفت: حوزه باید در این زمینه علمدار شود. البته محتوای علمی در زمینه فلسطین در حوزه علمیه فراوان است و در هیچ جای عالم چنین اطلاعاتی را نمی‌توان یافت، ولی تبدیل به اعلان نشده است.

وی افزود: امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است»، درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید، کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب در پایان تأکید کرد: البته حوزه کار کرده و بسیار هم پیش رفته است ولی امیدواریم گام‌های بعدی را جدی‌تر و قوی‌تر بردارد. حوزه اگر بخواهد و تلاش کند چه بسا 25(برای نابودی رژیم صهیونیستی) سال را می‌تواند به یک یا دو سال کاهش دهد.

انتهای پیام/

گزارش اختصاصی | جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم

امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است»، درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید، کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ نخستین نشست تخصصی «جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» با هدف شناسایی ظرفیت حوزه‌های علمیه از سوی مؤسسه بررسی‌های راهبردی بعثت با حضور اساتید حوزه و دانشگاه در تاریخ(1399/02/29) در شهر مقدس قم برگزار شد.

در این مراسم حجج‌اسلام مهدی طائب، لطفی نیاسر، زمانی، سلیمانی، عباسی، لیالی و... به ایراد سخن پرداختند.

حجت‌الاسلام محسن محمدی، دبیر علمی نشست با تأکید بر جریان شناسی دفاع از فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی خاطرنشان کرد: در داخل و خارج جهان اسلام افراد و گروه‌هایی در دفاع از فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کنند.

وی ادامه داد: یکی از گروه‌ها علما و حوزه‌های علمیه هستند که از پایگاه دین از فلسطین دفاع و با رژیم صهیونیستی مبارزه کرده و می‌کنند.

دبیر علمی نشست با بیان این‌که علما از همان ابتدای تهاجم اسرائیل غاصب به فلسطین در برابر این موضوع موضع گرفته و اقدامات خوبی داشته‌اند، یادآور شد: از علمایی همانند کاشف الغطا، علامه شرف الدین گرفته تا آیت‌الله کاشانی این مبارزات ادامه داشته، ولی بدون شکل نقطه عطف این موضوع حضرت امام راحل هستند.

وی افزود: حضرت امام مبارزات ضد صهیونیستی را به یک گفتمان تبدیل کردند و این موضوع را به فضای علمی، نخبگانی و اجتماعی کشاندند. شاهکار ایشان روز قدس بود که سبب شد تمام جهان اسلام با موضوع فلسطین مرتبط شوند.

حجت‌الاسلام محمدی بیان کرد: امام از سال 42 مبارزه با رژیم صهیونیستی را به عنوان یکی از مؤلفه‌های انقلاب اسلامی مطرح کردند. انقلاب اسلامی تنها ضد شاه و آمریکا نبود، بلکه ضد صهیونیست نیز بود. پس از امام، رهبر معظم انقلاب این مبارزات را به صورت واضح‌تر و آشکارتر مطرح کردند.

وی اضافه کرد: رهبر معظم انقلاب بر انقلابی بودن حوزه تأکید دارند که بخشی از انقلابی بودن حوزه به دشمن شناسی است. ایشان به صورت ویژه بر دشمن شناسی رژیم صهیونیستی تأکید دارند.

دبیر علمی نشست تأکید کرد: حوزه علمیه که پرچم مبارزه با صهیونیست را برافراشته اکنون نیز باید با قوت این پرچم را در دست بگیرد، چون کسانی دیگری که داعیه دار آن هستند، از جهاتی توان این کار را ندارند.

وی ادامه داد: البته شاید تشکیل انقلاب اسلامی و حاکمیتی شدن مبارزه با رژیم صهیونیستی سبب شده علما و حوزه‌های علمیه نسبت به مبارزه با رژیم صهیونیستی کمتر بپردازند در حالی که هر جا حوزه ورود کرده، پیروز شده‌ایم.

 

علل استمرار رژیم صهیونیستی

حجت‌الاسلام والمسلمین علی عباسی، رئیس جامعه المصطفی العالمیه به عنوان سخنران نخست، روز قدس را یک مسأله بین‌الملل اسلامی و جهانی دانست و گفت: طی چهار دهه، روز قدس در میان مردم به خوبی جا افتاده است، هر چند رسانه‌های دشمن به دنبال کم رنگ کردن آن هستند ولی تاکنون توفیق چندانی نداشته‌اند.

وی افزود: مسأله فلسطین شاید مهمترین مسأله دنیا اسلام است و آن را باید بر همین کیفیت مطرح کرد. نخبگان، اساتید، اندیشمندان، روحانیون و... نباید اجازه دهند این مسأله مشمول مرور زمان شود. تلاش اصلی مراکز علمی و پژوهشی باید زنده نگه داشتن این مسأله و تبدیل شدن آن به آرمان باشد.

رییس جامعه المصطفی العالمیه با اشاره به این‌که نباید مسأله فلسطین تبدیل به یک موضوع قومیتی و طایفه‌ای شود، خاطرنشان کرد: به یک معنا مسأله فلسطین نه تنها مسأله جهان اسلام که یک مسأله جهانی و بشری است. کسانی که مسأله فلسطین را مسأله عربی مطرح کرده‌اند، اشتباه راهبردی کرده‌اند.

وی درباره علل استمرار رژیم صهیونیستی تصریح کرد: یک دلیل آن نفوذ گسترده جریان صهیونیست در عالم است. این جریان سلطه جو و ثروت طلب خطری برای تمام بشر است. در بسیاری از کشورهای غربی کاندیداها برای موفقیت باید توجه این جریان را جلب کنند. معرفی کردن چهره این جریان باید از سوی مراکز علمی و پژوهشی جدی گرفته شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین عباسی، حمایت قدرت‌های مختلف همانند انگلستان و آمریکا را عامل دوم استمرار رژیم صهیونیستی دانست و اذعان کرد: عامل سوم کوتاهی و بی عملی نهادهای به اصطلاح بین‌المللی است. افشای این حقایق باید توسط علما و نخبگان صورت گیرد.

وی سستی و خیانت برخی دولت‌های به ظاهر اسلامی را عامل چهارم استمرار رژیم صهیونیستی برشمرد و گفت: تمام این‌ها دست به دست هم داده‌اند تا این رژیم غیر قانونی و غیر انسانی استمرار داشته باشد.

رییس جامعه المصطفی العالمیه با بیان این‌که انقلاب اسلامی ورق را عوض کرد، تصریح کرد: جریان مقاومت که برآمده از اندیشه انقلاب اسلامی است، طی چند دهه معادلات را تغییر داده است. این تفکر باید از سوی حوزه‌های علمیه و علمای دین مطرح شود.

وی بیان داشت: نسخه شفا بخش دنیای اسلام برای عبور از پدیده جعلی رژیم صهیونیستی اندیشه مقاومت و انقلاب اسلامی است. به همین دلیل تمام تلاش دشمن ضربه زدن و حذف این تفکر است.

حجت‌الاسلام والمسلمین عباسی در پایان سخنان خود با اشاره به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیم گیری ساکنان(بومیان) فلسطین درباره سرنوشت این کشور گفت: این یک پیشنهاد منطقی و عقلایی است ولی چون تمام تلاش دشمن حفظ رژیم جعلی اسرائیل است، در برابر این پیشنهاد موضع می‌گیرند.

 

یک فریاد شهید مطهری را در راه مبارزه با اسرائیل نزدیم

حجت‌الاسلام والمسلمین لطفی نیاسر، استاد حوزه علمیه قم به عنوان دومین سخنران با اشاره به این‌که حوزه باید برای خودش فکری بکند، بیان داشت: دشمن حسابی در حال کار کردن است، حوزه چه می‌کند؟ کرونا آمد تمام نماز جمعه‌ها و جماعت‌ها را تعطیل کردند، روز قدس را تعطیل کردند، در حالی که در روستاها و شهرهای کوچک خبر خاصی نبود.

وی اضافه کرد: متأسفانه هر کسی به سلیقه خودش برای دین نسخه می‌پیچد. روز قدس و عید فطر را تعطیل کردند. کرونا به فریاد خیلی‌ها رسید. همه دهان‌ها بسته شد. کسی نمی‌تواند انتقاد سازنده کند.

این استاد حوزه عنوان کرد: خیلی از آقایان دوست نداشتند روز قدسی باشد و اکنون راحت هستند. گویی دین تعطیل شده است. دین به نماز، روزه و... است. فکری باید کرد. حوزه اکنون خواب است. باید کاری بکند. ما در حوزه برای قدس چه کرده‌ایم؟ هیچ! یک فریاد شهید مطهری را ما نزده‌ایم. کجای حوزه فریاد زد؟

حجت‌الاسلام والمسلمین لطفی نیاسر با اشاره به این‌که وقتی در فضای مجازی نوشته می‌شود، شهید لطفی نیاسر شهید راه مبارزه با اسرائیل است، این پیام‌ها از تمامی فضای مجازی پاک می‌شود، یادآور شد: شهید مهدی لطفی نیاسر: می‌گفت داعش، عربستان و منافقان بازیچه هستند. ما فقط دو دشمن اصلی یعنی اسرائیل و آمریکا داریم.

 

تکلیف شرعی جهان اسلام درباره فلسطین

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی، مسئول دفتر اجتماعی و سیاسی حوزه‌های علمیه به عنوان سخنران سوم، با بیان این‌که جرقه فتنه صهیونیست از سال 1904 زده شده است، اذعان کرد: بیش از 70 سال است که مردم مظلوم فلسطین فریاد کمک خواهی در برابر غاصبین دارند ولی امت اسلامی چه کرده است؟ امت اسلامی دیِن خود را نسبت به نجات فلسطینیان انجام نداده است، تکلیف زمین مانده‌ای است.

وی ادامه داد: ما می‌توانیم تکلیف شرعی خود درباره فلسطین را از قرآن دریافت کنیم. از آیات قرآن می‌توان چهار تکلیف شرعی درباره فلسطین استخراج کرد؛ 1- مبارزه و سازش ناپذیری مردم فلسطین درباره حاکمیت اسرائیل غاصب. 2 وجوب حمایت نظامی و جهاد بر بقیه ملت‌ها از فلسطینیان مظلوم. 3- حرمت و عدم اجازه ارتباط دول اسلامی با اسرائیل غاصب و 4 پشتیبانی مالی از نهضت فلسطین.

مسئول دفتر اجتماعی و سیاسی حوزه‌های علمیه با اشاره به این‌که حوزه‌های علمیه و مراکز پژوهشی باید وظایف شرعی امت اسلامی در برابر فلسطین را استخراج و تبیین کنند، گفت: برخی به غلط خیال می‌کنند که حمایت از فلسطین یک کار سیاسی بوده و ماهیت قرآنی و شرعی ندارد.

وی افزود: همان گونه که قرآن بر وجوب نماز تأکید می‌کند، بر وجوب دفاع از مظلوم نیز تأکید کرده است، ولی چرا آن کار دینی ولی این کار سیاسی خوانده می‌شود؟ از عالمان دین و مجتهدین دین تعجب می‌کنیم که این موضوع را تکلیف و واجب شرعی نمی‌دانند.

حجت‌الاسلام والمسلمین زمانی در ادامه سخنان خود تأسیس کمیته مشترک علمای ایران و فلسطین را از جمله اقدامات مرکز بین‌الملل حوزه دانست و یادآور شد: به تعبیر علمای فلسطین، امام خمینی(ره) اولین عالم جهان اسلام هستند که نبرد با صهیونیسم را جهاد شرعی عنوان کردند و کشته شدگان این راه را شهید راه اسلام دانستند، در حالی که در آن زمان، بسیاری از علمای جهان اسلام حاضر نبودند این موضوع را علناً بیان نمایند.

وی همچنین به بیان سخنی از آیت‌الله شهید مطهری در این باره و تاکید ایشان بر لزوم شناخت درست شمر و یزید زمان پرداخت و گفت: به لطف الهی، اندیشه مقابله با صهیونیسم در میان طلاب و حوزویان نهادینه شده که آثار تلاش‌های علمی این اندیشمندان در جای جای جهان قابل مشاهده است.

مسئول دفتر اجتماعی و سیاسی حوزه‌های علمیه تأکید کرد: فلسطینیان می‌دانند که جمهوری اسلامی ایران تنها راه نجات آن‌هاست، وگرنه بقیه کشورهای اسلامی هیچ کمکی نمی‌کنند.

 

برنامه‌های پیدا و پنهان اسرائیل برای ارتباط گیری با دول اسلامی

حجت‌الاسلام والمسمین مهدی سلیمانی، امام جمعه مشهد اردهال کاشان، به عنوان چهارمین سخنران با اشاره به این‌که مبارزه با رژیم صهیونیستی منشأ قرآنی دارد، گفت: این رژیم بی اصل، بی ریشه، نامشروع، سارق و متجاوز است به همین دلیل وظیفه قرآنی ما مبارزه با آن است.

وی ادامه داد: یکی از دلایل مبارزه با این رژیم منحوس که نحسیت آن بیشتر از کروناست، این است که ماهیت و وجودش ایجاد فتنه در عالم و بشریت است. با این رژیم فتنه گر و مایه فتنه باید مبارزه کرد. قرآن می‌فرماید این گروه به دنبال تعطیلی مساجد هستند. چه بسا این‌ها بخواهد از وضعیت کنونی نیز برای تعطیل کردن مساجد دنیا استفاده کنند.

امام جمعه مشهد اردهال کاشان با بیان این‌که بخش علمی حوزه باید تفاسیر مناسبی درباره آیات مرتبط با دشمنان به ویژه یهود ارائه دهد، اذعان کرد: بهترین و معتبرترین نهادی که می‌تواند بحث‌های قرآنی خوبی درباره ابطال رژیم نامشروع صهیونیست داشته باشد، علمای دین و حوزه‌های علمیه هستند.

وی افزود: تمام هم و غم دنیا تلاش برای بقای رژیم صهیونیستی است. چرا که می‌خواهند دشمن خدا حاکم زمین باشد. در حالی که خدا می‌گوید دین من باید بر زمین حاکم باشد. به همین دلیل همه باید بدانند که صراحت آیات قرآن نفی چنین رژیم و مبارزه با آن است.

حجت‌الاسلام والمسلمین سلیمانی تأکید کرد: رژیم صهیونیستی برای خود برنامه داشته و در سیاست خارجی به دنبال رفع تنش و اعتبار بخشی به خود است. رژیم صهیونیستی همواره تلاش می‌کند که کشورهای به ظاهر مخالفش را نیز متقاعد کرده و خود را به عنوان یک حکومت معتبر معرفی کند.

وی تصریح کرد: کشورها در رفتار با رژیم صهیونیستی چهار دسته هستند؛ 1- ارتباطات علنی دارند، همانند کشورهای آسیانه میانه و برخی کشورهای اسلامی. 2 دارای روابط محرمانه هستند، همانند عربستان سعودی، امارات. 3- ورودی در این قضیه نمی‌کنند، همانند عراق، کویت 4- کشورهایی همانند ایران و سوریه با تأسی بر منویات امام راحل و رهبر معظم انقلاب سر ستیز با اسرائیل غاصب دارند.

امام جمعه مشهد اردهال کاشان با اشاره به این‌که رژیم صهیونیستی به دنبال ایجاد ارتباط محرمانه با کردهای عراق است، گفت: همچنین این رژیم به دنبال نفوذ بیشتر در کشورهای حاشیه خلیج فارس است.

وی ادامه داد: به کارگیری عربستان برای ایجاد دشمنی بیشتر با ایران و ایجاد اختلاف میان مصر و سودان از دیگر برنامه‌های رژیم صهیونیستی است. ولی بحمدلله جبهه مقاومت شکل گرفته و ما باید در بعد نظامی و علمی به مبارزه با این رژیم غاصب بپردازیم.

حجت‌الاسلام والمسلمین سلیمانی با بیان این‌که خوشبختانه در بعد نظامی پیشرفته‌های خوبی داشته‌ایم، یادآور شد: البته حوزه علمیه در بُعد علمی خدمات شایانی داشته ولی در زمینه مبارزه علمی با رژیم صهیونیستی و ترویج افکار امام ضعیف بوده‌ایم.

وی اضافه کرد: متأسفانه در درون حوزه افرادی نسبت به رژیم صهیونیستی بی اعتنا هستند. ما طالب جنگ نیستیم ولی باید قوی باشیم. امام راحل وظیفه خود را انجام دادند، رهبر معظم انقلاب نیز وظیفه خود را انجام می‌دهند، ولی ما باید از خودمان بپرسیم که چه کار می‌کنیم.

 

حمایت علمی و معرفتی حوزه از فلسطین

حجت‌الاسلام والمسلمین اسکندری، استاد حوزه به عنوان سخنران پنجم با بیان این‌که می‌توان به فلسطین سه نوع کمک مالی، نظامی و علمی داشت، تأکید کرد: اصل کمک نظامی است و کمک مالی و علمی مقدمه‌ای برای کمک نظامی است.

وی افزود: کمک علمی و معرفتی وظیفه‌ای مستقیم برای حوزه است. البته پیش از انقلاب فعالیت‌های روحانیت در مبارزه با اسرائیل بیشتر از اکنون بود. دلیلش نیز این است که روحانیت پس از انقلاب مبارزه با رژیم صهیونیستی را بر عهده نظام گذاشته است.

استاد حوزه با اشاره به این‌که مؤسسات مختلفی در زمینه مبارزه با رژیم صهیونیستی فعالیت می‌کند، تأکید کرد: حوزه باید یک مؤسسه رسمی در این زمینه داشته باشد. حوزه در گام نخست باید در میان حوزویان، سپس در میان مردم فلسطین و در درجه سوم میان جامعه اسلامی بینش سیاسی ایجاد کند.

وی عنوان کرد: متأسفانه برخی از حوزویان به دلیل تحلیل‌های اشتباه مذهبی نسبت به فلسطین بی اعتنا هستند.

 

تنظیم درسی درباره شناخت فلسطین و صهیونیست برای طلاب

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی لیالی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی سخنران ششم مراسم بود که به تشریح وظیفه حوزه در زمینه فرهنگی، پژوهشی و تبلیغی در قبال فلسطین اشغالی پرداخت و یادآور شد: نخستین کار ایجاد کمیته فلسطین در حوزه است.

وی ادامه داد: تشکیل دبیرخانه دائمی برای انتفاضه و ارتباط مستمر علمای کشور با علمای سایر کشورها درباره فلسطین از دیگر کارهایی است که باید صورت گیرد.

این استاد حوزه با یادآوری این موضوع که حوزه می‌تواند آموزش زبان عبری برای طلاب مبلغ داشته باشد، خاطرنشان کرد: بیشترین قوت رژیم صهیونیستی در جنگ رسانه‌ای است. تهیه کتب و جزوات آموزشی برای طلاب می‌تواند کار دیگر حوزه در زمینه مبارزه با رژیم صهیونیستی باشد.

وی افزود: حداقل برای طلاب چند واحد درسی درباره شناخت فلسطین و رژیم صهیونیستی تنظیم شود. کار دیگری که حوزه باید انجام دهد جهت دهی پایان نامه‌های حوزوی درباره موضوع فلسطین و صهیونیست است.

حجت‌الاسلام والمسلمین لیالی همچنین بر شناخت سینمای هالیوود، صهیونیست مسیحی، اشتراکات یهودیت و مسیحیت و... نیز تأکید کرد، اذعان داشت: رهبر معظم انقلاب فرمودند رژیم صهیونیستی از بین خواهد رفت، ولی باید ببینیم از درون می‌پاشد یا از بیرون. در مرحله بعد ببینیم لایه‌های درونی که سبب فروپاشی این رژیم می‌شود، چیست.

وی اضافه کرد: باید موضوع تروریست دولتی رژیم صهیونیستی و همچنین تحریم کالاهای این رژیم در امور پژوهش حوزه مورد بررسی قرار گیرد.

 

وظیفه حوزه در برابر صهیونیزم بین‌المللی

حجت‌الاسلام والمسلمین صحرایی اردکانی، استاد حوزه و دانشگاه نیز به عنوان سخنران هفتم با بیان این‌که ۴۱ سال است که انقلاب مسیر خود را در مبارزه با صهیونیست طی می‌کند، ولی جایگاه حوزه کجای این مسیر است، بیان داشت: اگر عملکرد حضرت امام راحل و رهنمودهای حضرت آقا را بگیریم حوزه به‌خودیِ‌خود چیکار کرده است؟ آیا واقعاً عملکرد خاصی داریم که قابل دفاع باشد؟

وی ادامه داد: اسرائیلی کار می‌کنند، تحقیق می‌کنند، برنامه‌ریزی می‌کنند و عمل می‌کنند، ولی ما تحقیق می‌کنیم برای تحقیق، تحقیق می‌کنیم برای نوشتن، سمینار می‌گیریم ولی باید عمل کنیم. خروجی این جلسه‌ چه می‌شود؟ اگر خروجی سمینارها کتاب باشد که کتاب فایده‌ای ندارد باید به عمل برسیم.

این استاد حوزه تأکید کرد: در حوزه علمیه گفته می‌شود که واجب است به نظرات آقا عمل کنیم. حضرت آقا فرمودند «صهیونیسم بین‌الملل» صهیونیسم بین‌الملل شامل مسیحیت، یهودیت و اسلام می‌شود، یعنی در شیعیان افرادی هستند که از آن‌ها دفاع می‌کنند. یعنی در همین حوزه کسانی هستند که مروج نظرات آن‌ها هستند. آیا در این زمینه کار شده است؟

وی افزود: در اسرائیل، دانشکده‌ها و پژوهشکده‌هایی وجود دارد که شیعه را بهتر از ما می‌شناسند. افرادی را به ایران می‌فرستند و خوب کار می‌کنند. دوستان ما در موضوع نفوذ چیکار کردند؟ چگونه دشمن در زیرزمین خانه‌ای واقع در نیروگاه می‌نشیند و اطلاعاتی از حوزه به دست می‌آورد که خیلی از مراجع و بزرگان و مدیران حوزه اطلاعی از آنها ندارند. او ضعف‌ها و قوت‌ها و آسیب‌ها و تهدیدات را احساس می‌کند ولی مدیر حوزه چنین تسلطی ندارد ولی او نفوذِ خوبی دارد. چقدر روی این مباحث کار کردیم؟

حجت‌الاسلام والمسلمین اردکانی عنوان کرد: آقا فرمودند «این اسناد لانه جاسوسی» آیا اسناد لانه جاسوسی در حوزه تدریس می‌شود؟ دانشگاهیان اقداماتی کردند و نتایج آن به صورت کتاب منتشر شد ولی نمی‌توانید آن کتاب‌ها را پیدا کنید. بحث نفوذ مهم است و ما باید کار کنیم. چطور قائم مقام رهبری را به جایی رساندند که همه ما می‌دانیم؛ آیا این تیم از بین رفته است؟

وی اضافه کرد: در جایی خواندم که وقتی کری می‌خواست با ایران مذاکرات کند، اول با یکی از مهره‌های سید مهدی هاشمی در خارج صحبت می‌کند تا راهکارهای تعامل با ایران را یاد بگیرد. آیا تیم نفوذی که می‌بینیم تمام شده یا هنوز هم وجود دارند؟ کدیور را داشتیم ببینید الان کجاست؛ سروش را داشتیم الان ببینید کجاست. همه صداوسیما را به دست سروش داده بودیم، الان کجاست. نکند الان همان اتفاقات بیفتد. نکند صداوسیما به دست کسانی باشد که صحبت‌های خلافی را خورد مردم دهند. خلاصه باید کار کنیم.

کارشناس مسائل سیاسی اذعان کرد: دشمن کاری می‌کند که معادلات به هم می‌ریزد. همه جهان درگیر کرونا شدند. بعداً کشف خواهد شد که همه این‌ها سرکاری بوده است. در رابطه با سیگار، سالانه ۱۱ هزار کشته یعنی روزی سی نفر کشته می‌دهیم هیچ کسی حساسیت نشان نمی‌دهد. به خاطر پول و درامد آن هیچ‌کسی حرفی نمی‌زند. آمار پارسال تصادفات بین ۴۵ تا ۵۵ نفر در روز بود، اگر میانگین 50 نفر را در نظر بگیریم سالانه هجده‌هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. روزانه 700 جنین در ایران سقط می‌شود که سالانه 255 هزار نفر می‌شود. آیا کاری می‌کنیم.

این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: نباید دشمن سوار بر فکر و اندیشه ما شود. به‌جز بعضی، همه دولتی‌های ما تحصیلکرده خارج و دوستان مذاکره با کری و نشستن با آن‌ها و فالوده خوردن هستند. بیایید در حوزه کاری کنیم و واقعاً وظیفه را تشخیص بدهیم. اگر وظیفه ما پیروی از مقام معظم رهبری است در این نشست‌ها بگوییم که حضرت آقا در رابطه با صهیونیسم چه سیری را برای ما مشخص کرده است و در این ۴۱ سال کجا بودیم. نشستن در جلسات و سمینارها، بررسی آیات و روایاتی که مفسرین توضیح دادند و گفتند که لات قوم یهود است، جزو مسلمات ماست. باید ما به‌روز شویم و حوزه را به‌روز کنیم.

 

تشیع انگلیسی و صهیونیزم جهانی

دکتر ابراهیم زاده، کارشناس مسائل سیاسی نیز به عنوان سخنران هشتم گفت: من سه وظیفه عرض می‌کنم. یک، جایگاه قدس و فلسطین در نظام آموزشی، نظام پژوهشی و تبلیغ حوزه کجاست. بارها حضرت آقا فرمودند که از کارهای ویترینی پرهیز کنید. بیشتر کارهای ویترینی را در نظام پژوهشی، نظام آموزشی و نظام تبلیغی می‌بینیم.

وی ادامه داد: دو نکته به بدنه انقلابی برمی‌گردد. مسئله فلسطین با شاخص‌های انقلاب، با مسئله وحدت، با مسئله تقریب، با مسئله فرایند تمدن اسلامی و خیلی چیزهای دیگر گره خورده است. در حوزه شاهد هستیم که شیعه انگلیسی کاری انجام می‌دهد که راهبرد اصلی آن نجات اسرائیل و رژیم صهیونیستی است.

دکتر ابراهیم زاده تصریح کرد: در روز قدس سال ۸۸ با شعارهای روبه‌رو شدیم که امروز در حوزه لیبرال‌ها و خصوصاً معممین لیبرال به دنبال تئوریزه کردن نظام جمهوری اسلامی هستند. کوتاه سخن، واقعیت امر این است که هم شیعه انگلیسی و هم لیبرال‌های حوزوی در اردوگاه‌ صهیونیسم قرار دارند و کسی که با آن‌ها مبارزه کند در حقیقت با صهیونیسم مبارزه کرده است.

وی یادآور شد: کسانی هم که به هر نحوی به شیعه انگلیسی و لیبرال‌ها مشروعیت و مقبولیت می‌دهند و در نشست‌هایشان شرکت می‌کنند، بدانند که بدنه انقلابی حوزه هیچ‌گاه برنمی‌تابد که نامِ مقدس قدس بر زبان این‌ها جاری شود.

 

اسرائیل بر دوش استعمار جهانی

دکتر محمود مهتدی، دیپلمات سابق ایران در کشورهای اروپایی به عنوان سخنران نهم این نشست علمی، با بیان این‌که گفته می‌شود علما ورثه انبیا هستند، تأکید کرد: تمام انبیا دارای حرکت و نهضت بوده‌اند ولی چرا علما چنین حرکتی ندارند؟ چگونه علمی از انبیا به علما ارث می‌رسد که حرکتی ایجاد نمی‌کند!

وی ادامه داد: حوزه علمیه باید از داخل متون دینی همانند قرآن چگونگی ایجاد حرکت را مطرح کند. حوزه باید جامعه شناسی حرکت را در درون خود داشته باشد و آن را به دانشگاه منتقل کند. در حوزه باید جامعه شناسی امنیتی وجود داشته و از آنجا به دانشگاه منتقل شود.

کارشناس مسائل سیاسی یادآور شد: از حوزه برای تدریس به دانشگاه می‌روند، ولی چرا حوزه از اساتید دانشگاه دعوت نمی‌کند تا مسائلی همانند جامعه شناسی را برای آن‌ها بیان کند. ما دوست داریم حوزه در تمامی مسائل سرآمد باشد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این‌که برخی خیال می‌کنند صهیونیست‌ها پس از وعده بالفور در سال 1917به وجود آمدند، یادآور شد: چه می‌شود در سال 1945 اسرائیل و سازمان ملل به وجود می‌آید؟ ارکان حقوقی سازمان ملل مربوط به یهود است. چه اتفاقی افتاده؟ این‌ها از رمزهای پیچیده جنگ جهانی دوم است.

دکتر مهتدی در جمع بندی سخنان خود گفت: خیال نکنیم اسرائیل یک کشور و گروه است، بلکه اسرائیل یک هویت یهودی است که سوار بر دوش استعمار است. در گذشته فقط استعمار بود ولی اکنون استعماری وجود دارد که اسرائیل بر دوش آن سوار شده است.

 

ریشه غده سرطانی اسرائیل در کاخ سفید است

حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، استاد درس خارج حوزه علمیه قم به عنوان سخنران پایانی مراسم با بیان این‌که جهانی شدن مسأله قدس امری مسلم است، اظهار کرد: امام خمینی(ره) علمدار دینی شدن مبارزه با اسرائیل است، اما امروزه این عَلَم به دست کیست؟ به عبارت دیگر امام خمینی(ره) مبارزه را دینی کردند، اما به چه دلیل امروزه مبارزه سیاسی اعلام شده است؟

وی افزود: اگر چه این مبارزه از حوزه نشر و گسترش پیدا کرد، ولی عنوان دینی‌اش در آن ذاتی نشد، برای نمونه مباحث صلات، روزه و خمس در حوزه ذاتی هستند، ولی مبارزه با صهیونیست به عنوان یک بحث روز فقهی، ذاتی حوزه نشده و درباره آن بحث نمی‌شود.

استاد درس خارج حوزه علمیه خاطرنشان کرد: در این جلسه دو نفر از اساتید آیات مربوط به مبارزه با اسرائیل را بیان کردند که اگر از آن‌ها سؤال شود ابتکار شخصی است یا دوره تخصصی در حوزه دیده‌اند؟ خواهند گفت ابتکار شخصی است؛ به چه دلیل در پایان نامه‌های حوزوی قدس به عنوان بحثی دینی ترویج نمی‌شود؟

وی با تأکید بر این‌که حوزه علمیه در زمینه کرونا انفعالی عمل کرده است، بیان داشت: ابتدا که موضوع کرونا مطرح شد، حوزه علمیه اطلاعی از عمق ماجرای آن نداشت. البته نهادهای شخصی در این زمینه کار کردند ولی حوزه به صورت عمیق موضوع را متوجه نشد تا به حوزویان نیز اطلاعات کافی را بدهد.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب گفت: آیا در زمینه باز شدن مساجد در حوزه علمیه وحدت نظر وجود دارد؟ برخی می‌گویند باز شود و برخی می‌گویند مطلقاً بسته باشد، چرا؟ چون جامعه اطلاعاتی نداریم. ما انفعالی برخورد می‌کنیم، هجومی نیستیم. چرا که خمیرمایه مطالب دستمان هست ولی شکل دهی و دسته بندی آن صورت نمی‌گیرد.

وی ادامه داد: برای بحث صهیونیسم که جهانی شده و کل عالم سیاست روی آن می‌چرخد تازه در حوزه علمیه دو واحد درس آن هم در رشته تخصصی اختصاص داده شده است، این نشان دهنده عدم روشن شدن ذات قضیه است. در حالی که باید بدانیم پای موضوع مبارزه با صهیونیست و دفاع از فلسطین خون‌ها ریخته شده است.

کارشناس مسائل سیاسی با تصریح بر این‌که حوزه باید در زمینه فلسطین از حالت انفعالی خارج شده و هجومی عمل کند، گفت: حوزه باید در این زمینه علمدار شود. البته محتوای علمی در زمینه فلسطین در حوزه علمیه فراوان است و در هیچ جای عالم چنین اطلاعاتی را نمی‌توان یافت، ولی تبدیل به اعلان نشده است.

وی افزود: امام خمینی(ره) فرمودند «اسرائیل غده سرطانی است»، درباره این کلام چه مقدار کار شده و یا سخن گفته شده است؟! ریشه این غده سرطانی در فلسطین نیست، بلکه باید در کاخ سفید، کاخ الیزه و قصر ملکه انگلستان به دنبالش بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین طائب در پایان تأکید کرد: البته حوزه کار کرده و بسیار هم پیش رفته است ولی امیدواریم گام‌های بعدی را جدی‌تر و قوی‌تر بردارد. حوزه اگر بخواهد و تلاش کند چه بسا 25(برای نابودی رژیم صهیونیستی) سال را می‌تواند به یک یا دو سال کاهش دهد.

گفتنی است؛ در پایان مراسم از سه جلد کتاب «اقتصاد صهیونیسم»، «منبع‌شناسی توصیفی اسرائیل و صهیونیسم در زبان انگلیسی» و «قلم‌های قدسی» رونمایی شد.

پرونده ویژه | یهود از برگزیدگی تا نژادپرستی

«قوم برگزیده» عنوانی است که در تورات و تلمود فراوان به چشم می‌خورد. به گونه‌ای که مردم جهان به دو بخش اسرائیلی و غیر اسرائیلی تقسیم شده‌اند. به اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده‌اند، مقوله‌ای اساسی در آیین یهود است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ «قوم برگزیده» عنوانی است که در تورات و تلمود فراوان به چشم می‌خورد. به گونه‌ای که مردم جهان به دو بخش اسرائیلی و غیر اسرائیلی تقسیم شده‌اند. به اعتقاد یهودیان به این‌که قوم برگزیده‌اند، مقوله‌ای اساسی در آیین یهود است و در تلمود آمده است که یسرائیل به دانه زیتون شباهت دارد، چون زیتون امکان آمیختن به دیگر مواد را ندارد.

در سفر تثنیه7/6 آمده است: شما قوم مقدسی هستید که خداوند از میان دیگر ملت‌های روی زمین شما را انتخاب کرده است و این به جهت فزونی شما نیست بلکه تعداد شما کم است ولی این انتخاب به جهت محبت خدا به شما و سوگندی است که برای پدرانتان یاد کرده است. در سفر تثنیه14/2 و لاویان20/24 و 26 نیز شبیه این مطلب آمده است.

در تلمود که کتاب احکام یهودیان به شمار می‌رود، می‌خوانیم: ذات قدوس متبارک به ملت اسرائیل چنین فرمود: من خدای همه عالم هستم لکن نامم را فقط بر شما نهاده‌ام، مرا خدای بت پرستان نمی‌خوانند بلکه به عنوان خدای اسرائیل شناخته شده‌ام. البته موضوع برتری یهود بر دیگر اقوام و برگزیده بودن آن در قرآن هم اشاره شده است اما پیداست که ملاک این برتری، دینداری بوده و این طور نیست که یهود برای همیشه این فضیلت را داشته باشند. البته اگر شرایطی که در کتاب مقدس و قرآن آمده است، رعایت می‌کردند همچنان قوم برگزیده و برتر بودند.

قرآن کریم می‌فرماید «یهود و نصاری می‌گویند ما فرزندان خدا و دوستان اوییم» گرچه در این آیه نصاری هم آمده است، لیکن در آیات دیگر قرآن تنها بر نژاد پرستی یهود تکیه شده است؛ مثلاً در سوره جمعه روی سخن تنها با یهودیان است و در جواب این‌که گفته‌اند «تنها ما دوستان خداییم» می‌فرماید «اگر راست می‌گویید آرزوی مرگ کنید.»

یهود در تورات تحریف شده

در تورات آمده است: چون شما قوم مقدسی هستید که به خداوند، خدای تان اختصاص یافته اید، او بین تمام مردم روی زمین شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید.

در سفر اعداد می‌خوانیم: این قوم، چون شمشیر بر می‌خیزند و تا وقتی که شکار خود را نخورند و خون کشتگان را ننوشند نمی‌خوابند.

خاخام شنیور زالمان می‌گوید: یهودیان ذاتا پاک و طیب و غیر یهودیان طبعا پلید و بزه کار هستند.

در کتاب اول. اسموئیل، فصل ۱۵، جمله ۳٫ آمده: حال برو و مردم عمالیق را قتل عام کن بر آن‌ها رحم نکن بلکه زن و مرد، طفل شیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ، همه را نابود کن.(2)

یهود از برگزیدگی تا نژادپرستی

دکتر اسرائیل شاهاک، استاد دانشگاه عبرانی بیت‏المقدس و رئیس جامعه حقوق بشر اسرائیل، می‏گوید: فعالیت‏های سیاسی من در سال 1965ـ1966 با یک اعتراض آغاز گردید. من در اورشلیم به چشم خود دیدم که یک یهودیِ مذهبیِ افراطی، اجازه نداد که در روز شنبه از تلفن او برای نجات همسایه غیر یهودی او که در حمله‏ای مجروح شده بود، استفاده کنند، و آمبولانس خبر کنند.

من به جای آن‏که این خبر را به روزنامه‏ها بدهم، از دادگاه حاخامی‌اورشلیم را برای گفت‏وگو خواستار شدم. از اعضای این دادگاه، که اعضای آن از حاخام‏های منصوب دولت اسرائیلند، پرسیدم که آیا این شیوه رفتار، با تفسیر آنان از مذهب یهود سازگار است؟ به من پاسخ دادند که یهودی مزبور رفتاری صحیح و حتی مؤمنانه داشته، و مرا به یکی از قوانین تلمود، که در قرن ما گردآوری شده است، ارجاع دادند. این ماجرا را به روزنامه عبری‏زبآن‌هاآرتص خبر دادم. خبر طنین‏انداز شد و جنجال و رسوایی رسآن‌های به‏پا کرد که پیامدهای آن، تا آنجا که به من مربوط است، بیشتر منفی بود تا مثبت.

نه مقامات حاخامی‌اسرائیلی و نه مقامات دیاسپورا [یهودیانی که در غیر کشور اسرائیل زندگی می‏کنند] هیچ‏کدام در این حکم تجدیدنظر نکردند: یک یهودی نباید شنبه را به خاطر نجات جان یک «بیگانه»[غیریهودی] نقض نماید. از این‏رو با بهره‏گیری از معلوماتی که در جوانی به دست آورده بودم، به بررسی قوانین تلمود درباره روابط یهودیان و غیریهودیان پرداختم، و بر من آشکار شد که نه صهیونیسم و نه سیاست دولت اسرائیل از آغاز کار آن و نه رفتارهایی که حامیان اسرائیل در دیگر نقاط جهان در پیش گرفته‏اند، بدون در نظر گرفتن نفوذ عمیق این قوانین و جهان‏بینی‏ای که ایجاد و بیان می‏کنند، قابل درک نیستند.(3)

یهود در تلمود

گفته‌های موجود در کتاب تلمود این ایده را به خوبی روشن می‌سازد که اکنون آن‌ها را برمی‌شماریم:

1. قسمتی از شیاطین، از فرزندان آدم هستند. آدم، زنی داشت از شیاطین به نام لیث که مدت 130 سال همسر آدم بود و شیاطین از نسل او متولد شدند؛

2. ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است، زیرا ارواح یهود، جزو خداوند است. همچنان که فرزند جزو پدرش است. روح یهود نزد خدا عزیزتر است؛ زیرا ارواح دیگران، شیطانی و مانند ارواح حیوانات است. نطفه غیریهودی، مثل نطفه بقیه حیوانات است؛

3. بهشت، مخصوص یهود است و هیچ کس به جز آن‌ها داخل آن نمی‌شود، ولی جهنم، جایگاه مسیحیان و مسلمانان است؛

4. مسیح پیامبر نیامده است و تا حکم«اشراء»(غیر یهود) منقرض نشود، ظهور نخواهد کرد و آنگاه که او بیاید، از زمین، خمیر نان و لباس پشمی‌می‌روید. در این هنگام، سلطه و پادشاهی یهود بازمی‌گردد و تمام ملتها مسیح را خدمت خواهند کرد. در آن زمان، هر فرد یهودی، 2800برده و غلام خواهد داشت؛

5. بر یهود لازم است که املاک دیگران را خریداری کند تا آن‌ها صاحب ملک نباشند و همیشه سلطه اقتصادی برای یهود باشد؛

6. کشتن مسیحی از واجبات مذهبی ماست و پیمان بستن با او، یهودی را ملزم به ادای دین نمی‌کند؛

7. یسوع ناصری که ادعای پیامبری کرده و نصارا فریبش را خوردند،

با مادرش مریم، که او را از مردی بنام «باندار» به زنا آورده بود در آتش دوزخ می‌سوزند؛

8. سگ از غیریهودی، افضل است؛ زیرا در اعیاد باید به سگ نان و گوشت داد، ولی نان دادن به اجنبی حرام است؛

9. بیگانگان برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شده اند؛

10. هرمسیحی که یهودی نشود، بت پرست و دشمن خدا خواهد بود؛

11. از عدالت خارج است که انسان بر غیر از یهود کوچکترین ترحمی‌روا دارد؛

12. غیریهودی را هرچند صالح و نیکوکار باشد، باید کشت. اگر یکی از بیگانگان را بکشیم، مثل این است که در راه خدا قربانی کرده‌ایم؛

13. ما ملت برگزیده خداوندیم. خدا حیوانات انسانی برای ما خلق کرده است؛ زیرا می‌دانست ما به دوگونه حیوان نیاز داریم؛ یکی، حیوانات بی شعور مانند بهایم و حیوانات غیرناطقه و دیگری، حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان و مسلمانان و بوداییان برای آنکه بتوانیم از همه آن‌ها سواری بگیریم، ما را در جهان پراکنده ساخته است. ما باید دخترهای زیبا و خوشگل را به ازدواج پادشاهان و وزیران و شخصیتهای برجسته یهود درآوریم تا بوسیله آن‌ها بر حکومتهای جهان تسلط داشته باشیم.(4)

نژادپرستی قانون شد

پارلمان رژیم صهیونیستی (کنست) با تصویب لایحه دولتی با عنوان « ملت، دولت یهود» آن را به قانون مبدل کرد تا بار دیگر نژادپرستی خود در سرزمین اشغالی را که از سال 1948 به راه انداخته با قانونی جلوه دادن برخی امتیازات از جمله رسمی کردن زبان عبری و امتیازات ساخت ‌وساز برای یهودیان در فلسطین اشغالی ادامه دهد.

هر چند برخی از نمایندگان عربی حاضر در این پارلمان، نسبت به اقدامات نژادپرستانه رژیم صهیونیستی در این باره مخالفت کردند اما با اخراج آن‌ها از صحن کنست و وجود 55 مخالف از 120 عضو کنست این قانون‌ نژادپرستی به تصویب رسید.

با توجه به قانون جدید صهیونیست‌ها زبان عربی که در کنار عبری، یکی از دو زبان رسمی و اداری سرزمین اشغالی محسوب می‌شد، از رسمیت افتاد و سهم مردم فلسطین در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و دیگر امتیازات عمرانی و اجتماعی‌ شان منتفی اعلام شد تا رژیم صهیونیستی یادآور ایجاد جامعه‌ای نژادپرستانه یهودی‌ها در سرزمین اشغالی به صورت یکدست باشد.

نمایندگان عرب فلسطینی در کنست که از مخالفان این قانون هستند، تصویب آن را «مرگ دموکراسی و آشکار شدن نژادپرستی و آپارتاید علیه غیر یهودیان» تلقی کردند. این نمایندگان عرب در اقدامی نمادین، پیش‌نویس قانون را پاره کردند.(5)

منابع:

1 - کتاب پیامبر(ص) و یهود حجاز، نوشته مصطفی صادقی، نوبت چاپ دوم، سال 85، ص37 الی 39

2 - https://b2n.ir/265157

3 - https://b2n.ir/668339

4 - https://b2n.ir/327029

5 - https://b2n.ir/013220

خبر| برگزاری نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم

نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم برگزار خواهد شد تا ظرفیت‌های حوزه در این مسئله شناسایی شود.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ امروز بیست و نهم اردیبهشت ماه، نشستی تحت عنوان «نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم» در شهر قم برگزار خواهد شد. در راستای آشنایی با اهداف و بخش‌های مختلف این نشست، «دکتر محسن محمدی»، دبیر نشست مزبور توضیحاتی را ارائه کرده است.

دکتر محمدی در تشریح هدف از برگزاری نشست امروز، بیان داشت: «مبارزه با صهیونیسم یکی از اصول اساسی و پراهمیت موجود در جمهوری اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی است، و لذا حوزه علمیه نیز بایستی در این مسئلة مهم مشارکت داشته باشد. باتوجه به بیانات مقام معظم رهبری در مورد حوزة انقلابی، بخشی از تحقق شعار «حوزة انقلابی» در گرو فعالیت در زمینة مبارزه با صهیونیسم در جمهوری اسلامی است. حوزه بایستی فضای ضدصهیونیستی را درون خودش تقویت کند، چراکه یکی از ارکان حوزة انقلابی، توجه ویژه به مسئلة دشمن‌شناسی است. بخش مهمی از بحث دشمن‌شناسی نیز مربوط به رژیم صهیونیستی است که مورد تأکید و توجه رهبر معظم انقلاب قرار دارد.

از طرف دیگر حوزه علمیه بُعد تبلیغی دارد و در این راستا بایستی نکات بیان‌شده توسط رهبری معظم را تبیین و تبلیغ کند. همچنین کارکرد حوزه در حقیقت گفتمان‌سازی و جریان‌سازی است و بخشی از این کار به مبارزه با صهیونیسم اختصاص دارد. بنابراین حوزه علمیه بایستی با ورود به این جریان مهم، تمام تلاش خود را به کار گیرد.»

محمدی ضمن اشاره به شروع مبارزات ضد صهیونیستی از حوزه علمیه، تصریح کرد: «نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم برگزار خواهد شد تا ظرفیت‌های حوزه در این مسئله شناسایی شود. با توجه به اینکه اساس مبارزات ضد صهیونیستی در ابتدا توسط علمای حوزه علمیه در جهان اسلام آغاز شد، الان نیز این روند در حوزه ادامه دارد؛ بنابراین بایستی حوزه همچنان با قدرت و با ابتکار این فعالیت را ادامه بدهد و به نتیجه برساند. در واقع این جلسه برگزار می‌شود تا فرصت‌ها و ظرفیت‌های موجود در این موضوع بررسی شود و نهادها و سازمان‌های مرتبط، فعالیت‌های صورت‌گرفته در گذشته و افراد فعال در این حوزه شناسایی شوند و در کنار همدیگر قرار بگیرند.»

دبیر نشست تخصصی جایگاه و عملکرد حوزه‌های علمیه در تقابل با صهیونیسم با اشاره به ادامه‌داشتن نشست در طول سال، گفت: «بنای کار بر این است که نشست ادامه داشته باشد و به یک دبیرخانة دائمی تبدیل شود که موضوعات را رصد و پیگیری کند و پیش ببرد. در واقع این نشست به مناسبت فرارسیدن روز جهانی قدس، نیست و قرار است که ادامه داشته باشد.»

دکتر محمدی برنامه‌های نشست امروز را این‌چنین اعلام کرد: «برخی از اساتید و شخصیت‌های حوزوی در جلسه حضور دارند و صحبت می‌کنند. بخش دیگر برنامه، رونمایی از سه جلد کتاب «اقتصاد صهیونیسم»، «منبع‌شناسی توصیفی اسرائیل و صهیونیسم در زبان انگلیسی» و کتاب شعری درمورد فلسطین که به چند زبان ترجمه شده، است.»

محمدی همچنین اعلام کرد: «حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب، حجت‌الاسلام والمسلمین لطفی نیاسر، رئیس مرکز صداوسیمای قم، حجت‌الاسلام والمسلمین عزت زمانی، رئیس سازمان تبلیغات قم در نشست امروز حضور خواهند داشت.»

گفتنی است؛ نشست «عملکرد حوزه علمیه در مقابله با صهیونیسم»  روز دوشنبه 29 اردیبهشت امسال از ساعت 16 تا 18:30 در اداره کل تبلیغات اسلامی قم واقع در خیابان جمهوری، روبروی موسسه امام خمینی (ره) برگزار خواهد شد.

منبع: پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر

گزارش | آغاز انحراف بنی‌اسرائیل

پس از مدت‌هایی که بنی‌اسرائیل در اردوگاه بودند، خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود که می‌خواهم آخرین دستورات را به شما بدهم تا از این‌جا حرکت کرده و بروید. آن حضرت، امر الهی را با قوم خود در میان گذاشت؛ ولی به او گفتند: از کجا معلوم که تو این سخنان را از طرف خدا می‌آوری؟ ما باید ببینیم که خداوند این سخنان را به تو می‌گوید.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ شاید اولین ضایعه‌ای که برای بنی‌اسرائیل پیش آمد، تقاضای تنوع در طعام بود. گفتند که از خوردن نان و گوشت به صورت مداوم خسته شدیم و از حضرت موسی(ع) تقاضا کردند که طعام‌های دیگری مانند عدس و خیار و پیاز هم از آسمان نازل شود.

البته غذای آن‌ها از نظر ویتامین و پروتئین کامل بود و نقص بدنی نداشتند، چون در نان و گوشتی که برایشان نازل می‌شد، مواد لازم و ضروری برای بدن موجود بود. تمام آن چیز‌هایی را هم که تقاضا کردند، در واقع، تنوع‌بخش به غذا بود، نه ارتقای کیفیت آن.

حضرت موسی(ع) در پاسخ خواسته آن‌ها فرمود: شما مشکلی در مورد آب و غذا ندارید و آن چیز‌هایی را که خواستید، نازل‌شدنی نیست. علاوه بر این‌که، هر مقدار به این امور توجه داشته باشید، از آموزش فاصله خواهید گرفت و فاصله گرفتن از آموزش هم موجب تأخیر در انجام مأموریت‌تان خواهد شد، چون دست شما فعلا به طرف کسی دراز نیست و خداوند، مایحتاج شما را تأمین می‌کند؛ اما اگر بخواهید غذاهای مطرح‌کرده‌تان را هم داشته باشید، باید برای به دست آوردنِ پول آن‌ها کار کنید.

در آینده هم که طمعتان زیاد شده و چیزهای دیگری هم درخواست نمودید، چه بسا مجبور به استقراض شوید و چون برای باز گرداندن قرض، پولی ندارید، صاحب پول شما را تحقیر خواهد نمود. حال اگر می‌خواهید وضعیت بهترتان را با وضعیت پست‌تر عوض کنید، به این شهر بروید که هر چه بخواهید، آن‌جا هست؛ البته در مقابل پول!

نتیجه‌ درخواست بنی‌اسرائیل این بود که به دو چیز مبتلا شدند: ذلت و مسکنت.(هرچه سفره رنگین‌تر شود، گرفتاری هم زیاد خواهد شد. معروف است که می‌گویند: اگر می‌خواهید قومی را به چالش کشیده و زمین‌گیرش کنید، دچار تنوع‌خواهیش کنید).

پرسش‌های بیجا، انحراف دیگر بنی‌اسرائیل

دومین مورد انحرافی بنی‌اسرائیل، این بود که آن‌ها قوم پر سؤالی بودند و خیلی سؤال می‌کردند. یک بار قتلی بین آن‌ها اتفاق افتاد که قاتل را پیدا نمی‌کردند. حضرت موسی(ع) هم در هر مشکلی که راه طبیعی به رویشان بسته بود، از خدا تقاضای حل آن را می‌کرد و خدا هم راه را برایشان باز می‌کرد.

در آن ماجرای قتل، خداوند دستور داد که گاوی را کشته و گوشت آن را به مرده بزنند تا او زنده شده و قاتل خودش را معرفی کند. حضرت موسی(ع) دستور خداوند را به بنی‌اسرائیل ابلاغ کرد، اما بنی‌اسرائیل شروع به پرسش‌های بی‌مورد کردند. به قدری از کیفیت گاوی که باید کشته می‌شد، سؤال کردند تا این‌که خداوند مشخصات گاوی را به آن‌ها داد که پیدا نمی‌شد؛ در حالی که اگر همان اول، هر گاوی را می‌کشتند، مسأله حل بود.

بالأخره گاوی با اوصاف مورد نظر را پیدا کردند. صاحب گاو گفت که پوستش را بکنید و پر از طلا کرده، به من بدهید. آن‌ها هم به ناچار خواسته‌اش را پذیرفتند.

تردید بنی‌اسرائیل و مأموریت خداوند برای حضرت موسی(ع)

پس از مدت‌هایی که بنی‌اسرائیل در اردوگاه بودند، خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود که می‌خواهم آخرین دستورات را به شما بدهم تا از این‌جا حرکت کرده و بروید. آن حضرت، امر الهی را با قوم خود در میان گذاشت؛ اما موقعی که خواست برای اخذ دستورات خداوند از آن‌جا برود، به او گفتند: از کجا معلوم که تو این سخنان را از طرف خدا می‌آوری؟ ما باید ببینیم که خداوند این سخنان را به تو می‌گوید.

خدای متعال در پاسخ خواسته آن‌ها به حضرت موسی (ع) فرمود: 70 نفر از قومت را آورده و قرنطینه کن. آن حضرت سه ماه، 70 نفر از افرادی را که در علم و تقوا برتر و مقبولیت عمومی داشتند، انتخاب و قرنطینه کرد.

خداوند فرمود که آماده‌ شدن این افراد طول می‌کشد و باید سی روز پیش ما بمانند. حضرت موسی(ع) هم گفت که ما سی شب در کوه طور با خدا قرار داریم. بعد به برادرش، هارون(ع) خطاب کرد که نباید تو با ما بیایی، زیرا نمی‌شود این قوم را سر خود رها کرد. تو باید به عنوان جانشین در میان آن‌ها مانده و مراقب باشی که تو را از خط بیرون نکنند. جناب هارون(ع) امر برادرش را قبول کرد و حضرت موسی(ع) هم به طرف کوه طور رفت.

پایان وعده الهی و درخواست جدید برگزیدگان بنی‌اسرائیل

بالأخره چهل شب تمام شد. وحی آمد و 70 نفر از قوم حضرت موسی(ع) صدای وحی را شنیدند. حضرت موسی(ع) از آن‌ها پرسید: آیا شکتان برطرف شد؟ جواب دادند: خیر؛ ممکن است که صدای جنی‌ها بوده باشد! این‌بار ‌گفتند: باید وقتی خدا با تو سخن می‌گوید، او را ببینیم. حضرت موسی(ع) پاسخ داد: امکان ندارد که خداوند را ببینید. گفتند: ما گزارش نمی‌دهیم که صدای وحی را شنیده‌ایم! حضرت موسی (ع) خطاب به خداوند فرمود: خدایا! این‌ها چنین خواسته‌ای دارند.

خداوند به موسی(ع) وحی کرد: به آن‌ها بگو: خداوند بر این کوه تجلی خواهد نمود؛ اگر کوه توانست تجلی را تحمل کند، شما هم می‌توانید خداوند را ببینید. آن‌ها هم قبول کردند. با تجلی خداوند در کوه، صاعقه‌ای آمد و ناگهان کوه پودر شد. افراد برگزیده بنی‌اسرائیل در اثر این صاعقه‌ سوخته و حضرت موسی (ع) هم به گوشه‌ای افتاد و بیهوش شد.

با عنایت خداوند، برگزیدگان بنی‌اسرائیل دوباره زنده شده و به ارتباط حضرت موسی(ع) با خداوند شهادت دادند. حضرت موسی(ع) از این اتفاق خوشحال شد و به سرعت، به سوی قوم خود دوید. در این حین، خداوند به او وحی کرد که چرا این‌ها را رها کردی و خودت به سرعت جلوتر رفتی؟‌ موسی(ع) گفت: خدایا! من مأمور تو هستم و می‌خواهم رضایت تو را جلب کنم. خداوند فرمود: کار تو تحسین دارد، اما قومت که تو در صدد نجات آن‌هایی، همه گوساله‌پرست شده‌اند.

منبع: جلسه سیزدهم تاریخ تطبیقی(1393/09/04)

گزارش | داستان حضرت آدم(ع)/ دلیل اعتراض ملائکه به خلقت انسان

در ابتدا که ملائک، خلقت انسان را دیدند، اعتراض کردند، اما موقعی که حقیقت را دریافت کردند، متوجه شدند که اگر انسان خلق نمی‌شد، آن‌ها در همان مرحله تسبیح و تقدیس گذشته باقی می‌ماندند.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اولین داستانی که خداوند متعال در قرآن نقل کرده، داستان حضرت آدم(ع) است که در آیه 30 سوره بقره آمده است(1) «وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون؛ ‏ و (به یاد آر) وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی در زمین خواهی گماشت که در آن فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم؟! خداوند فرمود: من چیزی (از اسرار خلقت بشر) می‌دانم که شما نمی‌دانید.»بقره/30

پرسش نخست

این‌جا سؤالی مطرح می‌شود که چرا خداوند متعال اعتراض ملائکه را برای ما بیان می‌کند «... قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ...» (همان). فرشتگان بر چه اساسی گفتند که انسان در زمین فساد می‌کند و خون خواهد ریخت؟ مگر ملائک قبلا انسان را رؤیت کرده بودند؟ اگر قبلا انسان را رؤیت کرده بودند که خداوند به آن‌ها نمی‌فرمود «إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون»(همان). آیا انسانی که خداوند در این آیات از او نام می‌برد، انسان اولیه بوده و یا قبل از او هم انسانی بوده است؟

جواب این سؤال را با مقدمه‌ای کوتاه بیان می‌کنیم: از مجموعه آیات قرآن استفاده می‌شود که تمام اجزای این عالم بر اساس نظم و محاسبه دقیق جریان دارد و تنها موجود و مخلوقی که می‌تواند در این مجموعه منظم دخل و تصرف کند، انسان است. بقیه مخلوقات این عالم، همگی جزئی از اجزای این عالم هستند.

خداوند متعال به ملائک گفت «من می‌خواهم در روی زمین برای خود جانشین بگذارم» باید دانست که تفاوت جانشین با مخلوقات دیگر در مشیّت است. خداوند متعال فعال ما یشاء است(هر چه را که اراده کند، انجام می‌دهد) و انسان هم که جانشین خدا در روی زمین است، در حد خود فعال ما یشاء است؛ اما ملائک و حیوانات و سایر موجودات، فعال ما یشاء نبوده، بلکه همیشه ثابت هستند.

اعتراض ملائک هم ناظر به همین ویژگی انسان بود. گفتند: انسان که فعال ما یشاء است، با اراده‌ای که دارد نظم را در روی زمین بر هم خواهد ریخت. (لازم به ذکر است: کلمه «فساد» هم دقیقا به معنای به هم ریختن یک مجموعه منظم است؛ لذا وقتی ملائک به پروردگار گفتند: أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء، خدای متعال مفسد بودن انسان را انکار نکرد؛ اما سخن این بود که انسان، مفسدِ مشروط است؛ بدین معنا که اگر بداند و عالم شود که در روی زمین چه باید بکند، دیگر مفسد نخواهد بود. پس اعتراض ملائک در صورتی درست بود که خلیفه‌ خداوند در روی زمین جاهل باشد؛ ولی اگر عالم شد دیگر مفسد نخواهد بود).

پرسش دوم

سؤال دیگری که مطرح می‌شود، این‌که ملائک از کجا به خونریز بودن انسان پی بردند؟

جواب این است که انسان چون نماینده خدا در روی زمین است، باید در حد خود واجد صفات و اَسمای پروردگار باشد. یکی از اسمای خداوند متعال، «عزیز» و به این معناست که او کسی را همردیف خود نمی‌پذیرد. اسم دیگر خداوند، «مَلِک» و به معنای پادشاه است. وجود این اسما و صفات در وجود انسان باعث می‌شود که بر روی زمین، درگیری‌ها و نزاع‌هایی بین انسان‌‌ها برای برتری‌جویی ایجاد شود که نتیجه آن، خونریزی است.

فضیلت عبادت انسان بر ملائکه

ملائک پس از اعتراض به اِفساد و خونریزی انسان، به خداوند گفتند: ما تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم: « ... وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ»(بقره/ 30). خداوند در جواب گفت: «إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون» (همان)؛ یعنی: من چیزهایی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.

فضیلت انسان بر ملائک این است که انسان با وجود خواسته‌ها و غرایز مادی، خدا را تسبیح و تقدیس می‌کند. تسبیح و تقدیس ملائک که فاقد غرایز و خواسته‌های مادی هستند، به اندازه ارزش تسبیح و تقدیس انسان نیست.

مراد از علم اَسما

در آیه بعدی خداوند می‌فرماید «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها...» (بقره/ 31). خداوند قبل از این‌که انسان را به زمین بفرستد، علم اسما را به او تعلیم کرد. حال ببینیم مراد از علم اسما چیست؟

ما همه امور را به اسم می‌شناسیم، اما باید توجه داشت که از طریق اسم به مُسَمّا می‌رسیم. اسم همان است که تمام ماهیت را در خود داشته باشد؛ بنابراین معنای اسما در این آیه شریفه، درک در آخرین مرتبه نسبت به آن است؛ یعنی اسمی که جهلی در آن نیست. به همین جهت زمانی که آدم(ع) از بهشت به زمین می‌آید، همه چیز را با همه روابطش می‌شناسد. لذا تصرفات چنین شخصی چون از روی علم است، دیگر مفسدانه نخواهد بود.

در جلسات گذشته بیان شد که خداوند متعال، تاریخ را از نقطه آغاز خلق بشر، یعنی از همان زمان گفت‌وگوی خود با ملائک بیان کرده است. همچنین گفتیم: هر نکته‌ای که در قرآن آمده، حتما درسی برای ما داشته است. در قرآن لهو و لعب و مطلب بی‌فایده وجود ندارد، بلکه هر چه که هست، بیانی برای هدایت انسان‌ها می‌باشد.

حکمت سجده ملائکه در برابر انسان

در جریان خلقت آدم(ع) ملائک امر به سجده شده و سجده کردند و حکمت سجده خود را هم فهمیدند. حکمتش این بود که اگر این موجود(انسان) خلق نمی‌شد، وصول به مراتبی از کمال برای ملائک حاصل نمی‌شد.

البته در این‌که ملائک هم قابلیت رسیدن به کمال را دارند یا این‌که همیشه ثابت هستند، بحث وجود دارد. ما قصد ورود به این بحث را نداریم، چون جزء ملائک نیستیم تا بخواهیم بفهمیم اقتضایمان چیست و چگونه باید عمل بکنیم. بنابراین این بحث برای ما بی‌فایده خواهد بود. اما یک بحث کلی وجود دارد که مفید است و آن این‌که ما سوی الله همگی محدودند و از توسعه وجودی آن‌ها به کمال تعبیر می‌‌شود.

این کمال فقط از سوی کسی اعطا می شود که خودش دارای کمال است. وجودی که در این عالم اولاً و بالذات دارای کمال، بلکه دارای تمامِ کمال است، خدای متعال می‌باشد. هر موجودی هم به میزان ارتباطش با خداوند، به کمال می‌رسد. بر این اساس، ملائکه الهی هم به هر مقدار که در این عالم ذکر می‌گویند، به همان میزان کمال پیدا می‌کنند.

البته ملائک قبل از خلق آدم هم تسبیح و تقدیس می‌کردند، اما با خلق آدم(ع) این تسبیح و تقدیس وارد مرحله جدیدی شد؛ چرا که آن ملائک هم در این عالم زندگی می‌کنند، بنابراین موقعی که این خلق جدید می‌آید، وضعیتی پیش می‌آید که آن‌ها هم در این وضعیت جدید می‌توانند به کمال بالاتری برسند؛ مثلا زمانی که پیامبر اکرم(ص) تسبیح و تقدیس خداوند را می‌گفت، همه ملائک با او همنوا شده و تسبیح می‌گفتند و به این ترتیب با او به کمال برتری می‌رسیدند.

در ابتدا که ملائک، خلقت انسان را دیدند، اعتراض کردند، اما موقعی که حقیقت را دریافت کردند، متوجه شدند که اگر انسان خلق نمی‌شد، آن‌ها در همان مرحله تسبیح و تقدیس گذشته باقی می‌ماندند.

منبع: جلسه دوم درس خارج تاریخ تطبیقی حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب(1393/02/21)

 پی نوشت؛

1 - در آینده بحثی خواهیم داشت درباره این‌که قرآنی که الآن موجود است، توسط چه کسی جمع‌آوری شده است؟ فعلا اجمالا می‌گوییم که ما معتقد هستیم: این قرآن، همان قرآنی است که امیرالمؤمنین (ع) جمع کرده است. یکی از ادله ما بر این ادعا، همین منظم بودن نقل تاریخ در قرآن است. یک شخص عادی نمی‌توانست قرآن را به این شکل جمع‌آوری کند.

 

برشی از یک کتاب | صهیونیزم؛ حزب جدید شیطان

با این وجود صهیونیست تا سال ۱۸۸۱ هیچ پیوندی با توده‌های یهود نداشت. برای غلبه بر این سکوت شرایطی لازم بود تا یهودیان را وادار به مهاجرت به فلسطین کند. همانند همیشه یک ترور سبب شکستن سد شد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ اگرچه با جریان مشروطه از حوادث قرن نوزدهم خارج و به قرن بیستم وارد شدیم، اما در بازگشتی آخرین به قرن پرحادثه و پیچیده نوزدهم یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این قرن را برای تمدن شیطانی غرب مورد بررسی قرار می‌دهیم.

در سال ۱۸۳۹ میلادی و همزمان با آغاز سلطنت عبدالمجید اول که با مداخله دول اروپایی و جریان‌های فراماسونری به قدرت رسید، انگلستان نخستین کنسولگری غرب را در قدس برای حمایت از یهودیان مهاجر پایه گذاشت.

این جریان یکی از مهم‌ترین پیامدهای «تنظیمات» در عثمانی و برقراری حق کاپیتولاسیون بود. تلاش انگلستان در این دوره برای مهاجرت و اسکان تعداد بیشتری از یهودیان در فلسطین در نامه وایکنت پالمرستون، نخست وزیر وقت انگلستان به سفیر این کشور در استانبول آشکارا بیان شده است.(1)

به دنبال این اقدامات سیاسی در اوایل دهه ۶۰ قرن نوزدهم اقداماتی فرهنگی و تبلیغی نیز در میان یهودیان مبنی بر دعوت برای «بازگشت» به فلسطین آغاز شد. هیرش کالیشر، خاخام یهودی نخستین کسی بود که این دعوت را در کتاب «در جستجوی صهیون» در سال 1861 آغاز کرد و پس از او موج گسترده‌ای در این خصوص افکار او را ادامه داد.

با این وجود صهیونیست تا سال ۱۸۸۱ هیچ پیوندی با توده‌های یهود نداشت. برای غلبه بر این سکوت شرایطی لازم بود تا یهودیان را وادار به مهاجرت به فلسطین کند. همانند همیشه یک ترور سبب شکستن سد شد. در این سال تزار الکساندر دوم در روسیه ترور شد و در پی آن یهودیان این کشور که عمده‌ترین جمعیت یهودی جهان بودند، در معرض کشتار قرار گرفتند.

نتیجه این اقدامات، خروج یهودیان از روسیه و تشکیل چند جمعیت صهیونیستی محلی به نام «دوستداران صهیون» بود. مسئله اسکان یهودیان در فلسطین از سوی این جمعیت‌ها دنبال شد و برای احیای زبان عبری به جای زبان ییدیش که زبان یهودیان اروپای مرکزی بود، تاکید شد.

این شرایط زمینه را برای پیدایش جنبش «بیلو» متشکل از صدها جوان صهیونیست فراهم کرد که در راه اسکان یهودیان در فلسطین تلاش می‌کردند. این جنبش پس از تلاش بسیار و حتی ورود انگلستان به صحنه و مواجه شدن با مخالفت عثمانی برای فروش فلسطین، سرانجام توانست بیست یهودی را به این کشور بفرستد و بدین گونه نطفه نخستین مهاجران یهودی را در فلسطین منعقد سازد.

در ادامه این اشغال و در آستانه شکست آن، سرمایه روچیلد یهودی به کار آمد و با خرید دو روستای «عاقر» و «قطره» کار اشغال ادامه یافت. در پی این تحولات بود که سرانجام تئودور هرتزل یهودی، کتاب خود را با عنوان «دولت یهود» در سال ۱۸۹۵ منتشر ساخت.

وی در این کتاب بیان کرد که مسئله یهود، مسئله اجتماعی یا دینی نیست، مسأله‌ای است قومی که جز از طریق تبدیل شدن به یک مسئله سیاسی جهانی که باید به دسته قدرت‌های بزرگ حل شود، از راه دیگری قابل حل نیست.

به نظر هرتزل معنی مشخص این حرف این است که یهودیان حق داشته باشند بر نقطه‌ای از کره زمین حکومت کنند. البته وی بیان کرد که این نقطه لزوماً فلسطین نیست. سرانجام و پس از مجادلات بسیار، هرتزل توانست نخستین کنگره صهیونیستی را با شرکت ۲۰۴ نماینده از سوی جمعیت‌های صهیونیستی در ۲۷ اوت ۱۸۹۷ در شهر بال سوئیس برگزار کند.

در این کنگره اهداف صهیونیزم که به «برنامه بال» معروف شد و سازمان اجرایی آن یعنی «سازمان صهیونیزم جهانی» مورد تصویب قرار گرفت. البته علیرغم اصرار بسیاری از شرکت کنندگان مبنی بر تاسیس دولت یهودی در فلسطین و درج نهایی آن در بیانیه هدف، این امر مورد توافق همگان واقع نشد و منشاء بروز اختلافات و انشعاباتی در جنبش صهیونیزم شد.

این چنین بود که در پایان قرن نوزدهم محصول جدیدی از حزب شیطان به نام «صهیونیزم» شکل گرفت که توانست تمامی قرن بیستم را تا حال حاضر تحت تأثیر خود قرار دهد.

منبع: تاریخ تمدن و ملک مهدوی(دکتر محمدهادی همایون)، ناشر دانشگاه امام صادق(ع) و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، چاپ دوم، 1391، صص542-544

پی نوشت؛

1 کیالی، عبدالوهاب، تاریخ نوین فلسطین، مترجم: محمد جواهر کلام، ص31

پرونده ویژه | شهادت حضرت علی(علیه‌السلام)

علی(علیه‌السلام) در کوفه که مظهر اقتدار اوست، به شهادت می‌رسند. نیروهای ساکن در نخیله با شنیدن خبر شهادت حضرت به شهر باز می‌گردند. اهل بیت حضرت پیکر مبارک ایشان را شبانه در دفن می‌کنند و هیچ کس اعتراض نمی‌کند که چرا مولا را شبانه دفن کردید؟!

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ «آن چیزی که موجب تأسف است، این است که مجال پیدا نکردند حضرت امیر(سلام الله علیه)، نگذاشتند مجال پیدا بکند آن حکومتی که حکومت الله است را در دنیا به آن نحوی که می‌خواست، خود حضرت امیر(سلام الله علیه) می‌خواست، پیاده کند تا دنیا بفهمد که اسلام چی آورده است و چه شخصیت‌هایی دارد. در آن وقت که حکومت دست ایشان نبود، که مجال نبود، آن وقت هم که حکومت دست ایشان آمد، باز مجال ندادند؛ سه تا جنگ بزرگ در زمان ایشان افروختند و مجال این‌که یک حکومتی که دلخواه او هست برقرار کند نشد.»(1)

«من یک وقت در دوران زندگی تقریباً ۵ ساله حکومت امیرالمومنین(علیه‌السلام) و آنچه که پیشامد، مطالعات وسیعی داشتم. آنچه من توانستم به عنوان جمع بندی به دست بیاورم، این است که(تحلیل سیاسی) ضعیف بود. البته در درجه بعد عوامل دیگری هم بود اما مهم‌ترین مسئله این بود...»، «چیزی که فتنه خارج را به وجود آورد و امیرالمومنین(علیه‌السلام) را آنطور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آنگونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود و الا همه مردم که بی دین بودند.»(2)

ترور ناموفق امیرالمومنین(علیه‌السلام)

جریان حاکم با غصب ولایت به این هدف خود دست یافته بودند، ولی حلقه پایانی این نقشه ناتمام بود. باید علی(علیه‌السلام) کاملاً از صحنه حذف می‌شدند. بنابراین تصمیم گرفتند ایشان را در نماز به شهادت برسانند؛ زیرا همانگونه که در زمان رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شخص رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بالاترین تهدید برای آنان به شمار می‌آمدند، پس از ایشان، این خطر از ناحیه علی(علیه‌السلام) متوجه آن‌ها بود؛ چرا که ایشان می‌توانستند افشاگر و همچنین خنثی کننده طرح های آنان باشند.

بنابراین می‌بایست ترور فیزیکی و نیز شخصیتی علی(علیه‌السلام) را در دستور کار خود قرار دهند. چنانکه یکی از سران صحابه، به خالد فرمان داد در میان نماز امیرالمومنین(علیه‌السلام) را به قتل برساند. اما در میانه نماز از این کار پشیمان شد و گفت «خالد! فرمانی که به تو دادم را انجام نده.» بعدها نیز امیرالمومنین(علیه‌السلام) پس از آن که ابن ملجم را برای نخستین بار دیدند، پس از افشا کردن نام و نسب صحیح وی قاتل خود را از زبان رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یک یهودی معرفی نمودند. حتی بر اساس گزارشی پس از رجعت امیرالمومنین(علیه‌السلام) آن حضرت دوباره به دست یک یهودی در منطقه اریحا به شهادت خواهند رسید.(3)

شهادت حضرت علی(علیه‌السلام)

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان از راه می‌رسد. حضرت می‌دانستند که همین روزها در کوفه به شهادت می‌رسند و امشب در این مسجد مورد سوء قصد واقع می‌شوند. اما اطلاع حضرت از این امور به علم غیب بود؛ در حالی که ایشان مأمور به عمل بر طبق ظاهر هستند و اگر ایشان به علم ظاهر از این خطر مطلع می‌شدند وظیفه داشتند از خود دفاع کنند؛ بنابراین همان طور که حضرت وظیفه دارند به علم ظاهر عمل کنند، وظیفه دارند به علم غیب عمل نکنند. زیرا علم غیب نگاه به قضایا از پشت سر است که تمام آن مطابق حکمت است.

برخی نقل کرده‌اند که قرار بود در آن شب سه نفر را ترور کنند، به این نقل باید با نگاه تردید نگریست؛ زیرا چطور ممکن است بخواهند سه نفر را ترور کنند اما فقط در مورد حضرت علی(علیه‌السلام) که از همه هوشیارتر هستند، به نتیجه برسد؟ این به نظر غیر عادی می‌رسد و باید نشانه های دست بردن در واقعیت را در آن مشاهده کرد.

به هر تقدیر اوضاع در پایان حکومت علی(علیه‌السلام) کاملاً دگرگون شده بود. مردم از آن جهت که تحت تربیت حضرت نبودند، نمی‌توانستند کمکی برای آن حضرت باشند. آنهایی هم که می‌توانستند کمکی کنند هزینه جنگ های متعددی شده بودند که معاویه ترتیب داده بود. عده کمی‌هم که مانده بودند کاری از پیش نمی‌بردند. برخی از دوستان هم که بودند که به واسطه حوادثی که پیش آمد، ماهیت خود را نشان دادند. برای نمونه ابن عباس به بیت المال بصره دستبرد زد.

البته شاید بتوان این عمل او را حمل بر صحت کرد و علت این کار را حفظ بیت المال مسلمین از تصرف افراد معاویه دانست، اما به هر حال امیرالمومنین(علیه‌السلام) در نامه‌ای او را توبیخ کردند که چون اوضاع را دگرگون و علیه من ندیدی، ماهیت خودت را نشان دادی.

به هر ترتیب علی(علیه‌السلام) در کوفه که مظهر اقتدار اوست، به این سادگی به شهادت می‌رسند. نیروهای ساکن در نخیله با شنیدن خبر شهادت حضرت به شهر باز می‌گردند. اهل بیت حضرت پیکر مبارک ایشان را شبانه در دفن می‌کنند و هیچ کس اعتراض نمی‌کند که چرا مولا را شبانه دفن کردید؟! و یا این که چرا ما را از وجود قبر ایشان مطلع نمی‌کنید؟! این حوادث ناگوار علاوه بر پیام های فراوانی که دارد فضای سیاسی - اجتماعی پایان حکومت حضرت علی(علیه‌السلام) و آغاز حکومت امام حسن(علیه‌السلام) را به خوبی برای ما روشن می‌کند.(4)

 

منابع:

1 -  https://b2n.ir/686270

2 - http://farsi.khamenei.ir/

3 - دشمن شدید، دفتر دوم(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، نوبت چاپ اول، بهار 98، انتشارات شهید کاظمی، ص213 تا 214

4 - تبار انحراف 3، پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی(حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی طائب)، انتشارات کتابستان معرفت، صص 18-20

پرسش از استاد | شخصیت عبدالله بن سبا

پرسش شما: عبدالله بن سبا دارای چه شخصیت تاریخی بوده است؟

 

پاسخ استاد: مرحوم علامه عسکری(ره) که واقعا هم در تاریخ می‌شود ایشان را «علامه» اطلاق کرد، داستان عبدالله بن سبا را بررسی کرد تا بفهمد کسی که بعضی ادعا می‌کنند پایه‌گذار شیعه است، ماورای درستی و یا نادرستی این ادعا، دارای چه شخصیت تاریخی بوده است؟ ایشان تحقیق کرد و متوجه شد که اساسا عبدالله بن سبا وجود خارجی ندارد!

این قضیه باعث شد تا ایشان تحقیق کند که آیا اشخاص دیگری هم وجود دارند که در بعضی از منابع از آن‌ها اسم برده شده، اما وجود خارجی نداشته باشند؟ ایشان به تحقیقات خود ادامه داد تا این‌که نام صد و پنجاه نفر را در تاریخ به عنوان صحابی پیدا کرد که هرگز وجود نداشته‌اند!

از کجا می‌توان تاریخی را پیدا کرد که ناقل‌ها از روی حس برای ما  خبر داده، و همگی ثقه و مورد اطمینان باشند؟ کتاب و نوشته‌ای وجود ندارد که تاریخ را از زمان آدم(ع) تا الآن به صورت سمعا عنِ السمع و عنِ الثقات نقل کرده باشد. حتی کتابی که تاریخ ابراهیم(ع) یا تاریخ موسی(ع) و یا تاریخ عیسی(ع) را با چنین خصوصیاتی برای ما نقل کرده باشد، نداریم؛ هر کتابی هم که در این مواردِ تاریخی نقلی دارد، نقلش مرسل (بدون سند موثق) شده است.

مثلا تاریخ طبری، ناقل‌های یک روایت تاریخی را تا جایی اسم برده و می‌رسد به ناقلی که مثلا درباره دوران حضرت آدم(ع) مطالبی را بیان کرده است؛ سوال این‌جاست که این شخص چگونه می‌توانسته است از دوران آن پیامبر الهی مطلبی را نقل کند؟! از این رو ما با این کتب از روی تسامح برخورد می‌کنیم.

 

منبع:

دومین جلسه درس تاریخ تطبیقی1393/02/21

گفت‌وگو | نفوذ صهیونیست در جهان اسلام

یهودیان در طول تاریخ از مصادیق بزرگ نفوذگران بوده‌اند. اکنون جمعیت یهودیان در دنیا به سی میلیون نمی‌رسد. بنابراین تنها راه به قدرت رسیدن یهودیان در طول تاریخ، نفوذ در ساختارها و حکومت‌های دیگران بوده است.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ رضا مصطفوی، نویسنده کتاب التیام است. در گفت‌وگو با وی روش‌های نفوذ صهیونیست در جهان اسلام مورد بررسی قرار گرفت که در ادامه متن آن را ملاحظه می‌کنید؛

پرسش: همواره نفوذ به عنوان یکی از روش‌های صهیونیست‌ها بر علیه جهان اسلام مطرح بوده است. اگر امکان دارد کمی درباره موضوع نفوذ و معنای آن صحبت کنید.

واژه نفوذ مانند واژه جنگ است. واژه جنگ دو مفهوم دارد که ما از جهت اسلامی خودمان به این واژه عباراتی مانند جهاد و یا دفاع نسبت می‌دهیم و از بعد طرف مقابل به جنگ واژگانی مانند تجاوز و شبیخون را نسبت می‌دهیم. پس واژه نفوذ دارای یک مفهوم عامی می‌باشد که ابتدا می‌بایست تعریفی از آن ارائه بشود. نفوذ یکی از ابزار‌های نظامی و هجومی است که برای مقابله با طرف مقابل استفاده می‌شود.

این ابزار هم می‌تواند توسط ما استفاده بشود و هم توسط دشمنان ما. ما هم در مقابل دشمن از ابزار نفوذ استفاده می‌کنیم و باید هم از این ابزار استفاده بکنیم. اساساً معنای صدور انقلاب به نوعی به مفهوم نفوذ می‌باشد. ما باید نفوذ را تعریف کنیم و کارکرد‌ها و خطرات آن را شناسایی بکنیم. ما باید از این زاویه وارد بحث بشویم. مسئله نفوذ مبدعی ندارد. نفوذ یک ابزاری انسانی بوده است که انسان‌ها برای مبارزه با طرف مقابل از آن استفاده می‌کرده‌اند.

مسئله نفوذ در طول تاریخ و در ابعاد مختلف سیاسی و فرهنگی و عقیدتی، مصداق‌هایی داشته است. بیشترین تقابل ما در مسئله نفوذ در شصت ساله اخیر با صهیونیست‌ها بوده است. صهیونیست‌ها یکی از سه ضلع سندیکای استکبار جهانی هستند. سندیکای استکبار جهانی از سه ضلع صهیونیست‌ها، آمریکا و کفار از اهل کتاب تشکیل شده است. این کفار اهل کتاب می‌تواند کفار یهودی و مسیحی و حتی مسلمان را هم شامل بشود. در حوزه اسلام، وهابیان، کفار اهل کتاب هستند. بنابراین این سؤال شما باید به نحو دیگری مطرح بشود.

پرسش: اگر ممکن است کمی درباره انواع و مراحل نفوذ صحبت کنید.

این سؤال بیشتر یک سؤال اطلاعاتی ـ سیاسی است تا یک سؤال فرهنگی. حوزه فرهنگ زاویه نگاه خاص خودش را می‌طلبد. ما برای اینکه در جایگاه‌هایی نفوذ کنیم برای خود برنامه‌ریزی‌هایی داریم. دیگران هم برای نفوذ در جایگاه ما، برنامه‌ریزی‌های خودشان را دارند. هر کدام از این برنامه‌ریزی‌ها، متناسب با هدف، تغییر می‌کند. به عنوان مثال ما یک آرمانی به نام انقلاب اسلامی داریم که به پاشنه آشیل استکبار جهانی و صهیونیسم تبدیل شده است.

این‌ها می‌خواهند در این جایگاه نفوذ کرده و این آرمان را کم‌رنگ کنند. بنابراین دشمن برای نفوذ در این بخش، برنامه‌ریزی‌های خاص خودش را انجام می‌دهد. از این طرف ما هم می‌خواهیم نفوذ کنیم و اندیشه انقلاب اسلامی را منتشر کنیم. ما در کشورهای آمریکای لاتین و کشورهایی همچون لبنان و سوریه و عراق نفوذ جدی داریم. بلکه در بعضی از این کشورها، نفوذ به حضور تبدیل شده است. بنابراین مراحل نفوذ با توجه به شرایط و هدف، تغییر می‌کند.

پرسش: در محافل علمی در رابطه با پروژه نفوذ صهیونیست چه تقسیم‌بندی وجود دارد؟

آن چیزی که امروز برای ما جدی است، این مسئله می‌باشد که دشمن اصلی ما صهیونیست‌ها هستند. صهیونیست‌ها به سه دسته صهیونیست مسیحی، صهیونیست یهودی و صهیونیست مسلمان تقسیم می‌شوند. ولی دشمن اصلی ما آمریکا یعنی صهیونیسم مسیحی است. نقطه مورد توجه صهیونیسم جهانی، آرمان انقلاب اسلامی و یا اسلام انقلابی است. اسلامی که می‌خواهد انقلاب کند و تشکیل حکومت اسلامی بر اساس قرآن و فقه اهل‌بیت بدهد.

بنابراین این نقطه نفوذ دشمن است. این نفوذ جبهه دشمن، غالباً به صورت فرهنگی و از طریق رسانه‌ها صورت می‌گیرد. این نفوذ فرهنگی به معنای یک نفوذ آشکار و روشن نیست. این نفوذ ممکن است که از طریق ساختن فیلم‌ها و سریال‌هایی باشد که پیام خاصی را به مخاطب القاء می‌کند. نفوذ از طریق فرهنگ به معنای تزریق هوایی به جامعه است که شما مجبور هستید که در همین هوا تنفس کنید. به عنوان مثال شما الان می‌بینید که لباس‌هایی در جامعه مطرح می‌شود که این نوع لباس‌ها و پوشش‌ها مقاومت شکن است.

یا به عنوان مثال دیگر این نفوذ می‌تواند به صورت انتشار اخباری باشد که قدرت دشمن را بیش از اندازه واقعی خود نشان می‌دهد. این مسئله یکی از چالش‌های مهم امروز ماست. یک جریانی از ابتدای انقلاب به وجود آمد و تا امروز هم این جریان ادامه پیدا کرده و آن جریان، دشمن را بیش از اندازه قدرتمند نشان می‌دهد و به صورتی دشمن را توصیف می‌کند که گویا دشمن در همه جا حضور دارد و دیگر کار از کار گذشته است. این جریان باعث ناامیدی جریان حق و قدرت گرفتن جریان باطل می‌شود. این جریان هم می‌تواند یکی از مصادیق مهم نفوذ فرهنگی به شمار بیاید.

پرسش: آیا شما بین یهودیان و جریان نفوذ رابطه‌ای می‌بینید؟

یهودیان در طول تاریخ از مصادیق بزرگ نفوذگران بوده‌اند. یهودیان یک اقلیت خودخواسته هستند. از طرف دیگر با اقلیت بودن نمی‌توان به حاکمیت رسید. همین الان هم جمعیت یهودیان در دنیا به سی میلیون نمی‌رسد. بنابراین تنها راه به قدرت رسیدن یهودیان در طول تاریخ، نفوذ در ساختارها و حکومت‌های دیگران بوده است. بنابراین یهودیان در طول تاریخ بیشتر در کنار حاکمان قرار می‌گرفتند و به این وسیله نفوذ خود را شکل داده‌‌اند.

یهودیان با قرار گرفتن در کنار حکام، توانستند که دین مسیحیت را منحرف کنند و همچنین یهودیان با این شیوه توانستند که اسلام را دچار انحراف کرده و جریان اهل سنت را به وجود بیاورند. بنابراین یهودیان به خاطر در اقلیت بودن، همیشه از نفوذ استفاده کرده‌اند.

پرسش: کمی درباره نفوذ یهود در صدر اسلام صحبت کنید.

خدای متعال در قرآن کریم یهودیان را شدیدترین دشمن مؤمنین معرفی می‌کند. یهودیان در صدر اسلام به دلیل اینکه در اقلیت بودند، به صورت مستقیم وارد جنگ با مسلمانان نشدند. بلکه این کار را با نفوذ در مشرکین انجام دادند. به عنوان مثال جنگ احزاب با تحریک یهودیان مدینه اتفاق می‌افتد و خیلی دیگر از جنگ‌های صدر اسلام در اثر تحریک و نفوذ یهود به وقوع پیوسته است.

امروز هم یهود دشمنی خود را با نفوذ و تحریک دیگران اعمال می‌کند. بزرگ‌ترین دشمن یهودیان در عصر حاضر، آرمان انقلاب اسلامی و مسئله صدور انقلاب است. یهودیان با توجه به پیش‌بینی‌هایی که دارند، می‌دانند که در آخرالزمان ضربه‌ای از همین آرمان انقلاب اسلامی خواهند خورد و به وسیله آن نابود خواهند شد و به همین خاطر یهودیان قصد دارند که با نابودی پیش‌دستانه انقلاب اسلامی، مانع تحقق این امر بشوند و این برنامه پیش‌دستانه هم یک برنامه نظامی نیست، بلکه این برنامه پیش‌دستانه در قالب برنامه‌های فرهنگی و اقتصادی انجام می‌شود.

من به یک نمونه در این رابطه اشاره می‌کنم. یکی از اساتید دانشگاه بیان می‌کرد که من چهار انقلابی که در دنیا به وقع پیوسته است را بررسی کرده‌ام و متوجه شده‌ام که این انقلاب‌ها تحت تأثیر دوازده عامل صورت می‌پذیرد. یک از این عوامل تورم است. عامل دیگر رکود است. یکی دیگر از عوامل، ایجاد بدبینی به نهادهای دینی است. آخرین عامل، امنیت است. این استاد دانشگاه بیان می‌کرد که یازده عامل قبلی در ایران اتفاق افتاده است، ولی عمل ناامنی در ایران به وقوع نپیوسته است. یعنی اگر امنیت در جامعه‌ای سلب بشود، مردم برای سقوط نظام حاکم اقدام می‌کنند. این برنامه‌ریزی امروزه برای ایجاد این عوامل در ایران و در قالب طرح نفوذ انجام می‌شود.

بنابراین ما مورد نفوذ جدی دشمن هستیم. مسئله دیگر عامل نفوذ‌پذیری خود ما می‌باشد. ما امروز در کشور در یک وضعیت نفوذ‌پذیری به سر می‌بریم. یعنی دولت فعلی در ایران یک دولت نفوذ پذیری است. بنابراین ایجاد نفوذ در این شرایط به موفقیت نزدیک‌تر است تا دوره‌های گذشته. زمانی که آقا بحث نفوذ را مطرح می‌کنند، به این معنا است که ما باید استقامت خود را در مقابل این نفوذ بیشتر کنیم. فرمایش آقا به این معنا نیست که آیا نفوذ واقع می‌شود یا نه؟ سؤالات شما بر این اساس بنا شده است که آیا نفوذ اتفاق افتاده و یا این نفوذ توسط چه کسی در حال انجام است؟ ما باید مظاهر نفوذ در جامعه را بررسی کنیم و با آن مقابله کنیم.

این مسئله که چه کسی در حال نفوذ است، مسئله مهمی نیست، بلکه راهکار مقابله با او مهم می‌باشد. ما امروز باید به سمتی حرکت کنیم که جامعه به قدری در مقابل نفوذ محکم بشود که نفوذ به داخل کشور به حداقل برسد. امروز ترکیه که یک کشور اسلامی است که با مدیریت لائیک اداره می‌شود، به خاطر رویای تشکیل امپراتوری عثمانی در حال نفوذ به ایران است و این کار را هم با ایجاد شبکه‌های تلویزیونی مانند جم تی وی انجام می‌دهد. یا مثلاً کشور قطر که یک کشور کوچک و با جمعیت اندک می‌باشد دارای شبکه‌های تلویزیونی متعددی است که مخاطبانش را از یک ساله تا نود ساله را در برمی‌گیرد.

من به کشورهای جنوب شرق آسیا مسافرت کرده‌ام و به دفاتر شبکه‌های آنجا سر زده‌ام و از آن‌ها سؤال کرده‌ام که منبع اخبار شما چه شبکه‌هایی هستند و آن‌ها پاسخ داده‌اند که منبع اخبار ما سی ان ان و الجزیره است. من از آن‌ها می‌پرسیدم که آیا شما شبکه‌های ایرانی را هم دنبال می‌کنید و آن‌ها پاسخ منفی می‌دادند. این در حالی است که مردم آنجا تشنه انقلاب اسلامی هستند. در اندونزی جوانانی بودند که عکس امام(ره) و آقا را بر روی تی‌شرت خود قرار داده بودند.

اندونزی پرجمعیت‌ترین کشور اسلامی و بالطبع آن یکی از مؤثرترین کشورهای اسلامی است، ولی متأسفانه مردم این کشور هیچ ارتباطی با رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران ندارند. ما اگر فقط بر روی اسرائیل تمرکز کنیم و فقط رژیم صهیونیستی را دشمن خود بدانیم، اشتباه کرده‌ایم و مورد نفوذ سایر کشورها قرار می‌گیریم. یکی دیگر از ابزارهای نفوذ شبکه‌های اجتماعی هستند.

من شخصاً معتقدم که این شبکه‌ها منافعی هم دارند، ولی متأسفانه ما اسیر این شبکه‌ها شده‌ایم. امروز ما به جای فکر کردن به نفوذ دیگران باید خود به ساختاردهی دیگران نفوذ کنیم. امام(ره) در دهه شصت مسئله صدور انقلاب را مطرح کرد، ولی ما در این مسئله نتوانستیم که به خوبی عمل کنیم. ما الان حضور نظامی خوبی در سایر کشوره داریم و در این زمینه، یعنی نفوذ نظامی به سایر کشورها موفق عمل کرده‌ایم.

به عنوان مثال ما در حال حاضر در عراق و سوریه، سپاه پاسداران تشکیل داده‌ایم و یا در حوزه اقتصادی ما در حال صادر کردن پراید به کشورهای منطقه هستیم، ولی نتوانسته‌ایم که به صورت مطلوبی انقلاب اسلامی خودمان را صادر کنیم. ما یک زمانی انقلاب خود را به کشورهای آمریکای لاتین صادر کردیم که آن را هم دشمن با نفوذ خود، زمین زد. بنابراین راهکار مقابله با نفوذ، مقابله به مثل است. در حال حاضر ما بیشتر دچار نفوذ فرهنگی و رسانه‌ای شده‌ایم و راهکار مقابله با این نفوذ هم باید فرهنگی و رسانه‌ای باشد.

پرسش: آیا صهیونیسم مسیحی و صهیونیسم اسلامی همان صهیونیسم یهودیت است؟

صهیونیسم، یک تفکر سرطانی است که منشأ آن در یهودیت بوده است و بعد وارد مسیحیت و اسلام شد. صهیونیسم بیشتر یک تفکر سیاسی است که ممکن است که یک نفر مسلمان و یا مسیحی به آن معتقد باشد، ولی مبدأ این تفکر، یهودیت است.

انتهای پیام/

پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.