پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

پرونده ویژه | تغییر تاکتیک دشمن برای مقابله با امام رضا(ع)

امام رضا(علیه‌السلام) جامعه‌ای را به امام جواد(علیه‌السلام) تحویل داد که از نظر یاران، یاران قوی داشت. محدثین بسیار قوی داشت. حضرت(علیه‌السلام) آن‌ها را تربیت کرده بود و اجازه نداده بود دست مأمون به آن‌ها برسد.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی؛ مأمون در کار خود موفق بود، نوع حکومتداری او به گونه‌ای بود که در میان مردم برای او تقریباً مقبولیت ایجاد شده بود. اگر حکومت این‌ها را از اولی بررسی کنیم می‌بینیم در فساد اداری و حکومتی فراز و نشیبی وجود داشته است. گاهی فساد به قدری زیاد می‌شود که احساس می‌کنند اکنون با شورش مردم روبرو می‌شدند، به همین دلیل دست به اصلاحات می‌زدند تا مردم را ساکت کنند. برای نمونه در زمان عثمان دلیل این‌که مردم شورش کردند، فساد اداری و اقتصادی حکومت بود.

امیرمؤمنان(علیه‌السلام) نیز وقتی سرکار آمدند با اصل الفساد می‌خواستند مبارزه کنند، مبارزه‌ای که می‌توانست پای خیلی‌ها را بگیرد. یعنی آن‌هایی که تقریباً با امیرمؤمنان(علیه‌السلام) همراهی کرده بودند را نیز شامل می‌شد. دیدند تیغ عدالت واقعا تیغ عدالت است به همین دلیل حضرت(علیه‌السلام) را زدند.

تا این‌که حکومت به معاویه رسید. معاویه بسیار حواسش جمع بود به گونه‌ای دزدی می‌کرد که مردم متوجه نمی‌شدند. با یک روندی حرکت می‌کرد که مردم علیه او شورش نمی‌کردند. در زمان معاویه شورش‌ها کم بود و حتی وقتی در زمان یزید فساد علنی می‌شود، مردم این فساد را باور نداشتند تا این‌که امام حسین(علیه‌السلام) شهید شدند.

تا حکومت به عبدالله بن زبیر رسید. او نتوانست قضیه را جمع کند، چون جریان یهود را به صورت قوی پشت سر خود نداشت. قارچی بود که سبز شده بود به همین دلیل باز جریان بنی امیه که جریان اصلی بود سرکار آمد. عبدالملک سر کار آمد ولی خیلی حواسش جمع بود. از بیت المال برداشت می‌کرد ولی به دیگران نیز می‌داد تا کسی صدایش در نیاید.

ولید بن عبدالملک که جای عبدالملک آمد نیز بسیار حواسش جمع بود، دست به توسعه اماکن مذهبی همانند خانه خدا، قبر پیامبر(ص) و... زد، به همین دلیل علیه او شورشی نبود. وقتی حکومت به سایر برادارن رسید آرام آرام فساد علنی شد و وقتی این اوضاع پیش رفت زمینه برای شورش مردم ایجاد شد و زمینه برای ظهور و بروز بنی عباس آماده شد.

در نهایت بنی عباس سرکار آمدند. در زمان سفاح درگیر بودند و اتفاق خاصی رخ نداد. بعد از او منصور دوانیقی پول جمع می‌کرد ولی حواسشان بود. تا این‌که حکومت به هارون الرشید رسید. مقداری در زمان او اعتراضات زیاد شد تا این‌که دو فرزند هارون با یک دیگر درگیر شدند و مأمون به قدرت رسید و با زیرکی امام رضا(علیه‌السلام) را کنار خودش آورد.

وقتی امام رضا(علیه‌السلام) آنجا بود مأمون با فرماندارها، استاندارها و... چگونه برخورد می‌کرد؟ چون شاخصی آورده که این شاخص بسیار نبوی است. به همین دلیل اگر بخواهد زیاد بریز و بپاش کند، اوضاع خودش را خراب کرده است، لذا طی چند سالی که حضرت(علیه‌السلام) آن جا بود، در مصرف بیت المال رعایت می‌کرد. در نتیجه اوضاع عمومی مردم در زمان مأمون خوب بود. برخی از مردم نیز معتقدند بودند این اوضاع خوب به برکت امام رضا(علیه‌السلام) است.

به همین دلیل شورش‌هایی که علیه مأمون می‌شود، شورش‌های خوارجی است نه شورش‌های فقری. لذا وقتی مأمون را به عنوان خلیفه رسول الله(ص) انتخاب کردند و او نیز در آبادانی تلاش می‌کرد، در نتیجه میلی به این‌ها حاصل شد.

هدف اساسی دشمن اصلی از بین بردن اهل‌بیت(علیه‌السلام) و دین بود. طراحی مأمون این بود که امام رضا(علیه‌السلام) را زمین بزند. او مباحثات مختلفی گذاشت و دستور داد تا فلسفه غرب ترجمه شود، برای این‌که درب معارف اهل‌بیت(علیه‌السلام) را تخریب کند.

وقتی فلسفه غرب ترجمه شد زمینه برای فکر کردن مردم حاصل شد و وقتی امام رضا(علیه‌السلام) در این مباحث وارد شدند، مردم دیدند فکر اصلی اینجاست. مأمون با وارد کردن معارف غیر دینی به دنبال سد کردن معارف دینی بود ولی بدون این‌که خودش بفهمد زمینه را برای أثرگذاری امام رضا(علیه‌السلام) فراهم کرد.

چون وقتی مردم با معارف آشنا نباشند کاری ندارند، ولی وقتی شما جامعه را تشنه معارف کردی و معرفت بالایی حاصل شد، مردم فکر می‌کنند. مردم کلی فلسفه غرب را می‌خواندند، بعدش امام رضا(علیه‌السلام) با یک کلمه پنبه آن‌ها را می‌زد، مردم نیز متوجه می‌شدند علم واقعی اینجاست.

به همین دلیل زمینه‌ای توسط دشمن از روی نادانی ایجاد شد و وقتی این أثرگذاری را دیدند امام رضا(علیه‌السلام) را به شهادت رساند. یکی از دلایلی که امام رضا(علیه‌السلام) را به شهادت رساند، همین دلیل بود، چون دید ایشان در میان مردم جایگاه پیدا کرده بودند.

 

امام رضا(علیه‌السلام) چگونه جامعه را تحویل امام جواد(علیه‌السلام) دادند؟

ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که آیا طراحی دشمن یعنی یهود در زمان امام رضا(علیه‌السلام) تغییر کرده بود یا خیر؟ مأمون، امام رضا(علیه‌السلام) را شهید کرد. امامت به امام جواد(علیه‌السلام) رسید که 9 سال داشتند. ولی امام رضا(علیه‌السلام) چه جامعه را تحویل امام جواد(علیه‌السلام) داد؟

امام رضا(علیه‌السلام) جامعه‌ای را به امام جواد(علیه‌السلام) تحویل داد که از نظر یاران، یاران قوی داشت. محدثین بسیار قوی داشت. حضرت(علیه‌السلام) آن‌ها را تربیت کرده بود و اجازه نداده بود دست مأمون به آن‌ها برسد. این‌ها روات بسیار مهم و قوی بودند که حضرت(علیه‌السلام) آن‌ها را از دست مأمون دور نگه داشته بود. مأمون می‌خواست این سازمان را پیدا کرد. ولی امام(علیه‌السلام) آن‌ها را از دست او دور نگه داشته بود.

مأمون، امام جواد(علیه‌السلام) را خوب می‌شناخت و درباره ایشان هیچ شکی نداشت ولی آیا کسانی که پیش مأمون بودند چنین دیدگاهی داشتند؟ آن‌ها پس از شهادت امام رضا(علیه‌السلام) معتقد بودند که ایشان جامعه را به دست یک کودک 9 ساله سپرده و این کودک کاری از دستش بر نمی‌آید، به همین دلیل به یک خواب خرگوشی رفتند که این برایشان بسیار خطرناک بود. ولی نمی‌دانستند که امام جواد(علیه‌السلام) 9 ساله با امام رضا(علیه‌السلام) و ائمه دیگر هیچ تفاوتی ندارد.

امام جواد(علیه‌السلام) ارتباط خود را با سازمانی که امام رضا(علیه‌السلام) ایجاد کرده بودند، داشتند و چون دشمنان در خواب بودند، امام(علیه‌السلام) با آن‌ها ارتباط راحتی برقرار کرد.(1)

 

تغییر تاکتیک مأمون

مأمون تغییر تاکتیک داد نه تغییر استراتژیک. استراتژی یهود از بین بردن خط اسلام با جلوگیری از دست یافتن اسلام به حاکمیت جهانی بود. تلاش در جهت ممانعت ظهور اسلام در تمام دنیا بود. چون اگر تحقق پیدا می‌کرد، اسم و رسمی از یهود باقی نمی‌ماند. در حالی که آن‌ها به دنبال باقی ماندن اسم و رسم نیستند، بلکه به دنبال دستیابی به کل دنیا هستند. پس باید از ظهور اسلام در جمیع عالم جلوگیری کنند.

برای آن‌ها خط روشن بود و می‌دانستند اسلام توسط 12 نفر اهل‌بیت(علیه‌السلام) جهانی می‌شود، به همین دلیل باید ممانعت می‌کردند. تا زمان هارون الرشید کنترل به وسیله بگیر و ببند بود ولی مأمون تغییر تاکتیک داد. او آزادی عمل داد و امام(علیه‌السلام) را در کنار خود نگه داشت تا بتواند سازمان مخفی شیعه که امام(علیه‌السلام) ایجاد کرده بود را شناسایی، کشف و نابود کند.

مأمون معتقد بود باید شبکه‌ای که به صورت پنهانی توسط اهل‌بیت(علیه‌السلام) ایجاد شده بود را از بین برد. به همین دلیل امام رضا(علیه‌السلام) را در کنار خود قرار داد تا وقتی این بزرگوار با شبکه ارتباط گرفتند، آن‌ها را شناسایی و نابود کند، ولی به سرعت دید این کار به ضرر خودش تمام شد. چون هیچ یک از سرشاخه‌های سازمان کشف نشد و مطرح کردن امام رضا(علیه‌السلام) در میان مردم نیز به ضررش تمام شد.

هیچ یک از روات در مشهد کنار حضرت(علیه‌السلام) نبودند. تنها اباصلت هروی کنار امام رضا(علیه‌السلام) بود ولی به قدری ظاهر را رعایت می‌کرد که مأمون فکر می‌کرد او تنها یک نوکر ساده است، در حالی که عالم مطلق بود. دشمن در زمان امام رضا(علیه‌السلام) تاکتیک را تغییر داد، او به دنبال کنترل بود تا بتواند امام دوازدهم را از بین ببرد.(2)

انتهای پیام/

منابع؛

1 جلسه 93 تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(1397/11/06)

2 جلسه 96 تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(1397/12/04)

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
پایگاه تاریخ تطبیقی

پایگاه تاریخ تطبیقی

تاریخی بصیرت افزا

تاریخ‌تطبیقی، با تطبیق وقایع روز با گزاره‌های تاریخی، بسیاری از پیچیدگی‌ها و ابهامات را حل کرده و از مطالعه دقیق، هوشمندانه، عالمانه و تحلیلی تاریخ، بصیرت لازم را برای درک عمق مسایل جاری و پیش رو به دست می‌دهد. سایت تاریخ‌تطبیقی برای عمل به چنین رسالتی به دستور و با پشتیبانی استاد مهدی طائب که در سال‌های اخیر با این رویکرد منشأ تحول در مباحث تاریخی بوده‌اند راه اندازی شد که علاقمندان فرهیخته بتوانند نمونه‌های عینی این نگاه به تاریخ را همراه با آثار و نتایج آن به دست آوردند. دروس‌استاد، نگاه‌های همسو به دانش‌تاریخ با الگوگیری صحیح از مباحث‌تاریخی قرآن‌کریم، حضرات معصومین علیهم‌السلام و بزرگانی چون امام‌خمینی (رحمت‌الله‌علیه) و رهبر معظم انقلاب(حفظه‌الله) در قالب مقاله، یادداشت، مصاحبه و گزارش بر روی این سایت برای علاقمندان قابل دسترس است.